سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایت ترور ناموفق هاشمی رفسنجانی...

روایت ترور ناموفق هاشمی رفسنجانی

چکیده :«دكترها مي‌گفتند كه آقاي هاشمي خون احتياج دارد. بايد به او خون بدهيد. وقتي من رفتم خون بدهم، ديدم صف طولاني تشكيل شده و مردم آمده بودند خون بدهند. من وقتي مردم را ديدم، گريه‌ام گرفت كه چقدر اين مردم وفادار...


ترور ناموفق آيت الله علي اكبر هاشمي رفسنجاني، واقعه اي  است كه در شب 4 خرداد 1358و تنها 22 روز بعد از ترور و شهادت شهيد مطهري رخ داد.

وقتی منافقان، دكتر مطهری را شهید كردند، امام (ره) گفتند كه برای آقاي هاشمي محافظ بگذارند؛ البته وقتی آقای هاشمی به خانه می‌آمد، محافظان را مرخص می‌كرد و آنها می‌رفتند.

4 خرداد ۱۳۵۸ كه جمعه شب بود، دو نفر به درب خانه هاشمي مراجعه كرده و اعلام مي كنند حامل پيام مهمي از سوي ناطق نوري براي وي هستند كه تنها محافظ موجود به آنهااجازه ورود می‌دهد.

واقعه اين ترور از زبان بسياري از افراد خانواده هاشمي نقل شده است كه سخنان  خانم مرعشي، همسر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به عنوان شاهد عيني اين حادثه موثق تر است.

وي در تشريح اين واقعه مي گويد: «آن زمان خانه ما خیلی جمع و جور بود. رفتم چادر نمازم را بردارم و نماز بخوانم. از مقابل اتاق كه رد شدم، دیدم انگار دو سه نفر دارند كشتی می‌گیرند! تعجب كردم چون آقای هاشمی داخل آن اتاق بودند. در را باز كردم دیدم كه ایشان با یك نفر گلاویز شده‌اند. پاسدار ما نیز در حیاط کنار حوض بود. غروب بود و هوا تاریک شده بود. پاسدار از پشت شیشه می‌بیند که آقای هاشمی با یک نفر دیگر گلاویز شده‌اند. من در را که باز کردم و این صحنه را دیدم، رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. یادم آمد که منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست‌هایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از در رفت. احتمال داد که آقای هاشمی کشته شده است. او که رفت، من بلند شدم. دیدم خون از شکم آقای هاشمی بیرون زده. چادری را که برای نماز برداشته بودم، دور بدن آقای هاشمی بستم.»

اکبر هاشمی رفسنجانی در ساعت 20:45 به بیمارستان شهدا منتقل شد. او از ناحیه شکم قسمت بالا و راست مورد اصابت قرار گرفته بود، جراحی تا آخر شب طول کشید، تیر به کبد ایشان خورده و پرده دیافراگم نیز پاره شده بود.

در بخش ديگري از خاطرات مرعشي در خصوص ارادت مردم به هاشمي در سال 58 آمده است: «دكترها مي‌گفتند كه آقاي هاشمي خون احتياج دارد. بايد به او خون بدهيد. وقتي من رفتم خون بدهم، ديدم صف طولاني تشكيل شده و مردم آمده بودند خون بدهند. من وقتي مردم را ديدم، گريه‌ام گرفت كه چقدر اين مردم وفادار هستند.»

هاشمی رفسنجاني 15 روز بعد از بيمارستان مرخص شد؛ این ترور توسط گروه فرقان صورت گرفت و بعدها تروریست‌های فرقان دستگیر شدند.


14 پاسخ به “روایت ترور ناموفق هاشمی رفسنجانی”

  1. محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید گفت:

    اشک تو چشام جمع شد- خدا *****هاشمی***** رو برامون نگه داره-
    ********هاشمی ، میرحسین ، خاتمی ، کروبی******* اینها می تونن کشور رو نجات بدَن و سروسامان بدن وضع اسفناک اقتصاد کشور و همچنین سیاست خارجه رو اما امان از این مصباحیون ِ امّ الفساد
    ——————————————————————————————————————————————————————-

  2. ناشناس گفت:

    هاشمی زنده است ، تا انقلاب زنده است . ( امام خمینی « ره »

  3. ادریس گفت:

    زنده باد هاشمی

  4. علی-فرزند شهید گفت:

    آقای هاشمی ما تا آخرین قطره خون پای یاران امام مخصوصا اقای هاشمی ایستاده ایم

  5. سرخسی گفت:

    چی شده حالا به جایی رسیده اید که برای کسی که عالیجناب سرخ پوش می خواندید دعا می کنید قابل توجه حزب بادها جدیدا یک گروه انحرافی دیگر پیدا شده که برای مخالفت با نظام شروع به خوردن انشان کرده اند بروید با آنها اعلام همبستگی کنید

  6. ناشناس گفت:

    khodaya hashemey ra baraey rozhay sakht dar pesh ro salamat bedar .khodaya ou ra az ter hasodan mahfozbedar .

  7. دانشجو گفت:

    آقای هاشمی همین مردمی که وقتی نیاز به خون داشتی اینجوری صف می کشیدن برای اهدای خون به شما..همینها هم الان برای احقای حق خودشون به شما نیاز دارند..تورو خدا تنها شون نزار .این مردم خیلی وفادار تر ازاین حرفان..میدونم صدای شما صدای همه ملت بیدار ماست.

  8. قلم فرانسه گفت:

    و درست سی سال پس از آن واقعه هاشمی بار دیگر ترور شد !!!!!
    این بار اندیشه هاشمی ترور شد . در همان آخرین نماز جمعه بیاد ماندنی سبزش !
    صد البته این بار نام گروه فرقان نبود , فرقان ( همان قرآن ) بر دست داشتند و اسلحه بر نمازگزاران هم اندیشه هاشمی !
    خودمانیم ترور اندیشه به مراتب تلخ تر از ترور جسم است . قلم فرانسه

  9. یک سید پیر گفت:

    من سید هستم و از جدم میخوام این جوانمرد سیاست را برای مردم این کشور نگه داره
    خدا پیش اولیا الله سربلندش کنه و به اون توان ایستادگی در برابر جور زمانه رو بده

    ما رهروان امام و آزادی خواستار بازگشت این قطب به میدان نبرد سیاست هستیم

  10. خسرو گفت:

    مردم بدانید دنیا یک سیاستمدار مرد داره و اون هم هاشمی است من شخصا به ایشان ارادت و احترام خاصی دارم در ضمن بدانید ان زمانی که اقای هاشمی با امام بودند (قبل از سال 42) هنوز نطفه خیلی از این مسولین که به ایشان تهمت های ناروا وارد کردند و میکنند بسته نشده بود امروز انها فکر میکنند که انقلاب را انها پایه ریزی کردند خداوند انشالله این مرد راستین انقلاب را برای مردم ایران حفط فرماید

  11. احسانز گفت:

    هاشمی هاشمی خدا نگه داره تو
    بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو

  12. یک دوست گفت:

    تاریخ باردیگرتکرارشد وقتی سرمبارک امام اول شیعان براثرتیغ ظلم کین وجور شکافته شد مردم کوفه صف کشیده بودند چون دکترگفته بود شیرزهرشمشیر را می کشد ولی همین مردم پسرش رادرنینواکشتند آری آنهای که دیروز خون می دادند مثل کوفیان امروز تیغ می کشند

  13. مصطفی گفت:

    درود بر همه شما

  14. ناشناس گفت:

    عدو سبب خیر شود اگر خدا خواهد