فتح خرمشهر حماسه ای عبرت انگیز
چکیده :فتح خرمشهر، پاياني بر آرزوها و مقاصد صدام و حاميانش در تحميل جنگ بر جمهوري اسلامي ايران بود و قواي ايران را از موضع دفاعي در تاكتيك نظامي در يك موضع تهاجمي دايمي تا نزديك به پايان جنگ قرار داد. اتخاذ اين تاكتيك توانست قدرت دفاعي جمهوري اسلامي ايران را به نحو قابل ملاحظهاي افزايش دهد. فتح خرمشهر آغاز ايجاد توان بازدارندگي در جمهوري اسلامي ايران است. به طوري كه نيروهاي مسلح كشور پس از اين مقطع از جنگ توانستند بر صنعت دفاعي خود تكيه و براي ساخت تسليحات مورد نياز، برنامهريزي كنند....
حسین علایی
حادثه عظيم و به يادماندني آزادسازي خرمشهر به دست رزمندگان اسلام و بازگشت دوباره اين شهر خونين به پيكره سرزمين مادري خود و ناكام گذاشتن دشمن از تبديل آن شهر خرم به نام «مُحمره» از جهات مختلف، قابل مطالعه و بررسي است. نبرد بيتالمقدس كه در جريان آن و در آخرين مرحله عمليات، توانست خرمشهر را از چنگال نظاميان بعثي صدام آزاد كند، داراي ويژگيهاي ممتازي است كه بهخصوص از نظر تاكتيكي و طرحريزي عمليات، بسيار درسآموز و ماندگار است. اما شايد مهمترين ويژگي عمليات بيتالمقدس، آزادي بندر خرمشهر در سوم خرداد 1361 باشد. زيرا كه بازپسگيري اين شهر زيبا پس از يك نبرد طولاني با دشمن سرسخت، نماد پيروزي رزمندگان اسلام و ظهور غرور ملي ايرانيان در برابر تهاجم بيگانه، در سراسر دوران جنگ تحميلي است. خرمشهر در بين 10 شهر و حدود 17 هزار كيلومتر مربع از خاك كشور عزيزمان كه در تهاجم وسيع ارتش متجاوز بعثي عراق در حمله به انقلاب اسلامي در اوايل آبانماه سال 1359 به دست دشمن افتاد، علامت جدي بودن جنگ تحميلي و پرچم موفقيت دشمن در اشغال خاك ايران بود. بعثيها براي گرفتن خرمشهر با مقاومت مردمي سنگين و مقابله رزمندگان شجاع مدافع آن، مواجه شدند و 35 روز پشت دروازههاي اين شهر، با حماسههاي عظيم آفريدهشده از سوي رزمندگان و بسيجيان، معطل ماندند. نظاميان صدام پس از تصرف خرمشهر و استقرار در آن به منظور جلوگيري از حمله رزمندگان اسلام به آن و تلاش براي حفظ و نگهداري اين شهر، وسيعترين اقدامات مهندسي و قويترين استحكامات دفاعي و بهترين آرايشهاي نظامي را در شمال و شرق آن به كار گرفتند، ولي آنچه اتفاق افتاد اين بود كه پس از گذشت 578 روز از حضور دشمن در اين شهر خرم و پرآوازه و آواره شدن مردم عزيز آن و تخريب خانه و كاشانهشان، بار ديگر با برنامهريزي دقيق و با ابتكار عمل رزمندگان انقلابي پيرو مكتب دفاعي حضرت امام خميني (ره)، اين شهر پيشتاز مقاومت در برابر دشمن، جاودانه به پيكره ايران اسلامي بازگشت. دشمن كه تا آخرين لحظات نميخواست اين پايگاه ارزشمند مهم را رها كند، با برجاي گذاشتن حدود
12 هزار اسير، فقط در داخل آن شهر، با خفت و خواري از خونين شهر بيرون رانده شد و خرمشهر به علامتي براي موفقيت رزمندگان اسلام و پيروان راه امام خميني(ره)، براي دفاع در مقابل دشمن عنود، تبديل شد. صدام خرمشهر را اشغال نكرد كه از آنجا بيرون برود، بلكه او خرمشهر را به تصرف خود درآورد تا آن را به خاك عراق الحاق كرده و آن را جزيي از استان «عربستان صدام ساخته»، تبديل كند. او خرمشهر را اشغال كرد تا اروندرود را شطالعرب بخواند. نظاميان بعثي تا آخرين نفر در خرمشهر ماندند تا اين شهر را همچنان براي رژيم صدام حفظ كنند، ولي تدبير امام خميني(ره) و انديشه دفاعي او كه در اين تفكر، تسليم در برابر دشمن راهي ندارد، خرمشهر را به وطن اسلامي بازگرداند و شيران روز و زاهدان شب، با تكيه بر «ايمان» و با «دستان خالي از سلاحهاي پيشرفته» و براي انجام «تكليف الهي خود»، جاودانهترين حماسه تاريخ كشور را براي آزادسازي آن آفريدند و در پايان نبرد 25روزه كه در 25 سال قبل، با نام «عمليات بيتالمقدس» آغاز شد، در سوم خردادماه سال 1361 موفق شدند پرچم پرافتخار جمهوري اسلامي را بر بلنداي مسجد جامع خرمشهر، به علامت پيروزي حق عليه باطل، به اهتزاز درآورند و سرود «خمينياي امام» را سردهند. خرمشهر در دوران اشغال، به قلب خونين و تپنده ملت ايران، به شهر مقاومت و مظلوميت و شهر حماسهآفرينيهاي جاودان تبديل و پس از آزادي، به مرز عزت، عظمت، سرافرازي و هوشياري ملت ايران بدل شد. اكنون صدام دشمن خونخوار مردم عراق و ايران كه روزي خاك پاك خرمشهر را زير پاي چكمههاي نظاميان خود با زنجير تانكهاي پرقدرت و با نفربرهاي زرهي در مينورديد و كشورهاي پولدار عرب براي او هورا ميكشيدند، به دست انقلاب اسلامي و با همت مردم عراق به زبالهدان تاريخ فرستاده شده است. تقدير الهي چنين بود كه سردار قادسيه به دست كساني كه او را عليه امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي تقويت ميكردند، زبون و ذليل شود و پس از يك دوره خفت و خواري در نهايت به دست چوبهدار سپرده شود. اين سرگذشت همه كساني است كه در برابر اراده الهي و مقابل بندگان مظلوم خدا ميايستند و به آنها ظلم ميكنند: «وَ سَيعلَمُ الذينَ ظَلَموا اي مُنقَلبٍ ينقَلبون.» حال سوال مهم اين است كه چگونه دشمني كه خرمشهر و بخشهاي مهمي از استان خوزستان را براي محاصره انقلاب اسلامي به تصرف خود درآورده و تا نزديكيهاي شهر اهواز به پيشروي خود ادامه داده بود و در همين حال، مورد حمايت اكثر كشورهاي منطقه و ابرقدرتهاي آن روز قرار گرفته بود و به نمايندگي از آنها به جنگ با نهضت اسلامي مردم ايران ميپرداخت، به يكباره در پي چهار عمليات مهم «ثامنالائمه»، «فتحالمبين»، «طريقالقدس»، و «بيتالمقدس» از پاي درآمد و به جاي فكر كردن به ادامه تهاجم، به فكر جلوگيري از پاشيده شدن حكومت خود افتاد و از نظر نظامي به لاك دفاعي عميق فرو رفت و همه دغدغهاش ترس از يورش بسيجياني شد كه به زعم او، از سلاح مهمي برخوردار نيستند و آموزشي نديدهاند، ولي چون صاعقه از همه استحكامات دشمن عبور ميكنند و به هيچ چيز جز پيروزي نميانديشند و از مرگ به عنوان «فوز عظيم» و «پيروزي بزرگ» استقبال ميكنند و با سلاح شهادت به جنگ دشمن ميروند و «پيروزي را از آن خدا ميدانند» و فقط براي حفظ اسلام ميجنگند و وطن خود را به خاطر حاكميت اسلام در آن، دوست دارند و هر تيري را كه ميافكنند آن را از خدا ميدانند و با خود ميگويند: «وَ ما رَمَيتَ اذ رَمَيت وَلكن الله رَمي.» پاسخ به اين سوال در انديشه و منشي نهفته است كه حضرت امام خميني(ره) آن را به ملتهاي مستضعف جهان ارايه كرد. آن تفكر و بينش، موجب ظهور خلاقيتها، تواناييها و ابتكار عملهاي عظيمي شد كه توانست «عمليات بيتالمقدس» را طراحي و نيروهاي داوطلب بسيجي را از سراسر كشور روانه جبههها كند و جنگ را به صورت يك تكليف عمومي براي همه مردم در رأس امور قرار دهد. امام(ره) حتي دفاع و جنگيدن با دشمن را در انحصار نيروهاي مسلح رسمي كشور ندانست و دفاع و مقاومت در برابر تهاجم بيگانه را بر همه مردم، اعم از زن و مرد، واجب كفايي تلقي كرد. همين امر موجب آن شد كه دشمن از ظهور چنين مجموعهاي از نيروهاي خلاق، در قدرت دفاعي ايران غافلگير بماند و زماني متوجه حضور جدي چنين انسانهايي شود كه جبهههايش يكي پس از ديگري فرو ميريزند. همين نيروهاي داوطلب بودند كه با فكرهاي نو و برگرفته از انديشه پوياي مكتب اسلام كه امام خميني(ره) روايتگر آن بودند، با شجاعت و خلاقيت تمام، دست به طرح ريزيهاي بزرگ و ابتكاري براي خلق عملياتهاي موثر زدند و خود را از طرحهاي رسمي و كلاسيك متكي بر آتش انبوه و سلاحهاي برتر نجات دادند و نحوه جنگيدن با دشمن را در ميدان نبرد آموختند و خود استادانه دست به خلق تئوريهاي نوين جنگي زدند. آنها براي نجات خرمشهر، عبور از رودخانه خروشان كارون را به عنوان محور و تلاش اصلي خود براي عبور عمده قوا طراحي كردند و به جاي روشهاي مرسوم و متكي بر سلاحهاي پيشرفته و تهيه آتش سنگين با اتكا به نيروهاي داوطلب، به خطوط مواصلاتي دشمن حمله كردند و به جاي تهاجم بر مواضع واحدهاي دشمن در خرمشهر از سمت جلو و اقدام به تك جبههاي، از پشت به دشمن بعثي حمله كردند و از همان راهي كه نظاميان بعثي به خرمشهر حمله كرده بودند، به خرمشهر تك كرده و وارد آن شهر شدند. رزمندگان اسلام در تاكتيك خود موفق شدند تا عقبههاي ارتش متجاوز را مورد تهاجم قرار داده و خطوط تداركاتي او را بسته و از امتداد مرز شلمچه براي آزادي خرمشهر اقدام كنند. آنها توانستند با فتح خرمشهر، آغازي براي پايان دادن به جنگ تحميلي بيافرينند و براي ميهن عزيز افتخار ابدي كسب كنند. فتح خرمشهر، پاياني بر آرزوها و مقاصد صدام و حاميانش در تحميل جنگ بر جمهوري اسلامي ايران بود و قواي ايران را از موضع دفاعي در تاكتيك نظامي در يك موضع تهاجمي دايمي تا نزديك به پايان جنگ قرار داد. اتخاذ اين تاكتيك توانست قدرت دفاعي جمهوري اسلامي ايران را به نحو قابل ملاحظهاي افزايش دهد. فتح خرمشهر آغاز ايجاد توان بازدارندگي در جمهوري اسلامي ايران است. به طوري كه نيروهاي مسلح كشور پس از اين مقطع از جنگ توانستند بر صنعت دفاعي خود تكيه و براي ساخت تسليحات مورد نياز، برنامهريزي كنند. فتح خرمشهر اميدهاي بينالمللي براي پيروزي رژيم بعثي را بر جمهوري اسلامي ايران به يأس مبدل كرد و سرمايهگذاريهاي انجامشده از سوي استكبار جهاني روي رژيم بعثي عراق و صدام را بيحاصل كرد و موجب شد كه قدرتهاي سرمايهگذار استكباري هزينههاي بيشتري را براي حفظ صدام متحمل شوند. تقويت ارتش صدام در اين دوران موجب شد تا پس از پايان جنگ تحميلي، شرارت صدام در حمله ارتش عراق به كويت، دامن حاميان رژيم بعثي را هم بگيرد. در واقع با فتح خرمشهر بود كه اطمينان از پيروزي دشمن و تسليم جمهوري اسلامي ايران در ذهن جهانيان عوض و احتمال پيروزي جمهوري اسلامي ايران و تسليم عراق در افكار سياستمداران مطرح شود. آنها احساس كردند كه با فتح خرمشهر، بايد استراتژي «مهار انقلاب اسلامي از طريق جنگ تحميلي»، به راهبرد «عدم توسعه پيروزي جمهوري اسلامي ايران» و «جلوگيري از شكست عراق» تبديل شود. پس روز سوم خرداد يك حماسه ملي براي آحاد مردم ايران است، روز حماسه شكوهمند حضور يك ملت در عرصه سرنوشت خويش است، روز پيوند پايدار و ناگسستني امام بزرگوار امت با امت بزرگ امام است، روز فداكاريهاي شگفتانگيز و روز تضمين عزت ملت بزرگ ايران است، روز بزرگداشت خاطره دو فرمانده شهيد سپاه خرمشهر، محمد جهانآرا و دكتر موسوي است، روز يادآوري از چهرههاي درخشان 446 شهيد، 44 جاويدالاثر، 104 آزاده و 126 جانباز خرمشهري است. سوم خرداد را گرامي ميداريم تا فراموش نكنيم كه ريشه عظمت ملت ايران در كجاست، به فتح خرمشهر به عنوان يك روز بزرگ مينگريم تا همواره نسبت به پيشتازان جهاد و شهادت اداي دين كنيم، تا بدانيم كه آزادي ما، استقلال و حفاظت از تماميت ارضي ما در درجه اول مرهون و مديون خون شهيدان و مقاومت رزمندگان اسلام است.
منبع: شرق














چه گران استقلال کشور حفظ شده است.درود بر همه شهیدان از هر عقیده و مرام که مرام همه آنها از جان گذشتگی بود
چی بگم که ادای وطن دوستی دارید کاریشم نمیشه کرد نهادینه شده دروغ گویی شما
aya behtarin forsat baraye payanhe jang ve pishguiri az dandeh talafateh bishtar nobood
البته بر طبق گفته آقای قرائتی وطن پرستی جرم هست بهتر بود جور دیگری محاکمه میفرمودید.