ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران درگذشت
چکیده :اين داستان مردي است كه كرنش را بلد نبود. مردي كه هرگز سرخم نكرد و خم نشد. به برابر هيچكس و نه هيچ چيز حتي برابر مرگ. داستان مردي كه ستاره شد، ستاره ماند و ستاره...
ناصر حجازي، صبح امروز(دوشنبه) در بيمارستان كسري تهران درگذشت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ناصر حجازي ، اسطوره فوتبال ايران، صبح امروز در سن 62 سالگي به دليل ابتلا به بيماري سرطان ريه درگذشت.
حجازي از يك سال و نيم پيش با اين بيماري مهلك دست و پنجه نرم ميكرد و جمعه در حين تماشاي بازي استقلال و پاس دوباره بيمارياش عود كرد و به بيمارستان منتقل شد.
او امروز ظهر در سن 62 سالگي درگذشت.
اين خبر را اصغر حاجيلو در جمع خبرنگاران و مردم اعلام كرد.
اين داستان مردي است كه كرنش را بلد نبود
اين داستان مردي است كه كرنش را بلد نبود. مردي كه هرگز سرخم نكرد و خم نشد. به برابر هيچكس و نه هيچ چيز حتي برابر مرگ. داستان مردي كه ستاره شد، ستاره ماند و ستاره رفت.
ميگويند ستارگان را خاموشي نيست و تنها از ديدگان دور ميشوند. همانند ستارهها، همانند ناصر حجازي كه ديگر قامت پرصلابت او را نخواهيم ديد و دلمان برايش تنگ خواهد شد. براي چهره مردانهاش، حرفهاي صريحاش حالا بايد براي ديدن دوبارهاش به خاطرههايمان برگرديم به عكسها و نوشتهها چرا كه ناصر حجازي ديگر كنار ما نيست. ناصر خان رفت، آن «مرد» رفت.
“من ناصر حجازي هستم. سرد و گرم روزگار را چشيدهام. عمري از من گذشته است. همواره سعي كردم از مردم جدا نباشم. هميشه با مردم بودهام، هرچه دارم از خدا و لطف و محبت مردم است. من و امثال من مديون مردم هستيم. رفتم تا شايد ديگران بتوانند…”
ناصر حجازي مردي از جنس آذر و آتش بود. آرام نبود و قرار نداشت. اهل بازي نبود و هميشه خودش بود. شماره يك آبيها، ايران و آسيا 28 آذر 1328 در محله آرياناي تهران چشم به دنيا گشود و 62 سال بعد زمين و زمينيها را براي هميشه ترك كرد.
او سنگربان نخست ايران و آسيا در دهه 50 بود و در جام ملتهاي آسيا و بازيهاي آسيايي قهرمان شد. در بازيهاي المپيك و جام جهاني به ميدان رفت و با آبيهاي تهران در تخت جمشيد و جام باشگاههاي آسيا به بالاترينها رسيد. هنوز هم ماندهايم كه چرا فدراسيون جهاني تاريخ و آمار فوتبال ناصرخان ما را دومين دروازبان قرن بيستم قاره كهن پس از محمد الدعايه عربستاني ميداند. حجازي ما هميشه اول بود. هميشه يك بود. او فوتبالش را از نادر شروع كرد. از 1345 تا 1348 نادري بود و سپس راه تاج را در پيش گرفت. تا 1356 درون دروازه آبيها تهران ايستاد و پس از يك سال و نيم بازي براي شهباز دوباره به استقلال برگشت و تا پايان فوتبالش در سال 1365 كنار آبيها ماند، ولي در سال 1369 و با پيراهن محمدان بنگلادش دستكشهايش را آويخت!
ناصر حجازي در فاصله سالهاي 1347 تا 1359 شصت و دو بار پيراهن تيم ملي ايران را پوشيد و تنها به خاطر قانوني عجيب و معروف به قانون «29 سالهها» در 29 سالگي از تيم ملي كنار گذاشته شد.
حجازي پس از جام جهاني 1978 آرژانتين براي مدت كوتاهي با منچستريونايتد تمرين كرد و پنج بازي را نيز درون دروازه تيم ذخيرههاي منچستريونايتد ايستاد. ولي همين مدت كوتاه و يا 5 بازي ناچيز دليلي نشد تا سرالكس فرگوسن و شياطين سرخ احوالپرسي او در دوران بيماري نشوند و از راه دور سراغ بازيكن تمريني خود را نگيرند. آنها از راه دور جوياي احوال بازيكن تمريني خود شدند و ما در همين نزديكي هم حال ستارهمان را نپرسيديم! همينها بود كه دل «مرد» را به درد ميآورد. چنان كه بهار هم نميتواند حال و هواي ابري دلش را دگرگون كند. براي همين بود كه ميگفت و مينوشت كه «غم قفس به كنار، آنچه عقاب را پير ميكند. پرواز زاغها بي سر و پا است.»
ناصر خان. چهل و يكمين دروازهبان شايسته فوتبال جهان آدم عجب و غريبي بود. عجيب و غريب ولي بزرگ، محترم و دوست داشتني. «مرد» فوتبال ما هميشه كارهاي خاص خودش را ميكرد. مثل همان زمان در هجده سال بيشتر نداشت و به خاطر شكستن كتف نامش از سوي رايكوف مربي وقت تيم ملي خط خورد، ولي او را به صحبت قانع كرد و در نهايت هم حرفش را به كرسي نشاند.
يا همان زمان كه راه بنگلادش را در پيش گرفت. دروازهبان و مربي محمدان شد و با اين تيم پرسپوليس مدعي در رقابتهاي آسيايي حذف كرد و در جمع 8 تيم برتر آسيا قرار گرفت.
اين هم تصميمهاي دور از انتظار «ناصرخان» نبود. او يكبار آبيها را با چيدمان 2ـ6ـ2 روانه شهرآورد تهران كرد و در نهايت هم نتيجه را 3 بر صفر واگذار به قرمزهاي تهران.
او در تهران در ديدار پاياني جام باشگاههاي آسيا هم تصميم عجيبي گرفت و محمدعلي يحيوي را به جاي پرويز برومند درون دروازه آبيها قرار داد. شايد اين تصميم باعث شد تا جوبيلو ايواتاي ژاپن در تهران و برابر هواداران آبي در ورزشگاه آزادي جشن قهرماني را برپا كند.
ناصر حجازي تمام عمرش را جنگيد و مبارزه كرد، درست همانند 15 ماه پايان عمرش با سرطان ريه. او در مدرسه عالي ترجمه، مدرك ليسانس مترجمي زبان را گرفت، همانجا با همسرش آشنا شد، گرچه آتيلا و آتوسا حاصل اين پيوند بودند، ولي دروازهبان فراموش شدني فوتبال ايران ستارگان بسياري در فوتبال ايران و جهان به همگان شناساند از جمله علي دايي، آقاي گل فوتبال جهان و رحمان رضايي را.
فوتبال همه زندگياش بود، ولي او هرگز نخواست تا يك بازيكن بازنشسته ولي خوشنام بماند.
او هيچ گاه در سايه نرفت. شنا بر خلاف جهت آب عادت هميشه آقاي شماره يك ما بود. حالا او رفته است، ما ماندهايم بدون ناصر خان حجازي. فوتبال ايران ديگر ناصر حجازي خوش پوش و خوش گفتارش را ندارد. دلمان برايت تنگ ميشود. براي تو، حرفهاي صريحت و رفتار مردانه و مردمدارانهات.
حالا بايد ميان خاطرههايمان آن «مرد» را جستوجو كنيم.
حالا ما ماندهايم و چسبيدهها و خاطرههايي دير و دور. به دورود آقاي هميشه شماره يك . خداحافظ ناصرخان . خدانگهدار آقاي حجازي، روحت شاد و سپاس كه اسطوره بودي، اسطوره ماندي و به دنبال باد نرفتي. ياد مردي و مردانگيات تا هميشه به خير باد.















عقاب اسیا پر کشید
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
روحش شاد
ناصر خان حجازی در بیماری هم مردمش را فراموش نکرد و همراه و یار مردم بود و با این جمله زیبایش که: “مگر بی غیرتم که نسبت به مشکلات مردم کشورم بی تفاوت باشم”مردمش را تنها نگذاشت।
بار دگر همچون تشییع پیکر آیت الله منتظری که همه جارو سبز کردیم چهار شنبه ای تاریخی را برای دوستدارن حجازی رقم خواهیم زد.
چشم به راه حضور سبزتان هستیم.
خدایش بیامرزد
bazham yek marde digeh az kenare ma raft rohash shad
روح ات شاد ناصر خان حجازی وعده ما چهارشنبه ساعت9 یادش کرامی باد
ناصر خان برای همیشه در قلبها و اذهان ایرانی ها ماندنی شدی…..عروج و آزادی ات مبارک
انشالله خداوند رئح او را غریق رحمت الهی گرداند و به خانواده محترمش صبر عنایت کند و یاد او همواره در ذهن ما باقیست
مطمئن باش که یادت نرود از دل ما مگر انروز که در خاک شود منزل ما
روحش شاد رهش پر رهرو باد
سلام , خداحافظ
سلام , خداحافظ
چیزی تازه اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل
باز شود این در گم شده بر دیوار….
روحت شاد
اقای ناشناس او به مردم امید ,میداد به زندگی , امید, امید, امید, امید,امید, امید امید به ……………………………………………………………….!!!!!!!!!!!!!!!!!
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی گردم
پارسال اینو گفت
khodayash biyamorzad.kheily gerye kardam
وعده ما چهارشنبه ۹ صبح تشییع جنازه مرحوم حجازی (قرمز و ابی همگی سبز خواهند شد)
ناصر خان دومین دروازه بان قرن در تاریخ فوتبال آسیا ……….. خداحافظ اسطوره……
یاد آن روزها بخیر ناصرحجازی حشمت مهاجرانی جام جهانی صداقت پاکی فوتبالیستهای عاشق فوتبال نه پول؟؟؟؟!!!!!!!!!
متأسفم که خیلیها که الان واسعش عزاداران،قبلش باعث رنجشش شدن،مثل امیر قلعه نوعی.واقعا خوب شد که مردی ناصر خان ،راحت شودی از این همه دروغ
از امشب باید روح ناصر خان رو تو روشنی ستاره های آسمون ببینیم…روحت شاد یادت گرامی
انالله واناالیه الراجعون
روح بزرگ مردهمیشه شماره یک فوتبال ایران بااولیاالله محشور باشد. خداحافظ ناصرخان.چه روزهای تلخ وشیرینی باتوداشتیم.ولی همیشه درقلب ویاد میمانی
انشاالله
همه باهم بايك صدا در روز چهارشنبه خواهيم شركت كرد
وشعار ميدهيم
اسطوره آزاده آزدايت مبارك
ههيهات منالذله
مرگ بر ستمگر
يا حسين ميرحسين اين شعار بعدي ما خواهد بود و خواهيم گفت كه اسطوره آزاده ازديت مبارك
حجازي نمرد بلكه روحش به خدا پيوست و ياد و خاطره اش در دلهاي ما ميماند ،خدايا مردانه رفتن چه لذت بخش است. “خدايا تو زندگي كردن را بهما بياموز چگونه مردن را خود خواهيم آموخت(دكتر شريعتي)” حجازي جان وقتي پيش خدا رسيدي از درد و رنج و نامهربانيهايي كه در حق تو شد چيزي مگو كه خصلت مردان است ولي شكواييه ما را از ظلمها و ناراستيها و كج انديشان و ظالمان به حق مردم و نامهربانيهاي حاكمان و فريب و ريا و تحقير انسانيت و گداپروري دولتيان و سكوت مراجع و غارت بيت المال و استبداد و ديكتاتوري و تبعيض نژادي و زباني و فكري و فرهنگي و نبود استقلال رأي و اعتياد و بي خانماني و وعده هاي دروغين و جدايي انسانها به جبر از يكديگر و شكنجه هاي روحي و جسمي و تجاوز نابكاران به ناموس و مال و حقوق افراد و پايمال كردن دين و فروپاشي خانواده ها و دزدي و نفاق و مردم فريبي و نبود امنيت و جولان عده اي از خدا بيخبر و پايين آوردن شأن معصومين و به كنار انداختن فرامين قرآني و بدعت در دين و سركوب دلسوزان و حصر خانگي مردان جاويد و جدايي والدين از كودكان آنهم به جبر حكومت و رفتن رحم و مروت از دل حاكمان با ديدن دلارهاي كثيف و مانند گرگان به جان يكديگر افتادن كوته فكران و حكومت جهل بر علم و ….. خلاصه سبز بودن و سبز انديشيدن و سبز ماندن و سبز رفتن گناهي نا بخشودني از طرف عده اي عقده اي و حقير و كج انديش و نابخرد و زر دوست و دنيا طلب ،گشته است طوري كه بيماري در بستر بيماري كه با مرگ دست به گريبان است هم از تيغ شماتت آنها در امان نيست و در روزنامه هايشان و سايتهايشان از انواع تهديد و تهمت در امان نيست . حجازي عزيز تو عقاب بودي پس آشيانه ات هم بالا خواهد بود ،خدايي كه از مادر مهربانتر است ترا خوب پذيرا خواهد شد لذا قهرمان ، منزل نو مبارك .
خدايا بحق محمد و آل محمد بخاطر آن جمله اي كه در دفاع از مردم مظلوم ايران در برابر دولت سركش و تا بن دندان مسلح گفت با حسين (ع) محشورش بفرما كه گفتۀ حسينت (ع) را به گوش جان خريد و به آن عمل كه ” اي جماعت اگر دين نداريد لا اقل آزادمرد باشيد”
در ميان خاكها مجوييد مزار ما / دلهاي عاشقان همگي مزار ماست
ايستاده زيست و ايستاده مرد ____ روحش شاد
مگه بی غیرتم که نسبت به مشکلات مردمم بی تفاوت باشم
فوتبال را با ناصر حجازی و امثال او مثل پروین . قلیچ خانی و روشن و غیره شناختم . اما چهره دوست داشتنی ناصر حجازی مرا استقلالی کرد. درود بر مردانگی شرف انسانیت و غیرتش مرحبا به شانه های بلندش که به نظرم تا کنون در اسیا نظیری نداشته . از همه مهمتر استواری و مردم دوستیش را می ستایم. و به خانواده محترم او تسلیت
من به همسرو فر زندانش و دوستداران این قهرمان ملی صمیمانه تسلیت عزض میکنم.روانش شاد و یادش در تارخ خواهد ماند چرا که مقام و قهرمانی خود را مدیون ملت ایران میدانست او تختی دیگری بود و هر گز فراموش نخواهد شد.امید است زندگی این اسطوره اخلاق خواب رفته ها را بیدار نماید که کسی قیوم مردم نیست مردم نه تنها نیاز به قیوم ندارند بلکه قهرمانان مخلوق لطف و عنایت مردم خویشند تا آنجا که خدمتگزار مردم باشند و نه قیوم آنان.بیاد می آورم قهرمان تختی را که چگونه در اوایل دهه 40 برای التیا م آلام زلزله زدگان بوئین زهرا شب و روز خواب را بر خود حرام کرد.درود بشرفتان تختیها حجازیها.
مردی که از دروازه زندگی گذشت و به تاریخ پیوست
ناصرحجازی مردی که هرگز دربرابر گمشدگان وادی غرور سرخم نکرد، خانه اش دل میلیون ها انسان مردم دوست در ایران و سرتاسر چهان بود و با سربلندی و سرافرازی رفت و به تاریخ پیوست. نامش برای همیشه زنده خواهد ماند اما نه مثل دیگران وبعنوان مجسمه خباثت و عقده و لجبازی، یا به نرخ روز خور. به عنوان انسانی شجاع، پاک دل و به قول خودش و به اعتقاد ما “باغیرت”. ناصر تو همیشه در تاریخ سرزمین محبوبت ایران و دنیای ورزش زنده وسرافراز باقی خواهد ماند. در ردیف اسطوره ای همچون تختی عزیز.
درود خدا بر ناصرخان حجازی اسطوره ورزش ایران ، روحش شاد و یادش گرامی
روز چهار شنبه همه پرسپولیسیها به احترام ناصر حجازی سبز میپوشند. درود به ناصر حجازی قهرمان ایران .
احساس میکنم خدا هم از سکوت ملت ایران لجش گرفته و میخواد انقدر زجرمون بده تا شاید ما سر غیرت بیایم و حق به یغما رفتمون رو پس بگیریم. درود بر ناصر خان حجازی عزیز دل مردم ایران. درود بر ناصرخان خوش تیپ و خوش لباس با آن سیمای نازنینش. درود بر زبانش که در بستر بیماری از مظلومیت ایرانی دفاع کرد. امیدوارم روزی از همین روزها همه ما برخیزیم و آرزوی ناصر خان را که آزادی وطنش بود جشن بگیریم.
ما از آن خداییم و به سویش باز می گردیم …
این مرگ نبود ناصر عزیز، پیغام زندگی بود؛ پیام جاودانگی بود؛ معنای بودن بود؛ معنای ماندن بود. ناصر عزیز از جمع طرفداران پرسپولیس حرف می زنم؛ از جمع قرمز ها … چه فرقی می کند… قرمز، آبی … دیری است خیلی از ما “رنگ” باخته ایم و … رنگ گرفته ایم.
ناصر من یادت میاید آن روز را که خیلی از ما رنگ ریا را در قرمز و آبی کشف کردیم؟ آن روز را می گویم در استادیوم آزادی … دیدی چه یک صدا شدیم: “تبانی”. ناصر بزرگ آن روز بزرگ را در این سرزمین به یاد می آوری؟ … مگر می شود ناصر؟ مگر می شود فراموش کنی. امثال تو “مؤمنین” به امید چنین روز هایی است که “زندگی” می کنند و گرنه “این زندگی دنیایی که لهو و لعب است و زیستن به سرای دیگر مختص است”.
همیشه یک دروازه بان با ایمان ترین بازیکن تیم است؛ باید هم با ایمان ترین باشد چرا که نقطه ی اتکای تیم اوست… و وقتی که یک دروازه بان میشوی مثل حجازی که یک دنیا اهالی فوتبال برایت اعتبار ویژه قائلند … آن زمان است که گویی ایمان را هم از نو معنی کرده ای؛ و به اتکای این تازگی ایمان و به اتکای این ایمان تازه … به این اتکا آن چنان اوج می گیری: “عقاب آسیا”
ناصر بزرگوار از این که زندگی را برایمان از نو معنی کردی از تو تشکر می کنیم. همه ی ما … همه ی ما رنگ تازه گرفته ها.
ناصر عزیز زنده ماندنت مبارک.
مرگ با عزت این است. ومرگ با ذلت وخواری را هم ظالمان خواهند دید.
از شنیدن خبر مرگ این اسطوره متاثر شدم …..فقط میتونم با بغضی که گلومو داره خفه می کنه بگم که خداوند به خانواده این مرد بزرگ صبر بده.چیز دیگه ا ی نمی تونم بگم….روحش شاد
امروزمادرم که اصلا فوتبالی نیست وبرای اولین بارناصرخان رو تو تلویزیون دید گریست,این نشانه چیست؟ این نشانه عزت دادن خدا به بعضی بندگانش هست
خدایش بیامرزد نمی دونم چرا ما ایرانی ها در چنین روزهایی به یاد این بزرگان می افتیم کاش تا زنده هستیم قدر همدیگر را بدانیم
خدا این اسطوره فراموش نشدنی ایران زمین را رحمت کند
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
قرمزم ولی ناصر خان یک اسطوره ی جاودان است
درود بر حجازی موسوی کروبی خاتمی و همه ی آزادیخوان سبز ایران
ازادیخواهان
همه از خدایم وبه سوی خدا باز می گزدیم
هر موقع خبر درگذشت ناصر خان رو میخونم بی اختیار گریه ام میگیره.چقدر دوست داشتنی بودی ناصر خان.صحبت های اخیرت به مردم چه حالی داد.مطمئنم که مراسم تشیع باشکوهی خواهی داشت.
چهار شنبه روز وداع با این پهلوانه.میدونم اگه نرم تا آخر عمرم حسرت میخورم.مطمئنم میلیون ها نفر شرکت می کنند و هم مراسم آبرو داری برگذار میشه و هم همبستگی بین مردم زیاد میشه.همون مردمی که ناصر خان دوستشون داشت.
روحش شاد و قرین رحمت باد
آقا هرکی میتونه تو بالاترین بنویسه حتما از همه بخواد تا نذارن مراسم تشییع ناصرخان مثل پدر میرحسین بشه! حتما! لطفا
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن
کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن
در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق سینهای آماده بهر تیرباران داشتن
روشنی دادن دل تاریک را با نور علم در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن
همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
خدايش بيامرزد
یک کلمه ملی و وجدانی گفت خداوند چگونه محبوب دلهایش کرد. دیگران کتابها نوشتند و کتاب هزاره ها نوشتند و با هزاران رانت نوشتند و کتابهایشان رماد (هواء منثورا) شد. اما کلمه حجازی کلمة الله بود که خدا انرا رفع و بالا برد. یک شبه راه صد صاله پیمودی چون ای قطره بدریای حق اخلاق و خیرخواهی ملت پیوستی. روحت شاد و محشور با اهل حق
خدایا، در پناه رحمتت، او را عزیز بدار. و بیامرز. و ما را در راه راستی که بر گزیدهایم؛ استوار و ثابتقدم بدار.
ناصر رفتی سفر به سلامت به امید اینکه ظلم هم با خود به بری متظر هستم اگه نمیشه پس منا با خودت ببر
روحش شاد و یادش گرامی باد.
مرگ همه را خواهد ربود. خوشا به حال آنانکه با رفتنشان جاودانه میشوند. یاد تو، معرفت تو، مردانگی تو در تاریخ ما جاودانه شد. آغاز به زندگی جدیدت را به تو تبریک میگویم.
چي ميشه گفت. يه مرد ديگه از مردهاي روزگار رو از دست داديم. واقعا دلم براش تنگ شده. خيلي تحت فشار بيماريش بود. خدايش بيامرزد.
man kheili motaaser shodam vaghti khabaro shenidam, man az khoda mikham ke be khanevadeash sabr bede ke betonan ba in darde bozorg kenar biyan, aghaye hejazi shoma hamishe to ghalbe ma baghi mimoni va khhi mand rohet shad.
روحت شاد
MARDAN BOZORG HARGEZ NAKHAHAND MORD
NASER HEJAZI HAMISHE DAR GHALBE MARDOM ZENDEH AST
دورد بر روح مرد ورزشکار وازاده ناصر حجازی در تاریخ ایران خواهی ماند به نیکی .همه جنبش سبزیها در تشیع و مجالس ان مرد بزرگ با تمام توان شرکت میکنیم