هاشمی رفسنجانی: روشهای استبدادی و دیکتاتوری در معادلات سیاسی آینده جایی نخواهد داشت
چکیده :در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات دیگر نمیشود حقایق را از ملتها مخفی کرد و روند خیزشهای مردمی در منطقه و جهان، رو به توسعه و گسترش خواهد بود و روشهای استبدادی و دیکتاتوری در معادلات سیاسی آینده جهان جایی نخواهد...
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: قطعا جریانهای انحرافی، بیریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامههای انحرافی خود نخواهند بود.
به گزارش خبرآنلاین، اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح یکشنبه اول خرداد ماه، طی دیدار جمعی از مدیران دستگاههای مختلف شهرستان زاهدان، در پاسخ به ابراز نگرانی برخی از حاضرین در جلسه در مورد تلاش طیف دولتی ها که به جریان انحرافی” موسوم شده اند، جهت مخدوش کردن وحدت و اعتقادات دینی مردم، گفت: ممکن است در مقطع و برههای خاص، جریان یا گروه و باندی خاص بتوانند تعمداً یا سهواً خدشهای به ارزشها وارد و انحرافی در مسیر انقلاب ایجاد و حتی طیفهایی را نیز ناخودآگاه با خود همراه کنند، ولی قطعاً جریانهای انحرافی، بیریشه و سطحی بوده و قادر به ادامه مسیر و تداوم برنامههای انحرافی خود نخواهند بود.
هاشمی رفسنجانی تأکید کرد: برگشت به مسیر اصیل انقلاب که امام بنیان گذاشت، توجه به اصل ولایت فقیه و طرد جریانهای انحرافی و متحجّر و در نهایت تکیه واقعی به پشتوانه عظیم مردم که همواره سرمایهای عظیم برای انقلاب بودهاند، میتواند آیندهای روشن را برای نظام ترسیم کند.
وی با اشاره به خیزش اسلامی مردم منطقه گفت: در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات دیگر نمیشود حقایق را از ملتها مخفی کرد و روند خیزشهای مردمی در منطقه و جهان، رو به توسعه و گسترش خواهد بود و روشهای استبدادی و دیکتاتوری در معادلات سیاسی آینده جهان جایی نخواهد داشت.














خداوند انسان را آزاد آفريد و به او عقل و گوش و چشم و زبان داد . چشم براي ديدن و گوش براي شنيدن و زبان براي حرف زدن و گوهري بنام عقل كه همۀ آنچه بين تمام اعضاي بدن اتفاق مي افتد را تنظيم و رهبري كند و خوب و بد را از هم تفكيك نمايد و به اعضاي بدن اعلام كند حال هر كدام از اعضاي بدن ميتواند عكس آنرا عمل كند چون در وجود آدمي اختيار نهاده شده و جبر بر آنها حاكم نيست تذا اگر آدمي با اختيار كار خوب انجام دهد ارزش دارد ،كاري كه با جبر و اكراه باشد ارزش ندارد از اينرو قرآن ميفرمايد: لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي”و” ان اكرمكم عندالله اتقاكم” پس خدا و دين او ضد ديكتاتوري و استبداد است و شريعت او اختياري است همانگونه كه خود در قرآن فرموده است ميتوانسته همه را يكجور و با يك فكر خلق كند .ولي فقيه ما كه از خدا داناتر نيست و پايين تر از او ،از پيامبر هم داناتر نيست ،از ائمه هم داناتر نيست ،و پايين تر از آنها از ابوعلي سينا هم داناتر نيست كه گفت همه چيز را همگان دانند يا اينكه : رسيد دانش من تا بدانجا كه دانستم همي نادانم.
لذا قرآن ميفرمايد “وشاورهم في الامر” يا اينكه ” يسمعون القول فتبعون الاحسنه” .حال سوال اينجاست كه چگونه ولي فقيه ما فكر ميكند كه از همه داناتر و عاقلتر و با سوادتر است و همه ” بايد ” از امر او بدون هيچ قيد و بندي اطاعت محض نمايند در غير اينصورت مستوجب قتل و شكنجه و زندان و تجاوز و… خواهند بود؟ در اينصورت چه فرقي بين شاه تاجدار با شاه عمامه دار خواهد بود؟ شاه خود را سايۀ خدا ميناميد و ظلم ميكرد اين يكي خود را نمايندۀ خدا ميداند و ظلم ميكند ، آيا انصافا مردم ما براي اين انقلاب كردند ؟مردم ما بي دين كه نبودند كه اگر چنين ادعا شود جفاي دو چندان به مردم شده است زيرا از شعارهاي مردم در سال 57 حرف ضد ديني نشيده ايد ، شعارها هنوز زنده اند ” استقلال، آزادي ، جمهوري اسلامي” . آيا استقلال و آزادي و جمهوري مردم تامين شده است كه فرياد وا اسلاماي دروغين عده اي غارتگر و اقتدارگرا و كودتاچي و مستبد و ديكتاتور به آسمان رسيده است؟ يا اسلام امروز دستاويزي براي فريب مردم شده است؟ آيا ولايت فقي جزئي از قانون اساسي است مانند ديگر قوانين آن كه حتي قابل اصلاح و تغيير ميباشد يا وحي منزل بوده و فراتر از قانون اساسي يا به بيان ديگر قانون اساسي جزئي از ولايت فقيه شده است؟ چرا مفسران قانون اساسي منتخبان رهبري هستند ؟ مگر خود رهبر نميتواند قانونش را تفسير كند كه بايد آقاي جنتي آنرا تفسير نمايد؟
آيا اين دليل بر ناآگاهي خود رهبري نيست ؟چرا بايد در حكم و دين خداوند اختيار باشد ولي در حكم ولي فقيه ،جبر ؟ آيا اينها كه نمونه اي از خروار است خود دليل بر ديكتاتوري و استبداد رأي نيست ؟ اميد داريم كلمه سانسور نكند تا نظرات ديگران را بدانيم ، به اميد آزادي تمام زندانيان سياسي و دگر انديش و دلسوز مردم و مملكت ” ربي زدني علما” (خدايا آگاهي مرا زياد كن)
چقدر سطحی نگر بودند عدهای که بعد از انتخابات 88 میفرمودند اطاعت از رئیس جمهور منتخب در ردیف اطلعت از خدا است و کسانی را که آنروز این باصطلاح منتخب را در قد و قواره رئیس جمهور مردم متمدن ایران نمیدانستند بانواع اتهامات ملوث میکردند.حالا چه کسی در مسیر صحیح منافع مشروع ملت ایران هستند؟
در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات دیگر نمیشود حقایق را از ملتها مخفی کرد جمع آوری دیش وماهواره هم کاری بیهوده است هرکاری بکنید حناتون دیگه رنگ نداره ومردم چرت وپرتهای شما راباورنمیکنند.
اینان که دیروز سنگ احمدی را به سینه میزدند امروز چرا از ملت ایران خجالت نمی کشند؟
اینان که دیروز سنگ احمدی را به سینه میزدند امروز چرا از ملت ایران خجالت نمی کشند؟