درباره سخنان خاتمی
چکیده :اگر دهان این نسل دوخته شود، مخالفت از میان نخواهد رفت بلكه زبان و روش آن عوض خواهد شد. فرصتها را دریابیم. ایران در موقعیت خطی با به رسمیت شناختن مخالفان و منتقدان ملتزم به مسالمت و فرآیندهای قانونی زندگی توام با همزیستی و تفاوت را برای مردمان فراهم كنیم. آیا گوش شنوایی هست؟...
علیرضا علوی تبار:
سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی خطاب به جمعی از ایرانیان پرورده شده در جریان جنگ و انقلاب [كه در سایت های خبری منعكس شد] نوعی هشدار و پیام بیدارباش بود، هم به حكومت و هم به مخالفان و منتقدان. این سخنان برای خود من كه این روزها با خشم به عرصه سیاسی ایران نگاه میكنم، یادآوری برخی از مبانی فراموش شده بود. به این امید كه پیام او همه ما را به تامل وادارد، به برخی از اصول یادآوری شده در این سخنان اشاره می كنم.
یكم: سیاست ورزی سخت با عواطف و احساسات گره خورده است. همین درآمیخته بودن با عواطف است كه سیاست ورزی را هم جذاب می كند و هم خطرناك. جذابیتش روشن است چون با برآورده ساختن تمایلات عاطفی ما سر و كار دارد. اما به همین دلیل گاه از صورت یك اقدام عقلانی خارج میشود و خطرناك می شود. در اقدام عقلانی ما به دنبال تناسب میان “هدف” و “وسیله” می گردیم.
می كوشیم روشها و وسایل مورد استفاده ما با هدفی كه درصدد تحقق آن هستیم، جور باشد. به علاوه هم در انتخاب هدف و هم در انتخاب روش و وسیله واقع بین هستیم و امكانات و توانایی ها را در نظر میگیریم. برخوردهای تلخ و دردناكی كه با دوستان و یاران صدیق ما می شود، اغلب در ما خشمی برمی انگیزد كه واقع بینی [درك امكانات و توانایی ها] را از ما می گیرد. حقوق فراموش شده و پایمال شده بسیار است اما آیا در شرایط كنونی می توان احقاق همه آنها را درخواست و جستوجو كرد؟ در مسابقه ابراز خشم، عقلا حاشیه نشین می شوند و افرادی كه صدای بلندتری دارند، پرچمدار و پیشرو می شوند. لازم است هر از چندگاهی كسی به همه ما یادآوری كند كه “خون را نباید با خون شست” و برای حفظ همبستگی بلندمدت جامعه باید آماده بخشیدن بود. مگر حفظ همبستگی در كنار آزادی و برابری از آرمان های مدرن منتقدان نیست؟
دوم: حرف اصلی طرفداران مردم سالاری در ایران این بوده است كه هر جریانی باید به اندازه سهم اجتماعی اش از قدرت سهم داشته باشد. اقتدارگرایی مگر معنایی جز این دارد كه جمعی كه درصد كوچكی از جامعه هستند، بیشتر قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشند؟ حكمرانی اكثریت در مردم سالاری به معنای نادیده گرفتن حقوق اقلیت نیست. محافظه كاران در جامعه ما اكثریت هستند اما همه قدرت را در اختیار دارند. طرفداران مردم سالاری به دنبال حذف محافظه كاران در عرصه اجتماع نیستند. تنها به آنها یادآوری می كنند كه به اندازه پایگاه اجتماعی تان قدرت بخواهید و در تصمیم گیری ها نقش ایفا كنید.
حال اگر آنچه گفته شد درست باشد پس نباید شعارهایی را طرح كرد كه به معنای پاك كردن محافظه كاران از صحنه اجتماعی و در نتیجه سیاست باشد. همانطور كه طرفداران مردم سالاری انتظار دارند محافظه كاران واقعیت آنها را به رسمیت بشناسند و به همزیستی مسالمت آمیز به آنها تن دهند، باید این توانایی را در میان خودشان تقویت كنند كه وجود محافظه كاران را به رسمیت بشناسند و امكان بهره گیری از قدرت متناسب با وزن اجتماعی را برای آنها فراهم كنند.
اگر اینگونه به قضایا بنگریم، محافظه كاران را خطاب قرار دادن و از همزیستی با آنها سخن گفتن، چندان برایمان ناخوشایند نخواهد بود. ما در سیاست تابع اصولی هستیم و رفتارهای ناخوشایند طرف مقابل نباید ما را به فراموش كردن این اصول بلغزاند. سوم: مطالعه تجربه كشورهای مختلف نشان می دهد برای گذار به مردم سالاری راه های گوناگونی وجود دارد. گذر ایران به مردم سالاری واقعه ای اجتناب ناپذیر است و دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. اینكه این گذار چگونه رخ خواهد داد، چندان قابل پیش بینی نیست. ما نمی توانیم به دقت بگوییم كه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد اما می توانیم بگوییم كه دوست داریم چه اتفاقی بیفتد. می دانیم كه كم هزینه ترین شیوه گذار به مردم سالاری شیوه “مراوده” كه هم مسالمت آمیز است و هم سریع تر از گزینه های دیگر به نتیجه می رسد. در گذار به گونه مراوده گذار به مردم سالاری به گونه ای طرح می شود كه همراهی بخش هایی از حكومت را نیز میطلبد و خود را با نفی آنها تعریف نمی كند. به بیان دیگر مردم سالاری در تقابل با اقتدارگرایی تعریف می شود نه اقتدارگراها.
دعوای مردم سالاری خواهی، دعوا با اشخاص نیست بلكه دعوا با روندها و خط مشی هاست و در نهایت با تغییر ساختار مردم سالاری تحقق می یابد نه با حذف فیزیكی اقتدارگرایان. بخش غالب مردم سالاری طلبان داخلی علاقه خود را به گذار به مردم سالاری از طریق مراوده اعلام كرده اند. ضروری است كه پی امدهای گرایش خود به این شیوه ها را نیز بپذیرند، حتی اگر این پذیرش به وجهه اجتماعی آنها لطمه بزند و موجب برچسب هایی چون سازشكار و ترسو شود. حكومت نیز نباید با سپردن بلندگوهای خود به دشمنان “صلح اجتماعی” و “گفت وگو” در شرایط تنوع و تكثر به تضعیف طرفداران مراوده و ارتباط و گفتوگو بپردازد. هیچ حكومتی نمی تواند منتقدان مسوول و اصیلی چون خاتمی و اصلاح طلبان را پیدا كند. حكومتگران باید قدر نسلی را كه با آنها گفت وگو می كند و می خواهد بدون ایجاد گسست در جامعه به نیازهای فزاینده آن پاسخ دهد، بدانند.
اگر دهان این نسل دوخته شود، مخالفت از میان نخواهد رفت بلكه زبان و روش آن عوض خواهد شد. فرصتها را دریابیم. ایران در موقعیت خطی با به رسمیت شناختن مخالفان و منتقدان ملتزم به مسالمت و فرآیندهای قانونی زندگی توام با همزیستی و تفاوت را برای مردمان فراهم كنیم. آیا گوش شنوایی هست؟
منبع: روزگار














متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد
سخنان ایشان خوب بود ولی نباید صحبت از طلب بخشش از … شود چون ایشان باید از مردم عذر خواهی کنن
مصلحت اندیشی تا چه زمانی…..
اگر پسر خود جناب آقای خاتمی در کهریزک شهید می شد و بر سر دختر ایشون همان بلایی را می آوردند که بر سر ترانه موسوی آوردند باز هم ایشون آماده بیعت بودند.
تفاوت در اینجاست که مردم عزیزانشون را از دست دادند ولی آقای خاتمی فقط قدرت رو.
لطفا سایت کلمه همانند صدا و سیمای حکومتی نظر مردم رو سانسور نکنه .ممنون
اقاي خاتمي هروقت صحبت ميكند من وخيلي هاي ديگر درنگاه اول احساس ميكنيم ايشان درحال عقب نشيني است اما باكمي تعمق وتفكر متوجه ميشويم كه ايشان درمورد مطمئن ترين وكم هزينه ترين روش صحبت ميكند كه ناشي از درايت ودور انديشي بسيار ايشان است. اقاي خاتمي دوستت دارم اگه بدوني چقدر دلم برات تنگ شده…
سایت محترم کلمه
خواهشن محافظه کاری را کنار بگذارید.رهبران عزیز ما و همسران گرانقدر آنان در بند اسیرند.حال آنکه نقطه نظرات سبزهها برای برگذاری راهپیمایی با شکوه در 22 خرداد را تحت پوشش قرار نمی دهید.شما برای برگذاری این راهپیمایی و حمایت از رهبرانمان و نجات آنان چندان پویایی به خرج نمی دهید.باید گزارش ها و لزوم اطلاع رسانی از هم اکنون برای خرداد پر حادثه را شروع کنید.فراموش نکنید با مقاومت 2 ساله مردم و عقب ننشستن از خواسته های مشروع خود برگ زرینی در تاریخ این سرزمین به ثبت رسیده است.آن هم در مقابل حکومتی که از هیچ گونه خشونت وبی رحمی دریغ نکرد.
ما منتظر پوشش خبری برای برنامه 22 خرداد هستسم.عزیزان سبز در سراسر ایران عزیز به پا خیزید و با راهپیمایی به حق خود در 22 خرداد زمینه آزادی رهبرانمان را فراهم کنیم.اطلاع رسانی را با شدت و عمق بیشتری دنبال کنید. منظر حضور همه مردم در 22 خرداد در دفاع از حق حاکمیت خود بر سرنوشت خود هستیمV V
چرا توی این سایت های سبز همش دفاعیه میذارید؟ 4 تا نقد به خاتمی رو بذارید بعدش بیایید 16 تا دفاعیه هم قرار بدید.
میام توی سایت های سبز یاد صداوسیمای جمهوری اسلامی می افتم.
حالا شما نظر من رو پخش نکن.
مهم اینه که پیامم رو به گوشتون رسوندم.
بیدارشید عزیزان کلمه!
جالب بود اما
هر دو طرف گوش شنوا ندارن. نه اقتدارگراها و نه معترضان. بیشتر جنبش سبز رو جوانانی تشکیل میدن که به شدت شور انقلابی تو سرشون افتاده و اصلا گوششون به این حرفا بدهکار نیست. اصلا اینا رو بهشون بگی ابتدا فحش بارونت میکنن سپس میفرمایند برو رد کارت. میدونید چرا این نوشته ها و این حرفا تأثیر چندانی نداره؟ چون معترضان هنوز خودشونم نمیدونن چی میخوان. این حرفا برای کسانی خوبه که اصلاح میخوان(فوری یاد اصلاح طلبان نیفتید) ولی به نظر من الان اکثرا تغییر کلی نظام رو میخوان بنا براین هرچقدر بهشون بگی میانه رو باشید هیچ فایده ای نداره. باید یه فکر اساسی کرد برای این جنبش!!! باید هدف رو مشخص کرد بعد حرف از بخشش یا انتقام گیری زد.
ممنون بابت این مطلب
به نظر من خاتمی شرایط کشور را درک میکند .
علارغم احترامی که به موسوی و کروبی قائلم فکر میکنم دعوت 3 ماه پیش از مردم برای تجمع اشتباه بود. شرایط کشور و عصر حاضر کاملا با دوره انقلاب متفاوت است و میشود با هزینه کمتر به خواسته ها رسید. دلیل اصلی این تفاوت نوع ارتباطات است
لطفا ماله کشی نفرمایید.
زمانی که میر حسین عزیز به صحنه آمد و دم از خطراتی زد که انقلاب و جامعه را تهدید میکند و یا خاتمی دوست داشتنی صحبت از بحران حکومتی میکرد ،بودند کسانی که با زدن به سینه حریف به میدان مبارزه طلبیدند و قوانین بازی را زیر پا گذاشته و با کودتای انتخاباتی ملت را به این روز انداختند .از طرف دیگر بودند کسانی که حتی در انتخابات شرکت نکرده ولی گفتند:دیدید میگفتیم در این نظام نمیشود کار کرد. امروز با داشتن اسناد و دانستن تاریخ میدانیم که “بحران” همین است که امروز داریم و آن دیگران هم به چیزی غیر از به زندان انداختن این تتمه دلسوزان ایران راضی نمیشوند.
تمام کوشها مثل اینکه یا کر شده یا نقش کر شدن را بازی میکند
در این میانه، ستم نسبت به نظام و رهبری چیست؟
اولآ لازم است به نظرات دیگران با احترام برخورد شود ، خاتمی در این سخنرانی بجز این یک جمله ده ها جمله اعتراضیه محکم هم داشته ثانیآ خاتمی لیبرال است و انقلابی نیست و بهتر است او همین راه را برود و اگر جواب گرفت که به نفع همه است و اگر جواب نگرفت حداقل یک اتمام حجت کرده و ریزش و تصمیم به تغییرات بنیادی راسخ تر میشود ولی در نهایت شیوه خاتمی قطعآ به ضرر مردم نیست و او ثابت کرده که یک اصلاح طلب واقعیست نه یک انقلابی و بهتر است او که حداقل میدانیم خائن نیست بتواند حرف و نظر خود را بیان کند اگر او را تحمل نکنیم پس چه کسی در این کشور مصون میماند مطمئن باشید همین پیشنهاد خاتمی عده ای از اصولگرایان ناراضی را جذب میکند و ریزش آنها بیشتر میشود؟
تا زمانی که آقای خامنه ای بر بام هرم قدرت در ایران نشسته است مردم سالاری شانس تحقق ندارد – به طور دقیقتر اینکه هزینه رسیدن به آن از سود ناشی از آن بیشتر است و اکثر مردم با تجربه ای که از انقلاب 57 دارند این را به خوبی میدانند. ملت ما همچنان باید به تجربه اندوزی ادامه بدهد و طعم تلخ استبداد و نتایج فاجعه بار آن را با پوست و گوشت خود بچشد تا بار دیگر که فرصتی دست داد ” سالار بودن خود ” را دو دستی به یک عده آدم مزور قدرت پرست و فریبکار ندهد و از آزادی چنان که در خور آن است پاسداری کند. فرصت 22 خرداد کم فرصتی نبود ولی حتی آقای خاتمی و همراهان ایشان هم قدر آنرا ندانستند و با مماشات و تساهل با دیکتاتور برخورد کردند. حرف آقای خاتمی چیز جدیدی نبود – آنچه جدید بود این بود که ایشان هنوز باور دارند که میتوان با آقای خامنه ای ” کار ” کرد ! واقعا جای تعجب است! چند صد میلیارد دلار دیگر و چند هزار شهید دیگر و چند هزار آبروی ریخته دیگر و چند صد روزنامه و نشریه دیگر باید فدای این توهم بشود؟ این حرف یک شوخی نیست ولی شما یک نانوائی را به آقای خامنه ای بسپارید و بعد از چند سال بیائید ببینید که در کار آن نانوائی پیشرفتی بوده است یا نه؟ ایشان یک ملت هفتاد چند میلیونی با ثروت سرشار و ذخائر عظیم مادی و معنوی و انسانی را به جائی رسانده است که در فقر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در حال غرق شدن است … و در این میان جهل مرکب همان است که کسی از بصیرت صحبت کرده و خود را ناخدای کشتی نجات بداند.
من با اهانت هایی که این چند وقته به آقای خاتمی شد مخالفم اما مشکل اینجاست که کسی سر نحوه ی برخورد با محافظه کاران بحث نکرده دعوا سر اون بخش حرفهای ایشونه که از نظام و رهبر برای مردم طلب بخشش کردن،مردم بدهکار رهبر نیستن و حکومت هم ارث پدری رهبری نیست!کم کم دارم شک می کنم سایت کلمه افتاده دست وزارت اطلاعات!!
من می خوام بدونم مگه مردم تا امروز چی کار کردن که این همه میگید آشتی کنید؟ ما با کسی قهر نبودیم که آشتی کنیم. مگه خاله بازیه؟ از ما حق طبیعی و الهیمون رو گرفتن و ما فقط فریاد زدیم . این حکومت بود که زد و کشت و به بند کشید و بی ناموسی کرد و وو و و وو …. بحث سر اشخاص نیست. مشکل کسی آقای خامنه ای نیست . مشکل ساختاریه که به کسی مثل او اجازه این کارها رو میده . اگه آقای خاتمی با آقای خامنه ای قهره خب بره آشتی. غیر از اینه سبزها؟ دوما ما کاملا میدونیم چی میخوایم. نظر محافظه کارها هم برامون محترمه. اما اونهایی که جنایت کردن باید مجازات بشن . کسی ازحذف همه محافظه کارها حرف نزده . سوما آقای علوی تبار شما میگید اکثریت جامعه ما محافظه کارها هستند . کدوم جامعه رو میگید؟ جامعه زمکان جنگ رو یا نسل پس از جنگ رو؟اگه اینجوریه بگید اصلا تقلب هم نشده چون ما اقلیت بودیم و نمیتونستیم تو انتخابات برنده بشیم. اصلا هیچ معلوم هست اون بالا بالاها چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از سایت کلمه خواستارم کارشناسان صادق تری رو در سایت مجال سخن وری دهد .
هر انتخاباتی که میشد تا آنجا که یادمه داشتیم بین بد و بدتر انتخاب میکردیم .یکبارم که شده بیاییم همه با هم بدترین رو انتخاب کنیم و اصلا رای ندهیم و تمرین نه گفتن کنیم نه به مجلس و رئیس جمهور فرمایشی نه به دیکتاتوری …
گذشتی که سرور گرامی جناب خاتمی از طرفین می خواهند باید بر اساس یک معامله پایاپای باشد در کدام قسمت رای مردم را در حکومت ذره ای دخیل می بینید که بخواهید گذشت داشته باشید در این مدت مگر نه اینکه اقتدارگرایان بر صحبتهای بی منطق خویش مصرتر شده اند و تا آنجا پیش می روند که همسر همپیمان قبلی خود را طلاق می دهند و اطرافیانش را لت و پار مگر در خاطر آقای خاتمی نیست که بعد از اعلام شرایط حداقلی حضور اصلاح طلبان در صحنه کسی که بر مسند رد و قبول نشسته است جنتی را می گویم با چنان شدتی از او یاد کرد جناب خاتمی عزیز برادر و سرور گرامی زاده شدن شعبان بی مخهایی نظیر سعید تاجیک و حدادیان جز با تایید و نگهداری و پرورش باغبان چیره دست امکان پذیر نیست پس بگذرید و بگذارید تا با آه دل این آهن که بر دستانمان است سوده کنیم
من می خوام بدونم مگه مردم تا امروز چی کار کردن که این همه میگید آشتی کنید؟ ما با کسی قهر نبودیم که آشتی کنیم. مگه خاله بازیه؟ از ما حق طبیعی و الهیمون رو گرفتن و ما فقط فریاد زدیم . این حکومت بود که زد و کشت و به بند کشید و بی ناموسی کرد و وو و و وو …. بحث سر اشخاص نیست. مشکل کسی آقای خامنه ای نیست . مشکل ساختاریه که به کسی مثل او اجازه این کارها رو میده . اگه آقای خاتمی با آقای خامنه ای قهره خب بره آشتی. غیر از اینه سبزها؟ دوما ما کاملا میدونیم چی میخوایم. نظر محافظه کارها هم برامون محترمه. اما اونهایی که جنایت کردن باید مجازات بشن . کسی ازحذف همه محافظه کارها حرف نزده . سوما آقای علوی تبار شما میگید اکثریت جامعه ما محافظه کارها هستند . کدوم جامعه رو میگید؟ جامعه زمکان جنگ رو یا نسل پس از جنگ رو؟اگه اینجوریه بگید اصلا تقلب هم نشده چون ما اقلیت بودیم و نمیتونستیم تو انتخابات برنده بشیم. اصلا هیچ معلوم هست اون بالا بالاها چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از سایت کلمه خواستارم کارشناسان صادق تری رو در سایت مجال سخن وری دهد .
مشکل شما اینه که قدرت رو بین اصلاح طلبان و محافظه کاران تقسیم کردین. هردوی شما هم به اندازه کافی در راس قدرت بودین و نتیجه چیزی ست که هم اکنون می بینیم. بندهه به آقای خاتمی احترام میذارم اما این پیشنهادش رو به علت های زیر نمی پذیرم:
اول – کسی نیست که ندان در دوسال گذشته سپاهیان و نیروی تحت فرمان آقای خامنه ای چه بر سر ایران و مردم ایران که نیاوردند. چه خانواده هائی که عزیزان خودشون رو از دست دادند چه خانواده هائی که در دوسال گذشته دائم در راه زندان ها و بیدادگاه های حکومتی بودند که از عززان شون خبری بدست بیارن و یا در آزادی آنها تلاش کنند و چه بسا که از همین افراد نیز حکومت بعنوان گروگان آنها را دستگیر و زندانی کرد تا عبرتی برایشان باشد که بدنبال حق نباشند و چه خانواده هائی که دار و ندارشون رو رها کردند و اواره و پناهنده کشورهای دیگر شدندتا جون خود و اعضای خانواده رو نجات بدند و خلاصه از خرابی ویرانی و چپاولی که حاکمیت بر سرمایه های ملی و اقتصادی ایران اورد را چه کسی باید جوابگو باشد. من که در سخنرانی آقای خاتمی ندیدم که ایشون مسئولیت همه این مصائب وارده به مردم و مملکت را بپذیرد.
دوم – بنده همیشه طرفدار اصلاحات بوده ام نه انقلاب بنابراین من هم مانند آقای خاتمی دلم برای جوانان و بچه های این مرز وبوم میسوزد که آینده ای مبهم و تاریک داشته باشند بنابراین بر اساس همین اعتقادم در انتخابات 88 شرکت کردم و به موسوی رای دادم اما همونطوریکه خودتون میدونید تقلب در انتخابات آرزو های من و امثال من را به باد داد. اما در دو سال گذشته آقای خاتمی حتی یکبار تقلب در انتخابات را محکوم نکرد حال من چگونه حرفهای او را باور کنم؟
سوم – کلید کودتای انتخاباتی 88 توسط شخص آقای خامنه ای زده شد و سخنرانی 29 خرداد 88 هم این عمل ناجوانمردانه را تکمیل کر طبق اکثر مراجع تقلید غیر دولتی بخصوص آزاد مرد بزرگ آیت الله منتظری آقای خامنه ای مشروعیت رهبری ولایت فقیه را ندارد. اما پیشنهاد آقای خاتمی مبنی بر آتشی مردم با رهبری و معذرت مردم بخاطر ظلمی که آقای خاتمی مطرح نکردند چه بوده که به رهبر و نظام وارد شده دادن شروعیت به آقای خامنه ای بعنوان رهبر و ملایت فقیه میباشد. این عمل چیزی بجز تو دهنی مراجع بزرگ ما نیست.
سخن بسیار است اما به همین بسنده میکنم
وقتی ما خودمون درباره صحبت کاملا به حق خاتمی عزیز اینگونه عمل می نماییم و به او هجمه می کنیم اقتدارگرایان هم که مترصد ذره ای شکاف بین ما هستند جناب داوود خودت خودت چه هزینه ای دادی که اینجور صحبت می کنی
همه هزینه ها مگه کهریزک هست
خاتمی بیش و پیش از همه ماها هزینه داده اگر هم ما الان دنبال دموکراسی هستیم همه سنگ بنایش بر می گرده به دوره ای که او رییس جمهور بود
همه مشکلات ايران کشوري که اين همه ثروت و نفت و گاز دارد از اين حکومت و از عمل نکردن به قانون و زير پا گذاشتن قانون
توسط حکومت و مقامات بالاست و اگر تغييري ايجاد نشود اوضاع کشور از اين هم بدتر حواهد شد
ما نخواهیم با فرعون آشتی کنیم کی رو باید ببینیم؟ لطفاً فرعون رو سانسور نکنید
نظر من اینه که وقتی در باره کلیه جنبش های اجتماعی ایران مطالعه می کنیم متوجه می شویم که هنگامیکه شخص یا اشخاص در مقام اصلاح وضع موجود بودند و نه زیر و رو کردن همه چیز هزینه کمتری به مردم تحمیل شده است و توفیقات بسیار زیادی بدست آمده است مثل مرحوم دکتر مصدق و مهندس بازرگان و امیرکبیر و گاندی و نلسون ماندلا و …. که البته کشورهای استعمارگر همواره طرفدار زیرو رو کردن وضعیت کشورها هستند چون تمامی زیر ساخت های آن کشور مثل اقتصاد و امنیت و علوم آن کشور آسیب دیده سالها طول می کشد تا آن کشور بتواند خود را ترمیم کند و مجبور است دست نیاز به طرف آنها دراز کند نقش رادیو بی بی سی را در انقلاب ایران مورد بررسی قرار دهید چرا کشورهای غربی در این چند سال با شعارهایشان که همواره بر عقل و منطق تاکید دارند دایم در لشکرکشی هستند ؟ اینکه مردم در این یکی دو سال مورد بی مهری و ظلم واقع شده کاملا صحیح و قطعی است ولی باید شرایط آرام شود تا بتوانیم مقصرها را دقیقتر بشناسیم مطمئن باشید دولت های غربی محض رضای خدا طرفدار مردم مظلوم ما نشدند باور کنید اینها تجربه سالیان دراز است گول لذت کوتاه زیر رو کردن را نخورید باور کنید هیچ لذتی برای انگلیس و آمریکا و … بیشتر از حمله به سفارت آمریکا نبود هیچ لذتی برای اسراییل بیشتر ازجمله اسراییل باید نابود شود نیست و هیچ دشمنی برای زورگویان بزرگتر از امثال مرحوم دکتر مصدق و مهندس بازرگان و امیرکبیر و مرحوم منتظری و گاندی و نلسون ماندلا و خاتمی …. نیست
با سلام
تفسیر خوبی بود از صحبتهای آقای خاتمی ولی بعلت اینکه توی این مملکت هنوز فرهنگ تساهل و تسامح خوب ارائه نشده و یا رومی رومی هستیم یا زنگی زنگی این نظرات هم در زیر این تفسیر میادش و نباید از این حرفا نه بلکه ناراحت شد بلکه باید خوشحال هم باشیم و مردم به نکات حساسی انگشت میزارن و پرسشهای خوبی رو هم میکنند که باید برادران بزرگواری که به اینجور سیاستها وارد هستند دوباره در نقد همین زیر نویسها و حتی خود مقاله یه تفسیر دیگه بنویسن که چه باید کرد؟ چون متاسفانه رسانه شنیداری توی دست مخالفین دولتمردان و یا خامنه ائی در دست نیست لحن گفتار که ودش میتونه اون احساس گوینده رو منتقل کنه رو حس نمیکنیم باعث میشه که فکر کنیم شخصی مثل آقای خاتمی از روی ترس و یا چیزی شبیه این از خامنه ائی بخواد که مردم رو ببخشه در صورتیکه با توجه به شناختی که من از آقای خاتمی دارم فکر نمیکنم که ایشون چنین چیزی رو از یه فرد ظالمی رو بخواد که مردم بیگناه رو ببخشه .
در هر صورت من موافق حرفهای کلی اقای خاتمی هستم چون خون رو با خون نمی شورند و بخصوص اینکه اونها در مسند قدرتن و بیشتر میتونن با ایجاد مجدد حمام خونریزی و ضرب و شتم برای چند روز بیشتر حکومت خودشون افرادیکه رو که فقط بدنبال احقاق حق مشروع قانونی خودشون هستند رو ایجاد کنن ، البته نا گفته نمونه که بنده به اتفاق 3 تن از فرزندانم در تظاهرات بعد از انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و خودم و فرزندانم بعلت ضرب و جرح دست هامون شکسته و مورد عمل جراحی قرار گرفتیم و چندین سال هم بعنوان بسیجی بی نام و نشان در جنگ حضور داشتم و تعدادی از بهترین دوستان و اقوام رو از دست دادم تا این مملکت بدست اینجور افراد ناباب نرسه ، ولی همش نمیشه گفت که باید جنگید و ……. بالاخره باید آشتی کرد و بعدش همه رو به اندازه ای که خطا اشتباه و یا گناهی که کردند مجازات و یا تنبیه کرد .
آقايون اصلاح طلبا شما داريد به جنبش ضربه ميزنيد. نميتونيد جلوي انقلاب کردن مردم وايسيد. خودتونو خسته نکنيد. ديگه گذشت دوران جاهليت و گول خوردن مردم. به خودتون بيايد و مسيري که مردم به اون ميرسنو انتخاب کنيد
آقای علوی تبار چه کسی میخواهد خون را با خون بشوید طوری حرف میزنید انگار که سازمان مجاهدین خلق و پژاک و جندالله به میانه میدان وارد شده اند ، و میخواهند چه خونها بریزند !!! .نه آقا همان یاران خودتان ، همان سبزها هستند
از چه زمانی محافظه کاران به قول شما حائز اکثریت شده اند که همه قدرت را گرفته و اقلیت را به رسمیت نمیشناسند ؟؟ از سال ۷۶ تا آنجا که همه یادشان هست آرای راستها اگر اغراق نکرده باشم ۳۰ درصد بیشتر نبوده و بنا به داده های خود شما و یارانتان ۱۵ درصد بوده است .
میدانید این تز جدید از کجا سر در آورده ؟ از نگاه شما طی این حداقل ۱۰ سال گذشته ، همان نگاه به بالا و عدم باور مردم ، همان که با عث شد مردم از اصلاح طلبان ولایت پذیر قهر کرده و شما بدون آنان به راستها باختید و مجلس و به دنبالش قوه مجریه را هم از دست دادید .
همان خط الان هم تجربه نگرفته و دوباره از زبان آقای خاتمی جاری شده و شما هم دارید برای مخالفان چنین سیاستی توجیه میکنید
من با دیگر گرایش ها بویژه انقلابی ها کاری ندارم . من به عنوان یک اصلاح طلب غیر ولایت فقیه پذیر و سکولار که شما بر عکس رهبران اسیر جنبش چشم دیدن ما را ندارید اتأکید میکنم که ،اگر زمانی یک جنبش سبز بود و در مقابلش خامنه ای و احمدی نژاد و کل رژیم ، امروز اما شرایط بسیار فرق کرده است رژیم دچار انشعاب بزرگی شده است ، منطقه و همسایه ها و … امروز باید بقول موسوی : صبوری ، اتحاد ، مبارزه چاره درد است . دقیقا هدف و قدرت اصلی را نشانه رفتن ،نه به داد او رسیدن و به کمکش رفتن . شما با سرکوبی احمدی نژاد سر خوش میشوید زیرا که جای شما را گرفته و تنگ کرده است . خیال میکنید شرایط جور است برای امتیاز گرفتن از نظام ، ولی اعتبارتان را یک بار دیگر از دست خواهد داد هم پیش مردم و هم پیش نظام اسلامی .
mohammad khatami ,website kaleme hardoye shoma khaenin be mellate iranin ke hamishe mesle abe sard ruye hararato shure javunaye enghelabi budin.hamatun masule be enheraf raftane eterazate khiabunie mardomin.ta vaghti mellat cheshme omid be dast neshandehaei mesle shoma dashte bashe hameye in eterazat faghat kebrithaeian tu masire baad
با نظر باكليات نظر خانم سارا موافقم اما خانم سارا ما تابه حال در هيچ انتخاباتي شركت نكرديم ما در يك شو حكومتي به عنوان عروسك خيمه شب بازي حاكمشركت داده ميشديم و اين شو اسمش انتخابات نيست بلكه انتصابات است
جناب اقای علوی تبار مسائلی را مطرح کردند که فکر نمی کنم کسی منکر آن باشد اما بیشتر مخالفت ها با خاتمی نه بحث آشتی ملی و گذشت از ظلم ها بلکه درخواست از رهبر برای بخشش ظلم هایی که به او رفته است. خوب حالا مثلاً شخص بنده می خواهم از ایشان طلب بخشش کنم. آیا نباید بدانم که بایت چه چیزی و چه ظلمی باید طلب بخشش کنم؟
مطلب دیگر اینکه اصرار بر اصلاحات بدون در نظر گرفتن شرایط و میزان انعطاف حاکمان و با توجه به اینکه این تئوری قبلاً تجربه شده و اتفاقاً توسط رئیس جمهور محبوب و نجیبی چون خاتمی تجربه شده است چند سوال بی پاسخ را در ذهن ایجاد می کند.
1- اگر شیوه اصلاح اساساً جابگو می باشد دلیل شکست اصلاحات چه بود؟ آیا غیر از این بود که رهبر با استفاده از قدرت و امکاناتی که دارد پروژه اصلاحات را ناکام گذاشت؟
2- با فرض درستی تئوری اصلاحات تا قبل از 29 خرداد 88 آیا بعد از این همه فجایع و دستور قتل عام از تریبون نماز جمعه 25 خرداد کماکان می توان پذیرفت که این نظام و خصوصاً شخص رهبری آن اصلاح پذیر است؟
3- اساساً چرا باید حکومت تن به اصلاحات بدهد؟ چه اهرم فشاری وجود دارد که اگر حکومت تن ندهد بتوان مجبورش کرد؟ صندوق رأی؟ راهپیمایی های مردمی؟ سازمان های بین المللی؟
آقایان تساحلی که مبگوئید یعنی از کشته شدگان بگزریم یعنی جهنم که کشته شدند یعنی دست قاتلین درد نکنه حالم از این تساحل وتعامل بهم میخوره
من هم با نظر خانم سارا موافقم
باید رای خود را با ندادن رای دوباره پیدا کرد
آقای خاتمی ما چه ستمی نسبت به نظام و رهبری کردیم؟ غیر از کوتاه آمدن ؟
اګر در قرون وسطی با پیچ وخم فکر و حرف میزدند امروز شفاف فکر میکنند و شفاف حرف میزدند .
تو این مملکت سه چهار تا آدم رک و راست و امروزی هست ؟
میر حسین و کروبی و خانم رهنورد و فایزه رفستجانی !
با سلام اگر احترامي قال بوديد در نظر داشتيد كه موسوي و كروبي و همسرانشان عملا زنداني اند. خيلي از جوانان زندانياند. خون ها ريخته شده هنوز نداها ژاله صانع ها محمد مختاري ها و و و . از جنس كيا هستين شما؟؟؟
فرزندان عزیزم
با سلام به همه شما .برای اینکه بدانیدچرا شمارا فرزند خطا میکنم این است که 61 ساله ام.مدتها قبل از انقلاب زندان بوده ام و پس از انقلاب نیز
هر جا که لازم بوده حضورداشته ام.در تمام راهپیمائی های پس از انتخابات بصورت فعال شرکت و برای رفع دینی بوده که به همه شما فرزندان خودم بر گردن خود میدیده ام.راهی که نسل مارفت باید با ظرف زمانی خود و اقتضاعات آن زمانی سنجیده شود که این بدان معنا نیست که همه کارها و توجیهاتی که کرده ایم صحیح و خارج از اشتباه بوده است.در پی صحبتهای برادر بزرگوارمان جناب آقای خاتمی با کمال تاسف مشاهده کردم
که بعضی از جاده اعتدال خارج و حرفهای نا مربوطی زده بودند که من این را بحساب نپختگی میگذارم ولی توجه فرمائید که در وحله اول باید یاد بگیریم که همدیگر را تحمل و بتوانیم با آرامش صحبت کنیم. فراموش نکنید که در مرداد 84جناب آقای خاتمی اشاره داشتند که روزی را میبینم که
احمدی نژاد رو در روی رهبری خواهد ایستاد(نقل به مضمون).اصل خواسته ما این بوده که در این مملکت قانون حاکم باشد و هرکسی بتواند حرف و نظر خود را بدون ترس بیان کند.یادمان باشد تا زمانیکه به جامعه ای که در آن شعار”زنده باد مخالف من” نرسیم وضعیت از اینی که هست بهترنخواهد شد.وضعیت لیبی را نگاه کنید.قطعا طولی نخواهد کشید که قذافی سرنگون خواهد شد و امریکا دیر یازود آن کشور را ترک خواهدکرد
ولی چیزی که باقی خواهد ماند ملتی است که با هم جنگ خونی خواهند داشت.یکبار به این جمله “در عفو لذتی است که در انتقام نیست”با فراغ
بال فکر کنید.اگر قرار باشد که ماهم فردا با مخالفینمان همین عملی که با ماشده را انجام دهیم قطعا و ضعیتی بهتر از امروز برای آیندگانمان متصور نیست.
گاها ما ایرانی جماعت به دورور خود نگاهی بیاندازیم هم بد نیست.آقای موسوی و کروبی صحبت کردند و حقایقی را گفتند که حرف دل ملت و آزادی خواهان بود.فقط یک سوال: الان آنها کجایند و مردم و آزادی خواهان کجا؟ما در رختخواب و آنها…..؟ ای فلانی،خاتمی همه اینها را می داند و جلوی ابلهانی چون ما که حرف و عملشان فرسنگها باهم فاصله دارد نمی افتد.اگر ما زندان دوست نداریم خاتمی هم دوست ندارد و شیخ و سید هم دوست نداشتند.قبل از حرف زدن، به تاریخ نه،به 5 دقیقه پیش نگاه کنیم.ما نسلی هستیم که 5 دقیقه پیش را فراموش کرده ایم تاریخ که پیش کش است.درود بر خاتمی و مرگ و ننگ بر من.
گیرم که نهان خانه نفرت مردم را از سوی آقای خامنه ای تخلیه کنیم ،و او از سوی مردم بخشیده شود ،با پیرامونیان آقا که بیش از بیست سال بذر تنفر کشت نموده اند ،چه باید کرد ؟؟
آیا کسی حاضر است ،حسین شریعتمداری ،حسین تاب ،حیدر مصلحی ،محسنی اژه ای ،سعید مرتضوی ،احمد خاتمی ،احمد جنتی ،سردار رویای ،همدانی ،ذوالقدر ،نقدی ،جعفری ،تهیم صفوی ،به اضافه علم الهدای .
بنده حاضر هستم که آقای خمنه ای را ببخشم ،ولی از خدای مظلومان ایران زمین تقاضا میکنم ،که هر گز این …کینه را نبخشد .
ای کاش آن روز که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و برای فردای جوانان جامعه اش نامه می نوشت نسخه ای برای امروز جوانان جامعه اش می نوشت
همان روزی که دکتر سروش به ایشان نوشت نه وقت شعر عاشقانه است وقت نبرد دلیرانه است .
با همه احترامی که برای آقای خاتمی قائلم باید بگم آقای خاتمی از این کوتاه اومدن ها در سوابقش کم نداره ،جا داشت خاتمی اون روزی که لایحه اختیارات ریاست جمهوری و نظارت استصوابی شورای نگهبان رو به مجلس برد کل قانون اساسی رو برای بازنگری به صحن مجلس می برد .
تا پول با آورده از وجود دارد و دین که مولود ذهن بشر در کار ها دخالت دارد امکان روزنه ای وجود ندارد هر چه زور در بازوست زر در ترازو است من خود یک روحانی زاده ام پدرم روزی به من گفت هر خوانده ایم همه خرافات اما چه کنم
هما اش دروغ است
آقای فرشاد ٬انتصاب یا انتخاب در هر صورت ما را پای صندوق به هر صورتی که بود با هر وعده ای که بود میرفتیم رای میدادیم ولی خیلی زود همه پشیمون میشدیم چون بقول شما همه انتصاب بود از حالا هم بحث را شروع کردن ,یکماه مانده به انتصاباتم آزادی در حد برداشتن گشتهای ارشاد ….. ما هم باید از حالا تمرین نه گفتن کنیم نه نه نه به دیکتاتور
آقای خاتمی ما دوستت داشتیم. اما انتظار این را نداشتیم که یک ملت و کشور را فدای یک شخص یعنی آقای خامنه ای کنید. ایا محافظه کاری یعنی زبونی و فدا کردن سرنوشت یک ملت و کشور. اگر جرات یا قدرت دفاع از حق مردم را ندارید لا اقل نمک به زخمشان نپاشید.
vaghti ray yek nafar balatar az hmeh mardom ast entekhabat , talaf kardan mal va jane melat ast, khodash ray bedahad , vaght va pool e melat ra bishtar hadar nadahid. melat ra sare kar nagzarid, khegalat bekeshid, aghaiane eslahtalab , in ghabr more tosh nist.
ای کاش اقای خاتمی بجای شما اقای احمدی نزاد رییس جمور شده بو د ودر ان 8 سال کلی کار کرده بودند
واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده میشود. از اصطکاک میان شیدایی بیحساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.
فضا باز شود، احزاب و گروهها کار کنند و عقلا هم ساز و کاری را برای انتخابات در نظر بگیرند تا در آن حرف و حدیث نباشد. خدا میداند اگر چنین شود آرامش و ثبات و پیشرفت از هر جهت تأمین خواهد شد
اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشمپوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است میگذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینهساز شویم
لطفا همه این جملات رو در کنار هم بخونید دوباره و بعد قضاوت کنین
فرض کنین کسی در حق دوست شما ظلمی کرده. آدم خوبی هم نیست. دوست شما هم یه جاهایی تند رفته اما حق با دوستتون بوده و برآشفتگیش از ظلمی بوده که در حقش شده
این آدم بده انقدر پارتیش کلفته که دوستتون با هیچ زوری نمی تونه به حقش برسه و باید سیاست به خرج بده
میاد پیش شما
میگه ببین من یه همچین مشکلی دارم. پیشنهادی نداری؟
شما بهش چه پیشنهادی میدین؟ بره طرف رو بکشه و بعد خودشم کشته شه؟
بیفته رو دنده لج و این بکش و اون بکش؟
میشین از آون آدم بده همچین بد میگین و باهاش هم صدا میشین که به جای فکر کردن برای پیدا کردن راه، فقط خون جلوی چشماشو بگیره؟
بهش میگین بی خیال شه؟
یکی مثل اون آدم بده شه؟
یا پیشنهاد می کنین : می خوای من باهاش حرف بزنم؟ خوب قانون و … رو بررسی کردی؟ شاید راه دیگه ای باشه. شاید مثلا از فلان در باهاش وارد صحبت و مذاکره شی بیشتر جواب ده و … از این دست پیشنهاد ها؟
منصفانه فکر کنین
راجع به حرف های آقای خاتمی هم هیچ وقت هیچ وقت زود قضاوت نکنین
به نظر میاد شنونده باید عاقل باشه. یه طرف این دعوا یه سری موجودند که برای خودشون حق الهی قائلند، پس اگر خاتمی این حرف را نمی زد، چی باید می گفت؟ باید می تاخت بهشون؟ آخه یک کم فکر شده باید نقد کرد؟ موصوع الان تاکتیک و کنش سیاسی هست نه اینکه حق با کیه و حقیقت چیه. اگر دنبال راه حل مسالمت آمیز باشیم که مطمئنا هستیم، باید بتو نیم چانه زنی کنیم، منصفانه نقد کنیم و استراتژی مطمئن تر را انتخاب کنیم. چه تعداد هستن داخل ایران که فکر می کنند راه حل انقلابه و حاضرند مصیبت یک انقلاب دیگه را تحمل کنند؟
با حسن خیلی خیلی موافقم
نمیشود با افرادی که دستشون به خون مردم الودست هم زیستی مسالمت امیز داشت
مساله اصلی که باعث واکنش ها در مقابل صحبت های آقای خاتمی می شود اینجاست که اولا بخشی از مردم – به حق یا ناحق – نسبت به آقای خاتمی کمی بدبین هستند و این بدبینی ناشی از مساله کاملا حل نشده 18 تیر و سازش های بعد از آن ناشی شده و ثانیا رفتار حکومت به مردم نشان داده که این ساختار قابل اصلاح نیست و این دیدگاه به حق هم هست چون ماهیت ساختار نظام جمهوری اسلامی بهش اجازه عقب نشینی رو نمیده. تمام بدنه جنبش توتالیتری که به این نظام ها قدرت میده و یا بعدا ها قدرت این ها رو حفظ میکنه؛ برای رفع توطئه های متعددی حول مرکز قدرت در این نظام ها (رهبر این نظام ها)، جمع میشه که طرح این توطئه ها جلوی عقب نشینی رو میگیره و تبلیغات گسترده ای که براش صورت میگیره نمیذاره دست بدنه جنبش توتالیتر برای آشتی به سمت توطئه گران دراز بشه. این ماهیت و محتوای این نظام هاست و نمیشه ازشون انتظار سازش داشت چون بقای این نظام ها همواره وابسته به طرح دشمن های خبیس و توطئه گر هستش که بر اون اساس میتونن به بسیج توده ای بپردازن و نباید فکر کرد که یک جایی این توده ها تموم میشن و همه دور و برشون رو خالی میکنن بلکه این توده ها (با وِژگی های جامعه شناختی و روان شناختی خاصی) همیشه در جوامع وجود دارن و در مقابل طرح تبلیغات توتالیتر بسیار آسیب پذیرن. باید این نظام و بدنه اجتماعی که روی اون سوار شده رو به مثابه یک سیستم نگاه کرد نه به بخشی از اون نگاه کنیم و فکر کنیم که بله قابل اصلاحه
انگار آقای علوی تبار در این تحلیل مردم را به هیچ حساب نکرده و دعوا را بر اساس جمعیت محافظه کاران واصلاح طلبن در قدرت به حساب آورده اند که ازآنجا نتیجه گرفته اند چون جناح محافظه کار اکثریت است پس حق تصاحب حقوق اکثریت را دارد.
آقای تحلیلگر آیا جمعیت محافظه کاران یا تملک قدرتشان مبنای تصاحب قدرت است؟آیا محافظه کاران رای اکثریت مردم را دارند؟دعوا که سر جناح بندی نیست.سر حقوق مردم است.
توی این فضای خفقان بازم جای شکرداره.اما یادمان باشد حق گرفتنیست