قدرتالله علیخانی:کارکرد دولت دهم تبدیل به یک سونامی برای ملت ایران شده است!
چکیده :در کنار این مشکلات عدیده اقتصادی میتوان نگاهی به مسائل دینی و اعتقادی هم داشت که در سالهای اخیر دامنگیر جامعه شده است. به ویژه طرح برخی مسائل شبههانگیز و دامن زدن به خرافات که بازتاب بسیار منفی در جامعه داشته و دارد. وضع به گونهای شده است که این امر اعتراض شدید علما و فضلا را در پی داشته است. مجموع مطالبی که در این مصاحبه عنوان کردم و نیز تعلل دولت در اجرای دستورات مقام رهبری، کارکرد دولت دهم تبدیل به یک سونامی برای ملت ایران شده است. چنانچه جلوی این سونامی گرفته نشود، ملت باید هزینه سنگینی را بپردازد....
حجتالاسلام قدرتالله علیخانی چهره نامآشنا برای ملت ایران است. او سالها عمر خود را صرف مبارزه برای آزادی و جمهوری اسلامی کرده و به همین علت چند سال طعم زندان را نیز چشیده است. پس از پیروزی انقلاب او در حلقه نزدیکان بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار گرفت.
ویژگی علیخانی، حسنخلق و روابط عمومی قوی اوست. به همین دلیل طرفداران بیشماری را همراه دارد. علیخانی هرچند روحانی است، اما به موضوعات اقتصادی و اجتماعی نیز وقوف دارد. او تلاش میکند از این منظر و از سنگر نمایندگی مردم قزوین از حقوق مردم به ویژه کارگران شهر صنعتی البرز دفاع کند.
ستارهصبح در ارتباط با آخرین وضعیت دولت دهم، هدفمند سازی یارانهها، علت تشدید تحریمها، رواج خرافات و … مصاحبهای با این چهره نامآشنا و در عین حال دلسوز و انقلابی انجام داده که خواند آن جالب و روشنگر است.
*چرا احمدینژاد پس از برکناری وزیر اطلاعات سفر استانی قم و برخی برنامههایی که در تهران داشت را لغو کرد؟
به نظر من اگر او به قم میرفت یا در تهران برنامهای اجرا میکرد، قطعاً با واکنشهای تند مخالفین خود مواجه میشد و حتی اجازه صحبت نیز به او داده نمیشد. به نظرم به همین دلیل او سفر قم و برنامههای تهران را لغو کرد. هرچند او به سرکارش برگشت، اما تداوم چنین وضعیتی احمدینژاد را به سرنوشت اصلاحطلبانی که فاقد تریبون هستند تبدیل میکند. به همین علت طرفدارانش در مجلس سخت به تلاش افتادند تا مشکل را حل کنند.
احمدینژاد در مساله وزیر اطلاعات متوجه شد که حاکمیت با کسی شوخی ندارد و عقد و اخوت هم با کسی نبسته است. اگرچه اصولگرا باشد.
*چرا و چگونه در میان اصولگراها که قبلاً در برابر اصلاحطلبان صف واحد بودند، اختلاف و شکاف پدیدار شد؟
ریشه اصلی این اختلاف این بود که قبلاً محوریت و برنامهریزی اصولگراها توسط جناب آقای حجتالاسلاموالمسلمین علیاکبر ناطقنوری برنامهریزی میشد، از زمانی که آقای ناطقنوری که فردی انقلابی، شجاع و شناخته شدهای است، مورد بیمهری برخی از اصولگراها قرار گرفت و گروه ائتلاف آبادگران جوان خواست نقش او را ایفا کند، این فرآیند باعث شد تا ناطقنوری خود داوطلبانه کنار برود. به نظرم نقطه آغاز اختلاف و شکاف را باید در همین اتفاق مهم دید.
موضوع دیگر نقش شخص محمود احمدینژاد در جریان اصولگرایی بوده و هست. احمدینژاد به کمک اصولگرایان و برخی روحانیون به ویژه ناطقنوری و محمدرضا باهنر شهردار تهران شد. قرائن از همان دوره شهرداری نشان میداد که وی قصد دارد از سکوی شهرداری به ریاستجمهوری برود. به مرور زمان او از این دو فرد موثر و دیگر اصولگراها فاصله گرفت و احساس بینیازی از دیگران کرد. اینجا نقطه از دست دادن دوستان و همفکرانش بود.
ناطق و باهنر نخست به کمک احمدینژاد برای شهردار شدن آمدند، آنگاه در دور دوم ریاستجمهوری سال 84 باهنر جزو طرفداران پروپا قرص احمدینژاد شد.
پس از آن انتخابات، احمدینژاد با انتخاب وزرا، معاونین و مشاورین خود، زمینه را برای انتقاد از خود و جداشدن طرفداران از جمله افرادی مثل باهنر، توکلی، خوشچهره و… را فراهم ساخت. با گذشت زمان احمدینژاد روحانیون را نیز از دست داد و کار به جایی رسید که دیگر به نصایح رهبری، مراجع عظام هم بیتوجهی میکرد. چون او احتمالاً دچار نوعی بینیازی و غرور شده بود. آنچه در عمل اتفاق افتاد، نتیجه همین روش و طرز فکر بود.
*تحلیل شما در رابطه با رفتار احمدینژاد در برکناری وزیر اطلاعات و پسلرزههای آن چیست؟
به نظرم احمدینژاد در این موضوع مثل آنچه در گذشته انجام داده بود دچار خطای بزرگ محاسباتی شد، به همین دلیل چند روز به دفتر کارش نرفت. او به فکرش هم خطور نمیکرد که به چنین وضعیت و سرنوشتی دچار شود.
وی حتی حاضر نشد در پاسخ خیلیها که از او میخواستند سکوت را بشکند و به سر کارش برود، همراهی کند. در این ماجرا اتفاق دیگری که رخداد ریزش گروه دیگری از دوستان وی و افزوده شدن بر تعداد منتقدان او بود.
به نظر من خطای اول احمدینژاد برکناری مصطفی پورمحمدی، غلامحسین محسنیاژهای، محمد جهرمی و فتاح بود که نسبت به وزرای دولت دهم قویتر و کارآمدتر بودند.
خطای دوم وی برکناری غیرمنتظره منوچهر متکی وزیر امور خارجه بود که وی در حین انجام ماموریت در خارج از کشور به سرمیبرد و این اقدام بدون مشورت با مقام رهبری آن هم با آن کیفیت که وزیر خارجه در سنگال در حال رایزنی دیپلماتیک بود صورت گرفت و به ناگاه از کار برکنار شد. این امر تبعات سیاسی زیادی در عرصه بینالمللی برای جمهوری اسلامی در پی داشت.
ماجرای برکناری مصلحی، مربوط به چند ماه قبل است. احمدینژاد قصد داشت او را برکنار کند تا وزارت اطلاعات را در اختیار گیرد. به نظر برخی افراد آگاه موضوع برمیگردد به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری که در سال1392 برگزار خواهد شد.
اما احمدینژاد فکر نمیکرد برکناری وزیر اطلاعات بدون نظر مقام معظم رهبری اینقدر برایش پرهزینه باشد. به نظر من این اتفاق و ماجراهایی که در دو هفته گذشته در این باره اتفاق افتاد، از آنجا که رفتارها، گفتارها و موضعگیریها شفاف و مردم نسبت به آن آگاه شدند به نفع نظام است.
از همین منظر میتوان گفت که این اتفاق به زیان گروه احمدینژاد و به نفع حامیان انقلاب تمام شد.
*برخی میگویند (غلامحسین الهام) کار احمدینژاد در برکناری وزیر اطلاعات بدون اشکال و در چارچوب قانون بوده است و احمدینژاد در ملاقاتها ادعا کرده است که مساله هستهای، اقتصاد، تحریمها، اجرای یارانهها و … به کمک دولت او حل شده است! ارزیابی شما درباره این موضوعات چیست؟
اشتباه بعدی احمدینژاد پس از برکناری وزیر اطلاعات و در 11 روزی که برسر کار نمیرفت، حرفهایی بود که در ملاقاتهای خصوصی که انعکاس رسانهای نداشت، بیان میکرد. به نظر من بسیاری از این حرفها با آنچه در عمل ما شاهد آن بوده و هستیم مطابقت ندارد. احمدینژاد باورش نشده که دولتهای قبلی و دولت او بدون حمایت رهبری و مجلس نمیتوانستند به تنهایی کارهای بزرگ را به انجام برسانند. پس نمیشود وی ادعا کند که خود به تنهایی کارهای بزرگ را بدون نظر رهبری و مجلس به انجام رسانده است. چند نکته مهم در این باره را یادآوری میکنم:
احمدینژاد در جلسات گفته بود که تحریمها را دولت من پشت سر گذاشت و این کار مهمی بود که برای کشور انجام دادم. من به ایشان میگویم که اتفاقاً اصل تحریمها در دوره ریاست جمهوری وی اتفاق افتاد که برخلاف ادعای ایشان نهتنها دولت نتوانسته موانع و تبعات اقتصادی ناشی از تحریمها را پشت سر بگذارد، بلکه کماکان کشور تحت فشار تحریمها و مشکلات و تبعات اقتصادی فراوانی روبهرو شد که من اینها بازگو میکنم.
او گفته که تعلیق غنیسازی را که دولت خاتمی پذیرفته بود، در دولت من شکسته شد.
من به عنوان یک عضو کمیسیون امنیت ملی به ایشان و دوستانش میگویم که تعلیق در دولت خاتمی داوطلبانه صورت گرفت و در ماه پایانی آن دولت به دستور مقام رهبری شکست و غنیسازی دوباره آغاز شد، بنابراین برداشت ایشان در این باره درست نمیباشد و او نمیتواند این موضوع را به نام دولت خود ثبت کند، زیرا تا قبل از دولت نهم و دهم پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود و خبری هم از تحریمها در شورای امنیت نبود، اما پس از شکلگیری دولت نهم و اتخاذ سیاست تهاجمی بجای سیاست تعاملی، نخست پرونده هستهای ایران از شورای حکام به شورای امنیت رفت. آنگاه پنج قطعنامه 1669، 1737، 1747، 1803 و 1929 یکی پس از دیگری در شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسید. پیشنهاد میکنم به دکتر حسن روحانی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی فرصت داده شود تا در رسانه ملی این موضوع را برای مردم کالبدشکافی کند.
در دولت احمدینژاد اتفاق دیگری هم رخداد و آن تحریمهای یکجانبه بود. بر این اساس امریکا، اروپا و برخی کشورهای دیگر تحریمهای یکجانبه علیه جمهوری اسلامی وضع کردند که در دولتهای هاشمی و خاتمی سابقه نداشت، اما در دولت نهم و دهم برای اولین بار این اتفاق رخ داد.
پس اینکه احمدینژاد بگوید تحریمها را از میان برده است، صحیح نیست و او نمیتواند به آن افتخار کند.
*احمدینژاد گفته است که این من بودم که قانون یارانهها را اجرا کردم و دیگر دولتها جرات و توان چنین کاری را نداشتند. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
به نظر من اصل حذف یارانهها و آزادسازی تدریجی قیمتها امر پسندیدهای است، اما اجرای آن باید در چارچوب قانون باشد.
برای قانون هدفمند شدن یارانهها تلاشهای جدی در مجلس شورای اسلامی انجام گرفت و این امر از حمایت رهبری نیز برخوردار گشت. اگر پشت اجرای این قانون حمایت رهبری و مجلس نبود، نه شما و نه هیچ دولت دیگری نمیتوانست آن را اجرا کند.
اجرای خارج از قانون، بدتر از اجرانکردن آن است. دولت به جای آنکه قانون مجلس را اجرا کند، در این ماجرا نظر خودش را اعمال کرد که این روزها به تدریج آثار و عوارض منفی آن ظاهر میشود.
مجلس اجرای این قانون را در دوره پنج ساله و به صورت تدریجی و هر سال 20 درصد افزایش قیمتها را پیشبینی کرده بود، اما معلوم نیست چرا و با چه انگیزهای دولت یکباره این قانون را اجرا کرد که حالا در آن گیر کرده است! زیرا آزادسازی یکباره قیمتها برای مردم، صنعت، کشاورزی و … پرهزینه شده و گرانی کالاها ازجمله بهای حدود 10 برابری گاز وضعی را به وجود آورده که مردم توان پرداخت قبوض گاز و برق و … را ندارند. این نتیجه زیرپا گذاشتن قانون مجلس است.
نتیجه اجرای نادرست این قانون باعث شد تا مردم به تردید افتاده، ناراضی شوند که در مورد قبوض گاز دیده شد و در مورد قبوض برق نیز در آینده دیده خواهد شد.
*دولت اصولگرا مدعی است کارهای بزرگی انجام داده است. از جمله اینکه روی سفرهای استانی مانور میدهد و ادعا میکند در سال گذشته یک میلیون و 600 هزار شغل برای جوانها ایجاد کرده است. ارزیابی شما از این ادعاها چیست؟
دولت وعده و آمارهای زیادی داده است، اما باید دید که در عمل وضع چگونه است. من یک نمونه را ذکر میکنم:
در دولت اصولگرا چند کارخانه سیمان به اتمام و بهرهبرداری رسیده که قابل تقدیر است، اما کارخانهای سیمانی در این دولت کلنگ نخورده که به بهرهبرداری رسیده باشد.
کارخانههای سیمان که در دوره ایشان افتتاح و به بهرهبرداری رسیدهاند، شروعشان در دولت خاتمی بوده است که به شرح یک نمونه از آنها میپردازم.
در هنگام افتتاح کارخانه سیمان چهارمحال و بختیاری که ساخت آن در دولت خاتمی شروع و در دولت احمدینژاد به بهرهبرداری رسید، به مدیر پروژه گفته شد که بگوید که این کار در زمان این دولت آغاز و پایان یافته است.
مدیر پروژه گفت: «میتوانم صحبت نکنم، اما نمیتوانم دروغ بگویم.»
به همین دلیل او صحبت نکرد. در نظام اسلامی باید همه خدمات مسوولان نظام برای خدا و مردم باشد و کسی نباید کارهای خوب دیگران را به نام خود ثبت کند. از آن مهمتر اینکه باید بپذیریم که کارهای عمرانی متصل و پیوستهاند، نه منقطع و گسسته، بلکه پروژهها از دولتی به دولت دیگر منتقل میشوند. به همین دلیل باید از کارهای خوب دولتهای گذشته به نیکی یاد کرد و کارهای نادرست را هم اصلاح یا کنار گذاشت.
آمار ایجاد یک میلیون و 600 هزار شغل که ادعا شده در سال گذشته اجرا شده، آنقدر نادرست است که تقریباً اکثر نمایندگان مجلس به نادرستی آن اذعان دارند. چون ظرفیت کشور آنگونه که کارشناسان ارزیابی میکنند در بهترین حالت، یک بار در دولت اصلاحات و یک بار در دولت اصولگرا حداکثر توانسته بیش از 600 هزار فرصت شغلی در سال ایجاد کند. بالاتر از آن را هر کس آن هم در شرایطی که رشد اقتصادی نسبت به گذشته پایین آمده است، بگوید یا ادعا کند، اغراق کرده. خوب است دولت مستندات این آمار و ایجاد اشتغال را شفاف اعلام کند و نیز و درباره وعده ایجاد 5/2 میلیون شغل در سال 90 نیز مدارک و منابع باید اعلام شود.
*دولت اصولگرا مدعی اجرای عدالت و افزایش رفاه اجتماعی و … است. به نظر شما در دوره فراوانی درآمدهای نفتی آیا این ادعا درست است؟ یعنی وضع مردم نسبت به دولتهای هاشمی و خاتمی بهتر شده است یا بدتر؟
ارزیابی کارشناسان و مرکز پژوهشهای مجلس آن است که از سال 84 تا پایان سال 89 یعنی در مدت شش سال جمهوری اسلامی ایران حدود 450 تا 480 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است. یعنی نزدیک به نصف درآمد ارزی کشور در 30 سال گذشته، مربوط به همین دوره میباشد.
شاخصهای اقتصادی از جمله رشد اقتصادی نشان میدهد که رشد اقتصادی از سال 87 تا کنون سیر نزول را طی کرده و از حدود شش تا هفت درصد دولت خاتمی به یک درصد نزول کرده است. بر اساس پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول و محاسباتی که مرکز پژوهشهای مجلس انجام داده، رشد اقتصادی سال 90 منفی خواهد بود. به نظر من علت این امر را باید در انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی یافت که انحلال این مرکز ضربه بزرگ برای کشور بود؛ زیرا در آنجا کارشناسان و افراد باتجربه با برنامهریزی و تخصیص منابع و تشخیص اولویتها، اقتصاد کشور را به صورت کارشناسی مدیریت میکردند، اما حالا جای این مرکز برنامهریزی خالی است. اگر روند کارها مانند قبل ادامه مییافت، در دوره فراوانی درآمدهای نفتی، ایران از کشورهای منطقه جلو میافتاد.
پرسش من آن است که آیا دولت، مجلس و اصولگراها میدانند که به رغم اینکه کشور صاحب درآمد افسانهای نفتی بوده است، وضعیت اینگونه است که شاهد آن هستیم؟
در حالی وضع این گونه است که درآمد نفتی در دولت هاشمی طی هشت سال 134 میلیارد و در هشت سال دولت خاتمی 167میلیارد دلار بوده که جمع این دو یعنی در مدت 16 سال این دو دولت حدود 301 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتهاند. این رقم نزدیک به 200 میلیارد دلار کمتر از درآمد نفتی دولت اصولگرا در مدت شش سال گذشته (1389- 1384) بوده است!
*آیا شما آماری از وعدههایی که در استانها داده شده و اجرای مصوبات استانی دارید؟
آمار بسیاری از مصوبات استانی اجرا نشده و به همین دلیل در مجالس هفتم و هشتم نمایندگان نسبت به عملی نشدن این مصوبات انتقاد و اعتراض دارند. در استان قزوین هم وضع مصوبات استانی مشابه دیگر استانها است.
به نظرم سفرهای استانی ناموفق بوده است.
*چرا روحانیون، علما، دانشگاهیان و کارشناسان منتقد دولت هستند؟
دانشگاهیان و کارشناسان به دلیل همان مطالبی که در سوالهای قبل گفتهام یعنی مدیریت بهینه نشدن منابع نفتی و پایین بودن رشد اقتصادی، وجود بیکاری و … منتقد دولت هستند.
روحانیون و مراجع تقلید و فضلای حوزهها در دولتهای گذشته بیشتر مورد احترام بودند تا دولت کنونی.
دولتهای هاشمی و خاتمی با وجودی که در راس آنها روحانی قرار داشت، اما هیچ وقت مطالب تفرقهانگیز و شبههناک را مطرح نمیکردند، اما در دولت احمدینژاد این اتفاق افتاد به همین دلیل اصولگراها از ناحیه علما و روحانیون ضربه خورند و در عین حال اختلاف هم در این زمینه به وجود آمد. زیرا برخی کارها و حرفها باعث دلخوری و نارضایتی صریح علما شده است.
این موضوع خسارت سنگین معنوی، مادی و فرهنگی به کشور وارد ساخت.
*با توجه به ناکامی دولت احمدینژاد در حوزه فرهنگ، اقتصاد، روابط خارجی و … ارزیابی شما از انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی چیست؟ به نظر شما اصولگراها این بار با چه شعاری ممکن است به میدان بیایند؟ و رفتار اصلاحطلبان در این انتخابات چگونه باید باشد؟
به نظر من از انتخابات دوم خرداد 76 به این طرف ملت ایران نسبت به انتخابات بیش از گذشته حساس شد؛ زیرا ملت دریافت که حرف، خواست و نظر خود را باید از طریق صندوق رای بزند تا استفاده از روشهای قهرآمیز. به همین دلیل با گذشت زمان درصد مشارکت مردم در انتخابات در ایران همچنان روند صعودی دارد و به نظرم در آینده نیز اینچنین خواهد بود.
از آنجاکه اصولگرایان که در مجالس هفتم و هشتم اکثریت را دارا بودند و نتوانستند از این فرصت طلائی به نفع ملت ایران بهره گیرند و مهمترین مسائل کشور یعنی فقر، بیکاری، تورم، اعتیاد و عدم توسعهیافتگی را ریشهکن کنند، بنابراین دیگر اینها شعار تازهای نخواهند داشت که بگویند و مردم هم باور کنند. به نظرم اصولگرایان اینبار باید دست خالی به میدان انتخابات و رقابت بیایند.
در مقابل چون وضعیت اقتصادی و روابط خارجی در دولتهای قبل بهتر از حالا بوده، به همین دلیل به نظر من اقبال مردم به اصلاحطلبان نسبت به گذشته نهتنها کاهش نیافته، بلکه افزایش هم یافته است. به همین دلیل اصلاحطلبان باید با حضور در انتخابات از این فرصت استفاده کنند.
به نظر من اتفاقاتی که پس از انتخابات پرمناقشه سال 88 در کشور رخ داد و تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا این واقعیت را آشکار کرد که به مصلحت است انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی رقابتی و با رعایت قوانین باشد و دولت یا نهادهای شبهدولتی در انتخابات دخالت یا جهتگیری نکنند.
در انتخابات پیشرو اگر مجریان و ناظران انتخابات بیطرف باشند، نتیجه انتخابات هر چه باشد، برای ملت قابل پذیرش خواهد بود. تحقق چنین شرایطی باعث میشود که شاهد مجلس قویتر از مجالس هفتم و هشتم باشیم. اگر مجلس قوی باشد، دولت قوی و بابرنامه را برمیگزینند. اگر دولت قوی باشد، جمهوری اسلامی که در راس آن مقام رهبری قرار دارد، دارای اقتدار بیشتری خواهد شد، بنابراین باید از این فرصت به نفع کشور استفاده کرد.
* به نظر شما آیا اصلاحطلبان یا اصولگرایان یا هر گروه دیگر میتوانند کشور را به نحو احسن و با یک طرز فکر اداره کنند؟ ارزیابی شما از تجربه سه دهه گذشته در این باره چیست؟
هر دولتی اگر بخواهد موفق شود باید از جریانها و سلیقههای مختلف برای پیشبرد سیاستهایش استفاده کند، اما با یک فکر یا یک جناح نمیشود کشور را اداره کرد. چه فکر اصلاحطلب باشد چه اصولگرا.
* تحلیل و ارزیابی شما از آخرین وضعیت، رفتار دولت و آمارهای متناقضی که دولتیها ارائه میدهند، چیست؟
با توجه به آمارهای متناقضی که در سالهای اخیر ارائه شده به ویژه آخرین آمارها در ارتباط با هدفمندسازی یارانهها قابل تامل است. در این ارتباط چند ماه قبل یکی از مسوولان گفت: آمار افراد مشمول دریافت یارانه 45 میلیون نفر است.
در هفته گذشته فرزین سخنگوی کمیته هدفمندسازی یارانهها در جریان بررسی بودجه سال 90 گفت: تعداد افراد مشمول دریافت یارانه که تاکنون ثبتنام کردهاند 72میلیون نفر است. اما شگفت آنکه در همان جلسه عادلآذر رئیس مرکز آمار ایران اعلام کرد: تعداد 73 میلیون و 600 هزار نفر برای دریافت یارانه ثبتنام کردهاند که از این تعداد دو میلیون نفر خارجنشینان هستند. اعلام این آمار (2 میلیون خارجنشین) بلافاصله واکنش رئیس مجلس را در پی داشت.
در روزهای اخیر دولت به استناد ماده 53 قانون برنامه پنجم بدون نظر مجلس، اقدام به ادغام هشت وزارتخانه کرد. مشکل پیش آمده در این وزارتخانهها آن است که علاوه بر آنکه کارها معطل مانده، کسی در این هشت وزارتخانه پاسخگو نیست.
همچنین در روزهای اخیر در رسانهها خواندم که حدود 10 هزار داروخانه به علت عدم پرداخت بدهی دولت با مشکلات فراوانی مواجه شدهاند و همچنین مشکلاتی که پیمانکاران وزارتخانههای نیرو، راه و … چند سال است در خصوص عدم پرداخت مطالباتشان گرفتار آن وزارتخانهها هستند.
اخیراً در همین ارتباط آماری از سوی نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی ایران مبنی بر خطر تعطیلی 100 واحد تولید آب معدنی اعلام شد که جای نگرانی دارد. گرانی گاز یکی از مشکلات عمده برای خانوادهها و بخشهای صنعت و کشاورزی است که این امر باعث نارضایتی شدید خانوارها و کسانی که در بخش صنعت و کشاورزی فعالیت دارند، شده است. نتیجه اجرای یکباره قانون هدفمندسازی یارانهها به جای اجرای تدریجی آن (براساس قانون مجلس پنج ساله است) و چند برابر شدن تعرفه گاز میرود تا چرخ تولید را از کار بیاندازد.
در کنار این مشکلات عدیده اقتصادی میتوان نگاهی به مسائل دینی و اعتقادی هم داشت که در سالهای اخیر دامنگیر جامعه شده است. به ویژه طرح برخی مسائل شبههانگیز و دامن زدن به خرافات که بازتاب بسیار منفی در جامعه داشته و دارد. وضع به گونهای شده است که این امر اعتراض شدید علما و فضلا را در پی داشته است. مجموع مطالبی که در این مصاحبه عنوان کردم و نیز تعلل دولت در اجرای دستورات مقام رهبری، کارکرد دولت دهم تبدیل به یک سونامی برای ملت ایران شده است. چنانچه جلوی این سونامی گرفته نشود، ملت باید هزینه سنگینی را بپردازد.














مگر رهبر عزیز نگفتند که نظرات احمدی نژاد به من نزدیکتر است . اکثر اقدامات احمدینژاد با تایید رهبری انجام شده. حالا چرا همه کاسه کوزها را سره احمدینژاد میشکند. شما فکر میکنید انتخابات آینده واقعن آزاد خواهد بود. کسانی که واقعن به فکر ایران و ایرانی هستند حتی اجازه کاندید شدن هم ندارند. فقط کسانی اجازه کاندید شدن داران که برده باشند و هرچی بهشان دستور دادند انجام بداند. شما اسم این را میگذرد انتخابات. نه بابا دیگه ماهیت انتخابات در جمهوری اسلامی برای ما روشن شده.
اين سونامي براي ملت ايران در اين چند سال حکومتش با ندانم کاريهايش هزينه هاي سنگين ايجاد کرده که جبران ناپذير است
و شما هم در ان شريک بوديد الان هم از ملت ايران مايه نگذاريد اين سونامي اين بار شما را نشانه گرفته
دور د بر شیخ قدرت علیخانی که در دفاع از مهندس میرحسین موسوی درمجلس حمایت کرد دورد برشیخ شجاع ودوست دانشی همشهری عزیز
اين سونامي بعد از مردم حالا ا ونهايي رو که خودخواهانه در مقابل مردم ايستادند و ازش دفاع جانانه کردند نشانه رفته اسيا به نوبت
درود بر علیخانی شجاع.درو بر موسوی.درود بر خاتمی و کروبی.