سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

بازی کثیف/ مسعود بهنود

چکیده :دیروز آقای خاتمی گفت برای ایران می ترسد، و پیداست سخت می ترسد. به گمانم از آن می ترسد که می بیند چگونه در رقابت ها بر سر قدرت، اخلاق فراموش شده است، و این خدشه دار شدن روح ایرانی ماست. دقت در کشمکش این روزها نشان می دهد رجز های این جنگ به زبان امروز نسل جوان و نوگرای ایران نیست، ابزار و مصالحی که در این جنگ به کار می رود برای نسل فردا کاملا ناشناخته است. گرچه مقصد و مقصودشان پیداست....


مسعود بهنود

آقای خاتمی باز با دل امیدوارش آمده است به میدان، می ترسد، نه از ماشین نفرت و افترا که نزدیک دو سال است دمی از شلیک باز نمی ایستد و او و یارانش را بمباران می کند، بلکه از آسیب این همه بی اخلاقی، از درگیر شدن افراطیون با هم، از به هم ریختن نظم، از این همه بی هوائی در تهییج مردمان. او بزرگوارتر از آن است که حتی در دل بگوید همین است سزای کسانی که با اصلاح طلبان چنان جفا کردند، وطن دوست تر از آن است که دلش خنک شود از وضع امروز رقیبان تندرو. آقای خاتمی به عنوان یک عالم دین و دین باور ترسش افزون می شود وقتی می بیند ماشین نفرت هر صبح به نام دین روشن می شود و شلیک آغاز می کند. شلیک های خود را درد دین نام می نهد و هدف هم فقط کسانی هستند که حقیقت را فدای مصلحت تعیین شده توسط قدرت نمی کنند.

پریروز آقای جوانفکر مدیر روزنامه ایران و خبرگزاری دولت، در سرمقاله آن روزنامه به منقدان دولت پند داده بود که از این همه تهمت ناروا و افتراهای نادرست دست بردارند. او با نقل چند نمونه خبر که با قید “شنیده شده است” و “گفته می شود” در ستون های ویژه برخی روزنامه ها آمده، نشان داده بود که مقصودش کدام نوشته هاست. با خواندن این مقاله پندآموز ساده ترین کار این است که آدمی رو به سوی آسمان بگوید الهی شکر. و به یاد خود آورد که در این پنج ساله همین تیم آقای جوانفکر، که از همه عزل ها تا به حال جان به در برده، چه کردند با آبروی دیگران. همان ها که امروز از افترا به فغان آمده و گلایه دارند. اما این تنها واکنشی نیست که بعد از خواندن پندآموزی آقای جوانفکر به آدمی دست می دهد.

در پای یک گزارش درباره سخنان پریشب آقای احمدی نژاد در مونولوگ تلویزیونی اش، ده ها کامنت هست، وحشت افزاست این همه دشنام از سوی کسانی که تا پریروز وی را معجزه هزاره می خواندند و سرباز امام زمان می شمردند و همه کارش شیرین و خدائی بود. می توانست باعث انبساط خاطر شود و دل کسانی را که پنج سال است از زبان این دولتمردان در امان نبوده اند خنک کند و به یادمان آورد که همین ها به محض فتح سعدآباد چه ها نثار پیشینیان کردند و سرانجام هم چه جشنی گرفتند برای تشکیل دادگاه نمایشی صد نفره اصلاح طلبان – که سعید مرتضوی با تقلید از سبک دادگاه های استالین بر پاداشت. آن ها که همین روزنامه دولت را به نشریه ای زرد تبدیل کردند و به چیزی و کسی رحم نکردند، حتی وزیران کابینه و امضا کنندگان میثاق نامه، در فردای عزل.

رییس جمهور که مصاحبه مانند تلویزیونی اش نشان داد تا چه اندازه افسرده است [و این همان حالی است که پیش بینی شده بود] با آهنگی ملتمس گفت به خدا خوب نیست تهمت زدن، آخر مگر دنیا چقدر ارزش دارد. آقای احمدی نژاد اگر وسیله داشت که صدای بینندگان را بشنود و اگر علاقه ای به این شنیدن داشت به گوشش می رسید که هزاران نفر می گفتند عجب. از کی چنین شده است که تهمت گناه است.

معلم اخلاق دولت [حجت الاسلام تهرانی] در نواری که همه جا هست، ادعا می کند دو بار گریه آقای احمدی نژاد را دیده که یکی موقعی بوده که وی را متهم کرده اند که یهودی است. با شنیدن این نوار گیجی غریبی به شنونده دست می دهد. کسی که چنان آسان پنج سال است دروغ می گوید و افترا می زند چقدر باید خودمحور و خود شیفته باشد که به تهمتی چنین به گریه افتد. یهودی بودن اجداد آدمی که جرم و گناه نیست. چنان که پدربزرگ یکی از مراجع حاضر قم، یهودی بوده است. اما یکی از آقای احمدی نژاد بپرسد دادن خبر به جوش آمدن غیرت ایشان از نحوه ملاقات شیراک و آقای خاتمی چه. خبری که عکس ها نشان داد هم اصلش دروغ بوده است و هم تاثر ناشی از آن. جاسوس خواندن اعضای هیات مذاکره گر هسته ای و سفیر سابق چه. کاری که تنها در اوگاندای ایدی امین سابقه داشت. چنان که عزل وزیر خارجه ای در حال ماموریت هم قبلا فقط توسط ایدی امین سابقه داشت که از قضا آن وزیر خارجه را [مانکن سابق دنیای مد که از اساس انتصابش مساله بود] کشت و داد پختند و آبگوشت آن را به خورد اعضای کابینه داد تا بدانند نادیده گرفتن میثاق چه عقوبتی دارد.

اما این حکایت فرد است و عیب و ایرادهای انسان بی مقدار با صدها عقده درمان نشده، وقتی پای جامعه در میان است و مصلحت جامعه ای و مردمانی، به گمانم جای آن دارد که به گفته معلم اخلاق کمی اندیشه کنیم و خوشحال نشویم اگر با هم چنین می کنند. مجلسیان اگر راست می گویند از اهرم های قانونی مجلس بهره گیرند، اعتبار گم شده را به قوه مقننه برگردانند. گویندگان اگر نمی هراسند امکان دهند قضات مستقل پرونده دولتمردان منصوب را بررسی کنند. گشودن پرونده معاملات بزرگی که می گویند و می نویسند که در آن میلیاردها تومان جا به جا شده، باید در عدلیه صورت پذیرد نه صفحات روزنامه هائی با مصونیت آهنین و یا رسانه هائی بدون صاحب.

سخن کوتاه و آسانم این است که اصلاح طلبان را اگر چالشی هست با آقای احمدی نژاد و دولت کنونی، بر سر یک فرهنگ و مهم تر از آن بر سر سرنوشت این ملک است، دعوای شخصی نیست. اگر فرصتی که دعوای اخیر و جنگ دو دسته از یک جناح ایجاد کرده، موجب شود یک بخش از جامعه سیاسی ایران بیاموزند که افترا بد است و سوءاستفاده از امکانات عمومی برای جنگ های حقیر و منافع گروهی گناه است، دریابند تهمت شنیدن آدمی را به گریه می اندازد، خود اتفاق مهمی است. این اتفاق مهم است، چرا که جناح راست عادت سخیفی را که از دوران انقلاب و در همان شش ماه آزادی بدون نظارت مطبوعات آشکار شد، در این سی و دو سال ترک نگفته است. در روزهای منتهی به انقلاب هر نوع خیال پردازی علیه حکومت پیشین مجاز بود و هیچ گناهی نداشت حتی جزئی از انقلابی گری محسوب می شد. در آن زمان یک حزب قدیمی این رفتار را به عنوان “جنگ نرم با ضد انقلاب” تئوریزه کرد و یک گروه چریکی هم به بهانه این که امکانات عادلانه تقسیم نشده، برای جبران ضعف امکانات خود، مفید دانست قصه پردازی و شایعه سازی و چاپ و انتشار تهمت را.

در این نوشتار روی سخن بیشتر نسل جوان اصلاح طلبانی است که هدفشان ارتقا و سلامت جامعه ایران است. به گمانم به خود باید گفت هر نوع مشارکت جامعه مدرن و آماده رهائی در عادات سخیف کهنه لمپنی موجود در جنگ اخیر وهنی است برای سبزاندیشان و در آن هیچ سودی برای جنبش متصور نیست. هر نوع شرکت در بازی افترا و بی حیثت کردن رقیب، بدان معناست که هنوز مفهوم اخلاق سیاسی را نمی شناسیم و هنوز خطرناکیم برای آینده و سلامت جامعه مان. اگر از اهل اصلاح مقالاتی صادر شود مثل اعلام کشف جاسوسی محمود احمدی نژاد و رحیم مشائی، به همین یک نشانه می توان گفت تفاوتی با سعید تاجیک و حاجی حدادیان در بین نیست گرچه ممکن است زبان شیک تر و اتوکشیده تر باشد.

دیروز آقای خاتمی گفت برای ایران می ترسد، و پیداست سخت می ترسد. به گمانم از آن می ترسد که می بیند چگونه در رقابت ها بر سر قدرت، اخلاق فراموش شده است، و این خدشه دار شدن روح ایرانی ماست. دقت در کشمکش این روزها نشان می دهد رجز های این جنگ به زبان امروز نسل جوان و نوگرای ایران نیست، ابزار و مصالحی که در این جنگ به کار می رود برای نسل فردا کاملا ناشناخته است. گرچه مقصد و مقصودشان پیداست.

تا کسی را برای چند ساعت بازداشت می کنند داستان هائی از قول وی می بافند و بر زندگی نامه دستگیرشده می افزایند، نام هائی از زبان وی ردیف می کنند که زندانی روحش خبر ندارد. همان کاری که در ده سال گذشته با صدها و بلکه هزاران تن از اصلاح طلبان و صلح دوستان کردند. این کردار سخیف را که قبلا کراهت آن به اثبات رسیده، اصلاح طلبان نباید بپذیرند، ادعاهای دو بخش جناح راست علیه یکدیگر نباید دستمایه تحلیل و تفسیر هیچ اصلاح طلبی قرار گیرد. سخن آقای جنتی در باب بابی بودن “جرگه انحرافی” نزدیک به دولت، همان قدر نازل و کثیف است که چمدان پولی که مدیر سیا آورده بود به تهران و بین روزنامه نگاران تقسیم کرد. گرچه این بار هدف جنگ کثیف زندانبانان و بازجویان صد ها اصلاح طلب است اما به گمان من باید از شیرینی نقل این تهمت ها گذشت. هیچ معادله ای نباید بر اساس این مدعیات برقرار کرد و هیچ تحلیلی را بر این داده ها بنا نهاد.

ورنه به معنای آن است که به قواعد یک بازی کثیف تن داده ایم.


75 پاسخ به “بازی کثیف/ مسعود بهنود”

  1. ايرانى گفت:

    سلام
    اگرچه تمام اين وقايع ميتونه يه بازى سياسى ديگه باشه،ولى به صورت نمادين هم ازش برداشت بشه خالى از لطف نيست؛
    هيچ چيز مهم تر و با ارزش تر از،احترام
    گذاشتن به شخصيت انسان ها نيست و اين حقيقت رو درك كنيم كه واقعا در جايگاهى نيستيم كه به يقين از خوبى و بدى انسانى صحبت كنيم!

  2. BENJAMIN گفت:

    ahsan lezT BORDAM AZ IN TAHLIL

  3. مسافر گفت:

    سلام

    یادم آمد چقدر دنیا را کثیف کرده ایم.
    یادم آمد زندگی ارزشش بالاتر از وقت سپردن به یاوه گویی کسانی است که خود را منشع گفتار صادقانه میبینند.
    یادم آمد عقلم به من چه میگفت و قلب دگر را.
    یادم آمد هر که در حلقه قدرت است دروغ و افترا را چاشنی میکند و آنکه نیست، آنرا کفر.
    یادم آمد آیند های نا روشن که پیش روی ماست.

    یادتان آمد؟

    مسافر

  4. نوازش گفت:

    از شیوه بازشکافی مطلب در این نوشته لذت بردم . بیش از همه انصاف و ادب و درستی تحلیل نویسنده محترم . نویسنده این مطلب خارج نشین است . می توانست غلیظ ترین الفاظ سخیف را بکار بگیرد . کاری که دیگر خارج نشینان منتقد یا همین نویسندگان کیهان می کنند . اما نویسنده محترم که زخم فراوانی از هتاکی ها نیز به تن دارد نشان داد که می شود براحساسات غلبه کرد و به همه تلخ زبانان فهماند که : آنچه ماندنی است ، ادب و انصاف است .

  5. نوا گفت:

    یادم نمی رود بزرگی گفت بعضی از شعارهای انقلاب که خیلی هاشان توسط مردم عا دی بیان شد ه اند دارای اوج و عظمتی به اندازه ی خود انقلابند مثل شعارباور (دربهار آزادی -جای شهدا خالی ) و من هم شعارباودیگری را خدمتتان عرض می کنم (استقلال ,آزادی ,جمهوری اسلامی )- اینکه هرچیز و همه چیز بعد از استقلال معنا و مفهوم دارد تا استقلال نباشد خیلی از دستاورد ها رو است و رویه و حباب . بادکنکی را می ماند که با اندک … تقش در می رود و .. الخ . در هرحال این را با گفته ای نقل شده از دکتر شریعتی جمع کنیم که (در جامعه ای که تضاد طبقاتی و .. باشد سخن گفتن از دموکراسی ضد دموکراسی است ) بدین منظور که اسباب و ارباب کار نمی گذارند مردم عادی آن را بخواهد که می باید بلکه رای و نظر آنان با انواع و اقسام … خریداری می شود در راستای اهدافی خاص و این وقتی مهمتر جلوه می کند که ما موضوع را از نقش و اثربخشی مادی فراتر بنگریم استحمار و استثمار فکری در شکل دینی بنام تعصب و تحجر و در اشکال غیر دینی بنام غرب گرایی و دلباختگی به لایه زبرین و مهاجر ساخته دنیای غرب درشکل بی تفاوتی به آداب و رسوم . اخلاق و سنن ملی که شاید مظلوم ترینش نجابت ایرانی گری و حرمت خانواده باشد که متاسفانه امروزه بوسیله بعضی(نه همه ) از این خارج نشینان بی مسئولیت به سخره گرفته شده است بد جوری!! و حال اینان را قرار دهید در کنار شلوغ بازاری که متاثر از عکس العمل مردم مسلمان ومظلوم منطقه دربرابر دیکتاتوری -خود محوری و خانواده سالاری در اطراف و اکناف ما ایجاد شده و با دست خود و خارجیان دمار از روزگار ملت و مملکتشان درآورده اند که در این راه از مردمان خودفروخته و هوس بازی چون شیوخ منطقه و آدم های مریض و احمقی چون قذافی و .. انتظاری بیش از این نمی رود انتظار ما از دو قشر است اول روشنفکران درواندیش آزاده و بی تفاوت به مال و منال و پست و مقام که نمونه دینی اش همین آقای خاتمی بزرگ و دیگر نمونه هایش اقای سید ابراهیم نبوی و همین آقای بهنود است که علی رغم آنهمه حرف . تهمت می آیند و با هشداردادن از وارد نشدن به بازی کثیف که همان تهمت و افترا و راه روش های ماکیاولی برای بدست گرفتن جیره چند روزه دنیاست ما و دیگران را از بازی خطرناک توجیه وسیله توسط هدف بازمی دارند و حل نوبت تمامی دینداران و دینمداران واقعی و صادق در هیئت حاکمه است که بازیچه افراد بی اخلاق و تهمت زن قرار نگیرند بیش از هرچیز و همه چیز خدا را درنظر داشته باشند حق الناس را که استقلال و آرامش ایران است و انتخاب راه و روش مدنی بدور از درگیری و طرد دیگران در امر کشور داری و البته و صد البته نقش رهبری و رهبران حاکم مهم تر است چرا که پیش شرط این مهم اعلام عفو عمومی,آزدی زندانیان سیاسی –دادن سکان بدست عقلای چون هاشمی و خاتمی و…و نهایتااقدام در راستای رفع معایب و نواقصی است که به نظر خیلی ازاندیشمندان درقوانین جاری مشهود است در شکل قبول واقعیت ویا ایجاد کرسی و بحث و نقد عاری از تعصب و تحکم برای روشن نمودن کسانی که شاید شبهه دارند و….. – خدایی اش حیف است ایران عزیز, ایران مسلمان ومومن و این فرزندان در سختی قرار بگیرنو, سختی که بیشترعمر من و امثال من را در بحران گذراند و حال ما دلنگران فرزندانمان هستیم که متاثر از تند روی این و آن تازه به دوران رسیده و گاها عقده ای مملکت به سختی نیفتد و زمینه ای ایجا نشود تا دیگرانی که چشم دیدن اعتلای اسلام و ایران را ندارند با ایجاد هرج و مرج و جنگ داخلی اینهمه سرمایه, ثروت و دستاوردهای علمی و زیر ساختی را نیست و نابود نکنیم – براین راه و به این باور بر خاتمی مهربان و فداکار و دیگر کسانی که بر دلنگرانی اودر رابطه با آینده ایران و اسلام حاشیه همراهی همدلی می نویسند احسنت گفته و سلامتشان رااز خداوند منان خواستار شده و از خدا می خواهیم ا دیگران هم بدور از هر نوع خودخواهی و خودمحوری اینگونه باشند واینچنین فکر کنند انشاء الله

  6. پيام اور صلح گفت:

    اقاي خاتمي وضع امروز ايران را بخوبي درک کرده اند و بخوبي مي دانند افرادي که اکنون در راس حکومت هستند فقط در فکر قدرت

    و مصلحت منافع خودشانند و هيچ غمي براي کشور ومردم ندارند خودشان مردم را فرقه فرقه و جدا کردند و بينشان تفرقه انداختند

    تا بيشتر حکومت کنند ولي اقاي خاتمي از جنس انان نيست و صادقانه دل نگران وضع کشور و مردم و جوانان است و در سخنانش

    کاملا پيداست کاش حکومتيان ذره اي منش ايشان را داشتند و کار مملکت به اينجا نمي رسيد سخنان خاتمي بوي صلح و دوستي

    محبت و مهرباني مي دهد خدا يارش باد

  7. اسفراینی گفت:

    مقاله بسیار آموزنده ای بود، توصیه می کنم همه دوستان آنرا مطالعه کنند.

  8. داوود گفت:

    خیلی عالی بود.
    درود بر خاتمی که به راستی ماندلای ایران است.به هیچ کس کینه شخصی ندارد و سر نوشت ایران و ایرانی از هر چیز دیگر برایش پر اهمیت تر است و حاضر است در این زمینه ،گذشت های بزرگ بکند.
    سخنان خاتمی همیشه به من آرامش خاطر داده و به آینده امیوار کرده است و من از این بابت سخت به ایشان مدیونم.

  9. ناشناس گفت:

    آدمی در عالم خاکی نمی آیید پدید// عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

    آقای خاتمی مرد شریفی است. قلبش در پی ایران است. من شک ندارم اقای خاتمی تنها و تنها به فکر ایران است. اما متاسفانه سیاست مسائل خاص خود را دارد. آقای خاتمی انسان شریفی است اما سیاست مدار خوبی نیست. آقای خامنه ای زره ای کوتاه نمیاد.

  10. کاشانی گفت:

    با تشکر فراوان از جناب بهنود با این مقاله سنگین و به وقت ارائه دادن….تو این 2 روز گذشته بسیاری از جوانان نسبت به سخنرانی آقای خاتمی در فیس بوک گله داشتند و قواعد بازی سیاسی رو دیر متوجه میشوند و نمیدانند که ماها مو را میبینیم ولی خاتمی فر مو را میبینند ! و دلسوزی خاتمی ریشه دارد ولی برو بچه های تازه به میدان اومده عجول هستند و عواقب قواعد بازی رو نمیدانند ..با این مقاله انشاالله که رفع ابهام میشه و از جناب بهنود و دیگر دوستان روزنامه نگار تقاضا داریم بیشتر به این مقوله بپردازن و جای ابهامی وجود نداشته باشد…….

  11. ناشناس گفت:

    خواهشي از سايت كلمه
    نبايد اين سايت از ادعاهاي احمد جنتي در نمازجمعه تهران در خصوص به اصطلاح، جريان انحرافي در دولت، استقبال ميكرد. جنتي با همين سنت سيئه‌اي كه دارد در همان نمازجمع بود كه ادعاهاي واهي سنگيني عليه مهندس موسوي عزيز مطرح كرد. جنتي و احمدي نژاد و مشايي و احمد خاتمي و علم الهدي و پناهيان … همه از يك قماش اند. خدايا رهبر محترم ما را بيدار كن تا از حمايت اين فرقه دست بردارد. آمين

  12. امیر گفت:

    باسلام
    بهنود عزیز
    من که رستم التواریخ رو خوندم سابقه بی کلاسی در سیاست داخلی رو بنظر زیاد میبینم اما باز از طرف همین تیب جماعتی که الان هم همه کاره اند فقط مانده ام جماعتی مثل شما با دانستن سابقه تاریخی ایشان چطور گذاشتید همه انقلاب را بدزدند

  13. نگران جامعه گفت:

    جامعه ايران به شدت بيمار شده است اي کساني که بخدا و معاد و وجدان اعتقاد داريد به داد بيمار برسيد
    بيماري جامعه ما به دليل تماميت خواهي و قدرت طلبي کساني است که در راس قدرتند انان جامعه را بيمار و ملتهب
    کرده اند و بايد پاسخ گوي اين وضعيت باشند که نيستند و گناه خود را به گردن بي گناهان و دلسوزان مي اندازند انان را
    به حبس مي برند و محاکمه مي کنند جاي ظالم و مظلوم عوض شده کجاييد اي وجدانهاي بيدار به داد بيمار برسيد

  14. ناصح گفت:

    درد امروز جامعه فقط بی اخلاقی و تهمت نیست. ما امروز دچار شرک و کفر شده ایم. عده ای به واقع خامنه ای را میپرستند و نه تنها او را علی(ع) میدانند بلکه گاه او را در حد خداوند متعال و یکتا بالا می برند درست مثل کسانی که به پرستبدن علی پرداختند.
    عدهای هم که این بازار را گرم میبینند بر آن دامن میزنند تا آسانتر به غارت بیت المال بپردازند. در این میان ساده لوح هستند کسانی که فکر میکنند با عذر خواهی همه چیز مثل روز اول می شود. زیرا که خداوند گناه شرک را هرگز نمی بخشد.

    «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَالِكَ لِمَن يَشَاءُ وَ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْترى إِثْمًا عَظِيمًا»

    خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏بخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است. (نساء، 48)

  15. غریبه گفت:

    سلام آقای بهنود شما مگر در سیاست دولتمردانمان جز سیاه کاری درین چند سال دیده اید؟ فکر می کنید چرا مجلس از اهرم های قانونی استفاده نمی کند؟ مگر نه این است که حضرات همه از هم نقطه ضعف دارند؟؟؟؟؟؟ هر کس که ادعای پاکی می کند دست بالا بگیرد من پایش را نه بلکه ب…. را میبوسم، وگرنه اگر طلای پاکی در بین همه ی این اقایان به اصطلاح رجل سیاسی باشد که منتی به خاک ندارد و ترسش را از رو شدن پرونده اش مصلحت نظام قلمداد نمی کند ، اصلا کدام نظام؟ اگر امام (ره) زنده بود این که الان داریم را به عنوان نظام اندیشه هایش قبول داشت؟؟؟؟؟همه از هم میترسند چون هیچکدام پرونده ی پاکی ندارند وگرنه تا حالا صد بار این آقا را استیضاح کرده بودند (والسلام)

  16. ناشناس گفت:

    جناب بهنود
    اين متنهاي روامدارانه نياز فضاي فكري جامعه اي است كه مي رود اخلاق را به پاي قدرت و به اصطلاح شهد بر آمده از آن قرباني نمايد.دست مريزاد برادر-دست مريزاد…

  17. ناشناس گفت:

    اگر چه به واقع ادب مرد به ز دولت اوست و در اين شكي نيست ولي سكوت تنها و منفعلانه در برابر بي اخلاقي ها و بي نزاكتي ها دردي از جامعه بيمار ما دوا نخواهد كرد پس به جاي اينكه افرادي مانند خاتمي عزيز كه همگي به اخلاق مداري او باور داريم بايد خيلي مقتدر تر در برابر اين تحريفات بايستند نه اينكه از ترس آبرو به گوشه اي پناه ببرند و عافيت طلبي كنند

  18. جواد گفت:

    اقای بهنود از شما سپاسگذارم که درد واقعی ملت ما را بیان کردی, من به داشتن اندیشمندان و روزنامه نگارا نی چون شما افتخار میکنم و میدانم تا افرادی نظیر شما ازادیخواهان وجود دارد کشور ما دچار نابودی نخواهد شد.
    هیچ بیانی زیباتر از مقاله شما در باره اخلاق ایرانی به این زیبائی گویا نیست.
    سلام و درود به شما بهنود عزیز صداقت و میهن دوستی شما را میستایم.

  19. قدرت مردمی گفت:

    در جایی گفته اند
    شتر در خواب بیند پنبه دانه
    گهی لپ لپ خورد گه با تریلی

  20. سبز گفت:

    زیبا بود…

  21. اردتمند گفت:

    زنده باد مسعود بهنود كه پدر قلم نوين ايراني است
    چقدر خوب فكر مي كند و مي نويسد
    و زنده باد محمد خاتمي
    كه فرصت بهره مندي از قلم مسعود بهنود در ايران را فراهم كرد
    تنها راه آنچه بود كه خاتمي مي گفت

  22. علي خداياري گفت:

    فوق العاده بود خصوصاً در همان پاراگراف اول كه كه در خصوص خصوصيات آقاي خاتمي نوشته اند. در كل مقاله هاي جناب آقاي بهنود فوق العاده زيبا و عاليست. دست مريزاد

  23. afsar گفت:

    salam mercı aghay-e behnod alı boud aliiiiiiiiiiiiiii

  24. شهروند سبز گفت:

    جناب آقای بهنود من همیشه قلم شما را دوست داشته ام ولی به من بگویید که :
    چه ظلمی به رهبر شده که ایشان باید چشم پوشی کنند ؟ واقعا چه ظلمی شده ؟
    اینکه خودکامه گی ایشان را ملت به چالش کشیده ، ظلم است ؟ خروش علیه دیکتاتور ظلم به اوست ؟

  25. شمس گفت:

    احسن ، اگرچنین باشد که میفرمایید چه غم ؟

  26. فرزانه گفت:

    با تمام ارادتم به شخص آقای خاتمس باید بگم …عزیز مرد ایران! باید هم بترسی…خوب می دونی که گر پرده بیفتد نه تو مانی و نه من

  27. ناشناس گفت:

    ما نیز می دانیم که اقتصاد یک کشور را با چند سال کار می توان سر و سامان داد ولی برای رفع فجایع فرهنگی نیاز به گذشت چندین نسل است اما حضرت علی(ع) هم مجبور شدند که روزی بر روی خوارج شمشیر بکشند. این گروه افراطی در ایران که اسلام طالبانی را سرلوحه کار خود قرار داده را باید از صحنه خارج کرد وگرنه باید منتظر ظهور افغانستان یا پاکستان دیگری باشیم. ما با اصولگرایان هیچ مشکلی نداریم اما پذیرش این گروه منحرف و افراطی را که به حق چهره اسلام را مخدوش نموده اند به هیچ عنوان برنمی تابیم و ایشان برای ما جزو گروه دفع حداقلی هستند.

  28. ناشناس گفت:

    خیلی زیبا بود
    درود بر خاتمی
    درود ب شرافت و اخلاق مداری

  29. ئاپۆ گفت:

    مقله قشنگی بود کار از کار گذشته خدا به مردم بد بخت رحم کنه که پول نون خریدن ندارن !!!!!!!!!!!!!

  30. سوشيانت گفت:

    سپاسگزارم از مقاله زيباي شما امروز شعار اخلاق آري و خشونت نه و مرگ بر هيچ كس مهمترين خط مشي بايد باشد كه همانگونه كه اشاره كرديد مطابق با فرهنگ ايران نيز هست. درود بر شما

  31. چشم انتظار بهار گفت:

    سلام آقای بهنود یک سوال دارم… اگر نظام را نخواهیم چه باید بکنیم؟؟ من با احترامی که به آقای خاتمی دارم اما رنجیده ام و از دیروز تا به حال بیمارتر شده ام.. آیا شرارت تجاوز جنسی و روحی و… خون به نا حق ریخته شده و همه ی این بیداد های فقط دو سال بعد از انتخابات را چگونه می توان بخشید؟ من کارمندم شاید زندانی ومحاکمه نشده باشم اما در همین ساعات روزمره اداری بارها به دار تحقیر و حق کشی و ترد شدگی و… آویختخ میشوم… چگونه ببخشم… وچرا…؟؟ چقدر گول سیاست بازی های این و آنرا با بیان شیوا و قلمهای روان شمایان بخوریم؟؟ ما خواهان تغییر ریشه ای نظام وعذرخواهی رهبری از ملت هستیم همین!

  32. سبز گمنام گفت:

    تمرکزقدرت در یک فرد قطعا فساد اور است( فرد عیر معصوم). در این نوع از جوامع فرصت طلبان برای دستیابی به ثروت و منابع کمیاب. فرهنگ اوج تملق گویی وخوش خدمتی را در جامعه رواج داده و افراد دلسوز و صادق را خذف و از صحنه بیرون می رانند . در این نظام ها اصل رضایت حاکم است چون رضایت سلطان یعنی پول و مقام.دراین سیستم ها اطراف حاکم را افراد متملق و مداح گرفته و مدام از او تعریف و تمجید میکنند بقدری این موضوع تکرار شده که امر بر حاکم و یا سلطان مشتبه شده و خودرا در جای خدایگان می پنتدارد و این شروع ظلم و فساداست.اخلاق و ارزش ها جای خود رابه زشتی ها و پلیدی ها خواهدداد و این حالت بستر و زمینه های سقوط نظام را رقم خواهد زد. پناه بر خدا از شر شیطان نفس.

  33. ناشناس گفت:

    دست مریزاد آقای بهنود

  34. امیر گفت:

    جناب اقای بهنود گرامی، سیاست نظام جمهوری اسلامی در طی سالیان گذشته نشان داده هر از گاهی برای انحراف اذهان عمومی، تغییر روش گفتار و کردار انجام میگیرد. تحلیل شما نگاه از یک زاویه خوش بینانه است. آقای خاتمی آن زمان که فرصت داشتند برای ایران کاری انجام دهند، ندادند البته که عنوان شد: نگذاشتند !!
    جناب بهنود، گذشت، جای و مکان و شرایط خود را دارد. گذشت در شرایط فعلی ایران یعنی تداوم نظام تفکری فعلی، یعنی هر چه بود گذشت بیایید دوست باشیم. آیا میشود با افرادی که بسیاری را در داخل کشور کشتند، بسیاری را به انفرادی انداختند و صرفا برای بهره برداری بیشتر از منابع مالی کشور، به جان هم افتاده اند، دوست بود؟
    البته که میشود اگر و تنها اگرمنافع ما با آنها یکی باشد.
    جناب بهنود گرامی، نظام تفکری حاکم ایران کثیف تر از آنست که بشود خوش بینانه به سخنانش گوش فرا داد.
    ای کاش قلبها فقط و فقط برای ایران می تپید . . .

  35. Gomnam گفت:

    Jaleb ast ke sarvare gerami jenabe behnud dar tamame tule matn hame ra da’vat be adabo sharafo akhlaghe siasi mikonand va dar entehaye matn be aghaye jannati tohin mikonand!!! Shayad fek konid man tarafdare jannati am, mohem nis chon khodaye ma n shahed ast ke az ou khosham nemiad ama harfam chize digarist… Kash be jaye jeste daneshmandan zarreyi be harf haye 4 khat balatare khod amal mikardid. Ba ghalami ziba digaran ra mashure khod mikonid har che mikhahid khorake digaran mikonid.
    Omidvaram in nazar az sitetan pak nashavad!!!

  36. Bi neshun گفت:

    Jaleb ast ke sarvare gerami jenabe behnud dar tamame tule matn hame ra da’vat be adabo sharafo akhlaghe siasi mikonand va dar entehaye matn be aghaye jannati tohin mikonand!!! Shayad fek konid man tarafdare jannati am, mohem nis chon khodaye ma n shahed ast ke az ou khosham nemiad ama harfam chize digarist… Kash be jaye jeste daneshmandan zarreyi be harf haye 4 khat balatare khod amal mikardid. Ba ghalami ziba digaran ra mashure khod mikonid har che mikhahid khorake digaran mikonid.
    Omidvaram in nazar az sitetan pak nashavad!!!

  37. علی گفت:

    1…الان ایستادن و نقد سیاستهای دو سوی حاکم در جهت آنچه موسوی و کروبی و حامیانشان برای آن خاستند و به به پایش ایستادند
    گزینه ای ضروری است.. حالاست که باید درد دل خود را برای اقشاری که تا حال اساس استدلال ما را باور نداشتند گشود… حالاست
    که باید یاد همه آورد موسوی در پاسخ (بگم؟ بگم؟..) های احمدی نژاد گفت من برای همین آمده ام که اینها نباشد….
    به یاد بیاوریم کروبی چگونه با دل دریا به سوی بسیاری از اقشار اتهام خورده این مملکت رفت و امید زندگی سالم و با نشاط رازنده کرد…

    2…نه خاتمی و نه بهنود با وجود اینکه انسانهایی پاک و شایسته اند ساختار فکری تحول گرا ندارند… آنها اهل ماندنند نه پیش رفتن
    پیش رفتنی که می تواند بسیار کم فاجعه تر و بی خطرتر از ماندن در این تار و پودهای آلوده و مشمئزکننده باشد…

  38. ناشناس گفت:

    1…الان ایستادن و نقد سیاستهای دو سوی حاکم در جهت آنچه موسوی و کروبی و حامیانشان برای آن خاستند و به به پایش ایستادند
    گزینه ای ضروری است.. حالاست که باید درد دل خود را برای اقشاری که تا حال اساس استدلال ما را باور نداشتند گشود… حالاست
    که باید یاد همه آورد موسوی در پاسخ (بگم؟ بگم؟..) های احمدی نژاد گفت من برای همین آمده ام که اینها نباشد….
    به یاد بیاوریم کروبی چگونه با دل دریا به سوی بسیاری از اقشار اتهام خورده این مملکت رفت و امید زندگی سالم و با نشاط رازنده کرد…

    2…نه خاتمی و نه بهنود با وجود اینکه انسانهایی پاک و شایسته اند ساختار فکری تحول گرا ندارند… آنها اهل ماندنند نه پیش رفتن
    پیش رفتنی که می تواند بسیار کم فاجعه تر و بی خطرتر از ماندن در این تار و پودهای آلوده و مشمئزکننده باشد…

  39. علی اسلام دوست گفت:

    آنچه لازم است پیگیری بدون تردید خواسته های به حق جنبش سبز
    با رعایت اصول اخلاقی و حقوق شهروندی برای همه، حتی مخالفین
    سلام بر نور چشم ما میرحسین عزیز و سخنان محکم و حق محورش

  40. ناشناس گفت:

    احسنت!

  41. تفکر سبز گفت:

    عالی و بسیار پند آموز همیشه از مقالات آقای بهنود لذت می برم . خاتمی دوست داریم

  42. sabzabi گفت:

    32 سال است که با این بازی های کثیف بزرگ شده ایم و حالا خیلی هامون زودتر از موقع پیر میشویم…………….خیلی ها هم قاعده بازی » را خوب یاد گرفته اند که باعث اندوه بسیار است و بس .احترام و سپاس به شما چرا که برای ما که درگیر روزمره گی هستیم و حافظه تاریخیمان تعطیل است مرور این همه خواری و خقت سخت به جاست.درود و صد درود بر شما

  43. ناشناس گفت:

    چرا آقاي خاتمي آنزمان كه در انتخابات نهم رياست جمهوري تقلب شد و اين تندروهاي مجنون را با انتخاباتي مهندسي شده بر سر قدرت آوردند براي ايران نترسيد؟! جناب بهنود – اگر خاتمي اكنون براي ايران مي ترسد بسياري از ما حدود سي سال است كه هر روز براي ايران مي ترسيم كه در اين سي و دو سال هر روز دريغ از ديروز.

  44. رضا قریب گفت:

    از قلم آقای مسعود بهنود عزیز بازهم لذت بردم -حقیقتاً مقالات و نوشتجات ایشان خودش یک کلاس روزنامه نگاری است . اما بعد :
    ظلم حاکمیت امان از همه بریده و وانفسایی و گردابی که خودش برای خودش ایجاد کرده امیدی برای نجات باقی نگذارده است . دراین شرایط به نظرم فقط باید منتظر فرج بعدازشدت بود که البته من شخصاً به آن خیلی اعتقا دارم . یاحق

  45. امیر گفت:

    اقای بهنود سلام : یکی از سایتهای دایناسوری در مورد مقاله شما نوشته بود (تقدیر بهنود از جوانفکر) هر چه حساب کردم که مقاله به این دلنشینی را چگونه میتوان تقدیر از جوانفکر به حساب اورد و براستی ایا طرف همین قدر میفهمد یا خود را به کوچه علی چپ زده! کینه تا چه اندازه؟ و اصولا چرا کینه ؟ چرا اینقدر ناجوانمردانه؟ براستی انان بدنبال چه هستند؟ گیرم که 30 سال دیگر زنده بودی و بجای سه بشکه تلیت سه بشکه چلوکباب خوردی اخرش که چی؟ من هیچوقت نخواهم فهمید و درک نخواهم کرد باطن اینگونه افراد را برای همین زندگی همیشه و در هر شرایطی برایم زیباست . حرف حق اینقدر راحت به دلم مینشیند که گاهی حس میکنم حرف خودم بوده که فراموش کرده بودم بر زبان بیاورم. گاهی یک جمله و حتی یک کلمه اشکم را در میاورد. نوشته های شما را خیلی دوست دارم .

  46. ناشناس گفت:

    Behnoud jaan: ba oonha hasty ya ba ma. Inke nemishe har az gahy tormoz ro soraat mardom bezari…

  47. روشنفکر قهوه خانه ای گفت:

    از آقای بهنود به خاطر تحلیل خوب و مثل همیشه حرفه ایشان تشکر می کنم . اما من یکسری انتقادات دارم :
    1- وقتی شما اخلاق سیاسی را می بینید و طرفتان نتیجه سیاسی را ، شما وارد یک بازی غلط شده اید . مثل پینگ پونگ بازی که وارد رینگ بوکس می شود. ( مثال بارز تاریخی اش هم از بین رفتن غول های معتزله در مقابل کوتوله های اشاعره است ، اونها قدرت عقلانی بالاتری داشتن چون اصل رو بر عقلانیت می گذاشتن ولی وارد بازی شدن که عقل آخرین فاکتور موثرش بود )
    2- بزرگترین ایراد اخلاق گرایی آقای خاتمی اینه که آستانه تحملش معلوم نیست. چون هر اتفاقی در دایره تحمل ایشون جا گرفته. این دیگه اخلاق گرایی نیست مظلوم گراییه که ما در حال حاضر اصلا بهش نیاز نداریم.
    3- فرضا که ایشون احساس نیاز کردن که وارد بشن . ولی ایشون حق ندارن اخلاق گرایی رو با اون چیزی که در ادبیات عامه ایرانی به عنوان ” وسط کار رو گرفتن ” مطرحه ، قاطی کنن. به هر حال دو کفه ترازو نباید الزاما در هر مصالحه ای لب به لب بشن. هر نوع مصالحه ای باید طوری باشه که کفه ترازو به سمت مردم سنگین تر باشه.
    4- ایراد بزرگ روشنفکری امروز ما اینه که هنوز در بطنش همون ماهیت روشنفکری کافه نشین رو داره. اندیشه ، تفکر ، روشنفکری ، اخلاق و…. همه در دنیایی مجازی برای روشنفکر مفهوم ملموس داره ( نمی گم 100% ولی غالبا ) منظور از دنیای مجازی دنیایی که تو نتونی بیشترش رو با بقیه به اشتراک بذاری. همین توهم باعث می شه که که مثلا یک واقعیت تاریخی بزرگ ولی نانوشته این مرزو بوم رو نتونن ببینن :” با هیچ چیز نمی توان خون را شست”!

  48. علیرضا گفت:

    به راستی مسعود عزیز ، آیا خاتمی فرصت سوزی نمی کند ؟ زمانها از دست نمی رود و….

  49. احمد گفت:

    درود بر خاتمی عزیز
    یعنی میشه دوباره خاتمی بشه رئیس جمهورو اون رونق و صفای قبلی رو تو ایران ببینیم .

  50. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان محترم باید خود را با این واقعیت ” بسیار تلخ و ناگوار ” تطبیق بدهند که همانطور که آقای منتظری پیش از این و آقای کروبی در این اواخر اعلام کردند نظام جمهوری اسلامی دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی. درک این دگردیسی وارونه و قهقرائی برای عبور ذهنی از این نظام به غایت رسوا ضروری مینماید. اشکال بسیار مهمی که اینجانب به سخنان اخیر آقای خاتمی داشتم این است که گویا ایشان هنوز بر این باور هستند که با سازوکار موجود و رهبری فعلی میتوان فرایند رو به پیشرفت این دگردیسی ارتجاعی را متوقف کرد. این عین خوش خیالی و خوش باوری است – درست از همان نوع که در سخنان احمدی نژاد میتوان یافت – آنجائی که صحبت از شغل آفرینی میلیونی و یا مدیریت جهانی میکند. همه ما باید خود را برای تغییر این نظام به نظام جمهوری آماده کنیم …