سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سید محمد خاتمی: امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق را بگیرد...

سید محمد خاتمی: امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق را بگیرد

چکیده :رییس جمهور سابق کشورمان با انتقاد از تندروی ها و انحصار طلبی هایی که نه تنها اصلاح طلبان بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند گفت: اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم. چنانچه می بینید امروز دیگر فقط بحث اصلاح طلبان نیست و حتی می گویند مسائل انحرافی در جاهای دیگری است. ...


کلمه: سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و ایثارگران با طرح این پرسش که چرا باید عده ای به جرم مشارکت فعال در انتخابات مورد فشار و تنگنا قرار گیرند؟ تاکید کرد: همه مردم این کشور از اندیشمندان و روشنفکران گرفته تا رزمندگان، بانوان و تمام لایه ها و طبقات اجتماعی در انتخاباتی که گذشت مشارکت فعال داشتند. چه کسی سبب شد که آنهمه شور و شکوفایی در انتخابات پدید آید؟

رییس جمهور سابق کشورمان با انتقاد از تندروی ها و انحصار طلبی هایی که نه تنها اصلاح طلبان بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند گفت: اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم. چنانچه می بینید امروز دیگر فقط بحث اصلاح طلبان نیست و حتی می گویند مسائل انحرافی در جاهای دیگری است.

به گفته ی رییس جمهور سابق کشورمان، در متن نظام جمهوری اسلامی حرمت و کرامت انسان ایرانی را می طلبند و به ایران نیز عشق می ورزند و خدمت به ایران و ایرانی را افتخاری بزرگ می دانند و القاء تقابل میان اسلام و ایران را امری انحرافی می دانند.

وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به محدودیت های اطلاع رسانی تصریح کرد: گرچه بخش قابل توجهی از مردم دسترسی به اینترنت ندارند اما همه آنهایی که اینترنت دارند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود از این محدودیت ها عبور می کنند و به مطالب خوب یا بد دسترسی دارند.

سید محمد خاتمی گفت: در این عرصه تنها افرادی مثل ما که دلشان برای انقلاب می سوزد محدود می شویم ولی مردم و جوانان به آسانی به جهان اطلاعات دسترسی پیدا می کنند. طبیعی است در این میان وقتی خیرخواهان محدود می شوند میدان بدست کسانی می افتد که هر دو طرف را قبول ندارد. متاسفانه امروز میدان دار کسانی هستند که دلسوز انقلاب و مردم و کشور نیستند و دلسوزان انقلاب در محدودیت و ممنوعیت های مختلف قرار دارند.

رییس بنیاد باران، با اشاره به واقعیت های جامعه و بیان این خاطره که اخیراً یکی از دوستان به روستایی ۹۰ خانواری رفته و از پشت بام خانه ای بیش از ۸۰ دیش ماهواره را شمرده است، اظهار داشت: ارتباطات در دنیای امروز وجود دارد و طبیعی است وقتی عرصه های مختلف وجود دارد در صورتی ما موفق خواهیم بود که عرصه ما جذاب تر، پاسخگوتر و دلپذیرتر باشد.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار به گزارش وب سایت شخصی وی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در این ماه (جمادی دوم) به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند. برکتی که وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای اسلام و بشریت داشته است واقعا بی نظیر است. چه در دوران سختی مکه که اسلام و مسلمانان با بحران و ناملایمات زیادی مواجه بودند و چه پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

در واقع حضرت زهرا سلام الله علیها یک پناه و یک تکیه گاه اطمینان بخشی برای حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و ایشان بارها فرمودند: “زهرا مادر پدر است” حضرت زهرا سلام الله علیها نقشی داشت که پیامبر با او احساس آرامش می کرد و نیز حضرت زهرا در کنار امام علی علیه السلام کانونی را به وجود آورد که از آن خیر کثیر که همان «کوثر» است نصیب امت اسلامی شد و امامت از چشمه جوشان کوثر جوشید و بوجود آمد.

ملت ایران نیز همواره ارادت خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشته و دارند و این امر مختص به شیعه هم نیست و حتی سایر مذاهب و ادیان هم دلبستگی خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها دارند. علاوه بر مسلمانان در ایران زرتشتیان و مسیحیان و یهودیان ایرانی هم به بانو زهرا ابراز علاقه ویژه می کنند.

در انقلاب اسلامی نیز شیوه و منش فاطمی نقش مهمی داشت و این ایام که روزهای این بانو است یاد و نام او بیشتر طرح می شود و ما نیز به ریسمان ولایت ایشان، پدر بزرگوار ایشان، شوهر و فرزندانشان چنگ می زنیم.

من خوشحال و خشنودم که در خدمت شما فاطمیون و شما عزیزانی هستم که دلتان به عشق فاطمه و اهل بیت می تپد و در راه اهل بیت و سیره آنان در ۸ سال دفاع مقدس در جبهه های جنگ ایثارگری کردید و هزینه ها دادید.

شاید مناسب این بود که نشست با شما که از حاضران فداکار در جبهه ها بوده اید و از ایثارگرانید در سوم خرداد برگزار می شد که نماد سرافرازی ملت ایران در ۸ سال دفاع مقدس بود. بی شک حماسه آفرینی رزمندگان هرگز از یاد و خاطر ما نمی رود. آن هم جنگی که برخلاف آنچه در دویست سال گذشته در جنگهای ایران حاصل شده است حتی یک وجب از خاک کشور عزیزمان را از دست ندادیم.

شاید اینجا یک سوال پیش بیاید که مگر خاک ایران چه اهمیتی دارد؟

باید بگوییم این خاک مهم است. ایران بسیار عزیز است و هیچگاه نبایستی ایران و اسلام را در مقابل هم قرار داد.

ما می گوییم: ایران و اسلام هر دو. ایران ظرف این انقلاب و وطن عزیز ما است لذا اهتمام به ایران بایستی همواره مدنظر باشد. نگرانی شما و بسیاری از عزیزان نسبت به لطمه دیدن اسلام جا ندارد، گرچه اگر کسانی و مسلمانانی اسلام را بد بفهمند و به نام اسلام بد عمل کنند نظرها نسبت به آنچه هست منفی می شود و در طول تاریخ بارها تحریف در دین چه در وجه نظری و چه در وجه عملی صورت گرفته است اما اصل اسلام همیشه مانده است و خواهد ماند و حتی اگر اسلام به گونه ای عرضه شود که موجب بدبینی های موسمی و مقطعی شود ولی اصل اسلام و آنچه در عمق وجود مسلمانان و تاریخ است کار خودش را می کند.

به قول سید جمال اسلام چیزی است و مسلمانان چیزی دیگر. لذا اگر انحرافی هم باشد ما منحرف می شویم نه اساس اسلام که به یاری حق آسیبی نخواهد دید.

من معتقدم وقتی حکومتی خود را منتسب به اسلام می داند باید مرز میان حقایق اسلامی و آنچه صورت می گیرد را مشخص کند، نه اینکه خدای ناکرده به گونه ای باشد که حتی نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شود. و این وظیفه حکومت و کسانی است که امکانات در اختیارشان است. گرچه در طول تاریخ این فراز و نشیب ها بوده است از این جهت هیچ نگرانی وجود ندارد و ما معتقدیم این مشیت و عزم و اراده خداوند است که پیامبرش را فرستاد تا دین او را بر همه گرایش ها و مکتب ها غالب کند ولو اینکه کج اندیشان و بددینان و منحرفان نخواهند.

ما ایمان داریم که حق پیروز است البته معتقدیم باید وظیفه خود را بشناسیم و دغدغه انجام وظیفه هم داشته باشیم اما نباید نگران باشیم که اصل دین خدا لطمه می بیند که خدا فرمود: «ما ذکر را فرو فرستادیم و بر نگاهداری آن تواناییم» .

ما باید نگران ارزشها و مطالبات بر حق مردم از انقلاب و نظام و مسئولیت های اجتماعی مان در شرایط کنونی باشیم.

مسائل مختلفی در اینجا مطرح شد که هر کدام بحث های مفصلی را می طلبد ولی نکته ای را یادآور می شوم که مخصوص این روزگار است و اسلام، خاورمیانه و ملت ما هم با آن مواجه بوده است.

من بارها گفته ام: بشر امروز، بشری است متفاوت با بشر دیروز و ارتباطات که به طور شگفت انگیزی گسترده و کارآمد شده است تأثیر مهمی در این تفاوت داشته است.

امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق و یا ناحق را بگیرد. تعبیر انفجار اطلاعات درست است و انقلاب سایبری و انقلاب الکترونیکی کل مرزها را برداشته است و اینکه برخی حکومت ها و نظام ها خیال کنند که با ایجاد محدودیت ها و بخشنامه و دستور می توانند بین دنیای اطلاعات و ذهن ملت ها دیوار ایجاد کنند خیال باطلی است.

من یادم هست وقتی در وزارت ارشاد بودیم ویدئو را ممنوع کردیم و معاونتی اختصاص دادیم تا ممیزی صورت بگیرد و با فیلم های غیر مجاز هم برخورد شد. فیلم های زیادی ضبط و سوزانده شد.

تازه آن روز ها فضای سایبری کنونی حاکم نبود ولی ما صد در صد موفق نبودیم و ویدئو راهش را به خانه ها باز کرد. یکی از عوامل بسیار مهم در تحولاتی که امروز در دنیا و منطقه از تونس گرفته تا مصر، لیبی، سوریه، یمن و بحرین و سایر نقاط رخ داده وی می دهد همین شبکه های ارتباطی، اینترنتی و الکترونیکی و ارتباطات گسترده است.

در ایران و بسیاری از جاهای دیگر هم گرچه محدودیت و فیلترینگ ایجاد می شود با این حال پوشش این امواج وسیع است.

اکنون گرچه بخش قابل توجهی از مردم دسترسی به اینترنت ندارند اما همه آنهایی که اینترنت دارند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود از این محدودیت ها عبور می کنند و به مطالب خوب یا بد دسترسی دارند.

اتفاقاً در این عرصه تنها افرادی مثل ما که دلشان برای انقلاب می سوزد محدود می شویم ولی مردم و جوانان به آسانی به جهان اطلاعات دسترسی پیدا می کنند.طبیعی است در این میان وقتی خیرخواهان محدود می شوند میدان بدست کسانی می افتد که هر دو طرف را قبول ندارد. متاسفانه امروز میدان دار کسانی هستند که دلسوز انقلاب و مردم و کشور نیستند و دلسوزان انقلاب در محدودیت و ممنوعیت های مختلف قرار دارند.

اخیراً یکی از دوستان می گفت به روستایی ۹۰ خانواری رفته و از پشت بام خانه ای بیش از ۸۰ دیش ماهواره را شمرده است.

بنابراین ارتباطات در دنیای امروز وجود دارد و طبیعی است وقتی عرضه های مختلف وجود دارد در صورتی ما موفق خواهیم بود که عرضه ما جذاب تر، پاسخگوتر و دلپذیرتر باشد.

وقتی ما می گوییم: اسلام، نباید از نوسازی فکر دینی غافل شود و باید به پرسش های بشر امروز توجه داشته باشیم. با همه تلاش ارجمندی که عالمان دینی در گذشته داشتند باید اذعان کرد که با بسیاری از آن معارف ارزشمند گذشته نمی توانیم جوابگوی سؤوالات و شبهات نسل حاضر نحله ها و مکتب های مختلف باشیم.

امروز هم جهان تغییر کرده و هم پرسشها و نیازهای بشر امروز. و دینی که جاودانه است باید بتواند به پرسش ها پاسخ دهد و نیازها را برآورد. مثلا یکی از مسائل مهمی که در زمان م و در دنیای متجدد بسیار مطرح و رایج شده است حق و حرمت انسان و بخصوص حق حاکمیت انسان بر سرنوشت است. البته ما ریشه این حق و اعتراف به آن را به خوبی می توانیم در متن آموزش های اصلی اسلامی و دین های الهی بیابیم، ولی آنچه تازه است عمومیت یافتن این انگاره است و انگیزه ای که به دنبال آن پیدا می شود. و واقعا امر مبارکی است که اگر کسانی که پای بند به اسلامند توجه به این امر نکنند و راه کار مسأله را از اسلام نجویند هم به اسلام جفا کرده اند و هم به جامعه. خوشبختانه در قانون اساسی ما اصل مهمی وجود دارد (اصل ۵۶) که نه تنها حق حاکمیت انسان بر سرنوشت را به رسمیت شناخته است بلکه بالاتر از حق طبیعی آن را حق الهی هم به حساب آورده است.

امروز همه مکاتب و نحله ها و و گرایش ها با هم مسابقه دارند که چگونه حاکمیت بشر بر سرنوشت را نشان می دهند. ما هم به عنوان مسلمان نه تنها نمی توانیم نسبت به آن بی اعتناء باشیم،‌ بلکه باید بکوشیم راه حلی که ارائه می دهیم منطقی تر، جذاب تر و بهتر باشد.

بشر امروز می گوید: من انسانم دارای حرمت و کرامتم و حق دارم و مهمترین حق هم، حق حاکمیت بر سرنوشتم می باشد.

اگر یادتان باشد امام به هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا فرمودند که پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند. ما خود باید تعیین تکلیف کنیم و برای تعیین تکلیف هم همه پرسی و بعد انتخابات آزاد را راه کار دانستند و دانستیم. جذابیت و بی بدیل بودن مردم سالاری هم در دنیای امروز از همین جا ناشی می شود.

البته دموکراسی یک روش و شیوه برای ادراه حکومت است و محتوایش بستگی به فرهنگ، منش و انتخاب آن جامعه دارد. از این جهت هم منافاتی میان اسلامی بودن و دموکرات بودن نمی بینیم.

اگر جامعه ای دین مدار بود گرچه روش و چارچوب دموکراسی است اما رنگ و بوی آن حاکمیت، دینی خواهد بود. مهم این است که اسلام حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت می شناسد و ما نیز به شدت به این مهم باور داریم و بر آن پا می فشاریم.

محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.

اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند.

باری اسلام و حکومت اسلامی که ما می فهمیدیم و امام راحل ارائه داد اگر پیاده می شد مطمئن باشید که امواجش امروز در سراسر منطقه سایه می انداخت.

انقلاب اسلامی ما افتخارش این بود که این پاسخ را می داد که می توان حکومت منتسب به اسلام داشت که در آن آزادی های اساسی وجود دارد و انسان، هر انساین در پناه آن محترم است. البته مراد از آزادی ولنگاری و فحشا نیست، زیرا رکن دیگر این حکومت اخلاق و تأمین فضائل انسانی است.

آزادی یعنی: آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی انتخاب، آزادی پرسش از قدرت و هزینه نداشتن پرسش.

و می دانیم که ایمان حقیقی هم در متن آزادی بوجود می آید. زیرا ایمان ارزشمند ایمانی است که با انتخاب و خردورزی به دست آید و انتخاب و خردورزی منوط به وجود آزادی است.

یعنی انقلاب ما خواستار آزادی های اساسی مورد نظر جهان سکولار منهای بداخلاقی و ولنگاری است که دشمن عقل و امنیت و کرامت انسانی است.

بهرحال الان حق رایج و مطلوب و مورد تقاضا در جهان امروز حاکمیت بر سرنوشت است و ظالم کسی است که این حق را از مردم بگیرد و حکومت عادل آن است که از هر جهت زمینه انتخاب آزاد را فراهم آورد تا مردم در سرنوشت خویش نقش داشته باشند. از سوی دیگر حکومت مطلوب آن است که زمینه رشد و اعتلاء و پیشرفت کشور را توأم با عدالت فراهم آورد.

ما می گوییم خیلی بهتر از آنچه هست می شود کشور را اداره کرد. ببینید: از روزی که نفت در ایران کشف شد که حدود یکصد سال از آن می گذرد تا کنون حدود یکهزار میلیارد دلار پول از محل فورش نفت نصیب این ملت شده است که حداقل ۴۵۰ میلیارد دلار آن که نزدیک به ۵۰درصد درآمد نفتی ایران از ابتدا تاکنون بوده است در این پنج شش سال اخیر حاصل شده است. آیا به تناسب این درآمد وضع مملکت هم خوب است؟

رشد اقتصادی به شدت پایین آمده و حتی گاه منفی است. اشتغال وضع خوبی ندارد. تولید در همه عرصه ها لطمه فراوان دیده است. مگر می شود مدعی ایجاد 5/2میلیون شغل شد ولی رشد اقتصادی پایین باشد. ایجاد 5/2میلیون فرصت شغلی مستلزم حداقل ۲۰ درصد رشد اقتصادی است.

سال ۸۳ ما به خودکفایی گندم رسیدیم و در آن سال نیز به طور سمبولیک گندم صادر شد اما بعدها دیدیم که باز هم میلیونها تن گندم وارد شد. و نیز به جای حضور بهتر و بیشتر در بازارهای جهانی بر حجم واردات، بر حجم بودجه جاری و بر اتکاء به درآمد نفت افزوده شد.

چه کسی است که عدالت را نخواهد ولی عدالت واقعی یعنی اینکه بنیاد جامعه درست باشد و حق هر ذی حقی نه فقط در عرصه اقتصادی، در همه عرصه ها داده شود. آنچه ما می گفتیم و باز هم می گوییم این مورد است که جمهوری اسلامی آنگاه تحقق می یابد که در سایه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، عدالت، اخلاق و ادب حاکم باشد. دروغ و فریب نباشد.

همه مردم این کشور از اندیشمندان و روشنفکران گرفته تا رزمندگان، بانوان و تمام لایه ها و طبقات اجتماعی در انتخاباتی که گذشت مشارکت فعال داشتند. چه کسی سبب شد که آنهمه شور و شکوفایی در انتخابات پدید آید؟ حالا چرا باید عده ای به جرم مشارکت فعال در انتخابات مورد فشار و تنگنا قرار گیرند؟

اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.

چنانچه می بینید امروز دیگر فقط بحث اصلاح طلبان نیست و حتی می گویند مسائل انحرافی در جاهای دیگری است.

به هر حال اصلاح طلبان که به نظام و جمهوری اسلامی پای بندند و در متن نظام جمهوری اسلامی حرمت و کرامت انسان ایرانی را می طلبند، به ایران نیز عشق می ورزند و خدمت به ایران و ایرانی را افتخاری بزرگ می دانند و القاء تقابل میان اسلام و ایران را امری انحرافی می دانند.

شهید مطهری نیز در خدمات متقابل ایران و اسلام نوشت: این جان ایرانی بود که انوار اسلام را گرفت و انتشار داد، این نزدیکی ایران و اسلام بود که تمدن اسلامی را بوجود آورد.

اوایل جنگ در حضور امام گفته بودند شط العرب، امام گفته بودند: «اروند رود» چه اشکالی دارد؟ آیا امام خدای ناکرده ضد اسلام بودند؟ من می خواهم بگویم ما خواستار هم ایران و هم اسلام هستیم. این جان ایرانی بود که در ایجاد عظمت های فرهنگی و علمی و تمدن اسلامی نقش ممتاز داشت و ایران کانون انقلاب است و ایران می تواند و باید امروز هم الگو باشد.

ما اگر مردم سالاری داشته باشیم که با معنویت و عدالت توأم باشد آیا این برای دنیا الگو نمی شود؟

بسیاری از کسانی که عشق به امام، انقلاب و اسلام داشته و دارند با اتهام های گزاف در زندان به سر می برند یا در تنگنا و محدودیت قرار می گیرند. اصلاحات می گوید: دروغ و تهمت نباشد، آزادی های اساسی تأمین شود. همان آرمان هایی که در انقلاب ما جلو ه داشت و جوانها برای آن جان دادند مورد توجه و مبنای عمل قرار گیرد.

اصلاحات می گوید: به سادگی آبرو و حیثیت افراد صالح به نام دفاع از انقلاب زیر سؤال نروند و مورد اتهام و تحت فشار قرار نگیرند.

این ملت هم اگر به جمهوری اسلامی رأی داده خواسته هایی داشته است. بیاییم بررسی کنیم مردمی که به جمهوری اسلامی رأی دادند به چه چیزی رأی داده اند؟

شما مصاحبه ها و گفتارهای امام در قبل و پس از پیروزی انقلاب تا مرحله رفراندوم جمهوری اسلامی را بخوانید. مردم به آن جمهوری اسلامی رأی دادند. بعد از انقلاب هم همین امام فرمان هشت ماده ای را صادر کردند که تأمین کننده بسیاری از حقوق مدنی افراد و گروهها است.

در قانون اساسی ما هم اصول آن اگر همه جانبه و درست و متوازن رعایت شود مطالب آمده است و می تواند تأمین کننده خواستهای مردم در رأی به جمهوری اسلامی باشد.

ما به اسلام و جمهوری اسلامی اعتقاد داریم. قانون اساسی را چارچوب عملی می دانیم. همین حقوقی را که در قانون اساسی به ملت داده شده است ما همان را می خواهیم.

البته قانون اساسی وحی منزل نیست. ساز و کاری هم در آن گنجانده شده و می شود در قانون اساسی تجدید نظر کرد.

ما معتقدیم این نظام باید بماند و البته که اصلاحات مداوم براساس موازین و معیارهای درست راه تداوم نظام و انقلاب هم هست و راه دیگری نیست.

واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.

برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.

ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.

فضا باز شود، احزاب و گروه ها کار کنند و عقلا هم ساز و کاری را برای انتخابات در نظر بگبرند تا در آن حرف و حدیث نباشد. خدا می داند اگر چنین شود آرامش و ثبات و پیشرفت از هر جهت تأمین خواهد شد.

اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینه ساز شویم.

حاضرین در این دیدار در آغاز ضمن عرض ارادت به پیشگاه حضرت صدیقه طاهره و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه، از عظمت روحی رزمندگان در دفاع مقدس و آرمانها و خواسته های آنها یاد نموده، ضمن تأکید بر جایگاه والای سپاه و بسیج نسبت به وقایع روز جامعه و بروز تلقی ایستادن بسیج و سپاه در برابر خواست مردم ابراز نگرانی نمودند.

همچنین با اشاره به این نکته که اصلاح طلبی اصیل راهی مطمئن برای جریان یافتن اندیشه های امام و استقرار قانون اساسی و پیشرفت کشور است بر لزوم حضور در صحنه ها و بخصوص پرکردن خلاء رابطه میان توده مردم و رهبران و شخصیت های اصلاح طلب تأکید شد.

همچنین رزمندگان و ایثارگران حاضر در این نشست بر اهمیت اطلاع رسانی بهتر به علماء اعلام و انتقال این توقع جامعه به مراجع برای سخن گفتن و موضع گیری در برابر ناروایی ها و نارسایی های جامعه و ظلمی که بر افراد می رود و رفتارهایی که به اسلام و انقلاب و ایران لطمه می زند شده و علماء بزرگوار را پناه مردم و اسلام دانستند.


142 پاسخ به “سید محمد خاتمی: امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق را بگیرد”

  1. ناشناس گفت:

    به عنوان یک نفر از ملت که حداکثر هزینه ای که داده ام، خوردن باتوم بوده است، نمی توانم این ظلم را ببخشم، چه برسد به کسانی که خون دادند، زندانی شدند، آزار دیدند و ….
    ظلمی که به نظام شده چیست که رهبر باید ببخشد؟!!!

  2. علی گفت:

    اگر گذشتن از خونهای ریخته شده آن هم به طور دسته جمعی اینقدر آسان بود، برای یک پرونده قصاص ده سال نمی رفتند و نمی آمدند…

  3. سبز گفت:

    ای کاش ما نسل دهه 60 هم مثل پدران و مادرانمان حق انتخاب داشتیم

  4. ناشناس گفت:

    من مطمئن هستم مسئولین فغلی به حرفهای خاتمی می خندندزیرا1-آنها مشکلات را به شیوه خود(پلیسی) حل می کنند2- ازنظر آنها اصلا مشکلی وجود ندارد3-اگر مشکلی هست فقط یک نفر حق داردحل کند-علم را فقط یک نفر باید بگوید-عقیده یک نفر مهم است به یک نفر باید ارادت ورزید به یک نفر باید محبت کرد از یک نفر باید اطاعت کرداز یک نفر باید تعریف کرد

  5. ناشناس گفت:

    حکومت بايد از مردم شريف ايران عذرخواهي کند که چه ظلمها و جفاها و فريب ها بعد از انتخابات انجام داد هنوز مردم بيدار ما

    از اينها عذر خواهي نديده اند

  6. سبز منتظر گفت:

    سید بزرگوار و صادق. انسان عاقل و مومن بقول معروف از یک سوراخ نباید دو بار گزیده شود.مردم معترض حقوق الهی خود را مطالبه میکردنند که از طرف حاکمیت مورد ظلم و حق کشی قرار گرفتند.در ضمن ما به چه حقی ازطرف کسانی صحبت میکنیم که عزیزان خود را از دست داده اندو یا هم اکنون در زندان و در فشار هستند .

  7. ناشناس گفت:

    یاحسین میرحسین

  8. کوروش سبز گفت:

    صلح و همزیستی خیلی خوبه ولی مشکل اصلی اینه که یک طرف خودش رو حق مطلق و مظهر تمامی خوبی ها می دونه و امروزه خودش رو در جایگاه خدایی قرار داده و طرف مقابل مظهر شر و شیطان !
    حالا سوال اینه آقای خاتمی, آیا آقايون قبول کردن که با ما روی زمین راه می رن و احیانا خطاکارن که شما تقاضای صلح دارید. البته از ابتدا جنبش سبز یک جنبش صلح بوده و خواهان زیست مسالمت آمیز با همه بوده نه اینکه بایستد توی سرش بزنن و بگوید ببخشید اگه سرم سفت بود دستتان درد گرفت!!
    من تنها از طرف خودم حرف می زنم (یرعکس آقای خاتمی که از قول مردم حرف زدن) , حاضرم ببخشم ولی به شرطهای حداقلی زیر:
    1- اعلام رسمی قبول ظلم به مردم از سوی رهبری و محاکمه آمرین و عاملین و تعویض مسببین کودتا
    2-تعهد به عدم تکرار فجایع و ارایه تضمینهای قانونی و حقوقی محکم و آزادی و تبرئه کلیه زندانیان سیاسی و آزادی فعالیت کلیه احزاب سیاسی
    3- برگزاری انتخابات آزاد به معنای کامل و مطابق با استاندارد جهانی برای مجلس و ریاست جمهوری

  9. ناشناس گفت:

    اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد…خاتمي بصراحت ميگويد به مردم ظلم شده است اما ظلم به رهبر و نظام را با اگذ ميگويد و در حقيقت ميخواهد بگويد به رهبر ظلمي نشده اما به ملت ظلم شده است

  10. ناشناس گفت:

    اقاي خاتمي ظلم به رهبر را با اگر ميگويد و در حقيقت اعتقاد ندارد به رهب ر ظلم شدم اما ظلم به مردم را ميگويد ظلمي که شده و تحقق يافته بايد اقايان بيشتر در کلمات دقت کنند

  11. اشکان گفت:

    درود بر سید ازاده و میر حسین قهرمان ایکاش اقای خاتمی در زمان ریاست جمهوریتان حرف هایی را که نزدیدمی زدید

  12. تازه وارد گفت:

    از هیاهویی که بر سر جمله “اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود.” در شگفتم. فراموش نکنیم که اینها بیانات یک سیاستمداری مطرح است که هیچ فضای بازی برای اظهار نظر ندارد. گیرم از قرار دادن هوشمندانه شرط “اگر” آنجا که به ظلم به نظام و رهبری یاد شده صرف نظر کنیم. آیا چشم پوشی به ظلمی که بر ما رفته رواست یا نه؟ اگر نتوانیم ببخشائیم چگونه انتظار بخشایش داریم. از آیه “بسم الله الرحمن الرحیم” چه آموخته ایم. از انقلاب و انباشت نفرت و کینه چه نصیب بردیم؛ ماندلا را به یاد آورید که با چه گذشتی چشم بر همه ظلمهای آپارتاید بست و بخشید. بخشنده باشید تا خدا را به زندگی زمینی تان فرود آورید وگر نه با فرعون چه تفاوتی دارید.

  13. ناشناس گفت:

    کودتا را حاکمیت بر علیه مردم انجام داد. احمدی نزاد که عددی نبود.

  14. lمحمود گفت:

    تاظلمی که به مردم رفته حکومت رسماًعذر خواهی وتوبه نکند.آشتی مردم با این حکمت محال است!

  15. ناشناس گفت:

    دوست من که گفنه اید به رهبری ظلم نشده است چرا به ایشان هم ظلم شده است نه از جانب چنبش سبز بلکه از جانب عوامل خود فروخته ای که ایشان را در حد معصومین ع بالا بردند بعضی از خواص اصولگرا معتقدند یوسف زهرا س زمانی ظهور خواهد کرد که اجتماع رو به انجطاط برود برای همین تقلب و … را مجاز شمردند و هم به رهبری و نظام و مردم ظلم کردند تنها راه بیرون رفت از این بحران ان است که رهبری نظام خود به این امر واقف شود و این تفکر خطرناک را از حاکمیت دور سازد و زندانی های سیاسی را با هر نگرشی ازاد سازد و قانون انتخابات را تغیر دهند و مردم حاکم برسرنوشت حویش گردند و نظارت استصوابی بر چیره شود و کسانیکه با امار و شعارهای بی خاصیتی که اعلام میدارد در ایران یک فقیر و عریان نداریم از مستند قدرت کنار گذاشته شوند به رهبری ظلم شد چون خود خواسته بود تفکرات رمالی منش به جای تفکرات عقلانی و دینی حاکم شود و عده ای از مردم نیز با شعارهای انحرافی به جمهوریت و اسلامیت نظام بی حرمتی نمودند البته این قصه سر دراز دارد خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
    درود بر سید محمد خاتمی

  16. حسن گفت:

    اقا اینقدر شلوغ نکنید…
    این کسایی که دارن این کار رو می کنند سعی شون اینه که رهبری جنبش از داخل کشور به خارج از کشور انتقال پیدا کنه

  17. گله مند گفت:

    سید عزیز! همه ره خوب گفتید الا این آخرین را! مردم کدام ظلم را ببخشند؟ از زندانی و شکنجه شدن عزیزانشان بگذرند یا در خون غلتیدنشان را عفو کنند؟ یا اینکه تنها حق نصفه و نیمه ای که برایشان در انتخاب رییس جمهوری مانده بود و آن هم به برکت همین دشمن دشمن کردن های آقایان از آنها سلب شد را ببخشند؟ شاید هم منظورتان این است که مردم سر تعظیم فرود بیاورند در برابر مقام شامخ آدم ترین آدم ها، تجلی خود خداوند بر روی زمین ایران؟ …

  18. پیروز گفت:

    عذری خواهی مردم نه مادر سهراب و ندا ها را میگویند بلکه ما را میگوید که هیچ کاره و پشت صحنه حرف می زنیم و آینده را نمی بینیم مطمئنا چند سال دیگه غصه حرفهای ؟آقای خاتمی را میخوریم که چرا گوش ندادیم مادر سهرابها ونداها با توجه به اینکه آن بچه ها رو تربیت کردن گذشت و رافت دارند مطمئنا این ما هستیم که آینده رو نمی بینیم من از اینجا به آقای خاتمی عزیز درود می فرستم و از رهبر بزرگوار و عزیز خواهشمندم که تاملی بر گفتار این سید بزرگوار داشته باشند تا همه ما مردم ایران هر دین و مذهبی هر زبان و حزبی با هم برادرانه و خوشحال برای کشور عزیزمان غرور آفرین شویم و در این دنیای پیشرفته حق خودمون را داشته باشیم تو را به خدا قسمتان میدهم به این مسائل بهتر نگاه کنید

  19. ناشناس گفت:

    عجب

  20. رنگین کمان گفت:

    خیلی ممنون. به نظر من حرفهایی که آقای خاتمی برای بخشش بیان کرده با توجه به ظلم هایی که شده اشتباه بوده. چطور میتونیم کسانی رو خون عزیزترین هایمان را گرفتند، هزاران تن رو به زندان انداختن و اون بلاها رو سرشون در آوردن، هزاران تن رو آواره خارج از کشور کردن و دست به غارت مملکت زدن و … ببخشیم. مگر الان ما در چه نقطه ای قرار داریم. متاسفانه باید بگم از حرفهای آقای خاتمی بوی معامله با ظالم میاد.

    درخواستی هم از دست اندر کاران سایت کلمه داشتم که اگر لطف کنن، فایل صوتی صحبت های آقای خاتمی رو روی وبسایت بذارن. ممنون.

  21. منوچهر گفت:

    به نظر می آید آقای خاتمی خواسته اند حالا که وضعیت نظام و رهبری بحرانی شده،با سیاست عمل کرده تا بتوانند خواسته های اصلاح طلبان را که حداقلی است در همان حد بگیرند اما غافل از اینکه این کار فقط نجات رهبری است و نه رفع ظلمی که به ملت شده است. کاری که انتخابات دوم خردادکرد و نظام را نجات داد،به عنوان یک سیاستمدار چگونه می توانند یک اشتباه را دوبار مرتکب شوند؟ گذشته از آن که چگونه بخشش و گذشتی باید برای خون های ریخته شده در سی سال صورت گیرد در حالی که مردم فقط خون های دو سال گذشته را می ببنند.

  22. ناشناس گفت:

    صحبت ها باید سازنده باشد و از دادن شعار های احساسی و بیهوده دوری جست. فراموش نکنیم که خاتمی نیز از رهبران بر حق جنبش سبز است که شروع کننده این موج سبز بوده و هست.
    از سیاستهایی که هر کدام ما را به گوشه ای از رینگ سوق میدهد شدیدن دوری کنیم واز خاتمی را به اندازه خودش انتظار داشته باشیم.وی چگوارا نبوده و نیست اما رفسنجانی هم نیست و نخواهد بود.

  23. نون گفت:

    خاتمی عزیز کاش کمی در جمله بندی و افعال دقت بیشتری میکردید تا بعضی سوءاستفاده ها و سوءتفاهم ها ایجاد نشود.

  24. کیوان گفت:

    تو را به انچه که اعتقاد دارید , موضعه خود را مشخص کنید
    و مردم را گمراه نکنید
    سالهاست که انچه شما ان را نظام می نامید از مردم جداست وایران را چون ملک شخصی با بهتر بگویم غنیمت جنگی در چنگال خود گرفته
    یا با مردم باشید ویا جدا از ان

  25. سعیده گفت:

    خاتمی هنوز هم ستایشت می کنییییم

  26. من گفت:

    دوست من! در عالم سیاست نباید احساسی صحبت کرد، به فرض که اقای خاتمی این کار را بکند، خب که چی؟ فردا خاتمی رو هم بفرستن پیش اون دو تا عزیز؟ بعدش چی؟ باز بیایم اینجا بگیم اقای فلانی، برو روی منبر و فریاد بزن؟ باید راه حلی عقلانی پیدا کرد. این کار رو که اقای موسوی و کروبی کردند و اشتباه هم نکردند…اما حالا از امثال خاتمی و هاشمی و … کارای مفید دیگه ای برای امروز ما بر میاد…

  27. ناصر گفت:

    سید در بزرگواری شما تردیدی نیست و این حقیر یقین دارد که تمامی سخنان شما از سر دلسوزی بوده و قصدی جز خیرخواهی ندارید و بر این نکته نیز واقفم که خطابه ی فوق مبتنی بر واقعیات بوده و شاید راهکاری اصولی برای برون رفت از بن بست موجود باشدکه صد البته به مانند دیگر شیوه نامه های ارائه شده توسط شما و دیگر دل سوختگان این مرز و بوم به هیچ انگاشته خواهد شد . اما جناب خاتمی متاسفم که باید خدمتتان عرض نمایم به بیراهه رفته اید .

    به گمان من حضرتعالی از دو جهت خبطی ناشایست مرتکب شده اید که زیبنده ی انسان فرهیخته ای چون شما نمی باشد . اولا با آنکه با استناد به این جمله امام که در بهشت زهرا فرمودند “پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند. ما خود باید تعیین تکلیف کنیم و برای تعیین تکلیف هم همه پرسی و بعد انتخابات آزاد را راه کار دانستند ” می خواهید برای نسل فعلی این حق را قائل شوید که مختارند نوع حکومتشان را خود انتخاب کنند ولی بلافاصله چنین وانمود می کنید که چنانچه آرمانهای سال 57 به خوبی پیاده می شد نه تنها مردم ما بلکه ملتهای منطقه نیز آرزومند حکومت و نه حتی جمهوری اسلامی بودند .

    سئوال بنده از جنابعالی این است این نتیجه گیری بر اساس کدام معیار آماری انجام شده است ؟ از کجا و چگونه مطمئن شده اید که جوانان کشور ما و دیگر ملل مسلمان چنین می اندیشند ؟ آیا میل و اشتیاق شما به نظام مردم سالار دینی واقعا خواسته ی اکثریت جامعه ی جوان ایران نیز می باشد ؟

    جناب خاتمی اگر اروپائیان سالها پیش به این نتیجه رسیدند که حکومت نباید مقدس باشد و دخالت ارباب کلیسا در حکومت مایه ی عقب ماندگی و انحطاط جامعه است ، امروز کشور عزیزمان ایران آبستن چنین طرز فکری می باشد برای اثبات درستی این مدعا کافیس کمی در افکار و نظریات قریب به اتفاق کابران اینترنتی غور کنید.
    جناب خاتمی گیریم که هنوز اکثریت با کسانی باشد که سیاست را عین دیانت و دیانت را عین سیاست بدانند ، اما آیا به راستی در همین جمع غلبه با کسانی است که براصل ولایت فقیه پای می فشارند ؟ برای ولایت مطلقه چه تعدادی سر و دست می شکنند ؟

    جناب خاتمی اگر صد سال پیش آحوند خراسانی از عواقب ورود روحانیت به عرصه ی حکومت واهمه داشت ، امروز مردم ما با گوشت و پوست خود پیامدهای ناگوار این دخالتها را حس می کنند . آیا می توان باور کرد که انسان اهل علم و دانشی چون حضرتعالی فساد ناشی از حضور ملایان بی سواد بر اریکه ی قدرت را فهم نکرده باشد ؟ آیا می شود تصور کرد که حرص و آزمندی کسانی را که هم لباس شمایند و شما آنها را خوب می شناسید لمس نکرده باشید ؟ آیا امکان دارد استفاده ی ابزاری از دین که توسط کسانی که خود را متصدیان اصلی دیانت می دانند جان شما را نیازرده باشد ؟

    خاتمی عزیز اینک بسیاری از دانشجویان و استادان آنها اگر نگویم از دین گریزان شده اند به جرات می توانم اعلام کنم که بدین باور رسیده اند که اداره ی مملکت با تقدیس والی ممکن نیست . وقتی قانون اساسی همه و همه ی امور را به نظر یک فرد محول نموده است ، بدون شک از این روال جز دیکتاتور بر نخواهد آمد . شما اهل منطق و فلسفه اید ، برادر ارجمند مگر نه این است که قانونی که شما ما را به التزام به آن می خوانید مانع استبداد نیست که هیچ بی تردید بالقوه مستبد پرور است ؟ یک فرد با این همه اختیارات قانونی و فرا قانونی اگر دیکتاتور نشود یقینا از معصومین است .

    آری سید عزیز این نظام اول باید برادریش را ثابت کند بعد بدنبال ارث و میراث باشد . اگر مسئولین اجازه دادند که یکبار دیگر رفراندومی در فضای آزاد و توسط مجامع بین المللی در مورد بود و نبودش برگزار شود ، آنگاه در صورت پذیرش آن از سوی اکثریت جامعه سخنان جنابعالی جایی برای طرح دارد .

    دوما گیریم که آحاد جامعه گرایش به نظام اسلامی با همین سبک و سیاق مندرج در قانون اساسی یاشند و گیریم که افرادی چون من خطا کرده و قانون اساسی فعلی مستعد پرورش دیکتاتور نباشد . آقای خاتمی با توجه به بند بند عبارات تبیین شده در همین وعظ جنابعالی می توان با یقین کامل گفت که شما نیز به مانند بسیاری از مردم این دیار فکر می کنید که به هیچ وجه وضع فعلی نمود واقعی جمهوری اسلامی مد نظر مردم در ابتدای انقلاب نیست که هیچ کاش اندک شباهتی بدان می داشت .

    با این اوصاف برای بنده جای بسی تعجب است که در پایان سخنانتان مردم را به رجعت به سوی این نظام فرا می خوانید . البته شاید بفرمایید که این خواست را دو طرفه مطرح کرده اید که این مایه ی خنده است . زیرا که این دقیقا به معنی آن است که نظام یعنی یک فرد و در این صورت تمنای شما مضحک خواهد بود .

    آقای خاتمی دقیقا مشکل همین جاست ، امروز با قرائت حاکم فعلی و اعوان و انصارش معنی نظام شخص خامنه ای است . اگر شما از گفته های مصباح ، ذوالنور ، صدیقی ، علم الهدی و … غیر از این استنباط می کنید بفرمایید تا همگان بدانند با کدام ادله چنین دعوایی را اقامه می کنید .

    برادر ارجمند اگر جمهوری اسلامی در شرایط فعلی منحصر به یک نفر است وبا در نظر گرفتن این مطلب که فرد مورد اشاره کمترین نسبت را با بزرگان اسلام ناب دارد ، بفرمایید به کدامین دلیل مردم باید به سوی جنابشان رجعت کنند ؟

    آقای خاتمی گیریم ایشان زندانیان سیاسی را آزاد کنند و از شکنجه شدگان و زخم دیدگان حضرتش حلالیت بجویند ، فرض کنیم از خانواده های شهدا دلجویی کنند ، گیریم بپذیرند که تا کنون فرا قانون و فرا دینی عمل کرده اند ، فرض کنیم بخواهند از این پس قانون مند عمل کنند ، مهندسی آرا نکنند ، وزیر و وکیل تعیین نفرمایند ، در مصوبات مجلس دخالت نکنند ، به خبرگان مردم رهنمود ندهند و… . آیا چنین فردی با این سابقه لیاقت ادامه ی مسئولیت دارد و اگر او را مساوی نظام بدانیم که می دانند ، آیا امکان ادامه ی حیات برای چنین رژیمی قابل تصور می باشد ؟

    جناب خاتمی اگر ایشان ادامه دهنده ی را خمینی کبیر است ، مگر همو در کتاب ولایت فقیه ننگاشته که اگر فقیه به اندازه ی درهمی جفا کند از ولایت ساقط است ؟ گیریم مادران سهراب و ندا، پدران پوراندرجانی و روح الامینی نیز او را ببخشیایند ، فرض کنید ملت بزرگواری کند و از سر تقصیرات او بگذرد ، آیا بر مبنای اصول و ارزشهای همین آقایان جناب خامنه ای صلاحیت ماندن بر کرسی ولایت را دارند ؟
    یا رب این بخشش نه حد کار ماست
    لطف تو لطف خفی را خود سزاست
    دست گیر از دست ما ما را بخر
    پرده را بر دار و پرده‌ی ما مدر
    باز خر ما را ازین نفس پلید
    کاردش تا استخوان ما رسید

    آگاهی تا رهایی

  28. lمحمد گفت:

    خاتمی عزبزم فقط به ما خاتمی شدن را یاد بده.چه زیبا یاد می گرفتیم از تو درس انسانیت را و چه حلاوتی داشت در کنار تو بودن و چه طعمی داشت خوبی و راستی و چه عزتی داشت ایران و ایرانی .

  29. masih گفت:

    با سلام
    با وجود اینکه هیچ اعتقادی به نظام ولایت فقیه ندارم ولی به عنوان یک طرفدار مبارزات بی خشونت و یک جوان سبز سخنان خاتمی رو یک موضع فوق العاده خوب در مقطعی مناسب میدونم که در یک بررسی همه جانبه از وضعیت کنونی ایران کاملا قابل دفاعه
    برای شروع به این نکات توجه کنید:
    – فرض کنید اکثریت مردم و رسانه های فضای مجازی از خاتمی حمایت کنند، حالا خودتون رو در جایگاه خامنه ای و طرفدارانش قرار بدید خواهید دید که این یک بازی باخت باخت برای خامنه ای خواهد بود به این صورت که اگر تن به عذرخواهی و انتخابات آزاد بدهد اولا ابهت ولایت رو از دست خواهد داد و ثانیا دولت را.
    اگر هم قبول نکند بر سرعت افول چهره خود در بین اندک طرفدارانش خواهد افزود و در مبارزه احمقانه ای که اخیرا بین او و گروه احمدی نژاد شدت گرفته رو به ضعف خواهد گذاشت.
    – سهراب ها خون ندادند که خون دیگری را بریزند خون دادند که رای شون رو پس بگیرند آن هم در اعتراضات صلح امیز
    – عملا عذر خواهی مردم از رهبر چیزی بیش از سکوت مردم نخواهد بود کسی که علنا مجبور به پوزش است شخص رهبری خواهد بود
    – در نهایت این یک راه برون رفت عالی است که نتیجه ای جز گام برداشتن به سوی دموکراسی نخواهد داشت

  30. ايرانى گفت:

    بهترين درود ها خدمت آقاى خاتمى
    هميشه تو ذهنم يه اسطوره بوديد،دوست دارمم كه بمونيد…
    ولى…
    چطور ميشه از حقوق مردمى كه هميشه در حقشون ظلم ميشه گذشت؟! تازه،در برابر چى؟! در برابر نظامى كه حق و حقوقشو،مردم بايد تعيين كنن.
    بعدشم،آيا ظلمى در حقش شده،كه بخوايم طلب بخشش كنيم؟!
    ديديم طلب بخشش كرديم،پس حقوق اوليه مردم چى ميشه،احترام به ارزش ها و كرامت ها چى ميشه؟!
    متأسفانه نظاممون پاك ترين اسم،بزرگترين الگو هاى هستى رو داره،ولى داره همينطور از مسير حقيقيش دور ميشه.
    در مورد ظلم به آيت ا… خامنه اى هم بايد در تصديق حرفاتون بگم:
    درسته و واقعا ظلم ميشه،بايد جلوى اين بى احترامى گرفته بشه، ولى چه كسى ميخواد از حقوق ميرحسينم بگه كه،هر كس و نا كس و مزدرى رو ميارن،تا عليهش حرف بزنه،(و وجودم نيست باد) طلب اعدامشو كنه.
    قبول،به طرفين ظلم ميشه،ولى…قضاوت با شما…
    خدايا،خودت عاقبت به خيرمون كن.
    به اميد اون روز زيبا

  31. سبز گفت:

    “به نظر من “خشونت عادلانه” خشونتی است که واجد سه ویژگی مهم است: ویژگی اوّل آن است که ناظر به هدفی عادلانه است. به طور مشخص می توان از سه هدف عادلانه نام برد: (۱) دفاع از خود؛ (۲) مقاومت در برابر نقض گسترده و سیستماتیک حقوق اساسی شهروندان؛ (۳) دفاع از منطق گفت و گو به عنوان بنیان جامعه مدنی. بنابراین، اگر فرد یا گروهی از شهروندان در مقام دفاع از خود یا حقوق اساسی خویش، یا برای رفع انسداد باب گفت و گو در عرصه عمومی چاره ای نداشته باشند جز تمسک به حدّی از خشونت، در آن صورت تمسک به حدّی از خشونت می تواند اخلاقاً موّجه و عادلانه باشد”
    آرش نراقی

  32. شاهد گفت:

    کودتا بدون اجازه مقامات و _________________________ غير ممکن بود انجام شود در جواب خانم يا اقاي سبزتر

    ساده انديشي نکنيد درود و سلام بر اقاي خاتمي با اين گفتمانشان که از ان بوي صلح و سلامت و محبت و مهرباني به مشام

    ما ميرسد کاش حکومتيان ذره اي از لطف و بزرگواري ايشان را مي داشتند ان وقت کار کشور به اينجا نمي کشيد

  33. عبید سن خوزانی گفت:

    غیر از آن عده ای که می توانند جلو حرف حق را بگیرند.

  34. زنده باد سبز گفت:

    درود بر خاتمی عزیز ،بعضی‌ آن جمله عفو را چنان با آب و تاب میگفتند که انگار خاتمی عزیز چه گفته است،مگر مادر صبور و عزیز سهراب نگفت من حاضرم اینها را ببخشم مشروط بر اینکه همه زندانیان سیاسی آزاد شوند که خانم محتشمی در جواب گفته بودند ،اینها بعید است قبول کنند،الان هم خاتمی عزیز چون دلسوز کشور است و آینده دور را میبیند،همه را به صلح و گذشت دعوت می‌کند،درود بر خاتمی عزیز.

  35. سهیل گفت:

    شماها که انتقاد می‌کنید واقعا معنی‌ کلمهٔ اگر را در جمله متوجه نمیشید؟ به وضوح مشخص که یعنی‌ من معتقد نیستم ولی‌ اگر این اتفاق هم افتاده باشه. در مورد ظلم به ملت هیچ اگری به کار نرفت

  36. در انتظار میر گفت:

    آقای خاتمی! اون یک ذره آزادی زمان شما را که گرفتند ، ملت را زدندو کشتند و زندانی کردند! یعنی حالا یک چیزی هم بدهکار شدیم که معذرت خواهی کنیم ؟؟؟ میتونی تو چشمهای مادر ندا یاسهراب یا اشکان یا کیانوش یا … نگاه کنی و همین حرفها را بزنی ؟

  37. سارا گفت:

    مردم مي بخشند؟ اين حكومت جووناي مردم رو به بدترين شكل شكنجه داده اونوقت مردم مي‌بخشند؟ فرضا كه بخشيدن بعدش چي؟ بعد چي ميشه؟ آقاي خاتمي شما به بعد از بخشش هم فكر كرديد؟
    اگه به بخشش بود شما هم شاهو مي بخشيديد ديگه! احتياجي به انقلاب نبود ديگه!

  38. سبز میرحسینی گفت:

    من وواقعا از آقای خاتمی تعجب میکنم که بعد از این همه کشت و کشتار و زندانی و شکنجه شما حرف از آشتی ملی میزنید. آخه مگه حکومت چه تغییری درش کرده که این حرف را زدید. شما به جایی که به رهبری فشار بیارین تا رهبران عزیز جنبش از “زندان” خانگی آزاد شن حرف از آشتی ملی میزنید.. البته بخشی از حرفاتون درباره ظلم به مردم خیلی خوب بود. اما درمورد اون حرف بخدا هنوز مات و مبهوتم

  39. ناشناس گفت:

    من واقعا از آقای خاتمی تعجب میکنم که بعد از این همه کشت و کشتار و زندانی و شکنجه شما حرف از آشتی ملی میزنید. آخه مگه حکومت چه تغییری درش کرده که این حرف را زدید. شما به جایی که به رهبری فشار بیارین تا رهبران عزیز جنبش از “زندان” خانگی آزاد شن حرف از آشتی ملی میزنید.. البته بخشی از حرفاتون درباره ظلم به مردم خیلی خوب بود. اما درمورد اون حرف بخدا هنوز مات و مبهوتم

  40. ناشناس گفت:

    روزی می رسد که انقلاب و اسلام و ایران از نو جان می گیرند و مردم بار دیگر همه با هم در برابر هرکس که بخواهد دینشان را از آن ها بگیرد می ایستند

  41. امیری سبز گفت:

    وقتی حرفاونو خوندم آفای خاتمی یاد این شعر افتادم..به بغض در نفس پیچیده سوگند/// به گل های به خون غلتیده سوگند/// به مادر سوگوار جاودانه/// که داغ نوجوانان دیده سوگند/// الهی کیفرم را میپذیرم/// که از تو ذات خود را پس بگیرم/// کمک کن تا که با ناحق نسازم/// برای عشق و آزادی بمیرم ///

  42. ناصح گفت:

    درد امروز جامعه فقط بی اخلاقی و تهمت نیست. ما امروز دچار شرک و کفر شده ایم. عده ای به واقع خامنه ای را میپرستند و نه تنها او را علی(ع) میدانند بلکه گاه او را در حد خداوند متعال و یکتا بالا می برند درست مثل کسانی که به پرستبدن علی پرداختند.
    عدهای هم که این بازار را گرم میبینند بر آن دامن میزنند تا آسانتر به غارت بیت المال بپردازند. در این میان ساده لوح هستند کسانی که فکر میکنند با عذر خواهی همه چیز مثل روز اول می شود. زیرا که خداوند گناه شرک را هرگز نمی بخشد.

    «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشركَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَالِكَ لِمَن يَشَاءُ وَ مَن يُشركْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالَا بَعِيدًا»

    خداوند، شرك به او را نمى‏آمرزد (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏آمرزد. و هر كس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است. (نساء، 116)

    آقای خاتمی چگونه ظلم ناشده به رهبر را می بینند اما ظلم آشکار در حق خداوند را نمیبینند؟ آیا ایشان واقعا از جنایات ۲ سال گذشته خبر دارند؟
    ایشان بهتر است بین خیرخواهی و ساده لوحی تمایز قائل شوند.

  43. زبانشناس گفت:

    اینکه یک جمله ی شرطی به معنی نفی اون جمله هست رو در کدام کتاب دستور زبان خوندید؟

  44. بی شماران گفت:

    همچزن سرو ایستاده ایم

  45. ناشناس گفت:

    اينجا رهبر و نظام تحت امر ايشان هست كه بايد از مردم طلب عفو كنندتا اگر مردم بخشيدند(كه به حتم خواهند بخشيد)اونوقت بايد به كنجي رفته و منتظر حق الناسي باشند كه بر گردنشان بوده و به بدترين شكل ممكن اونو ناديده گرفتن .

  46. حسين حق جو گفت:

    اگرخاتمي عزيزم سخني گفته به اين دليل است كه دوبار خودراآزموده وباراي اكثريت مردم ايران انتخاب شده است وبراي براي بارسوم هم بيش ازين راي دارد.
    اما راه برون رفت ازشرايط موجود نقدپذيريرهبري است نقدامام (كه براي اواحترام زيادي قائل هستم )ومسند نشين پس ازاو مباني رهبري اين بايد نقدشودتاازدرون آن راه برون رفت ازشرايط فعلي بدست آيد .طبيعي است كه آنچه دراين سي وسه سال هم رخ داده بايدارزيابي شود.
    اما درباب ظلم به رهبري دراسلام كه ما ادعاي پيروي آن راداريم رهبر كسي است كه از بسياري از آزمون ها گذشته واز همه سربلند بيرون آمده است.مهمترين اين فتنه ها خودبيني بوده است .اصلا فتنه بمعناي آزمون فقط درمورد خودي ها ميتواند صدق كندواين خودي است كه آزموده ميشود تانمره قبولي بگيرد يا نه واگرنتوانست نمره بگيرد بارديگرتلاش كند ونقاط ضعف خودرا پوشش دهد تابتواند به مرحله بعدي برود .وفتنه براي آزمودن بيگانه نيست يا حداقل براي آزمودن بيگانه نيست وبيشتر بكار خودي مي آيد تابيگانه .پس كسي ولايت داردوشايسته ولي بودن است كه از آزمون خودراديدن گذركرده باشد.واصولا بايد به ولايت كسي كه به كسانيكه ادعاي ولايت برآنهارادارد توهين ميكندوآنهارا تهديد ميكند كه اگر به خيابان بيائيدخونتان هدراست شك كرد اين چه خادمي است كه ولي نعمت خودرا تهديد ميكند؟ابراهيم (ع)ولي است وازهمه دارائي خود ميگذردتامردمش را هدايت كند .محمد(ص)ولي است وبگونه اي رفتار ميكندكه خدايش به اوميگويد توداري خود را بخاطر اين مردم به كشتن ميدهي .علي (ع)ولي است واز خون عزيز ترين موجود عالم (زهرا-ع-)ميگذردوباحاكماني كه بامكارم اخلاق كاري ندارند مماشات ميكند تاكسانيكه تحت ولاي اوهستند آسيب نبينند.پس اين كسانيكه مدام ميگويند دورشويد كورشويدچه بهره اي ازولايت اسلامي برده اند؟پس رهبري كه خودرا فنائ في الله ميبيندچگونه ميتواند از ظلمي كه براورفته است سخن بگويد ؟

  47. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی شما هم معلوم نیست کدوم طرفی لطفا سریع طرفت مشخص کن با ما یا با اونا

  48. ناشناس گفت:

    اقای خاتمی شما هم روزی مسئول در اين جکومت بوديد. شما بايد فکر اين روز را می کرديد.همان روزی که شما رئيس جمهور و کروبی رئيس مجلس بود.حالا چون زمانه برعکس شده و قدرت را از شما گرفتند اين حرف ها می زنيد.

  49. بابك گفت:

    اقاي خاتمي درود بر تو و چه زيبا سخن گفتي.ولي اگر كسي پيدا بشه كه به سخنان شما گوش بده كشور ما بهشت ميشه اقاي خاتمي مشكل اينجاست كه كسي به اين حرفها گوش نميده منظورم افرادي مثل اصولگرايان هست

  50. سبز گمنام گفت:

    اقای خاتمی اگر خیلی نفوذ کلام و اعتبار در نظام داری اول تظام را متقاعد کن که رهبران شجاع و سایر سربازان جان بر کف جنبش سبز را از زندان ازاد نموده و حقوق اولیه و خدادادی مردم به رسمیت شمارد و سپس در خواست اشتی کنان را مطرح کن.بابا اونوقت که دو قوه از نظام و پشتیبانی غالب مردم را در اختیار داشتی توان پیشبرد اصلاحات را نداشتی حال که جای خود دارد.ما که نمی دانیم پشت پرده چه خبر است.