بحران سازی؛ اسم رمز بقای متحجران قدرت طلب
چکیده :مساله اساسی این است که آن هایی که به هر دلیل وانگیزه و در هر سطحی از مقام مسئولیت به کمک کودتاچیان آمدند تا شایسته ترین فرزندان این مرز و بوم و خادمان واقعی انقلاب را آماج سرکوب و زندان و قتل و شکنجه قرار دهند به خود آیند و لااقل با جلوگیری از این طرح خانمان برانداز که جامه ی حذف صفر ها را بر آن پوشانده اند اندکی از بار گناهان خود و ظلم هایی که به مردم ضعیف و محروم روا داشته اند بکاهند و با خلع ید هر چه سریعتر از متولیان فاسد مجالی را برای بقای کشور فراهم سازند....
کلمه- گروه سیاسی و اقتصادی: آن روز که مهندس میرحسین موسوی ورود خود به عرصه انتخابات را با عنوان نگرانی شدید نسبت به آینده کشور توضیح می داد کمتر کسی تصوری همه جانبه از ابعاد بحران ها وفاجعه هایی که به دست انحصارگرایان متحجر برسر کشور آمده بود آگاهی داشت و کمتر کسی گمان می برد که حضور همراه با پایمردی و سازش نا پذیری این مرد نقطه عطفی را در تاریخ این سرزمین رقم بزند که سحرساحرانی که لباس ارزش ها را بر تن کرده بودند فرو ریخته شود و ماهیت آن ها به گونه ای آشکار شود که حتی امثال جنتی و مصباح یزدی هم سخن از ناپاکی، دغل کاری ودروغ گویی آنها به زبان آوردند.
مهندس میر حسین موسوی در تجربه سال های مدیریت خود در شرایط اضطراری کشور، به خوبی دریافته بود که بحرانهای پی در پی ایجاد شده از سوی قدرت طلبان بی اخلاق به هیچ وجه جنبه طبیعی نداشته و کاملا دست ساز است و هدف این بحران های دست ساز هم آن است که بحران برای متحجران قدرت طلب” اسم رمز بقای” آنها است و برای آنکه فرصتی برای بررسی کارشناسی و ارزیابی منطقی از ریشه های اصلی بحران پدید نیاید یا باید از طریق توقف انتشار آمار و اطلاعات ریشه های شفافیت را از بین برد و یا با دستکاری آمار و اطلاعات تحلیل ها را به سمت امور غیر واقعی نشاند و یا از طریق ترکیبی از آن ها فضایی به وجود آورد که هیچ کس به هیچ چیز اعتماد نکند تا از این رهگذر فرصتی برای نابود کردن آینده کشور و پروار کردن ایادی کودتا فراهم گردد.
این رویه ها مسائلی نیستند که اختصاص به ایران داشته باشد و به همان ترتیب که همه کودتاچیان در طی ۵۰ ساله اخیر نشان داده اند همگی از یک فرمول تبعیت می کنند. سرکوب سیاسی همراه با سلطه نظامیان قلدر و فاسد و بهم ریختن زندگی اقتصادی و اجتماعی عامه مردم از یک طرف مردم را دلمشغول گذراندن زندگی تلخ از روزی به روز دیگر می کند و از طرف دیگربحران های دست ساخته پی در پی آب را گل الود کرده ومجالی برای چنگ انداختن به دارایی های عمومی فراهم می سازد.
آنچه که به طور مشخص طی سه سال گذشته تحت عنوان”طرح تحول اقتصادی”مطرح شد دقیقا ترجمان همه تجربه های پس از پیروزی کودتاگران دنیا طی ۵۰ ساله گذشته است. بدین ترتیب که از یک سو با دامن زدن به التهاب های رکودی- تورمی زندگی را برای اکثریت مردم سخت و تلخ و نامطمئن می سازند و از طرف دیگر با پرتاب کردن تکه ای نان یا سیب زمینی یا هر چیز دیگری در این ردیف آنها را به تسخیر خود در می آورند تا وجدان و شرافت خود را قربانی چنین الگویی از بقا کند.
نمونه وطنی این پدیده را می توان در رفتار مداحان مطرح کشور طی سالهای اخیر مشاهده کرد. آنروز که لازم باشداین ها عربده می کشند وبستر سازی می کنند تا در یک اجتماع چند هزار نفره مردم را خس وخاشاک بنامند و مردم را تحقیرمی کنند و اگر این مسئله کفایت نکرد تیغ و درفش و داغ و اسلحه در دست می گیرند وبه جان مردم می افتند و آن روزی که تعارض منافع ایجاد کند همان هایی را که دیوانه وار مدح وثنا می گفتند آماج لعن و نفرین و فحاشی قرار می دهند.
از جنبه اقتصادی دامن زدن به واردات جنون آمیز به معنای نابود کردن فرصت های شغلی در زمان حال و مایوس کردن سرمایه گذاران تولیدی از آینده تولید وکشاندن آنها به معرکه سودا گری و دلالی است و ادامه این حلقه به وابسته کردن هر چه بیشتر کشور به نفت و اسیر کردن کشور در دام لاشخور هایی از قبیل لاشخور های چینی است که هم جنس های بنجل خود را به این ملت تحمیل کنند و هم تمرینی برای ارتقای محصولات خود را داشته باشند وبهای آن را مردم مظلوم وبه افلاس کشیده شده ایران بپردازند.
وقتی بحث هدفمند کردن یارانه ها مطرح شد اولین سوال نمایندگان مجلس این بود که آیا شما گروه های هدف را می شناسید و در پاسخ به این سوال ابتدایی واکنش دولت راه انداختن نمایش مراجعه مستقیم به مردم برای شناختن گروهای هدف بود که بعداز تلف کردن میلیاردها تومان پول کشور معلوم شدکه به اندازه پشیزی ارزش ندارد. از منظر دولت بی کفایت کنونی این مهم نیست که افزایش شدید حامل های انرژی چه بر سر تولیدکنندگان و مصرف کننده و فقرا ومستصعفان می آورد، مهم این بود که تورم همراه با رکود مردم را نسبت به آینده خود مایوس کرده، از آن ها سلب اراده می کند و آن ها را مطیع هر کسی می کند که تکه ای نان به سوی آن ها پرتاب کند.
گام بعدی در این راستا به صورت اجتناب ناپذیر افزایش نرخ ارز خواهد بود اما انجام این کار برای شعبده بازان و دروغ گویانی که ادعا می کردند در “طرح تحول اقتصادی” هدف آوردن قیمت دلار به حدود 250 تومان است، می بایست با موج جدیدی از بحران سازی و گل آلود کردن آب و از بین بردن آخرین لایه های شفافیت باشد. تمام این کار ها و قرار ها در ستاد بحران سازان «حذف چهار صفر» نام گذاشته شده است.
ازطریق حذف صفرها وقتی دلار 1500 تومانی به دلار یک ریالی و یا یک تومانی تبدیل می شود. اگر سیاست های بحران آفرین دلار 1500 تومانی را بیشتر از 3000هزار تومان برساند موجب بر ملا شدن نیت و ماهیت رفتار سیاستگزاران می شود. اما اگر دلار یک ریالی یا یک تومانی را حتی 5 ریال یا 5 تومان بکنند گرچه از نظر از بین بردن بنیان های اقتصادی کشورهمان اثر دلار 7500 توانی را دارد اما تا زمانی که مردم بتوانند به ریشه های زشت و وابستگی آور این سیاست پی ببرند زمانی طول می کشد وفرصت جدیدی برای تنفس کودتاچیان فراهم می سازد تا زمینه ای برای بحران بعدی فراهم شود.
وقتی مشاور رئیس کل بانک مرکزی با جسارت و وضوح در مصاحبه ای خود می گوید که باید به موازات حذف صفر ها با شیب بسیار تند تر از تجربه حامل های انرژی قیمت ارز را افزایش داد در واقع سخن از طراحی جدید کودتا چیان به میان آورده است. در اینجا باید پرسید که آیا چیزی از شرافت و صداقت و امانت داری برای نمایندگان مجلس باقی مانده است و آیا می توان با آن ها هنوز درباره سرنوشت اقتصاد کشور و چشم انداز از زندگی فقیران و محرومان که در اثر چنین کاری از کلیه فروشی و ناموس فروشی نیز عبور خواهند کرد سخن به میان آورد؟ آیا هنوز در زیر چکمه اقلیت نظامی هایی دستشان در دست کودتا گران است مجالی برای اظهار وجود در دستگاهای نظارتی باقی مانده است تا اجازه ندهند که سرکوب گران از طریق دامن زدن به عدم شفافیت ها و ایجاد بحران های جدید به عنوان رمز بقای خود بیش از این مملکت را نابود نسازند؟
مساله اساسی این است که آن هایی که به هر دلیل وانگیزه و در هر سطحی از مقام مسئولیت به کمک کودتاچیان آمدند تا شایسته ترین فرزندان این مرز و بوم و خادمان واقعی انقلاب را آماج سرکوب و زندان و قتل و شکنجه قرار دهند به خود آیند و لااقل با جلوگیری از این طرح خانمان برانداز که جامه ی حذف صفر ها را بر آن پوشانده اند اندکی از بار گناهان خود و ظلم هایی که به مردم ضعیف و محروم روا داشته اند بکاهند و با خلع ید هر چه سریعتر از متولیان فاسد مجالی را برای بقای کشور فراهم سازند.














صحيحست.احسنتم!
مقام عظمای ولایت در ملاقات با احوندهای قم فرمودند من در مسائل اقتصاذی چون اطلاعاتی ندارم ورود نمیکنم . تدبیر ایشان در رابطه با معیشت مردم . در امور سیاسی هم جز دشمن شناسی حرف دیگری برای گفتن ندارند …. باز البته امروز کلید زندان و اسلحه خانه دست عوامل ایشان است . اگر در حق ایشان نامردی نکنند .
سلام و درود به سردار لازادی ایران زمین اقای موسوی که چه خوب میدید واجعه را کودتا گران در حال نابود کردن سرزمین ما هستند, چرا که میدانند در این سرزمین جائی برای ظالمان وجود ندارد پس بگذار انرا نابود کنیم.
بخود بیائید قبل از اینکه دیگر همه چیز از دست رفته باشد.
ازاد کنید فرزندان برومند و ازاده ایرانزمین را که در راس ان موسوی و شیخ شجاع ما کروبی را.
تحلیل های جدید را به دوستان کلمه تبریک می گویم عالی بود
آفرین بر شما که کم کم مسائل را شفاف تر تحلیل میکنید.
ای کاش از ابتدا مسائل را با همین صراحت لهجه بیان میکردید.
به امید آزادی میر سرسبز و شیخ شجاع و ایران عزیز
حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه است
يا حسين مير حسين وشيخ دلير كروبي مابيشماريمvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
آنها که بیشتر مطلع اند و میفهمند بیشتر هم در رنج و تالم بسر میبرند. این استخوان در گلو و خار در چشم که میگویند دقیقا همین است. برای تازه واردها تازه این اول کار است – بگذارید بیشتر از این پرده ها بیافتند مطمئن باشید از تشخیص فرط شقاوت گروهی از مسئولین کشور که به خاطر منافع حقیر و چند روزه “خودشان و خودی هایشان” کشور و میلیون انسان را از هست و نیست ساقط کرده اند به حیرت خواهید افتاد. از شدت شقاوت کسانی به شگفتی خواهید افتاد که ” اصلا حسابش را نمیکردید”. همانهائی که پشت ظاهری پرهیز کارانه و موقر و سفید با ملت و ملک ایران کاری بس سیاه و گناه آلود و کمر شکن کرده اند که تاریخ سرزمین مان سراغ ندارد. همان هائی که عدم شایستگی و صلاحیتشان را سالها در پشت شعار های بی محتوی و غیر عملی و باید و نباید های محنت انگیز پنهان کرده و محصول فاجعه بار سیاست گزاریهای کلان آنها را ما امروز در هر صحنه ای از امور کشور میبینیم. همان که عدم همراهی نخبگان و دانایان جامعه با این سیاست های ویرانگر خود را با ” تحمیل ” فرومایگان نادان و متهورین شقی و بی اخلاق بر ملت جبران کرده است. زشتی عمل شان هرگز از خدا پنهان نبود و از چشم عامه مردم هم پنهان نخواهد ماند. آیا وقت و بخت جبران دارند …؟ بس بعید است و ناممکن.
لطفن مطالب بالای صفحه را بعد از برداشتن ، به پایین صفحه اصلی منتقل کنید تا به اعماق آرشیو نرود. متشکرم.
جهاد اقتصادی یعنی:
قلع و قمع اعتدالگرایان.اصلاح طلبان
رانت خواری و رشوه گیری و پوچ گرایی
هدفمندی عقل مردم براساس مکتب پوپولیسم و بسیجیسم افراطی…!!!!
و الی آخر………
Khorshide haghighat be zire abre siyah namand
va Mousavi dar Hasr bodo kalamash, AYEHAYE pedarane be farzandane IRANZAMIN
ke Sedaghat,,, Haghighat,,, Omid,,, rahe sabze azadist
افزایش قیمت ارز منجر به افزایش توان تولید داخل خواهد شد.علت مخالفت شما با آن را متوجه نمی شوم؟
با سپاس از شما دلیر مردان با ایمان درود بر اقای مهندس موسوی فهیم و با غیرت و اقای کروبی دلاور
و البته ما تا آخر پای آرمانهای انقلاب و امام ایستاده ایم و مطیع هیچ فاسدی نخواهیم شد که خردن نان خشک با شرافت بهتر از زندگی در ناز و نعمت بدون شرافت است. میان خوشبختی و موفقیت گاهی فاصله ای است به اندازه ازل تا ابد.
لطفا مقالاتی متناسب با فهم عامه در باره ارزش ارز و عواقب افت و نزول آن بنگارید.
با تشکر
وقنی اکثریت نمایندگان مجلس مزدور و دست نشانده اند ودر زیر دولت قرار دارند باید منتظر هرجیزی بود
سلام خدا قوت
به لحني آرام تر نياز داريم . اگر چه منطقي كاملا درست بر متن حاكم است؛ اما نگارش زيادي احساسي شده است. لطفا اين پيام را به نويسنده بده و البته از او تشكر كن، بگو ما از يادداشتت خيلي كيف كرديم اما بايد فكر مخاطبان ميانه رو تر هم باشيم.البته ليد بسيار عالي بود.
وظيفه و کار اين دولت بحران سازي و تنش در کشور است تا از اب گل الود ماهي بگيرد
نباید به این نمایندگان کمترین امیدراداشت که به فکرمردم ومشکلات آنها باشند.نمایندگانی که به قول آقای مطهری به خاطر
چند صباح بیشتترنماینده بودن و حقوق مفت گرفتن سندبردگی خودراامضا می کنندکجاودفاع ازحقوق حقه مردم وجلوگیری
ازحرکت مملکت به سراشیبی سقوط کجا.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حل معما نه تو دانی و نه من
هست در پس پرده گفتگوی من وتو چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من