سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت‌الله جوادی آملی: اگر اصحاب بیان و کلام از روی تحقیق و دلیل سخن بگویند، جامعه از...

آیت‌الله جوادی آملی: اگر اصحاب بیان و کلام از روی تحقیق و دلیل سخن بگویند، جامعه از خواب و خیال و خرافه می‌رهد

چکیده :وقتی تعهّد ارباب بَنان و قلم، بر پژوهش محقّقانه استوار بود و هنگامی که مبنای اصحاب بیان و کلام، بر نزاهت از گفتار غیرعالمانه برابر بود و این سفارش ویژه اهل بیت(ع) که برگرفته از دو آیه یادشده است، تدبیر شد، جامعه از گزند خواب و آسیب خیال و خرافة وهم می‌رَهد و به صفای بیداری و خردمداری می‌رسد، آن‌گاه تنفّس در چنین جامعة دانش‌محور آسان خواهد بود وگرنه مرزی برای گزافه‌نویسی و افسانه‌سرایی نیست....


آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در پیامی به همایش کانونهای فرهنگی مساجد، تاکید کرد که اگر مبنای اصحاب بیان و کلام، بر نزاهت از گفتار غیرعالمانه برابر بود و این سفارش ویژه اهل بیت(ع) که برگرفته از دو آیه یادشده است، تدبیر شد، جامعه از گزند خواب و آسیب خیال و خرافة وهم می‌رَهد و به صفای بیداری و خردمداری می‌رسد.

ایشان همچنین با خرافه توصیف کردن سی دی «نزديکي ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشريف)» و مانند آن، بر لزوم زندگی خرمندانه و پرهیز از چنین افسانه‌هایی تاکید کرد.

به گزارش ايسنا، متن پيام آيت الله جوادي آملي که چهارشنبه شب در نخستين همايش مساجد فعال قرآني کشور توسط فرزند وي حجت الاسلام مرتضي جوادي آملي قرائت شد بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

حمد ازلي خدايي را سزاست که آفريدن وي‍ژه اوست، تحيت ابدي، پيامبران الهي(ع) خصوصاً حضرت ختمي نبوت(ص) را رواست که همراهي قرآن بي همتا مخصوص اوست و درود بيکران، دوده طاها و اسره ياسين(ع) را بجاست که ولايت آنان مايه کمال دين و پايه تمام نعمت است، انتظار جهانيان، نثار مقدم ختمي امامت، مهدي موجود موعود(عج) است که تعيين کنندگان زمان ظهور وي، دجالان زورند! به عترت اطهار، تولي داريم و از معاندان لدود آن ذوات قدسي، تبري مي نماييم!

مقدم صحابه کتاب خدا، قاريان، اساتيد تلاوت و تفسير، ائمه محترم اقامه جماعت مساجد و مهمانان بزرگوار را گرامي مي داريم و از سعي بليغ ستاد عالي کانون هاي فرهنگي هنري کشور، تشکر و اجر وافر همگان از خداوند سبحان مسئلت مي شود.

قرآن حکيم، حيات بخش دل هاي آماده دريافت آب زندگي و شفا دهنده بيماران اعتقادي، اخلاقي و رفتاري است، بهره وري از کوثر حيات و شفا، مرهون تلاوت، معرفت معارف، عرضه هويت خود بر آن مجلاي فيض الهي و توزين کالاي وجودي خويش با آن ميزان قسط است، لذا چند نکته کوتاه پيرامون ضرورت عرضه مسائل فردي و جمعي و کيفيت پاسخ يابي بعد از اين درخواست، ارائه مي شود:

يکم؛ انسان، در معرض رخدادهاي تلخ تاريخي است و براي صيانت از سقوط، لازم است به حبل متين خدا يعني قرآن حکيم، اعتصام نمايد تا مايه عصمت وي از هر لغزش گردد. اعتصام به کتاب الهي، متوقف بر معرفت آن به عنوان ميزان حق و باطل، معيار صدق و کذب، مدار حسن و قبح، محور خير و شر و بالاخره مناط صواب و خطا درعقايد، اخلاق و اعمال خواهد بود. حضرت محمد بن علي الباقر (ع) فرمود:”…اعرض نفسک علي کتاب الله فان کنت سالکا سبيله زاهدا في تزهيده في ترغيبه خائفا من تخويفه فاثبت و ابشر فانه لا يضرک ما قيل فيک و ان کنت مباينا للقرآن فماذا يغرک من نفسک…”

چون قرآن کريم، مصون از آسيب تحريف و محفوظ از گزند زوال است، اعتصام آگاهانه بشر در مسائل فردي و جمعي به آن، سبب صيانت وي از غوايت و حفظ او از ضلالت خواهد بود.

دوم؛عترت اطهار(ع) که قرآن ناطق اند و کلام آنان نور است، کيفيت عرضه بر حقيقت وحي که به صورت قرآن مجيد تجلي نمود را بيان فرمودند، نموداري از اين تبيين را مي توان در جريان عرضه حديث بر قرآن مشاهده نمود که خلاصه آن اين است: آنچه عدل قرآن کريم است انسان کامل معصوم(ع) يعني اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هستند که هرگز کسي همتاي آنان نخواهد بود، هر چند به صورت اجتماع متظاهرانه و متعاضدانه جن و انس باشد، چه اينکه هيچ کتابي، همسان قرآن نخواهد بود ” لئن اجتمعت الانس و الجن” اما حديث، هرگز معادل قرآن نيست زيرا امامان معصوم(ع) فرمودند کسي نمي تواند مانند قرآن، آيه اي جعل کند ولي مي تواند شبيه حديث ماثور ما روايتي را جعل کند، لذا هر روايتي بايد بر قرآن کريم عرضه شود خواه معارض داشته باشد- چنانکه نصوص علاجيه در فن اصول فقه ناظر به آن است- و خواه معارض نداشته باشد که لزوم عرضه هر دو صنف بر قرآن، در جوامع روايي ما نيز آمده است.

لزوم عرضه عقايد، اخلاق و اعمال بر قرآن، مطلق است، خواه کسي بين دو عقيده متطارد يا دو خلق متخالف يا دو عمل متضاد واقع شود و در انتخاب يکي و ترک ديگري مردد باشد يا درباره عقيده خاص، خلق مخصوص و عمل معين، ترديد داشته باشد، در هر دو صورت بايد آن را بر ميزان قسط و زبان عدل بي عدل الهي يعني قرآن، معروض دارد و بعد از معرفت، باور نمايد و بعد از تدين، به آن عمل کند و اگر توفيق يافت سب انتشار آن را فراهم نمايد.

سوم؛ قرآن حکيم نه تنها ميزان حق و عدل است بلکه مباني علمي و مبادي ورودي و عملي در ساحت حق را ارايه مي کند و مآثر عيني و آثار پر برکت خروجي آن را نيز بيان مي نمايد. دستورهاي ايجابي و تحريمي و يا ترجيحي و تنزيهي آن از يک سو و تبشير پرهيزکاران و انذار تبهکاران از سوي ديگر و نقل نمونه هاي اجرا شدن آن در ضمن داستان پيامبران و مردمي که با قبول يا نکول، به اصحاب ميمنه يا صحابه مشئمه تقسيم شده و به فلاح يا طلاح رسيدند از سوي سوم، همگي بيانگر تمام و کمال اين ميزان الهي و ضرورت عرضه خود بر آن و دريافت نسخه شفابخش از چنين کتابي است که نداي “و ننزل من القران ما هو شفا و رحمه”را از بارگاه ملکوت اعلاي عرشيان به کارگاه فرش نشينان رسانيده است و عده اي را که دلمايه اي به عنوان کلمه طيب فراهم کردند، به سوي ثواب خدا صعود مي کند.

چهارم؛ لزوم عرضه خود بر قرآن، معناي جامعي دارد که بايد ملحوظ گردد:

1- چون قرآن و عترت(ع) عديل بي مثيل هم هستند، عرضه بر هر کدام بايد عرضه بر ديگري را همراه داشته باشد و گرنه عرضه حقيقي نخواهد بود.

2- عرضه برحديث، بعد از عرضه آن بر قرآن حکيم است، تا مخالف آن نباشد زيرا اگر چه موافقت قرآن، شرط حجيت نيست ولي مخالفت با آن، کاشف از بطلان و کذب و مانع از اعتبار است.

3- بعد از دريافت معناي قرآن به عنوان اولين ترازو و بعد از عرضه حديث بر آن به عنوان متمم و مکمل حجت خدا، نوبت به عرضه معارف متعارف و اخلاق متداول و اعمال متناوب بشري به آنها مي رسد تا غث و سمين و صحيح و معيب آن روشن گردد، بنابراين هماره روايت هاي معتبر، در کنار آيات الهي، به عنوان هماهنگي ثقل کبير يا اکبر مطرح اند و گرنه تنها عرضه بر قرآن مجيد، نا تمام خواهد بود، زيرا خود قرآن، جامعه بشري را به پذيرش رهنمود حضرت ختمي نبوت (ص) فرا خواند:”ما آتاکم الرسول فخذوه” و يکي از برجسته ترين آثار متواتر آن حضرت (ص)، فرمان اعتصام به دو وزنه وزين و پرهيز از غوايت ناشي از ترک آن و دوري از هلاکت حاصل از رهايي و عدم اعتصام به اين دو ثقل الهي است.

پنجم؛ چون قرآن کريم کتابي است به حق و هيچ فسون و فسانه در آن راه ندارد جامعه بشري، به وي‍ژه امت اسلامي و بالاخص حوزويان عزيز و دانشگاهيان گرامي را توصيه مي کند که هيچ گاه در تصديق و قبول قولي و در تکذيب و نکول مطلب ديگر، بدون تحقيق و دليل سخن نگويند، اين رهنمود ناب، ضامن رشد فرهنگي يک ملت زنده و بيدار است. حضرت امام صادق (ع) فرمود: ” أن الله خَصَّ عبادَه بآيتين مِن کتابه : أنْ لا يقولوا حتي يعلَموا و لا يَردّوا ما لم يَعلَموا و قال عزّ و جلّ « ألَمْ يُؤْخَذْ عَليْهِمْ ميثاقُ الْکِتابِ أن لا يَقولوا عَلَي اللهِ ألا الْحَقَّ» وَ قال :”بَلکَذَّبوا بما لَم يُحيطوا بِعِلمِه وَ لَمّا يأتِهِم تَأويلُهُ» (يونس آيه 39 ؛ الکافي ، ج1 ، ص 43 .)”

وقتي تعهد ارباب بنان و قلم، بر پژوهش محققانه استوار بود و هنگامي که مبناي اصحاب بيان و کلام، بر نزاهت از گفتار غيرعالمانه برابر بود و اين سفارش ويژه اهل بيت(ع) که برگرفته از دو آيه ياد شده است، تدبير شد، جامعه از گزند خواب و آسيب خيال و خرافه وهم مي رهد و به صفاي بيداري و خردمندي مي رسد، ‌آن گاه تنفس در چنين جامعه دانش محور آسان خواهد بود و گرنه مرزي براي گزافه نويسي و افسانه سرايي نيست که در اين حال نفس هاي محققان، ‌در سينه حبس و زندگي دشوار و کتاب خدا نزد بدانديشان، ‌مهجور (که از هُجْر و هذيان است) و نزد دگر انديشان، محجور (که از حَجْر و منع است) و نسبت به توده مردم، ‌مهجور (که از هِجر و ترک است) خواهد بود و منشأ همه اين خطرها، عرضه نکردن هويت فردي و جمعي جامعه بر قرآن و عدم دريافت ميزان قبول و ردّ و آگاه نبودن از معيار خواب و بيداري است.

ششم؛ محصول عرضه هويت انسان بر قرآن اين است که فتواي کتاب الهي درباره جامعه بشري، چند عنصر محوري است که سه بخش آن عبارت است از:

1- لزوم جهان داني؛ 2- لزوم جهان باني؛ 3- لزوم جهان آرايي.

به استناد اصل اول بايد آغاز و انجام جهان هستي را شناخت و به آن ايمان آورد و به اعتبار اصل دوم بايد نظام کيهاني را که خداوند، آن را مسخر انديشه ناب قرار داد، از تباهي حفظ کرد و از رفتار غير عاقلانه تخريب، ‌پرهيز نمود و جلوي تجاوز طاغياني را که «أذا دَخَلوا قَرْيَهً أفسَدوا وَ جَعَلوا أعِزَّهَ أهلِها أذِلَّهً » (سوره نمل آيه 34) گرفت و به اتکال اصل سوم بايد بر زيبايي و آرايش سنتي آن ، جمال صنعتي را افزود و تمام نيازهاي بشري را هنرمندانه برآورد تا کسي کمبودي را احساس نکند و لکه فقر اقتصادي، چهره زيباي نظام اجتماعي را زشت نکند و غبار غربت و محروميت، روي آينه شفاف جامعه را نگيرد و زيبايي عدل و داد، به زشتي جور و بيداد مبدل نشود و حکومت عقل به حاکميت جهل، ‌دگرگون نگردد.

هفتم؛ نتيجه عرضه حيات فردي و جمعي بر قرآن حکيم اموري است که برخي از آنها را مي توان در لزوم احترام متقابل به مقدسات ملل دانست. همان طور که قرآن کريم تمام کتابهاي آسماني را محترم شمرده است و ارج نهادن به آنها را براي پيروان خود لازم و براي ديگران وظيفه مي داند. نگهداري حرمت قرآن کريم را بر همگان واجب کرده است و اگر کسي خود را يهودي يا ترسا مي داند بايد همه کتابهاي آسماني را که در راس همه آنها قرآن مجيد است محترم بشمرد و اگر استکبار جهاني و صهيونيسم بين الملل، مايه به هم ريختگي نظام کنوني و تعدي مستکبران عنود بر مستضعفان ودود شدند و زمينه بيداري مردم مسلمان ستم سوز و ظلم ستيز را فراهم کردند، نبايد چنين نهضتي را گناه پنداشت و نبايد قرآن حکيم را که حق مدار و عدالت محور است محکوم نمود و به حريم مقدس آن اهانت روا داشت و نداي آسماني اين کتاب الهي را بايد شنيد که « أنَّ رَبّکَ لَبالْمِرصادِ » (سوره فجر آيه 14)

خلاصه آنچه در اين پيام کوتاه آمد، عبارت است از:

1- لزوم عرضه هويت انسان بر قرآن حکيم.

2- همتايي قرآن و عترت ايجاب مي کند که عرضه جامعه بشري بر رهنمودهاي اهل بيت وحي (ع) در کنار عرضه بر قرآن ملحوظ گردد.

3- قرآن حق مدار، ‌بيانگر مباني و مبادي علمي و عملي طغواي دوزخيان و تقواي بهشتيان است.

4- لزوم عرضه خود بر حديث مأثور، بعد از عرضه حديث بر قرآن مجيد است تا مخالف آن نباشد، ‌زيرا احتمال تحريف در روايت، ‌بجاست، ‌هر چند درباره قرآن، ‌مجالي ندارد.

5- لزوم زندگي خردمندانه و پرهيز از افسانه نظير سي دي خرافه « نزديکي ظهور امام زمان (عجل الله فرجه الشريف)» و مانند آن.

6- لزوم جهان داني، جهان باني و جهان آرايي دولت و ملت مسلمان.

7- لزوم احترام به مقدسات آسماني و اجلال و تکريم کتاب هاي انبياء (عليهم السلام) به ويژه آخرين کتاب پروردگار جهان.

در پايان مجدداً مقدم همگان را گرامي مي داريم و از کوشش ستاد عالي کانون هاي فرهنگي و هنري مساجد کشور، ‌حق شناسي نموده و اجر آنان از خداوند مسئلت مي شود.


7 پاسخ به “آیت‌الله جوادی آملی: اگر اصحاب بیان و کلام از روی تحقیق و دلیل سخن بگویند، جامعه از خواب و خیال و خرافه می‌رهد”

  1. ناشناس گفت:

    خیر جانم! جامعه فقط با آموزش درست حسابی از جهل و خرافه میرهد و اون وقت دیگه پای صحبت شما هم کسی نمینشیند

  2. نورالدین گفت:

    این حکایت شما رو یاد چی میندازه؟

    مردی قطعه زمینی پهلوی زمین شخصی دیگر داشت، و هرسال بخشی از آن را جزو زمین خود می‌کرد. روزی از او پرسید: این نقصان در قطعه زمین ما از چیست؟ گفت: مگر سخن خدای نشنیده‌ای که می‌گوید: «أَوَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِی الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا /آیا نمیبینند که ما به زمین مردمان در آییم و از کرانه‌‌های ان بکاهیم؟!» (رعد:آیه ی 41) گفت: پس این افزونی در خاک شما از کجاست؟ پاسخ داد: «ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ / این افزونی خداست هر که را خواهد بدهد!»(جمعه:آیه‌ی 4) مرد بیچاره پرسید: چرا همه‌ی فزونی‌‌ها ترا و همه‌ی کاستی‌‌ها مراست؟ زمین خوار گفت: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ /ای کسانی که ایمان آورده اید مپرسید از چیزهایی که اگر بر شما آشکار گردد پریشانتان کند.» (مائده:آیه‌ی 101

  3. ناشناس گفت:

    معلوم میشود تاکنون هیچیک از آقایان ازروی “تحقیق وتفحص “سخن نمیگفته است که مردم اینچنین دچار خرافه شده اند

  4. عباس گفت:

    چه شباهت های جالبی است دربیان بعضی سبزها که کلا سخن گفتن از روی منابع قرانی را برنمی تابند و بعضی دولتی ها که سایه علما را با تیر می زنند و چه زیبا فرمود میر عزیز ما که گفت : این دو لبه های یک قیچی اند و برای زدن ریشه دیانت و ایرانیت با هم هماهنگ هستند . خدا علمای اعلام واقعی که ملک و ملت و دین ودیانت را با هم و در راستای تعالی معنوی به سوی کلمه توحید و الله می خواهند حفظ فرماید ایات خدایی مانند حضرات آیات آملی و امجد. خداوند اجز جزیل دهد که در وانفسای سیاسی کاری و قدرت طلبی معیار شناخت می دهند و هشدار و انذار را رها نمی کنند و اینجاست که مداد علما از قطرات خون شهیدان بالاتر قرار می گیرد چرا که دایره روشنی بخشی آن و اگاهی دهی آن بسیار وسیع تر است چه آگاهی چشم اسفندیار مستبدان است. یاحسین میرحسین

  5. معین گفت:

    سلام
    بانگاهی به صحبت های مثلاجوانفکر که میخواهد احمدی نژاد را مستقیم یه امام زمان (س) وصل می کند خواهید دید که
    اینها اصلا نه امام را قبول دارندونه رهبر را و همان منحرفانی هستند که امام در باره آنها فرمود:
    <>!؟البته نام حجتیه را از روی خود برداشتند اما ماهیتشان همان هست و پخش خرافات ابزار کارشان.

  6. حسین جعفری گفت:

    … در پاسخ به فرمایشان شما عرض می کنم، ازخودتان آغاز کنید و همقطاران را هم تشویق کنید. روحانی آنهم در سن و وضعیت و موقعیت شما که نباید ترس و وحشتی داشته باشد.

  7. سبز گفت:

    با خرافه حكو مت ميكنند وعوام گول ميزنند