سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمد نوری‌زاد در چهلمین روز اعتصاب غذا...
» یادداشتی از فاطمه ملکی، همسر نوری‌زاد

محمد نوری‌زاد در چهلمین روز اعتصاب غذا

چکیده :حال بیش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری و نزدیک به چهل روز است که در اعتراض به عدم توجه به خواسته های قانونی ات مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضر به ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هیچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت....


فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد جهادگر و مستندسازی که جرم انتشار انتقادات دلسوزانه‌اش از رهبری در زندان است، در یادداشتی اعلام کرد که نوری‌زاد، چهل روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد و قصد دارد تا رسیدن به حقوق خود به این کار ادامه دهد.

در این یادداشت که در قالب نامه‌ای خطاب به آقای نوری‌زاد نوشته و در وب‌سایت شخصی نوری‌زاد منتشر شده، خانم ملکی خبر داد که محمد نوری‌زاد علاوه بر اعتصاب و خودداری از خوردن غذا، تا قبل از برآورده شدن خواسته‌های قانونی‌اش، حاضر به ملاقات هم نیست.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

به نام خدا

هر پدری دوست دارد وقتی از سفر برمیگردد، دست خالی نباشد. ولی پدری که در سفر زندان است، چه تحفه ای می تواند بیاورد؟ و در زندان چه چیزی میتواند تهیه کند؟ ولی تو بعد از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، زمانیکه در بند ۳۵۰ بودی، بعد از یکی دو ملاقات، دست خالی بودن را تاب نیاوردی و تحفه ای را نه تنها برای خانواده ات که برای همه عرضه کردی.

زمانیکه دکمه های روپوش آبی زندان را گشودی، و زیرپوش نقاشی شده ی خود را به همه ی ما نشان دادی، همه سرتاپا پر از شادی شدیم. همه ی خانواده هایی که آنجا حضور داشتند متاثر شدند ، نوشته بودی: “همه ی شما را یک عالمه دوست دارم” و این شد که دیگر در ملاقاتهای کابینی برای دیدن این سوغاتیها صف می کشیدیم.

مدت کوتاهی در بند ۳۵۰ بودی و به مرخصی آمدی. برادران آزادیت را تاب نیاوردند و اواخر تابستان تو را بازگرداندند. این بار، نه به بند ۳۵۰؛ که به قرنطینه درکنار آقای تاجزاده. در مدت یک ماه که حق ملاقات نداشتیم و با شروع ملاقاتهای کابینی هفتگی، آن هم در روزهای غیرمعمول خانواده های زندانیان سیاسی، من و خانم محتشمی پور و خانواده هایمان ، مشتری پروپاقرص کارهای هنری تو بودیم. گاهی تکه چوبی که آیه ای یا شعری را با خط زیبا بر رویش نوشته بودی نشانمان می دادی. گاهی تابلویی پر از گلهای رنگی حیاط اوین را .

در یکی از همین ملاقاتهای کابینی، دست در زیر لباست بردی و یک حباب سفید رنگ را نشانمان دادی که در شعاعهای این حباب دایره ای شکل، شعری از حافظ را با قلم سیاه و خطی خوش نوشته بودی.

حال بیش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری و نزدیک به چهل روز است که در اعتراض به عدم توجه به خواسته های قانونی ات مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضر به ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هیچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت.

ولی در مورد اعتصاب غذا با تو سخت مخالفم؛ به خصوص با شرایط سست شدن دندانها و بیماری پوستی و سنگ کلیه ات. این قضیه همه ی خانواده را به شدت نگران کرده است و نمی دانیم تا کی هم ادامه خواهد داشت. به هر حال ما همگی آزادی تو و سایر زندانیان بی گناه را به انتظار نشسته ایم. و آزادی، حداقل پاسخ نامردمیهاییست که در این مدت صورت گرفته است.

حباب شیشه ای خطاطی شده با شعر حافظ آن روز تو ، زبان حال امروز ماست:

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

فاطمه ملکی
۶/اردیبهشت/۱۳۹۰


19 پاسخ به “محمد نوری‌زاد در چهلمین روز اعتصاب غذا”

  1. رضا دیلمی گفت:

    ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
    بر رویمان ببست به شادی در بهشت

    او می گشاید… او که به لطف و صفای خویش
    گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت
    “فروغ فرخزاد”

  2. ناشناس گفت:

    Dasti ze labelaye abrha be pishe ma miayad
    ghatree abe zam zamo chand daneye gandom
    dasti be ma dast midahad va kami garma
    ta sahar ta sepidedam mibarad hamparvaz
    dasti ze labelaye abra migirad ghame mara
    nemidanam nemidanam ke oo kist ke bamat
    emruz aseman abio nist abri
    amma dasti ba noore SABZ ba mas
    bi seda hameja ra sarapa faryadast
    zakhmodarde kohneam ra darmanast
    DOROD BAR NOORIZADE AZIZEMAN
    KHODA BOSHTIBANE TO BASHAD

  3. علی گفت:

    دوست داریم آزاده در بند ، دوستان داریم آزاده گان در بند .
    ماهم به امید آزاذی این عزیزان شب به روز و روز به شب می رسانیم.

  4. ناشناس گفت:

    درود بر نوری زاد
    حر زمان

  5. ناشناس گفت:

    وای بحال اربابان حکومتی که بی جرم و جنایت چنین بلاهایی بر سر خانواده ها و مردم خودشان می اورند.

  6. ناشناس گفت:

    زنده باد بر حر زمان

  7. حمید گفت:

    این شعر آخری که فرمودید در مورد امام حسین علیه السلام است کاری به چرمنگ نداره

  8. حقجو گفت:

    هیچگاه از درگاه خالق بی همتا مآیوس نمیشویم…. ومیدانیم که این دنیا جای امتحان است بالاخره هر کسی نتیجه عمل خود را خواهد دید بی شک این خونخواران هم نتیجه زشت کار خود را میبینند .. ان العاقبة للمتقین.

  9. آزادی گفت:

    زنده باد آزادگی

  10. شعار من هم ... گفت:

    روز ۱۱ اردیبهشت روز کارگر

    با حضور میلیونی حمایت کنیم

    مکان: تمام ایران

    ساعت شروع: ۴ بعد از ظهر، اتمام پایان شب

    استراتژی: تشکیل تجمعات کوچک و حرکت به سوی میدان اصلی منطقه یا محله

    …شعار: هر شعاری، باید شعار دهیم، میر و شیخ سبز را مبادا از یاد ببریم

    هدف: حق مسلم کارگران , آزادی رهبران سبز، زندانیان سیاسی، آزادی تمام ایران

  11. ناشناس گفت:

    نوری زاد
    ترا سالم می خواهیم.ترا به جان امام حسین اعتصاب غذا را بشکن
    فردای سبز بی تو دیدنی نیست.

  12. ناشناس گفت:

    11 ordibehesht hame miayim hata age koshte shavim va….

  13. masood گفت:

    اللهم العن و اهلک محموداحمدنجاد و قومه اجمین

  14. ساغر گفت:

    اندكي صبر سحر نزديك است…!

  15. عیسی گفت:

    ای کاش قانون گریز نمی شد

  16. بسیجی ملت گفت:

    رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

  17. مخلوق گفت:

    دعا میکنم زودتر آزاد شوی عزیز آزاده

  18. mir mohsen گفت:

    mohammade nurizad,az zamani ke niayeshat ra dar zendan shenide am.shabi nist ke bi gerye bekhabam…
    beshkan!beshkan in etesab ra,be fekre ma,no shokufehaye sabz bash…

  19. ع.م گفت:

    اقای نوریزاد عزیزما دعاتون میکنیم