تذکر و یادآوری / نظر چه کسی به چه کسی نزدیکتر بود؟
چکیده :من به اطاعت صرف روسای جمهوری از نظرات رهبری اعتقاد ندارم و به توزیع قانونی قدرت معتقدم و زیادهخواهی قدرت را از سوی هر کسی باشد، نفی میکنم و ملاکهای مستقلی را برای سنجش همگان، معتبر میدانم ولی صحبت من با کسانی است که جز شاخص رهبری، به چیز دیگری برای ارزشیابی عملکرد دیگران اعتقاد ندارند اما باز هم خود را مدافع رئیس جمهوری کنونی معرفی میکنند که میزان تمرد وی از نظرات رهبری، قابل مقایسه با روسای جمهوری قبلی نیست. آیا اگر این موارد را در دوره آن سه رئیس قبلی دولتها شاهد بودند، در مورد آنها هم به همین سان قضاوت میکردند؟...
کلمه: شاید جوانان تازهوارد به فعالیت سیاسی، کمتر به خاطر داشته باشند که رهبری در روز دوم خرداد 76 پای صندوق رای گفت که «هیچکس برای من هاشمی نمیشود.» اما از یاد کسی نرفته و نخواهد رفت آن روزی که ایشان در سخنانی درباره احمدینژاد، گفت که «نظر بنده به نظر ایشان [نسبت به هاشمی رفسنجانی] نزدیکتر است»؛ همان سخنانی که سرآغازی شد برای سرکوب شدید معترضان.
از آن زمان به بعد، بسیاری از کسانی که حتی در کوچکترین انتقاد به رهبری هم جانب احتیاط را رعایت میکردند، و حتی بسیاری از حامیان جناح محافظهکار و رایدهندگان به همین رئیس دولت در دورههای نهم و دهم، این سخنان آیتالله خامنهای را مصداقی از عدم رعایت انصاف و عدالت، و عدول از موضع فراجناحی تلقی کردند. در بسیاری از بحثهای سیاسی رایج آن روزها در افواه عمومی، دیده میشد که کمتر کسی – حتی از مخالفان اعتراضات – حاضر بود از مواضع رهبری در آن نماز جمعه، و به خصوص از اینکه شأن خود را در حد بهنفعگیری از یک طرف دعوا پایین آورده، دفاع کند و کم نبودند کسانی که میگفتند اگر رهبری آنگونه تخممرغهای خود را یکجا در سبد احمدینژاد نمیگذاشت، بحران آنگونه عمیق نمیشد و به نقطه غیر قابل بازگشت نمیرسید.
اما نه نامه 19 خرداد هاشمی رفسنجانی توانست این جانبداری را تغییر دهد، نه دلسوزیهای چندباره کسانی همچون خاتمی شنیده شد، نه به هشدارهای امثال کروبی برای تغییر این موضع غیرموجه توجه شد و نه پیشنهاد چند ماه بعد میرحسین برای اینکه نهادهای نظام از حمایت دوپینگی از رئیس دولت دست بردارند و بگذارند دولت دهم بدون پشتیبانیهای فراقانونی در آزمون کارآمدی قرار گیرد، با پاسخ مسئولانهای مواجه شد.
برخی رخدادهای اخیر، خاطره گفتارها و هشدارهای دلسوزانه کسانی چون میر و شیخ محصور جنبش سبز را در اذهان زنده میکند و صحت پیشبینیها و صداقت نگرانیهای آنها را با زیبایی دردناکی به نمایش میگذارد. آیا بهتر نبود که این هشدارها پیش از آنکه سراپای حاکمیت به چنین موقعیت ناعادلانهای آلوده و دستها به ظلم و ستم آغشته شود، شنیده میشد؟
با این مقدمه، خوانندگان و همراهان عزیز کلمه را به مطالعه یادداشتی از یک روزنامهنگار اصولگرا دعوت میکنیم که به مصادیق متعددی از تمردهای احمدی نژاد از نظرات رهبری اشاره میکند. علی شکوهی در نوشته خود اذعان میکند که معتقد به لزوم اطاعت محض از رهبری نیست، به زیادهخواهی قدرت باور ندارد و برای سنجش همگان به ملاکهای مستقل باور دارد. او البته در یادداشت خود، صداقت مدعیان حمایت از رهبری را آشکارا زیر سؤال میبرد و یادداشت خود را نیز با فرض قبول اینکه نظر رهبری معیار حق و باطل است، نوشته است.
در این یادداشت اگرچه به قانونشکنیهای مکرر و پیاپی رئیس دولت دهم اشاره نشده، و باز اگرچه حمایتهای بیوقفه و بیشائبه رهبری از احمدی نژاد و سکوت ایشان در برابر تخلفات پیاپی او در شش سال اخیر به عنوان یکی از عوامل زمینهساز وضعیت بحرانی اخیر یادآوری نشده، و نیز اگرچه از سوء تدبیرهای مقامات عالی در مقاطع مکرر قبل و بعد از انتخابات دهم سخن گفته نشده، و هرچند اذعان نشده که حتی در برخی از موارد ذکر شده نیز احمدی نژاد با همراهی یا دستکم سکوت رهبری روبهرو بوده؛ اما نویسنده سعی کرده به اصولگرایی واقعی پایبند بماند و از این رو مجموعه نکات قابل توجهی را در کنار هم گردآورده که دستکم برای «احمدینژادیها» عبرتآموز است و شاید – در صورت کاربرد صداقت – این سؤال را در ذهن برخی از آنها کند که: مگر میرحسین و دیگران از رسیدن به همین وضعیت نگران نبودند و نسبت به فرجامی اینچنین و آیندهای بدتر از این هشدار نمیدادند؟!
یادداشت این روزنامهنگار اصولگرا را به نقل از وبسایت شخصیاش بخوانید:
اگر روسای جمهور دیگر، این همه «تمرد» میکردند!
تصور کنید در دوره نخستوزیری میرحسین موسوی یا ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی یا سیدمحمد خاتمی هستید و اتفاقات زیر میافتاد. شما هم یک نیروی انقلابی هستید که تمام شاخص حق و باطل خود در عرصه سیاسی را در شخص رهبری خلاصه کردهاید یا دستکم معتقدید که نظر رهبری باید مبنای عمل قرار بگیرد ولو آن که صحیح نباشد. در آن صورت در مورد آنان اگر کارهای زیر را انجام داده باشند، چه قضاوتی خواهید کرد؟
– علیه دولت قبلی تبلیغات کنند که چرا شهردار تهران را به هیئت دولت دعوت نمیکنید ولی وقتی خودشان رییس دولت میشوند از شهردار بعدی دعوت به شرکت در جلسه هیئت دولت نکنند در حالی که با آنها در یک جبهه هم قرار دارند. جالب این که علیرغم تاکید چندباره مقام رهبری به شرکت دادن شهردار تهران در جلسات هیئت دولت، باز هم حاضر به دعوت از وی نشوند.
– نامه به رهبران جهان بنویسند و از موضع رهبری ایران و جهان، مواضع خود را منعکس کنند و در مقابل تذکر رهبری که نامه به پاپ را نفرستید، نافرمانی کرده و بعد از مدتی آن را هم ارسال کنند.
– رهبری در چند سال پیاپی در هفته دولت، درباره ضرورت توجه به نظر کارشناسی و رجوع به متخصصان و رعایت قانون مجلس و توجه به سند چشمانداز و برنامههای پنجساله تاکید کنند اما جمله این تذکرات نادیده گرفته شده و این شاخصهها هر ساله، کمرنگتر هم شود.
– رهبری به آنان بگوید که در تبلیغات انتخاباتی اسم افراد را نبرید و آنان را به صورت کلی مورد نقد قرار دهید ولی آنان پس از مشورت با دوستان، به این جمعبندی برسند که بدون اسم بردن از برخی افراد و فضاسازی علیه آنان، رای نمیآورند. بنابراین نظر رهبری را زیر پا بگذارند و با اسم بردن از افرادی خاص، فتنهای را آغاز کنند که بیشترین بازنده آن کلیت انقلاب و نظام و رهبری بوده است.
– به نمایندگان مجلس نامه بنویسند و در آن، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه را به توطئه علیه دولت و رئیس جمهوری متهم کنند. رهبری به آنان پیام دهد که این نامه بدی است و نباید منتشر شود. بعد از دو روز آن نامه منتشر شود و پیامدهای سیاسی تندی را به همراه آورد و جنگ قدرت مسئولان را به دنیا القا کند. رهبری در جلسهای به بیتوجهی آنان به نهی خود اعتراض کند و آنها هم پاسخ دهند که این، آن نامه نیست و ما تغییرش داده بودیم و رهبری هم تاکید کند که: نخیر! همان نامه بود.
– شعار مبارزه با فساد اقتصادی و تبعض بدهند اما برخی از دارندگان پروندههای فساد مالی را تحت پوشش بگیرند و حتی در پستهای حساسی بگمارند و از محاکمه و پیگیری قضایی آنان جلوگیری کنند.
– کسی را به عنوان معاون اول خود برگزینند که مورد اعتراض مجلسیان و بسیاری از محافل مذهبی و سیاسی قرار گیرد و مداخله رهبری برای کنار گذاشتن وی را نیز برنتابند و بر تصمیم خود در مقابل رهبری اصرار بورزند و در نهایت به گونهای عمل شود که همگان بفهمند که او از تصمیمش در مقابل رهبری هم عقب ننشسته است.
– وزرای خود را به صرف مخالفت با برخی از نظرات رئیس جمهوری برکنار و فضایی را در هیئت دولت ایجاد کند که آنان نتوانند در هیچ زمینه کارشناسی و مدیریتی، حتی نظری خلاف نظر رئیس جمهوری داشته باشند.
– با اهانت عملی به مجلس، اجازه ندهد که وزیر مورد استیضاح به مجلس برود و از خود دفاع کند به گونهای که برای اولین بار، یک جلسه استیضاح بدون حضور وزیر برگزار شود.
– قوانین مصوب مجلس را به دلیل مخالف بودن، اجرا نکنند و رسما اعلام کنند که الان دیگر مجلس در راس امور نیست و دولت در راس امور قرار دارد و بنابراین، مجلس باید تابع دولت باشد و اساسا برخی از مصوبات مجلس، قانون نیست چون دولت آن را قبول ندارد. بهانه هم بیاورند که چون شورای نگهبان آن قانون مجلس را رد کرد، ما آن را قانون نمیدانیم ولو آن که مجلس بر مصوبه خود در مقابل شورای نگهبان، اصرار کرده باشد و آن قانون، با ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت، قانون شده باشد.
– بارها و بارها رهبری به آنان برای شرکت کردن در مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرده باشد ولی آنان با این بهانه که ما با ترکیب کنونی مجمع مخالفیم، از شرکت در جلسات مجمع، خودداری کرده و این روش را وسیلهای برای فشار بر رهبری قرار دهند تا ایشان ترکیب مجمع را تغییر دهد.
– دبیر شورای امنیت ملی را به خاطر اختلاف نظر، وادار به استعفا کنند و عملا رهبری را در شرایط تحمیلی قرار دهند که نتواند دیگر کاری برای بازگرداندن فرد مذکور انجام دهد.
– با تعیین نماینده ویژه، در حوزه وزارت امور خارجه وارد شوند و بعد از تذکر رهبری و کار موازی دانستن این اقدام، نماینده ویژه را به مشاور تبدیل کنند و سرانجام در یک اقدام استثنایی، وزیر امور خارجه را به هنگام حضورش در ماموریت خارج کشور عزل کنند تا نشان دهند که از موضع خود عقب ننشستند و وزیر مخالف خود را از کار برکنار کردند.
– برای کنترل یک وزارتخانه حساس، معاونان وزیر را خود بگمارند و در صورت اقدام وزیر برای تغییر معاونان خود، وی را وادار به استعفا کنند و مخالفت رهبری با این استعفا را نپذیرند و با مقاومت خود، انتظار داشته باشند که رهبری، دخالت در این زمینه را کنار بگذارد.
– بودجه مصوب مجلس برای کمک به مترو تهران را نادیده بگیرد و رسما اعلام کند که آن را اجرا نخواهد کرد و تاکید مجدد نمایندگان برای اجرای قانون مذکور را نادیده بگیرد.
– عمدا بودجه کل کشور را دیر به مجلس ارائه کند تا فرصت بررسی دقیق و همهجانبه نمایندگان موجود نباشد و به دلخواه دولت، بودجه به تصویب برسد.
– میلیاردها دلار بدون مجوز از حساب ذخیره ارزی برداشت شده و خلاف قانون، هزینه شود.
– عمدا تشکیل یک وزارتخانه جدید که مصوبه مجلس را دارد، اجرا نشود و اعلام کنند که ما با تشکیل وزارت ورزش و جوانان مخالفیم و آن را علیرغم تصویب مجلس، تشکیل نمیدهیم.
– ….
این قصه سر دراز دارد و اگر بخواهیم میتوانیم دهها مورد دیگر را جستجو و فهرست کنیم که نشاندهنده تمرد عملی رئیس جمهور از نظرات رهبری است که ظاهرا خود به اطاعت از ایشان، اعتقاد دارد.
من به اطاعت صرف روسای جمهوری از نظرات رهبری اعتقاد ندارم و به توزیع قانونی قدرت معتقدم و زیادهخواهی قدرت را از سوی هر کسی باشد، نفی میکنم و ملاکهای مستقلی را برای سنجش همگان، معتبر میدانم ولی صحبت من با کسانی است که جز شاخص رهبری، به چیز دیگری برای ارزشیابی عملکرد دیگران اعتقاد ندارند اما باز هم خود را مدافع رئیس جمهوری کنونی معرفی میکنند که میزان تمرد وی از نظرات رهبری، قابل مقایسه با روسای جمهوری قبلی نیست. آیا اگر این موارد را در دوره آن سه رئیس قبلی دولتها شاهد بودند، در مورد آنها هم به همین سان قضاوت میکردند؟














“حرمت امامزاده را بايد متولي آن نگه دارد “وقتي آقاي رهبري اينقدر شأن خود را بخاطر مقابله با اصلاح طلبان پايين مياورند نتيجه اش هم همين ميشود! هر عمل خوب و بدي از طرف دولت انجام گيرد ما بپاي رهبري مينويسيم ،زيرا ايشان فرمودند نظر احمدي نژاد به نظر رهبري نزديكتر است ! مگر اينكه اعلام نمايند نظر احمدي نژاد ، سواي نظر رهبري است! پس تا آنموقع نظرات اين آقايان براي ما يكي است يعني دو روح هستند در يك جسم! رهبري خود را خيلي ارزان فروخت و از مردم جدا شد
این چه سیاستی است که کلمه در بازتاب حرفهای جناح راست دارد؟
کاشکی اقایان نیمی از التفاتی که به … چون حدادیان و خبرگزاری مهر و… را داشتند برای نیروهای مترقی جامعه کنار میگذاشتند و با انان متحد میشدند
احمدی خیلی زرنگه شما فقط دقت کنید:ما دواصطلاح درشطرنج داریم که به بحث ما می خورند 1:تله گذاشتن یا قربانی دادن-2:اچمز کردن/درباب تله گذاشتن بایدبگم برای من واضح شده که احمدی هیچ موقع اهدافش رو به طورمستقیم مطرح نمی کنه بلکه شایدچندین کارغیرمستقیم وحتی به ضررخودش انجام بده که به اون هدفش برسه-/واما اچمزکردن ببینیداحمدی خیلی زرنگه اول قربانی میده وبه هدفش می رسه وبعدمثل اینکه درشطرنج داریم که وزیرحریف جلوی شاه یاعقبش قرارمی گیره امکان هیچ حرکتی را برای طرف مقابلش نمی گذاره غیرازحمایت بی چون وچراومحکم از وی که به این میگن یک بازی کاملا برنده برای محمودجون ومات حریف که الان می بینیم حتی رهبری هم نمی تونه ازاحمدی انتقادکنه چون به مثابه نفی خود است/نمونه ها:تقلب درانتخابات-دفاع درنمازجمعه-انتقادنکردن ازمشایی-نفی نکردن وانتقادنکردن ازاحمدی درباره ادعای ملاقات با امام زمان-تعریف درباره یارانه ها-ماجرای مصلحی که واقعا کش دارشد و اون اقتدار قبلی رهبری رو ندیدیم-کسری بودجه وعدم شفافیت درمعاملات نفتی وهزاران تخلف دیگرکه دیده وشنیده می شود اما بنا به دلایلی که دربالا اوردم گفته نمی شودمی بینیم که احمدی به طورزیرکانه ای درطول این دوسال هیچ مرزبندی با به اصطلاح فتنه گران نکردغیراز25بهمن که دفترش اعلام موضع کردونکته قابل توجه اینکه بعداز دو سال رسانه های اصول گرا تازه به احمدی نهیب زدندکه چرا اعلام موضع نمی کنی؟این یعنی دراین دو سال منزه ترین ادم احمدی بوده که به دعواها می نگریست ومی خندیدچون طبق تحلیل بالا به نفعش تمام می شد
به به چه رئیس جمهور پر دل و جرئتی باید به این شجاعت ایشان افتخار کرد.
محمودجون اصول گرایان را منفعل کرده بطوریکه از بس هیچی ندارندهنوزاز مکتب ایرانی انتقادمی کنندواین یعنی مظلوم نمایی داش محمود/اخه من موندم این اصول گراها هم شدن سیاست مدار؟من جوان19ساله از اینها بیشترمی فهمم البته تعریف نکردم فقط می خواستم بی تدبیری اینها رو موردانتقادقراربدم
با توجه به این تحلیل هیچ راه برگشتی برای رهبری نمانده یعنی حمایت ازمحمودجون حتی اگربرعلیه ایشان اقدام شودوکوبیدن سران به اصطلاح فتنه که به نظرم تازه فهمیدندکه دلسوزان واقعی وطرفدارنظام وانقلاب چه کسانی بودن اما راه بازگشتی نیست فقط یک سخن با ایشان ای کاش به رفقای قدیمی تان اعتمادمی کردیدکه هیچ رفیقی رفیق قدیمی نمیشه
به نام خدا
سلام
مصلحت بینی ها و حق از کف نهادنها عاقبت کار دست مصلحت بین دارد میدهد. اگر عقلی داشته باشند مهندس موسوی و شیخ کروبی را آزاد میکنند. اجازه راهپیمایی به سبزها میدهند. مجلس را در قبال عدم کفایت سیاسی دولت آزاد میگذارند. خلاصه اینکه معیارها را واقعی تر میکنند تا اگر میتواند باقی بماند این اتفاق بیفتد. بحث بر سر این یا آن نیست. بحث بر سر این است که این “و” آن با هم باعث ایجاد ابهامات فراوان در انتخابات شدند و با قتلها ، تجاوزها ، زندانها و شکنجه ها اعلام مرتفع بودند ابهامات کردند !!
اینکه سایت کلمه درمقدمه مختصرا بتحلیل علل بحران بوجود امده درصحنه سیاسی کشور پرداخته وسرانجام هم نتیجه گرفته که اقایان موسوی وکروبی واصلاح طلبان هم بدنبال همان اهدافی بوده اند که امروز بخش قابل توجه ای ازاصولگرایان دنبال میکدند ذکرواقعیت موجود است لیکن چرائی عدم رسیدن این دوخط فکری بیکدیگر ریشه یابی نشده.اولا باید مشخص کرد که اصولگرائی چیست وبچه کسی میگوئیم اصولگرا فرق بین یک اصولگراواصلاح طلب که هردو دردرون نظام جمهوری اسلامی قرارگرفته اندچیست.اگر بیاد داشته باشید اقای موسوی هم درهنگام انتخاباب خود رااصولگرای اصلاح طلب مینامید.این اصول چیست که دو جناح سیاسی درون حکومت رااز هم جداکرده .اینک که نزدیک بدو سال ازکودتای انتخاباتی میگذرد خوب است اصلاح طلبان یکبار برای همیشه این اصول راتعریف کنندوهمینطور اصلاح طلبی راواینکه اساسا چه چیزی رامیخواهند اصلاح کنندتادرمجموع خط وربط این دو جناح برای طرفداران انان مشخص گردد.اما بنظر من اشگال عمده درتقسیم بندی های این چنینی نیست عمده مطلب درطرز تفکر اقتدارگرائیست که جناح حاکم برای حفظ قدرت خود راناگزیر میبیند همه کسانیکه مدعی قدرت اوهستندراحذف کنندواین شیوه ایست که متاسفانه از ابتدای انقلاب پیش گرفته شدوانقلاب رااز هدفهای خود که همانا ازادی واستقلال ورشدوعدالت اجتماعی دور گرداندودرنهایت باید مشخصا همه باین اعتقاد برسیم که نظام موجود بعلت اشگالات ساختاریست که نه قادراست خودرااصلاح کندونه قادراست برجنبش ازادیخوانه مردم غالب شود.مگر اینکه صدای ملت رازود بشنودوفرصتهارابیشترازاین بهدرندهندوحاکمیت رابصاحب اصلی ان یعنی مردم بسپارد
eshtebah neveshtin.khamenee goft nazar man be nazar ahmadi nejad nazdiktar ast
پاسخ نویسنده گرامی در توجه به این نکته ظریف است که همان ها که زمانی گروه فشار نامیده می شدند بعد از 84 تاکنون در ارکان اجرایی کشور مستقر شده اند و لزوما این افراد تا زمانی رهبر شاخصشان است که از پول نفت بهره ببرند. حالا که پای گروه های زیادی من جمله نظامیان به چپاول پول نفت چه مستقیم و غیر مستقیم باز شده، عملا شاخص این جریانات باند احمدی نژاد است. آن کسی که سیاستمداران دور اندیش را به ندانسستن الفبای سیاست محکوم می کرد و با آن همه کباده شعر و ادب کشیدن این شعر حافظ را ” آسایش دو گیتی تفسیر این دو کار است با دوستان مروت با دشمنان مدارا ” وقعی نگذاشت، هم اکنون نظر و خطابه هایش برای یک مشت اشرار و اراذلی که دور خود جمع کرده بود نیز تا حدود زیادی بردی ندارد و این شروع فازی تازه برای پایان دیکتاتوریست.
پروژه پاي صندوق راي کشيدن مردم کليد خورده.
به نظر می آید هر کاری که رئیس دولت انجام داده مطابق نظر رهبری است چون مقام رهبری به طور علنی گفتند نظر من به نظر آقای احمدی نژاد نزدیکتر است پس آقای احمدی نژاد خلاف مقامم رهبری کاری نکرده که از ایشان انتقاد شود
شنیده ام رهبر محترم سایتها را چک میکنند . خدا کند این مقاله را ببینند و قصد ان کنند که ابهامات شخص نویسنده و بسیاری از مردم را که ایشان فتنه گر میخوانند را برطرف نمایند . در ضمن توجه داشته باشند اینگونه رفتارها برای همه شبهه انگیز است و نمیشود از همه توقع داشت که در مقابل بی عدالتیها تنها رفتار عده ای خاص را سر مشق همگان قرار داد و متذکر شد که رفتارهای مغایر این الگو مستوجب مجازات است. شرائط خاصی وجود ندارد که حکومت نظامی اعلام گردد! هر چه که هست از 32سال پیش شروع شده و مردم امادگی انرا دارند که در شرائط بحرانی نیز به اصلاحات بپردازند اگر اراده ای برای انجام ان وجود داشته باشد.
باش تا صبح دولتت بدمد ، کین هنوز از نتیجه سحر است
من نفهمیدم نقش رهبری این وسط چیه- اونها که میگن رهبری ستون نظام بس 3 قوه دیگر این وسط چکاره هستی –اونها که بجای وازه انتخاب از کشف برای رهبری استفاده میکنند بس انتخابات برایچه برگزار میکنند……..لطفا راهنمایی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یادمه یه روزهم سید گفت البته هیچکس برای من امام نمیشود. درود بر سید محمد خاتمی
فیلم جدایی محمود از آقا…برنامه امشب سینماهای ایران
امروز مصداق بارز دعاي زير است:
اللهم اشغل الظالمين بالظالمين
امیدوارم رهبری دست از حمایت های از این بچه بازیگوش(به قول علی مطهری)بر دارند و راه را برای اصولگرایان پایبند و اصلاح طلبان دلسوز باز کنند.گره کار به دست رهبری باز شدنی است.
در جواب دوست مجترم و عزبز که فرق اصلاج طلب و اصول گرا را سوال کرده اند .دو تکته اساسی و بنیادین تمایز این دو جناح میباشد. که هر دوی ان در مکتوبات میر ما و شبخ ما بارها گفته و مکتوب گردیده است.اولین ان اجرای قانون اساسی بدون کم و کاست میباشد.که گروه حاکم انرا اجرا نکرده و نمی کند.مملکت را به صورت خانی و حسین قلی خانی میگرداند که نتیجه اش همین است که میبینیم.نکته و مدعای اصلی دلسوزان باید این باشد. ازادی و ازادی بیان و ازادی پس از بیان.ولی نکته دیگر که تکلمه ایست که واجب است به قیاسش بگذاریم و ان قوانین و اختیارات من در اری و به نوعی گاپیتولاسیون میباشد . در صورتی که کاپیتو لاسیون به هر نوعی چه امریکایی و چه اسلامی بانی فساد خواهد شد.که نمره فساد ما اظهر من الشمس میباشد.تا ازادی نباشد تا قیام قیامت اش همین است که هست . چه مال خاله باشد چه ترفند موساد و تمام اسنکبار.باید خورد و دم نیاورد.
هیچ زمانی برای برگشت از اشتباه دیر نیست مگر اینکه مسآله خاصی وجود داشته باشد که فقط احمدی نژاد بداند . ولی اگر واقعآ مساله خاصی وجود ندارد برگشت از اشتباه بهترین کار است هم برای دنیا و هم برای آخرت آقا .برای مردم هم رسیدن به دموکراسی مهم است و نه انتقام گیری و اصلاح طلبان واقعی هم اگر جانبداری دربست ایشان نبود مشکلی با رهبری نداشتند و اگر الآن هم با صداقت برخورد شود هم ایران نجات پیدا میکند و هم مردم نفسی میکشند و هیچ حذف و دشمنی در کار نیست و و اصولآ اصلاح طلب اهل تندروی نیست ولی به شرطی که رفتارها واقعآ اصلاح شود و رهبری فقط پدری کند و نه تعیین همه چیز و فصل الخطاب باشد.فقط سعی کند حوزه اختیاراتش در حد امام باشد و 3 قوه با دموکراسی انتخاب و کارشان را بکنند و انتخابات و رفاه و برنامه و آزادی به جامعه تزریق شود و حتی شورای نگهبان را هم خود ایشان پیشنهاد کنند که با اصلاح قانون اساسی طی روندی دموکراتیک و آی مردم یا سران قوا انتخاب شوند.
نویسنده نوشته:من به اطاعت صرف روسای جمهوری از نظرات رهبری اعتقاد ندارم و به توزیع قانونی قدرت معتقدم و زیادهخواهی قدرت را از سوی هر کسی باشد، نفی میکنم . خوب برادر عزیز این را همه قبول دارند ولی فصل الخطاب بودن را شماها راه انداختید و در نتیجه هر مشکلی را از چاله های خیابان تا برنامه ریزی کشور را بر دوش رهبری گذاردید و این جایگاه پدرانه را به رئیس یک گروه کوچک بودن تقلیل دادید.
احمدی نژاد بعد از انتشار نامه رهبر در مورد عدم انتخاب رحیم مشایی به معاون اولی اذعان کرد که رابطه او با رهبر رابطه پدر و فرزندی است. کاملا هم درست گفته. منتهی این رابطه مثل رابطه نوح پیامبر با آن پسر ناخلفش بود که به حرف پدر گوش نکرد و سوار کشتی نشد و لاجرم غرق شد.
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد….
تها یک راه وجود دارد ه انقلاب نشود و طی یک برنامه 4 ساله ریاست جمهوری که به فوریت هم اجرا شود با حذف شورای نگهبان به دسا امثال موسوی و خاتمی سپرده شود و آنها به مردم قول اصلاح کامل را بدهند و از طرفی از رهبری هم تضمین بگیرند که هر چه در 4 سال به نظر مردم و رفراندوم اصلاح گذارده شد تن دهد و در اصلاح قانون هم ولایت فقیه حذف نشود و اختیاراتش تعدیل و مدت دوره اش حداکثر 10 سال و بعد از آن هم رهبری دارای مصونیت در آینده قرار گیرد البته حذف اصولگرایان که اغلب نشان دادند تشنه قدرتند و مردم در برابر آنها هیچ و ابزاری برای کسب قدرتند به سرعت طی انتخابات آزاد کنار زده شوند و شورای نگهبان هم پس از انتخابات آزاد توسط روسای قوا که منتخب مردمند انتخاب شوند
به فوریت هم فعلآ همه کارها برای اصلاحات قانونی توسط امثال موسوی و خاتمی به مردم شود. به همراه یک عفو عمومی حتی برای دولت و مسئولین فعلی و حتی برای خارج نشینها. در اینصورت همه به خیر و سلامت از این گرداب نجات می یابند و مسیر رشد کشور ثروتمند ایران و حتی با ریاضت مردم هم اگر توآم باشد قابل انجام و در تاریخ اسم رهبری و موسوی و خاتمی و.. بعنوان مصلح باقی خواهد ماند.
اينها جنگ زرگري است و گلاه گشاد شدن مجدد سر مردم و تعيير جو موجود و مجدد مردم را به پاي صندون ها راي براي مجلس بكشند و باعث فراموش شدن سران جنبش سبز كه در حبس مي باشد شوند مگر نه در پشت پرده دستهاي همه در يك كاسه است مردم بايد هوشيار باشند كه در بازي اينها نيفتد بايد صرفا تماشاچي بود وارد گود نشد چون اينها مي دانند كه بعداز كشتار مردم ديگر هيچ پشتيباني مردمي ندارند و دنبال جذب مردم به روشهاي مختلف هستند .
دیگر چه اتفاقی در کشور باید بیافتد که شما متوجه بشوید آقای احمدی نژاد کلا فرد….است؟ با وجود قرائن و شواهد بسیار آشکاری از ” ناخوشی ” رئیس جمهور هنوز هم که هنوز است رهبری معظم انقلاب ایشان را از همه به خود نزدیکتر میداند. و این بسی جای تاسف دارد و این مایه اصلی صدمه غیر قابل جبران به کشور شده است. آخر کدام آدم عاقلی در مقایسه صلاحیت آقایان موسوی و احمدی نژاد به دومی رای میدهد؟! خدا انصاف بدهد آقای جنتی و خامنه ای را از آنان باید سئوال کرد که آخر این چه حکم کردنی بود؟
آنگاه كه قدرت از حالت وسيله خارج شده و به يك هدف تبديل مى شود، جنگ براى تصاحبش، اخلاق را كه ازحالت هدف خارج و به وسيله تبديل شده، زير پا له مى كند!
من علیرغم تمام مخالفتی که با آقای محمود احمدی نژاد دارم اما با بررسی عملکرد ایشان معتقدم اتفاقا ایشان مقتدرترین رییس جمهور ایران بوده و با عملکرد مستقلی که از رهبری نظام در اداره هیات دولت نشان داده اند جایگاه قانونی ریاست جمهوری را که در دولت های پیشین در حد کارگزار مقام رهبری تنزل یافته بود با استقلال عمل خود ارتقا داد.
واقعا رهبری از کدام جایگاه قانونی به خود اجازه میدهد که در حد انتخاب یا عزل وزیر و گاه حتی معاونین وزرا نیز اظهار نظر و حکم نمایند؟
امیدوارم نتیجه جدال رهبر و رئیس جمهور تثبیت جایگاه قانونی ریاست جمهوری و تحدید جایگاه فراقانونی رهبری مطلقه باشد
اينا همش براي سرگرم کردن مردمه و تلاش براي جمع کردن راي براي مجلس اينده گول نخوريد اينا شيطان رو درس ميدن
یکی در سرای خودش بچه گرگ میپرورید
چو آن گرگ پرورده شد خواجه را بردرید
زندگی وقتی از سرچشمه ی اصلی اش خارج شود به شاخه های متعدد تقسیم میشود .انجا که در قعر پستی و ناپاکی غوطه وراست, باشد روزی
در تلولو خورشید هستی بخش”سرشار از لطف زندگی باشد….م _ش
اینا همش برای سرگرم کردن مردمه و تلاش برای جمع کردن رای برای مجلس اینده گول نخورید اینا شیطان رو درس میدن
موافقم
هواسمون باشه اين هم يك سياست جديد هست كه ما رو ببرن پاي صندوقهاى راى اگر مير حسين وكروبى آزاد بشن شايد اين كارهاشون رو بشه باور كرد در غير اين صورت باز هم يك بازى ديگه هست كه مردم روببرن پاى صندوقهاى راى وبازهم اگه حقيقت داشته باشه براى خامنه اى كه كار نداره مى سپاره به مجلس واون رو ازطريق مجلس كنار ميذاره يا نهايت ميده به لباس شخصيها كى مى كشنش ميگه اسرائيل ترورش كرد
مقاله بسیار خوبی بود, اما چه میشود کرد ایا خود کرده را تدبیر هست؟ حسادتها را چه کنیم به سید مظلوم خاطمی روا داشتند چرا که محبوب مردم بود.
کدام پدر ملتی جانب یک جناح سیاسی را میگیرد و بعد انتظار داشته باشد که برای همیشه خیمه نظام باشد؟
نخبگان در حبس و زندان و زیر خاک, چاپلوسان و مجیز گویان بر مسند کار!!!!!!!!!!!!!!!!!!
1- همانطور که “ر” در عزل و نصب وزرای دولت دخالت میکند “ا” هم در عزل و نصب معاونان وزرا ، پس هردومثل هم کار میکنند(همکار!)
2- رئیس جمهور قبلی (آقای خاتمی) بخاطر اطاعتهای مکرر ار “ر” قسمتی ار طرفداران خود را از دست داد، “ا” نمیخواهد این اشتباه را بکند!
اولاً از سایت کلمه به واسطه انعکاس این قبیل خبرها انتقاد دارم.
دوماً مادامی که رهبر علناً احمدی نژاد را سرزنش نکند حامیان رهبر حامیان احمدی نژاد هم خواهند بود و کاملاً هم منطقی است. بنابراین به اصطلاح معروف کرم از خود درخت است.
بهتریم وقته که رهبر با امر به استیضاح ایشون اقتدار و موقعیت خود را به دست بیاورد.
بازنده اصلی آیت الله خامنه ای است، حتی اگر مصلحی به وزارتخانه اطلاعاتش بازگردد. حتی اگر احمدی نژاد به مخالفت رهبر جمهوری اسلامی، تمکین کند. بازنده اصلی آیت الله خامنه ای است و نظریه پردازانش که او را ” نماینده خدا بر روی زمین دانستند و تقلب در انتخابات را جایز. “
خوب معلومه محمود !چون تمام این کارا رو محمود با نظر اقاشون انجام داده این دعواها دعوای زرگریه .اون دوستمون هم خوب گفتن پروژه پای صندوق کشیدن مردم کلید خورده
من هم مانند بسیاری از دوستان این جار و جنجالها را جنگ زرگری می دانم اینان قصد دارند با این ترفند ، به اصطلاح رقابتی سخت را القا کنند تا از این طریق مردم را فریب داده و پای صنوقهای رأی بکشند .
بزودی شاهد خواهیم بود که احمدی نژاد بعنوان مقصر بعد از انتخابات معرفی بشود و در این جریان به قول معروف با فتنه گران همکاری داشته است و هر دوی اینها وابسته به موساد ( البته شکی در خط و همکاری داشتن محمود و دوستانش با موساد نکنید) و سیا و.. بودند و رهبری با درایت این توطئه جدید را الحمداله خنثی کرد و دشمنان اسلام نابود شدند و همه جا گل و بلبل شد و مردم همیشه در صحنه بروید به دوستان جدید ما که کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری آینده هستند رای بدهید و ما هم حکم آنها تنفیذ بکنیم و خدا با ماست والسلام
بزودی شاهد خواهیم بود که احمدی نژاد بعنوان مقصر بعد از انتخابات معرفی بشود و در این جریان به قول معروف با فتنه گران همکاری داشته است و هر دوی اینها وابسته به موساد ( البته شکی در خط و همکاری داشتن محمود و دوستانش با موساد نکنید) و سیا و.. بودند و رهبری با درایت این توطئه جدید را الحمداله خنثی کرد و دشمنان اسلام نابود شدند و همه جا گل و بلبل شد و مردم همیشه در صحنه بروید به دوستان جدید ما که کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری آینده هستند رای بدهید و ما هم حکم آنها تنفیذ بکنیم و خدا با ماست والسلام
خب ما كه اينها رو مي دونستيم. حتي بيشتر از اينها رو كه مهندس و افرادي مانند تاج زاده و نبوي و رمضان زاده بيان كردند؟ هدف از پخش اين خبر چي بود؟ مي خواستيد بگيد كه راست سنتي هم در مخالفت با دولت همراه جنبش سبز شده؟ هرچند هميشه بايد در جهت وحدت حركت كرد اما يادمان باشد كه آشي كه امروز به نام محمود مي خورديد دست پخش 6 سال پيش اصولگراياني همچون باهنر – عسگراولادي و بادامچيان است
برای آقای سیاوش بابک
اتفاقا یکی از بدبختیهای معترضان اینه که فکر میکنن تمام مشکلات از رهبره. درحالی که الان باند محمود و مشایی دارن رهبر رو کم کم میذارن کنار که بعد خودشون بشن دیکتاتور مقتدر. خوب معلومه که محل حرف رهبر نمیدن. اینا اصلا اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارن و اگر میبینی که در ظاهر سنگ رهبر رو به سینه میزنن فقط برای اینه که به اهداف خودشون برسن. الانم داره حرف جمهوری ایرانی و فرهنگ ایرانی رو میکشه وسط که افرادی مثل شما رو گول بزنه. در مورد اون قسمت که گفتین در دولتهای قبلی جایگاه ریاست جمهوری در حد کارگزار مقام رهبری بوده، واقعا متأسفم. یعنی شما انتظار داشتین خاتمی با چوب و چماق به جنگ با بیت رهبری بره؟؟ خاتمی و دولتش همین که حرف از اصلاح قانون اساسی میزدن بلافاصله از بیت معظم له تو دهنی میخوردن. الانم که میبینی رهبر جلو زبون درازیهای محمود رو نمیگیره به خاطر همون جمله معروفشونه دیگه ” نظر من به نظر محمود نزدیکتره ” ! ایشون یه بار یه حرفی زد ولی حالا که میبینه احمدی نژاد داره تو روش وایمیسه دیگه جرات نداره چیزی بگه. چون خودشون قبلا تأییدش فرمودن. برای آقای خامنه ای هرکسی با هر تفکر وحشتناکی بهتر از اصلاح طلبانه. برای اینکه اصلاح طلبان قصد داشتن دایره اختیارات رهبر رو کوچک تر کنن. و این خلاف نظر آقا بوده.برای همین همیشه سرکوب میشدن. حالا شما بفرمایید اصلاح طلبان اون موقع باید چه میکردن؟
میدونم اینو هم مثل قبلیا نمیذاری. شما هم باشید با این روند سانسورتون
اقايون خانمها لطفا راي ندهيد. خود بخود بازي نخوده ايد. هرچند چه راي بدهيد يا ندهيد آنها بازي خود كنند
آقا بذار نتیجه این دعوارو پیش بینی کنیم که بعدا نگین نگفته بود.
هیچ کس برای مردم تصمیم نمی گیره نه خدا و نه پیامبر و نه ولایت. خدا هیچ چیزی به ما تحمیل نکرده. نه دین نه رهبر. بر اساس این واقعیت تمام دین ها محکوم به نابودیه. این هم دست شما و هیج کسی نیست. چون خالق اینو می خواد. می خواد به انسان های نادان بفهمونه که دین تو دلتونه نه تو کتاب ها.
در ضمن فکر نکنیم با بلای آسمانی از بین میرین. نه خیالتون راحت باشه. باید خداوند و تو چشای معصوم این ملت ببینین که چطور با نیرویی بی نهایت به جنگ و نابودی شما اومده.
در ضمن این دنیا به حکومت نیاز نداره. باید انسان ها طوری تربیت بشن که به راحتی کنار هم زندگی کنن بدون هیچ مرزی.
اینها همه دعوای ملا نصرالدین است دیگه کسی باور نمیکنه فرعون با اون همه عظمتش رفت
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.این همه خیانت به کسی که 20 سال او را رهبر و ولی فقیه میدانستید(البته به دروغ) و حتی اقایان اصلاح طلب در قائله 18 تیر گفتند که ما توهین به رهبری را تحمل نمیکنیم برای چیست؟ایا باید قدرت را به شما اقلیت میداد تا میشد رهبر خوب جالبه ولی فقیه باید از شما تبعیت کند کلاهتان را بلاتر بگذارید مدعیان خط امام.ایشان در ان نماز جمعه این همه از موسوی و هاشمی تعریف کرد بعد یک جمله که نشانگر صداقت و درستی ایشان است شما را اشفته کرده؟کجاست اسناد تقلبتان سبزهای عزیز؟چرا دیگر از موسوی و کروبی و سبزهای دیگر نمیخواهید انتخابات را رسوا کنند؟بله ولی فقیه خوب از نظر شما کسی هست که گوش به فرمان شما باشد وگرنه ایشان کاری را کرد که باید میکرد و ان هم حمایت و صیانت از رای اکثریت.فکر کردید رهبر ما اهل باج دادن به شما غاصبان است.فکر کردید با تظاهرات و کودتای مخملی خودتان این نظام سرنگون میشود پس جمهوری اسلامی را نمیشناسید.این شخص بسیجی هایی داشت و دارد که فخر زمین و اسمانها هستند مثل شهید کاظمی و شهید صیاد شیرازی و فرزند خلف اهل بیت سید حسن نصرالله.فکر کردید خدا مجاهدان را ترک و به شما غرب زده ها که حتی حاضرید حرمت عاشورا را بشکنید روی خوش نشان میدهد.خدا شما را ذلیل کرد که دستتان را به دست نامحرمان اجنبی مثل امریکا دادید و خوشحال بودید که این به ظاهر ابر قدرت که اگر خدا بخواهد قدرت مگس از او بیشتر میشود از شما حمایت میکند اما عزیزان قدرت خدا رو همین بس که ما رو بر شما که دنیای زورگویان از شما حمایت میکرد پیروز کرد و شر شما وطنفروشان را از سر این مملکت بیمه شده به خون شهدا کوتاه کرد.اقایون متوهم که غرب رو قبله خودتان میدانید ببینید که در بحرین چه خبر است و حامیان شما چطور دارند از شیعه کشی حمایت میکنند بله شهدای بحرین مثل کشتهسازی شما نیست راست است جالب است وهابیون کافر از روی دست شما تقلب کرده اند و دارند مساجد را تخریب میکنند و قران ها را میسوزانند تا شاید وجدان بیدار شده شیعه را نابود کنند ولی کجایند که دشمنان صهیونیست و امریکا به دست خدا حمایت میشوند و میلیونها اه جانسوز دل سلاحهایی هستند که بر سازشکاران و نوکران استعمار غلبه خواهند کرد این وعده خداست که ما پیروزیم و ظالمان و نوکران انها و منافقین نابود.به امید هدایت همه ما.یا حق.
ببخشید یعنی میخوای بگب رهبر نعوذ بالله مثل نوح (ع) است؟حاشا و کلا
آقای به اصطلاح بسیجی اول مطالعه کن بعد خودتو گول بزن.البته احتمالا مطالعه کردی ولی جهل یا نفس حقیقت رو ارت پنهان کرده.این رو بدون کسی که سرش رو مثل کبک زیر برف بکنه لگد دیگران رو به جون می خره.