اظهارات تکان دهنده دو عضو فراری سازمان مجاهدین خلق
چکیده :با فرار چند عضو گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه "عراق جدید"(اشرف سابق) و افزایش تمایل اعضای دیگر برای فرار، وضعیت فرقه رجوی هر روز متزلزل تر از قبل می شود و سرکردگان این گروهک دچار سردرگمی و آشفتگی شده اند. روز گذشته تلویزیون دولتی عراق، تصاویر سه نفر از اعضای گروهک منافقین را که موفق به فرار از این اردوگاه مخوف شدند، به همراه اعترافات تکان دهنده آنها پخش...
سه عضو فرقه رجوی که موفق به فرار از اردوگاه عراق جدید(اشرف) و تسلیم خود به نیروهای عراقی شده اند، در یک نشست خبری در بغداد از جو هولناک حاکم بر این مکان و وضعیت اسفناک اعضای گروهک تروریستی منافقین پرده برداشتند.
به گزارش خبرگزاری مهر، با فرار چند عضو گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه “عراق جدید”(اشرف سابق) و افزایش تمایل اعضای دیگر برای فرار، وضعیت فرقه رجوی هر روز متزلزل تر از قبل می شود و سرکردگان این گروهک دچار سردرگمی و آشفتگی شده اند.
روز گذشته تلویزیون دولتی عراق، تصاویر سه نفر از اعضای گروهک منافقین را که موفق به فرار از این اردوگاه مخوف شدند، به همراه اعترافات تکان دهنده آنها پخش کرد.
این سه عضو فرقه رجوی، در اعترافات خود مطالبی را فاش کردند که به گفته مقامات وزارت دفاع عراق، این افراد اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دولت عراق قرار داده اند و با این اطلاعات، دولت نوری المالکی مدارک و اسناد لازم برای بستن همیشگی این اردوگاه و بیرون راندن منافقین از خاک عراق را به دست آورده است.
یکی از اعضای گروهک رجوی که موفق به فرار از اردوگاه مخوف اشرف شده است، اظهار داشت : از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003، رهبران گروه، استراتژی خود را تغییر دادهاند و اردوگاه اشرف به زندانی تبدیل شده است که ساکنان آن امکان ارتباط با دنیای خارج از این اردوگاه را ندارند.
به گفته وی، از آن زمان تا کنون، رهبران منافقین با صرف میلیونها دلار، اعضای این گروهک را برای مقابله با نیروهای عراقی و شدت بخشیدن به انجام حملات تروریستی آموزش می دهند.
بر اساس اظهارات افشاگرانه سه عضو فراری از اردوگاه اشرف، سران منافقین، اعضای این گروهک را مورد آزار و شکنجه قرار داده و اجازه خروج از این اردوگاه و پیوستن به خانوادههایشان را به آنان نمیدهند.
به گفته آنها، بسیاری از اعضای منافقین می خواهند از این اردوگاه بگریزند اما می ترسند و از آینده خود مطمئن نیستند.
این افراد در ادامه اعترافات خود از کشته شدن دهها نفر از اعضای گروهک منافقین به فرمان سرکردگان آنها پرده برداشتند.
سرکردگان منافقین به ساکنان اشرف گفتهاند، در صورتی که این اردوگاه را ترک کنند، به دست نیروهای عراقی کشته میشوند اما بر خلاف آنچه رهبران مجاهدین میگفتند، نیروهای عراقی با آنان با احترام برخورد کردند.
به گفته یکی دیگر از این افراد، رهبران منافقین از هر راهی برای شستشوی مغزی و تحتفشارقراردادن ساکنان اشرف استفاده میکنند.
همچنین این افراد اظهار داشتند کسانی که در اردوگاه اشرف هستند، به هیچ عنوان اجازه تماس با خارج از اردوگاه را نداشته و در صورت اقدام به فرار یا هدف گلوله نگهبانان قرار گرفته و یا دستگیر و اعدام میشوند.
اعترافات مریم سنجابی یک عضو جدا شده از منافقین :
تا قبل از جدایی از تشکیلات فرقهای سازمان مجاهدین، عضو شورای رهبری این سازمان بوده و همچنین عضو شورای ملی مقاومت هستم. بدین وسیله جدایی خودم را از این شورا نیز اعلام میکنم.
به گزارش مهر به نقل از العالم و پرس تری وی، سنجابی در ادامه گفت : من بنا بر تشخیص خودم و پس تجربه تلخ 20 سالهای که در این سازمان داشتم، تصمیم به جدایی از آن گرفتم. طبق قوانین فرقهگرایانهای که در این سازمان وجود دارد، هیچ کس حق جدایی از آن را ندارد، به همین دلیل به طور مخفیانه خود را به نیروهای عراقی رسانده و از کمپ اشرف خارج شدم.
مسعود رجوی بیش از سی سال است که رهبری این سازمان را به دست گرفته، نظر و ایده هیچ کس را قبول ندارد و به جز خودش در این سازمان کسی را به رسمیت نمیشناسد و هر روز خودکامهتر شده و با فشار و پیچیدگی بیشتری اعضا را مجبور به اطاعت و فرمانبرداری از خودش میکند.
خیلی کوتاه میخواهم برایتان توضیح دهم. من میخواهم از سادهترین حقوق انسانی هر فرد صحبت کنم که اعضای این سازمان از آن محروم هستند. نزدیک به 25 سال است که اعضای کمپ اشرف از اولیه ترین حقوق خود محروم هستند.
سنجابی در ادامه اظهار داشت : با وجود تبلیغات گسترده مجاهدین برای عدالت، آزادی و آزادیخواهی، و با وجود اینکه آنها از حربه عدالتخواهی به شدت در مجامع بین المللی سوءاستفاده میکنند، در تشکیلات این سازمان همواره بسیار به صورت پیچیده و علنی کلیه اعضای سازمان را تحت استثمار شدید فکری و محرومیت از حقوقشان قرار میدهند.
این عضو جدا شده گروهک تروریستی منافقین در ادامه اظهارات تکان دهنده خود درباره وضعیت اردوگاه اشرف می گوید : هیچ کدام از اعضای اشرف حق ارتباط آزادانه با خانوادههایشان را ندارند و به آنها اجازه دیدار با اعضای خانوادههایشان داده نمیشود. در قرن ارتباطات هیچ کدام از اعضای اشرف حق استفاده از تلفن و موبایل و اینترنت را ندارند.
افرادی در اشرف هستند که گاه تا 20 سال از خانوادههایشان هیچ اطلاعی ندارند و حتی از سرنوشت آنها هم تا کنون هیچوقت خبری نداشتهاند. حتی امکان تماس تلفنی برای بیماران وجود ندارد تا به خانوادههایشان اطلاع دهند. فقط پس از مرگ هر نفر در اشرف، به صورت تلفنی به خانواده وی اطلاع میدهند که فرزندت فوت کرده و اینطور خانوادههای آنها را دقمرگ میکنند. افراد حق داشتن خانواده، زن، شوهر، فرزند را ندارند و اینها همه ممنوع است.
بیش از 90 درصد از وقت مسئولان سازمان صرف این میشود که این ایدئولوژی را به اثبات برسانند و متاسفانه نتوانستهاند کاری را از پیش ببرند و متاسفانه همه اعضا درگیر این موضوع هستند و این موضوع را قبول ندارند و این به یک معضل تشکیلاتی در سازمان تبدیل شده است. اگر به آمار و ارقام نیز نگاه کنیم، از 80 میلیون ایرانی فقط سه هزار و 500 نفر هستند که به این سازمان پیوستهاند و با آگاهی که من دارم، یک سوم اعضا نیز به صورت اتفاقی و ناخواسته به این سازمان پیوستهاند.
اعضای این سازمان هیچکدام حق دسترسی به هیچیک از منابع خبری آزاد مثل کانالهای خبری و رادیوهای دنیا را ندارند. تنها کانال خبری این سازمان محسوب میشود که این کانال مختص به خودش است. افراد این سازمان حتی امکان دسترسی به تلفنهای داخلی را هم ندارند؛ ارتباط با همدیگر ندارند و همه نفرات در کمپهایشان به صورت کنترل شده نگهداری میشوند. در امکانات صنفی، غذایی و حتی دارویی و حتی امکانات کاری تبعیض وحشتناکی بین زنان و مردان در اشرف وجود دارد.
سنجانی در ادامه گفت : مخصوصا زنان فرمانده آن هم در سازمانی که مستمر دم از آزادی، حقوق بشر و جامعه بیطبقه میزنند؛ زنان فرمانده در شورای رهبری از بهترین امکانات رفاهی برخوردارند در حالی که مردان را از اولیهترین امکانات زندگیشان محروم میکنند.
حق آزادی فکر و اندیشه، حق انتخاب دوست، داشتن ارتباط با همکاران، صحبت کردن، دیدن دوستان، و حتی دیدن خواهر و برادر و فامیل در این سازمان ممنوع است. اینها در اشرف جرم است. اینها از اولیهترن حقوق هر انسانی در دنیا هستند که به طرز وحشتناکی در این سازمان ممنوع است.
سنجانی افزود : تشکیل جلسات صد نفره و گاهی هزار نفره در این سازمان به یک روال و قانون تبدیل شده که در این جلسات نفرات را وادار می کنند که حتی خصوصیترین افکاری را که از ذهنشان عبور کرده است، در جمع مطرح کنند و سپس آن جمع را علیه آن فرد بشورانند و مورد تحقیر و توهین و آزار قرار دهند. در تشکیلات فرقهای این سازمان به طور رسمی اعلام شده است که هیچ فردی از خودش هیچ هویتی ندارد. زن، شوهر و کلیه افراد خانواده، همه چیزش متعلق به رهبری است.
به طور خاص میگویند که جانشان مال مسعود رجوی و روح و افکارشان متعلق به مریم رجوی است و این زیربنای ایدئولوژی کثیف این سازمان است، یعنی افراد نباید خودشان هیچگونه تصمیم گیری و یا فکر و اندیشه و یا اختیاری بر امور خصوصی خود داشته باشند.
نکات بسیار زیاد دیگر غیر قابل انکاری در این سازمان وجود دارد که هیچگاه قادر به پاسخ قانع کنندهای به آن نخواهم بود و این مطلب تنها بخشی از روابط فرقه گونه این سازمان است. من از زمانی که عضو شورای رهبری این سازمان شدم، به من ابلاغ شد که دیگر هرگز نمیتوانم این سازمان را ترک کنم و اگر زمانی بخواهم از این سازمان جدا شوم، حکم من مرگ است و باید با قرص سیانور خودکشی کنم.
شما لطفا به من بگویید، آیا در جهان یک وزیر و یا یک مقام امنیتی، حتی یک رئیس جمهور اگر نخواهد کارش را انجام دهد، میتواند یا نه؟ اگر دارد لطفا به من بگویید. این چه سازمانی است که اینگونه حکم میکند؟ این قانون این سازمان است که علیه مخالفان خودش حکم مرگ میدهد، حکم فرار و هرگونه جدایی از این سازمان مرگ است. این بارها توسط مسعود رجوی مورد تاکید قرار گرفته است. در این رابطه میخواهم اشاره کنم که در سالهای قبل حتی دو تن از شورای رهبری را در این رابطه به قتل رساندهاند. همین الان تعدادی از اعضای شورای رهبری هستند که جدا شدهاند و در آنجا زندانی هستند.
به گزارش مهر، این عضو جدا شده فرقه رجوی در ادامه می گوید : تعداد بسیار زیاد دیگری نیز هستند که میخواهند آنجا را ترک کنند، ولی از ترس جان و موقعیتشان جرات نمیکنند که عقایدشان را ابراز کنند. اینکه افراد میتوانند خودشان انتخاب کنند که در اشرف باشند یا نه، دروغی بیش نیست و این یک واقعیت غیر قابل انکار است که هرکس که موفق به فرار یا خروج از اشرف شده میتواند آن را شهادت دهد.
متاسفانه آقای مسعود رجوی فکر میکند که با خون انسانها و جان آنها میتواند افکار توهم آمیز خود را پیش ببرد و در قرن 21 مثل سایر رهبران خودکامه در جهان کشورگشایی کند. رهبری که سالها خودش را پنهان کرده و اینگونه افراد خود را به کشتن دهد.
زندگی انسانها بیش از هر چیز دیگری در دنیا ارزش دارد و کسی حق ندارد برای زندگی کسی تصمیم بگیرد، چه رسد به اینکه آنها را مجبور به کشتن کنند.
درحالی که در این فرقه به صراحت و در جلسات عمومی گفته میشود که تنها کسی که در این سازمان ارزش دارد رهبری است و همه باید جانشان را فدای او کنند. سازمان مجاهدین در راستای سیاستهای فرقه گرایانه خود، همواره دخالتی آشکار در امور داخلی عراق داشته است، از جمله ستادهای خاصی به منظور این کار تشکیل شده، ستادهایی به نام روابط عراق، سیاسی و اجتماعی و مستمرا دخالت در امور عراق را در دستور کار خود قرار داده از جمله ایجاد حمایت از سازمان، ایجاد شورش و ناآرامی در کشور عراق با حمایتهای مادی کلان.
من از همه مجامع بینالمللی درخواست میکنم برای کمک و یاری، برای آزاد کردن سایر اعضای باقی مانده در بند و در زندان این تشکیلات کمک کنند. با آنها مصاحبه آزاد و خصوصی انجام دهید و آنها را به کشورهای نخود پناه دهید. بنابراین من از همه شما درخواست کمک و یاری رساندن به اعضای محصور در تشکیلات فرقهای رجوی دارم .
اظهارات تکان دهنده عبداللطیف چهاردری :
دیگر عضو گروهک تروریستی منافقین که موفق به فرار از اردوگاه مخوف اشرف شده است، در اظهارات خود در یک نشست مطبوعاتی در بغداد گفت : من عبداللطیف چهاردری به مدت 25 سال در فرقه رجوی بودم. من از 15 سالگی در این سازمان بودم و الان 40 سال دارم. در مقاطع مختلف مسئولیتهای مختلفی داشتم. من هم ضمن تایید صحبتهای خانم سنجابی، به دلیل فشارهایی که در این سالیان تحمل میکردم، تصمیم گرفتم از این سازمان جدا شوم، اما نمیتوانستم به سادگی از این سازمان جدا شوم.
شب ساعت سه از خواب بیدار شدم، از مسیرهای طولانی و صعب العبور عبور کردم تا به پستهای بازرسی مجاهدین برخورد نکنم و بازداشت نشوم. من ساعت 4 و 30 دقیقه خودم را به نیروهای عراقی معرفی کردم. نیروهای عراقی به من کمک کردند تا از آنجا خارج شوم.
اجازه دهید به یک نکته اشاره کنم، از موقعی که از آن جا خارج شدم، نیروهای عراقی خیلی در این راستا به ما کمک کردند. برعکس آن چیزی که مجاهدین در ذهن ما خوانده بودند و میگفتند که نیروهای عراقی شما را اذیت و آزار میکنند، چنین اتفاقی نیفتاد.
من چند نکته را میخواستم مطرح کنم، در طی هشت سال گذشته متاسفانه هیچ امکانی برای اعضای کمپ اشرف فراهم نشده تا بتوانند آزادانه صحبتهایشان را مطرح کنند. فقط یک بار و آن هم در سال 2003 یا 2004 بود که حدود هفتصد نفر رفتند. اما موضوعی که من میخواستم امروز درباره آن صحبت کنم، موضوع دوگانگی مواضع سازمان است.
وی گفت : همان طور که شما دوستان در جریان هستید، بعد از جنگ آمریکا و عراق، مریم و مسعود رجوی در روابط بینالمللی اعلام کردند که ما جنگ و مبارزه مسلحانه را رد می کنیم. آنها گفتند که ما خواستار برگزاری انتخابات آزاد هستیم، اما در موضوع داخلی این سازمان، به دنبال هیچ چیزی جز جنگ مسلحانه نیستند. شعار درونی این سازمان جنگ و مبارزه مسلحانه است و همواره به نیروها این گونه وانمود میکنند که یک روزی با دولت عراق کنار میآییم، سلاحهایمان را پس میگیریم و به جنگ و مبارزه مسلحانه ادامه میدهیم. اعتقاد به مبارزه مسلحانه، مشی مسلحانه، عملیات انتحاری و جنگ همواره اصلیترین پایه این سازمان بوده است.
تشکیلات سازمان مجاهدین یکی از بنیادیترین و متحجرترین ایدئولوژیها را دنبال می کند و در نوع خود بینظیر است. از جمله در قرن بیست و یکم اعتقاد به مبارزه مسلحانه و جنگ و کشتار انسانها، محدودیتهای شدید فیزیکی، به بند کشیدن اعضا، نشستهای اجباری، آموزشهای اجباری، ایدئولوژی فرقه گرایانه و حق نداشتن هیچ گونه اعتراض و بحث سیاسی با رهبران آن، از اعتقادات این سازمان است. هیچ کدام از اعضا حق اعتراض به صحبتهای سیاسی رجوی را ندارد.
چهاردری در ادامه می گوید : همچنین اضافه میکنم که این سازمان همان طور که قبلا گفتم در درون معتقد به مبارزه مسلحانه و جنگ صد برابر است. مسعود رجوی بارها در تلویزیون اعلام کرده که معتقد به جنگ صد برابر است. علاوه بر این که در طی این سالیان سازمان مجاهدین نسبت به هشدارهای دولت عراق درباره اینکه این سازمان نمیتواند در عراق باقی بماند، نه تنها به این هشدارها هیچ اعتنایی نکرده برعکس تدارک جنگ نیز دیده شده است.
وی در پایان خاطر نشان می کند : مدتها پیش بود که مجاهدین دنبال آماده سازی جنگ بودند از آن جمله آماده سازی لباس، تمرینهای نظامی و حتی تلاش برای گرفتن سلاح از نیروهای عراقی نحوه اسیر کردن نیروهای عراقی و تحریک این نیروها به صورت روزمره است. این مسائلی که درون این سازمان هنوز هست و روزانه ادامه دارد. ممکن است نیروهای عراقی از این مسأله اطلاع نداشته باشند ولی من خود جزء کسانی بودم که در اردوگاه اشرف و پشت خاک ریزها و دور از چشم نیروهای عراقی آموزش میدیدم.
به گزارش مهر، محمد العسکری سخنگوی وزارت دفاع عراق تاکید کرده است اطلاعات و گزارشهای موثقی وجود دارد که بسیاری از ساکنان این اردوگاه، قصد دارند از آن خارج شده و عراق را ترک کنند؛ و تا کنون دهها نفر از منافقین و حتی فرماندهان آنها پس از فرار از این اردوگاه خود را تسلیم دولت عراق کرده اند.
خاطر نشان می شود گروهک تروریستی منافقین در موضعی فریبکارانه و در تلاش برای مظلوم نمایی مدعی شده بود ارتش عراق مرتکب جنایت شده و 31 نفر از اعضایش را کشته و بیش از 300 نفر را زخمی کرده است؛ این در حالی است که ارتش عراق با هدف اعمال حاکمیت دولت بر تمام کشور بر اساس قانون اساسی وارد اردوگاه اشرف شده بود که با اقدامات خشونت آمیز اعضای گروهک تروریستی منافقین روبرو شد .
اقدامات خشونت آمیز منافقین در اردوگاه اشرف (عراق جدید) و درگیری آنها با نیروهای عراقی، این گروهک تروریستی را به ادامه سیاست جوسازی علیه دولت منتخب مالکی با هدف تحریک افکار عمومی جهان و جلوگیری از اخراج آنها بر اساس قانون اساسی عراق واداشت.
گروهک منافقین به این طریق و با مظلوم نمایی سعی دارد افکار عمومی جامعه جهانی را با خود و علیه دولت عراق همراه کند؛ این گروهک با تکیه بر حمایتهای گسترده غربی ها از جمله آمریکا و اخیرا حمایت اتحادیه عرب تلاش می کند همچنان حاکمیت و استقلال عراق را به چالش بکشاند.
دولت عراق پرونده امنیتی اردوگاه عراق جدید(اشرف) را اوایل سال 2009 از نظامیان آمریکایی تحویل گرفت و نیروی امنیتی ویژه ای برای حمایت از این اردوگاه تشکیل داد؛ حدود 3466 عضو گروهک منافقین در این اردوگاه به سر می برند.
دولت عراق اخیرا برای خروج اعضای این گروهک تروریستی از خاک این کشور تا پایان سال جاری میلادی ضرب الاجل تعیین کرد.
اردوگاه اشرف دراستان دیاله عراق حدود 3500 نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین را در خود جای داده است. گروهک تروریستی منافقین از دهه هشتاد پادگان نظامی اشرف دراستان دیاله (57 کیلومتری شمال شرق بغداد ) را به عنوان مقر خود برگزید.
گروهک تروریستی منافقین علاوه بر اقدامات تروریستی علیه ملت ایران در همکاری با رژیم دیکتاتوری بعث و القاعده جنایتهای فراوانی نیز علیه ملت عراق مرتکب شد.














با خواندن این مطلب نمی دونم چرا حس کردم دارم یکی از مطالب کیهان رو می خونم. می دونم نقل قول از مهره، می دونم مجاهدین بیش از حد اشتباه کردند و … ولی همیشه فکر می کردم جنبش سبز یه طور دیگه به قضایا نگاه می کنه، حتی نوع نگاهش به گناهکار. اگه قرار باشه بعد از این همه زحمتها و این همه خونها دوباره همون اندیشه تکفیری حاکم بشه پس چی کار کردیم.
به قول مير عزيز اين گروه سالياني ست كه دفن تاريخ شده است اما اقتدارگرايان ايران تنها براي توجيه خشونتورزي خويش آنها هر از گاهي
زنده ميكنند .
سرنوشت اين گروه عبرتي است براي ما كه امروز اگر تندروي كنيم خسران و پشيماني سهم ما ميشود.
.
.
.
اتحاد ايران براي پيروزي جنبش سبز / به اميد صبح آزادي
مسعود رجوی و مریم و بقیه ی همفکران ِ جنایتکار و احمقشون از همون لحظه ی تولد مرده بودند و محکوم به ناکامی-_-
به گور می برید آرزوهای خائنانه ، احمقانه ، و حشیانه و پستتون رو
منافقین لفظ خوبی نیست ، ما نباید مثل حکومت ایران باشیم ، درسته که اعمال منافقانه ای علیه ملت انجام دادن ولی این کار درستی نیست که روشون اسم بزاریم.
چقدر از این مسعود رجوی و دارو دسته ای که با او در آزار کسانی که بی اطلاع از اهداف شوم این سازمان وارد شدند هم عقیده هستند متنر شدم…شاید در چند باری ذره ای حق را به این فرقه می دادم اما جماعت به استثنای کسانی که نمی دانند و با این افکار زندگی می کنند و ادامه می دهند متنفر شدم به امید هر ایرانی در بند و فاقد حقوق انسانی همچون آزادی…..در هر کجای جهان.
یا حسین میر حسین….
در اینکه این سازمان با شیوه حسن صباحی و هیتلری اداره شده و با اعضای خود به مثابه ابزاری استفاده می کند شکی نیست. اما کاری که حکومت عراق با مجاهدین در اشرف کرد، بسیار غیر انسانی و وحشیانه و غیر عادلانه بود. دولت ایران باید حتما به عراق اعتراض می کرد. از نظر اصولی با آن که مجاهدین مخالفین سیاسی جمهور اسلامی هستند، اما آنها تبعه ایران هستند و وظیفه دولت ایران و وزارت خارجه حفظ حقوق اتباع ایرانی است علیرغم اعتقادات سیاسی آنها. تنها که نباید برای قاتل دکتربختیار وکیل گرفت و وقتی آزاد شد و به ایران برگشت معاون وزارت خارجه و دیگر سردمداران به استقبال او بروند. عدالت و مساوات در باره همه اتباع ایرانی باید رعایت و اعمال شود.
مسعود رجوی بیش از سی سال است که رهبری این سازمان را به دست گرفته، نظر و ایده هیچ کس را قبول ندارد و به جز خودش در این سازمان کسی را به رسمیت نمیشناسد و هر روز خودکامهتر شده و با فشار و پیچیدگی بیشتری اعضا را مجبور به اطاعت و فرمانبرداری از خودش میکند.
این صفات را در فرد دیگری هم سراغ دارید؟
اینها همون افرادی هستند که در ده 60 و 70 به هموطنان خودشون رحم نمی کردند.. چه خانواده هایی که بخاطر بمبگزاری های این گروهک خبیس متلاشی نشدند.کسانی که از ابتدا ریشه ها و بنیان فکریشان معدوم و فاسد و مسخره بود …تاریخ را که نگاه میکنیم میبینیم اینها از هر هربه ای برای رسیدن به هدفشان استفاده میکردند..براشون مهم نبود که برای نیل به اهدافشان چند نفر را باید بکشند…متاسفانه حکومت هم تا تقی به توقی میخوره این گروهک کثیف را به جنبش سبز مردم ایران نسبت میدهد…اونها به ما هم ضربه زده اند.شانس آوردیم که در ایران بقدرت نرسیدند و الا به ریزو درشت رهم نمیکردند .مسود رجوی هم دیکتاتوری است از نوع دیگر…
واقعا برای کلمه متاسفم ادبیات شما در این گزارش ادبیات کیهانی است و آدم شک می کند که نکند این سایت به دست سربازان گمنام افتاده باشد. از کی تا حالا اعترافات ساختگی تلویزیونی حجت است. دولت نوری مالکی فقط می خواهد گند عظمای خود را توجیه کند. من هیچ سمپاتی نسبت به این سازمان به ویژه سران این سازمان مخوف ندارم اما انصاف و نوع ادبیات شما هم حالم را به هم زد.
سیاستهای غلط مناسبات و همگرایی های نسنجیده و احساسی مطلق گرایی بی توجهی به شرایط زمان در شرایط کنونی جهان عدم صداقت با همرزمان جو بسیار دگم و بسته درون سازمانی عدم ایمان بیکدیگر چرخشهای سریع بر حسب موقعیت برای گرفتن اندک امتیازی اینها بخشی از نقایص بسیار مهمی میباشد که من از نزدیک پس از همپیمانی رجوی با صدام متاسفانه از نزدیک شاهد انها بوده ام که اصل بنیانگذاری و مشی سازمان مجاهدین خلق ایران هر گز با ان توافقی نداشته و ندارد و من یقین دارم امروز روح حنیف کبیر از انچه از رهبران کنونی سازمان پس از سال هزار و سیصد و شصت چهار عمل شده ناخوشنود است و همین عملکرد باعث گردید تا محبوبیت اولیه سازمان نزد مردم و حتی تعداد زیادی از یاران واقعی از بین برود. من بعنوان یک ایرانی در غربت از انچه امروز در دنباله همان اشتباهات بر سر هزاران انسان گرفتار امده در کمپ اشرف می اید بسیار در عذابم و امیدوارم مجامع و سلزمانهای بین المللی هر چه سریعتر موجبات ازادی انها را فراهم کنند.
تا زمانی که ساختار و نظام تشکیلاتی و سیاسی و عقیدتی سازمان مجاهدین و یا هر نظام حکومتی دیگر بر محور فرد غیر پاسخگو قرار بگیرد باید همواره در انتظار اخبار شوک آور و تکان دهنده باشیم ،تازه اظهارات این افراد جدا شده حداقل هایی است که بیان میشود، اتفاقا بنیان گذاران سازمان مجاهدین در سال ۴۴ به این جمع بندی رسیده بودند که یکی از عوامل شکست جنبش های قبلی نبود سانترال دمکراتیک ( مرکزیت دمکراتیک ،خرد جمعی ) در ساختار تشکیلاتی آنان بود لذا مجاهدین بنیانگذار ساختار سازمان خود را بر پایه مرکزیت دمکراتیک قرار داند ،ولی پس از شهادت بنیانگذاران و کادرهای اصلی، از سال ۵۴ به صورت رسمی و از سال ۶۴ بصورت علنی رهبر فعلی مجاهدین با حذف دفتر سیاسی و مرکزیت سازمان ،خود را به عنوان رهبر بی چون و چرای عقیدتی و سیاسی معرفی کرد ،در سال ۶۴ مجاهدین رسما اعلام کردند که رهبری در زمین به هیچکس پاسخگو نیست و مسول او تنها خدا است ،با چنین اندیشه ای خود بخوانید حدیث از این مجمل
to ham baradare man ba ya hosein , mir hosein goftanat daste kami az an mojahedi ke masuod , masuod mikonad nadari ,,, baba dast bardarim az fard parasti ma bayad be fekre nejate iran be poshtvane niroye mardom bashim ,, albate lider ham bayad bashad ,, amma na dar hade khodai bozorgash konim ,,, payande IRAN ,,, va ,,, IRANI
درست مثل احمدی نژاد که هیج کس حق احتراض به او را ندارد یازندان یا از از کار بیکار به نام دین ریشه دین را میزند رجوی 3500 نفر اسیر کردن احمدی نژاد 75 میلیون را البته با کمک اقا ولباس شخصی های بی هویت که تا دیروز گفن پوش بودن امروز لباس شخصی شدن
Monafegins are another toy in the hands of the U.S.
من از مخالفین سرسخت نظام جهنمی رجوی هستم، اما متاسفم (و این تاسف را لازم نیست منتشر کنید، همین که بخوانید کار خودش را کرده است) که بگویم لحن و واژه بندی گزارش کلمه در مورد سازمان مجاهدین، شباهت نظیر به نظیر با گزارشات فارس و ایرنا در رابطه با جنبش سبز دارد. این از مواردی است که زبان امثال بنده را در دفاع از آقای موسوی در مقابل دوستانی که ادعا می کنند «اینم یکی از خودشونه» کوتاه می کند – متاسفانه !!
حالا نوبت آن سیاستمداران احمق وضد انسان درآمریکا هست که پاسخ دهند چرا این سازمان ضد بشری را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کردند.
مرحبا به سایت کلمه. میرحسین موسوی یکی از افرادی است که در سیبل تهاجم این افراد قرار داشت. حال این مجاهدین خود را صاحب جنبش جماعتی میدانند که میرحسین به آنها و آنها به میرحسین تعلق دارند. همین باعث سرکوب بیشتر حکومت شده و نه تنها حمایت این تروریستهای بی شرم به نفع جنبش نیست بلکه به ضرر آن تمام شده
مرگ بر منافقین (رچوی)
عمیقا روم تاثیر گذاشت.خدایا خودت حفظمان کن.کم مانده بود زار بزنم.
hanoz be ghodarat naresideh tahamole sedai mokhalef ra nadarid hatman agar barfarze manhal be ghodrat mi residid bazham mesl salhaie ke dar ghodrat bodid 1359 -1368 dar ja mara tirbaran mikardid
با سلام
از انتشار این افشا گری های اعضای فراری مجاهدین متشکرم و فکر میکنم در دنیای انفجار اطلاعات و آگاهی همه کم و بیش از وضعیت اسفناک حاکم بر این سازمان که مدیون رهبری دیکتاتور مابانه آن می باشد آگاهیم اما از این جمله این مقاله بسیار متعجب شدم که :گروهک تروریستی منافقین در موضعی فریبکارانه و در تلاش برای مظلوم نمایی مدعی شده بود ارتش عراق مرتکب جنایت شده و ۳۱ نفر از اعضایش را کشته و بیش از ۳۰۰ نفر را زخمی کرده است؛
دوست عزیز :
این موضوع توسط سازمان ملل تایید شده و رفتاری مشابه احمدی نژاد نداشته باشید این افراد کشته شده همگی اسیر رجوی هستند که توسط ارتش عراق و احتمالا با حمایت گروهای تند رو در ایران محکوم به مرگ شدند حقوق بشر برای دشمنان ما نیز محترم می باشد
موفق باشید
خيانت اين فرقه شيطاني نه فقط در حق مردم ايران و عراق، بلکه در حق کساني که روي ساده لوحي يا کينه داشتن به آن پيوسته بودند، غيرقابل گذشت است.
وزير خارجه عراق بسيار متين گفته است که: کساني که دم از رعايت حقوق بشر مي زنند خوب است که اعضاي اين سازمان را در کشورشان پناهندگي بدهند تا حقوقشان کاملا رعايت شود. عده اي بيگانه در عراق مزاحم امنيت عراق باشند آن وقت دولتهاي غربي روي ما فشار بياورند!!!!!!!!!
البته نزديک است غروب تمام عيار اين سازمان تروريستي و جاسوس صدام.
منم نظر نفر اول رو دارم!
متأسفانه بزرگترين ضربه اى كه جنبش آزاديخواهى مردم ايران تاكنون متحمل شده، ازطريق خشونت آميز كردن جريان مطالبه خواهى و از طرف اين گروه بوده است.
با إبراز تأسف و آرزوى بازگشت به مسالمت جويى و آغوش عدالت!
گيريم كه اين اعترافات! درست باشد… خب ديگه بدتر ..يعني نيرهاي عراقي به يك سري آدم اسير كه به اجبار هم دركمپ اشرف هستند حمله كرده اند … و چند ده نفر آدم غير مسلح را كشته اند … يادمان نرود آنكه اسلحه و تانك دارد ارتش عراق است نه مجاهدين زنداني در اشرف… يادمان نرود حضرت علي سفارش كرد قاتلش را شكنجه نكنند ..براي ما نبايد قابل قبول باشد اسير (هرچند گناه كار) در زندان كشته شود..
با سلام
سوالی که تبعه خارجی راجع به ماهیت این گروه میپرسیدند این بود که راز ماندگاری این گروهک از کجا سرچشمه میگیرد ؟ استدلالی هم که می آوردند این بود که “بودجه” این سازمان از کجا تامین میشود! سازمانی که اندازه یک کارخانه نفرات دارد آیا به سادگی آب خوردن قابل حذف نیست؟!
یادمان نمیرود که عملیات مرصاد “بعد از اتمام جنگ” حکم نابودی آنها را امضا کرد (که بسیار عجیب بود)!!!
انقلاب خودجوش (ومکروا ومکر الله والله خير الماکرين)
مرگر بر منافقین وصدام
من بارها گفتم.رسانه های خبری که به دموکراسی اعتقاد داشته باشند اخبار را بی طرفانه و در تحلیل ها از کلمات توهین آمیز استفاده نمی کنند.”منافق”لفظ کیهان و سیمای ضرغامی است.اگر قراره ما هم مثل کیهان بشیم همین شریعتمداری و ضرغامی بمونن سر کار بهتره!!
اول از همه اين جنايت را كه دراردوگاه اشرف و از سوي دولت عراق اعمال شد محكوم ميكنيم چراكه هيچ بي گناهي نبايد مورد ظلم و ستم قرار بگيرد و يكي از اساسي ترين و مهم ترين ويژگي ها و شاخصه هاي جنبش اجتماعي سبز،دفاع از حقوق همه ملت هاي مظلوم در سراسر جهان است.اما اگر دولت عراق اين كار را عليه اين فرقه ضاله در قبال سران و فرماندهان دگماتيست سازمان انجام مي داد قاطعانه حمايت ميكرديم.
اينجانب البته نظر شخصي بنده است:اينجانب اگر دستم به رجوي ،فرقه ضاله رجويسم،مريم رجوي و سران اين سازمان برسد،خودم با ضرب يك گلوله اين آقارا اعدام انقلابي ميكنم.نه به خاطر اينكه پايبند به اصل نظام جمهوري اسلاميم،و نه به خاطراينكه پيرو آرمانهاي سبز امام هستم و نه به خاطر قضايا و فتنه هايي كه دردهه شصت اين آقايان ايجاد كردند تا منجربه فاجعه67 بشه!چه بسا اصلا اين نظرم را براساس ديدگاه جمهوري اسلامي بيان نميكنم و درواقع اين مسئله هيچ ربط و دخلي به ارائه نظرم ندارد بلكه من به اين مسئله معتقدم كه ايشان بايددرداداگاه درون سازماني محكوم و اعدام انقلابي شود به خاطراينكه بزرگترين و فاجعه بار ترين اقدامات را آنهم درقبال ميراث شهداي مخلص و متعهد بنيانگذار:شهيدان و برادران مجاهد:حنيف نژاد،محسن و بديع زادگان و مشكين فام وباكري و…به انجام رساند و آن حركت عظيم را درراستاي جهاد اسلامي و مشي علي وار با خود خواهي هاي ديكتاتور مآبانه و دگماتيسم ارتجاعي اش(البته درخرقه دفاع از آزادي و عدالت)برباد داد. ايشان محكوم است!تاريخ ايشان را محكوم ميكند.واميدواريم هرچه زودتر جامعه جهاني تكليف مردميكه دراين قرارگاه شوم زنداني هستند را روشن كند وآنها بتوانند درآرامش و بارعايت حقوق اساسي شان زندگي كنند!
یعنی واقعاً جنبش سبز رو جنبشی می دونی که به حمایت از آدم کش ها و جانیان بپردازه؟؟؟؟
عجب دید مشتی داری!!!
همه ما باید در مؤلفه های انسان بودنمان یکبار دیگر تفکر کنیم
انشاالله روزی شاهد به مجازات رسیدن ملعون رجوی جنایتکار خواهیم بود که سر تا پاش به خون متفکران مومن و آزاد اندیش و مردم مظلوم این مملکت آلودست
من کاری به درست یا نادرست بودن این اعترافات ندارم اما با تمام وجود از رجوی و دارو دسته اش اعلام انزجار میکنم
از دوحال خارج نیست یا این دو فراری دروغ می گویند و سازمان مجاهدین خلق را متهم می سازند یا سازمان مجاهدین به ویژه رهبران آن مردم دنیا را رنگ می کنند و با جباریت مشغول اداره پایگاه اشرف هستند. راه حل آسان است. خانم شیرین عبادی و عبدالکریم لاهیجی که به حق دنبال احقاق حق و اعمال حقوق بشر هستند از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل درخواست کنند که گروهی را برای بررسی وضع داخل پایگاه اشرف به آنجا بفرستند وآنها با برخورداری از کمک های دولت عراق و حتی نماینده سفارت ایران در بغداد(اگر صلاح باشد) بروند و به وضع این عده رسیدگی و درد دل های آنان را گوش کنند واگر این مطالب درست است برای انتقال این عده از این پایگاه وحشتناک اقدام کرده و آنها را به کشورهای دیگر انتقال دهند. بالاخره سازمان عریض و طویل ملل متحد با این بودجه و تشکیلات عرضه جابجایی سه هزار وپانصد نفر را ندارد. مجاهدین که دیگر جمهوری اسلامی نیستند که گردن کلفتی کرده و درمقابل سازمان ملل بایستند. اینها باید تسلیم شوند تا سیه روی شود هرکه در اوغش باشد. از نشریه کلمه هم خواهش می کنم این پیشنهاد انسان دوستانه مرا صرفا جنبه انسانی و حقوق بشری دارد، منعکس کنند که توجه این دو و سایر نهاد های حقوق بشری به این پیشنهاد جلب شود. وزارت خارجه جمهوری اسلامی هم وظیفه دارد نه به سبب مقاصد سیاسی بلکه انسان دوستانه و حقوقی از حقوق اتباع خود که همان مجاهدین باشد با حسن نیت دفاع کند.
فرقه احمدیه هم مثل منافقین است. نامه 19 خرداد آقای هاشمی با ذکاوت و تیز هوشی نوشته شد برای من که از شهید مظلوم بهشتی در آن زمان دفاع کردم و… مشخص بود ولی از دوستان می خواهم یکباره دیگه این نامه را بخوانند و … تا تیزهوشان را از بی هوشان تشخیص بدهند. به یاد
سیدحسن افتادم که گفتم پدر ( سید احمد) اسم چند نفر گفت که من از آنها دست نکشم شک نکنید یکی از آنها هاشمی بوده است.
مرگ بر رجوی و مثلا مجاهدین خلق خیانتکار به ملت و وطن، و مرگ بر تمام انحصارگرایان و دیکتاتورهای عالم
دوستان عزيز;همانطور كه افراط بد است تفريط هم بدست.دقت كنيم كه رجوي و باندش قاتل اند.حيوانات درنده هستند.به قول شاعر عزيز:
ترحم بر بلنك تيزدندان
ستمكاري بود بر كوسفندان
@ياحسين ميرحسين@
کاملا موافقم، اگه ما هم سیاه و سفید ببینیم هیچگاه کشور درست نمیشه.