پس از ربع قرن، تاریخ قضاوت میکند
چکیده :آنچه در این مطلب میخوانید، نگاهی به یک روایت کوتاه اما زنده تاریخی است که زمان آن به ربع قرن قبل برمیگردد، اما موضوع آن همچنان در جامعه ایران موضوعیت دارد: بخشی از خاطرات یک مدیر ارشد وزارت کشور در سال 65 از دیدار مسئولان سیاسی وقت این وزارتخانه با آقایان خامنهای، میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی؛ که بر اساس آن میتوان قضاوت کرد کدام از این سه تن همچنان در گفتار و رفتار در مسیر پیشین خود قرار دارند و به باورهای گذشته خود در احترام به حقوق مردم و بهرهگیری از ظرفیت همه گروههای سیاسی همچنان وفادارند....
کلمه: تاریخ، معدن حقایق فراموششده است. انسانها تغییر میکنند، رفتارها هم تغییر میکند، تاریخ اما قضاوت خواهد کرد و خوب و بد را پیش چشم همگان نمایان خواهد ساخت.
آنچه در زیر میخوانید، نگاهی به یک روایت کوتاه اما زنده تاریخی است که زمان آن به ربع قرن قبل برمیگردد، اما موضوع آن همچنان در جامعه ایران موضوعیت دارد. مطلبی که در اختیار مخاطبان محترم کلمه قرار میگیرد، بخشی از خاطرات یک مدیر ارشد معاونت سیاسی وزارت کشور در سال 65 است.
در این خاطرات از دیدار مسئولان سیاسی وقت وزارت کشور با آقایان خامنهای، میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی مطالبی نقل شده که بسیار آموزنده و جالب توجه است. قضاوت اینکه این سه تن همچنان در گفتار و رفتار در مسیر پیشین خود قرار دارند و به باورهای گذشته خود در احترام به حقوق مردم و بهرهگیری از ظرفیت همه گروههای سیاسی همچنان وفادار هستند یا خیر، بر عهده خوانندگان است.
«اگر مردم نباشند؛ انقلاب هم نیست.»
چند روز پیش که برحسب اتفاق نگاهی به اوراق و مدارک قدیمی خود انداختم، چشمم به برگههایی افتاد که بخشی از خاطرات دوران خدمت در وزارت کشور را شامل میشد.
بخشی از این خاطرات مربوط به سمیناری بود که معاونان سیاسی استانداریهای سراسر کشور در آن شرکت داشتند و من به واسطه اشتغال در اداره کل سیاسی وزارت کشور در آن سمینار حضور داشتم و گوشهای از آنچه را که در این سمینار مطرح شد، به رشته تحریر درآوردم.
این سمینار در دوازدهم یا سیزدهم مهرماه 1365 برگزار شد و یکی از مهمترین محورهای آن بررسی شرایط سیاسی کشور و نحوه فعالیت معاونین سیاسی استانداریها بود.
شاید کمتر کسی به خاطر بیاورد و یا باور کند که آن روزها با وجود جنگ، درباره ضرورت فعالیت سیاسی و چگونگی گسترش آن سخن به میان میآمده است.
القصه؛ میخواهم گوشهای از دفتر یادداشتهای آن روزها را ورق بزنم تا نسل امروز و دوستان و همکاران دیروز به خاطر بیاورند که مسئولان چگونه به امور مینگریستند و خود مقایسهای داشته باشند میان سخنان سه مسئول بلندپایه کشور در آن روزها یعنی آقایان خامنهای، موسوی و هاشمی رفسنجانی.
«مردم سیاست را درک میکنند»
بعد از سمینار به دیدار آقای خامنهای رئیس جمهور رفتیم. آقای خامنهای گفت:
«امروز جامعه ما یک جامعه سیاسی است و این سیاسی بودن به یک صنف یا قشر خاص اختصاص ندارد. قبلاً حتی علما و تحصیلکردهها هم چیزی از سیاست نمیدانستند. مانند سایر کشورها که مردم چیزی از سیاست نمیدانند، اما مردم ما سیاست را به خوبی درک میکنند. البته با وجود سیاسی بودن مردم، ما آموزش سیاسی منظم نداریم. ما به دنبال عمق بخشیدن به بینش سیاسی مردم نبودهایم، به علت توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم از این مسئله غافل شدیم. شما باید این خلأ را پر کنید. برای اینکه مردم در صحنه بمانند و قدرت تحلیل پیدا کنند و انحرافها را بشناسند، بایستی که تلاش کنید و سواد سیاسی مردم را بالا ببرید.»
ایشان در ادامه گفت:
«جامعه ما به دلیل سیاسی بودن آسیبپذیر هم هست. باید مراقب بود که وجود دو جریان سیاسی که الآن مطرح است به یک برخورد خشن منتهی نشود. چون از راه اختلافات سیاسی ناهنجاریهای سیاسی ایجاد میشود که برای آینده انقلاب و نظام بسیار خطرناک است. شما معاونین سیاسی باید جلوی این برخوردها را بگیرید. شعار ما باید محکوم کردن اختلاف میان نیروهای نظام باشد، نباید انسجام سیاسی آسیب ببیند….»
«سیاست شاخهای از فرهنگ است»
بعد از این ملاقات، دیداری هم با آقای مهندس موسوی نخست وزیر داشتیم. آقای موسوی در این ملاقات گفت:
«سیاست شاخهای از فرهنگ است و در حقیقت از فرهنگ متولد میشود و در جامعهی ما، امام از فرهنگ و مقولههای فرهنگی بیشترین استفاده را بردند و جامعهی متفرق و از هم گسستهی ایران را از طریق تلاش فرهنگی به هم پیوند زدند. لذا شما معاونین سیاسی باید غرق در فرهنگ مردم استان خود باشید. در یک استان اقوام و گروههای مختلفی هستند که باید آنها را خوب بشناسید. کمتوجهی به این امر موجب خسارت و آسیب جدی به حوزهی سیاسی و حتی شکست خواهد بود. هیچ تصمیم سیاسی و مدیریتی در استان نمیتوان اتخاذ کرد، مگر اینکه به شرایط فرهنگی آن استان توجه داشت. نمیتوان در مرکز نشست و بدون نظر استانها برنامهریزی کرد. باید با مطالعه دقیق پیرامون شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه به برنامهریزی پرداخت.»
آقای موسوی ادامه داد:
«ریشهی اقتدار نظام، مردم هستند. اگر مردم نباشند، انقلاب و نظام وجود ندارد. یک زمانی به ما انتقاد میکردند که چرا شعار حمایت از مستضعفین و محرومین و کارگران را مطرح میکنیم؛ ما میگفتیم: همین مردم بودند که در صحنه حضور داشتند. اگر آنها نبودند، کارخانهها با اعتصاب تعطیل میشد. همینها بودند که با ایمان و تعهد خود چرخ کارخانهها را به حرکت درآوردند. اگر خودخواهیهایی را که پست و مقام به ما میدهد، کنار بگذاریم، متوجه میشویم که مردم عامل اصلی اقتدار ما هستند. اگر تردیدی در این زمینه داشته باشیم، نمیتوانیم بر مشکلات پیروز شویم.»
«دفاع از کسانی که صدایشان به جایی نمیرسد»
آقای موسوی در ادامه گفت:
«مسئله دفاع از مظلوم جزء اولویتهای کاری ما است. نظامی که نسبت به ظلم بیتفاوت است، قطعاً اسلامی نیست. معاون سیاسی استاندار اگر مخالف ظلم نباشد، شایستهی آن سمت نیست. باید چهرهی ظلمستیزی داشته باشد، همانگونه که این چهره در امام هست.»
نخستوزیر خاطرنشان کرد:
«سیاستهای ما باید به سمتی باشد که تعداد بیشتری از مردم را شامل شود. همهی ما باید متوجه کسانی باشیم که صدایشان به جایی نمیرسد. ما اگر به خدا و مکتب ایمان داریم و پیرو خط امام هستیم، باید عموم مردم را در نظر داشته باشیم. حکومت باید صبر و تحمل داشته باشد. باید با سعهی صدر با مردم و مشکلات برخورد کند. دید وسیع داشته باشد. ما با تمام مردم طرفیم. ملت که تنها یک گروه خاص نیست. تلاش کنید نابسامانیها به صورت ریشهای شناخته شود. یک معاون سیاسی باید پدیدههای نامرئی را بشناسد و اینها جز با داشتن مطالعهی عمیق و رابطهی نزدیک با متن جامعه امکانپذیر نیست. وارد اختلافات سیاسی موجود در استانها نشوید و از موضع بالا تلاش کنید همهی گروهها و جریانات را در ادارهی امور و حل مشکلات به کار بگیرید.»
آقای موسوی در پایان به ضرورت ارتباط صمیمی و نزدیک با روحانیت نیز اشاره کرد و گفت:
«ارتباط نزدیک با روحانیت به حل مشکلات کمک میکند، روحانیت از توان بسیار بالایی در بسیج مردم برخوردار است.»
«هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کردهایم.»
سپس به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی رفتیم. ایشان هم طی سخنانی گفت:
«کار شما خیلی مهم است. امروز وحدت نیروها به خاطر جنگ اهمیت زیادی دارد. ما باید با دوستی و رفاقت کارها را دنبال کنیم، تا این انقلاب به حرکت خود ادامه دهد. شما معاونین سیاسی تلاش کنید برخوردها و اختلافات سیاسی تا آنجا که ممکن است کمتر شود. شما نباید تابع یک جریان سیاسی خاص باشید و بقیه با شما مخالفت کنند. امروز هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کردهایم. این به نفع ما نیست که اگر یک جریان پیروز شد، جریان دیگر را کنار بزند. ما باید یاد بگیریم که سلیقههای مختلف را تحمل کنیم. اسلام و اخلاق هم همین را توصیه میکند. ما قبل از انقلاب و در دوران مبارزه و زندان با بسیاری از افراد در کنار هم علیه حکومت شاه مبارزه کردیم. این مایهی تأسف است که بعد از پیروزی نمیتوانیم با هم کار کنیم.»
آقای هاشمی ادامه داد:
«ما باید توقعاتمان را مهار کنیم. اگر قرار باشد هر چیزی که من میخواهم در مجلس تصویب شود که دیگر مجلس نیست. همکاری یعنی اینکه همدیگر را تحمل کنیم و به خاطر مصالح بزرگتر گاهی از نظر خود کوتاه بیاییم. امام هم همین نظر را دارند. دشمنان ما برای اختلاف و تفرقه بیشترین تلاش را میکنند، اما ما نباید به این سمت برویم و تا آنجا که میشود باید تنشها را مهار کرد. لذا وزارت کشور و استانداریها میتوانند برای جمع کردن سلیقههای مختلف تلاش کنند که انشاءالله مردم هم حمایت خواهند کرد.»
حال سخنان هر سه مقام مسئول در آن روزها را مقایسه کنید و شرایط امروز آنها و مواضع اخیرشان را نیز بسنجید و ببینید کدام یک بر همان اعتقاد و در همان راه باقی مانده است.
به راستی، آیا وزارت کشور امروز با آنچه مسئولین 25 سال قبل انتظار داشتهاند، قرابتی دارد؟














درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که برایشان گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت می نامند
براستی که درست انتخاب کرده ایم … او هنوز هم انقلابی ناب است …
با سلام
فکر نمی کنم لازم باشه به گذشته ها برگردیم فرصت خیلی نیست بشینیم و نوار فیلم های گذشته را مرور کنیم.
محمد.ت
ما بیشماریم
یاحسین میرحسین
كاش دهه 60بود
با پخش این گونه خبرها چهره کودتا بیشتر آشکار خواهد شد
زتده باد میر حسین موسوی
امیدوارم آقای هاشمی عزیزسکوت نکند
سخنان میر مظلوم این روزها همان سخنان نخست وزیر محبوب ملت و امام است . ساده ، صمیمی و برآمده از نگاه متعالی این عزیز در بند .
واقعا زیبا بود من افتخار میکنم که به موسوی ژرف نگر رای دادم
چه خوب و به جاست در این روزها که همه تشنه خبری از میر حسین اند دوستان و نزدیکان ایشان ذکر خاطره ای از ایشان دارند. به راستی اسوه اخلاق و صداقت و پاک نهادی است و افتخار می کنیم به این عزیز رای داده ام و رهبر این روزهای من و خیل کثیری از ایرانیان با شرف میر حسین عزیز است نه . . . یا حسین میر حسین
خیلی بود . واقعا وسعت نظر مهندس در احترام به مردم ستودنی است .
در مورد صدای پخش شده از سعید حدادیان در رابطه با شمایی :
خواهشمندم به ملت آگاهی دهید که این ها برنامه ی از پیش تعیین شده است . چون سعید حدادیان ها چون فرماندهی نیروهای لباس شخصی را بر عهده داشتن و جوانان ای مملکت را کشتن و ضرب و شتم نمودند خلاصه چهره ی منفوری دارند در مقابل مشایی موضع گیری می کنند تا مردم فکر کنند خط فکری مشایی با اینها فرق می کند و در انتخابات آینده ریاست جمهوری مشایی بواسطه ی این تقابل رای بیاورد .
آگاهی تا رهایی
درود بر موسوی ازاده و هاشمی قهرمان
در بین سیاستمداران هر چه گشتم پاکتر از میرحسین نیافتم . نمی دانم چه و جه شبهی است که هرگاه مادرم فیلم های میرحسین را می بیند ناخودآگاه یاد آیت الله طالقانی می افتد . بله یک وجه شبه بارز هردو صادق هردو راسخ هردو مردمی و هردو دلسوز ملت و روشنفکر و هردو مظلوم
من شعری سرودم تا شاید زخم قلبم که ناشی از حصر میرحسین است التیام یابد :
این شعر در وهله اول تقدیم به پدر بزرگوارم میرحسین موسوی و سپس برادر شهیدم محمد مختاری که از وقتی چهره ی او را دیدم و ماجرای رفتنش را شنیدن شیفته ی او شدم . و به خانواده ی مختاری می گویم حالا دیگر همه ی جوانان ایران فرزند شمایند .
سلامی به تاریخ، بر دشت خون
سلامی به آزادگی در جنون
همه خسته و زار و پژمرده ایم
چو فریادها بر هوا برده ایم
سگان صف به صف با خروش و خزند
ددان پشت هم یک لعین را برند
زمستان کی آید خدایا به سر
نگردیم ما در زمان در به در
جوانان ما هم به زندان روند
عزیزان ما طعمه های سگند
یکی مرد آمد برون زین وطن
بگفتا به ملت همی یک سخن
که آزادی آرامه ی جان ماست
کرامت همه مال و اعضای ماست
صدایش نوایست چون نای نی
شنیدم صدایش کدامین به کی
بلی آن صدای رسای دل است
بلی آن نوا آنِ برگ گل است
هم او سرو آزادگی بود و بس
به میدان جنگ بود فریاد رس
جوانان ما بهر راه بزرگ
شدند طعمه ی لشکری پر زگرگ
چو فردا رسد صبح امید باز
همه سبزها می شوند سرفراز
سلامی به آزادی ملتم
سلامی که سرشار از غیرتم
فدای رهت میرحسین عزیز
اگر بند بندم شود ریز ریز
که تو پاک ماندی در این لاشه زار
که تو سرفرازی در این کار زار
چو فردا شود روز ، روز جهاد
همه دودمان سگان هم به باد
تو در ناله های قنوت خودت
که ما چشم داریم بر گلرخت
که ای بارالها ، خدایا خدا
رها ساز سید تو از حصر ها
سلامی به تاریخ ایران سبز
سلام به آن بچه شیران سبز
سلامی به مختاری نوجوان
سلامی به صانع شهید زمان
سلامی به خردادماه سترگ
به دو به سوم به ماه بزرگ
سلامی به آن رای سبز دلم
سلامی به کشور به خاک و گِلم
سلامی به سبزی آزادگی
سلامی به آن راه دلداگی
به امید پیروزی به امید آزادی به امید فریاد یاحسین میرحسین در جشن آزادی و پیروزی میرحسین
ازاین سه تن اقای موسوی درطول این سالها فعال نبودندودرسال 88 که دوباره بسیاست بازگشتندمواجه باتقلب بزرگ شدندوبااستقامت خودبرسر حق مردم مقاوم ایستاده اندودرصدد جبران اشتباهاتی اند که درسالهای اولیه انقلاب خودنیز دران سهیم بوده اند.اقای خامنه ای درطول این مدت سعی کردند باسیاست نصربالرعب بینش سیاسی جامعه راعمق ببخشندواین روزگار مردم ماست.ایکاش تنها رسیدگی بامور اقتصادی ومعیشتی مردم بسنده میشد وسیاست راباهلش میسپردند گرچه امور جامعه دارای ابعاد گوناگون است وقطعا عدم موفقیت درامور سیاسی انزمان هم توام باعدم موفقیت درزمینه های اقتصادی واجتماعی وفرهنگی بوده.فرمایشات ایشان ناشی ازذهن توجیه گرایشان بوده.میماند اقای رفسنجانی که برخلاف ادعایشان که باسیاست حذف مخالف بوده اند ازابتداء جز حذف کاردیگری نکرده اند .کتاب عبور ازبحران ایشان دقیقا شرح حال نقش ایشان است وجالب است که همه این بداخلاقیها بنام اسلام واخلاق انجام شده. دست مریزاد.
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان / تا سيه روى شود هركه در او غش باشد
به راستی نه چون یک حذب حاکم شده و بقیه سلیقه ها رو دارد کنار میزند این رویه نا میمون از اول انقلاب شروع شده تا به الان حالا اون موقعه ها کم تر ولی الان بیشتر
اما الان که اقای موسوی خواسته یا ناخواسته مسول اجرای اهداف دشمن شده اند وبا بی تدبیری هم برای ما وهم برای خودشون مشکل درست کردند.
یاد باد آن روزگان یاد باد….یاد دفاع مقدس…یاد همدلی ها …..یاد امام ره و و یاد اداره کشور توسط نخست وزیر مورد تائید امام ره
آقای محترم
منظور شما از این نوشتار چیست ؟
نفاق یعنی این که در جان شما پیله کرده .
پسر خوب هرسه حرف هم را قبول دارند فقط خاستند به تو در تمامی موارد گوش زد کنند .
بقول سردار بزرگ میر حسین موسوی صبر کنیم ان بالا حلا خبرهائی هست هنو ز در حال ریزش هستند مثل شمع اخرای شمع است وتوفان در کنارش کمین کرده توفان جنبش سبز صبر کنیم منتظر بمانیم پیروزی نزدیک است زود تر از انچه باورتان بشود دیکتاتور رفتنیست
سخنان شما سبز ها همچون ونگ ونگ سگ رانده شده است که اعصاب آدمو خرد میکند
اگر نه مردم به خودتات را باور نکنید خدا به دادتان برسد
نخیر نخیر نخیر
چقدر دلمون براش تنگ شده.میر عزیز فقط کافی مردممان کمی غیرت کنند تااز چنگال اهریمن نجاتت دهیم.
بانام و یاد خدا
فقط و فقط ، فقط ، میر حسین مو سوی عزیز
جنبش سبز ،سبزی به رنگ سبز میر حسین و آرمانهای سبز ،باز هم سبزی به رنگ سبز میر حسین
زنده و پاینده باد ایران همیشه سبز
به راستی آیا مدیران کشور اصلا آن زمان را به یاد دارن ؟
آخر این چه مقایسه ایست! الان هر کدام از این آقایان در جایگاه های مختلفی هستند و طبعا نوع حرف زدن افراد به جایگاه و مقامی که در آن هستند ارتباط مستقیم دارد. آن روز آقای خامنه ای مقامی تقریبا تشریفاتی داشت، امروز قدرتمندترین مقام کشوریست! آقای موسوی بالاترین مقام اجرایی را داشت، امروز تنها داوطلب برای ریاست جمهوری بود!
Vaghaye,, ajeib dar Sokuto Vahshat bargozar shod,,, sad heyf
به نظر من هر سه بر همان اعتقاد خود ماندگارند:
خامنه ای:
1365: سیاسی بودن مردم یعنی آسیب پذیر بودن
13890: حمایت حداکثری از دروغ پراکنی ها ، سانسور ها و بی اطلاع گذاشتن مردم از واقعیات برای جلوگیری از سیاسی ماندن مردم
موسوی:
1365: دفاع از کسانی که صدایشان به جایی نمی رسد
1390: مبحوس شدن به جرم در کنار مردم ماندن و دفاع از حقوق فراموش شده مردم
هاشمی:
1365:موضع اعتدال
1390: موضع اعتدال
به نام خدا
سلام
به پاس روز بزرگداشت سعدی :
درین گفتن جهان بروی برآشفت شنیدندش که جان میداد و میگفت
حدیث عشق از آن بطال منیوش که در سختی کند یاری فراموش
مهندس موسوی رئیس جمهور ایران است.
گذشت آنزماني كه آنسان گذشت! روزي بهلول از همسايه اش ديگي را بقرض و عاريه گرفت . چند روز بعد كه همسايه براي گرفتن ديگش مراجعه كرد با كمال تعجب ديگ كوچكي را داخل ديگ خودش ديد،از بهلول ماجرا را پرسيد .بهلول گفت ؛ديگ شما آبستن بود و در منزل ما فارغ شد!!!
چند ماه بعد كه بهلول دوباره نياز به ديگ پيدا كرد همسايه اش سراسيمه ديگش را به او عاريه داد البته اين بار ديگش بزرگتر از ديگ اولي بود
چند صباحي گذشت .همسايه براي گرفتن ديگش مراجعه كرد ولي بهلول غمزده و با ناراحتي اعلام كرد كه متاسفانه ديگش مرده است ! همسايه فرياد بر آورد كه ديوانه مگر ديگ هم ميميرد؟ بهلول گفت؛ بلي ؛ ديگي كه زايمان كند حتما روزي هم ميميرد و اين ديگ از آن نوع ديگها بود!
گذشت آنزماني كه آنسان گذشت!! آنروزها امام (ره) بود ولي امروز …….
واقعا میر حسین محبوب صحبتهات با گذشته تفاوتی نکرده.. همون موقع ها هم حرفش مثل این روزها بدل مینشست. یاد مناظرش با احمدی نژاد افتادم… تو اون مناظره هم مظلوم واقع شد. به خودم افتخار میکنم که بهش رای دادم…توی تظاهرات میگفتیم “میر حسین رای ما رو پس بگیر”
الان فهمیدم که برای هموطنانش از جان مایه گذاشته..11 اردیبهشت یادتون نره
اگر گاهی به انتخابم شک می کردم باخواندن این نوشته یقین کردم که اشتباه نکرده ام
درود بر میرحسین موسوی مرد مردا . بیش از پیش دوستت دارم میر عزیز.خدا نگهدارت باشد.سلام مرابه بانوی سبزایران برسان
ضمن سلام ببه آقای رفسنجانی از سکوت ایشان گلایه دارم
چه زیباست وفای به عهد ورنگ عوض نکردن
وچه منفوراست پشت پا زدن به باورهای گذشته مان به خاطر بقای قدرت .
درود بر نام شریف میر حسین عزیز
سرت سبز باد تا همیشه
چه مظلومانه جسم پاکت را در حصر نگهداشته اند آنهایی که خبر از روح بلندت ندارند خداوندا دعای خالصانه ما را پاسخ گو آمین
سبزترین مرد خدا دربند زردترینهاست
باسلام.به نظربنده نظر شخص محترم که با عنوان ناشناس وبصورت مستند نتیجه گیری واقعی کردند که هر سه نفرهمچنان بر اعتقادشان هستند موافقم.بنظرمن بعضیها درسیاست زده سازی کردن ملت بسیار موفق عمل کردند.درودبرموسوی کروبی وخاتمی.
آقای ناشناس دشمن کسی هست که ملت خودشو میکشه . نه کسی که حرف ملت رو میشنوه .
دشمن کسی هست که به جوانان ، زنان و مردان این جامعه میگوید میکروب .
حالا شما میگید آمریکا از ما حمایت میکنه و منم میگم چین و روسیه هم از شما حمایت میکنه حداقل آمریکا به خدای واحد معتقده اما چین و روسیه حکومتی کمونیستی داردند و وجود خدا رو انکار میکنند . داداش کافیه کمی چشماتو باز کنی .
این راهی که آقای خامنه ای میرود بترکستان است.این را از باب مصلحت دین ملت و کشور میگویم چرا که در دهه هفتم عمر خود هستم و اهل سیاست و هیچ گروهی هم نبودهام.از ایشان انتظار میرود در نهان خود حرکات و اعمال احمدی نزاد را مرور کنند و آنرا با اغمال رفتار و اخلاق موسوی-کروبی و خاتمی مقایسه کند.وجود کدامیک در مقام ریاست خمهوری بنفع شخصی خودشان بود(ملت را فراموش کنید).در این مدت بیش از 400 میلیارد دلار در آمد نفت چه عایدی برای کشور معیشت ملت اشتغال جوانان جویای کار ببار آورده است .مقام و موقعیت کشور در عصه جهانی و منطقه ای بکجا رسیده است.در داخل همبستگی مردم و نظر اقشار و فرق گونا گون بدولت نظام و شخص رهبری در مقام مقایسه با دوران خاتمی
که بقول خودش تدارکاتچی بیشتری نبود و نگذاشتید گامها ئی و لو اندک در جهت مردم سالاری دینی بر دارد در چه مقام و موقعیتی است؟
اگرآقای موحدی کرمانی درراس سپاه می ماند وجای خودرابه آقای سعیدی نمی داد شاید امروز شاهد این همه بی قانونیها درسپاه نمی بودم به عقیده من ریشه همه این نابسامانیها درخودکامگیهای سپاه است می خواست درزمان خاتمی مملکت راقبضه کندچون نتوانست مترسکی چون احمدی نژاد روعلم کرد
افتخار می کنم که به یک انسان نجیب و ساده زیست و انقلابی واقعی رای دادم.
یا حسین میر حسین
جناب ناشناس به قول بزرکترتون آبو بریز اونجا که می سوزه
درود بر میر حسین عزیز. خدا به میر حسین و تمام ملت ایران کمک کند تا بتوانیم این حکومت ظالم رو سرنگون کنیم.
یا حسین میر حسین.
سايت كلمه
چرا هيچ اطلاع رساني نسبت به وضعيت و حال و روز ايشان نمي كنيد ؟
با دخترانشان بيشتر مصاحبه كنيد
در مورد چهلم حاج مير اسماعيل موسوي برنامه ريزي كنيد
روزی نیست که بر من بگذرد و عکسی از سیمای زیبای تو از پیش دیدگانم نگذرد… ای سبزترین برگ هستی ….میر…..
ببين اوضاغ سياست در كشور به كجا كشيده كه يه مداح بي سواد(سعيد حداديان) هم با ناز ميگه من سرم خيلي شلوغه
ولي ممكنه براي نمايندگي مجلس شركت كنم. يه زماني كيا نماينده بودند الان كيا ميخوان نماينده بشن تازه
اونم با ناز و عشوه شتري …
مردم سیاست را درک می کنند؟
سیاست شاخه ای از فرهنگ است؟
مزخرف
درود بر میر حسین
مرگ بر دیکتاتور
هر که را لایق هر چیز که بود بیش ندادند
بینش سیاسی ما هنوز در حدی نرسیده است که لایق بیش از اینها باشیم.
ترا به خدا یه نوشابه هم برای خودتون باز کنید تعارف نکنید
صدام حسین باراک حسین میر حسین علیهم لعنه
یا حسین میر حسین
با نطر دوستمون موافقم که گفت داستان مشایی فقط ظاهر سازیه.
ولی در کل تو انتخابات(همون انتصابات) بعدی امام زمان هم بیاد کاندید بشه(که البته باز اسم یکی دیگه در میاد) من که دیگه دای نمیدم.
شما چی؟…
درود بر موسوی . تاریخ قضاوت خواهد کرد که کودتاگران چه خیانتی به ای مردم کردند
خدایا یار باش با بیرقی سبز که در دشت جنون در احتزاز است.
بده دریا دلان را پشت دیوار دوصد شوق رهایی در پیشواز است.