از وبلاگها / انتقادها تندتر شده است، دلسوزان صفبندیهای جدید را قبول ندارند
چکیده :باور کنید تحلیل شما از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و توصیف شما از وضع موجود کشور و تلاش شما برای ترسیم یک صفبندی خاص از دوستان و دشمنان انقلاب، مقبول نیفتاده است و افرادی با این سوابق دلسوزی برای انقلاب، مردم و کشور و خیرخواهی برای شما علیرغم همه انتقادها و اعتراضاتی که در دل و ذهن خود نسبت به شما دارند، از این همه تبلیغات و فعالیت رسانههای حکومتی، قانع نشدهاند....
علی شکوهی، روزنامه نگار، با اشاره به اینکه نسل جدید در حال چرخش فکری است و نه تنها تحلیل صاحبان قدرت از حوادث پس از انتخابات را نپذیرفته، بلکه به سؤالات اساسی تری روی آورده، نوشت:
در این تهران درندشت، جمعیتی از همه شهرهای ایران گرد آمدهاند که در تلاش برای حفظ ارتباط با یکدیگر، گهگاهی به بهانههایی جمع میشوند و جلساتی را با هم برگزار میکنند. ما «بهشهر»یهای مقیم مرکز هم در قالب چند گروه مجزا، جلسات ماهانهای را برای دیدن و گفتن و شنیدن و طرح مشکلات داریم و من هم عضو ثابت یکی از این جلسات هستم.
اکثریت جمع ما را کسانی تشکیل میدهند که از سالهای قبل از انقلاب، به عنوان نیروهای مذهبی طرفدار امام خمینی شناخته میشدند، در سالهای اوایل انقلاب در همه صحنههای فرهنگی و سیاسی دفاع از انقلاب حاضر بودند، در جبهههای جنگ حضور داشتند و برخی جانباز و ایثارگرند، غالب آنها از خانواده شهدا هستند، در طی سالهای متمادی مسئولیتهای مدیریتی و اجرایی مهمی را برعهده داشتند و غالبا افرادی تحصیلکرده، متخصص و صاحبنظر محسوب میشوند. آیتالله جباری امام جمعه بهشهر یک بار مهمان این جمع بود و اذعان میکرد که در طی این سالها در تهران و قم و شهرهای دیگر، در محافل متعدد دوستان بهشهری حضور داشته اما از این جمع کیفیتر ندیده است. این جمع دوستانه با توجه به این همه سوابق مشترک و قرابت فکری و سیاسی، در عین حال در درون خود، تفاوت دیدگاه هم دارد اما همه دوستان، «وحدت در کثرت» را باور دارند و وجود اختلاف نظر و تفکرات گوناگون و داشتن گرایشهای سیاسی متفاوت در بینشان به رسمیت شناخته شده است و به همین دلیل، معمولا مناقشاتی دوستانه در میگیرد اما خللی به تداوم ارتباطها و برگزاری نشست ماهانه وارد نمیکند.
اینها را گفتم تا حرف امروزم را مطرح کنم. بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در اندیشه و باور این جمع مواردی برجسته شده است که شاید تا قبل از آن کمتر مورد توجه بوده است. اینک نوع پرسشهایی که مطرح میشود، تازه است. اینان علیرغم دلبستگی کامل به اسلام و امام و انقلاب، غالبا کارآمدی نظام در حل مشکلات کشور را باور ندارند و حتی برخی از آنان، این نحو حکمرانی را به ضرر اسلام میدانند. برخی به اصل حکومت دینی کماعتقاد یا بیاعتقاد شدهاند و دستکم در مورد مدل کنونی نظام سیاسی یعنی جمهوری اسلامی مبتنی بر اصل ولایت فقیه، پرسشهای اساسی و بنیادین را مطرح میکنند. گروهی اصل ولایت فقیه و حتی شخص فقیه حاکم را قبول دارند اما نسبت به عملکرد و مواضع ایشان قانع نیستند. در مقابل، هستند کسانی که دیگر به پیوند دین و سیاست هم معتقد نیستند به این دلیل که این امر را نه به نفع دین میدانند و نه به نفع مردم و تجربه جمهوری اسلامی را بارزترین دلیل این مدعا معرفی میکنند. عملکرد نظام در حوادث انتخابات و بعد از آن و دستگیریها و محاکمات و زندانی ماندن افراد برجسته سیاسی نظام در منزل یا زندانهای رسمی برایشان توجیهناپذیر است. دولت کنونی را اساسا قبول ندارند و دفاع گاه و بیگاه مقامات عالی نظام از احمدینژاد را بر نمیتابند. از سکوت مراجع تقلید نسبت به مسائل جاری کشور ناراحتند و بر ضرورت ورود جدی آنان علیه ظلم و بیعدالتی مورد نظر آنان، تاکید دارند. جملگی اذعان دارند که در مقابل نسل جدید جامعه و برای فرزندان خود، مانند گذشته نمیتوانند از انقلاب و رهبران آن دفاع کنند بویژه آن که بسیاری از سئوالات موجود، به حق یا ناحق، متوجه دوران امام خمینی هم میشود و این امر برای آنان که دوران امام را کاملا قابل دفاع تلقی میکردند، تلخ است. خلاصه آن که صحبتهای ما در این گونه جلسات با گذشته خیلی متفاوت شده است.
پریشب هم یکی از این جلسات برپا بود که تندتر شدن انتقادها را شاهد بودیم و باز مانند دیگر جلسات یکی دو سال اخیر، توپخانه اشکال و اعتراض و انتقاد دلسوزانه و خیرخواهانه بود که میغرید. حتی روایاتی که از سوی برخی از دوستان، انتخاب و شرح میشد، آکنده از کنایه و طعنه به وضع موجود جلوه میکرد. البته در این مورد اشکال متوجه آن دوستان نیست زیرا ما هر چه از ارزشهای دینی و سیره امام علی(ع) و درسهای نهجالبلاغه را این روزها مطرح بکنیم، انتقاد به وضع موجود جلوه میکند.
اما آنچه من قصد بیان آن را دارم صرفا ارائه یک گزارش است به همه کسانی که صاحب قدرتند و اصلاح وضع موجود را قادرند و مسئولیت این کار را هم بر دوش گرفتهاند. باور کنید تحلیل شما از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و توصیف شما از وضع موجود کشور و تلاش شما برای ترسیم یک صفبندی خاص از دوستان و دشمنان انقلاب، مقبول نیفتاده است و افرادی با این سوابق دلسوزی برای انقلاب، مردم و کشور و خیرخواهی برای شما علیرغم همه انتقادها و اعتراضاتی که در دل و ذهن خود نسبت به شما دارند، از این همه تبلیغات و فعالیت رسانههای حکومتی، قانع نشدهاند. باور کنید که امروز این نسل با سابقه انقلابی، با کوهی از «مسئله» و انبوهی از «سوال» در حیطههای سیاسی و اجتماعی مواجه است که نه کسی این مسائل را به شکل عقلایی حل میکند و نه مسئولی به این سئوالات به صورت منطقی پاسخ میدهد. این جمع یک نمونه از هزاران محفلی است که افکار عمومی جامعه را نمایندگی میکنند و نشانی از واقعیت جامعه امروز ما دارند. این گزارش را جدی بگیرید و تا دیر نشده، فکری بکنید.














انتقاد حق مردم است. به ویژه انتقاد از کسانی که جو را جلو سگ و استخوان را جلو اسب می گذارند.