هاشمی رفسنجانی: مضامین نامه ۸۸ روشن شده است
چکیده :هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونهای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکسالعملها که از پیش سازماندهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است....
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به سوالاتی پیرامون نامههای سرگشاده خود در سالهای ۵۹ و ۸۸ پاسخ گفت. آیتالله هاشمیرفسنجانی با اشاره به اینکه نامه سال ۵۹ هم مورد رضایت بنیانگذار انقلاب قرار گرفت و هم بعدها با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب؛ در مورد نامه سال ۸۸ به رهبری تاکید کرد: مضامین نامه ۸۸ روشن است و نکته بسیار مهم این بود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند “درباره مطالب نامه ملاحظهای ندارند”.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آیتالله هاشمی رفسنجانی؛ در بخشی از پاسخهای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است: یکی از علل تصمیمگیری در مورد نوشتن نامه سال ۵۹ به محضر امام(ره) توسط من ارتباط بیشتر من با امام و شناختی بود که امام از من داشتند ضمن اینکه اقدامات بعدی امام نشان از رضایت ایشان نسبت به محتوای نامه داشت و با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب هم قرار گرفت. آیتالله هاشمی در بخش دیگر این مصاحبه ضمن اشاره به دلایل نگارش نامه ۸۸ به رهبری بر روشن شدن مضامین آن تاکید کرد: نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: درباره مطالب نامه ملاحظهای ندارند و بنظرم دیگر اظهارنظرها باندی و سیاسی است.
متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:
چرا نامه سال ۵۹ به قلم و امضای آقای هاشمی نوشته شد؟
این تصمیم امضاءکنندگان بود. به من مأموریت دادند. نوشتم و آقایان هم تأیید کردند. یکی از علل این تصمیم «ارتباط بیشتر من با امام بود» که میدانستند. با «شناختی که امام از من داشتند» و با نیازی که به پیگیری بود، میدانستند از طریق من کار روانتر و آسانتر میشود.البته امضا منحصر به من نبود. امضای آن چهار بزرگوار قبل از امضای من است. نامه دوم فقط امضای مرا دارد.
چه کسانی و چگونه به مخالفت با آن پرداختند؟
در آن مقطع نامهها منتشر نشد و کسی هم مخالفتی نداشت. آنها که مطلع بودند، همه موافق بودند. بعد از انتشار هم کسی اعتراضی نکرد. بلکه تحسین کردند. چون از نتایج آن خشنود بودند. البته طبعاً ضدانقلاب و طرفداران آقای بنیصدر و لیبرالها مخالف بودند و بعدها مطالبی نوشتند.
نظر امام نسبت به نامه چه بود؟ آیا خاطرهای از برخورد امام در مورد نامه به یاد دارید؟
هر دو نامه بعد از گذشت حدود یکسال از تاریخ نوشتن نامه اول به امام تقدیم شد و در آن زمان بسیاری از پیشبینیها و نکات نامه روشن شده بود. من شخصاً مطلبی و اظهارنظری از امام(ره) به یاد ندارم، ولی « اقدامات بعدی امام نشان از رضایت امام داشت».
دوستان مخالف بعد از اثبات عینی نامه اشتباه خود را چگونه جبران کردند؟ در صورت امکان با ذکر مصادیق.
مخالفتی نبود که نیاز به جبران باشد. «آنها هم که بعد از انتشار و اطلاع مخالفت داشتند، شاید بر مخالفتشان باقی ماندند».
توصیه شما به دوستانی که هنوز پیام اصلی نامه ۸۸ را با عینیت یافتن بخش عمده مفاد آن در نیافتهاند، چیست؟
فکر میکنم «مضامین نامه ۸۸ روشن است». بنظر اینجانب اظهارنظرها باندی و سیاسی است و تا شرایط همین است، اعتراف نخواهند کرد. ولی نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: «درباره مطالب نامه ملاحظهای ندارند» و فقط دو نکته وجود دارد. اول اینکه اگر با من مشورت میکردید، میگفتم باید بعد از انتخابات منتشر شود که من جواب دادم چند ساعت قبل نامه را خدمت شما فرستادم برای مشورت که جوابی نرسید. فرمودند آقای حجازی نامه شما را موقعی به من داد که مشغول خواندن متن آن در کامپیوتر بودم. نکته دوم اینکه آقای احمدینژاد در آن مناظره شخص شما را متهم نکرده است که جواب دادم هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونهای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکسالعملها که از پیش سازماندهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است.» به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمیکنم که نکردند.














امام خمینی(ره) یه چیز ِ دیگه بود- این رهبر ضعیف داره عمل میکنه- البته نباید تأثیر آفتها رو نادیده گرفت- حداقل بذاره ما این آفتها رو نابود کنیم- دیگه چی موند از جمهوری ؟؟اسلامی؟ و از ایران؟؟؟؟؟
اگر گوشه اي به نامه ها اشاره ميشد بد نبود.
آقایان هنوز در نیافته اند که همان نامه اول آقایان در خدمت انحصارطلبی و حذف رقیب بود که کار را به ضرورت نوشتن نامه دوم کشاند. آقای رفسنجانی هنوز نمی دانند که یبن مردم این مثل معروف رواج دارد که ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار. تا از تاریخ درس گرفته نشود وضع به همین منوال خواهد بود.
man himishe be sohbathaye shoma tavajjoh mikonam va asheghe tahlilhaye shoma hastam va baraye man tekrar nashodani hasti?
فقط این رو تو یوتوب سرچ کنید:یا علی گفتن……….وببینید ریا و مردم فریبی تا چه حد/فقط فیلم5دقیقه ای رو نگاه کنید
خداوند عاقبت رفسنجانی را ختم به خیر گرداند
جناب آقای هاشمی شما با فعالیتهای اقتصادی که از زمان سازندگی شروع کردی و دانشگاه آزاد و … خیلی خودت رو سنگین کردی و امکان مبارزه با تندروها رو از دست دادی. هر زمان که شما شروع به مبارزه میکنی آنها هم فشار به فعالیتهای اقتصادی شما رو افزایش میدن و شما سکوت میکنی. کاش این فعالیتها رو به کناری میزاشتی و مستقیم وارد گود میشدی. انقلاب از دست رفته و ما در حال وارد شدن به یک دوره تاریک دیکتاتوری هستیم که معلوم نیست آخر و عاقبتش به کجا خواهد رسید.
اقای هاشمی عزیز:لطفا نامه سال 59 را منتشر کنید. نامه سال 88 را می دانم.
که چه؟
سلام ما با امام خمینی به لحاظ اجرا احکام اسلامی پیمان بستیم… اما امروز با برسی عملکرد شما و بقیه متوجه شدیم شما حتی به قانون اساسی مقید نیستید مگر رو حانیت جقدر بلوغ فکری داشته که در همه امور خودرا قیم مردم مداند ..شما و امام خمینی حقی داشتید با اقایان فرمایشی در خبرگان بدون اگاهی و علم ار کشور داری برای ملت ما به دروغ تصمیم بکیرید…شما باید توان پس بدهید و امریکا انگلیس و روسیه با تقویت احمد نژاد و بانهای فاسد در مجلس ..انتقام خود را از ملت مظلوم بگیرند…شما و بقیه باید در حد یگ شهروند ایرانی برای خودتان حق قابل شوید شما چشم اموییه و خلفا را سفید کرید..درود بر رزمندگان درود بر حضرت حمزه که با کهولت سن با شمشیر به میران نبرد میرفت..لعنت بر شما که جز با ریاست کار دیگری نکردید سلام بر شهدا اسلام عزیز.. …
سلام بر هاشمی.
سکوت رهبری، تایید سخنان محمودی است که از همه به وی نزدیک تر است، حتی شاید نزدیکتر از رگ گردن!
نکته دیگر آنکه یعنی آقا ندیدند که سخنان محمودخان در سایت رجانیوز و فاطینیوز چگونه تفسیر شد؟ تندروهای بیت معظم را نشناختهاند؟ خرخرهها که بیخودی جویده نمیشوند. مگر میشود؟
…!
اگر به نامه هاشمی عمل می شد امروز نیازی به حکومت با زور سر نیزه نبود.
آقای هاشمی همیشه ثابت کرده بینش سیاسی قوی دارد.دشمنان اسلام و ایران دارند ایشان را از انقلاب می گیرند تاریخ قضاوت خواهد کرد. اما افسوس که جبران پذیر نیست
ممکنه نامه 59 را در سایت قرار بدهید؟
نامه 59 دیگه چیه قضیش؟
این که مقام رهبری نامه رو در اینترنت می خوندن که آقای حجازی متن نامه را برای ایشون آوردن ، نشانه بدیه. به نظر می رسه بعضی ها در صدد ایزوله کردن رهبری هستند. این خطر بزرگیه که حقایق رو فیلتر کنن و یا درست به مقامات بالاتر انتقال ندن. توجه شما رو به برخورد امام با روزنامه اطلاعات و آقای دعائی که دو تا روزنامه چاپ می کردن و در نسخه امام ، اخبار بد رو انعکاس نمی دان کردن جلب می کنم. به نظر من ایشون (مقام رهبری) باید در صورت صحت این مطلب برخورد کنن
قابل توجه بعضی از طرفداران عام وسنتی خامنه ای که جدیدا میان انها شایعه انداخته اند که اقا (رهبری) از خیلی مسائل و جنایات بی خبر هستند وگروهی از اطرافیان رهبری سعی میکنند اقا در جریان خیلی از مسائل قرار نگیرند مخصوصا در خانواده های شهدا…ایت الله رفسنجانی با ظرافت خاصی در مصاحبه بالا انجائیکه میگویند اقا (رهبری) به ایشان کفتند زمانی نامه شما را اقای حجازی .به من نشان دادند که …من داشتم از طریق کامپیوتر ان را میخواندم .. (رفسنجانی با ظرافت ) .اشاره میکنند که اقا با استفاده از کامپیوتر بر تمام اتفاقات واخبار از طریق اینترنت اشراف دارند البته .این به غیر از اخباری که از طریق اطرافیان میرسد …
Man vaghean tajob mikonam ke masir asli enghelab eslami ke emam khomeini paye gozar an bod kamelan avaz shode ast. Tamami kasani ke man mishenasam va janfeshani va reshadathaie ziadi baraye keshvar kardand va hata baradar va azizan khod ro taghdim enghelab kardand alan kenar neshasteand va ghebte mikhorand ke che bar sar in enghelab amad. Omidvaram masolin gerami ke alan dar ras ghodrat hastand az khabi ke dar an foro rafteand bidar shevand
کودتائی با انتخاب رئیس جمهور فعلی در کشور بر علیه یاران انقلاب صورت گرفت و بدعتی معمول گشت آبروها فرو ریخت و بی آبروها و بی شخصیتها رونق گرفتند در واقع نسل اولی انقلاب را نشانه رفتند و تا به امروز هم در نظر خودشان پیروزند افسوس به همکاران قدیمی انقلاب که یک شخص بی هویت ملی و معنوی را از هاشمی محرمتر دیدند و پایه های نظام را لرزانند راستش این است که اگر صد سال هم نظام با افرادی چون مشائی و بقائی و رئیس قوه اجرائی فعلی دوام بیاورد پایگاه واقعی مردمی نخواهد داشت روزی باید یارانه نقدی داد و روز دیگر سیب زمینی و … این یعنی اینکه محبت دولت و مسئولین رده بالای کشوری دیگر در قلب مردم جای ندارد و این خطر جدی است
اگر متن نامه هم در این مقاله درج میشد خیلی بهتر بود.
به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمیکنم که نکردند.
متاسفم
به نام خداي آزادي
محضر مبارك اعضاي محترم شوراي هماهنگي
با سلام و تحيت
احتراما نظر به حالت ركودي كه در سال جاري بر جامعه حاكم است مستدعيست نسبت به موارد زير تامل نموده و در راستاي برونرفت از فضاي رخوت افزاي موجود تصميمات مقثضي اتخاذ فرماييد.
1- از آنجايي كه انقلاب ملت در سال 57 انقلابي بيشتر معنوي بود تا اقتصادي ، انتظار مي رفت با عنايت به نامگذاري سال 90 توسط ديو سياه (سال جهاد اقتصادي) از اين سو (شوراي هماهنگي جنبش سبز) به عنوان سال جهاد معنوي نامگذاري شود . كه نشد ، هرچند هنوز هم وقت باقيست.
و اما چرا جهاد معنوي:
الف) غربت راستي ، پاكي و سلامت در جامعه و سيطره ي مطلق دروغ و زشتي و پلشتي بر كشور
ب) شيوع بي حدو حصر خرافات در جامعه توسط سيماي ديو سياه ، كه براي نمونه مي توان از توزيع cd ظهور ، يا علي گفتن خامنه اي در هنگام تولد، به ملكوت رفتن وي سالي چند ساعت، بالاتر خواندن خامنه اي از سيد خراساني موعود هنگام ظهور احتمالي توسط مصباح يزدي . …..
ج) يخرجون من دين الله افواجا به دلايل بالا و هزاران دليل ديگر جوانان معصوم اين مرزوبوم اهورايي فوج فوج دارند از آيين رهايي بخش اسلام خارج مي شوند.
د) آتش افتادن در خرمن اخلاق و پاكي جامعه كه جبران آن ده ها سال كار مستمر فرهنگي معنوي را مي طلبد.
ه) پوشاندن پوستين وارونه بر تن دين كه از آن هيولايي آدمخوار ساخته تا مردم از اسم آن هم به هراس افتندو ديگر كسي جرات دفاع از دين را نداشته باشد.
و) ………..
2- خواهش مي كنم از فرصت طلايي نماز هاي جمعه در سراسر كشور استفاده كنيم . چرا نبايد نمازهاي جمعه ما مثل ساير كشور هاي همسايه به كانون مبارزه تبديل شود. مگر نماز جمعه ي به امامت رفسنجاني را فراموش كرده ايم كه چه لرزه اي به جان اهريمن انداخت. چه تفاوتي مي كند كه امام جمعه چه كسي باشد. هدف بهره گيري از اين امكان اجتماع است كه هر جمعه در سطح كشور فراهم است.
3- بر روي تحصن در حرم امام و يا جماران هم بينديشيد . اين خود يكي از فرصت هاي اعتراضي است كه با عنايت به همراهي بيت شريف امام با جنبش سبز ملت مي تواند به حركت كمك نمايد.
4- در راستاي سازماندهي رزمندگان سبز بايد بيشتر كار كرد چون برخورد با ما رزمندگان هزينه اهريمنان را بالاتر مي برد.
5- برگذاري نمازهاي جماعت در پاركها هم مي تواند فرستي براي تجمع ايجاد كند.
6- همه اينها كه ذكر شد تنها جهت يادآوري است و الا من مي دانم كه شما عزيزان بر تك تك اين موارد انديشيده ايد . اما نبايد بگذاريم اين فضاي موجود تداوم يابد . بايد فكري كرد
حق يارتان / يا حسين ميرحسين
ارادتمند شما بسيجي سبز خط امام
آقای رفسنجانی نماد و نمود خط اعتدال و مرد سالهای سختی و گذار از بن بست های دشمن یا دوست ساخته است
بزرگ مردی که درطول دوران زندگی اش و در برهه های مختلف به اسلام و انقلاب اسلامی کمک نموده و بحق مرز میا ن افراط و تفرط و شاخص و صراط مستقیمی است برای رسوایی و رسوا کردن وابستگان به رژیم قبلی که دست از راه و رویه ی منحوس و فناتیکشان برنداشته و ایضا متحجران و جزم گرایان میرا فکر ی که در نبود خطا امام میدان را برای افکار و امیال قشری شان مهیا دیده اند
هاشمی رفسنجانی مردی است که تا نام امام هست چهره مصم و مهربان او بعنوان شاگری نخبه و سربازی دست از جان شسته در ذهن ها ظاهر باقی می ماند
جانباز و شهید زنده ای که امام او را برتر و بهتر از خیلی ها می دانست و می شناخت و به او اعتماد تام و تمام داشت و در دوران سخت از مشورت و بهره گیری از ابتکارهای ناب او تردیدی بخود راه نمی داد
ابرمردی که تمامی بن مایه های استقلال صنعتی مان ریشه در برنامه های مدون و تصویب شده در زمان و زمانه ی ریاست جمهوری او دارد / مدعی بی ادعایی که جز خدا و رضایت خدا به کمتر چیزی می اندیشند و مهربانی،همدلی و همراهی او با مردمان و اقشار مختلف از هر جناح با هر تفکر برخواسته و برگرفته از این خوی و خصلت ا مختص خدا ستایان عارف است که از شکست و شکستن دل ها گریزانند
کسی که در عنوان جوانی وبا وجود نبود منابع در زندان کتاب وزین امیر کبیر نگاشت تا همگان بدانند ابر مردی امیر کبیر گونه اما اینبار از تبار روحانیت قدم در راه خدمت به مردم ایران زمین دارد
سیاست مداری که در زمان زمانه های ناباوری همه را متوجه اسلام و انقلاب و روشنگری و روشن بینی تشیع علوی نمود
مفسری بی ادعا و تنها کسی که دشمن مشترک و وجه اشتراک حمله ی سلطنت طلب ها ، جدای طلبان پان ستا و همچنین متحجران و طالبان داخلی است و بنوعی عیاری برای رسوایی افراط و تفریط:
ای صبوری که به صبر
حجم هر هجمه تلخ می شکنی
شک نداریم که نام و تو و مهرتو در خاطرما می ماند
جاویدان .
امید است ایشان همچنان بعنوان مدیری مدبر و داوری خداپرست و خدا ترس در خط میانه بماند تاامیدی باشد برای اتحاد جناح ها و آزادی عزیزان دربند و عمل به قانون اساسی ومرتفع شدن تمامی کدورت های دنیوی و دلجویی از ستم دیدگان
انشاءالله
اقای هاشمی توان حمایت از خود و فرزندانش را ندارند چرا باید از او انتظار بیهوده داشت و برای اون وقت گذاشت
آقایان رفسنجانی ،خامنه ای ، بهشتی ، موسوی اردبیلی و باهنر روز ۲۸ بهمن ۱۳۵۸ نامه ای به آقای خمینی مینویسند که بخشی از آن در ادامه میاید؛
” ۱۶- خلاصه ، علائم تکرار تاریخ مشروطه به چشم میخورد . متجدد های شرق زده و غرب زده علیرغم تضاد های خودشان با هم ، در بیرون راندن اسلام از انقلاب همدست شده اند ( نمونه جلسه ای که از مذهبی های چپ گرا و محافظه کاران غرب گرا یا ملی گرا برای همکاری در مقابله با حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اخیر تشکیل شده بود ). احتمال اینکه روال موجود مانع تشکیل مجلس شورای اسلامی احتمالی گردد که جنابعلی بدان دل بسته اید و امیدوارید بتواند نارسایی ها و کمبود های رییس جمهور را جبران کند ، قابل توجه و تکلیف آور است .”
در بند ۱۱ این نامه آمده است ؛ ” ..و متاسفانه این خطر بطور جدی وجود دارد که انتخابات مجلس شورای ملی ، تحت تاثیر همین جو ناسالم منجر به انتخاب شدن افرادی که تسلیم رییس جمهورند بشود و از داشتن مجلسی مستقل و حافظ اسلام در مقابل انحراف احتمالی مجریان ، محروم باشیم .”
این نامه نشان میدهد که تنها ۲۳ روز پس از انتخاب اولین رییس جمهور ایران ، جوسازی علیه آقای بنی صدر از طرف طیف حزب جمهوری اسلامی به شدت آغاز شده ، و هنوز یک سال از تصویب قانون اساسی نگذشته ، مجلس شورای ملی در پشت پرده به “مجلس شورای اسلامی احتمالی” تبدیل شده است. آقای رفسنجانی با مقایسه نامه ۸۸ و ۵۸ میخواهد بفهماند ، آقای خامنه ای خود در عملی مشابه شریک بوده است و اکنون جایز نیست او را بخاطر نوشتن نامه ۸۸ مورد سرزنش قرار دهد.
با تشکر از پیام روشنگر آقای عمرانی عرض می کنم که تعبیر “جوسازی علیه آقای بنی صدر” به نظرم جالب نیامد.
دیرزمانی است که در کشور عزیزمان هرنوع بیان واقعیتها که به زیان کسی یا گروهی باشد “جوسازی” خوانده می شود. هرکه طرفدار هر فرد یا گروه از حاکمیت بوده تحمل هیچگونه اظهارنظری در مقام مخالفت با فرد یا حزب مورد علاقه اش را نداشته است.
البته قبول دارم که این “عدم تحمل” از جانب کسی که قدرت در دست اوست ناپسندتر و فسادانگیزتر است.
سلام
آقای هاشمی اگر به اطرافیان خود اشراف کامل داشت و از طرفی اجازه هر گونه مانور نمی داد حالا کسانی که منتظر انتقال جویی بودند و اینچنین بلا بر سر مردم و جوانان عزیز نمی آمد
ضمن اینکه مردم در تمام نقاط ایران از آگاهی برخوردار نباشند ما حالا حالا ها باید تاوان پس بدیم تا جایی که هر نوع خرافه گویی را براحتی بیان می کنند تا جایی که موقع انتخابات 88 در یکی از سایت درج کرده بود امام زمان (عج) دو هفته دیگه ظهور خواهد کرد و به احمدی نژاد رای دهید !! وحالا ظهور نزدیک است (تا جایکه در حرم حضرت معصومه CD آن توزیع میشد!!)و الان که یا علی گفتن آقای خامنه ای در حین تولدش
یااااااااااااااااااااا علی علی یارت
تشکر از دوست عزیزی که قسمت هایی از نامه رو تو پستش آورده.
در ضمن آقایون گردانده سایت کلمه بهتره متن نامه 59 رو کامل مینوشنید تا خودمون تصمیم بگیریم که چی درسته و چی غلط. این که اون نامه در فلان زمان نوشته شده و آقای خمینی واکنش مثبتی نسبت به اون نشان داده دلیل نمیشه که ما اون نامه رو نخونده تایید کنیم و بذاریم رو تخم چشمون . به هرحال به لطف اطلاع رسانی آزاد امروزه و جدا شدن نسل جوان کشور از تعصبات بیجا، ما به خوبی میدونیم که نو اون سال ها به خاطر هیجان بالای انقلاب و ورود یکباره نسلی بیتجربه و متعصب اشتباهات زیادی رخ داده است.
و از قیمت هایی از نامه 59 که دوستمون نوشته مشخصه که نامه قصد حذف مخالفان یه جریان فکری رو داشته ، درست مثله همون چیزی که در سال های اخیر شاهدش هستیم. پس این نامه چه افتخاری داره که به اون میبالید. اگر آقای هاشمی در او سالها اونقدر درک سیاسی داشت که به مخالفش در راستای دموکراسی حقی قاعل میشد. ما امروز این وقابع رو نمیدیدیم .
….
متن کامل نامه 59
البته برای این نامه متاسفم چون نشان از حذف مخالفان داره درست مثله امروز . فقط بازیگرها جابجا شدند
منبع : http://shargh.us/article/82-1387-12-24-16-05-46/2117———-59.html
بسماللهالرحمنالرحیم
امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم
به نظر میرسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمیآید، ناچار چیزهائی که تذکرش را وظیفه تشخیص میدهم تحت عنوان: «النصیحه لائمه المؤمنین» در این نامه بنویسم؛ خواهش میکنم توجه فرمائید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید:
۱- یکسال پیش پس از انتخابات ریاست جمهوری نامهای به خدمتتان نوشتیم که نسخهای از آن ضمیمه این نامه است. شما در بیمارستان قلب بستری بودید و ملاحظه حال شما مانع تقدیم نامه گردید، خواهش دارم، اول نامه را ملاحظه نمائید و سپس این یکی را.
۲- احساس میکنم که روابط و ملاقاتهای ما با جنابعالی، صورت تشریفاتی به خود میگیرد و محدودیتهایی در طرح و بحث مطالب –من جمله خوف از اینکه جنابعالی موضعگیری سیاسی و رقابت تلقی کنید- به وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارت بار باشد.
۳- تبلیغات متمرکز مخالفان –که از مقام رسمی و تریبونهای رسمی در رُل مخالف و اقلیت سخن میگویند- و نصایح کلی و عام جنابعالی و سکوت و ملاحظات ما که علل موضعگیریها را روشن نکردهایم، وضعی به وجود آورده که خیلیها خیال میکنند ما و طرف ما بر سر قدرت اختلاف داریم و دو طرف را متساویاً مقصر یا قاصر یا … میدانند. ما برای حفظ آرامش نمیتوانیم مطالب واقعی خودمان را بگوئیم و جنابعالی هم صلاح ندانستهاید که مردم را از ابهام و تحیر درآورید.
خود شما میدانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحههائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا میکردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارکالصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمیدادید، شما روزنامه آیندگان و … تحریم میکردید، شما از حضور زنان بیحجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بیحجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری میکردید؟ همینها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بیطرف بگیرید؟ آیا بیخط بودن و آسایش طلبی را میپسندید؟ البته اگر مصلحت میدانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگوئید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلاء قم و ائمه جمعه و جماعات و … در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بیطرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعداً تاریخ چگونه قضاوت میکند؟
۴- ما جایز نمیدانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از همراهان سابق، قیافه بیطرف بگیریم و به اصطلاح جنت مکان و بیآزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه میمانیم و از مشکلات، مخالفتها و تهمتها نمیهراسیم و به صلاحیت رهبری جنابعالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است. مگر اینکه بفرمائید، همین ابهام صلاح است. احتمال اینکه این ابهام در رابطه با خطوط سیاسی و فکری جاری و خطی که در ارتش تعقیب میشود، آثار نامطلوبی در تاریخ انقلابمان بگذارد، وادارم کرد به عنوان وظیفه روی این مطالب، صراحت و تأکید داشته باشم و امیدوارم مثل همیشه این جسارت را ببخشید.
۵- قبل از انتخابات ریاست جمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنیصدر مخالف بینش اسلام فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش میکنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاست جمهوری مقام سیاسی است و کاری دستش نیست؛ امروز ملاحظه میفرمائید که چگونه در کار کابینه و … میتواند کارشکنی کند و چگونه با استفاده از مقام، مجلس و دولت و نهادهای انقلابی را تضعیف میکنند و ما فقط میتوانیم دفاع کنیم؛ چون تضعیف متقابل را با گفتن نواقص رئیس جمهور صلاح نمیدانیم و همان دفاع هم مشاجره تلقی میشود و بحق مورد مخالفت جنابعالی قرار میگیرد و آتش بس میدهید و خودتان هم دفاع لازم را نمیفرمائید که: اختلاف دو بینش است که یک طرف مصداق اسلامش غضنفرپور و سلامتیان و سعید سنجابی و طرف دیگر رجائی و گنابادی و منافی و موسوی و … میباشند.
۶- در خصوص جنگ و فرماندهی ارتش، مطالب و احتمالات زیادی داریم. فرماندهی به خاطر ناهماهنگی و وحشت از نیروهای خالص اسلامی، مایل است نیروهای غیر اسلامی را در ارتش حاکم کند –که منافع مشترک پیدا کردهاند- و نیروهای خالص دینی را یا منزوی و یا منفصل نماید. خلبان شیرودی که سمبل ایمان و شجاعت و تلاش است، در پادگان ابوذر به من میگفت که امروز ایمان میجنگد نه تخصص و میخواهند دست مؤمنان را کوتاه کنند، ایشان همراه و همرزم خلبان شهید کشوری و خلبان شهید آشوری است. وحشت داشت و به من گفت پیامش را به شما بگویم و ضبط هم شده؛ احتمال اینکه مدیران جنگ به علل سیاسی طالب طولانی شدن جنگ باشند، وجود دارد و این احتمال تکلیفآور است. احتمالاً آقای بنیصدر به منظور تضعیف دولت و شاید –بعضیها هم باشند- برای اجرای منویات آمریکا و … مخصوصاً کمبود مهمات و اسلحه قابل توجه است. در این مورد لازم است، جنابعالی سریعاً فکری بفرمائید و بهتر است در یک جلسه طولانی و محرمانه با دوستان مورد اعتماد ارتشی نظیر صیاد شیرازی، نامجو، سلیمی، شیرودی و … با حضور ماها در خدمتتان بحث و تصمیمگیری شود.
۷- ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم –من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم- تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر میکنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید –ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید- و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه میشود –غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم میدانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همینگونه که عمل میفرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.
۸- اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالحتراز شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور میکند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوقالذکر ضعیفتر از گذشته نشان میدهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشتساز صراحت ندارد. خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟ واقعاً و حقاً ما انتظار داریم در مقام رهبری و مرجع تقلید اگر تعدیلی در شیوه حرکت ما لازم میدانید صراحتاً امر بفرمائید که مطیعیم؛ ما انتظار نداریم که نصایح ذووجوهی از رسانههای جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمائید.
۹- آخرین مطلب –که در ترتیب مطالب جایش اینجای نامه نیست- اینکه ما پس از پیروزی آقای بنیصدر برای اینکه ایشان خیالش از جانب ما راحت باشد، ایشان را به ریاست شورای انقلاب برگزیدیم و به جنابعالی پیشنهاد نیابت فرماندهی کل قوای ایشان را دادیم که سریعاً تصمیم بگیرند و کار کنند، اما ایشان به اینها هم قانع نشد و مرتباً کمبودها را متوجه ما میکرد و میگفت: « من میخواهم کار کنم ولی نمیگذارند»، در مرکز قدرت بود و دیگران را مقصر معرفی میکرد و امروز هم میبینید نقش اقلیت مخالف را. پس چه باید کرد؟ با سپاس و معذرت.
اکبر هاشمی
۲۵/۱۱/۱۳۵۹
آقای هاشمی، به اعتقاد بنده شما یکی از سیاستمداران دوره ایران معاصر هستید البته نه لزوما به مفهوم اینکه در جهت منافع ملت بودید. شما خوب میدانید که با بسیاری سیاسی کاریهایتان چه شماری از عقاید و یا افراد را از میدان به در کردید و نتیجه آن منحرف کردن مسیر دمکراسی واقعی ایران عزیز بود. شما بسیاری جاها شجاعانه ایستادید و گاهی هم از پشت خنجر زدید. نمونه بارز آن کنار زدن بنی صدر که البته همه ابعاد داستان بنی صدر (رییس جمهور منتخب مردم حتی اگر انتخابی نادرست بود) هم عیان نشد. نمونه بسیار پیچیده که تاریخ کشور را دگرگون ساخت اینکه در حساس ترین مقطع بعد از فوت آیت الله خمینی شما با نقل داستانی…، حجت الاسلام خامنه ای را به رهبری سوق دادید، که حتی اگر هم راست بوده، نه آیت الله خمینی حق انتخاب داشت و نه شما حق بیان آن. …
البته این را اضافه کنم مردم در شما چرخشی به سمت مردم می بینند و این بخاطر قدرت مردم است. من به عنوان یکی از اعضای جنبش سبز دست هر عضو جدیدی را صمیمانه میفشارم خصوصا سیاستمداری چون شما را. فقط از شما شفافیت بیشتر میخواهیم و بدانید مردم به نتایج دنیوی تلخ آن برای شما کاملا واقفند و احترام میگذارند. ببینید بر سر آیت الله منتظری چه آمد؟ ولی مردم از او به نیکی یاد میکنند، ببینید دیکتاتور بر سر کروبی شجاع و میر حسین عزیز چه آورده ولی بدانید آنها همیشه در قلبمان جای دارند. شما نیز انتخاب کنید ، شاید این آخرین فرصت شما برای جاودانه کردن نام تان باشد البته به نیکی.
یا حسین میر حسین
متن نامه ارسال شده ۲۵/۱۱/۵۹ است و در آن اشاره به نامه دیگری است که یکسال قبل از آن نوشته شده است یعنی ۲۷/۱۱/۵۸ به بیان دیگر ۲۳ روز پس از انتخاب اولین رییس جمهور با ۷۵% رای .
آقای رفسنجانی میگوید این نامه را به دلیل بیماری آقای خمینی آن موقع به دست ایشان نداده است . اما مخفی ماندن نامه از اهمیت آن و تاثیرش بر روند سیاسی نمیکاهد ،زیرا توسط ۵ نفر از افراد شورای انقلاب ، و قوی ترین حزب سیاسی کشور نوشته شده است .
آقای رفسنجانی میگوید ما آقای بنی صدر را به ریاست شورای انقلاب انتخاب کردیم ، این کار پس از نوشتن نامه انجام گرفته است ، این مساله را چگونه باید فهمید ؟ !
اگر به جای بجای تقسیم قدرت پشت درهای بسته اجازه داده میشد مردم در یک انتخاب آزاد مطابق قانون اساسی تصویب شده “مجلس شورای ملی “را بر پا کنند در اینجای که قرار داریم قرار نداشتیم و احتمالا هنوز هم حزبی به نام حزب جمهوری ایران وجود داشت.
لطفا روی نظرات بسیجی سبز خط امام کار عملیاتی انجام دهید خیلی موثره
آقای رفسنجانی عزیز,
شما حتماً یک نیتهای خوب و بهینه شده ای برای کارهایتان دارید. مخالفان شما چون با شما مخالف هستند که دلیل نمی شود با نیتهای شما هم مخالف باشند. لیبرالها را حذف کردید و از آن هم راضی هستید!!!؟ آقای عزیز, همینکاری را که با دختر شما با خود شما و خانواده شما می کنند از همین راه لیبرالها حذف شدند, همین کارها را بر سر ما ملت در آوردند و شما از چماغداریشان هیچ ملامت نکردی و جوانهای مملکت کشته شدند … اگر بجای حذف دشمنان و اگر بجای رسیدن به اهداف خودتان قانون مداری را در مملکت حاکم کرده بودید الآن نه وضع ما بدینگونه بود نه وضع خودتان. اما شما بازهم همانکارها را تکرار خواهی کرد.
اون موقع که جبران نکردند اما تو این دو ساله دارن بدجوری جبران میکنند.
این شعر در مورد این مطلب نیست شوخی جدی است با کلمه هر قسمت که صلاح بود درج کنید ممنون…. آذرسی داد یکی دوست که این سایت بخوان…. سات تحلیلی و سات خبری کلمه ست…..گفتم این یک کلمست می خوانم…آمدم دیدم ای وایییییییییی ….نه این یک کلمست!!!…. بلکه یک شه نامست…. و نه یک من دو من است….دو سه هفتاد من است…. و دلم سخت گرفت و دلم…
سلام جناب رفسنجانی.به حیرتم شما در پیشگاه تاریخ چه جوابی دارید؟؟؟؟ گهی زین به پشت و گهی پشت به زین.این آقایان که الآن می تازند محصول سیاست های غلط و خود پسندانه ی شما هستند
با عرض سلام
آقای هاشمی به طرفداری شما از ولایت نگاه کنیم یا به نامه هایتان.آقای هاشمی به رفاعه بن شداد بنگرید(در سریال مختار نامه)ابراهیم بن اشتر به او چه گفت دلیل اشتباه بودن راه را چگونه به او تفهیم کرد؟ کمی به خود بیایم.واقعا این معنای زهدی است که میفرمودید؟(برای بدست آوردن چیزی خوشحال نمی شوید و به خاطر از دست دادن چیزی ناراحت نمی شوید) قطعا نمی شود گقت که شما از روی حب و بغض این کار را نمی کنید.
به بخشی از نامه توجه فرمائید!
خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟
نه فقط تحیر ماند بی کفایتی مثل احمدی نژاد هم اضافه شد!؟
ملت هاوقتی برای نبل به ارزوهای حقه ملی خود به جنبش در میایند درصورتیکه رهبران جنبش هدف ملت راجدی نگیرندوامیال خویش راجایگزین کنند بعدادر صورت نجات یافتن از تصفیه خونین داخلی خودیها باید پاسخگوی انقلاب ملت در تحصیل حقوق ملی باشند انشااله اقای هاشمی با مطالعه تاریخ انقلاب فرانسه وروسیه وچین والجزایر ومشاهدات تجربیات خود در ایران بتوانند به نتیجه مبالغه گویی های وسرانجام ان واقعی تر بیندیشید
هر که ناموخت از گدشت روزگار هیچ ناموزد زهیچ اموزگار امید اسکه سیاستکاران یاد گرغته باشند که قول وعهدشانشان با توجه به تغییر شرایط تحول خواهند یافت ودوستان قدیم
جناب آقای رفسنجانی چوب تفکری را می خورند که خود ار بنیانگذاران آن هستند . تفکری که در آن هر آنکس که مخالف است باید حذف گردد . پس باید قبل از هر چیز همچون تاجزاده به اشتباه خود در سالهای گذشته اعتراف کند و بعد بعد دنبال اصلاح باشد
فعلا مارادونا رو ول کنید .مشکل ممودی است که دارد مملکت را به ورطه سقوط می کشاند.
از اول هدف همه شان از جمله خود آقاي هاشمي ، حكومت اسلامي بوده و نه جمهوري اسلامي. به بند 5 تئجه كنيد …”قبل از انتخابات ریاست جمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنیصدر مخالف بینش اسلام فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش میکنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاست جمهوری مقام سیاسی است و کاری دستش نیست….”
از همه دوستان خواهش دارم که تحمل ارائ و عقاید یکدیگر را داشته باشند ما الگوهای بسیار عالی در تمامی موارد از جمله اقتصادی /اجتماعی /اخلاقی /حکومتی و … داریم که متاسفانه به کلام این الگوها کم توجه ایم نمونه بارز ان امام علی ع و کتاب نهج البلاغه است که متاسفانه در غربت عجیبی است اقای هاشمی هم باید این الگوی رفتاری را بیشتر مورد توجه قرار دهند مگر نه ما شیعه ان بزرگواریم ایا فقط باید برای ان بزرگواران عزاداری کنیم یا باید رفتار و مشی انان را سرمشق زندگی اجتماعی خود کنیم مگر امام حسین ع ان بزرگ مرد تاریخ برای حفظ اسلام محمدی از جان و مال و حیثیت و زن و فرزند خود نگذشت تا مشی پیامبر رحمت بماند چرا ما مسلمانان باید در مقابل انحرافات اینگونه کوتاه بیاییم انچه میماند مملکت و این اب و خاک و اخلاق نیکو و پسندیده است و باید از توان تمامی مردم در هر کجای کره زمین استفاده کرد اگر از همان روزهای نخستین پیروزی انقلاب از انحصار طلبی دست برداشته بودیم و به بهانه های مختلف با کمترین اظهار نظری رقیب را مبدل به دشمن نکرده بودیم حال و روزمان از این بهتر بود برخی از جوانان را عوامل خارجی به صحنه های خشونت کشاندند تا مسئولان ان دوره که تجربه بالائی در حکومت داری نداشتند را به مقابله با انها کشاندند و چهره ای خشونت با ر از انقلاب به دیگران نشان بدهند و امروز شاهد ان باشیم که عده زیادی از افراد فریب خورده از جوانان دیروز در اردوگاه اشرف با عوامفریبی افرادی از جمله رجوی ملعون به پیری برسند و حتی قدت این را هم نداشته باشند که از خود سوال کنند ایا مبارزه با کشور در دامن فرد خبیثی مثل صدام امکان پذیر است و داستان غم انگیزی است که خیلی از مردم ما به دلیل کوته بینی و انحصار طلبی و بی لیاقتی مسءولین ماست که امروز جولانگاه افرادی مثل احمدی نژاد شده است
آقایان هنوز در نیافته اند که همان نامه اول آقایان در خدمت انحصارطلبی و حذف رقیب بود که کار را به ضرورت نوشتن نامه دوم کشاند. آقای رفسنجانی هنوز نمی دانند که یبن مردم این مثل معروف رواج دارد که ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار. تا از تاریخ درس گرفته نشود وضع به همین منوال خواهد بود.
با نهایت سپاس از نکات مهم و آگاهی بخش دوستان.
خطاب من به آقایانی است که در حال حاضر سکان دار نظام هستند و نکاتی را عرض می کنم.
1- شرایط و آگاهی ملت با 30 سال پیش قابل مقایسه نیست با مشاهده همین دیالوگهای می توان پی به قدرت سطح آگاهی آنان برد.
خلاصه اینکه ملت دیگر خود قادر به تجزیه و تحلیل مسائل روز هستند.
2- برداشت من به عنوان جوان 35 ساله ایرانی از نامه سال 1359 تنها مصلحت اندیشی حزبی بوده و ترس از محو شدن نقش حزب از سیاست نه ملت و مطالبات دموکراسی خواهانه آنان با مقایسه شرایط سیاسی از بعد از فوت حضرت امام تا کنون عرض می کنم.
3- آقای هاشمی با احترامی که برای ایشان قائل هستم یکی از طراحان انحراف و مصادره کننده انقلاب اسلامی عزیزی بود که پدران ما برای آن خون دادند به دلایلی منجمله از صحنه خارج کردن دلسوزان پاک و خالص انقلاب
4- اثرات این انحراف و بی راه رفتن به اینجا رسیده که در حال حاضر خائنین به ملت و ایران عزیز آنهائیکه حرکت دموکراسی خواهانه مرحوم مصدق و یارانش را در نطفه خفه کردن مدعی دموکراسی شدند (سلطنت طلبها) و نیز گروهک محاربین خلق (مجاهدین)
5- با شناختی که از جوانان این ملت هویدا است دیگر اجازه نخواهند داد گروهی برای به تاراج بردن ملت از خود آنها مایه بگذارند.
6- آقای هاشمی وجه تشابه هر دو نامه به دلیل احساس خطر نسبت به انقلاب نبود بلکه منافع شخصی سیاسی و حزبی
در آخر فرصت برای جبران و توبه نسبت به آنچه در حال حاضر به این ملت و تمام ناسزاگویی هائیکه که باعث شدید به حضرت امام و بیت شریفشان به دلیل خودخواهی شما روا گردد فراهم است و آن برگشت به آغوش ملت نجیب و دردکشیده ایران سبز
والسلام
اگه شما تو مسیر انقلاب 57 نبودی قطعا انقلاب به بیراهه نمیرفت