حداقل های حقوق یک زندانی را رعایت کنید
چکیده :تنها خواسته من این است که به قانون عمل شود یعنی حداقل حقوق یک زندانی رعایت شود. اگرچه حکمی که به همسر من داده شد با عملکرد و فعالیت او مطابقت ندارد و همسر من چاره ای جز گذراندن این حکم را ندارد و ما هم که تحمل می کنیم اما حداقل حقوق قانونی زندانی سیاسی و خانواده اش رعایت شود....
حسن اسدی زیدآبادی، دبیر کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود همچنان از حقوق اولیه خود محروم است و ایام عید را هم نتوانست به مرخصی بیاید.
خلفی همسر این عضو دربند ادوار تحکیم با بیان اینکه تنها خواسته من این است که به قانون “عمل” شود یعنی حداقل حقوق یک زندانی رعایت شود، می گوید: ” ما برای مرخصی عید مانند سایر خانواده های زندانیان سیاسی درخواست دادیم و خیلی پیگیری کردیم اما متاسفانه نمی دانم بر چه سیاست و مبنایی مرخصی برای عید داده نشد. با حجم کاری که از کارکنان دادستانی می دیدیم قبل از عید احساس می کردیم که اکثریت زندانیان سیاسی به مرخصی خواهند آمد اما بر خلاف انتظار تعداد محدودی به مرخصی آمدند. در حالیکه در پیگیری ها بارها توضیح دادم که آقای اسدی پدر و مادر سالخورده و مریض دارند که نمی توانند زیاد به ملاقات فرزندشان بروند حداقل یک مرخصی کوتاه بدهند تا آنها بتوانند فرزندشان را ببینند… با عدم رعایت حقوق زندانیان یک فشار مضاعف را به آنها و خانواده هایشان وارد نکنند و بعنوان شهروند این جامعه حقوق ما رعایت شود.”
گفتنی است این عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران دوبار پس ازحوادث انتخابات پر مناقشه خرداد ۸۸ بازداشت گردیده است که بار نخست آن در آبان سال ۱۳۸۸ و در آستانه ۱۳ آبان بود که وی بیش از ۴۰ روز را در بند ۲۰۹ گذرانده و پس از آن به قید کفالت آزاد شد، اسدی بار دیگر در مرداد ماه سال گذشته بازداشت گردید. در حالیکه حکم ۵ سال حبس اسدی زیدآبادی از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شده است وی درخواستی از زندان به دیوان عالی کشور ارسال کرد و با تشریح موارد نقض قانون در جریان رسیدگی به پرونده اش، خواستار بازنگری در حکم صادره علیه خود شد. اسدی زیدآبادی در این درخواست به عدم تناسب میان اتهامات وارده و تصمیم گیری سیاسی به جای قضایی در مورد فعالیت های خود اشاره نموده است.
جرس با عاطفه خلفی همسر حسن اسدی زیدآبادی در خصوص آخرین وضعیت وی به گفتگو پرداخته که در پی می آید:
خانم خلفی لطفا در خصوص آخرین وضعیت همسرتان صحبت بفرمایید.
آقای اسدی دبیر کمیته حقوق بشر سازمان ادوار هستند که از سی و یکم مرداد ماه که برای بار دوم بازداشت شدند و الان در حال سپری کردن دوران محکومیت پنج ساله خود در بند 350 زندان اوین هستند که حدود هفت ماه آن گذشته است. ما برای مرخصی عید مانند سایر خانواده های زندانیان سیاسی خیلی درخواست دادیم و پیگیری کردیم اما متاسفانه نمی دانم بر چه سیاست و مبنایی مرخصی برای عید داده نشد. با حجم کاری که از کارکنان دادستانی می دیدیم قبل از عید احساس می کردیم که اکثریت زندانیان سیاسی به مرخصی خواهند آمد اما بر خلاف انتظار نمی دانم چرا تعداد محدودی به مرخصی آمدند. در حالیکه در پیگیری ها بارها توضیح دادم که آقای اسدی پدر و مادر سالخورده و مریض دارند و نمی توانند زیاد به ملاقات فرزندشان بروند حداقل یک مرخصی کوتاه بدهند تا آنها بتوانند فرزندشان را ببینند. من هم خوب اول زندگی مشترکمان دوست داشتم در هنگام سال تحویل همسرم در کنارم باشد، اما نمی دانم بر چه مبنایی مرخصی به همسرم تعلق نگرفت. تنها درخواستم هم این است که همسرم دارد دوران محکومیت خود را می گذراند و با مرخصی وی که حداقل حق قانونی او بعنوان یک زندانی است و بیشتر از آن حق خانواده زندانی سیاسی است موافقت شود.
آیا حداقل تلفن یا ملاقات حضوری در ایام عید داشتید؟
تماس تلفنی نداشتند اما باز شرایط ما نسبت به سایرین بد نبود و روز اول فروردین توانستیم یک ملاقات حضوری با همسرم داشته باشیم و همین ملاقات هم در اوج ناامیدی باعث شد سال نو را با روحیه آغاز کنیم.
وضعیت جسمی و روحی ایشان چطور است؟
شکر خدا وضعیت جسمی و روحی ایشان خوب است و مشکلی از این نظر نداریم. امکاناتی که در اختیار آنها قرار می دهند با استانداردهای جهانی خیلی فاصله دارد و حداقل حقوق آنها یعنی استفاده از تلفن و ملاقات حضوری رعایت نمی شود اما باز شرایط بند 350 که همسرم در آن نگهداری می شود بهتر است.
آقای اسدی در بهمن ماه یک درخواستی از زندان به دیوان عالی کشور دادند و خواستار بازنگری در حکمی که برای ایشان صادر شده ، گردیدند. آیا تاکنون پاسخی به این درخواست داده شده است؟
در حقیقت ایشان در بهمن ماه اعاده دادرسی کردند که در آن دلایل خودشان را برای این درخواست ذکر کردند اما نمی دانم رسیدگی به این درخواست تاکنون به چه مرحله ای رسیده است. نزدیک عید هم خیلی شلوغ بود و دنبال مرخصی برای ایشان بودم و نتوانستم این موضوع را پیگیری کنم. به هر حال تاکنون پاسخی به ایشان یا به ما و وکیلشان داده نشده است.
با توجه به مشکلاتی که ذکر کردید بعنوان یکی از اعضای خانواده بزرگ زندانیان سیاسی هر صحبتی با مقامات قضایی دارید بفرمایید.
تنها خواسته من این است که به قانون عمل شود یعنی حداقل حقوق یک زندانی رعایت شود. اگرچه حکمی که به همسر من داده شد با عملکرد و فعالیت او مطابقت ندارد و همسر من چاره ای جز گذراندن این حکم را ندارد و ما هم که تحمل می کنیم اما حداقل حقوق قانونی زندانی سیاسی و خانواده اش رعایت شود. با عدم رعایت حقوق زندانیان یک فشار مضاعف را به آنها و خانواده هایشان وارد نکنند و بعنوان شهروند این جامعه حقوق ما رعایت شود. اگر پنج سال بخواهیم این شرایط را تحمل کنیم واقعا “آزاردهنده” و “سخت” است و انتظار داریم در این مدت حداقل حقوق همسر و ما رعایت شود.
با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.














به این همشهری عزیز خود می بالم.
خواهرم اينها قانون را هنگامي رعايت واجرا ميكنند كه به نفعشان باشد از ان پس قانون معني ومفهوم ندارد.ده ها اصل از قانون اساسي
توسط … زير پا گذاشته شده . خداوند به شما هم كمك كند وارزو داريم روزي زنداني سياسي نداشته باشيم
زندانی در حکومت اسلامی هیچ حقوقی ندارد.
بیست و پنجم بهمن
در سومین روز از اعتصاب غذای اسرای سبز، شعر ارسالی یکی از اعضا شبکه 25 بهمن،از سوی همه ما تقدیم می شود به همراهان سبز دربند.
“متن ارسالی: تقدیم به سحر خیز ها، باقی ها، پناهی ها، زید آبادی ها و تمام اسیران و شهیدان سبز ایران.
سحرخیزم که رزمی عاشقانه، کند با تیرگیهای شبانه
به نورش آتشی گیرد زبانه، به قلب شب پرستان زمانه
کجا از ترس و بیم ا…ندیشه دارند، سیاوش ها که در دل ریشه دارند
به دستشان قلم چون تیشه دارند، زنندش بر دل شب عاشقانه
شرف داده قلم را و سخن را، امیدی سبز شیران وطن را
زبون کرده سپاه اهرمن را، به صبر و پایمردی ای یگانه
پناهی گر به خانه گر به زندان، هنردر دست چون شمشیر بران
وجودی چون کمان و تیر او جان، بگیرد ظلمت شب را نشانه
چو آنی در جهان باقی بماند، به شمع جان شب تیره براند
خموشی را دمی جایز نداند، به جنگ با سیاهی زمانه
بهاری در قفس ماندند یاران، که عیدیشان بود بر ما بهاران
چو آید نوبهار سبز ایران، شود سبزی به میهن جاودانه
بهاری آمده بی بلبل و گل ، بهاری بی شمیم عطر سنبل
بهاری بی ترنم های بلبل، چه باشد شادی ما را بهانه
هزاران لاله ی پر پر به بستان، کبوترهای خونین بال بی جان
هزاران بلبل خوش خوان به زندان، چه دریای غمی تا بیکرانه
اگر چه درد و غم تا بیکران است، بهاری کاذب و بی بلبلان است
چنین شامی که ما را میزبان است، ز صبح روشنی دارد نشانه
سکوت بلبلان صد نغمه گوید، که از خون جوانان سبزه روید
زمستان ره به نابودی بپپوید ، بهاری نو بود در راه خانه
بهاران چون به میهن پا گذارد، ز هر خاری گلی زیبا بر آرد
ز سیل ژاله کز چشمان ببارد، شود رودی دل صحرا روانه
ز هر لاله که در خون غوطه ور شد، ز هرژاله روان از چشم تر شد
ز هر داری گلی رقصید و پر شد، زند صد غنچه ی زیبا جوانه
نداند چون نوازد ساز آرام ، به شورم از امید سبز ایام
به بیدادم ز دست خصم بد نام، چه خوانم جزسرودی در میانه
شاعر: ب.آرام…
طراح پوستر: آدام
درباره وضعیت همراهان سبز در بند و برنامه روز کارگر اطلاع رسانی کنیم…هر ایرانی سبز یک رسانه، هموطن خاموش ننشینیم