تاج زاده:جمهوری اسلامی فعلی مانند درخت آفت زده است
چکیده :من آمادهام هر کدام ازادعاهای خود را اثبات کنم. مواردی که ناقد محترم معتقد است نادرست است، آنها را افشا کند تا سستی استدلالها و مثالهای “پدر، مادر…” روشن شود. بارها گفتهام که “جمهوری اسلامی” مانند “روحانیت تشیع” درخت آفتزده است. “اصل” آن خوب و “وضع” آن بد است. اگر بخواهیم این درخت سرزنده و پربار بماند باید با آفتهایش مبارزه کنیم. خطر این آفتها کمتر از تلاش بدخواهان این نظام نیست که باتیشه به ریشه آن...
در ادامه انتشار پاسخهای سید مصطفی تاجزاده به پرسشهای خوانندگان صفحه فیس بوک وی، پاسخ وی به یکی دیگر از سوالات کاربران در خصوص اتهامات مطرح شده علیه وی پس از نگارش مقاله ” پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!” خصوصا مطلب منتشر شده در سایت رجا نیوز که حتی قتل ندا آقا سلطان را هم به تاج زاده و اصلاح طلبان نسبت داده بود، منتشر شد.
تاجزاده که در مقاله سایت رجانیوز به سیاه نمایی متهم شده و از وی به عنوان مجرمی برانداز یاد کرده اند در پاسخ به این مطلب با اشاره به قتلهای زنجیره ای و فجایع رخ داده در کشتارگاه کهریزک، آمرین و عاملین چنین جنایاتی را عامل واقعی سیاه نمایی می داند و معتقد است در قضیه قتلهای زنجیره ای آقای احمدینژاد نیز مانند آقای حسینیان معتقد به “مهدور الدم” بودن مقتولان است.
متن کامل این پرسش و پاسخ که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی می آید:
پرسش: پس از انتشار “پدر، مادر، ما باز هم متهمیم” سایت رجانیوز با انتشار مقالهای که نام نویسندهاش مشخص نیست، شما را “مجرم برانداز” خواند و اعلام کرد مقاله مزبور “نظام را یکسره سیاه و باطل” نشان داده است. در پایان نیز ادعا میکند “قتل ندا کار خودتان بوده و توسط کسانی صورت گرفته است که از این مسأله نهایت سوءاستفاده را کردند، مانند قتلهای زنجیرهای.” نظرتان در این باره چیست؟
پاسخ: نمیدانم آن مقاله را یکی از بازجوهای من یا کس دیگری نوشته است. در هر حال نویسنده با سر هم کردن اطلاعات درست و نادرست سعی کرد از تأثیر آن مقاله یا نامه که در واقع حاصل تأملات چند ساله من بود، بکاهد. اینکه من و دوستانم “مجرم براندازی” باشیم، بهانهای بود برای اینکه معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه ما را بلافاصله پس از انتخابات بازداشت کند و ماهها در انفرادی نگه دارد و با روشهای غیر قانونی و غیر اخلاقی بکوشند ما را به جایی برسانند که دیدگاهها و در واقع اتهامات آنان را علیه خود “اعتراف” کنیم. اما حتی دادگاه نمایشی نیز جرأت نکرد چنین اتهامی را متوجه ما کند. اما مسأله مهمتر آن است که این اتهامات موجب نشود که روشهای براندازانه دوستان ناآگاه انقلاب و نظام فراموش شود و از نقش “جهالت” در دفن “حقیقت” غافل بمانیم. اتفاقاً روح آن نامه نشان دادن تلاش برای “استحاله” نظام جمهوری اسلامی به یک “نظام استبدادی به نام اسلام” است. قصد من سیاهنمایی نبود. افشای سیاهیهایی است که اگر به حوزه آگاهیهای عمومی نیایند، ارادهای برای مقابله با آنها و پاک کردنشان شکل نمیگیرد.
اگر آشکار کردن سیاهی آن قدر تلخ است که یک خادم را به “مجرم برانداز” تبدیل میکند، انجام این سیاهی چقدر زشت است و مرتکبان آن آیا “براندازان واقعی” نیستند؟ فرض کنیم من و امثال من خطاها و انحرافات را به رشته تحریر نکشیم. در آن صورت مردم از این اشتباهات که بعضاً تا مرز جنایت ادامه یافتهاند، مطلع نخواهند شد یا آثار سوء این اقدامهای غیر اخلاقی و غیر مصلحتجویانه دامنگیر میهن و ملت نخواهد شد؟
من آمادهام هر کدام ازادعاهای خود را اثبات کنم. مواردی که ناقد محترم معتقد است نادرست است، آنها را افشا کند تا سستی استدلالها و مثالهای “پدر، مادر…” روشن شود. بارها گفتهام که “جمهوری اسلامی” مانند “روحانیت تشیع” درخت آفتزده است. “اصل” آن خوب و “وضع” آن بد است. اگر بخواهیم این درخت سرزنده و پربار بماند باید با آفتهایش مبارزه کنیم. خطر این آفتها کمتر از تلاش بدخواهان این نظام نیست که باتیشه به ریشه آن میزنند. به هر حال برای روشنتر شدن موضوع، چند نکته را متذکر میشوم:
من هر اندازه بکوشم “سیاهنمایی” کنم، نمیتوانم به اندازهای که در جوابیه رجانیوز “سیاهنمایی” شده است، فضا را تیره و تار جلوه دهم. به همین دلیل میپرسم چه سیاهنمایی بالاتر از همین جوابیه که در آن به سهولت تمام ما را به قتل “ندا”، همچون “قتلهای زنجیرهای” متهم میکند و به راحتی عامل و مزدور آمریکاییها میخواند؟ این اتهام افشاگر نظام فاسد اطلاعاتی و قضایی است که مقاصد خود را با اعترافگیری و توابسازی پیش میبرد و آنچه برایش اصالت ندارد کشف حقیقت و مجازات مجرمان واقعی است.
به باور من اگر ترس از جنبش سبز و افکار عمومی ملی و جهانی نبود، ما را به آنجا میکشاندند که ضمن اعتراف به قتل ندا و نداها، از جرم مرتکب نشده “توبه” کنیم و سپس با استناد به همین “اعتراف” دادگاهی نمایشی تشکیل دهند و ما را به اشد مجازات محکوم کنند. مگر نمونه آن را قبل از افشای قتلهای زنجیرهای ندیدیم؟ مگر فراموش کردهایم که در پرونده قتلهای زنجیرهای، متهمان در زیر سختترین شکنجهها به آنچه بازجوها میخواستند، حتی در حد جاسوسی برای دولت اسراییل، “اعتراف” کردند؟ با کمال تأسف باید اذعان کرد در “جمهوری اسلامی واقعاً موجود” آنچه متهم سیاسی زیر فشار و شکنجههای جسمی و روحی میگوید و ظاهراً اعتراف میکند، عیناً مستند حکم قضایی قرار میگیرد. در حقیقت اتهام از پیش طراحی شده کانون قدرت به منتقدان تکصدایی که نمونههای آن را در مقاله رجانیوز به وفور میبینیم به راحتی به متن کیفرخواست دادستانی علیه متهمان یا همان منتقدان قانونگرای انسداد سیاسی، فساد اقتصادی و تحقیر فرهنگی و اجتماعی تبدیل میشود.حکم فرمایشی دادگاه نمایشی نیز بر اساس همان خواست کانون قدرت صادر میشود.
همه کوشش من در آن مقاله این بود که اثبات کنم جمهوری اسلامی ایران استحاله شده است و چنین درکی از ماهیت نظام به وجود آمده و چنین روشی برای “حفظ نظام” حاکم شده است. یعنی اثبات کنم این شیوه غیر قانونی و غیر انسانی مواجهه با منتقدان که در آن بازجوها به آسانی میتوانند بر اساس خواست یا نظر کانون قدرت هر اتهامی را متوجه منتقدان و مخالفان یکهسالاری کنند و سپس با انفرادی و انواع فشارهای جسمی و روانی بکوشند آنان را به “اعتراف” به اتهامات مذکور بکشانند تا سند و مدرک لازم را برای اثبات ادعاهای بیاساس خود در دادگاه نمایشی و توجیه افکار عمومی و مجازات متهمان بر اساس چنین اعترافاتی فراهم کنند. ربطی به انقلاب اسلامی، قانون اساسی، وعدههای امام و خواست مردم ندارد. بر عکس، روشی است که از کمونیسم روسی به اقتدارگراهای ایرانی به ارث رسیده است. آیا سیاهکاری بالاتر از این سراغ داریم که اتهام قتل در حالی متوجه ما میشود که در یکسال گذشته بازجوها تمام تلاش خود را به کار بردند تا با استفاده از روشهای تخریب فیزیکی و روانی در انفرادی و نیز با بهرهبرداری از شنودها، استناد به اعترافات رسوای بعضی دوستانمان علیه ما احکام سنگین اسارت و حتی تهدید به اعدام، اتهامات بیپایه خود را از زبان ما برای مردم بیان کنند تا انجام اقدامهای غیر قانونی توسط ما اثبات شود، اما در نهایت شکست خوردند و تنها جرمی که توانستند برای آشنای اوین و سخنگوی دولت شهید رجایی یعنی مهندس بهزاد نبوی ثابت کنند، “اخلال در ترافیک” در روز ۲۵ خرداد ۸۸ بود!؟
من نیز که به علت بازداشت بودن، توفیق شرکت در حماسه تاریخی- مردمی ۲۵ خرداد ۸۸ را نداشتم، به دلیل صدور اطلاعیه جبهه مشارکت ایران اسلامی محکوم شدم. اطلاعیهای که در روز بعد از بازداشت غیر قانونی من منتشر شد. از منتقد محترم میپرسم چه تصویری سیاهتر و تاریکتر از “نظام” میتوان ترسیم کرد که معترضان را رسماً به سرکوب تهدید میکند و به روی اعتراضات آرام مردمی آتش میگشاید و سپس از شناسایی و مجازات کردن ضاربان “ندا” و “سهراب” و دهها شهید جنبش سبز خود را عاجز نشان میدهد؟ و در عین حال قربانیان دخالتهای غیر قانونی نظامیان در انتخابات را که در این مدت در زندان بودند به قتل “ندا” متهم میکند؟ اگر راهپیمایی تاریخی مردم در ۲۵ خرداد نبود و جنبش سبز شکل نمیگرفت، بعید نبود که خانوادههای ندا و سهراب را به تلویزیون میکشاندند تا به سبزها اعتراض کنند که چرا فرزندانشان را کشتهاند و در نهایت نیز خواهان قصاص آنان میشدند!؟
در مورد قتلهای زنجیرهای نیز توجه به این مسائل روشنگر است:
۱٫ رییس فراکسیون نمایندگان طرفدار آقای احمدینژاد در مجلس، آقای روحالله حسینیان است که هنوز هم معتقد است مقتولین در جریان قتلهای زنجیرهای “مهدور الدم” هستند. یعنی خونشان باید ریخته شود (کشته شوند).
۲٫ سعید امامی که مسئولیت سازماندهی این قتلها را در درون وزارت اطلاعات به عهده داشت، توسط آقای حسینیان “شهید” خوانده میشوند که باید یاد و خاطره او گرامی داشته شود.
۳٫ در یکسال و نیم گذشته تعداد قابل توجهی از رهبران احزاب اصلی اصلاحطلب (جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران و اعتماد ملی) بازداشت شدند و تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند. اما با وجود اینکه اتهاماتی نظیر “براندازی” و حتی “ارتداد” (برای آقای صفایی فراهانی) در مراحل اولیه دستگیری متوجه آنان میشد، اما هیچ کدام درباره “قتلهای زنجیرهای” مورد بازجویی قرار نگرفتند و حتی دادگاههای نمایشی نیز در این زمینه هیچ اتهامی متوجه آنان نکرد. با این حال “رجانیوز” اتهام قتلهای زنجیرهای را متوجه ما میکند. قتلهایی که میدانند به دستور چه کسی و طبق چه سازوکاری انجام شده است. اگر قتلهای زنجیرهای کار اصلاحطلبان بود، آقای احمدینژاد ساکت مینشست؟ به باور من، او نیز مانند آقای حسینیان معتقد به “مهدور الدم” بودن مقتولان است و تاکنون حتی یک کلمه در محکومیت این جنایت سخن نگفته است. تشکیل کمیته حقیقت یاب در این زمینه پیشکش!
سیاهنمایی یعنی “جمهوری اسلامی ایران” را رسماً همسو و هم ماهیت با “میلوسویچ” قصاب مسلمانان بوسنی و بالکان خواندن، کاری که فقط نظامیان سکولار- دیکتاتور و مداخلهگر در سیاست و انتخابات ترکیه انجام دادند ودر کیفرخواست صادره علیه “حزب عدالت و توسعه” عملکرد آن حزب را الهام گرفته از بنیاد “سورس” نامیدند و سران حزب را شاگردان “جین شارپ” و همسو با جنبش “ات پور” خواندند که باعث سرنگونی “میلوسویچ” مدافع کشور “یوگسلاوی” شد. میبینید! منطق نظامیان مداخلهگر در انتخابات در هر دو کشور یکی است. تفاوت در آن است که در ترکیه به نام “آتاتورک” و برای دفاع از نظام لائیک آن کشور ژنرالهایش اتهامات مذکور را متوجه اصلاحطلبان آن دیار میکنند و در ایران به نام “حفظ نظام ولایی” اصلاحطلبان قانون گرا اما منتقد سیاستهای جاری کشور را با همین اتهامات مواجه میکنند. جالب آنکه آقای اردوغان به کیفرخواست صادره درباره “انحلال حزب عدالت و توسعه” اعتراض کرد که چرا زبان مقامات قضایی کشورش در این کیفرخواست “سیاسی” است و نه “حقوقی” و همین مسأله را موجب ایجاد شائبه درباره مقاصد سیاسی دادگاه برشمرد و آن را محکوم کرد. با وجود این در نظام لائیک ترکیه اکثریت قضات به انحلال حزب عدالت و توسعه که در رأس آن چهرههای مسلمان قرار دارند، رأی ندادند. در نظام استحاله شده کنونی دو حزب قانونی را که دیانت و سلامت سیاسی و اخلاقی و مالی اعضا و رهبرانش حتی برای بازجوها هم ثابت شده است، منحل کردند!؟
در نقطه مقابل اجازه دهید به یک نمونه از سیاهنمایی که نه، سیاهکاری کسی که “رجانیوز” از آن دفاع میکند، بپردازم.
طبق کیفرخواست مدعیالعموم علیه متهمان کشتارگاه کهریزک چهار نفر بر اثر ضرب و جرح عمدی در آن بازداشتگاه به قتل رسیدند. پزشکی قانونی هم تأیید کرد این افراد بر اثر ضربات و صدمات وارد شده در طول هفتاد و دو ساعت قبل از فوت و با توجه به شرایط زندان فوت کردند. این نظریه در مراحل مختلف ابتدا به امضای سیزده تن از پزشکان کشور و بار دیگر به امضای هفت پزشک دیگر که اکثریت آنها از اساتید خوشنام در حرفه پزشکی هستند رسید. با وجود این آقای مرتضوی اعلام کرد علت مرگ سه نفر از بازداشت شدگان کهریزک مننژیت بود. علاوه بر این وی با سوء استفاده از پست خود یعنی دادستان وقت تهران به رییس بازداشتگاه کهریزک، رییس اداره ناجا و رییس وقت پلیس تهران دیکته کرد تا بنویسند کسانی که در کهریزک کشته شدند دچار بیماری مننژیت بودند. مهمتر این که نامهای وجود دارد که نشان میدهد سه بیمارستان مهم تهران (مهر، شهدا و لقمان حکیم) تأیید کردند که جان باختگان در اثر بیماری مننژیت فوت کردهاند. این نامه توسط آقای مرتضوی جعل شده است. افزون بر موارد فوق آقای “رامین پوراندرزجانی” پزشک جوانی که در کهریزک خدمت میکرد و هرگز حاضر نشد آن لاطائلات و نامههای جعلی را امضا کند، به طور مشکوکی فوت کرد. هنوز علت مرگ مشکوک او روشن نشده است.
همچنین طبق آنچه در کیفرخواست آمده در میان ضاربان زندانیان در شکنجهگاه کهریزک حتی یکی از قمهکشان شناخته شده جنوب تهران دیده میشود که از او برای آرام کردن محیط ندامتگاه استفاده میکردند. علاوه بر آن تصریح شده شرایطی که زندانیان پس از ضرب و شتم در آن نگهداری میشدند آن قدر وحشتناک است که قابل توصیف نیست. ۱۳۵ متهم و زندانی را در یک سوله ۶۵ تا ۷۰ متری نگهداری میکردند. مأموران هر روز ماشینهایی را که از آن دود گازوییل خارج میشد به این فضا میفرستادند و به اسم سرشماری، زندانیان را در حالی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته بودند، در گرمترین ساعات روز، زیر آفتاب داغ، “کلاغ پر” و “بشین پاشو” میبردند که دست و پا و زانوهای آنها تاول میزد. وقتی به سوله برمیگشتند دست و پای ورم کرده آنها مورد مداوا قرار نمیگرفت، چشمهای زندانیان عفونی و فرسوده میشد. تاول عفونی پشت آنها به کف سوله میچسبید و نه تنها آب و غذای مناسبی به آنها نمیدادند، بلکه شرایط تنفس و هوا و بهداشت بازداشتگاه هم وضعیت زندانیان را وخیمتر میکرد. وضعیت بازداشتگاهی که جوانان فرهیخته این سرزمین را به علت اعتراض به تخلف و تقلب انتخاباتی به آنجا اعزام کردند، مشاهده میفرمایید. درباره این کشتارگاه چه میتوان گفت جز آنکه اگر افشا نمیشد، هرگز برچیده نمیشد.
با وجود این قاضی مرتضوی پس از کنارهگیری از دادستانی تهران،هم معاون آقای اژهای دادستان کل کشور شد و هم از آقای احمدینژاد حکم جدیدی دریافت کرد و مسئول مبارزه با قاچاق کالا شد.














درود بر شما اقاي تاجزاده دلاور ماه هميشه پشت ابر نميمونه اقايان بيخود سرشونو زير برف کردند و چشمشونو از وقايعي که دور وبرشون ميگزره بستند اسياب به نوبت نوبت انها خواهد رسيد بدون شک
درود بر تاج زادها درود خدايا زود تر ما را از دست اين ديكتا توري وجهل و دروغ وريا كاري وفساد نجات بده.
جانا سخن از زبان ما مي گويي.
اقاي تاج زاده ارزو دارم (به اميد خدا) يه روزي توي يه دادگاه عادلانه تو ايران عزيزمون همين حرفا رو بزنيد و اونروز دل همه مردم ايران مخصوصا” خانواده هاي عزيز شهداي جنبش سبز و خانواده هاي عزيزان در بند آروم بشه. احقاق حقوق در اين حكومت ديكتاتوري بعيد به نظر مي رسه ولي قطعا” اونروز (روز آزادي)مياد.
احتمالا جرم اصلی اوآگاهی و دانایی است.
بسیجی دفا مقدس
جانا سخن از زبان ما می گویی.
آفت زده بود
آفتشم موسوی و کروبی و امثال همین آقای تاجزاده بود که خدارو شکر آفت زدایی شد و خدارو شکر کشور داره به سلامتی بدون هیچ آفتی به پیشرفت خودش ادامه می دهد
به فضل الهی در یک دادگاه ملی تمامی خاینین به دین وملک و ملت به سزای اعمالشان خوهندرسید
ولي ريشه اين آفت ها كرم وجود دولت سازندگي و اصلاحات است
سلام
من برام همیشه این سوال مطرح بوده است که اگر جناب تاج زاده در زندان هستند(که هستند)چطور به اینترنت و فیس بوک که سایتی فیلتر شده است دسترسی دارند و سوالات و پاسخ های ایشان چطور به خارج از فشای زندان می رسد؟این شبهه برای بسیاری مانند من هست لطفا توضیح بفرمایید
آقا سلمان.
ازت خواهش می کنم فقط 5دقیقه بشینی و خیلی دقیق فکر کنی. مطمئنا شما به اسلام و تعالیم آن معتقدید.توی آیات وروایات بارها از عقل به عنوان رسول باطنی نام برده شده یعنی نماینده ای از ذات اقدس الهی در سرشت آدمی که یقینا از رسول ظاهری ملموس تر بوده وهمیشه به همراه ماست و همیشه ما را به بهترین راه توصیه می کند اما برخی از ما مزتبه برخی از انسانها را از عقل خویش بالاتر می دهیم و اجازه می دهیم به جای ما فکر کنند. دوست من التماس میکنم یک بار وفقط همین یک بار بدون هیچ گونه پیش داوری و فقط با تکیه بر عقلی که خدایمان به تو اعطا نموده اتفاقات این دوسال را کنار هم بچینی و نتیجه گیری کنی. چند نمونش رو من یادآوری میکنم تا یه زمینه واست به وجود اومده باشه.
چرا صدا وسیما از اعتراضات مردم همه کشورها به جز کشور خودمون گزارش تهیه میکنه. چرا به منتقدین اجازه داده نمیشه تا توی رسانه ملی حرفاشون رو بزنن تا مردم خودشون قضاوت کنن و تصمیم بگیرن. چرا به جز چند دادگاه اولیه که اونها هم به صورت زنده پخش نشد دادگاه افرادی مثل تاج زاده که بهیشتر مقاومت کرده بودند و به قول حاکمان جرمشون هم سنگین تر بود به صورت علنی و زنده برگزار و پخش نشد تا مردم بتونن قضاوت عادلانه تری داشته باشن.عزیز من شاید بهتون بر بخوره ولی یه عده ای ، ما ایرانیها رو بی عقل فرض کردن و سعی دارن به جای ما فکر کنن و تصمیم بگیرن. اگه ما هم از عقلی که خدا به همه ما داده استفاده نکنیم یعنی این توهین رو به جون خریدیم. خوشحال میشم اگه نظرم رو بخونی و مثل من دوستانه جواب بدی.
مشکل شما آقلی سلمان و دوستانتان همین است که جهل و عقب ماندگی قمه کشی و دروغ سالاری را پیشرفت میدانید. الحق که بد ترین آفت های این مملکتید. خدا سایه تان را از سر ما کم کند هر چه زود تر…!
. khosh be halet salman jan
! be in hameh yaghine amsale to hasoodim mishe
اقای تاج زاده یادت میاید در یکی از سفرهای تبلیغاتی که برای دکتر معین کار میکرده . در مورد سکوت اتان ویا احتمالا نقش خود و دوستان اتان در سرکوب های دهه 60 پرسیدم و در جواب گفتی از کل مردم ایران فقط 10در این پرسشها را از ما دارند . جناب تاج زاده من تورا ستایش میکنم ودر هر کمپینی برای ازادی شما حاضرم ولی بگذار آن مطلب پدر ومادر ما متهمیم بدون تفسیر بیشتری تصویر شما را بهبود بخشد . به امید ازادی شما وتمام سرداران ازادی
drood bar tajzadeh
سعید جان خوب گفتی که درود بر تو، من نیز زمانی مخاطب سخنان وی بودم اما آن زمان صحبت از این جنایت ها بدون پاسخ می ماند، هر چند شاید اکنون بگویند که آن سالها شرایط ایجاب نمی کرد، به خدا از وقتی که مصلحت یک جریانی به اسم قدرت ( فرق نمی کند در کدام کشور باشد) باعث گردیده که حقیقت در پشت نقاب دروغ و مصلحت پنهان شود بر سر پنهان کنندگان و خود را به بی خبری زنندگان ،این می آید که آمده است.. آرزو داریم دیگر روز های مصلحت گذر کنند و روز های شاد حقیقت برسند و همه به اشتباهاتشان اعتراف کنند. زنده باد پویندگان راه حقیقت و آزادی
Aghyaeh Tajzadeh, Umidvaram ruzi azadaneh tamome harfa zadeh shavad beddone tarse ESTEBDAD. Vali unrooz ra maradom Iran ba shahamate kamle bayad biavarand. Azadi va mrdomsalari masooliate bozorgi ast baray mardom. In masoliat and liaghat siasi ra bayad parvaresh dad. Eslaminab ham dar ejtemah azad va mardomsalar ameegh va elahi tar khahad bood. Tazeh kare velayet faghih ham asan tar mishavad.
زنده باشی مرد…
درود بر اقاي تاجزاده.ما زنجانيها از شما و هم فكرانتان هميشه طرفداري خواهيم كرد.درود بر افكارات شما.و اما اقا سلمان وقتي ماه از پشت ابر اومد بيرون ميفهمي تو مملكت چه خبره.بقول تركا بيللن كتده اين نچسده.
ايول
درود بر موسوی کروبی خاتمی تاجزاده ما پشته شما هستیم تا اخرین خونمان با جنبش سبز هستیم و صبح سحر نزدیک است به اومید پیروزی که نزدیک است اقای خاتمی دست بجنبان که دیر است فقت دوست داریم عزیزم
درود برروشنفکران وطن پرست ودرود خداوند بر شهدای جنبش سبز ودرود بر توای سید مصطفی که ماراآگاه می کنی واز مقاله پدر مادر … خیلی استفاده کردیم به امید روزی که همه مردم ایران به آگاهی کامل برسند
درود بر تو ای مرد عمل درود بر تو که با مقالات روشنگرانه ات همه را روشن می کنی درود بر رهروان راه سبز