مردم سوریه هم آزادی و دموکراسی میخواهند
چکیده :نمی توان ادعا کرد که تحولات جاری در سوریه خارج از جریان عمومی آزادی خواهی در جهان عرب است. بدون شک مردم در همه این کشورها به دنبال آزادی، رفع استبداد حکومتی از ساختار سیاسی و همچنین تشکیل حکومتهایی از طریق آراء عمومی هستند. البته در فضای رقابتی حاکم که هر کشوری به دنبال استفاده از فرصت هاست، معمولا رقبا از فرصتهای موجود استفاده برده و سعی دارند از جریانات مخالف در داخل خاک رقبا حمایت کنند. همانطور که دولت بحرین در مقابل قیام مردم این کشور سعی می کند حمایت جمهوری اسلامی از مردم بحرین را به عنوان عامل دخالت در این کشور جلوه بدهد، سوریه هم تلاش می کند حرکت های جاری را به عوامل بیگانه و حتی فتنه گر نسبت دهد....
حسین علایی
تحولاتی که از اوایل زمستان سال گذشته جهان عرب آن را تجربه می کند و حتی پیروزی هایی را نیز برای شهروندان مصری و تونسی به همراه داشته، می رود تا آرام آرام اعراب سایر کشورها را نیز به تغییری مثبت در ساختارهای اقتدارگرایانه حاکمانشان امیدوار سازد.بر همین اساس در بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هم اکنون زمینه برای بروز و ظهور اعتراضات مردمی علیه زورگویی های انباشته شده حکومتها طی دهها سال به وجود آمده است. در اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نهضتی آزادی خواهانه در جریان است که فصل مشترک همه خواسته های مردم در سه اصل خلاصه می شود:
اول، تغییر روش حکومتها از نپذیرفتن مخالف به پذیرش تنوع در دیدگاهها و پذیرش مخالفین به عنوان یک اصل.دوم، حذف رفتار نامناسب با مخالفین از جمله زندانی کردن و سرکوب آنها.
و در نهایت دمکراتیزه شدن ارکان حکومتی به گونه ای که مردم بتوانند در انتخاب حاکمان خود نقش اول را ایفا کنند و افراد در رأس حکومت به صورت مادام العمر بر مردم حکم نرانند.
اما متأسفانه ظرف چند ماه گذشته حکومت ها در گام اول در پاسخ به اعتراضات مردمی در کشورهای تونس، مصر، الجزایر، اردن، عربستان سعودی، بحرین، عمان،یمن، لیبی و سوریه شیوه سرکوب را در پیش گرفتند.بر همین اساس در برخی از موارد امکان بروز اعتراضات بعدی میسر نشد و در برخی از کشورها نیز همچون مصر و تونس، اعتراضات تا حدودی به نتیجه رسید.اما در بسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله لیبی،بحرین، یمن سرکوب خونین و شدید همچنان ادامه دارد.
اما درباره سوریه باید گفت ماهیت تظاهرات در این کشور از حرکت عمومی در جهان عرب جدا نیست.در سوریه از زمانی که حافظ اسد با کودتا بر سر کار آمد، مردم در این کشور تاکنون انتخابات آزاد را به چشم ندیده اند. در واقع حافظ اسد تا زمان مرگ بر مردم حکومت کرد و بعد از آن نیز حکومت را به جمهوری موروثی سلطنتی تبدیل و فرزندش بشار اسد را به قدرت رساند.ماهیت این حکومت به گونه ای است که مردم در تعیین رییس حکومت و سایر ارکان حکومتی تقریبا نقشی ندارند.از سویی از زمان به قدرت رسیدن حافظ اسد تاکنون، دولت با اعلام وضعیت فوق العاده کشور را در شرایط غیرعادی اداره کرده است.مردم همیشه با قوانین و مقررات شرایط فوق العاده مواجه بوده اند.همین مقررات نوعی حکومت پلیسی و امنیتی را با حضور حزب واحد بعث در این کشور حاکم کرده است.
همانگونه که می دانیم دو حزب بعث سوریه و بعث عراق دو شاخه از حزب بعث واحدی بودند که قرار بود از ابتدای تشکیل با یکدیگر متحد شوند.در واقع همان شیوه های بعثی صدام حسین،در طول این سالها در داخل سوریه علیه مردم به کار گرفته شد.سوریها طی این سالها نه انتخابات آزاد دیده اند و نه حکومت آنها شیوه ای عادلانه ای در رفتار در پیش گرفته است و به محض شروع تظاهرات در درعا و لاذقیه نیز نیروهای امنیتی تحت عنوان افراد ناشناس سرکوب شدید و خونینی را آغاز کردند.به گونه ای که در درعا در حدود 100 نفر و در لاذقیه نیز 12 نفر تاکنون کشته شده اند.
با این حال حکومت سوریه در عین آنکه در داخل کشور مستبدانه عمل کرده اما در سیاست خارجی مخالف اسراییل است که این سیاست موجب شده تا این کشور در جبهه پایداری در مقابل اسراییل و در حمایت از مردم فلسطین قرار گیرد.سوریه دارای وجهه ضدامپریالیستی نیز می باشد که دلیل این امر آنست که چون در زمان حاکمیت نظام دو قطبی در عرصه بین الملل(آمریکا و شوروی)سوریه جزء بلوک شرق محسوب می شد، همان سیاستهای شوروی را در سیاست خارجی خود دنبال می کرد و به عبارتی حکومت مخالف سلطه آمریکا در منطقه به شمار می رفت.اما پس از فروپاشی شوروی، سوریه در عین برقراری رابطه با آمریکا،همچنان رگه های ضدامپریالیستی خود را حفظ کرد.
بر همین اساس واکنش قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای به تحولات اخیر سوریه نیز در خور توجه است. اسراییل اعلام کرده خواهان تحول در داخل سوریه نیست.به این دلیل که ظرف چهل سال گذشته مرزهای سوریه با اسراییل امن ترین مرزهای پیرامون اسراییل محسوب می شده و علیرغم آنکه بیش از 40 سال است که اسراییل بلندیهای جولان را در تصرف خود دارد،ولیکن سوریه هیچ اقدام نظامی و یا دیپلماتیک موثری را برای بازپس گیری سرزمین های جولان انجام نداده است. بر همین اساس است در شرایط کنونی اسراییلی ها روی خوشی به تحولات سوریه از خود نشان نداده اند.ایالات متحده آمریکا نیز از طریق وزیر خارجه خود اعلام کرد که بشار اسد فردی اصلاح طلب و به دنبال اصلاحاتی سازنده در داخل سوریه است.بنابراین آمریکا نیز همانند اسراییل تاکنون به تحولات سوریه روی خوشی نشان نداده است.
اما سوریه ویژگی دیگری نیز دارد. این کشور به دلیل نیاز به تسلط بر لبنان، همواره از جریاناتی در درون لبنان که بتواند زمینه های توسعه سلطه اش بر لبنان را فراهم کند،حمایت می کرده است.به گونه ای که سوریه تا سال 1384 حضور نظامی سی ساله خود در لبنان را ادامه داد و استدلال مقامات سوری نیز این بود که اگر لبنان در اختیار سوریه نباشد،در اختیار اسراییل قرار خواهد گرفت.اما با فشار جامعه بین الملل، سوریه مجبور شد نیروهای نظامی خود را از لبنان خارج کند و متعاقب آن شاهد بودیم که فضای لبنان آزادتر شد و این کشور نه تنها به دست اسراییل نیفتاد بلکه گروههای مردمی مثل حزب الله در آن قدرت بیشتری گرفتند.
بنابراین پرواضح بود که حضور نظامی سوریه در لبنان، به دلایل امنیتی با اسراییل، توهمی بیش نبوده است. هرچند سوریها همچنان تلاش دارند از طریق گروههای همسایه با خود نفوذشان در لبنان را محفوظ بدارند.
گرچه این احتمال وجود دارد تحولات جاری در سوریه، نظام این کشور را به گونه ای دگرگون کند که معادلات سابق با برخی از کشورها دستخوش تغییر گردد ولیکن نمی توان ادعا کرد که تحولات جاری در سوریه خارج از جریان عمومی آزادی خواهی در جهان عرب است.بدون شک مردم در همه این کشورها به دنبال آزادی،رفع استبداد حکومتی از ساختار سیاسی و همچنین تشکیل حکومتهایی از طریق آراء عمومی هستند. البته در فضای رقابتی حاکم که هر کشوری به دنبال استفاده از فرصت هاست،معمولا رقبا از فرصتهای موجود استفاده برده و سعی دارند از جریانات مخالف در داخل خاک رقبا حمایت کنند.
همانطور که دولت بحرین در مقابل قیام مردم این کشور سعی می کند حمایت جمهوری اسلامی از مردم بحرین را به عنوان عامل دخالت در این کشور جلوه بدهد، سوریه هم تلاش می کند حرکت های جاری را به عوامل بیگانه و حتی فتنه گر نسبت دهد.هرچند نمی توان دخالت برخی از عناصر و تحرکات آنها را رد کرد ولی واقعیت اینست تا زمانی که بستر اعتراضات در درون مردم وجود نداشته باشد، کشورهای خارجی هم نمی توانند اقدامی را در راستای منافع خود صورت دهند.
نقل از: خبرآنلاین














من فکر میکنم تکلیف بشار اسد زودتر از معمر القذافی روشن شود زیرا در بین نیروهای ضد قذافی معلوم نیست ابتکار عمل در عرصه پیکار نظامی و سیاسی در دست کیست و روی این اصل هم دولت های غربی شتابی برای کمک به ساقط کردن قذافی بخرج نمیدهند چو ن زمان هم بسود آنها عمل میکند. با طولانی شدن مبارزه ،غرب میتواند نیروهای متمایل و متعامل با خود را در درون اپوزیسیون حکومت قذافی بپروراند. اما در سوریه اپوزیسیونی نسبتاً با سابقه وجود دارد که آماده است سریعاً با غرب و دیوانسالاری باقی مانده از بشار اسد کنار امده و اوضاع را تحت کنترول بگیرد. بر این اساس بیراهه نیست اگر بگویم بشار اسد زود تر قذافی رفتنی است. و تعارفات غرب با بشار اسد را هم راجع به اهل اصلاحات بودن او نباید جدی گرفت.
نویسنده با تحلیلی منطقی و بی طرفانه درارتباط با تحولات سخن رانده است که توجه به آن می تواند راهنما و راهگشایی باشد مفید بحال دولتمردان ما
سه اصل مهم یا سه خواسته مطرح شده توسط بنوعی خواست و خواسته تمامی مرم آسیایی بخصوص کشورهای خاورمیانه است کهنادیده گرفتن آن توجه به آن دیر یا زود باعث چالش در هر کشور با هرنام و نشان و عقیده و مرامی شده و می شود لذا بازتکرار آن می تواند بازتاکیدی بر نوشته و نظر نویسنده محترم است و هشداری به همه ماها که دل درگرو عزت و عظمت دین ومملکت خود داریم
اول، تغییر روش حکومتها از نپذیرفتن مخالف به پذیرش تنوع در دیدگاهها و پذیرش مخالفین به عنوان یک اصل.
دوم، حذف رفتار نامناسب با مخالفین از جمله زندانی کردن و سرکوب آنها.
و در نهایت دمکراتیزه شدن ارکان حکومتی به گونه ای که مردم بتوانند در انتخاب حاکمان خود نقش اول را ایفا کنند و افراد در رأس حکومت به صورت مادام العمر بر مردم حکم نرانند.
درشگفتم که چرا رسانه های رسمی جمهوری اسلامی اخبار مربوط به سوریه راصادقانه انعکاس نمی دهند یعنی مردم ایران را تاآن اندازه بی سوادفرض کرده اند که به دروغ های عجیبشان باور کنندقطعا اینگونه کارهای شان به ضررشان خواهد بودوزمانی به نتیجه اعمال وفریبکاری هایشان واقف خواهند شد که دیگر کار از کارگذشته باشد
دولت امام زماني وذوب در ولايت واسلام ناب محمدي با دولت سوسيا ليستي وضد خدا سوريه دست برادري داده وهر ساله كمكهاي
بي دريغ وتوريست مذهبي يك ظرفه روانه سوريه ميكند واقتصاد ان كشور را مي چرخاند.حالا ملت ايران مانده قسم حضرت عباس را
باور كند يادم خروس را؟ مردم سوريه از حكومت ديكتا توري لا مذ هبي خود خسته شدند .جمهوري اسلام ناب ميخواهد ان حكومت ضدخدارا
نگهدارد ؟و اوضاع سوريه را وارونه جلوه مي دهد واقعا منا فق كيست؟
خدا کند حضرات حاکم در ایران هم تا دیر نشده بجای برخوردهای نا روا سر عقل امده و خود را مانند دیگر دیکتاتورها صاحب و قیم کشور و مردم ندانند تا احتیاج نباشد برای ازادی ارمانی که مردم در سال 57 برای ان قیام کردند و اینها امروز به اسم عدالت از مردم دزدیده اند باز مردم بشتر از این هزینه کنند.
خدا کند گوش شنوایی پیدا شود.
گر چه خواجگان ( دیکتاتوران) پندارند که خدمت میکنند.
صدا و سیمای میلی فکر میکند مردم نمیفهمند و با از دست دادن اکثر مخاطبان خود به واقع خودکشی کرده و میر حسین موسوی تخست وزیر زمان جنگ را جاسوس و فتنه گر می نامند و برای ارضای خودشان بشار اسد و پوتین و مدودوف میشوند مسلمان ،متدین و اسلامی . با این اوصاف بیش از 90 درصد مردم و حتی سپاهی ها ناراضی و میدانند اسلام و کشور و خون شهدا در حال نابودیست ولی ایکاش سپاهی ها مثل این آقای علائی کمی هم بفکر مردم و آخرت خود باشند و دست از ترس و بت پرستی بردارند.