سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همسر ستوده: ماموران با فرزندان نسرین مانند اسرای جنگی برخورد می کنند...
» ۸ ماه در بازداشت موقت، اما این سخت ترین قسمت ماجرا نیست

همسر ستوده: ماموران با فرزندان نسرین مانند اسرای جنگی برخورد می کنند

چکیده :در این مصاحبه رضا خندان از وضعیت روحی فرزندانش به ویژه پسر سه ساله اش نیما سخن گفت. اینکه این کودک سه ساله دلتنگي، وحشت، تنهايي، كابوس‌هاي وحشتناك و پرخاشگري همراه همیشگی اش شده. اینکه مانند اسرای جنگی با فرزندان نسرین برخورد می کنند اینکه او به خودش قبولانده كه مامان نسرين ديگه نمي‌آيد و بابت اين با همه دعوا دارد و اینکه در آخرين ملاقاتي كه بچه‌ها توسط ماموران پيش مادرشان مي‌رفتند، جيب‌هاي نيما را گشته بودند و يك شكلات از جيب‌اش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد....


کلمه: نسرین ستوده حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال اجتماعی بیش از هشت ماه است که در یکی از سلول های بند ۲۰۹ نگهداری می شود. او وکالت پرونده‌های بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، ِ کودک‌آزاری و کودکان در معرض اعدام و خانواده های تعدادی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات را برعهده داشته‌است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده و دو فرزند خردسالش عید نوروز امسال را نیز بدون او گذراندند. بدون اینکه در تمام مدت تعطیلات نوروز بتوانند با او ملاقاتی داشته باشند. خبرنگار کلمه در مصاحبه با رضا خندان، همسر نسرین ستوده، از آخرین وضعیت این زندانی سیاسی که از حقوق اولیه یک زندانی هم محروم است جویا شده است . همچنین در این مصاحبه رضا خندان از وضعیت روحی فرزندانش به ویژه پسر سه ساله اش نیما سخن گفت. اینکه این کودک سه ساله  دلتنگي، وحشت، تنهايي، كابوس‌هاي وحشتناك و پرخاشگري همراه همیشگی  اش شده. اینکه مانند اسرای جنگی با  فرزندان  نسرین برخورد می کنند اینکه  او به خودش قبولانده كه مامان نسرين ديگه نمي‌آيد و بابت اين با همه دعوا دارد و اینکه در آخرين ملاقاتي كه بچه‌ها توسط ماموران پيش مادرشان مي‌رفتند، جيب‌هاي نيما را گشته بودند و يك شكلات از جيب‌اش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد .

از آخرين وضعيت روحي و جسمي خانم ستوده بگوييد آيا ايشان همچنان در بند 209 زندان اوين نگهداري مي شوند؟

وضعيت روحی‌همسرم با وجود سنگین‌ترین فشارهایی که مخصوصا در تعطیلات عید به او وارد شد، خوب است ولی از نظر بینایی دچار مشکلاتی شده است اما به درخواستش برای مراجعه به چشم پزشک هم اعتنایی نمی کنند.

آقاي خندان ! با اينكه ماه ها از بازداشت همسرتان مي گذرد اما هنوز ايشان به بند عمومي منتقل نشده اند؟ چرا ؟

بله .بازداشت همسرم وارد هشمتمين ماه‌اش شده است اما هنوز در بند 209 است.

آيا ايشان در سلول انفرادي نگهداري مي شوند؟

در حال حاضر با یک زندانی دیگر نگه داری می شود ولي در روزهاي پاياني سال بعد از اينكه هم سلولي اش آزاد شد، در انفرادي بود. در سال جديد هم با رفتن هم سلولي جديدش دوباره تنها ماند كه در اعتراض به اين مساله مجبور به اعتصاب غدا شد و اكنون با زنداني ديگري هم سلول شده است.

خانم ستوده نوروز هم به مرخصي نيامدند براي گرفتن مرخصي براي ايشان شما چه اقدامي كرده‌ايد؟ يعني مي خواهم بدانم به چه مراجع قانوني مراجعه كرده ايد وآنها چه پاسخي به شما داده اند ؟

من به مدت 3 روز كامل در دادستاني حاضر شدم و يك نامه‌ي كلي در مورد شرايط بازداشت و ملاقاتها و دو فرم تقاضاي ملاقات حضوري دادم، با وجود اينكه دادستان در مقابل 30 نفر از خانواده‌ها گفت كه تقاضا بدهيد ملاقات حضوري مي‌دهيم، ولي عملا نه تنها مرخصي و ملاقات حضوري ندادند بلكه ملاقات كابيني هم در 15 روز فروردين به ما داده نشد.

يعني در ايام عيد اجازه هيچ گونه ملاقاتي به فرزندان شما داده نشد و نوروز فرزندان كوچك شما نتوانستند مادرشان را ببينند ؟

حتي براي يك ثانيه هم مادرشان را نديدند، چه به صورت حضوري و چه كابيني. حتي با وجود اين كه 11 فروردين تعطيل رسمي نبود، درسالن ملاقات را بسته بودند و خانواده‌ها 4-5 ساعت پشت در سالن ملاقات ماندند، و هيچ كس هم جوابمان را نداد به طور مشخص بايد خدمت شما بگويم كه من به عنوان همسر ايشان در نزديك به 8 ماه بازداشت همسرم، يك ثانيه ملاقات حضوري نداشته ام شايد اين طور بگويم بهتر باشد، من اصلا نمي‌دانم سالن ملاقات حضوري چه شكلي است.

چه مدت است كه خانم ستوده فرزندانش را نديده است ؟

الان بيش از بيست روز شده است، اين در حالي است كه 20 روز قبل هم نيما كه سه سال دارد به مدت شش يا هفت دقيقه مادرش را ديد.

یعنی منظورتان این است که بچه ها را با ماموران زندان به نزد مادرشان مي فرستند و مانع رفتن شما مي شوند؟اين مساله براي آنها سخت نيست؟

اين مسئله سخت و آزار دهنده است اين رفتار و اين لحظه بدترين قسمت كل جريان بازداشت همسرم هست و بچه‌ها مثل اسراي جنگي تلقي مي‌شوند. با اين كار فقط در دل آنها فقط بذر نفرت كاشته مي‌شود.

نوروز امسال بدون حضور همسرتان براي شما و فرزندان تان چگونه گذشت؟

آن قدر سخت بود كه نه مي‌شود نوشت و نه مي توان بازگو كرد، اساسا هيچ كس نمي‌تواند اين سختي و سنگيني را حس كند.

آيا اين اولين نوروزي بود كه ايشان در كنار شما و فرزندان شان نبود؟

بله. اولين عيد نوروزي بود كه ما با عكس و خاطرات و تكيه كلام‌هايش سپري كرديم ملاقات هاي ما آن قدر كم و هميشه از پشت ديوارهاي كابين بوده كه ديگر بايد سعي كنيم وجود نسرين را در ذهنمان ترسيم كنيم.

آقاي خندان! فرزندان تان در چه شرايطي به سر مي برند آيا در سال نو و با گذشت مدت زمان طولاني از بازداشت مادرشان شرايط روحي مناسبي دارند ؟ به ويژه اينكه سال نو را هم در فضايي سخت آغاز كردند ؟

مهراوه دختر بزرگم كه يازده ساله است آن قدر بزرگ منش و مغرور است كه به هيچ عنوان دلتنگي‌هايش را بروز نمي‌دهد و اين خطرناك‌ترين حالت براي يك كودك است. نيما پسر سه ساله ام اما اين روزها در یک نوع اوج بحران روحي است كه در اين مدت نديده بوديم يا بروز نمي‌داد .دلتنگي، وحشت از تنهايي، كابوس‌هاي وحشتناك، پرخاشگري و خشم در حال تخريب روح حساس و لطيف‌اش است.

او به خودش قبولانده كه مامان نسرين ديگه نمي‌آيد و بابت اين با همه دعوا دارد و تلاش ما براي متقاعد كردنش بي‌نتيجه مانده است.

در آخرين ملاقاتي كه بچه‌ها توسط ماموران پيش مادرشان مي‌رفتند، جيب‌هاي نيما را گشته بودند و يك شكلات از جيب‌اش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد .

آيا وكلاي خانم ستوده به تحولي در پرونده اميدوارند آنها در اين باره چه اقدامي كرده اند؟

وكلاي محترم پرونده كه من لازم مي‌دانم در اينجا از همه آنها سپاسگزاري كنم، تا اينجا تمام توانشان را به كار بسته اند، ولي متاسفانه جواب مثبت نگرفته اند و در حال حاضر هيچ چشم‌انداز مثبتي هم وجود ندارد چرا كه حتي

اجازه نمي‌دهند آنها شماره شعبه تجديد نظر كننده را بدانند، چه رسد به اين كه بتوانند دفاع كنند و معلوم هم نيست شعبه تجديد نظر تا چه حدي به اين دفاعيات توجه كند.

خود شما چه در خواستی از مسوولان قوه قضاییه دارید ؟

فقط خواهان آزادي بي‌قيد و شرط همسرم هستم.


50 پاسخ به “همسر ستوده: ماموران با فرزندان نسرین مانند اسرای جنگی برخورد می کنند”

  1. مادر سبز گفت:

    نیمای عزیزم دوستت دارم و برات آغوش مادر ارزو میکنم شاید تو کوچکترین عضو جنبش سبزی که داری هزینه میدی مهراوه ی قشنگم لحظات تنهایی مادر در زندان پر از صدای شماست صدای خنده هاتون نگاهتون ارزو می کنم هر چه زودتر مادرتون رو توی خونتون ملاقات کنید شما یک مادر قهرمان دارید که همه ی دنیا به اون افتخار میکنند.

  2. رضا گفت:

    با اين همه هنوز چه كسي مدعي است كه اين نظام مشروعيت دارد.

  3. ناشناس گفت:

    khoda be in khanevade sabr bedahad va bar bani ash laaenat.

  4. ایرانی گفت:

    فقط کسی که فرزند کوچک در منزل داشته باشد می تواند درک کند که این رفتار با فرزندان مادری دربند، چه تاثیری در روحیه آنان می تواند داشته باشد. این رفتار آنقدر خشن و غیر انسانی است که حتی نمی توان آنرا برای مسببین این اتفاقات آرزو نمود.

  5. maryam گفت:

    واقعا قلبم به درد اومد با خوندن این جملات براتون آرزوی صبر میکنم مخصوصا برای همسر خانم ستوده که مجبور به تحمل چنین بار سنگینی در زندگی هست و به عنوان ی زن نمیتونم احساسات خانوم ستوده را در زندان درک کنم .
    فقط میخوام بهش بگم که ما ایرانیا بهش افتخار میکنیم ، و من از ته دلم دوستش دارم .

  6. freedomlover گفت:

    my thoughts are with ms nasrin sotoudeh and her dear family and i wish them strength. hoping for better days to come. my heart goes out to nasrin sotoudeh , her husband and her lovely kids. i am very sure that our time will come very soon

  7. ناشناس گفت:

    او به خودش قبولانده که مامان نسرین دیگه نمی‌آید و بابت این با همه دعوا دارد و تلاش ما برای متقاعد کردنش بی‌نتیجه مانده است.

    در آخرین ملاقاتی که بچه‌ها توسط ماموران پیش مادرشان می‌رفتند، جیب‌های نیما را گشته بودند و یک شکلات از جیب‌اش درآورده بودند تا مبادا به مادرش بدهد .

    اینجا را که خواندم گریه ام گرفت
    چرا…..

  8. بهروز گفت:

    دل و قلب میلیون ها ایرانی با خانم ستوده و خانواده محترم ایشان است.خدایا مپسند.

  9. ناشناس گفت:

    منم يه پسر سه ساله دارم و همش دارم اشك ميريزم نميدونم چي بگم اميدواره نيماي كوچولو و مهراوه عزيزم بزودي به آغوش مادرشون برگردند دلم خيلي گرفته خيلي زياد

  10. استقامت تا بهار گفت:

    چقد دلم یه شکم سیر گریه می خواد

  11. ناشناس گفت:

    koja hast sazemane melal ,koja hastand hamiane hogughe bashar ,khodavanda kojaiy nemibbini che bar sare mardom miavarand emruz didegan khod ra ba ashk mishuyam baraye in kudakan ,baraye an madaran ke farzandaneshan ra dar ashraf be khun keshidand .KHODA IN ENSAN NAMAYANDE TO DAR RUYE ZAMIN HAST

  12. ابراهیم گفت:

    ندا، خواهرم.
    اشکان، برادرم.
    میر حسین، پدرم.
    و
    نسرین هم خواهرم.

    چقدر فک و فامیل پیدا کردیم تو این دو ساله!

  13. مريم گفت:

    نيما جان /مهراوه جان/آقاي خندان عزيز ما همه تا آخرين نفس براي آزادي نسرين عزيز و همه زندانيان سياسي تلاش مي كنيم . الان كه دارم پيغام مي گذارم حالم بسيار بد است ولي اين كارها اراده ما را براي آزادي بيشتر مي كند.اميدوارم هر چه سريعتر نسرين ستوده عزيز به آغوش خانواده برگردد.خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

  14. ناشناس گفت:

    وقتی خواندم اشک مجالم نداد چون من هم یک دختر دارم که در سنین مهراوه که سن بلوغ هم هست، به شدت به من نیاز داشت و من با اینکه همیشه در کنارش بودم به سختی این دوران را گذراند و برای نیما کوچولو که از هر نظر نیازمند شدید به مادر است. خدا خودش کمک کند تا این بحرانها را به راحتی بگذرانند و خدا این خدا نشناسها را به سزای اعمال پلیدشان برساند.

  15. ناشناس گفت:

    دوست عزیز سلام، ما مانند اسیر جنگی و اسرای جنگی نیستیم ما خود خود اسرای جنگی هستیم، کشور ما تحت اشغال… ست. آنها خودشان هم همین را می گویند چرا ما نگوییم…

  16. ایران گفت:

    عزیزان من ” آرزو میکنم هر چه زودتر مامان نسرین را در منزل در آغوش بگیرید. از خداوند متعال برای شما عزیزان صبر و شکیبایی خواستارم.

  17. مادر گفت:

    نمی دونم خدا چشمهاشو بسته این همه بی انصافی تا کی؟

  18. مردم گفت:

    برایم جالب است که حکومت خود را با حکومت حضرت علی قیاس می کنند و این چنین با بی عدالتی و ی رحمی با مردم برخورد می کنند امیدوارم با مدد مولا علی ریشه ظلم را از این کشور ریشه کن کنیم متاسفم برای خون هایی که در راه این انقلاب ریخته شد و اینچنین پا روی خون هزاران شهید گذاشته می شود………. مولا علی می فرمایند اندکی بیارامید صبح خواهد آمد …………… به امید صبح آزادی

  19. ناشناس گفت:

    اخبار شما شما همش شده درد و رنج زندانیان وخانواده هاشون باید برای مبارزات سیاسی استراتژی وخط مشی داشت با این وضع به هیچ جایی نمیریسیم واقتدار طلب ها به ما و کارامون می خندن ……………………………….

  20. حسن گفت:

    آیا آقایون مداح رویشان می شود کماکان از مصائب وشداید وارده به طفلان مسلم نوحه سرایی کنند؟با این وجود که دولت کودتا روی
    ماموران یزیدوابن زیادراسفید کرده اند.قوه قضاییه باید به این شاهکارهایش مباهات کندچون در تاریخ سابقه ندارد.

  21. سبزمشهد گفت:

    امروز يزيذها وشمرها دوباره سر بر اوردند وحسين هاوعباسها وزينب ها دوباره رودر روي انها ايستاده اند .وهل من ناصر…ميگويند.اگر كسي
    حق را بفهمد امروز روضه واه مظلومان زندانهاي ايران را براي مردم مي خواند.واز ظلم يزيدزمان وپا چه خوارانش فرياد سر ميدهد

  22. ناشناس گفت:

    خیلی‌ ناراحت شدم ولی‌

    اندکی‌ صبر سحر نزدیک است

    امید رو هیچ وقت از دست ندهید.

    ما پیروزیم چون چنین خانواده‌هایی‌ در بین ما هستند،و این فرزندان در این خانواده‌ها تربیت میشوند.خانوم ستوده در زندان هم ندای آزادی برای ما دارند ،و در زندان اثربخش تر هستند.ما حتما پیروز می‌شویم.

  23. مهدی گفت:

    ما قوه قضائیه نداریم مجلس نداریم دولت نداریم هر چه هست تشکیلات ظالم است

  24. منتظر گفت:

    شما همچو قهرمان هایی در تاریخ خواهید درخشید.انشااله..

  25. نازنین گفت:

    دنبال کردن وضعیت خانم ستوده برای من بسیار سنگینه ، راستش اصلا ذهنم آماده گی تجسم شرایط سخت ایشون و خانواده و بچه هاشون رو نداره .
    آیا سحر نزدیک است ؟

  26. مرگ بر دیکتاتور گفت:

    به خداقسم روز آزادی ملت سر می رسد…..

  27. ناشناس گفت:

    نیما و مهراوه عزیز شما ها خیلی پاک و معصوم هستید من یقین دارم اگه خدایی باشه که به یقین هست به خاطر قلب پاک و بیگناه شما ….. که کوچکترین بویی از انسانیت نبردن که اگر برده بودند با کودک 3 ساله اینگونه رفتار نمیکردند را از ایران عزیزمان پاک میکند تا ان روز برای شما دو گل از خداوند طلب صبر دارم نیما جان من همین جا از تمام مادران جنبش سبز میخوام که برای ازدی مامانت هر شب دعا کنن امین

  28. alish mas گفت:

    عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه ی اول که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان جهان را با همه خوبی و زیبایی به روی یکدگر ویرانه میکردم.

  29. ناشناس گفت:

    مهراوه… نیما..

  30. ALI گفت:

    shomaha raftani hastand midonied kera ,chon man ham az shomaha bodam va tamame familamon ham hamintor, vali hala ba didane in karhaton midonim na shomaha mosalmon hastid na ansan

  31. ناشناس گفت:

    من یه پسر 3ساله دارم و وقتی خودم رو جای خانم ستوده و پسرم رو جای نیمای کوچولو می ذارم فقط گریه می کنم امیدوارم هر چه زودتر دلشون شاد بشه

  32. نوشین گفت:

    من هم دختر 3 ساله دارم و می دانم دلتنگی برای فرزند بالا ترین شکنجه است . امیدوارم به زودی ظالم به سزای خود برسد

  33. Ali گفت:

    آرزو ميکنم هرچي زودتر ايران از شر اين ظالمين نجات پيدا کنه. خدايا با دادمون برس

  34. hadi گفت:

    aghaye khandan baraye aazadie hamsaretoon har shab doa mikonam.midoonam doaham mostajab mishe

  35. مادری از ایران گفت:

    یک انسان هرگز نمیتواند یک بچه را از آغوش پر مهر مادر جدا کند
    پس مطمئن هستم که اینها انسان نیستند.
    سحر نزدیک است…..

  36. ما گفت:

    انشا, الله همه چی درست میشه

  37. قدر شناس گفت:

    نسرین ستوده ، همسرش و فرزندانش روزی اسطوره های این آب و خاک خواهند بود و جاودانه ….

  38. خراسانی گفت:

    در منابر گفتند و در کتابهای تالیفی آنها خواندیم که ” هر کس فریاد مظلومی را بشنود و به داد او نرسد مسلمان نیست”(چیزی شبیه به این مضمون) …امروز ما میپرسیم و فرزندان ما میپرسند پس اگر کسی خود عامل این ظلم باشدچه لقبی باید به او داد . آنکه خود واعظ این پندها بوده است اکنون عامل و فرمانده این ظلمهاست . من در برابر سوال فرزندم و هم وجدان خودم با چه ابزاری از اسلام وارزشهای آن دفاع کنم .آیا دقیق تر و پیچیده تر از این میشد انقلاب اسلامی ایران و اسلام را در ایران شکست داد. نظام را مثل یک کالبد حفظ کردند اما روح آنرا کشتند. حتی یک جسد مومیایی هم می پوسد و بوی تعفن می دهد!

  39. جوانه امید گفت:

    برام خیلی خیلی جالبه بدونم شما با چه رویی دم از اخلاق اسلامی می زنید وقتی که به کودکسه ساله هم رحم نمی کنید؟

  40. ناشناس گفت:

    گريه امانم نداد اه از اين همه بيداد……

  41. سید صادق سیدعلی گفت:

    مرگ بر همه شاهان و ظالمان تاریخ

    چه آنهایی که یزید بودند و خود را امیرالمومنین مینامیدند

    چه آنهایی که از یزید بدترند ولی بر یزید بیچاره لعن و نفرین میفرستند

    غافل از اینکه فاصله آنها با یزید به بلندای فاصله ای از امام حسین(ع) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تا یزید است

  42. فریاد گفت:

    میدونم که این شرایط کشنده و اندوهباره اما گریه وزاری وناله و نفرین که فایده ای نداره.بجای این کارها ونشستن و نفرین کردن باید کاری کرد.نباید منتظر موند تا کسی بیادوبهمون بگه چیکار کنیم. هرکس درحدتوانش باید کاری برای آگاه سازی قشر خاکستری جامعه بکنه. کسانی که یا نمی دونن یا میدونن و میترسن.کوچکترین اعتراضی که درسطح وسیع انجام بشه میتونه کارساز باشه.چقدر از مردم حتی اسم خانم ستوده رو نشنیدن؟چرا سعی نمی کنیم اسم زندانیان پرافتخارمونو همه جا پخش کنیم و خبر رنجهاشونو به گوش همه برسونیم؟چراازتمام توانمون برای آگاه کردن مردم استفاده نمی کنیم؟یادمون نره که خداوند به کسانی که خودشون به خودشون کمک نمی کنن هیچ کمکی نمی کنه.

  43. یک بنده ی خدا گفت:

    واقعا من نمی دانم ما چگونه نام انسان را به خودمان نسبت می دهیم و این در حالی است که از کمک کردن و هم دردی یک کودک به مادرش جلوگیری می کنیم و خود را مسلمان و عملمان را طبق اسلام می دانیم .

  44. يك ايراني گفت:

    درود بر شيرزناني همانند خانم ستوده كه به همه ي ايرانيان درس ايستادگي و پايداري دادند.

  45. حسین جعفری گفت:

    خانم ستوده ما ایرانیان به شما، شهامت شما، قدرت شما در پایداری بسیار احترام قائلیم. می دانم که در زندان شاهد چه بی احترامی ها، مجازات ها شکنجه های جسمی و روحی بوده اید. اما نام شما برای همیشه در تاریخ معاصر ایران به خوش نامی و بعنوان زنی بسیار دلیر و جسور باقی خواهد ماند. ما علیرغم هرچند سالی که زندگی کنیم می میریم و از خاطره ها می رویم، اما نام کسانی مثل شما برای ابد باقی خواهد ماند. آقای خندان دلم می خواهد زمانی برسد که شما هم مانند نامتان وافعا خندان شوید. البته اکنون افتخار کنید به همسر بسیار شجاعی که دارید. زنی که اعجاب رئیس جمهور آمریکا را برانگیخت و در تبریک خود خطاب به ملت ایران( نه حکومت غیرمشروع) از او و شهامت او تقدیر کرد. آفرین به افراد شجاعی مثل خان ستوده

  46. نسرین گفت:

    نسرین عزیز و صبور،ظلم پایدار نمی ماند.خداوند فرزندانت را در حمایت خود میگیرد و با صبر خود ایمانت را می بینی…

  47. Iran oglu گفت:

    Bu dunyada nasrin kimi shirzan cok azdi va buna gore nasrin bir gahrandir

  48. یک طلبه گفت:

    با سلام
    خیلی مصاحبه دردناکی بود
    واقعا برای من سخته که بتونتم این داستان رو تصور کنم
    برای اینکه قلبم زیاد اذیت نشه بخودم میگم باور نکن این یک داستان بیشتر نیست
    اما اگر واقعیت باشه نمیدانم مسولین این نظام در پیشگاه خداوند متعال چه جواب خواهند داد
    از خداوند متعال برای آقا رضای گل آرزوی صبر جمیل حضرت زینب علیهاالسلام را خواستارم
    واقعا برای این وضع متاسفم
    یک طلبه از قم

  49. real گفت:

    به یاد زنی که از همه مردها مردتره

  50. فرهاد گفت:

    مهراوه و نيما
    اين دژخيمان حتی از تک شكلات ته جيب کوچکتان ميترسند چه برسه به از کوچک بزرگ دل های شجاعتان.
    گريه نميکنم،  دندان هايم را از خشم روی هم قرچ قروچ ميکنم .
    با شما هستم.
    فرهاد