بشار اسد هنوز فرصت دارد که راه متفاوتی با تونس و مصر و لیبی را انتخاب کند
چکیده :سفير سابق ايران در لبنان، معتقد است که وضعیت حاکمیت در سوریه شکننده شده و بشار اسد دیگر نمیتواند کشور را به وضع خفقانآمیز و امنیتی سابق بازگرداند. اما طرفداران جوان او، محبوبیتش در میان عربها، رابطه خوب او با طوایف و موضع حمایتآمیز آمریکا، از امتیازاتی هستند که بشار اسد میتواند از آنها برای طی مسیر مصالحه ملی و افزایش نقش مردم در حکومت استفاده کند؛ تغییری که به نفع روابط با ایران هم هست....
سفير سابق ايران در لبنان، معتقد است که وضعیت حاکمیت در سوریه شکننده شده و اعتراضات اخیر در این کشور به قدری جدی و تهدیدکننده بوده که بشار اسد دیگر نمیتواند کشور را به وضع خفقانآمیز و امنیتی سابق بازگرداند.
محمد ايرانى در یادداشتی که در سایت دیپلماسی ایرانی منتشر کرده، در عین حال خاطرنشان میکند که کار برای بشار اسد هنوز تمام نشده و حضور طرفداران جوان او در این کشور، محبوبیت وی در میان عربها به دلیل حمایتش از مقاومت فلسطین، رابطه خوب او با طوایف مختلف و موضع حمایتآمیز آمریکا در قبال وی، از امتیازات اسد برای حفظ موقعیت خود در سوریه است.
این دیپلمات سابق همچنین خاطرنشان میکند که ایران برخلاف تحولات پیشین دنیای عرب، از ناآرامی در سوریه متضضر میشود؛ اما با این حال معتقد است که افزایش نقش مردم در مدیریت سیاسی سوریه، به ثبات حکومت در سوریه و نیز پایداری روابط این کشور با ایران کمک خواهد کرد.
او تاکید میکند که حکومت بشار اسد ناگزیر است به خواستههای مردم پاسخ دهد و به اصلاحات دست بزند، اما میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کند و به جای افتادن در مسیری که تونسو مصر طی کردند و یا به نحو دیگری در لیبی و یمن در حال تکرار است، راه مصاحله میل را طی کند.
متن کامل این تحلیل قابل تامل از وضعیت سیاسی و بینالمللی سوریه و نسبت آن با ایران را در ادامه بخوانید:
تحولات اخير در سوريه بر خلاف آن چه برخى فکر مىکردند محدود و به صورت ناچيز بوده و قابل کنترل است، به نظر تحولات جدى و تهديد کننده اى عليه حکومت آقاى بشار اسد است. دليل آن هم فضاى امنيتى چهل و هشت ساله در داخل سوريه است که به هر دليل شرايط خفقانى بسيار سنگينى را به وجود آورده است و مانع بسيارى از آزادىهاى سياسى و اجتماعى در اين کشور بوده است. اين وضعيت باعث شده تا مردم با اولين جرقه وارد صحنه شوند و مطالبات خود را مانند بسيارى از حوزههاى پيرامونى مطرح کردند.
فارغ از اسباب و علل شکل گيرى اين تحول در سوريه و آن هم در اين مقطع زمانى خاص، که مىتواند ناشى از موج تحولات ديگر کشورهاى عربى باشد و حتى ممکن است برخى طرفهاى عربى همسايه سوريه ضد حکومت فعلى سوريه به اين تحولات دامن زده باشند، اما گذشته از اين علل و اسباب که اکنون قصد بررسى آن را نداريم، واقعيت امر اين است که سوريه الان وارد ماجراى به هم پيوسته خيزش مردمىدر کشورهاى عربى شده است.
البته ناگفته نماند که تاکنون ممکن بود که برخى از تحليلها در مورد خيزشهاى اخير و تحولات مربوط به حوزههاى خاورميانه و شمال افريقا به اين سمت و سو باشد که اين موج و گردباد موجود دامن تنها کشورهاى عربى نزديک به غرب يا دوست ايلات متحده امريکا را بگيرد اما امروز با ورود سوريه عدم صحت اين تحليل به اثبات رسيده و بايد گفت که تحليل برتر خواست و اراده مردم براى کسب حقوق فراموش شده است، چه در مصر و تونس باشد و چه در سوريه و ليبي.
در همه اين حوزهها شاهد ماهيت استبدادى و برخورد سرکوبگرانه و طولانى مدت اين حکومتها هستيم که نوعا با فساد مالى و سياسى توام شده است و به اين جا رسيده که تقريبا خواستههاى تمامى مردم در اين حوزهها به هم شباهت دارد.
بعد از اتفاقات جمعه گذشته، شرايط پيچيده و شکننده اى براى حاکميت در سوريه به وجود آمده است. مضاف بر اين که تعداد کشته شدگان هم افزايش پيدا کرده تا جايى که آقاى بشار اسد خود را مجبور به پاسخگويى و سخن گفتن با مردم مىداند.
البته اين اتفاقات به اين معنا نيست که همه چيز در سوريه تمام شده باشد. وضعيت سوريه در عين حال با ديگر کشورهاى عربى متفاوت است. اولا بايد به اين نکته اشاره کرد که بشار اسد طرفدارانى را در بين نسل جوان دارد که اين طرفداران معتقدند که او يک فرد روشنفکر ميانه رو است و توانسته در خلال اين يازده سالى که قدرت را در دست داشته است هم ثبات داخلى را حفظ کند و هم نقش منطقه اى سوريه را ارتقا دهد و نقش سوريه را به عنوان يک بازيگر مهم در خاورميانه حفظ کند. آقاى بشار اسد بحرانهاى زيادى را پشت سر گذاشته است، از جمله ترور رفيق حريرى و توانسته است نوعى بهبود در روابط سوريه با امريکا و فرانسه ايجاد کند. بشار سرمايه گذارىهاى زيادى را به ويژه از حوزه خليج فارس جذب کرده و اينها باعث شده است که هم چنان طرفدارانى در بين نسل جوان داشته باشد.
نکته بعد اين است که نوعى کمک گرفتن از بقيه طوايف هم در چند سال گذشته در دستور کار بشار بوده است. يعنى على رغم اين اعتقاد که سلطه علويان بر نظام حاکم بر سوريه سلطه اى فراگير است، اما بايد گفت که آقاى بشار اسد اگر چه در نظام امنيتى سوريه از علويان استفاده کرده است اما هميشه تلاش داشته که توازن طايفه اى را به شکلى حفظ کند. يعنى از اهل سنت و مسيحىها در بخشهاى سياسى و اقتصادى و بخشى از ارتش استفاده کرده و اينها تا حدودى بحث طايفه گرايى صرف را که در گذشته در مورد حافظ اسد مطرح مىشد، کاهش داده است.
نکته سوم در اين مورد اين است که مردم سوريه از تجربه عراق و ليبى چندان راضى نيستند و از عراقى شدند سوريه نگران هستند. يعنى فکر مىکنند که اگر کار گره بخورد و درگيرىهاى نظامىدر سوريه آغاز شود، دخالت خارجى قطعا بى ثباتى را در بر خواهد داشت.
نکته ديگرى که در اين زمينه مىتوان به آن، به عنوان برگه اى که آقاى بشار اسد در حال حاضر در اختيار دارد اشاره کرد، مواضع دولتهاى خارجى است که هنوز فشار جدى عليه سوريه وارد نکرده اند. يعنى امريکايىها هنوز بشار را اصلاح گرا و ميانه رو و منطقى مىدانند که حضور او مىتواند در راستاى ثبات منطقه موثر باشد. معناى آن اين است که تغيير نظام در سوريه امريکا را در منطقه به خطر مىاندازد. فرانسوىها هم موضع سوريه را دنبال مىکنند و آن را مهم مىدانند. آنها بيشتر در پى هماهنگى با سوريه هستند. به اين دليل که معتقدند آقاى بشار اسد مىتواند ثبات حوزههاى پيرامونى سوريه مانند لبنان را به خوبى حفظ کند. مواضع ديگر کشورها مانند ترکيه و برخى کشورهاى عربى همچنان در راستاى حمايت از آقاى بشار اسد است.
اما اسرائيلىها نسبت به مسائلى که در سوريه در حال وقوع است تا حدى نگران اند. البته زمانى که درباره اسرائيل صحبت مىکنيم بايد به جناح بندىهاى درونى اسرائيل هم توجه داشته باشيم. در داخل اسرائيل دو جريان وجود دارد: تندروها و ميانه روها. جريانات تندرو و افرادى مانند ليبرمن ممکن است که از وضعيتى که در سوريه در حال ايجاد است خوشحال باشند، ولى جريانات چپگرا در اسرائيل از اين وضعيت نگرانند. به اين دليل که از آينده مبهمىکه بعد از تحولات احتمالى در سوريه ايجاد خواهد شد بيم دارند و نمىدانند که وضعيت طرفداران مقاومت که در کنار سوريه بودند، مثل فلسطينىها، جريان حماس و حزب الله لبنان چگونه خواهد شد. تحليلهاى آنها بيشتر به اين سمت است که اگر تحولى در سوريه ايجاد شود منطقه به طور کلى در اختيار حماس و حزب الله قرار خواهد گرفت و از اين بابت هم ابراز نگرانى کرده اند. بنابراين اسرائيلىها هم به نحوى مايل نيستند که ثبات سوريه به هم بريزد و تحت تاثير قرار بگيرد.
آقاى بشار اسد محبوبيتى نسبى هم به دليل همين مواضع مقاومتى که به آنها اشاره شد، در درون افکار عمومىجهان عرب دارد. اين مواضع وجهه ايشان را نسبت به ساير رهبران عرب تا حدى متمايز مىکند. همه مىدانيم که سوريه در لبنان و فلسطين نفوذ دارد و ارتباط نزديکى با حماس و حزب الله دارد که اين ها برگههاى خارجى بشار اسد را براى اين موضوع تقويت مىکند.
تا به حال تحولاتى که در دنياى عرب در حال وقوع بود به سود جمهورى اسلامى پيش مىرفت. اما با وارد شدن سوريه به اين تحولات تا حدى وضعيت به هم خورده است. سوريه علاوه بر روابط استراتژيکى که با ايران داشته، هميشه دروازه ورود جمهورى اسلامىبه دنياى عرب بوده است و ما درباره يک سرى معادلات منطقه اى در محورهاى لبنانى و فلسطينى همواره با سوريه هماهنگى مىکرديم. تحولات سوريه مىتواند همه اين معادلات را هم به لحاظ توانايى و هم به لحاظ قدرت مانور سياسى که اين محورها در لبنان و فلسطين مىتوانستند ايفا کنند، تحت تاثير قرار دهد.
اما درباره اصلاحات بايد گفت که با ورود سوريه به اين مرحله و بعد از هجده مارس سال جارى، به نظر مىرسد که غير ممکن است شرايط به قبل از اين تاريخ در سوريه بازگردد و خواسته مردم هم خواسته زيادى نيست، بنابراين نظام آقاى بشار اسد ناگزير است که به خواستههاى مردم پاسخ دهد. اين فرصت خوبى است که بشار بتواند تهديدهايى که در داخل عليه حکومت او به وجود آمده به فرصت تبديل کند و به دنبال مصالحه ملى باشد و از روشهايى که در مصر و تونس جواب نداده و مىبينيم که الان در ليبى و يمن و خيلى جاهاى ديگر پاسخ نمىدهد، پرهيز کند و آنها را به کار نگيرد.
خواسته اصلى مردم لغو فورى حالت شرايط اضطرارى است که بيش از چهل و هشت سال است که در سوريه حاکم است. مردم از اين وضعيت ناراحت هستند. من تصور مىکنم با لغو چنين قانونى مشکل خاصى در سوريه براى آقاى بشار اسد به وجود نخواهد آمد و اين که تا کنون اين قانون همچنان حفظ شده است بيشتر به دليل اوضاع امنيتى داخلى سوريه بوده است. الان که شرايط به اين جا رسيده است، هر چه زود تر اين قانون لغو شود، به مطالبات بخش عمده اى از مردم پاسخ مثبت داده شده و مىتواند در استمرار قدرت بشار در داخل تاثيرگذار باشد و به اين مسئله کمک کند.
به دليل اين که روابط ايران و سوريه در حد روابط استراتژيک است، به نظر مىرسد جمهورى اسلامىهم مايل باشد که فضاى داخلى سوريه به سمت و سويى رود که مردم در آن نقش داشته باشند. جمهورى اسلامىايران معتقد است که مردم پايههاى اصلى حکومت هستند و اگر نقش مردم چه در سوريه و چه در هر جاى ديگر ناديده گرفته شود، ثبات در آن دوام زيادى نخواهد داشت و پايههاى حکومت، پايههاى محکمىنخواهد بود. بنابراين هر چه مردم بيشتر در حکومتها و مديريت سياسى، اقتصادى و اجتماعى کشور نقش داشته باشند، ثبات در آن کشور بيشتر خواهد بود و اين طبيعتا به نفع استمرار رابطه ايران و سوريه خواهد بود.














جمهورى اسلامىایران معتقد است که مردم پایههاى اصلى حکومت هستند و اگر نقش مردم چه در سوریه و چه در هر جاى دیگر نادیده گرفته شود، ثبات در آن دوام زیادى نخواهد داشت و پایههاى حکومت، پایههاى محکمىنخواهد بود!!!!!!!
yek noktaro ishan eshaare nakardand wa inke ,in eteraazat too syria jozwe bidari eslaami hesaab mishe yaa inke unja daste estekbaar wa gheyro dar kaareh?;)
این بابا عقلش همین قداست. به قدش نگاه نکنین. احمدی خودمان نصف اسد است