جرم تو تمار بودن است ای میثم!
چکیده :جرم تو کم نیست میثم! عیب تو این است که می خواهی چون هم نامت تمار باشی. ما میثم تمار نمی خواهیم. تمار مجرم است و تو هم مجرمی!باور نمیکنی؟پس بخوان جرم هایت را....
کلمه- امضا محفوظ: جرم تو کم نیست میثم! عیب تو این است که می خواهی چون هم نامت تمار باشی. ما میثم تمار نمی خواهیم. تمار مجرم است و تو هم مجرمی!باور نمیکنی؟پس بخوان جرم هایت را:
از 18 سالگی به دنبال مدون کردن مطالعات خود بودی و برای مصاحبه نزد مراجع می رفتی و مقالاتی می نوشتی که فضولی در کارمان بود. تو را چه به مرجعیت؟ مگر از ما دستوری داشتی که در این باره بنویسی؟!
نوشتن کتاب سه گام تحلیلی در اسلام. تو را چه به گام های تحلیلی؟ مگر ما مرده بودیم که تو دست به کار شدی؟
در 24 سالگی کتاب کجاست عاشورای من و تو؟ را منتشر کردی. مگر مداحان و منبری های ما چه کم گفتند که تو از عاشورا دم زدی؟ کتاب دیگرت شریعتی از نگاه سه نسل که دیگر معرکه بود! اصلا تو را چه به شریعتی؟ می خواهی دستت را رو کنم؟! مقاله چه نیازی است به علی؟ مدرک مهمی برای اثبات مجرم بودن توست. اندکی از آن را بازگو می کنم تا خودت از خجالت آب شوی شاید که توبه کنی:
” محصول درس معلم ما، شریعتی، با آموختن این مدل زندگی به ما، که در نهایت اختصارگفته شد، تربیت و آموزش نسلی در تاریخ بود که با قدرت اعتراض، نقد اجتماعی و اخلاقی و علمی، در برابر همنوع و هم وطن و حتی مخالف عقیده و ایمان خود مسئول باشد و این مسئولیت اجتماعی را به عنوان قوی ترین پایه برای پیشبرد دموکراسی و حاکمیت مردم و نفی استبداد بکار گیرد، فداکار باشد و دوست داشتن را از یاد نبرد و جانش را بر سر حق سخن گفتن مخالف خودش بگذارد تا جامعه اش، آرام و پیوسته به آزادی برسد”
به به! چشمهایمان روشن،معلم ما! پس شریعتی را آموزگار خود می دانی! قدرت اعتراض،نقد،مسئول بودن در برابر مخالف ،دموکراسی ،حاکمیت مردم ،نفی استبداد ،فداکاری ،دوست داشتن ،جان دادن بر سر سخن حق و در آخر آزادی!این ها جرم کمیست؟ دیدی گفتم می خواهی تمار باشی!
تو در این مقاله سه ویژگی را برای نسل امروز برشمردی.بگویم تا شرمسار شوی و به مجرم بودنت پی ببری؟
در اولین ویژگی گفتی:” در کودکی جنگ را لمس کرد، از نزدیک با مرگ درآمیخت و ترس را فهمید” آنگاه از شهادت، فقر، نداشتن، از خود گذشتن، صمیمیت، راستی و بی ریایی سخن گفتی.تا اینجا که جرمت محرز است.
آنگه در ویژگی بعد از جوانی دم زدی که “محکوم بود تا یک صدا را بشنود و بر اساس آن عقیده و آینده و راه خود را انتخاب کند، صدای آشنایی را که در همه عمر از شنیدن آن محروم بود،انتخاب کند و خواست در تنگ ترین کوره راه ها باز به راه خود برود و با دست های بسته به انتخاب خود عمل کند و با تنها سلاح خود، یعنی ایمان و عقیده اش، در میانه آن مرگ و زندگی قدم بگذارد و زندگی را بخواهد، باز هم نتوانست یا نشد” تو با چه رویی از انتخاب سخن می گویی؟انتخاب،ایمان و عقیده در راه عملی ساختن آن و کوره راه ها!تو مجرمی میثم،واقعا اینها از قلم تو تراوش کرده؟
اما ویژگی سوم که دیگر نور علی نور است.” در میانه جوانی به بیست و دو خرداد رسید؛ به روز مقدس. انتخاب کرد و به پای انتخابش ایستاد؛ انتخابی که همچون عزیزی سفر کرده از راه دور می آمد و با صدای نسل ما، از ما سخن می گفت… خود را آگاهانه قربانی خودش کرد.” باز هم تو ای میثم خواستی تمار شوی و از انتخاب و ایستادن به پای آن گفتی و از آگاهانه قربانی شدن.اینها همه جرم های توست.آیا کم است؟
در قسمت دیگری از این مقاله نوشتی: ” نسل ما نشان داد که نان را با آزادی می خواهد، با برابری. اگر شکمت سیر باشد و ایمانت آزاد نباشد، اگر آخورآباد باشد و اعتقادت زیر پای طبقه یا قشر یا به قول وبر، «شأن» برتری، با امتیازات و رانت ویژه لگدمال شود و تو نتوانی از کمترین حقت دفاع کنی، می توانی بشوری. نام این عصیان مقدس است” آیا این نوشته دلیلی بر تمارگری تو نیست میثم؟!
اما کمی به گذشته باز می گردیم.تو معتقد بودی که ” دموکراسی شیعه، اولین گامهای بلندش را در حکومت مدینه و سپس در حکومت پنج ساله امیرمومنان نشان داد” تو همواره از فرهنگ ظلم ستیز شیعی دفاع می کردی و این در آثار تو ثبت و هیداست.اینها هیچ کدام جرم کمی نیست.
تو ای میثم باز تمار بازی ات گل کرد و پا رافراتر گذاشته و به طرح مقدمه ای در قرآن شناسی پرداختی و حتی در این مورد با قرآن شناس کبیر مرحوم آیت الله معرفت و استادمحمد رضا حکیمی تبادل نظر کردی.اینها خطرناک است!مگر ما در این مورد کم کاری کردیم که تو باید پیگیر این باشی؟مگر ما نمونه ی عملی تفسیر قرآن نیستیم؟!
تو حتی پایان نامه ات را موضوع ولایت فقیه، از نگاه جامعه شناسی معرفت قرار دادی!این هم جرم بزرگی است…نه؟!
بررسی دیدگاه ها و نظرات فقهای نامدار شیعه پس از غیبت کبرای امام زمان (عج) هم کار توست. آخر چرا جرم های تو این قدر بزرگ است؟! نظارت و ویرایش بر تاریخ اسلام و فقها و محدثین شیعه که بیش از ۵۰ جلد است هم که واویلا!
واما مقاله ی سکوت علی یا فریاد فاطمه؛در این باره چه بگویم؟می دانی این مقاله ی تو اشک چندین جوان شاید دور شده از اسلام را در آورد و آنان را به فکر فرو داشت؟!وای بر تو! آخر با وقایع پس از رحلت پیامبر(ص) و نقد صحابه ی دروغین و ماجرای ظالمانه ی غصب فدک چه کار داشتی؟ به تو چه که یک عده زورمدار میراث محمد را به یغما بردند؟!
پرونده ی تو سنگین تر از این حرف هاست. تو دوچهرگان خشونت طلب و جنایتکاران سنگ خلق به سینه زن را که در دهه ی 60 از یک سو سینه ی مردم این سرزمین را نشانه رفته بودند و از سوی دیگر مغز عزیزان و اندیشمندان مورد اعتماد ملت را متلاشی می کردند،نقد کردی و آنان را یکی از مسببان رکود دموکراسی نامیدی.این هم جرم دیگر توست!مگر مرگ بر منافق گفتن های ما کافی نبود که تو با اندیشه به کارزارشان رفتی؟!مگر نمی دانی که اندیشیدن جرم بزرگی است؟!
جرم تو اندیشیدن و ثبت آن در بیش از 2000 صفحه است.جرم تو اندیشمند بودن است.جرم تو این است که اسلام شناسی و چون ما از روی هوی و هوس و یا تقلید کورکورانه اسلام را نپذیرفتی.جرم تو تفکر بی تعصب است و اینها برای اثبات تمار بودن تو کافی است ای میثم!
اما در آخر از بزرگترین جرم تو می گویم که اگر هیچ کدام نبود و این بود باز مجرم بودی و تمار!تو یاری از یاران بهشتی مظلومی.آری بهشتی! شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی. تو چندی ایست که به بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی پیوسته ای و از آن بدتر مسئولیت سایت این بنیاد را هم بر عهده گرفته ای. سایتی که قرار است با رویکرد جدید خود، بهشتی و اندیشه های ناب و هنوز هم تازه ی او را بدون سانسور و اعمال سلیقه به نسل جوان و جویای حقیقت و کمال این مرز و بوم آشنا کند تا بدانند که یک عده چگونه خون او را زیر پا نهادند تا پله ای باشد برای این که با سانسور و تفسیر به رأی اندیشه هایش با نام او کام خود بر آورند.تو ای میثم! در خطابی به پدرت در باره ی نشر افکار بهشتی گفتی:” پدر! شهید بهشتی، هویت و مغز متفکر این انقلاب است، اگر او زنده شود ارزش های انقلاب تثبیت می شود”.
قضاوت را به خودت می سپارم. آیا زنده کردن بهشتی جرم کوچکی است؟آیا تثبیت ارزش های انقلاب خطای بخشودنی است؟میثم!تو خود میدانی که این همه سال تلاش ما این بوده که بهشتی را بیش از زنده بودنش مهجور کنیم و همه ی توانمان این بوده که با عدم حمایت از ناشران و مروجان اندیشه ی بهشتی،همان گونه که نفاق حذف فیزیکی اش نمود،ما نیز افکارش را حذف کنیم؛اما فرزندان خلف او نگذاشتند.آنان با صبر و استقامت زینب گونه و سجاد منشانه ی خود، نگذاشتند که سخنان و اندیشه های او خاک بخورد و رو به فراموشی رود. آنان همچون پدر که افراد و نیروهای لایق،متخصص و متعهد را زیر پر و بال خود می گرفت و آنان را در راه هدف مقدس و آرمان والایش به کار می گرفت،امثال تو میثم را گرد خود جمع کرده و آنچه بهشتی و امثال او از حقیقت انقلاب و جمهوری اسلامی در نظرداشتند به مردم معرفی کردند.آیا رو کردن دست ما جرم کمی است؟
میثم! خود به ما بگو آیا می توان با این اندیشه ها که کلام بهشتی است مملکت و نظام و منافع خویش را حفظ کرد؟
“اسلام دین نشاط است”، “مسلمان بودن و مسلمان زیستن را به مردم تحمیل نکنید که اگر کنید آنها علیه این تحمیلتان طغیان خواهند کرد”،”مسئولیت از دست رفتن این جوانان به گردن ماست”، “آزادی بیان و اندیشه از اصول اسلام است”، “هر کس از راه آزادی بیان و اندیشه ذره ای منحرف شود، از صراط مستقیم اسلام خارج شده است”، “در جمهوری اسلامی همه باید آزاد بیندیشند”، “از کسانی که در صدد تحملی عقاید خود بر دیگرانند بیزارم”، “من همیشه طرفدار حفظ آزادی های فردی و اجتماعی هستم”، “مخالف را به لجن نکشید”، “بر هم زدن جلسات سخنرانی محکوم است”، “برخورد آراء و افکار نیازی به استفاده از چماق ندارد”، “اگر حزب جمهوری اسلامی از اصول منحرف شود با آن مخالفت می کنم”، “بالاترین انتظار مردم از این انقلاب، استقرار حق و عدل است”،” در اسلام حكومت در خط اشباع و ارضاء ميل به قدرت حرام است”، ” حكومت و قدرتي كه در جهت خدمت خالصانه به مردم نباشد مشروعيت ندارد”، “حكومتي كه آهنگ تشنگي قدرت، جاه و جلال، كبريا و عظمت داشته باشد ، اسلامي نيست”، “دروغ تاکتیکی گفتن، تهمت زدن برای بیرون کردن رقیبان از میدان، شایعه سازی و دروغ پردازی جزء تاکتیکهای مسلمان علوی نیست”.
اگر بیش از این، چنین کلمات و جملاتی از بهشتی را بیاورم و خدای ناکرده این متن به دست مردم برسد می دانی چه می شود؟ پته ی ما به روی آب خواهد ریخت؛پس بیش از این نخواهم گفت و این ها را تنها برای بازگویی قسمتی از جرمهای بزرگ تو آوردم.
درست است که بهشتی ضد امپریالیسم و سلطه گری امریکا بود،درست است که بهشتی مخالف ظلم و جنایت اسرائیل بود، درست است که بهشتی در عین احترام و ادب، ناقد جدی اندیشه های التقاطی چپ و راست و ناسیونالیسم و لیبرالیسم و مارکسیسم و سکولاریسم بود،درست است که بهشتی ایدئولوگ و نظریه پرداز جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن بود،اما هرگز از آنها استفاده ی ابزاری ننمود و هرگز اندیشه اش را بر دیگران تحمیل نکرد و تنها با آگاهی بخشی و اندیشه و در آخر نیز با جان و خون خود از آرمانش دفاع کرد و نه چیز دیگر.این برای ما خطرناک است.آری به قول تو” اگر بهشتی زنده شود ارزش های انقلاب تثبیت می شود”و این دست ما را خواهد بست و امیالمان را به بند خواهد کشاند. می دانی اگر مردم از نظرات بهشتی به عنوان یکی از بنیانگزاران جمهوری اسلامی که ما نه توان رد افکارش را داریم و نه تاب تأیید آن را، باخبر شوند و آن را از ما مطالبه کنند چه خواهد شد؟ خلاصه ما نمی دانیم با این پدیده ی جاودان و همیشه تازه ی بهشتی که حقیقتا به تنهایی یک ملت است،چه کنیم!آن وقت تو ای میثم محمدی شده ای مروج افکار بهشتی و می خواهی زحمات چندین ساله ی ما را بر باد دهی؟نه!ما نخواهیم گذاشت.
پس ای میثم محمدی، ای مجرم بزرگ!ای کسی که نزدیک 2 ماه است در بند ما بودی، بدان که میثم بودن و تمار بودن، جرمی نابخشودنی است. پس به ما حق بده که نیمه شب چهارشنبه بیستم بهمن ماه 89 ناغافل به خانه ات بریزیم و دستگیرت کنیم و به تو اتهامات واهی بزنیم و از دروغ تاکتیکی استفاده کنیم که در قاموس ما هدف وسیله را توجیه می کند!














بسیار عالی و تاثیر گذار بود
خدا بهشتی را قرین رحمت کند و با سالار شهیدان محشور که واقعا -یک ملت-بود.
آری این قوم تمامیت خواه و مفسد باید هم از ترویج افکار بهشتی و بهشتی ها بنرسند چون در غیر اینصورت نفاق و دروغشان آشکار میشود.
درودبر بهشتي وپيروان او
kheili ziba boood
سلام به اميدسر فرازي ايران ايراني مملو از وحدت وآرامش
درود بر شیر مرد پاک ایران زمین که در تمام دوران اسارت کنار من و همراه من مایه آرامش و صبر و استقامت همه ما بود
من این آقای امضا محفوظ رو میشناسم ;)
خوبی آقای م ر؟