اضطراب و استرس، یادگار شوم جنگ و خشونتهای اجتماعی
چکیده :مردمی که برای چند ماه یا حتی چند سال به طور مستقیم با جنگ و درگیریهای خونین در ارتباط هستند، بیشتر از سایر افراد دچار اضطراب و استرس میشوند و ممکن است این استرس و اضطراب تا سالها پس از جنگ هم با آنها همراه باشد و حتی به فرزندانشان هم منتقل شود....
هفته نامه سلامت در گزارشی به بررسی تبعات اجتماعی و روانی جنگ و ناآرامی برای خانوادهها و کودکان پرداخت و نوشت:
نزاع، خشونت و جنگ؛ اینها واژههایی هستند که بیشتر افراد با شنیدن آنها ناراحت، مضطرب و گاهی هم عصبی میشوند. این روزها بیشتر مردم دنیا این واژهها را میشنوند اما مردم لیبی، مصر، بحرین، عربستان، تونس و… آنها را با عمق وجودشان درک میکنند
محققان میگویند مردمی که برای چند ماه یا حتی چند سال به طور مستقیم با جنگ و درگیریهای خونین در ارتباط هستند، بیشتر از سایر افراد دچار اضطراب و استرس میشوند و ممکن است این استرس و اضطراب تا سالها پس از جنگ هم با آنها همراه باشد و حتی به فرزندانشان هم منتقل شود. پژوهشگران معتقدند بچههایی که هر شب با صدای گلوله و توپ و تفنگ به خواب میروند یا هر روز با این صداها از خواب بیدار میشوند و مدام چهرههای خونین یا بدنهای مجروح اقوام و آشنایانشان را میبینند به احتمال زیاد تا آخر عمر خواب راحت نخواهند داشت و به طور حتم هر چند وقت یکبار با کابوسی ناشی از ترس و استرسشان از خواب خواهند پرید!
ترس، عدم احساس امنیت و استرس بین سربازان و مبارزان جنگی و خانوادههای آنها هم بیداد میکند. خانوادههای بسیاری از سربازان آمریکایی که از جنگ ویتنام، عراق یا افغانستان برگشتند، مدام از ترس و استرس فرزندان یا همسران خود شکایت دارند و میگویند که آنها به سادگی استرس و افسردگی خود را به سایر اعضای خانواده منتقل میکنند. روانشناسان، نداشتن قدرت تصمیمگیری، عصبانیت، گریههای بیدلیل، عدم توانایی در انجام کارهای پیچیده و گاهی ساده، سردردهای وقت و بیوقت، افسردگی و اعتیاد به مواد مخدر را از جمله عوارضی میدانند که خیلی از افراد درگیر با جنگ، پس از اتمام جنگ برای رهایی از ترس و استرس ناشی از آن به آنها مبتلا میشوند.
همانطور که گفته شد، بچهها جزو آسیبپذیرترین گروهها در روزهای جنگ هستند و ممکن است که تا آخر عمرشان نتوانند فکرشان را از استرس ناشی از جنگ رها کنند و به زندگی عادی خود بازگردند.
به همین دلیل، بیشتر روانشناسان کودک و نوجوان به والدین کودکانی که در کشور آنها جنگهای داخلی یا خارجی در حال رخ دادن است، توصیه میکنند که تا حد امکان فرزندان خود را از اخبار و وقایع جنگ بیخبر نگه دارند و به بهانه تقویت روحیه ملیگرایانه به آنها ریز گزارشهای جنگ را ندهند تا بچهها کمتر با عوارض روانی جنگ روبهرو شوند.
از طرف دیگر، برخی از روانشناسان اخبار مربوط به جنگ را آنقدر تکاندهنده میدانند که به تمام والدین پیشنهاد میکنند که اگر امکان دارد، اصلا کاری کنند که فرزندان کوچکشان از اخبار مربوط به جنگ در دیگر کشورها هم خبردار نشوند تا به این ترتیب روحیه حساس آنها آسیب نبیند و جنگ و درگیری در کشورهای دیگر به کابوسهای شبانه فرزندان آنها تبدیل نشود.
از بحث کودکان که بگذریم، خیلی از افراد بزرگسالی هم که به نوعی با جنگ درگیر بوده یا هستند به راحتی پس از جنگ، تمام تلاششان را میکنند که به زندگی عادی خودشان برگردند و کارهای روزمرهشان را از سر بگیرند اما خیلیهای دیگر نمیتوانند ذهنشان را از درگیریهای جنگ رها کنند و مدام با مرورکردن وقایعی که در جنگ رخ داده، دچار استرس و عصبانیت میشوند. روانشناسان و روانپزشکان، راهکارهای فراوانی را برای آزاد کردن مغز از استرس ناشی از جنگ پیش روی افراد گذاشتهاند. راهکارهایی مانند موارد زیر:
1. با دوستان نزدیک، خانواده یا همرزمان خود درباره روزهای جنگ صحبت کنید تا با این روش مدام مجبور به خودخوری نشوید.
2. اگر خودتان نمیتوانید فکری برای رفع استرستان بکنید، حتما از یک روانشناس یا روانپزشک کمک بگیرید.
3. برای رهایی از فکر و خیالهای آزاردهنده به جای گرایش به سمت مواد مخدر یا نوشیدنیهای الکلی، با همسر یا دوست خود برای پیادهروی یا ورزش به پارک بروید.
4. سعی کنید زیاد در خانه تنها نمانید تا فکر و خیال به سراغتان نیاید.
5. کمتر اخبار مربوط به جنگ یا فیلمهای جنگی و خشن را دنبال کنید.
6. گوش دادن به موسیقیهای ملایم یا رفتن به نمایشگاه نقاشی را در لیست برنامههای روزانهتان بگنجانید.














برخی روان شناسان محترم احتمالاً بیش از حد لوس تشریف دارند. لوس وبی مزه. توی همچین کشور هایی که ما در آن ها زندگی می کنیم، استرس خوراک صبح تا شبمون بوده و هست. استرس کوچک ترین آسیبیه که با اون دست به گریبانیم.
هر که در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند
عکسی هست از شهید چمران که در منطقه جنگی به یک گل آفتابگردان خیره شده….. این گویا ترین تصویره برای اونها که جنگ رو دیدن. و نه اینکه فقط قصه اش رو شنیدن.
کم هستند آدمهای بزرگی که نمیگذارن هیولای جنگ اونها رو هم مثل خودشون تبدیل به هیولا کنه.
اونها که جنگیدن میدونن وقتی برای اولین بار ماشه رو روی یک انسان دیگه کشیدی قبل از اینکه گلولت جان دشمنت رو بگیره بخشی از وجودت رو برا همیشه با اون گلوله از دست دادی…..