اعتراض جمال میرصادقی به سانسور و معطلی مجوزها: دیگر کتابی منتشر نمیکنم
چکیده :جمال میرصادقی با اعلام انصراف از چاپ دو اثرش - رمان «آسمان رنگ رنگ» و کتاب تألیفی و انتقادی «زنان داستاننویس نسل سوم» - که بیش از یک سال قبل برای دریافت مجوز به ارشاد رفته بودند و اصلاحیههای غریبی به آنها وارد شده، گفت: دو رمان دیگر نوشتهام که در این وضعیت ترجیح میدهم آنها را برای دریافت مجوز ارسال نکنم. او یادآور شد که از مدتها پیش، مجموعه داستان «سپیدهدمان» و کتابهای «راهنمای رماننویسی» و «پیشکسوتهای داستان کوتاه» را در نوبت دریافت مجوز دارد؛ اما از آنها خبری...
جمال میرصادقی با اعلام انصراف از چاپ دو کتابش، میگوید تا روشن نشدن تکلیف آثارش، دیگر کتابی برای چاپ نمیدهد.
این داستاننویس پیشکسوت گفت: چند عنوان اثر را مدتهاست برای دریافت مجوز فرستادهام؛ اما از آنها خبری نیست. بعد از گذشت یک سال و چند ماه که در انتظار دریافت مجوز رمان «آسمان رنگ رنگ» بودم، اصلاحیههای غریبی بر کتاب وارد شد که من عملا از چاپ آن منصرف شدم. این کتاب قرار بود از سوی نشر اشاره منتشر شود. همچنین اثر دیگرم، کتاب تألیفی و انتقادی «زنان داستاننویس نسل سوم» است که از سوی نشر مروارید از یک سال پیش برای دریافت مجوز ارسال شده بود. پس از اعلام نظر ارشاد مبنی بر حذف چند داستان و همچنین اعمال اصلاحیههایی بر داستانهای دیگر، ناگزیر از چاپ این کتاب هم تا زمانی که شرایط اینگونه باشد، منصرف شدم.
او در ادامه عنوان کرد: الآن هم دو رمان دیگر نوشتهام که در این وضعیت ترجیح میدهم آنها را برای دریافت مجوز ارسال نکنم. رمانهای «دو چراغ آبی روشن» و «پیش از آنکه خبر شوی، عاشق شدهای» را مدتی است که تألیف کردهام؛ اما میبینم در این شرایط کتاب میرود و تا یکی دو سال از آن خبری نمیشود؛ پس ترجیح میدهم آنها را به چاپ نسپرم. ضمن اینکه هنوز تکلیف آثاری که به ناشر دادهام، معلوم نیست؛ خب روشن است که نخواهم در این شرایط کتابی چاپ کنم.
میرصادقی یادآور شد که از مدتها پیش، مجموعه داستان «سپیدهدمان» و کتابهای «راهنمای رماننویسی» و «پیشکسوتهای داستان کوتاه» را در نوبت دریافت مجوز دارد؛ اما از آنها خبری نیست.














حسین یکی از اشتباهات تو آنست که اصلا در این رژیم مطالبت را چاپ می کنی. تو باید نوشته هایت را برای ضبط در تاریخ بفرستی خارج که در تیراژ کم چاپ شود و پس از برافتادن این رژیم بگویند که جمال صادقی نوشته هایش را خارج چاپ کرد و با این نامرد های ضد مردمی همکاری نکرد. اما شما ها غیرت این کارها را دارید. یاد آن شامی که باهم در برکلی در خدمت دکتر محامدی خوردیم به خیر یادت می آید؟
دوست عزیز من ، من چند روز پیش این نوشته را برای سپانلوی عزیز نوشتم و اینک همان را برای شما منعکس می کنم . طرح پیشنهادی من ایجاد پایگاهی بزرگ برای کتابهای پی دی اف است که در آن همه ما عضو شویم و حق عضویت بپردازیم و البته بخشی هم کتابهای مجانی در آن پایگاه هست که می تواند دیوانهای شعرای بزرگ و کتب آزاد باشد . آن نوشته را عینا برای شما می گذارم :
“چه کس قرار است کتابهای تو را بخواند ؟ جز ما ؟ پس چرا پای اغیار را به پیش می کشی ؟ نوشته هایت را به تایپیستی بده و بگو تا آن را به زیور طبعی شایسته در قالب پی دی اف در آوردند و در سایتت اگر داری ، بگذارند . شماره حسابی از خودت بگذار – مثلا شماره روی عابر بانکت – و بگو خواندن کتابم آزاد است . هر که خواست به این شماره مبلغی بپردازد . به صداقت ما که شک نداری ؟ اگر این نهضت آغاز شود . اگر همه ما همین کار را بکنیم ، می دانی چه می شود ؟ کافی است پایگاهی روی اینترنت بگذاریم که آثار همه را به همین شکل ، منتشر کند و برای عضویت ، حق الزحمه ای بگیرد . خیلی ها آثار خود را و عده ای آثار گذشته خود را به عنوان آزاد روی سایت می گذارند و بسیاری از نویسندگان جوان می توانند راهی برای چاپ آثار خود بیابند . سپانلوی عزیز ، من هستم ، تو هم هستی ؟ پس شروع کنیم . شما را به خدا این پیشنهاد را جدی بگیرید . دیری نمی گذرد که برای چاپ آثارتان به پایتان خواهند افتاد . این پیشنهاد از آن من نیست در دنیا انتشارات متعددی به همین رویه عمل می کنند . بیایید درآمد اولیه را فراموش کنیم ، اما بدانید در بلند مدت هم به عشقتان و هم به درآمدتان با هم می رسید . در آن سایت یا سایتها که مثل قارچ متولد می شوند ، بخشی را هم به کسانی می دهیم که مایلند بنویسند ، اما نمی دانند چگونه ، به آنها هم مجال می دهیم . نویسندگان بزرگی مثل شما برای این گونه افراد ، راهنما خواهند شد . وقتی ما ملت همدیگر را داریم ، چه نیازی به نهادی دولتی بی کفایت و هرزه نویس … “!
جمال خان شما دیگه چرا ؟همه قصد اینها برای رسیدن به خستگی است وبرای تولید انبوه گوشت خونی چاشت که ننویسی نخوانی وچاپ نکنی شما که اهل تاریخی در کجا از این هزار واندی دیده ای که نیای پیشین اینان بیایند وبگویند دانستن خوب است ندانستن بد است؟ که نیای پسین اینان حلا علاقمندی به چاپ وکتاب داشته باشند؟