مردم به جای نفت
چکیده :كشورهاي نفتي ديگر پولي براي اداره كشور ندارند پس به مردم رو ميآورند. به اين ترتيب رهبران كشورهاي نفتي بخشهاي جدي تري از اداره كشور را به مردم و نهادهاي مردمي وا ميگذارند تا كشورشان را اداره كنند زيرا ديگر درآمدهاي نفتي تكليف همه چيز را روشن نميكند و ديگر به راحتي نمي توان بدون حضور مردم درآمدهاي نفتي را دلبخواهي به مصرف...
فرزانه روستایی
چهل سال درآمدهاي افسانهاي نفتي براي كشورهاي عرب خاورميانه ثمري دربرنداشت جز استبداد، بيكاري، شكاف طبقاتي، باال رفتن هزينه زندگي، فقر فرهنگي و ريشه گرفتن اليت هاي باندبازي كه جنبشها و خواسته هاي مردمي را برنمي تابند. سال 1971 كه قيمت نفت رو به فزوني گذاشت و به سه تا چهار برابر افزايش يافت احتمال ميرفت خاورميانه و شمال آفريقا شاهد چيده شدن چندين سوئيس در شمال آفريقا و غرب آسيا باشد. اما نه تنها درآمدهاي نفتي ثمري براي منطقه به بار نياورد بلكه حداقل در مورد عراق و ليبي شاهد بروز فاجعه بشري بوديم كه بعيد به نظر ميرسد در دورانهاي جديد دوباره تكرارپذير باشد.
جالب اينكه ليبي، عراق، عربستان سعودي و مصر به عنوان كشورهايي كه حداقل 100 ميليارد بشكه ذخاير نفتي اكتشاف شده را در خود جاي داده اند همگي رفتار يكسان و مشابهي از خود بروز داده اند. يعني با افزايش اكتشاف، اثبات ذخاير و تحصيل درآمدهاي نفتي، دموكراسي در همه آنها رو به افول گذاشته و نقش سازمانها، احزاب و اتحاديه ها كه به عنوان معيارهاي دموكراسي خواسته هاي مردمي را نمايندگي ميكنند به حداقل رو آورده است. پس از اولين دور افزايش قيمت نفت از 1970 تا 1980 شاهد بوديم كه قيمت نفت طي 10 سال بعد به شدت كاهش پيدا كرد و از 35 دلار در سال 1981 به 10 دلار و سپس به 20 دلار نوسان كرد و دوباره به حدود 10 دلار در 1998 تثبيت شد.
طي 10 سالي كه درآمدهاي نفتي به صورت افسانه اي افزايش يافت تودههاي مردم منطقه بهره چنداني از اين ثروت تقريباً بادآورده نبردند اما وقتي قيمتها در اواخر دهه 80 به حوالي 10 دلار رسيد درآمد سرانه جمعيتي كه شمار آنها رو به افزايش بود به شدت كاهش يافت و فقراي خاورميانه فقيرتر شدند. كم شدن درآمد نفتي كشورهاي عربي و افزايش جمعيت در حالي بود كه تالش براي تنوع بخشيدن به درآمدهاي اقتصادي در مجموع اين كشورها صورت نگرفت و هر طرح و برنامهاي براي تحول اقتصادي و تغيير رفاه اجتماعي به دور بعدي افزايش قيمت نفت موكول شد. ميگويند ممكن است اپوكاليپس نفتي فرا رسيده باشد.
پيرو تحولاتی كه منجر به سقوط مبارك شد صادرات نفت و گاز اين كشور دچار نوسان شد، اما شورش مردمي در ليبي توليد 1/5 ميليون بشكه نفت بسيار شيرين و گرانبهاي اين كشور را قطع كرد. هر چند پايان يافتن زمستان فشار چنداني را به كشورهاي جنوب اروپا كه عمدتاً واردكننده نفت ليبي هستند وارد نكرد. اكنون موج اعتراضهاي مردمي به تدريج خاندان آل سعود را نيز درگير ميكند و پيش از آن بحرين نيز كه … بسيار نزديك به تاسيسات نفتي و ذخاير استراتژيك عربستان سعودي در خليج فارس است درگير شورشهاي مردمي شده بود. سعوديها ميگويند توانايي توليد روزانه 12/5 ميليون بشكه نفت را دارا هستند در حالي كه بسياري به چنين ظرفيت توليدي به ديده شك مينگرند. برخي معتقدند بروز ناآرامي در عربستان ممكن است قيمت نفت را به بشكه اي 200 دلار برساند، اما اگر اين اتفاق حتي در آينده نزديك هم رخ ندهد كشورهاي نفتي منطقه با معضل ديگري نيز مواجه هستند و خواهند شد.
مصرف داخلي كشورهاي توليدكننده خليج فارس از 4/8 ميليون بشكه در روز در سال 2000 به حدود هشت ميليون بشكه در 2010 افزايش يافته است. در حالي كه به جز ايران به عنوان يك استثنا كه درصدد مهار مصرف داخل برآمده تقريباً هيچ يك از كشورهاي عربي منطقه تاكنون در انديشه جايگزيني براي درآمدهاي نفتي يا كاهش جدي مصرف داخلي نبوده اند. اگر تاثير انقلاب هاي تونس، مصر و ليبي منجر به تكانده شدن نظام سياسي در عربستان سعودي و ديگر كشورهاي عربي نشود بي ترديد از اين به بعد عربستان سعودي ديگر عربستان سعودي چهار يا پنج دهه آينده نخواهد بود. تاثير جنبشهاي مردمي، نظامهاي نفتي از جمله عربستان سعودي را به احتمال زياد دچار تحولات اساسي و احتمالا ًتوزيع عادلانه تر ثروتهاي ملي اين كشورها ميكند. ولي اين احتمال نيز وجود دارد كه جهان با نقصان تامين نفت از سوي اين كشورها مواجه شود، زيرا به دليل رشد مصرف داخلي عمالً ديگر امكان اين حجم صادرات وجود ندارد. به احتمال زياد منطقه شاهد اين تحول عظيم خواهد بود كه مردم بيش از پيش، و نفت كمتر از پيش در تعيين معادلات منطقه نقش بازي كند.
به رغم اينكه بر اساس يكي از مشهورترين منحني هاي رابطه قيمت نفت و دموكراسي، هر چه درآمد نفتي بيشتر شود مردم بيشتر سركوب ميشوند، شايد از اين به بعد بتوان انتظار شكل گرفتن منحني را داشت كه با قيمتهاي بسيار پايينتر نفت، نقش مردم و احترام به خواسته آنان ارتقا يابد. به يك علت ساده و آن اينكه: كشورهاي نفتي ديگر پولي براي اداره كشور ندارند پس به مردم رو ميآورند. به اين ترتيب رهبران كشورهاي نفتي بخشهاي جدي تري از اداره كشور را به مردم و نهادهاي مردمي وا ميگذارند تا كشورشان را اداره كنند زيرا ديگر درآمدهاي نفتي تكليف همه چيز را روشن نميكند و ديگر به راحتي نمي توان بدون حضور مردم درآمدهاي نفتي را دلبخواهي به مصرف رساند.
منبع: روزنامه روزگار














آفرین دقیقا
خیلی جالب بود