سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همچنان صبور و محکم به استقبال بهار بروید...

همچنان صبور و محکم به استقبال بهار بروید

چکیده :سفره هاتان بگسترانید ای ظالمان با هفت سینی از ستم و سرافکندگی، لکن سبزه را چه می کنید که رنگش یادآور سربلندی و آزادگی جماعتی بی شمار است که وجودشان را تاب نمی آورید. با سنبل چه می کنید که یادآور عشق و هجران مسعودها و مهساهاست در حالیکه آنان تنها گل امید را بر سفرۀ سلولشان می کارند که روزی نه چندان دور وجدان های خفته، بیدار شده و کبوتران عاشق با هم به آشیانه شان بازگردند پیش از آنکه برای جبران دیر...


مریم شربتدار قدس همسر فیض الله عرب سرخی، در یادداشتی برای مهسا امرآبادی روزنامه نگاری که غروب دهم اسفند بازداشت شد مینویسد:به یاد دارم آن لحظه که دلتنگ از دوری، گفتی امسال تاب ماندن بدون مسعود را این سوی میله ها نداری و همه سعی کردیم اشکها را پنهان کنیم از تو و گمان نمی بردیم اینچنین شیدا به آن سوی میله ها پر کشی تا آرام گیری.

همسر مهسا امرآبادی، مسعود باستانی از روزنامه نگارانی بود که در جریانات پس از انتخابات بازداشت شده و اکنون با گذشت بیش از 20 ماه از روز بازداشت، هنوز به مرخصی نیامده است. وی در زندان رجایی شهر دوره ی 6 سال حبس خود را می گذراند.

متن کامل نامه را که در اختیار کلمه قرار گرفته است، میخوانیم:

اینک آسوده باش مهسا جان که بی تابی بیرون ماندنت بدون مسعود را همه آشکارا می دیدند.

چشمان مهربانت جاده را درمی نوردید تا هر بار پس از دو هفته دوری، لبخندش را ببینی و هر شب با خاطرات زندگی مشترک بسیار کوتاه، تنها در رؤیاهایتان دستان یکدیگر را لمس می کردید.

چه سنگدل مردمانی هستند آنان که اینچنین جدائی را برای دل های عاشق رقم زدند و خود، غافل از عقوبت الهی در بسترهای گرم خویش آرمیدند.

دختر مظلومم !

اکنون برای سفرۀ هفت سین، سلولی داری به وسعت همۀ تنهائی های لیلی ها و شیرین ها، و در دوردست ها مسعود با نگاهش کوه ها را می شکافد و تندیس تو را بر دیوار سلولش نقش می زند آنچنان که بیستون سر تعظیم فرود آورده و فرهاد، گویی دوباره زنده می شود.

نیک به یاد دارم آن لحظه که دلتنگ از دوری، گفتی امسال تاب ماندن بدون مسعود را این سوی میله ها نداری و همه سعی کردیم اشکها را پنهان کنیم از تو و گمان نمی بردیم اینچنین شیدا به آن سوی میله ها پر کشی تا آرام گیری.

بهار، امسال نیز غمگین تر از پار با سنگینی تمام می آید و اشک هایش را پیشاپیش نثار زمینی می سازد که مسعود و مهسا را از فرسنگ ها فاصله به هم پیوند می دهد.

سفره هاتان بگسترانید ای ظالمان با هفت سینی از ستم و سرافکندگی، لکن سبزه را چه می کنید که رنگش یادآور سربلندی و آزادگی جماعتی بی شمار است که وجودشان را تاب نمی آورید.

با سنبل چه می کنید که یادآور عشق و هجران مسعودها و مهساهاست در حالیکه آنان تنها گل امید را بر سفرۀ سلولشان می کارند که روزی نه چندان دور وجدان های خفته، بیدار شده و کبوتران عاشق با هم به آشیانه شان بازگردند پیش از آنکه برای جبران دیر شود.

فرزندانم مهسا و مسعود عزیز!

می دانم قلب هایتان فاصله ها را در هم شکسته و ایمانتان دو چندان گشته است، پس همچنان صبورانه و محکم به استقبال بهار روید که خواهد آمد و زمستان با همۀ سردی و سختی، بهار را پذیرا خواهد شد.


6 پاسخ به “همچنان صبور و محکم به استقبال بهار بروید”

  1. ناشناس گفت:

    درود بی پایان بر این دلاوران آزادی و امید پیروزی و سالی سبز سبز سبز

  2. ناشناس گفت:

    ننگ بر اين همه ظلم و ستم

  3. سبزامیدیه گفت:

    تورامن چشم درراهم ای بهارآزادی
    صدای قدمهایت راازفاصله ای نه چندان دور میشنوم

  4. شاهو گفت:

    اینو از ته دل می گم
    در مقابل غیرت و شجاعت خانومها مردانگی کم آورده.

  5. احسان گفت:

    سفره هاتان بگسترانید ای ظالمان با هفت سینی از ستم و سرافکندگی، لکن سبزه را چه می کنید که رنگش یادآور سربلندی و آزادگی جماعتی بی شمار است که وجودشان را تاب نمی آورید.

  6. ناشناس گفت:

    زور مداران تمام تلاششان را میکنند تا با ایجاد رعب و وحشت و تهدید از ظهور چنین شیر زنان و دلاور مردانی جلوگیری کنند که البته فدایی شدن وتن به به حصر دادن عزمی پولادین میخواهد و شجاعتی بی نظیر که از عهده ی هر کسی بر نمیاید …..درود …..درود …. درود