آیا میتوان متدین بود اما به حقوق دیگران بیتوجهی کرد؟
چکیده :هیچ جامعه و نظامی نمی تواند خود را دینی و الهی بنامد در حالی که به حقوق انسان ها بی توجهی می کند و به راحتی آنها را پایمال می کند. کسانی که مدعی درد دین هستند و می خواهند از دین دفاع کنند، بویژه عالمان دین، باید بیش از هر چیز به حقوق انسان ها توجه کنند. معیار دینداری انسان ها بیش از رعایت ظواهر دینی و شرعی و عبادی ، که در جای خود بسیار مهم هستند، رعایت و توجه به حقوق انسان هاست. صدای عدالت خواهی و رعایت حقوق انسان ها صدایی مقدس و آسمانی است و هدف خداوند از فرستادن انبیا این بوده است که این صدا در میان انسان ها طنین انداز شود....
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در یادداشتی به موضوع حقوق انسانها و جایگاه آن در دین پرداخته و تاکید کرده که هیچ جامعه و نظامی نمی تواند خود را دینی و الهی بنامد در حالی که به حقوق انسان ها بی توجهی می کند و به راحتی آنها را پایمال می کند. او همچنین معتقد است که عالمان دینی هم اگر نسبت به عدم رعایت ظواهر دینی عبادی یا برخی از جنبه های ظاهری دین مانند نوع پوشش و… حساسیت نشان دهند اما نسبت به تضییع حقوق انسان ها حساسیت نشان ندهند، به طور قطع و یقین از وظیفه دینی خود فاصله گرفتهاند. متن این یادداشت را به نقل از وبلاگ شخصی وی، بخوانید:
قرآن مجید درباره هدف بعثت انبیاء می فرماید: «لقد ارسلنا رُسُلَنا بالبینات و انزلنا معهم الکتابَ و المیزانَ لیقومَ الناسُ بالقسط» به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنان کتاب و میزان فرود آوردیم تا مردم به عدل و داد برخیزند»(الحدید/25).
در آیات دیگری خداوند با تاکید بسیار به عدل و داد فرمان می دهد: « ای کسانی که ایمان آورده اید، پیوسته عدل و داد را به پا دارید و برای خدا گواهی دهید»(نساء/135؛ همچنین مائده/8). در آیات متعدد دیگری خداوند پس از اینکه به صورت های مختلف بر عدل و داد و قسط فرمان می دهد می فرماید: «خداوند دادگران را دوست دارد» (برای نمونه، مائده/42؛ حجرات/9؛ ممتحنه/8). در آیه ای دیگر آمده است که «خداوند به دادگری و نیکوکاری فرمان می دهد» (نحل/90) و باز در آیه ای دیگر خداوند دو انسان را مثال می زند که یکی لال است اما دیگری به دادگری فرمان می دهد. می فرماید آیا این دو انسان مساوی هستند؟(نحل/76). در آیه دیگری می فرماید هیچ چیزی حتی دشمنی نباید باعث این شود که عدالت زیر پا گذاشته شود(مائده/8).
پس باید نتیجه بگیریم که مطابق تعالیم قرآن مجید عدل و داد هدف اصلی بعثت انبیا و اساس دینداری است.
امام علی(ع) می فرماید: «خداوند سبحان، عدالت را قوام بخش زندگی مردم و مایه دوری از تضییع حقوق و گناهان و وسیله آسانی و گشایش برای اسلام قرار داده است»(غررالحکم، ح4789) و می فرماید: «به راستی دادگری میزان سنجش خداوند سبحان است که آن را در میان مخلوقات قرار داده است و آن را خدا برای بر پا داشتن حق قرار داده است»(غررالحکم، ح1696).
پس دنیا و آخرت مردم به عدالت و دادگری بستگی دارد و مردم همگان وظیفه دارند که در راه اجرای عدالت و جلوگیری از تضییع حقوق مبارزه کنند. و البته وسیله سنجش دینداری مردم نیز میزان توجه به عدالت و تلاش برای برپایی عدل و داد و جلوگیری از حق کشی هاست. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «وقتی مردم، ستمگری را ببینند و جلوی ستمگری او را نگیرند، بیم آن می رود که خدا همه را به عذاب خویش دچار کند»(نهج الفصاحه، ح3331).
آن حضرت می فرماید: «برادرت را یاری کن چه ستمگر باشد و چه ستم کش، اگر ستمگر است او را از ستمکاری باز دار و اگر مظلوم است او را یاری کن»(همان ح3348 و 3338).
پس وقتی در جامعه ظلمی صورت می گیرد همه مومنان دو وظیفه بسیار مهم دارند و از دو جهت باید با ظلم و ستم مبارزه کنند. هم ظالم را باید یاری دهند و هم مظلوم را. اما یاری ظالم به این است که جلو ظلم و ستم او را بگیرند و او را از این کار باز دارند.
اما اگر ظالم و ستمگر را در ستمگری اش کمک کند که تکلیف روشن است آن حضرت می فرماید: «هر کس به ستمگری کمک کند تا حقی را پایمال کند خدا و رسول او از او بیزاری می جویند»(همان، ح3339). اما این کمک به ظالم و ستمگر چه اندازه که باشد باعث بیزاری خدا و رسول او می شود؟ آن حضرت می فرماید: «هرکس با ستمگری راه رود، گناهکار است»(همان، ح3349). و می فرماید: «چون روز قیامت شود منادی ای ندا دهد: کجایند ستمگران و یاران آنها؟ آن که دواتی برای آنان لیقه کرده، یا سر کیسه ای را برای آنان بسته، یا قلمی برای آنان در مرکب فرو برده است. پس آنان را نیز با ستمگران محشور کنید»(بحار الانوار، ج75، ص322).
به هر حال در روز قیامت ستمگران و یاورانشان در دوزخ هستند(همان، ح3322). اما پیامبر(ص) در سخنی بسیار عبرت آموز برای کمک به ستمگر تاثیر دنیوی عجیبی را بیان می فرماید: «من اعان ظالما سلَّطه الله علیه» هر کس ستمگری را یاری دهد، خدا همان ستمگر را بر او مسلط می کند(همان، ح3358). پس کمک و یاری ستمگر در واقع چاه کندن برای خویشتن است.
پس بنا بر آیات و روایات اسلامی مهم ترین هدف دین آن است که انسان ها به عدل و داد بر خیزند و جامعه ای عاری از بی عدالتی و حق کشی بسازند و جامعه بشری را از ظلم و ستم و تجاوز پاکیزه گردانند. خداوند، انبیای خود را همراه با کتب آسمانی برای همین هدف مقدس نازل کرده است بنا بر این:
1-جامعه و نظامی دینی تر و مقدس تر و مطلوب خداوند عادل و انبیای اوست که بیش و پیش از هر چیز به این امر توجه کند. هیچ جامعه و نظامی نمی تواند خود را دینی و الهی بنامد در حالی که به حقوق انسان ها بی توجهی می کند و به راحتی آنها را پایمال می کند. یک جامعه و نظام حتی اگر ظواهر عبادی دین را رعایت کند و نسبت به آنها حساسیت نشان دهد و آنها را تبلیغ و ترویج کند، اما دغدغه اول و اصلی او حقوق انسان ها نباشد، دینی و اسلامی و الهی نیست.
2-کسانی که مدعی درد دین هستند و می خواهند از دین دفاع کنند، بویژه عالمان دین، باید بیش از هر چیز به حقوق انسان ها توجه کنند. اگر عالمی نسبت به عدم رعایت ظواهر دینی عبادی یا برخی از جنبه های ظاهری دین مانند نوع پوشش و… بسیار حساسیت نشان می دهد اما نسبت به تضییع حقوق انسان ها حساسیت نشان نمی دهد یا کم تر نشان می دهد به طور قطع و یقین از وظیفه دینی خود فاصله گرفته است.
3-معیار دینداری انسان ها بیش از رعایت ظواهر دینی و شرعی و عبادی ، که در جای خود بسیار مهم هستند، رعایت و توجه به حقوق انسان هاست. میان دو کس که یکی نسبت به ظواهر شرعی عبادی و حق الله بی مبالات است اما نسبت به حقوق انسان ها حساس است و آنها را رعایت می کند و دیگری که به عکس است قطعا اولی به تعالیم دین و انبیاء نزدیک تر است.
4-صدای عدالت خواهی و رعایت حقوق انسان ها صدایی مقدس و آسمانی است و هدف خداوند از فرستادن انبیا این بوده است که این صدا در میان انسان ها طنین انداز شود. این صدا و ندا را باید از هر کجای عالم که بر خیزد غنیمت شمرد و تقویت کرد؛ و البته کاستی های آن را باید با استفاده از پیام نورانی وحی گوشزد کرد. این ثمره تلاش انبیاست که فطرت عدالت خواهی و حق طلبی انسان بیدار گشته است. این صدا و ندا را باید رحمانی انگاشت و نه شیطانی.














در شیوه و مرام بعضی ها که ادعا دارند در ولایت ذوب هستند و دائما به دیگران اهانت . توهین . دروغ . محاشی میکنند می شوند. در حالی که دل ولایت از دست اینگونه افراد خون است.
2011 جان ولایت این قدر قدرت دارد که به قول خودشان عاملان فتنه را یک شبه جمع کند و به زندان بیندازد اما قدرت ندارد که کهریزک و کوی دانشگاه و … را جمع کند؟ این سیاه بازی ها دیگه جواب نمی ده دستی که رو شده دیگه رو شده.
از دیدگاهِ اسلامی، نکته این است که ما آقای خامنه ای را همانند علی (ع) که جانشینِ بنیانگذار حکومت اسلامی شد، بدانیم یا نه. بگذارید چنین بیانگاریم و به این پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
آیا امام علی با بیعت مردم خلیفه چهارم شد یا نه؟ آیا در بیست سال خانه نشنیی اش کودتایی به راه انداخت تا خلافتِ پیامبر را که بی گمان حقش بود، به دست آورد؟ آیا آنگاه که خوارج در جنگِ صفین بر او شوریدند؛ آن یارانِ دیروز را کشتار کرد یا برای خشنود کردنِ همه ی مسلمانان تن به حکمیت داد؟
ای آنهایی که اکنون خود را حزب الهی میدانید!
آیا شما بیعت را شرط رهبری سیاسی مسلمانان می شمرید یا معتقدید چون آدمهایی خداباور هستید حق دارید از هر ابزاری برای به دست آوردن قدرت سیاسی استفاده کنید؟
پرسش بعدی این است: آیا امت را برابر با مفهوم جدید کشور می دانید و تنوع دینی و مذهبیِ مردمان یک کشور را نادیده می گیرید؟
اینها را نپرسیدم تا آنانی را که خود را بسیجی و حزب الهی می انگارند محکوم کرده باشم؛ به راستی به دنبالی راهی برای گفتگو با آن گروه از دوستان رزمنده ام هستم که از دیدگاه سیاسی هنوز سبز نشده اند. می خواهم درد هم و زبان هم را دریابیم تا حتی المقدور هیچکدام شهید راه کشک نشویم. امیدوارم چنین راهی باشد و اگر نباشد نیز، وظیفه امثال من تلاش است و بس.
جناب آقای اردستانی فراموش کرده اند که در این کشور زندگی می کنند چون ما چندین سال است که فکر می کنیم متدین هستیم و حقوق عادی مردم را زیر پا می گذاریم باید دید پیرو کدام اسلام هستیم اسلام علی بن ابی طالب یا ……………..
جواب سؤال تيتر: بله ميشود.آخر مگر چند بار بايد ثابت شود كه بله ميشود؟ متدينين مخالفانشان را اول از دين خارج ميدانند و بعد براي رضاي خدا و طبق وظيفه ي شرعي حقوقشان راناديده ميگيرند. به همين سادگي
الحق و انصاف عجب حرف عميقي داشتيد !!!مانده ام چرااين جنبش فتنه گر به آن عمل نميكند. بويژه كلمه!!!؟؟؟!!
جنابان روحاني و مراجع عزيز
اين ظلمي كه اكنون در جامعهي ديني ما ساري و جاري است و گويي چون رسمي مرسوم
به نحوي به تمام لايههاي جامعه اعمال ميشود و گريبان همه را چه مذهبي چه غيرمذهبي
چه سبز و چه بيرنگ و سياه و … را گرفته است در پسذهن به نام دين نوشته خواهد شد به ويژه
سكوت مراجع در قبال اين همه ستم كار را براي نهاد دين مشكل ميكند و دست دين را در برابر رواج
انديشههاي ملحدانه بسته است.
چاره كار چيست ؟
آيا بهتر نيست كه نهاد دين به عنوان مصلح و منذر حكومت عمل كند و قداست خويش را با دست يازدن به سياست
آلوده نكند. اين همان نظر آيت الله بروجردي بزرگ است كه تشكيل حكومت ديني را در زمان غيبت به ضرر دين اعلام
ميكند.
عزيزاني كه پوشيدن لباس پيامبر را فخر خويش ميدانيد چنانكه هست، اگر هنوز دل در گرو اسلام و دين داريد چارهاش را
در عوض كردن افراد و مالهكشي به انديشه غلط پينگيريد و كاري كنيد كارستان.
تجربهي جمهوري اسلامي و ساير حكومتهاي ديني گواه اين راه بيراهه است كه جامعه بايد يكرنگ باشد.
چاره در پذيرش نوعي كثرتگرايي گسترده از دين تا تفكر و سبك زندگي است آن وقت است كه خواهيد ديد چگونه
مردم به سوي دين شما فوج فوج خواهند آمد، وگرنه كه ضرورت تاريخي نوعي انهدام را براي اين سبك مديريت دين
در نظر گرفته است.
امروزه مردم از خود ميپرسند كه فلان هموطن غيرمسلمان من چرا نجس خوانده ميشود؟
چرا بايد خانه و خانقاهش ويران شود ؟
چرا بايد دست اندازي به اموالش مجاز شرعي اعلام شود ؟
واقعا چرا ؟
…………………………………………
به اميد صبح آزادي
V
تا دین را چی بدونیم ؟ خم و راست شدن و عزاداری و هیئت رفتن ؟ یا حق خواهی و حق طلبی و رعایت حق الناس کردن ؟ جواب هر کسی بسته به اینه که در کدام دسته قرار دارد میتواند آری یا نه باشد !
بله ميشود . براي اينكه براي احترام و توجه به حقوق ديگران بايد با اخلاق بود و نه الزاما” متدين