سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارش فرزندان رهنورد و میرحسین به ملت از ملاقات سه شنبه با پدر و مادر...

گزارش فرزندان رهنورد و میرحسین به ملت از ملاقات سه شنبه با پدر و مادر

چکیده :پس از اتمام این ملاقات محدود و غیر طبیعی از ما مصرانه خواسته شد که در این باره کاملا سکوت کنیم. فشار نیروهای امنیتی برای مسکوت نگه داشتن این موضوع برای ما ابهام برانگیز است. انگیزه ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده های احتمالی از آن هر چه باشد اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. ما همچنان بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید داریم. ما نزدیک دو سال است که دوشادوش هم این راه را پیموده ونگاه امیدوار خود را به فرداهای روشن سبز دوخته ایم از این رو وظیفه خود دانستیم که شما خواهران و برادران عزیز را نیز در جریان این ملاقات قرار دهیم و سکوت در مورد این ملاقات را بیش از این صلاح ندانستیم....


نزدیک به یک ماه پس از بازداشت مهندس میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد، فرزندان آنها در نامه‌ای خطاب به مردم، ضمن تشکر از همراهی آنها، از دیداری که سه شنبه گذشته با پدر و مادرشان داشته‌اند، خبر دادند و تاکید کردند که انگیزه‌ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده‌های احتمالی از این دیدار برنامه‌ریزی‌شده، هرچه باشد، اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات، پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. آنها در عین حال بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید کردند.

به گزارش کلمه، فرزندان میرحسین و رهنورد در این نامه تصریح کرده‌اند که ملاقاتشان با پدر و مادر تحت کنترل شدید امنیتی و همراه با جلوگیری از طرح مسائل سیاسی بوده، و در عین حال به درخواست غیر قابل قبول نیروهای امنیتی برای سکوت درباره‌ی این ملاقات اشاره کرده‌اند. آنها در عین حال با تاکید بر اینکه نزدیک دو سال است که دوشادوش مردم این راه را پیموده‌اند، اعلام کردند که وظیفه‌ی خود می‌دانند مردم را نیز در جریان این ملاقات قرار دهند و معتقدند سکوت بیش از این در این باره به صلاح نیست.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه فرزندان میرحسین و رهنورد خطاب به ملت به شرح زیر است:

دوستان، هم اندیشان و یاران عزیز ما

پیش از هرچیز نگرانی، دلسوزی همراهی و پرس و جوهای شما را قدر می دانیم و سپاسگزار مهربانی و بزرگواری های شماییم.

اکنون که این نامه را به شما می نگاریم از حصر والدین ما نزدیک به یک ماه می گذرد. در این یک ماه برای ما مشخص نبود که آنها روزگار خود را کجا وچگونه می گذرانند. اکنون هم برایمان مهم نیست آنها زندانی خانه بن بست اختر در پاستورند یا در حشمتیه، یا در خانه امنی در دماوند یا هرجای دیگر. مهمتر این است که زندان مختصات و تعریفاتی دارد و آن قطع ارتباط کامل اسیر از فضای بیرون است، زندان را نیروهای مسلح در دست دارند.

پس از هفته ها بی خبری مطلق، روز سه شنبه مورخ ۸۹/۱۲/۱۷ طی تماس های جداگانه تلفنی مقامهای امنیتی با خاله و عمویمان، آنها جهت توضیحات احضار شدند. اتفاقی مشابه برای تنها یکی از ما دختران نیز افتاد. در این ملاقاتهای امنیتی، گفته شد که امکان دیدار با والدین برای تنها او ممکن شده است. به خاله و عمو نیز این پشنهاد ارائه می شود که مورد قبول قرار نمی گیرد. پیشنهادی، هم شک برانگیز بود و هم خوشایند. به راستی بعد از اینهمه شایعات دردناک کدام دختریست که بتواند پس از اینهمه تلخی فراق از پدر و مادر دربرابر این پیشنهاد هرچند مشکوک مقاومت نماید. گل هم با اصرار آنها خریده شد وعازم دیدن پدر و مادر شدیم.

بعد از گرفتن قول و قرار و تاکید بر مطرح نکردن مباحث سیاسی وارد خانه ای که در پاستور بود شده و پس از گذشتن از حیاط این خانه که پر از نیروهای امنیتی و ونی با شیشه های سیاه بود وارد تنها اتاق خانه شدیم. پدر و مادر را که مشخص بود که از این ملاقات بی خبر بودند با هیجانی غیر قابل وصف در آغوش کشیدیم. همان صورت مهربان و پراز لطف پدر.همان آرامش ناشی از حضور مادر.

آزار دهنده تر از ده جفت چشم نیروهای امنیتی که از دیوار شیشه ای مارا زیر نظر داشتند، فرد امنیتی بود که حق به جانب و گویی که جزوی از اعضای خانواده است میان ما نشسته بود و با اظهار نظرها ادامه حرفها را به دلخواه خود خاتمه می داد.

در این ملاقات کوتاه امنیتی نکات قابل توجهی وجود داشت. یکی ضیافت شاهانه ای بود که با میزی پر از میوه وچای و نوشیدنیهای متنوع صورت گرفته بود و این نگرانی را القا می نمود که به احتمال قریب یقین برای مقصودی تبلیغاتی آماده شده.

پدر با حساسیت ویژه ای تاکید کرد که روز بیست و پنجم بهمن، یعنی آغاز بی خبری ما از آنها در یورش ماموران امنیتی به خانه بسیاری از اسناد و مدارک دوران نخست وزیری که نمی بایست جز دست ایشان باشد به همراه حجم قابل ملاحظه ای از اوراق و کتاب ها وسی دی ها مادرم که محصول یک عمر تلاش و تدریس در دانشگاه های هنری بوده است ضبط گردیده است. در این یورش شخصی ترین اشیا خانه از جمله آلبوم های شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفت. اما با این همه مطمئن شدیم که پدر و مادر جدی تر از گذشته بر عهد خود با مردم وفادارند.

پس از اتمام این ملاقات محدود و غیر طبیعی از ما مصرانه خواسته شد که در این باره کاملا سکوت کنیم. فشار نیروهای امنیتی برای مسکوت نگه داشتن این موضوع برای ما ابهام برانگیز است. انگیزه ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده های احتمالی از آن هر چه باشد اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. ما همچنان بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید داریم. ما نزدیک دو سال است که دوشادوش هم این راه را پیموده ونگاه امیدوار خود را به فرداهای روشن سبز دوخته ایم از این رو وظیفه خود دانستیم که شما خواهران و برادران عزیز را نیز در جریان این ملاقات قرار دهیم و سکوت در مورد این ملاقات را بیش از این صلاح ندانستیم. ما خواستار رفع فوری این محدودیتهای غیر قانونی برای پدر و مادرمان، خانواده بزرگوار و محترم کروبی و تمام بیگناهان دربندیم و در کنار مردم ایران برای تحقق این خواست قانونی پایداری خواهیم کرد. ما هرگونه اطلاع و خبر جدید را همچون پدرمان از طریق سایت کلمه در زمان های مقتضی به اطلاع ملت شریفمان خواهیم رساند.

به امید آزادی تمام پرندگان از کنج قفس های بی نام و بازگشتشان به آغوش خانه و خانواده

فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد


549 پاسخ به “گزارش فرزندان رهنورد و میرحسین به ملت از ملاقات سه شنبه با پدر و مادر”

  1. محمد گفت:

    احسنت. می دونستم از میرحسین و خانواده فقط و فقط صداقت رو راستی رو توقع داریم. اینکه مردم رو محرم دونستید رویه موسوی است.

  2. ناشناس گفت:

    khoda ra shokr

  3. حسن گفت:

    خدا رو صد هزار بار شکر که سالمن. ازادشون می کنیم ایشالله.

  4. سید سبز گفت:

    میر ما رو آزاد کنید
    یاحسین میر حسین

  5. سربازان گمنام میرحسین گفت:

    یاحسین-میرحسین///// اشک از چشمانم جاریست

  6. یاحسین گفت:

    تبریک بر شما و ملت آزاده

  7. ناشناس گفت:

    روح خدا هم در چنین وضعیتی قرار داشت و سر انجام شاه را شکست داد
    میر اسلام هم موفق به شکست شاهان زمان می شود
    دیر یا زود
    مهم این است

  8. ایرانی پیرور گفت:

    این پیروزی بر ایرانیان سبز مبارک باد
    مبارزه را تا رفع حصر کامل یاوران جنبش ادامه خواهیم داد.
    دیکتاتور به پایان سلام کن

  9. ناشناس گفت:

    ما با شما همراهیم و هیچ گاه تنهایتان نمی گذاریم

  10. ناشناس گفت:

    من این ملاقات را باور نمیکنم

  11. میم.تهران گفت:

    خدایا شکرت نمی دانید چقدر خوشحال شدم …کاش ما هم جای شما آنجا بودیم و پدر و مادر عزیزمان را در آغوش می کشیدم
    و می گفتیم چه اندازه دلتنگ و دل نگرانشان بودیم و هستیم و چه اندازه دوست شان داریم
    ای کاش عکسی هم می گذاشتید تا اطمینان قلبی مان بیشتر شود
    چیزی از وضعیت سلامتی شان نگفتید و ما هنوز نگرانیم
    درود بر دلاوری و ایستادگی میر حسین نازنین و رهنورد قهرمان
    ما منتظر اخبار دیدار کروبی شجاع و همسرش با فرزندانشان نیز هستیم
    و قویا از حاکمان می خواهیم که این بزرگواران- یاران صدیق امام و انقلاب- و محبوبین قلوب مردم را هر چه زودتر آزاد کنند
    و به این ننگ خاتمه دهند.
    یا حسین میر حسین
    یا مهدی شیخ مهدی
    الهم فک کل اسیر

  12. ناشناس گفت:

    خیلی خوشحال شدم. خیلی خیلی خیلی زیاد. نمی تونم خوشحالیم را بیان کنم.
    ممنون از شما. ممنون که از عزیزان ما خبر دادید. به امید فرداهای روشن سبز….

  13. saman گفت:

    خوب شد که اطلاع رسانی کردید و گرنه اینا نقشه داشتن که طی یه برنامه تلویزیونی همه چی رو اروم جلوه بدن
    ……نقش بر اب شد نقشه شان….

  14. مرید میر گفت:

    خیلی خوشحال شدم
    خدایا من میرحسینمو فقط از تو میخوام به امید ازادی میر م و تمام زندانیان سیاسی

  15. ناشناس گفت:

    تقدير، ارباب مردان ترسو است و برده مردان شجاع.

  16. ناشناس گفت:

    تقدير، ارباب مردان ترسو است و برده مردان شجاع.

  17. پیام گفت:

    خواهران عزیزم؛
    دل ما هم از این فراغ پر درد است. میر ما سر بلند است. او ومادر عزیزتان برای همیشه در تاریخ و قلب این ملت جاودانه خواهند ماند. همواره یار میر حسین عزیز،زینب زمان و شیح شجاع و شما خواهران عزیزمان خواهیم بود. صبح پیروزی نزدیک است.

  18. سعید گفت:

    بیش از هر چیز نگران آن اسناد از دست رفته ام که شاید این پلیدان از آنها به نفع خو ملعونشان استفاده کنند…
    اندکی صبر لبریز شدن کاسه ی صبر مردم نزدیک است.

  19. احمد گفت:

    از یک طرف خوشحال شدم و از طرف دیگه واقعا دلم گرفت. نکنه با میرحسین و همسرش برخورد نامناسبی کرده باشند… انتظار این بود که این خبر رو زودتر اعلام می کردند… با این حال شاید چیزهایی باشه که ما از اون ها بی خبریم…
    یا حسین میرحسین

  20. مبارز سبز گفت:

    اگر این خبر رو نمی دادید شک نکنید که یک توطئه ای چیزی در کار بود. میخواستن نمایش تلویزونی بدهند و ممنون از کلمه که هم هفته قبل و هم امشب نقشه سیمای میلی رو نقش برآب کرد…….

  21. ناشناس گفت:

    God bless them.

  22. سبززززززز گفت:

    زنده باد میرحسین عزیز و رهنورد بزرگ ……………

  23. ناشناس گفت:

    بعضی وقتها فکر میکنم هیچکس به اندازه من و خانواده ام از اسارت ناجوانمردانه موسوی و کروبی ناراحت نیست بعد وقتی این همه انسانهای عاشق به این افراد را میبینم تسلا میگیرم. از همینجا پیام میدهم به دولتمردان حیا کنید و این ظلمها را رها کنید هیچکس با ظلم به سر منزل مقصود نرسیده . چرا نمیفهمند حداقل به خاطر حکومت خودشان.خداوند به پاکی و درستی این مردان وبه اخلاص و نیت صادقه امام عزیز ،فرقه مطلقه را زسوا و مفتضح خواهد کرد. خبر بسیار مسرت بخشی بود.ممنون

  24. میر دلها گفت:

    خدا را شکر
    ولی مبارزه ادامه دارد وتا شکستن حصر ملت کوتاه نخواهد آمد
    شیخ ما کجاست
    یا حسین بن علی مددی

  25. آرش گفت:

    به امید آزادی این عزیزان و البته آزادی مردم از دست خودکامگان حاکمیت

  26. ناشناس گفت:

    «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب » (زمر / 10) ; «همانا صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند .»

  27. آرش گفت:

    شک نکنیم دوستان، که این بساط هم تموم میشه و روسیاهی می مونه برای ذغال. چه ذغال فروش های دیکتاتورپسند ایران، چه ذغال فروشهای آمریکانشین. فقط برای کسانی مثل پسردایی خودم متاسفم که حرف امثال نوریزاده رو باور کردند و به کلمه بی اعتماد شدن و حالا معلوم شد که کلمه دست مامور اطلاعات افتاده یا بعضی ها

  28. ناشناس گفت:

    تبریک به خانواده محترم مهندس موسوی عزیز و با آرزوی سلامتی برای تمام زندانیان سیاسی از جمله شیخ شجاع جناب آقای کروبی و همسر محترمشان.

  29. رضا گفت:

    خدا را شکر فراوان که این عزیزان در سلامتند. چشمان اشک باران شد از شوق دیدار.

  30. ali گفت:

    با ابراز خوشحالی از سلامتی سادات بزرگوار و با آرزوی دریافت خبر سلامتی کروبی ها ،خانم موسوی باید مطمئن باشند که حنای ابلهان دیکتاتور کودتاگر حتی در میان نیروهای به اصطلاح وفادار خودشان هم رنگی ندارد چه برسد به ملت شریف و آزاده سبز اندیش ،مستبدین باید در یابند که در دنیای امروزه دیگر دوران ان تز چرچیلی انگلیس که “تا حقیقت شلوار خودش را بالا کشد دروغ نصف دنیا را درنوردیده “گذشته است ، و تمامی شگردها و حیله هایشان بر ضد جنبش سبز و رهبرانشان همچون تف سربالا بر ضد خودشان منجر خواهد شد بهرحال این خبر مسرت بخش بر عزم مردم در حرکت اعتراضی خود در آخرین سه شنبه سال می افزاید

  31. rasool گفت:

    پدر ما منتظرت می مانیم
    تو برای ما خوب پدری کردی
    حالا ما هر سه شنبه در خیابانیم
    به امید ان روز سبزی که تو هم همراهمان باشی

  32. ناشناس گفت:

    مرگ بر موسوی و کروبی

  33. امید گفت:

    تبریک میگم به همه سبزها بخاطر این پیروزی که اولین پیروزی ماست و تا آزادی میرحسین عزیز و شیخ شجاع ادامه خواهد داشت. و تسلیت به کسانی که فکر می کردند موسوی و کروبی که دزدیده شدند وقتش رسیده که اونها رهبر جنبش بشن. و من به نوبه خودم اعلام میکنم که فقط موسوی و کروبی و شورایی که اونها تعیین کردند و سایتهاشون کلمه و سهام رو به عنوان جنبش سبز قبول دارم. نه کسانی که …. آدم هیچی نگه بهتره………….

  34. ناشناس گفت:

    والله مع الصابرين

  35. عاشق شیر حسین گفت:

    روز هجران و شب فرقت یار آخر شد….

    دیگه داشتم نفس تنگی می گرفتم این همه بی خبری خدایا شکرت که خبر خوبی ازشون رسید
    ما خواستار آزادی و برداشته شدن حصر غیر قانونی پدر و مادر عزیزمان میر حسین و رهنورد هستیم
    کاش می شد حداقل عکسی از این ملاقات می گذاشتید تا دلمان ارامتر شود
    من هم این ملاقات عجیب و پر ابهام را یک پیروزی برای مردم به حساب آورده و آن را به فرزندان عزیز میر حسین و رهنورد و همه مردم تبریک می گویم و خواستار آزادی کامل و سریع میر حسین و رهنورد و همچنین شیخ کروبی و همسرش هستیم
    ما آزادی تمام زندانیان سیاسی را خواستاریم
    یا حق

  36. سیدمهدی خاتمی گفت:

    سبز بودن را از میر حسن آموختم
    سبز ماندن را از او آموختم
    سبز شدن را نیز از او خواهم آموخت
    میر حسن عزیزم خدا نگهدارت باشد نه این قفل و زنجیرهای دنیا

  37. قیامت سبز گفت:

    درود به میرحسین و شیخ مهدی که همراه مردم جلوی بد خواهان ایران ایستاده اند.
    ما پیروزیم و این پیروزی را در طی این مسیر به دست می آوردیم نه فقط در مقصد

  38. ehsan گفت:

    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
    این دل غم دیده باز آید به سامان غم مخور سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

  39. ناشناس گفت:

    خواهران عزيزم خيلي ممنون از خبرتان

  40. ali گفت:

    Be omid e azadi baraye hame zendanian e dar band

  41. ناشناس گفت:

    behtarin khabare omram ro bad az tavalode dokhtaram gereftam ya hoseyn mirhoseyn

  42. بسیجی خمینی گفت:

    دریغم آنکه به فصل بهار و لاله و گل به یاد روی تو درد و دریغ باید خورد. اللهم فک کل اسیر

  43. ناشناس گفت:

    صد هزار پوست از پشت بهائم برکنند
    تا یکی گردد درفش میرحسین موسوی
    و درود بر شما فرزندان خلف و راستین آنها. آنها که راست می گویند.
    و سر چه باشد که فدای قدم دوست کنم
    این مطاع از سر شرمم بفدای قدمت

    و باید برای اعتصاب آمده شد.
    اینها با چهارشنبه سوری سنبول ایرانیت چه خواهند کرد.

  44. یاالثارات حسین گفت:

    یا الثارات حسین
    به امید آزادی

  45. ما بیشمارانیم گفت:

    به امید آن روز که برای همیشه در کنار شما و مردم سبز ایران باشند

  46. ناشناس گفت:

    Site kaleme tavasote vezarate ettelaat tahte control dar amadeh

  47. ناشناس گفت:

    باسلام و درود خدمت خواهران عزیزمان(کلمه خواهر صرفا بابت عزیز بودن است و نه لفظ به اصطلاح بسیجیا)
    با ارزویی سلامتیی عزیزان همراهمان اقایان مهندس میرحسین موسوی ریس جمهور محبوب ما وشیخ شجاع حاج مهدی کروبی وهمسران گرامیشان به امید ازادی تمام زندانیان سیاسی وبه امید داشتن ایرانی ازاد واباد و پیشرفته وبرای همه ی ایرانیان امین

  48. ناشناس گفت:

    الحمد لله و امیدواریم که فرزندان آقا و خانم کروبی هم بتوانند با پدر و مادرخود ملاقات کنند. این حداقل حقوق انسانی این فرزندان است و حکومت مدعی اسلام موظف به تامین آن است.

  49. ایران سبز گفت:

    یا حسین میرحسین

  50. ناشناس گفت:

    مرگ بر دیکتاتور