سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه فرزند سردار شهید نظری به پدرش: دست‌آورد تو و جان‌برکفانی چون تو، ذره ذره در حال نابودی است...

نامه فرزند سردار شهید نظری به پدرش: دست‌آورد تو و جان‌برکفانی چون تو، ذره ذره در حال نابودی است

چکیده :از خداي من بخواه زندانیان بی‌گناه را آزادی عطا کند. ائمه اطهار را، خصوصن امام موسی کاظم را شافی قرار بده! آن امام همام بهتر از همگان درد بیگناهان دربند را حس می‌کند. از خدای ما بخواه که نوری به قلب مخلوقات‌ش ببارد و همه خفته‌گان را بیدار کند. نوری آنقدر قوی که حتی کسانی که خود را به خواب زده‌اند نیز بیدار شوند! از یگانه خدای عالم بخواه امت‌ش را تنها نگذارد! البته می‌دانم خداوند بزرگ مرتبه، به تمام این امور واقف است اما، گویا گوش خلق سنگین‌تر و چشمشان کم‌سوتر از آن است که حضور خدا را حس...


«حجت نظری» فرزند سردار شهید «حجت نظری» نامه ای به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد شهادت پدرش به وی نوشته و گلایه های خود درباره وضع موجود کشور را با این سردار شهید درمیان گذاشته است.

او در بخشی از این نامه به حصر و زندانی شدن مهدی کروبی و میرحسین موسوی هم اشاره می کند و می نویسد: آقایان کروبی و موسوی را نسل شما از یاد نبرده‌اند. یعنی نمی‌توانند از یاد ببرند. دو انقلابی که راه و رسم انقلاب را از امام(ره) آموختند و رویه خویش را بر تدام آن حرکت مردمی بنا نهاده‌اند. این دو همان‌هایی هستند که همواره از حکومت مردم بر سرنوشت خود دفاع کرده و آن زمان که بر فرزندان این ملک، در خیابان و در زندان ظلم مضاعف روا داشتند، عافیت خود را برای امنيت مردم قربانی کردند. این دو امروز در چنگال عده‌ای که چون به خلوت می‌برند آن کار دیگر می‌کنند! گرفتار شده و متاسفانه مردم، آنهایی که روزی خود را محافظ و یا پی‌رو این دو عزيز می‌خواندند، فارغ از ياد اين انسان‌هاي بزرگ به اعمال روزمره خود مشغول‌ند.

متن این نامه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

سلام پدر جان

امروز بیست و چهارمین سالروز عروج آسمانی توست و من باز رنج دورانم را با تو باز مي‌گويم. وقتي در زندگي و سیاق افكارت درنگ مي‌كنم، ظلم‌ستیزی، حق‌خواهی و دفاع از مظلوم، هويداست و با چشمی باز، به‌راحتی می‌توان ظالم و مظلوم زمانه را شناخت اما، بودند کسانی که آن روزها چون تو می‌اندیشیدند و برای آن آرمان ها می‌جنگیدند و امروز، خلاف آن آرمانها، برای منافع خود می‌جنگند و خود بر ظلم ظالمان می‌افزایند. امروز بر خلاف گذشته، علمای دین نیز صاحب دکان شده‌اند و به جای آنکه دادستان باشند، به تجارت چه و چه مشغول‌ند. نه تنها داد مظلوم نمی‌ستانند، که در بزنگاه‌ها با ظالم هم‌نوا شده و آب به آسیابش می‌ریزند. امروز هرکه با غاطبه مردم همراه شود، در نهایت عاقبتی نامعلوم انتظارش می‌کشد. امروز حاكميت “يدالله مع الجماعه” را بر نمي‌تابد!

پدر جان

روزی داد سردادم از بیداد عده‌ای که خون ملت ایران را در شیشه کرده‌اند اما، امروز غم دارم از دست برخی از این ملت. برخی که تا خرخره در سختی و مشکلات فرو رفته‌اند و برای آتیه خویش، چشم به چندرغاز یارانه دوخته‌اند! راضی‌اند به رضای حاکم! خدایشان، کسی‌ست که بر آنها حکومت می‌کند. آری این بعضی از این مردم مشرک شده‌اند. انسان‌هایي كه عده‌ای را خود بر مسند می‌نشانند و به آنها جایگاه ربوبی می‌بخشند! تمام دست‌آورد تو و جان‌برکفانی چون تو، ذره ذره در حال نابودی‌ست. نه همرزمان باقی مانده‌ات زبان در کام می‌چرخانند، نه روحانیون و علمای دین! گویی همه ترجیح مي‌دهند تا ابد در همین دنیا، با هر وضعیتی که به آن خوگرفته‌اند روزگار سپري كنند و معاد را نیز هم‌چون سایر باورهای دینی از یاد برده‌اند. شرم می‌کشم از هم‌نوایی و هم‌کلامی با کسانی که مدام ناله سر می‌دهند و اوضاع خویش را بدترین وضع می‌دانند اما، هنگامه عمل، به هر دلیل پذیرفتنی و ناپذیرفتنی، پای پس می‌کشند. کسانی که می‌خواهند و فقط می‌خواهند. نمی‌دانم چطور متوجه نمي‌شوند كه در این زمانه، نان مفت به کسی نمی‌دهند، چه رسد به آزادی و آرامش! كسي نيست بگويد يا غر نزنيد يا پاي خواست‌تان بايستيد و تبعات آرزوهاتان را بدهيد. همیشه این کلام زیبای خداوند را که نخستین بار از زبان مادر گرانقدرم شنیدم، با خود تکرار و در آن تامل می‌کنم “ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم” همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر به خواست و اراده خودشان” و این‌جاست که گه‌گاه از خودم و اطرافیانم دل چرکین می‌شوم!

بابا جان

همان‌قدر که تو در آن جهان آزاد و رها و راحتی، ما همان‌قدر این‌جا در بند و در قید و در حرجیم! همان‌قدر که آسایش و امینت در آن‌جا حکم فرماست، این‌جا به همان اندازه ناامنی و بدبختی دامان ما را گرفته است. همان‌قدر که آن‌جا دروغ و فریب و ریا جایی ندارد، این‌جا کارها بدون این‌ها پیش نمی‌رود. البته شاید بتوان دلیل اين تفاوت را حدس زد. آن‌جا که تو هستی خدا بی هیچ واسطه‌ای حکم می‌راند و بی‌شک، همه چیز تحت اراده و هم‌چون ذات مقدس اوست و شمایان نیز مانند حاکم خود رفتار می‌کنید. صد البته این‌جا هم مردم هم‌چون حاکمان خود رفتار می‌کنند. می‌توان نتیجه گرفت رفتار حاکمان، در نگرش و نوع زندگی مردم يك جامعه، تاثیر به‌سزایی دارد. اگر در یک جامعه، صلح، صداقت، آرامش، امنیت و نوع دوستی جریان داشته باشد، نشان از آن دارد که حاکمان آن جامعه، چنین رفتار می‌کنند. بی‌تردید عکس این قول نیز صادق است!

پدر عزیزم

حال که گفته‌های هزار باره‌ام را یک‌بار دیگر برایت باز گفتم، جا دارد خواسته‌ام را نيز اضافه كنم. پس از واگويه این دردها که دلم را می‌فشارد، از تو می‌خواهم برایمان دعا کنی. از خدای خودت بخواه ظلم را ریشه کن کند. از خدای مادرم بخواه خود دادستان مظلوم باشد، زیرا “آیات خدا” با چشم به دو روز دنیا، از انجام این مهم شانه خالی می‌کنند! از خداي من بخواه زندانیان بی‌گناه را آزادی عطا کند. ائمه اطهار را، خصوصن امام موسی کاظم را شافی قرار بده! آن امام همام بهتر از همگان درد بیگناهان دربند را حس می‌کند. از خدای ما بخواه که نوری به قلب مخلوقات‌ش ببارد و همه خفته‌گان را بیدار کند. نوری آنقدر قوی که حتی کسانی که خود را به خواب زده‌اند نیز بیدار شوند! از یگانه خدای عالم بخواه امت‌ش را تنها نگذارد! البته می‌دانم خداوند بزرگ مرتبه، به تمام این امور واقف است اما، گویا گوش خلق سنگین‌تر و چشمشان کم‌سوتر از آن است که حضور خدا را حس کنند!

پدر عزیزم

آقایان کروبی و موسوی را نسل شما از یاد نبرده‌اند. یعنی نمی‌توانند از یاد ببرند. دو انقلابی که راه و رسم انقلاب را از امام(ره) آموختند و رویه خویش را بر تدام آن حرکت مردمی بنا نهاده‌اند. این دو همان‌هایی هستند که همواره از حکومت مردم بر سرنوشت خود دفاع کرده و آن زمان که بر فرزندان این ملک، در خیابان و در زندان ظلم مضاعف روا داشتند، عافیت خود را برای امنيت مردم قربانی کردند. این دو امروز در چنگال عده‌ای که چون به خلوت می‌برند آن کار دیگر می‌کنند! گرفتار شده و متاسفانه مردم، آنهایی که روزی خود را محافظ و یا پی‌رو این دو عزيز می‌خواندند، فارغ از ياد اين انسان‌هاي بزرگ به اعمال روزمره خود مشغول‌ند.

پدرم

دست به دامانت می‌شوم و آزادی را، آزادی اندیشیدن و گفتن را از تو می‌خواهم. از تویی که “وجیه عندالله” هستی و می‌توانی شفاعت کنی. می‌خواهم آزادی تمام آزادی‌خواهان را از خداوند بخواهی. می‌خواهم آزادی کسی را از خدا بخواهی که هرگز، چه در زمان جنگ و چه از آن پس، خانواده شهدا و ایثارگران را رها نساخت و مثل خیلی از مقامات، از شهدا و خانواده‌هاشان به‌عنوان ویترین استفاده نکرد! کسی که بر خلاف بسیاری از مسوولین، فرزندان خود را نیز به خط مقدم دفاع از میهن فرستاد. نمی‌دانم اكنون این عزیز شب و روزش را در کدام زندان می‌گذراند اما، می‌دانم مستحق زندان نیست. آری از خداوند آزادی مهدی کروبی را بخواه.

از خدا آزادی کسی را بخواه که در زمان جنگ، توانست با مدیریت شایسته خویش، کشوری بحران‌زده را از رفتن به ورطه نابودی نجات دهد. پس از جنگ اما از برای آنچه معاندین وی می‌خواستند و در زمان امام(ره) نمی‌توانستند، چاره‌ای جز خانه‌نشینی نیافت! زیرا کینه‌توزان این بزرگ مرد، قدرت را به انحصار خویش در آورده و از هركه خواستند انتقام جستند! حالا این عزیز نیز دربند است. آری، از خدا آزادی میرحیسن موسوی را بخواه.

همسران این دو بزرگوار و بسیاری از فرزندان دلیر این خاک، این روزها را پشت میله‌هایی سر می‌کنند که هرچه باشد و هر کجا باشد، نام‌ش زندان است. زندانی كه تو خود تجربه کرده‌ای! همان 48ساعتی که در سپاه فومن بازداشت بودی، کافی‌ست تا متوجه تمام رنج این عزیزان باشی. عزیزانی که اولین حق طبیعی هر انسان، یعنی آزادی، فقط به خاطر داشتن عقیده‌ای متفاوت با حاکم از آنها سلب شده است! این با خواست خدایی که انسان را آزاد خلق کرد در تضاد است! متاسفانه، تبار شهدا نیز هریک به دلیلی، سر در گریبان خویش فرو برده‌اند! بعضی از عزیزان که در هر مقطع حساس با کلام و یا حضور خود، تجدید پیمان با آرمان‌های شهدای خویش می‌کردند، این روزها را در سکوت می‌گذرانند. چه در شوک باشند و چه در دورخیز و یا خدای ناکرده در یاس، باید بدانند زمان سخن گفتن همين حالاست. شاید فردا دیر شود و افسوس زمان‌های از دست رفته، عذابی باشد برای وجدان بیدارشان که فرداها رهایشان نخواهد ساخت.

مشتاق ديدار ، فرزندت حجت 16اسفند1389


19 پاسخ به “نامه فرزند سردار شهید نظری به پدرش: دست‌آورد تو و جان‌برکفانی چون تو، ذره ذره در حال نابودی است”

  1. علی از قزوین گفت:

    کجا هستند آن بسیجی هایی که مدعی بسیجی بودنند.همونایی که چفیه به گردن میندازند و باتوم به دست میگیرند.ورد زبانشان الفاض فهش و ناسزا است که به مردم هدیه میکنند.کسانی که به همرزمان پدرانشان بی احترامی میکنند.امروز این چنین است و فردا…
    کاش اگر انهمه زنده باد و مرده باد فریاد میزنید کمی هم خدا را بیاد داشته باشید…

  2. سبز سبز گفت:

    بسر کوندارد نشان از پدر . . . . . . دمت گرم .
    عزیر جان یک بیت شعر ترکی میگه :
    بوتون قارانیخ لار اگر بیرلشه با هم . . . . . بیر خیرداجا شمعین ایشیقین سوندوره بولمز
    یعنی : اگر تمام سیاهی های دنیا هم با هم یکی شوند . . . حتی نور یک شمع کوچک را هم نمی توانند از بین ببرند

  3. یارانه خور 89 گفت:

    با این نامه ای که دادی دیدار با مرحوم پدرتان چندان دور نیست

  4. ASAL گفت:

    BARDARE SABZE MAN SARANJAM IN HAME GHAME NAHOFTE DAR DELE JAVANANE IRAN TMAM KHAHAD SHOD .ANDAKI SABR SAHAR NAZDIK AST

  5. پایگاه سبز مقاومت دانشگاه آزاد تهران مرکز گفت:

    بسمه تعالی

    درود بر شهیدان راه آزادی و بازماندگان شریفشان

    ما نخواهیم گذاشت خون شهیدانمان پایمال شود

  6. بی نام گفت:

    نامه زیبائی بود ولی حیف که سران مملکت گوش شنوا ندارندوانتقادپذیر نیستند

  7. صانع ژاله گفت:

    درود خدا بر شهیدان دفاع مقدس
    درود بر تو ای فرزند شهید که با آرمانهای پدرت شهیدت و دیگر شهدا تجدید پیمان کردی و آخرت خود را به دنیای دیگران نفروختی
    زنده باد جنبش سبز

  8. الفومنی گفت:

    بنام خدا

    چون خودشان همه فکر و اندیشه شان را معطوف به خورد و خوراک حیوانی نموده اند ،

    با مردم شریف ایران هم برخوردی حیوانی دارند !

    فکر می کنند اگر نان و اب و خوراک آنان تامین شود رام و فرمانبر خواهند شد !

    در حالی تامین قوت لا یموت از اقدامات بدیهی و اولیه حاکمیت است !

    اینهایی که در حال بازی کردن با کرامتهای انسانی و الهی مردم پاک نهاد ایران اسلامی هستند الحق که مستحق نفرینند.

    چرا که این ملت شریف و بزرگوار و از خود گذشته است ، چرا که این ملت حقایق انسانی زیستن را به جان و دل پسندیده است .

    چرا که این ملت به وحدت و قدرت اتحاد و یکپارچگی در برابر استکبار و استعمار با جان و دل ایمان پیدا کرده .

    ایجاد انحراف در حرکت متعالی این ملت به هر نام و هر مقامی خیانت است .

    آزادی در بیان افکار و اندیشه حق ملت خصوصا” حق اندیشمندان ملت است ، بدور از هر گونه هوچی گری ، پذ یرش افکار و اندیشه برتر

    حق ملت است بدور از هر گونه تحمیل .

    متاسفم از اینکه می بینم اظهار نظرها بدون نام و نشانند ! چرا ؟ وقتی دهان ها بسته ! دستها بسته! پاها بسته ! … بازند و بجانها و به

    اندیشه ها هجمه می برند ! !!!!! آیا این یک تکلیف است؟ آیا دفاع از نظام اسلامی است ؟ دفاع از اسلام است؟ …

    پس آنانی که مسئولیت دارند ، وظیفه دارند ، تکلیف انسانی ، وجدانی، عرفی و الهی دارند در حفظ قانون و شئونات الهی قانون در کجایند،

    پس قانون اساسی که اساس و ساختار نظام اسلامی را تدوین داشته و به عبارتی شناسنامه اسلامی بودن ، مردمی بودن و…. این مملکت

    است ، در کجاست ؟ و حامیان قانونی آن کجایند ؟ اگر حاکمیت و حاکمان این نظام در برابر دوستان و برادران و اجزای این پیکر مقدس توان

    پاسخگویی ندارند و ناچارند!!!!!! از چماق و گلوله و باتوم و…. استفاده کنند ! پس دیگر چه حاکمیتی ؟ واقعا این ملت سی سال مبارزه کرده اند

    تا جمعی بروند و جمعی دیگر بیایند . آش همان آش و کاسه همان کاسه ؟ آیا اگر شکل و شمائل افر اد تغییر کند کافی است ؟

    آیا سیاست به معنی واقعی کلمه همان ایشپیتیکایه ؟ آقا حجت خسته نباشی ، مرد

  9. مرتضی گفت:

    درود خدا و مردم آزادیخواه ایران نثار جوانان و فعالان جنبش سبز، که شکنجه گران ‏کودتاگر را به سخره میگیرند و بی پروا تا نیل به دمکراسی و رهایی تلاش میکنند. باید ‏همه ملت ایران دست بدست هم بدهند تا از شر استبداد ملبس به مذهب خود را آزاد ‏بکنیم
    یا حسین- میر حسین
    خون شهیدان ضامن پیروزی مردم علیه دیکتاتورهاست

  10. ناشناس گفت:

    زنده باد آزادى

  11. ممنون از نامه دلنشین وبی ریای تو گفت:

    بسیار بسیار بسیار زیبا بود.مدت ها بود نوشته ای که حس کنم از ته دل برآمده باشه نخونده بودم .ما هم شرمنده ایم حجت جان.مردم که اینطور…آیات که آنطور…
    واقعا این روزها روزهای امتحانه.هرکس سربلند بیرون نیاد اگر در این دنیا هم به ذلت دچار نشود،در آخرت که خانه همیشگی ماست ذلیل و روسیاه خواهد بود.پناه برخدا .خدایا به تو پناه می آوریم و از تو سربلندی در این امتحان بزرگی که برای تک تک ما پیش اومده رو خواستاریم.

  12. خانواده شهيد گفت:

    تما م زحمات رزمندگان قبل وبعد از انقلاب وارزوهاي انها ربوده شد .ديكتا توري دست اورد ديگري ندار .جز بد بختي .باز همان شعار مرگ بر ديكتا تور را از نوع باي سر داد .

  13. ناشناس گفت:

    درود برشما
    ماخانوادهای شهدا باید به این وضعیت موسوی وخصوصا اقای کرویی که زحمات زیادی برای خانواده شهداکشیده انداعتراض کرده وصدای اعتراضمان را به گوششان برسانیم

  14. ناشناس گفت:

    I deeply Respect you father who died defending this country from the enemy with out… and I deeply respect you for trying to keep this country within….

  15. بسیجی ملت گفت:

    من همه سخنان شما را قبول دارم ، فقط با آن ذره ذره اش مخالفم . بهتر است بگوییم خروار خروار!

  16. امید سبز گفت:

    انقدر به مقدس نمایی هم پرداختند که جمع کسیری از مردم ساده دل که جز رسانه ملی چیزی در اختیار ندارندفریب خورده اند.و صحبتهای ما هم کار به جایی نمی برد .خود را به امام زمان نسبت میدهند شرم نمیکنند میخواهند نام اوراهم لکه دار کنند.فرزند بزرگمردانی که گفتند دروغ نگویید دشنام ندهید حتی به بدترین دشمنانتان و اسیران در بندتان را ازار ندهید… شما که همه را انجام میدهید خجالت نمیکشد که خود را یار امام می نامید
    خدای ماهم بزرگست و همه را میبیند و دیری نمیپاید که رسوایشان کند.انشاا…

  17. احسان گفت:

    من نیز با تو هم فکرم و هم سو . به امید روزی که این من های خاموش، ما شود و ازادی را به تصویر کشد.

  18. ناشناس گفت:

    فرزند عزیز شهید عزیزتر – شما به عنوان فرزند شهید داری بیانیه میدی پس اعتبارت به پدرعزیزته که بحق هم هست -ولی خواهش میکنم انصافا بگو این اسمهای که من میگم آیا درکنارهم هستند یا نه (( میرحسین موسوی – کروبی – خاتمی – موسوی خوئئینی- تاج زاده – رهنورد – شیرین عبادی- گوگوش – اندی – معین – کلینتون – اوباما – شیمون پرز – مهاجرانی – گنجی – کدیور-مسعود و مریم رجوی – ریگی و….)) – خواهشم اینه منصفانه بگو بادرنظرداشتن تمام صحبتهای این افرادی که اسم بردم —– خب حالا پیش خودت قضاوت کن پدرت اگرالان زنده بود دوست داشت جزو ردیف کدوم آفراد باشه —همین و بس –

  19. نا شناس سوم گفت:

    دوست نا شناسم جواب شما در این نیم بیت است. چو دانی و پرسی سوالت خطاست.