سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ویدئو/ سخنان دکتر مهاجرانی درباره ویراست دوم منشور سبز...

ویدئو/ سخنان دکتر مهاجرانی درباره ویراست دوم منشور سبز

چکیده :ویدئو/ سخنان دکتر مهاجرانی درباره ویراست دوم منشور...





برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید.


35 پاسخ به “ویدئو/ سخنان دکتر مهاجرانی درباره ویراست دوم منشور سبز”

  1. ناشناس گفت:

    جناب آقای سبزاللهی

  2. ناشناس گفت:

    جناب مهاجرانی واقعا حيف که از وجود جنابعالی در ايران بی بهره ايم.

  3. Nevid گفت:

    اگه میشه ویدئو رو 3gp,mp4 بزارین که بشه با موبایل دانلود کرد

  4. احسان گفت:

    بسیار صحبت سنجیده و دقیقی بود. به نظر من هم رزیم می خواهد جنبش سبز را به سوی افراط بکشاند تا سرکوب آن آسان باشد

  5. حبیب تبریزیان گفت:

    من فکر میکنم آقای مهاجرانی اصلاح طلبی را با تسلیم طلبی یکی گرفته است.

  6. ناشناس گفت:

    خیلی عالی است که این منشور به دست همه مردم برسد و بزرگان با فرهنگی چون مهاجرانی راجع به آن بحث و فحص کنند.

  7. mohsen گفت:

    ghesmate avalesho bezar

  8. مرتضی گفت:

    به نظر من تفاسیر متعدداز منشور جنبش می توان کرد .کسانیکه از دور دستی بر آتش دارند وکسانی که در متن حوادث مباشند وتحت فشارهای شدید روانی ،اقتصادی و امنیتی می باشند وفرصت های زندگی حداقلی را در حال از دست دادن مبینند .جناب مهاجرانی جنبش ما مستقل است ولی فشارهای بین اللمللی می تواند از وحشیگری چکمه پوشان رژیم بکاهد .من بعنوان یک ایرانی که در همه تظاهرات شرکت داشتم از ایراتیان خارج از کشور می خواهم با شرکت در شبکه ها ومجامع ومحافل بین المللی در دفاع از مردم ایران شرکت کرده وصدای ملت مظلوم ایران را به دنیا برسانند .ضمنا از شما مپرسم هنوز از لولوی آمریکا می ترسید.!

  9. امیر ایرانی گفت:

    به نظرم مهاجرانی کوشیده است تصویر واقعگرایانه ای از شرایط ارائه دهد. واقع نگری با تسلیم طلبی تفاوت دارد

  10. سبز گفت:

    کاش مفهوم دقیق انقلاب و اصلاح رو برای ما تعریف کنید
    آیا رای گیری برای وجود یا حذف ولایت مطلقه فقیه انقلاب است؟اصلاح است؟
    در صورت باقی ماندن آیا رای گیری برای اختیارات ولایت فقیه انقلاب است؟اصلاح است؟
    آیا رای گیری برای جدایی دین از سیاست انقلاب است؟اصلاح است؟
    آیا رای گیری برای وجود نظارت استصوابی بدین گونه انقلاب است؟اصلاح است؟
    حتی در مورد مسائل ساده تر مثلا
    آیا رای گیری برای حذف حجاب اجباری انقلاب است؟اصلاح است؟
    توجه کنیم که که اکثر این موارد نیاز به اصلاحاتی در قانون اساسی ما دارد در حین اینکه می پذیرم قطعا گام اول اجرای بدون تنازل همین قانون برای رسیدن به انتخاباتی آزاد است(البته همخوانی این دو هم برای من سئوال است)

  11. مجید گفت:

    آقای مهاجرانی دست مریزاد. لازم است که متفکرین جنبش سبز بطور مستمر، حرکت جنبش را تبیین و خطرات فرا راه را گوشزد نمایند.هرگونه انحراف از مشی رهبران جنبش به نفع سرکوبگران خواهد بود.

  12. mh گفت:

    لينك دانلود خراب است!

  13. محسن طاهرپور گفت:

    چند سوال از آقای مهاجرانی:
    همین امروز صادق لاریجانی ادعا کرد که نظارت بر رهبری در قانون اساسی وجود ندارد!!! وحشت گماردگان رهبر از نظارت مردم بر ولی فقیه و نهادهای زیردست وی از کجا ناشی می شود؟
    اگر خامنه ای زندگی مالی پاکی دارد چرا با دستور به دستگیری، آدم ربایی، شکنجه و کشتن انسان های معترض مانع از عملی شدن این خواست قانونی مردم شده و می شود: خواست پاسخگو بودن قدرت به مردم و نظارت مردم بر قدرت؟
    اگر …. از نظر مالی پاک می بود، سازماندهی تقلب کودتایی در انتخابات توسط وی و بیتش آن هم به نفع باند فاسد احمدی نژاد را چگونه توجیه می کنید؟
    ….
    و دیگراینکه این رهبر حساب پاک چرا همواره با احکام حکومتی مانع تحقیق و تفحص از مفاسد مالی اطرافیان خود و باند کودتایی حاکم بر دولت می شود؟
    پاسخ صادقانه به سوالات بالا مهم است، چرا که انگیزه… و اعوان و انصارش در سرکوب مردم را روشن خواهد کرد…

  14. لیلا توسلی گفت:

    در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا- جمعه شب- یک نفر گفت، ویرایش دوم منشور مشکوک است! دیگری هم گفت: این هم حرفی است در کنار سایر حرف ها. در این بازار آشفته باید به مهاجرانی دست مزیراد گفت که منشور را با تاکید بر استقلال توضیح داده اند.

  15. مرتصی نیری گفت:

    درود بر موسوی درود بر کروبی و همسران شجاع آنان
    درود بر کسانی که مثل دکتر مهاجرانی انصاف و منطق را فراموش نمی کنند

  16. Azadi گفت:

    بخشی از نظراته آقای مهاجرانی درست میباشد. نباید از ترس مار به دهانه اژدها پناه ببریم.

  17. ناشناس گفت:

    انصاف در کجای این سخنان وجود دارد؟؟؟ خوشبختانه مردم از این حرفها عبور کرده اند. اینها فقط حرف است.

  18. امیرارسلان گفت:

    این روش خوبی است که پیشروان جنبش در پیش گرفته اند. باید اندک اندک و آهسته و پیوسته به سمت هدف برویم. در مراحل بعد می توان تغییرات اساسی تر را وارد کزد. می توان بحث اصلاح جدی قانون اساسی را هم پیش کشید. باید پذیرفت که مثلا امروز هنوز همه ی جامعه ایران آمادگی حذف اصل 110 قانون اساسی را ندارند (حداقل در این مورد همه توجیه نشده اند) و فرضا اگر این بند الان به منشور اضافه شود خوب نیست ولی بعدا وقتی همه ی مردم کم کم حقانیت راه و هدف جنبش را متوجه شدند می توان به هدف اصلی که همانا دموکراسی مطلق است رسید.

  19. سید عطاالله مهاجرانی گفت:

    جناب آقای محسن ظاهر پور
    با سلام و سپاس از توجه شما
    ۱- قانون اساسی حق عزل رهبری را صراحتا جزو وظایف مجلس خبرگان می داند. برای عزل هم دلایلی برشمرده است:
    هرگاه رهبر از انجام وظایف خود ناتوان شود. یا فاقد یکی ازشرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است از مقام خود برکنار خواهد شد
    بدیهی است که تشخیص موارد فوق نیاز به نظارت بر رهبری دارد. از سویی آئین نامه مجلس خبرگان و تشکیل کمیسیون های آن بر عهده خود خبرگان است. مطابق اصل ۱۱۱ و آئین نامه ، خبرگان موظف به نظارت بر رهبری هستند. به گمانم آقای صادق لاریجانی اشراف لازم را بر قانون اساسی و آئین نامه خبرگان ندارند. یا بی توجه بوده اند.
    موارد دیگر پرسش شما به شیوه اعمال مدیریت رهبری مربوط می شود که اتفاقا موضوع کار و وظیفه خبرگان است. با تاسف از سویی خبرگان مثل جعبه سیاه هواپیما عمل می کنند که اطلاعی از نشست ها و مصوبات و نیز گزارش کار کمیسیون نظارت به اطلاع ملت نمی رسد. و از سوی دیگر خبرگان به مجلسی در زیر دست رهبری تبدیل شده است و از وظیفه اصلی و ذاتی اش به دور افتاده است. به جای احضار و استیضاح رهبری، خبرگان به حضور رهبری مشرف می شوند و رهنمود می گیرند.
    دوم:
    به گمانم نبایست مسائل را با یکدیگر خلط کرد. استبداد رای و فرمان تیر و کشتار جوانان و داستان کهریزگ و به زندان افتادن بسیاری از شخصیت های آشنا و نیز ناشناس و از همه حساس تر ربودن مهندس موسوی و آقای کروبی و همسرانشان، نشانه های بین بی عدالتی و بی تدبیری مقام رهبری است. این مقوله متناقض با پاکدستی مالی ایشان نیست. سخن اصلی من جدا کردن همین مقوله هاست. به تعبیر قرآن مجید: ولا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی
    با دشمن هم بایست برغم همه تبه کاری هایش عادلانه رفتار کرد و سخن گفت.

  20. میر دلها گفت:

    دوستان لطفا وحدت خود را حفظ کنید
    انسان ممکن الخطا است
    آقای مهاجرانی در برخی از مواضع خود تجدید نظر فرما.

  21. ali گفت:

    ای کاش آقای مهاجرانی توضیح مدادند که صرف داشتن خصلت پاک اقتصادی فرد صاحب مقام و قدرت به تنهایی کافی نیست و این ویژگی پوشاننده سایر خصایص منفی و ضد ارزشهای مثبت شناخته شده در چهار چوب های انسانی ،نمیباشد و چه بسا این ویژگی به اصطلاح پاک اقتصادی به خاطر عملکرد و تاثیر سایر خصلتهای منفی بر روی اجتماع و شهروندان به ضد خود تبدیل شود و این امر در آموزه های ما چه در حوزه دین و تاریخ مشهود است همچنانکه گفته اند حکومت با کفر ( کفر لاجرم به معنی بی خدایی نیست ) پایدار میماند ولی با ظلم و ستم باقی نمی ماند و فنا پذیر است

  22. ناشناس گفت:

    خوب بود

  23. ناشناس گفت:

    سخنان اقای مهاجرانی متین اما سرنوشت آیندهٔ ایران پای صندوق رای و رفراندوم رقم خواهد خورد…بررسی‌ کًل قانون اساسی‌ و نوع نظام حاکم بر ایران

  24. فتنه سبز زنده گفت:

    === کاش مفهوم دقیق انقلاب و اصلاح رو برای ما تعریف کنید ===

    دوست عزیز

    در هر انقلاب و یا اصلاحی اګر زندګی و آزادی که حق مسلم هر انسان است اګر جای اصلی رو داشت ؟ بدون که راه درستی هست .

    وګرنه جای شک داره.

    ترجیح میدم کسی که کمی ناخنک مالی میزنه ِ تا به کسی که چنګش روی جان آدمهاست.

    همه چیز قابل برګشت هست جز زندګی های بر باد رفته

  25. براى وطن گفت:

    لزومى ندارد كه خود را محدود به الگوى ” اين يا آن ” ( اصلاح يا انقلاب ) كنيم. منشور سبز ميبايد قدم وراى ” اين يا آن ” بگذارد و فرا گيرى خود را بيشتر گسترش دهد.

  26. ناشناس گفت:

    فرموده اید ایشان نقطه تاریک اقتصادی که ندارند هیچ، نقطه خاکستری هم پیدا نمی شود!

    شعار مردم در خیابانها هنوز یادمان نرفته: پول نفت چی شده؟!

    آیندگان به قضاوت خواهند نشست درباره آنها که مسبب تاریک ترین نقاط اقتصادی در عرصه زندگی مردم این مرز و بوم بود، اندکی صبر آقای دکتر! به امید خدا پرده ها به زودی کنار زده خواهند شد. امیدوارم آن روز از گفته های خود خجل نباشیم.

  27. حبیب تبریزیان گفت:

    تسلیم طلبی یا اصلاح طلبی، معمای مصاحبه آقای مهاجرانی
    آقای عطاالله مهاجرانی در مصاحبه ایی که درآن به قراعت خود از ویراست دوم منشور جنبش سبز پرداخت، کوشید تا قراعت خویش را با سوء تفسیراز مواد نیمه شفاف و به محاق راندن مفاد شفاف ویراست منشور بجای تمامی محتوای آن بگذارد. قراعت و تأکید آقای مهاجرانی بر اینکه: هستند و بوده اند نیروهایی که سرنگون طلبند و با اتکاء به نئو کانهای امریکا میخواهند براندازی کنند و اینکه این تلاشها یکبار بصورت کمدی و دیگر بار بصورت تراژدی به صحنه تاریخ این سه دهه میهن ما آمده است و.. ، کشفیات جدیدی نیستند. رژیم حاکم سالهاست با همین بهانه ها هر صدایی را که هیچ، بلکه هر آهی را نیز درسینه خفه، هر قلمی را شکسته و هر اعتراضی را با جرثقیل دار و جوخه اعدام پاسخ داده است.
    آنچه هر شنونده چنین مصاحبه ایی باید با ده برابر دقت بدان توجه کند دردرجه اول: همنشستی مصاحبه گر در این مصاحبه با کسی است که چنیدی پیش بخاطر عریضه نویسی به رهبر جمهوری اسلامی آخرین ذرات سرمایه سیاسی خود را هزینه کرد. و دردرجه دوم؛ پرسش بسیار سئوال برانگیز اینست: چرا باید آقای مهاجرانی درست هنگامی که حتی مجاهدین از سخن بازایستاده اند و شخص رضا پهلوی بعنوان سمبل نیروهای سلطنت طلب از راه سبز و روش مسالمت آمیز و حتی ازنقش شایان موسوی و کروبی صریحاً دفاع کرده است و حزب مشروطه ایران بعنوان یکی از همین جریانها حتا یکسال و نیم پیش کنفرانس حزبی ادواری خود را کنفرانس سبز نامید و در جائیکه باند نئو کانها در آمریکا با روی کار آمدن اوباما به حاشیه رانده شده و دولت امریکا رویکرد استراتژیکی خود را در منطقه تغیر داده، به کاهش نیروهای نظامی خود تا مرز خروج کامل از عراق، دست یازده است و تأکید بر مذاکره و راه حل دیپلماتیک بر مسئله هسته ایی با دولت ما دارد؛ یکباره آقای مهاجرانی از جعبه جادوی خود، لولوی مداخله خارجی و مجاهد و برانداز و تجزیه و.. ، ر ا خارج و در بسته بندی ویراست دوم منشور بجای تمام مفاد این منشور بخورد شنونده و خواننده میدهند.
    در اینکه اقلیتی حاشیه ایی و پرت از واقعیات سیاسی کشورمان، در اینجا و آنجا سودای سرنگونی این رژیم را از طریق زور و یا با کمک مداخله میبینند نه مورد شک است و نه امر تازه ایی. ولی با جرعت میتوان گفت و ثابت کرد که طی 32سال حکومت این نظام، این اقلیت هرگز به اندازه امروز، اقلیت تر و بی نفس تر نبوده است. و دقیقاً معمای قضیه در اینجاست که: پس آقای مهاجرانی با چنین قراعت مغشوش و بسیار نابهنگام از ویراست منشور دنبال چیست؟ آیا چون نقش ابو موسی عشری را بعهده گرفته و یا قصد پرونده سازی برای سران جنبش سبز را داراست؟ و تا آنجا که جناب مهاجرانی به یکباره بیاد مرحوم داریوش همایون افتاده با استناد به وی لولوی کوچکتر شدن مملکت و تجزیه آنرا از جعبه جادوی سفسطه سیاسی خود بیرو میکشد. سراسر سفسطه های اقای مهاجرانی در توجیه و تطهیر مقام معظم رهبری بود و اینکه تغیر و اصلاحات زمان میخواهد و صبر. گویا این گفته ها چیز های تازه یافته ایی هستند.
    هرچه اندیشیدم نتواستم ِگره این معما را بیابم مگر در بازدید چند روز پیش مقام معظم رهبری از وزارت اطلاعات و سخنانش در مورد اینکه دستگاه اطلاعاتی باید به حمله متقابل دست زند و در عریضه نویسی نابهنگام و معروف آقای نگهدار برای مقام رهبری بعنوان تدارکی برای یک سناریو.
    شاید هضم این گمانه زنی در نگاه اول قدری دشوار باشد ولی گر نیک بنگری .. ، چندان هم درک آن دشوار نیست.
    من نمیخواهم با این گمانه زنی تا آنجا پیش روم که ادعا کنم آقای مهاجرانی، خدای ناکرده، در هماهنگی با دستگاه اطلاعاتی این مصاحبه را ترتیب داده اند ولی میتوانم به این نتیجه برسم که این مصاحبه میتواند بخشی از سناریوی از پیش تنظیم شده ای باشد که بیت رهبری غیر مستقیم اجرای بخشی ازآنرا به ایشان محول نموده است. بخش دیگر این سناریو دستگیری و یا حصر رهبرا جنبش سبز است و بخش مقدماتی آن عرضحال نویسی جناب نگهدار به پیشگاه رهبری.
    نتیجه میگیرم که سناریو نویسان بر آنند تا با لولو سازی از براندازی، تجزیه کشور، خطر سلطنت طلبان، نئو کانها و بخطر افتادن استقلال کشور و..، نَفَسِ جنبش سبز را در کوران اوج یابی مجدد اعتراضات خیابانی و شروع اعتصابات کارگری بگیرند. خود موسوی و کروبی تا آخرین لحظه های قبل از بازداشت برآن بودند تا در اعتراضات خیابانی شرکت کنند. اعتراضاتی که خود در پشت آن دلاورانه ایستاده بودند.
    پرسش سوم: از آقای مهاجرای اینست: چرا درتمام این مصاحبه یک هیچ اشاره ای به تشویق و یا حمایت از این جنبش اعتراضی که جنبش سبز با آن نفس میکشد نفرمودند ؟ جنبشی که اگر از کار بیفتند قربانیهای نخستین آن همان زندانیان سبز و خود آقای موسوی و کروبی هستند.
    فقط ساده اندیشان سیاسی هستند که میتوانند تصور کنند با خوابیدن موج اعتراض خیابانی، از جمله به کمک لولو سازی های آقای مهاجرانی، گرگان درنده نظامی امنیتی و در رأس همه، خود مقام معظم رهبری و بیتش دست از سر معترضین و سران جنبش سبزبرخواهند داشت. آقای مهاجرانی آگاه تر از آنست که نداند با گشوده شدن کمترین روزنه ای از آزادی دژ متصلب ساختار قدرت در هم خواهد ریخت و روی این اصل، رژیم این فرصت را از دست داده است تا با مردم و جنبشِ سبزِ آنان به تفاهم و تعامل مرضی الطرفین برسد.
    در پایان این یاداشتِ با عجله نگاشته شده؛ بعنوان یکی از هوادارا پایدار جنبش سبز، از آقای مهاجرانی میخواهم لطف نموده بعنوان متمم آن مصاحبه، تا قبل از پس فردا یعی هشتم مارس که قرار است مردم برابر دعوت های انجام شده و مقرر، به حضور اعتراضی در خیابانها دست زنند، نظر خود را راجع به این گونه اکسیون اعتراضی ابراز دارند تا مردم بدانند که ایشان در کجا ایستاده اند. اظهار نظر راجع به این اعتراضات و بویژه بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن روشن خواهد کرد که برداشت وی چقدر با دیگر بزرگان جنبش سبز ازجمله بسیاری مراجع تا چه اندازه است؟ بفرمایند که آیا این اعتراضات آرام و خیابانی انقلابیگری و براندازیست یا در کادر اصلاح طلبی مورد نظر ایشان می گنجد؟ بگویند آیا این اعتراضات از واشگنتن دی سی هدایت میشوند؟ بگویند آیا برنامه سلطنت طلبها و مجاهدین است؟ یا استفاده از یک حق قانونی؟ حقی که البته همین مقام رهبری از آن با عنوان تحقیر آمیزِ «بدعتهای خیابانی» ای که ذات اقدس ولائیشان آنرا برنمی تابند یاد فرمودند.
    آخربن سخن اینکه اگر رهبری جنبش سبز تسلیم مواعظی نظیرآنچه آقای مهاجرانی موعظه نموده یا مینمایند بشوند و یا تسلیم افسون دیس اینفرماتیو وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه شده و به تله بیفتند؛ نخست حمایت و اعتماد همین مردمی که اصلاح طلب هستند و نه تسلیم طلب را از دست خواهند داد و سپس، در فردای آنروز که در زیر منکنه ماشین تواب سازی رژیم بیفتند، فریادرسی برای آنان نخواهد بود. آنها که این را باور ندارد به یاد تحصن رقت بارنمایندگان اصلاح طلب در آخرین دوره حضورشان در مجلس ششم بیفتند.
    از زبان هاملت باید گفت: «بودن و یا بودن! » اینست مسئله. جنبش سبز راه بازگشت ندارد و اگر قراراست مصالحه ایی هم صورت گیرد باید در شفافیت کامل و با چراغ سبزِ جنبش صورت گیرد نه در پشت درهای بسته.
    نگارنده ای سطور بر این باور است که مردمی که موج پرشکوه سبز را آفریدند و با قربانی دادن هزینه تعمیق و گسترش آنرا پرداختند اینقدر درایت دارند تا بدانند نه تنها مصالحه و معامله هم میتوان کرد بلکه مذاکره و مصالحه و بدو بستان سیاسی نیز بخشی از مبارزه است بشرطی که شفاف باشد و از موضع قدرت و نه با عرضحال نویسی.

  28. ناشناس گفت:

    اگر جواب تمام سئوالاتی که دوسته سبزمون در مود انقلاب و اصلاح کرد
    اصلاحه خوب فکر میکنم خیلی ها تو ایران دنبال این گونه اصلاحی هستند و اگر جوابش انقلابه باید گفت اکثر سبز ها (البته نظر شخصی)دنبال انقلاب هستند

  29. سعيد گفت:

    باحرفهاي اقاي طاهرخاني موافقم

  30. مخمد .مشهد .كار شناس علوم اجتماعي گفت:

    هيچ منشوري در دنيا كامل نيست از ديدگاه عاوم اجتماعي به نسبه ميتوان گفت اين منشور از ان منشور بهتر است .مهم اين است كه اين
    منشور به ازادي به عنوان يك اصل پرداخته وان را پذير فته واين اصل ها كاست منظور بسته نيستند .ميشود هر زمان انرا تعغيرداد

  31. امیرعلی صادقی گفت:

    به نظرم باید منشور- ویرایش دوم- را مبنای حرکت قرار دهیم. بر اساس منشور جنبش سبز بر یک حرکت اصلاح طلبانه است. بر اجرای بی تنازل قانون اساسی تاکید دارد. از مبارزه بی خشونت حمایت می کند. آقای مهاجرانی درست گفته اند که در صورت رادیکال کردن جنبش سبز شاهد ریزش خواهیم بود. بیانیه نمایندگان اصلاح طلب مجلس در محکومیت ۲۵ بهمن نشانه ریزش بود و نمونه های دیگر. گاندی در مبارزه اش علیه استعمار انگلیس نگذاشت مبارزه به خشونت کشیده شود. کتک خورد. زندان رفت و روزه گرفت. روزه هایش از دست تند روها بود.

  32. زنده باد سبز گفت:

    من با آقای مهاجرانی موافقم،رهبر بی‌ اشکال نیست خیلی‌ از مسایل امروز از کوتاهی رهبر است ولی‌ استقلال و تمامیت ارضی ایران خیلی‌ مهمتر است، نقد و برسی‌ رهبر بسیار مهم است،ولی‌ نه مهمتر از سرزمینمان.

  33. pirooz گفت:

    اگرچه آقای مهاجرانی به قصد تایید و دفاع از منشور برآمدند،اما همیشه باید در نظرداشت دیدگاه نگارنده منشور و یا پیمانی از این دست در درون کشور و درحصار حکمرانان متفاوت با اندیشمندان خارج از آن است. و اساسا” برای تحقق تحول و تغییر در نظام سیاسی حاکم نمی توان خطوط قرمزی ترسیم نمود،چراکه به هر تقدیر بخش هر چند اندکی را از مشارکت تعیین سرنوشت خویش مبرا می نماییم،و این بر خلاف مقتضای ذات دمکراسی است. به نظر ظرایف موجود در نگارش منشور یادشده فقط و فقط برای گریز از گزکهایی است که حکمرانان دیکتاتوری منتظر آنند و با هدف ریزش هواداران جاهل ،هیچگونه دفاع عامه پسندی در محاکم فرمایشی از آن متصور نحواهد بود.و باز تاکید می نماید در رژیم دمکراتیک آتی حضور تمامی احزاب از جمله طرفداران دیکتاتوری مذهبی و یا دوستداران نطامهای امپریالیستی و سوسیالیستی در کنار دیگر احزاب ؛ پس ار مجازات جنایتکاران و در چهارچوب قانون و میثاقی جدید و فراگیر دور از انتظار نخواهد بود. به امید آگاهی خطاکاران

  34. ناشناس گفت:

    از سایت کلمه به خاطر گذاشتن لینک دانلود تشکر می کنم.

  35. محسن طاهرپور گفت:

    دوستان باور بفرمایید بنده مانند شما و بسیاری دیگر از روی وظیفه شناسی فعال هستم و نه از سر سیری و یا برای سرگرم کردن خود. معتقدم که آقایان موسوی و کروبی نمی توانند با این دفاع جانانه آقای مهاجرانی از خامنه ای موافق باشند. تجزیه و یا موج سواری دیگران مخاطراتی هستند که جنبش با آنها روبرو ست، اما راه دفع آنها منزه جلوه دادن دیکتاتور و یا دعوت به تحمل استبداد و اقدامات شبیه آن نیست. بنابر این انتظار دارم که نظرات را دست نخورده منعکس کنید. برخورد آرا نتیجه ای جزغنای جنبش را در پی نخواهد داشت. چنین باد.
    در ادامه پاسخ خود به کامنت آقای مهاجرانی را مجددا برایتان ارسال می کنم.

    آقای مهاجرانی با سلام و سپاس متقابل،
    آنطور که بنده از پاسخ شما دریافتم شما آقای خامنه ای را فاقد عدالت و تدبیر می دانید. پس اجازه دارم این نتیجه گیری را بکنم که شما همراه بنده و بسیاری از شهروندان ایران معتقدید که آقای خامنه ای طبق همین قانون اساسی فعلی باید از رهبری عزل شود؟
    اما برخلاف شما بنده نمی توانم اظهارات آقای لاریجانی را نداشتن “اشراف لازم را بر قانون اساسی و آئین نامه خبرگان و یا بی توجهی وی” قلمداد کنم. یقین دارم که ایشان در راستای سیاست قلدرمابانه حاکم که بدنبال تعطیلی لااقل بخش قابل توجهی از قانون اساسی است چنین ادعای واهی را کرده اند.
    آقای مهاجرانی حضور شما در ساختار قدرت نمی تواند بدین معنا باشد که شما از همه اسرار نظام و هر آنچه در تاریکخانه های امنیتی-نظامی و یا اقتصادی نظام گذشته و می گذرد باخبر باشید. مگر آقای نوری زاد تا قبل از دستگیری از عمق فاجعه شکنجه در زندان های نظام خبر داشت؟ قطعا خیر.
    شما در پاسخ خود تلویحا اشاره دارید به این که نهاد رهبری در ایران پاسخگو نیست و هیچ نظارتی بر عملکرد خود را بر نمی تابد. اما انگیزه قدرت از این عمل خلاف قانونش را بی پاسخ می گذارید. با توجه به اینکه بنیادهای غول پیکر اقتصادی چون بنیاد مستضعفان و … تحت امر ایشان اداره می شوند، آیا شانه خالی کردن از پاسخگویی و منع نظارت بر آنها دال بر “پاکدست” بودن رهبر است؟ حداقل و درخوشبینانه ترین حالت می توان گفت که “پاکدست” بودن رهبر در ابهام است.
    نکته دیگر اینکه آیا فقر، بیکاری، فساد و نابسامانی های اقتصادی کنونی نتیجه حکمرانی یک رهبر “پاکدست” است؟ آن هم درکشوری با درآمد های هنگفت نفتی.
    آقای مهاجرانی جنبش مردم بسیار عمیق تر از آن شده است که برخی گمان می برند. ایران امروز با دوران اصلاحات ( که بنده یکی از حامیان سر سخت آن بوده و هستم ) که سهل است با ایران سال 88 هم قابل قیاس نیست. شیوه برخورد حکومت با اعتراضات مشروع مردم باعث شده که حتی در صورت کوچکترین عقب نشینی ای و تن دادن به کف مطالبات مردم، تغییرات بسیار عظیمی در راس حکومت اجتناب ناپذیر خواهند بود. در شرایط کنونی هر کندروی و یا تندروی می تواند عواقب غیر قابل جبرانی را برای کشور رقم بزند و اظهار نظر مسئولانه تر همه تلاشگران را ایجاب می کند.
    با آرزوی توفیق شما