سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برای چراغهای خاموش خانه میر حسین...
» «طرح نور بر بوم»

برای چراغهای خاموش خانه میر حسین

چکیده :اکنون شب است؛ معمار خورشید در چنگال سیاهی است. چراغ های خانه اش خاموش است؛ شب را سهم گریه است تا صیقل صبح، تا عطر اقاقی، تا «غصه هایی در گنجه ای بی کلید». اما کیست که نداند تا روز و طلوع دوباره ی خورشید راهی نیست. عید همین...


کلمه- یسنا مهرآسا

گفته بود: وقت بسیار است و دوباره نزد هنر باز خواهم گشت. و انگار دیگر جنگی نبود و رخصتی دوباره برای تکلم تصویر و سهم نور.

چراغ ها روشن بود.

رنگ ها هم کمر خم کرده بودند. او هنوز اما دست در آغوش قلم، روی بوم می رقصید. از میان سال های دور آمده بود؛ آنقدر دور که به پیری رسیده بود و رنگِ مو در جوانی جا نهاده بود. دست از سیاست شسته در عالم نقاشی و معماری، دل به استعلای فرهنگ سپرده بود. سال ها بود در سکوت و نجابت، با نگاه، آفریننده ی تصویر بود؛ تصاویری که هم دلداده ی سنت است و هم امروز. ذات هنر، او را گل آفتاب گردانی پرورانده بود که هر لحظه اش را به سوی حقیقت نور می کشید؛ تا جایی که در تمام نقاشی ها و طرح هاي معماری اش مصداق یافت؛ ساختمان هایی آفرید آجری، با تزئیناتی از گلهای با منفذ، تا نور خورشید را از خود عبور دهند (کانون توحید)

طرح بقعه ی شهدای هفتاد و دو تن را به خط گریه کشید. چنان این بنا را با الهام از چهل ستون و مقبره ی شیخ صفی، رقم زد که نور مجال آن یافت در تمام ساعات روز، چرخنده بر مقبره ی شهدا به رقص بنشیند.

روح او اندیشه ی میان سنت و مدرنیسم را در پیکره ی ساختمان سترگ صبا، روبروی درخت های ایستاده ی خیابان ولیعصر، به گفتگو نشاند. تا که ایستاده ای این بنا نموداری است ساده از سنت؛ همین که حرکت می کنی و پا به داخل می نهی، مدرنیسم به پیشوازت می آید اما باز نه به تنهایی که بی پروا دست در دست سنت است. اینجا دوباره نور طبیعی در گالری های موزه تو را به امان روشنی می سپارد. با مصالح عریان بنا، حرکت به سوی حقیقت هنری صلابت بیشتری می یابد. دل بی قرار معمار اما، در میان گالری های مدرن طبقات بالا، در گالری «خیال» تنها دل به تزئینات محض سنتی سپرده و مدرنیسم را برای دقایقی پشت در نهاده که خبر از بی قراری های روح شرقی ندارد. آدمی اینجا بی دغدغه به آغوش آرام گذشته و سهمی از هویت امروز می رود. چشم هوس میکند پلک ها را به سویی نهد و ساعت ها زیر دست های مهربان خورشید، عمیق به نظاره بنشیند.

تمام این بنای سترگ اما به لباسی از شیشه، بی هراس، تمام حقیقت خود را به نظاره نهاده است. رنگ قرمزِ سازه های ساده فلزی به این اندام شیشه ای توازن بیشتری بخشیده است.

این میانه روی و سعی در پیوند سنت و مدرنیسم در نقاشی هایش هم دیده می شود. رنگ ها و حرکت ها، هم حکایت از رمز و شهوداند و هم عناصر مدرن. خط ها و رنگ ها از جهان ذهن در قالب آبستره به بوم آمده و قوه ی بصر مخاطب را به ورز گرفته تا در دل سادگی ها و پیچیدگی ها حقیقت را بیابد و همواره به سوی آن در حرکت باشد.

در این میان

هنوز چراغ ها روشن بود؛

هنوز چراغ ها روشن بود؛

رنگ ها نقش میزدند به آبی آسمان، به پروانه های بنفش و سفیدی نور که ناگهان روح هنرمند پیر، طرح شکافی دید عمیق، میان راستی و دروغ؛ دید که آسمان بوم سیاه است و نور منفذی نمی یابد؛ نفس راستی در میان آوارهای دروغ به شماره افتاده بود. در رویای خبط خیال، دست هایی دید که او را به یاری می طلبیدند. بلندای نور از منفذهای گل های آجری و پاره های نقاشی، تمام کجی ها و ناراستی ها را برجسته کرده بود. طرح بوم خبر از آشفتگی برون می داد. کار از سخن بی صدای تصاویر گذشته بود. غرش الله اکبر دست از کمر قلم رها کرد، بوم را به رنج فراق نشاند که آغوش آدمیان به او محتاج بود. تنها هر چه سبزینه داشت برداشت؛ رنج سیاست را برای تابش دوباره راستی بر خانه های تاریک به جان خرید و در رویای نسیم و ستاره طرح سبزی بر شهر نشاند. سیاهی، دست به دشنه برد. میر، تنها سراغ از راستی گرفت. اقلیم شقایق، بر پا شد.

اکنون شب است؛ معمار خورشید در چنگال سیاهی است. چراغ های خانه اش خاموش است؛ شب را سهم گریه است تا صیقل صبح، تا عطر اقاقی، تا «غصه هایی در گنجه ای بی کلید». اما کیست که نداند تا روز و طلوع دوباره ی خورشید راهی نیست.

عید همین فرداست.


44 پاسخ به “برای چراغهای خاموش خانه میر حسین”

  1. keshavarz گفت:

    درود و سلام خدا بر مرد نقاش خوب و مهربان و همسر هنرمندش

  2. hایران سبز گفت:

    تا کی؟؟؟؟
    چقدر وقت برای خودتون میخرید؟یه ماه یا یه سال بالاخره که باید برید، یعنی ما بایدتون میکنیم….
    یا حسین میر حسین
    یا مهدی شیخ مهدی
    ما پیروزیم vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  3. آزادمرد سبز گفت:

    در تاریخ همواره علویان در سیاهچالها و زندانهای قدرتهای حاکم بوده اند.
    و اکنون تاریخ دوباره تکرار می شود و …
    ولیکن تاریخ صدای در گلو شکسته آنان را به بلندای خود به گوش اهل حق می رساند.

  4. سبز سرافراز گفت:

    دوباره چراغ خانه آن مرد نقاش روشن خواهد شد وآن وقت همه ی اهریمنان را بیرون خواهیم ریخت

  5. ناشناس گفت:

    یا حسین
    میرحسین

  6. عبدا... گفت:

    مهندس تولدت مبارک انشاا…سالها آزاد وسرزنده وسرسبز باشی (تو به مردم جرئت و هویت دادی ) زنده باد آزادی محوباداستبداد

  7. محمد گفت:

    هیچگاه چراغ خانه مرد نقاش به این اندازه روشن نبوده است .چراغی که نورش تا انتهای همه قاره ها رفته وهمه میدانند که مرد نقاش تا آخر شب بیدار است .

  8. ناشناس گفت:

    كاش براي هموطن خود كمي غيرت داشتيم كه بي خردان در ظلم خود پايدارتر از ما هستند در حق خود

  9. میم.تهران گفت:

    دوست ات دارم مرد نقاش که با قلم جادویی ات کشورمان و آرزوهایمان را سبز کردی
    دوست ات دارم مرد مهربان نقاش که دیدن دوباره ی لبخند زیبایت، نهایت آرزوی این روزهای من است
    چراغ خانه ات را روشن خواهیم کرد
    یا حسین میر حسین

  10. مانی افشار گفت:

    اکنون شب است؛ معمار خورشید در چنگال سیاهی است. چراغ های خانه اش خاموش است؛ شب را سهم گریه است تا صیقل صبح، تا عطر اقاقی، تا «غصه هایی در گنجه ای بی کلید». اما کیست که نداند تا روز و طلوع دوباره ی خورشید راهی نیست.

    و نور این چراغ روز به روز بیشتر و بیشتر می شود. و چشم حسودان از برکت چنین نوری کور می شود.

    میر حسین،
    ما سر تا پا زخمی
    ما سر تا پا خونین
    ما سر تا پا دردیم
    ما این دل عاشق را
    در راه تو
    آماج بلا کردیم
    روزی که تو بازآیی
    من قلب جوانم را
    چون پرچم پیروزی
    برخواهم داشت
    وین بیرق خونین را
    بر بام بلند تو
    خواهم افراشت
    **
    تولدت مبارک پدر سبز..♥

  11. الناز سبز گفت:

    چقدر خوشحالم یه قطره از اقاینوس جنبش سبز هستم. توی این جنبش عشق و فرهنگ و احساس و هنر و صداقت و… موج میزنه. این متن زیبا بی اختیار اشک از چشمام جاری کرد. من مطمئنم ما پیروز میشیم چون با قلب هامون میجنگیم نه با مشت های گره کرده…
    میرحسین همیشه دوستت خواهم داشت چرا که به من آموختی ایستادگی را….

  12. ناشناس گفت:

    vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  13. ناشناس گفت:

    ……………………………… اَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَه
    چقدر توهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  14. ايران گفت:

    سلام سيد بزرگوار براي هميشه دوستت خواهم داشت…………………………..

  15. ناشناس گفت:

    راهپیمایی ها رو هر روزه کنید .با دست روی دست گذاشتن میرحسین آزاد نمیشه

  16. ندا گفت:

    روشن ترازخاموشي چراغي نديدم…

  17. من گفت:

    صبح خواهد شد و به این کاسه آب
    آسمان هجرت خواهد کرد

  18. ناشناس گفت:

    و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون…

    همیشه وقتی نام میرحسین موسوی را می شنوم یاد این جمله می افتم که: علی پدر یتیمان کوفه بود!! آری میر حسین موسوی پدر همه جوانهای نسل ماست، جوانهایی که پدرانشان درکشان نکردند، ولی میرحسین موسوی از پدر به آنها نزذیک بود و برای اولین بار حرف آنها را شنید و خود از آنها پیشی گرفت…

    اندکی صبر سحر نزذیک است

  19. yare sabz گفت:

    دوست ات دارم ! دلم را روشن کردی ،چراغ خونه ات را روشن میکنم!انشاالله!
    من که از امروز سعی می کنم هرروز نزدیک ساعت 4 برم چهاراه ولی عصر!شما شهرستانی ها هم با اطلاع رسانی بیشتر حضورهای غافل گیرانه داشته باشید!خواب خوش را برایشان حرام کنید!دیگر منتظر بیانیه نمیشم!آنقدر بیآییم تا …..!قبلا پسر ش بودم!حال خود میرحسین!
    یا حسین میر حسین!
    یا مهدی شیخ مهدی!
    کشته بشم ،بمیرم میرم و پس میگیرم!

  20. مریم گفت:

    پدرم
    میر حسین
    بزرگمرد
    زادروزت مبارک.
    به امید اینکه هرچه زودتر باز در میانمان باشی. وباز سکاندار این کشتی در دراین دریای متلاطم و این طوفان مخوف تا راه گم نکنیم.
    یا حسیییییییییییییییییین
    میر حسییییییییییییییییین

  21. ناشناس گفت:

    سلام و درود بر ميرحسين و کروبي ازاده و شجاع دلهاي مردم با شماست خدا يار و نگهدارتان

  22. فتنه سبز زنده گفت:

    کلمه دلمون خون شد یک خبری از سلامتی عزیزان ما بدهید .

  23. سوال گفت:

    تمامی کامنتها سبزند. یعنی هیچ مخالفی در مورد سایت کلمه نظر نمیدهد یا شما فیلتر میکنید؟

  24. سحر گفت:

    ساندیس خورها بدانند سحر نزدیک است.

  25. شاگردسبز گفت:

    معلم نقاش نیک دریافته بودچگونه باید هنرش را در قلب علاقه مندان نشر دهد و بگستراندتا از یورش هنر ستیزان در امان بماند و چگونه نور را در دل شاگردانش بیفشاند تا تیره بختان تاریک اندیش را توان تاختن به آن نباشد

  26. فدایی رهبر گفت:

    چرا اینقدر دروغ مینویسیذ

  27. سبز گفت:

    همیشه حق تنهاست

    تولدت مبارک میر عزیز 120 ساله شوی به کوریه چشم دشمنان

    قطره ای از اقیانوس سبز

  28. ناشناس گفت:

    چرا اینقدر دروغ مینویسید

  29. پسر میرحسین گفت:

    رئیس جمهور عزیزم تولدت مبارک به امید اینکه عید نوروز را در میدان آزادی واقعی همراه با جمعیت میلیونی مردم سال نو را همراه با آزادی وطن جشن بگیریم

  30. ناشناس گفت:

    یا حسین تا آزادی میرحسین
    تا آزادی ، آزادی

  31. ناشناس گفت:

    تولد هفتاد سالگي ات مبارك مير.

  32. مهدی سبز گفت:

    پدر بزرگوار ما جوانهای ایرانی (میر انسانهای سبز ایران)
    شما و همسرتون به واژه “شرف”معنای شرافت رو آموختید
    دست مریزاد و همیشه سبز باشید

  33. ناشناس گفت:

    مير حسين تولت مبارک

  34. شفیق گفت:

    امید که تولد بعری ات را در میان میلیونها طرفدارت تجلیل کنیم. یاحسین میر حسین

  35. ناشناس گفت:

    چراغ خانه هم اگر خاموش باشه مهم چراغی است از او که در دل ما و نسل های بعد از ما روشن شد
    موسوی و کروبی در تاریخ ایران جاودانه شدند و هیچگاه از یاد ما نخواهند رفت و البته نباید هم از یاد ما بروند

  36. روزن گفت:

    “متاب از روزن ای ماه دل افروزم چه اصراری
    که شمع کشته ام بینی و زندان غم افزا را”

    استاد شهریار

  37. مهسا گفت:

    ایمان دارم پیام تبریک سال نو امسال را از زبان رییس جمهور سبزمان خواهیم شنید مگه نه جوانان با غیرت وطن؟ ما چراغ خانه نقاش را روشن خواهیم کرد ما چراغ ایران را روشن خواهیم کرد مگه نه جوانان آزاده وطن؟ ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم یا علی….

  38. آتیه سبز گفت:

    میر حسین عزیز با تو فردای آزادی را جشن خواهیم گرفت!!! ما بیشماریم!!!

  39. سبزينه گفت:

    مرد نقاش تولدت مبارک

  40. ناشناس گفت:

    یک شب یابد تمام ماشینها بدون روشن کردن چراغ اتومبیل خود در خیابان حرکت کنند

  41. ناشناس گفت:

    چقدر توهممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

  42. پیروز گفت:

    زیبا بود و اشک را از چشمانم جاری ساخت….پیروزی با ماست… نام میر حسین و کروبی در زمره خوشنامترین مردان تاریخ همواره خواهد درخشید
    اندکی صبر…سحر نزدیک است

  43. ناشناس گفت:

    رنج سیاست را برای تابش دوباره راستی بر خانه های تاریک به جان خرید و در رویای نسیم و ستاره طرح سبزی بر شهر نشاند. سیاهی، دست به دشنه برد. میر، تنها سراغ از راستی گرفت. اقلیم شقایق، بر پا شد.

  44. سبز سیدی گفت:

    خداوند در قرآنش می فرماید:به درستی که بعدازهرسختی آسانی است. …………بعد از هر تاریکی روشنی است.
    دلم روشنه که بساط این تاریک اندیشان دین ستیز بر چیده خواهد شد که هر چیزی رو در قالب دین به مردم قالب نکنند.
    یا حسین میر حسین
    یا مهدی شیخ مهدی