سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » این قضاوت‌های بی‌محکمه، عادلانه و اسلامی نیست...
» نظامی که بدون محاکمه، داوری می‌کند، چگونه می‌تواند خود را دینی بداند؟

این قضاوت‌های بی‌محکمه، عادلانه و اسلامی نیست

چکیده :نظامی که در آن هر کسی در هر پست و مقامی به راحتی قضاوت و داوری می کند و حکم به سخت ترین مجازات ها، آن هم بدون محاکمه، می کند چگونه می تواند خود را خدایی و متقی و دینی به حساب آورد؟ آیا جامعه و نظام ما در روش داوری و قضاوت از آیات و روایات و سیره بزرگان دین فاصله نگرفته است ؟...


عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

دو نفر به شکلی عجیب و ناگهانی نزد داود نبی(ع) می آیند به گونه ای که آن حضرت نگران و هراسان می شود. آنان به داود می گویند نگران و هراسان نباش، ما دو برادر هستیم و با هم دعوا داریم. یکی از ما بر دیگری تجاوز کرده است و نزد تو آمده ایم تا بین ما قضاوت و داوری کنی، اما از تو می خواهیم که به حق داوری کنی و از حقیقت دور نشوی و ما را به راه راست هدایت کنی.

یکی از آن دو گفت که این برادر من نود و نه میش دارد و من یک میش. او که در زبان و سخن قوی تر از من است می خواهد یک میش مرا هم بگیرد و به میش های خود بیفزاید.

داود(ع) گفت او قطعا به تو ستم کرده که می خواهد میش تو را بر میش های خود بیفزاید و در واقع بسیاری از افرادی که شریک هم اند به یکدیگر ستم می کنند که البته مومنان و صالحان، که بسیار اندکند، مستثنا هستند.

اما داود متوجه می شود که خداوند او را آزمایش کرده و از این آزمایش سربلند بیرون نیامده است. او استغفار کرده از خداوند آمرزش خواست و صورت بر زمین گذاشته و توبه کرد.

این ماجرا در قرآن مجید در آیات 21 تا 24 از سورۀ (ص) آمده است. در ادامه این آیات آمده است که: «ای داود، ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن، و زنهار از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا به در کند»(ص/26).

صاحب تفسیر المیزان در تفسیر آیات فوق حدیثی را از امام رضا(ع) آورده است. در این حدیث آمده است که در ذهن داود خطور کرد که آیا کسی داناتر از او هم وجود دارد. خداوند خواست او را آزمایش کند پس دو فرشته را به صورت دو خصم فرستاد. خطای بزرگ داود این بود که قبل از اینکه سخن طرف مقابل را بشنود و قبل از اینکه از شاکی بینه و شاهد بخواهد حکم به سود یک طرف کرد.

داود در قضاوت و داوری شتاب کرده و باید به پیشگاه خداوند به خاک بیفتد و توبه کند. این اهمیت قضاوت و داوری را نشان می دهد. در آیه بعد آمده است که هدف مهم و اساسی خداوند از اینکه داود را جانشین خود در روی زمین قرار داده این است که در میان مردم به حق و عدالت داوری کند و از هوای نفس خود پیروی نکند.

در آیه دیگری از قرآن مجید خطاب به پیامبر(ص) آمده است که اگر یهودیان برای قضاوت و داوری نزد تو آمدند می توانی از داوری پرهیز کنی اما اگر داوری و قضاوت کردی باید به عدل و داد قضاوت کنی(مائده/42).

کار قضاوت کاری بسیار حساس است و به همین جهت در روایات به صورتی عجیب در این باره سخن رفته است. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «هر که کار قضاوت به او واگذار شود، بدون کارد سر بریده شده است. عرض شد: ای رسول خدا، منظور از سر بریدن چیست؟ فرمود: آتش دوزخ»(مستدرک الوسائل، ج17، ص243).

آن حضرت می فرماید: «در روز قیامت قاضی دادگر را می آورند و چنان حساب سختی از او کشیده می شود، که آرزو می کند کاش حتی درباره یک خرما میان دو نفر داوری نکرده بود»(کنز العمال، ح14988).

امام صادق(ع) می فرماید: «قاضیان چهار گروهند: سه گروه در آتشند و یک گروه در بهشت. انسانی که دانسته حکم ناحق صادر کند، این قاضی در آتش است. انسانی که ندانسته حکم ناحق دهد، این نیز در آتش است. انسانی که ندانسته حکم درست و حق صادر کند، این هم در آتش است. انسانی که دانسته حکم حق و درست صادر کند تنها او در بهشت است»(الکافی، ج7، ص407).

همچنین آن حضرت می فرماید: «کودکان مکتبی دستخط های خود را در مقابل امیر المونین(ع) قرار دادند تا بهترین آنها را انتخاب کند؛ حضرت فرمود: هان! این یک داوری است! و ظلم در این باره مانند ظلم در قضاوت است…»(وسائل الشیعه، ج18، ص582).

در روایات آمده است که قاضی نباید در حال خستگی و ناراحتی و عصبانیت و گرسنگی و تشنگی و خواب آلودگی قضاوت کند (الکافی، ج7، ص413؛ مسترک الوسائل، ج17، ص349).

به هر حال همه این روایات و آیات اهمیت قضاوت و داوری در اسلام را نشان می دهد. کسی که به راحتی و بدون تامل کافی و بدون شرایط مناسب داوری و قضاوت می کند از تقوای الهی دور است. همان طور که گذشت خداوند به داود می فرماید که ما این مقام و جایگاهی که به تو داده ایم برای این است که به حق بین مردم داوری کنی و نه با هوای نفس خود. پس نه تنها داوری و قضاوت درست و عادلانه نشانه و علامت پارسایی افراد است، بلکه عادلانه و متقیانه و الهی بودن نظام های حکومتی را باید با قضاوت هایی که در آن انجام می گیرد سنجید.

نظامی که در آن هر کسی در هر پست و مقامی به راحتی قضاوت و داوری می کند و حکم به سخت ترین مجازات ها، آن هم بدون محاکمه، می کند چگونه می تواند خود را خدایی و متقی و دینی به حساب آورد؟ امام جمعه، که منصب و مقامی را در دست دارد که شرطش عدالت و فقاهت است و وظیفه پاسداری از دین و قانون را بر عهده دارد، به آسانی و بدون محاکمه در میان خطبه نماز جمعه حکم به حبس خانگی و قطع ارتباطات و قطع تلفن، اینترنت و… می دهد و با خود نمی گوید که آیا می توان بدون محاکمه و دفاعیات کامل حکم داد؟ آیا کسی که با فقه اسلامی اندک آشنایی داشته باشد اینگونه سخن می گوید؟ آیا این با عدالت و پارسایی، که شرط امامت جمعه است، سازگاری دارد؟

در مجلس، که خانه ملت خوانده می شود و وظیفه اش وضع قوانین عادلانه و نظارت بر اجرای درست قانون است، کسانی که به عنوان نماینده ملت معرفی شده اند، در صحن مجلس راهپیمایی می کنند و ناسزا می گویند و حکم صادر می کنند آن هم حکم اعدام.هم چنین ریاست مجلس و ریاست قوه قضاییه به گونه ای سخن می گویند که جایی برای محاکمه و دفاع باقی نمی ماند.

مطابق آنچه در منظر و جلوی دید مردم بوده این متهمان صرفا تقاضای مجوز برای راهپیمایی بوده که مطابق قانون اساسی حق مسلم مردم است و از ظاهر این قانون (اصل 27) بر می آید که حتی راهپیمایی و اجتماعات مجوز نمی خواهد. به هر حال این اتهاماتی که مردم از آنها اطلاع دارند به هیچ وجه جرم نیست تا چه رسد به اینکه متهمان بدون محاکمه مجازاتی به این سختی شوند. به هر حال این روشن و آشکار است که حتی اگر کسی جرمی مرتکب شده باشد باید در دادگاه صالح محاکمه شود و از حقوق خود دفاع کند و پس از محاکمه و اثبات جرم صرفا مجازاتی را که قانون و شرع تعیین کرده متحمل شود.

حال سوال مهم و اساسی این است که آیا جامعه و نظام ما در روش داوری و قضاوت از آیات و روایات و سیره بزرگان دین فاصله نگرفته است؟ آیا اسلامی بودن یک نظام صرفا به این نیست که روش هایش مطابق آیات نورانی قرآن مجید و روایات شریف باشد؟ آیا روش و شیوه رایج در جامعه ما هیچ شباهتی با آیات و روایاتی که نقل شد دارد؟


8 پاسخ به “این قضاوت‌های بی‌محکمه، عادلانه و اسلامی نیست”

  1. آیدین سحر گفت:

    خدا میداند که قضاوت چه کار پر مسئولیتی است. قاضی نا عادل که در حکم خود جانب عدالت را نگیرد خسر الدنیا و الاخره می شود. امیدوارم قاضیان محترم به این موضوع توجه کافی و وافی داشته باشند و قضاتی که حکم زندانیان سیاسی را صادر میکنند به خود بیایند.

  2. آیدین سحر گفت:

    باسلام حضور مسئولین سایت کلمه با وجود اینکه اینجانب در کامنتهایم تا کنون به هیکس و هیچ مقامی توهین نکرده ام اما در چند روز اخیر مشاهده میکنم که کامنتهایم حذف شده لطفا دلیلش را بفرمایید در ضمن ازطریق منوی تماس با ما نتونستم با شما مرتبط شوم.
    کلمه: هزاران کامنت در روزهای اخیر با مشکل انتشار مواجه بوده اند که از این فرصت برای عذر خواهی و پوزش استفاده میکنیم

  3. علي گفت:

    خوب است كه باز عده اي به اين نتيجه رسيده اند كه جامعه ونظام ما با اعمال ورفتار حاكمان هيچ شباهتي به اسلام ندارد … مردم دنيا از ما چه خواهند پزسيد نظر انها در باره اسلام چيست وقتي خانواده هاي مسلمان ويا خانوده سرداران جنگ براي اينكه راي ونظر خود را در انتخابي داده اند مورد حتي حرمت قرار ميگيرند وبه انها گفته ميشود بايد هر انچه ما ميگوئيم شما بگوئيد نه تنها اسلامي وجود نادارد بلكه از ازادگي هم خبري نيست

  4. 021 گفت:

    کسی که خدارو قبول داشته باشه آخه میاد رهبری 80 میلیون آدمو بکنه.
    اینا به خدام حتی اعتقتد ندارند

  5. ناشناس گفت:

    راستش به عنوان طرفدار نظام موندم به این حکومت بگم علوی یا اموی؟

  6. طاها زینالی گفت:

    با عرض سلام و احترام، و سپاس از موضع گیری صریح تان
    جسارتا یک نکته کوتاه را در مورد نقد حضرت عالی یادآروی می کنم.
    دوست عزیز، به نظر من اتفاقا ساز و کار اداره حکومت بر اساس روایات و احادیث و فقه اسلامی دلیل اصلی این بی قانونی است، نه فاصله گرفتن از آنها. وقتی صحبت از “بزرگان دین” می شود، که باید سیره نبی داشته باشند، این خود به این معنی است که حضرات فراتر از قانون هستند. و از آن جایی که روایات از ائمه به راحتی قابل تحریف و سوء استفاده است، هر جا که لازم باشد “دین” در خطر می افتد و شور مذهبی آقایان بالا می زند و هر آن چه بزرگان دینی می فرمایند همان می کنند و نیم نگاهی به قانونی نصف و نیمه هم نمی اندازند.
    دوست روحانی من، بهتر نیست که با واقعیت روبرو شویم و همه با هم، دیندار و بی دین، روحانی و دنیوی، اذعان کنیم که اگر روش قضاوت و حکومت از آیات و روایات و سیره بزرگان شود، همین شود که داد عاشقان امامت هم به هوا می رود چه برسد به بی دینان که مجبورند خود را نیز انکار کنند!!
    با سپاس

  7. کاوه بهار گفت:

    آقایان درد دین ندارند ، برق دنیا چون ابن سعد و ملک ری آنها را گرفتار کرده است. پول باد آورده ی نفففففففتتتتتتتتتت مستشان کرده است.شاهی رفت و شاهی دیگر آمد.

  8. حسین گفت:

    اسلام والسلام!