سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سلام ای زندانیان بی‌دلیل! برای ما اکسیژن بفرستید، باید نفس بکشیم...
» یادداشت محمد نوری‌زاد پیش از بازگشت به زندان:

سلام ای زندانیان بی‌دلیل! برای ما اکسیژن بفرستید، باید نفس بکشیم

چکیده :از هرکجای این کره ی خاکی، روبه تهران، رو به زندان اوین، و رو به زندان رجایی شهر، و رو به زندان هرکجا که یک زندانی سیاسی در او به دیوار بخت خود بال می کوبد، بایستید و دست به سینه ی خود بگذارید و نجوا کنید: سلام ای زندانیان بی دلیل، سلام ای شهد نوشان وادی بلا، سلام ای کبوتران مانده درقفس، سلام ای جوانان و پیران و قربانیان خاموش این روزگاراسلامی ما، ما ، زندانیان این سوی دیوارزندان شما ، سخت محتاج بارش برکات آسمان بالندگی هستیم. راه تنفسمان بند آمده است ....


محمد نوری زاد، مستند ساز و جهادگر دوران دفاع مقدس، امروز پس از یک مرخصی کوتاه، به زندان بازگشت. او شب گذشته و چند ساعت پیش از آنکه به زندان بازگردد، یادداشت کوتاه زیر را قلمی کرده که ساعتی پیش در وب‌سایت شخصی‌اش منتشر شد:

ساعت حدود یک بعداز ظهر امروز ۷/۱۲/۸۹ بود که تلفن زنگ زد. آقای نبوی بود. نماینده ی دادستان تهران. که خبرداد : فلانی، باید برگردی داخل (زندان اوین). گفتم : برمی گردم . اما نه به بند “دو الف” . مستقیم می روم بند۳۵۰ . گفت : اشکال ندارد. شما بروید ۳۵۰ .

آقای نبوی چیزکی پراند، اما هم خود او و هم خود من می دانیم که مرا به بند۳۵۰ نخواهند برد . چرا که در آنجا یکصدوپنجاه زندانی مشتاق چشم به راه من هستند . درست همان جیزی که زندانبانان من شش ماه است از آن پرهیز می کنند. بند دوالف ، یک بند غیرقانونی است . زیز نظر سپاه . که یک روز در اساسنامه اش گنجانده شده بود که : نباید درکارهای سیاسی و اقتصادی دخالت کند.امروز اما دخالت نکردن سپاه در کار های سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی، مثل یک توهین کفرآمیز است . که یعنی : در این ملک ، کجا را می توانی پیدا کنی که زیر نگین سپاه نباشد ؟ از عسلویه تا سهام مخابرات تا بانک تا اسکله های قاچاق تا صادق محصولی تا وزرای سپاهی تا رییس مجلس سپاهی تا شهردار سپاهی تا صداوسیمای سپاهی تا شخص شخیص سردار محمد کوثری در هیبت نماینده ی مجلس سپاهی . و تا هرکجا که شما برآن انگشت بگذارید. و تا: کور شود هرآنکه نتواند دید!

بی دلیل نیست که نکبت از سروکولمان بالا می رود . دوستان سپاهی ما که باید یک روز قامت به زیر بار حیثیت انقلاب می سپردند، اکنون ، قامت به زیر پولهای بی زبان و جاذبه های پولی و سیاسی واطلاعاتی برده اند . آنان را چه به : اول کشور پرمصرف مواد مخدر؟ آنان را چه به دریوزگی اقتصادی و فرهنگی و آهنگ دلخراش غارتی که به آستین بزرگان راه برده است ؟ سپاه را چه به فلان معاون اول دزد و فلان وزیر دزد ؟ سپاه ، یک زمانی قرار بود برهمه ی این نابسامانی ها بشورد . حالا مگر می تواند بر نکبتی بربشورد؟ که خود ، با همین نکبت ها به همزیستی مسالمت آمیز تن سپرده است.

پس مرا به بند ۳۵۰ نخواهند برد . من نیز به بند دوالف نخواهم رفت . می ماند دوگزینه . یکی : رجایی شهر یا یک زندان بی نشان در هرکجا . و یکی : زور . بله . بلکه به زور مرا به جایی ببرند . من هم کسی نیستم که تن به زور بسپرم . می ماند: ضرب و زور. که بله، این یکی را می توانند . گوارای وجود من و ضاربین . زخمش برای من و کیفش برای آنان .

حالا شما ای به نفس تنگی افتادگان ایران اسلامی ، اکسیژن اگر می خواهید، اکسیژن ناب اگر می خواهید، از همان دورادور زندان اوین، به نیت آسمان ۳۵۰، به زندانیان سیاسی این بند پرآوازه سلام کنید. سرفرازی سرزمین و مردمان خویش را اگر دوست می دارید، از تهران ، از شهرهای خود، از فلان روستای دورتان ، یانه، از هرکجای این کره ی خاکی، روبه تهران، رو به زندان اوین، و رو به زندان رجایی شهر، و رو به زندان هرکجا که یک زندانی سیاسی در او به دیوار بخت خود بال می کوبد، بایستید و دست به سینه ی خود بگذارید و نجوا کنید: سلام ای زندانیان بی دلیل، سلام ای شهد نوشان وادی بلا، سلام ای کبوتران مانده در قفس، سلام ای جوانان و پیران و قربانیان خاموش این روزگار اسلامی ما، ما ، زندانیان این سوی دیوار زندان شما ، سخت محتاج بارش برکات آسمان بالندگی هستیم. راه تنفسمان بند آمده است . کمی از اکسیژن آسمان ۳۵۰ تان را به این سوی دیوار زندان تان حواله کنید.

شاید من امشب به ۳۵۰ بروم . و شاید خسته و زخمی در گوشه ای دیگر در خود مچاله شوم . اما به شما قول می دهم اگر که به بند ۳۵۰ پای نهادم ، تا هرکجا که مقدورم باشد ، برای شما اکسیژن بفرستم . ما باید نفس بکشیم . این طور نیست؟ باید نفس بکشیم. باید.


67 پاسخ به “سلام ای زندانیان بی‌دلیل! برای ما اکسیژن بفرستید، باید نفس بکشیم”

  1. سبز گفت:

    خیلی زود روزی میرسه که همه ی مردم ایران به ملت های آزادیخواه اکسیژن میفرستند…!!!

  2. ناشناس گفت:

    مثل تمام دل نوشته هاي آقاي نوري زاد عالي.
    خدا حفظت كنه مرد

  3. k-f گفت:

    با سلام
    از شما خواهش می کنیم التماس می کنیم از مهندس موسوی و اقای کروبی خبری درج کنید کجا هستند و خدای ناکرده بلای سرشان نیاورده باشند از شما خواهش می کنیم از بس که به سایتها نگاه کردیم خسته شدیم یک کاری بکنیم

  4. لبخند سبز گفت:

    با لبخند
    به زندانبانمان بگوئیم
    درختان ایستاده می میرند

  5. محمد گفت:

    مردم با غيرت 10 اسفتد براي آزادي همه کساني که براي ما در بندند به خيابانها بياييم.

  6. مادر سبز گفت:

    من از این متن زیبا کلی اکسیژن گرفتم ممنون اقای نوریزاد ممنون.

  7. ناشناس گفت:

    در هر كجا هستي سلامت باشي وخار چشم دشمنان انقلاب و پاچه خواران ودريوزگان

  8. کاشانی گفت:

    خدا پشت و پناهت برو…برو..برو هر جا باشی بالاخره این مردم درب زندانها را خواهند گشود >>>>>>>>>>تو غده سرطانی در گلوی اینها هستی!!برو ..برو..محمد جان..الهی فدایت شویم…

  9. ناشناس گفت:

    خدا نگهدارت

  10. رشا گفت:

    آقای نوری زاد همه ما مردم مدیون این مشقات شما هستیم که این جلادان بظاهر دیندار بر سر شما و امثال شما می آورند به امید پیروزی بر دروغ و نیرنگ وفریب

  11. ناشناس گفت:

    فقط گریه اشک می ریزم، پشت سرت از اشک چشم آبیاری می کنیم که شاید روزی بتوانیم دوباره با هم نفس بکشیم.

  12. ناشناس گفت:

    خدایا به من شجاعتی ده از سر ایمان و ایمانی ده از سر آگاهی. که اگر این دل جا مانده، شنید صدای «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» مظلوم زمانش را، بی جوابش نگذارد.

  13. هم بند گفت:

    ما باید نفس بکشیم .

  14. م گفت:

    نوری مَرد…نور

  15. مرضیه گفت:

    خدایت نگهدارت باد ای پرنده ی آزاد , ما هم از هوای بند 350 تنفس خواهیم کرد و نوای آنانرا تکرا….

  16. پیروزی گفت:

    ای پراستقامتان، پایدار باشید اگر این ایستادگی و استقامت شما در روزهای گرم و خشک و سوزان خوزستان در مقابل بی رحمان از خدا بی خبر نبود که معمولاً 20تا 30 دقیقه اول مبارزه از زمین و آسمان گلوله می باریدند. اما وقتی استقامت و پایداری شما را می دیدند فرار می کردند و یا تسلیم می شدند در هر دو حال پیروزی از آن ما بود پس حال هم همان روزها که می باید در این روزهای الوده و سخت و دیر گذر باید استقامت کرد تا صبح پیروز فرا رسد. خدا یار و یاورتان باشد دوستدار روزهای سخت جنگ

  17. عبدالله گفت:

    به تاسی از دکتر سروش لعنت خود را بر این نظام کافرپرور نثار میکنم

  18. شناس گفت:

    درد آور است كه امثال آقاي نوري زاد عزيزدرزندان باشند ومجيز گويان ظاهراَ آزاد باشند اما اين خوشحالم ميكند كه هم در زندان وهم بيرون گير نوري زاد هستند. ممنون آقاي نوري زاد

  19. رباب گفت:

    چه زیبا و جه غریبانه… دردی غریب مغز استخوانم را میسوزاند. آتشفشانی در من وما میجوشد. ای دیکتاتور.. ای شکنجه گر… منتظر روزی باش که لهیب این آتشفشانهای مقدس، دودمان فرتوت و چرکین ترا و همه مزدوران و ایادی منفور ترا بر باد دهد. تو باد میکاری و جاهل و بیخبری که طوفان درو خواهی کرد. نفرین ابدی خلق دردمند و داغدار ایران زمین بر تو باد. ننگت باد ای دژخیم
    یاحسین-میرحسین

  20. ناشناس گفت:

    برای آزادی شما و همه آزادگان در بندمان ملتماسانه به درگاه خدا دعا می کنیم. به امید روزی که هیچ انسانی در بند هوای نفس خویش نباشد..

  21. sam گفت:

    dorod bar farzandane dar bande iran zamin ma iranian baray dovomin bar dare zendane evin ra baz khahim kard,

  22. علیرضا گفت:

    سلام بر آزاد مرد جنبش آزادیخواهی ایران زمین. من نظر دیگری دارم. خواهش می کنم شما که به زندان رفتید رو به دیوار زندان با بقیه آزادگان بایستید و بگویید سلام ای زندانیان بند خرافات و دلبستگان به وعده های پوچ قرون وسطایی. سلام ای زندانیان بند ترس که به گوشه ای خزیده اید و فقط غر می زنید. سلام ای زندانیان بند خفتگان که چشمانتان را بسته اید و این همه ظلم و ستم زندانبانان را نمی بینید. سلام ای زندانیانی که ظلم را می بینید و لب فرو می بندید. بلند شوید و ببینید این موج سبز آزادی را. بنگرید به این آزادیخواهانی که به خیابانها می آیند و با خونشان ثابت می کنند که هنوز ایران زنده است و ایرانی پابرجا.
    پدر! در گوشه زندان هر کجا که هستی برایمان دعا کن. می دانم که قلبت پاک است و دلت دریایی و به خدا نزدیکتری. تو را به خدا دعایمان کن.
    وعده ما سه شنبه 10 اسفند
    اندکی صبر سحر نزدیک است

  23. ناشناس گفت:

    دلم گرفت محمد. تازه داشتم می گفتم چه خوب محمد به مرخصی آمده وباید شلوغ نکنم دوروبرش را. که زخم هایش را دورازچشم یاران می خواهد وشادی هایش را درآغوش دوستان. دلم گرفت محمد چه زود. دلم گرفت محمد ازاین همه نکبت. ولی تو.قول اکسیژت داده ای بما برای نفس کشیدن. خودت گفتی: ما یایدنفس بکشیم. دلم گرفت محمد. یا…هو

  24. ناشناس گفت:

    ایشالا هرجا هستی خدا پشت و پناهت باشه دلاور مرد غیور. شجاعت و مقاومتت ستودنیس.

  25. ایرانی گفت:

    ملت چرا نشستین ایران شده فلسطین

  26. علی اسلام دوست گفت:

    سرت سبز و عمرت دراز برادر
    سر میرحسین عزیز و نور چشممان سبز و عمرش دراز باد
    ما چشم به راه همه شمائیم تا با هم هم سلولی باشیم، اینطوری شاید زندان بان این زندان بزرگ از فریادمان هراسید
    که او همیشه در هراس است
    و صبح دور نیست…

  27. ناشناس گفت:

    سپاه فوتبال راهم گرفته تاج عزیز محمدی سردار جعفری ملاحی و….

  28. ناشناس گفت:

    رسیدن به آزادی به چنین مردان باشرفی نیاز دارد. متن فوق العاده ای بود.

  29. ناشناس گفت:

    ملت بي تفاوت ايران … رنج آزاد مردانت گوارايت باد…شما غرق در روزمره گي بلکه روز مرده گي خود باشيد…بي خيال

  30. جواد گفت:

    ای سرداران ازادی .
    جناب اقای نوری زاد ایمان داشته باشید که بهار نزدیک است همه ما احتیاج به پاک شدن هوای این سرزمین کهن داریم همه ما محتاج نفس کشیدن هستیم.
    بهار ازادی نزدیک است تا نفسی اید برای همه

  31. ناشناس گفت:

    این تنها دیکتاتور ها هستند که عاقبت رسوا و تنها می مانند و پس از آن برای همیشه می میرند!
    درود بر تو ای بزرگ مرد آزاده بدان که دل همه آزادیخواهان و مردم رنجدیده و خفقان گرفته ایران با شما است.
    ظلم رفتنی است

  32. ناشناس گفت:

    مرگ بر همه ی کسانی که مملکت را به این روز انداختند. کسانی که نامردی و بیشرفی را حتا در حق دوستان خودشان واجب می دانند. قبایتان را بر هیچ کجای این تعفنگاه نیاویزید.

  33. محمد گفت:

    دارم خفه میشم میخوام بترکم ولی باید تا 10 اسفند صبر کرد. اندی صبر سحر نزدیک است. وطنم و ای سیرو های ایستاده در زندان

  34. ناشناس گفت:

    من یه سوال دارم ….شما چرا نظرات مخالفین رو نمیذارید؟

  35. میر دلها گفت:

    لعنت خدا بر خائنین به ملت و کشور
    درود بر محمد نوری زاد عزیز

  36. یه خس سبز گفت:

    میگم این سپاه رو چرا به بخشهای خصوصی نمی دن که یکی از این آقازاده ها بخره؟ :)))))

  37. امیر عباس گفت:

    سلام بر رهرو عاشق حقیقت
    روزگار غریبی است. تورا دربند می بینم و خود رادر پایبند. به تو، انسانیت تو، شجاعت تو و مظلومیت تو غبطه می خورم. به حقیقت مطلق قسم می خورم و گواهی می دهم که تو بسیار به حقیقت نزدیکی و از نسل آنانی که خداوند با تو هنر آفرینشش را به رخ بندگانش می کشاند.

  38. امین گفت:

    من یکی که دلم روشن است انشاالله هیچ کدام از زندانیان آزادمرد عزیز دوره زندان خود را تمام نخواهند کرد و پیش از آن، این مردم بندها را از پای ایشان باز خواهند کرد
    بگو آمین

  39. ناشناس گفت:

    ey azad mard andaki sabr sahar nazdik ast

  40. میر شهرام_ارومیه گفت:

    درود بر مرد شجاع و آزاده ” محمد نوری زاد ”
    نامت در تاریخ ثبت شده و ما به امید آزادی تو و تمام هم بندان و زندانیان سیاسی سراسر کشور، با انرژی منتظریم…

  41. ناشناس گفت:

    گریممممممممممممممممممم گرفتتتتتتتتتتتتتتت

  42. فاطمه سادات گفت:

    به امید آزادی تمام اسرا: میر حسین ، شیخ مهدی ، نوری زاد، رمضان زاده و……

  43. م.س گفت:

    انشالله سالم و سلامت باشي مرد

  44. رزمنده دفاع مقدس به نوری زاد گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    با حالتی اشک آلود میگویم: شهد شیرین شهادت ای بسیجی قهرمان، در این دنیا و درحالیکه واقعا زنده ای نه بسان زندگانی که واقعا مرده اند بر تو گوارا باد!! تا همین اندازه بدرستی که روی شهدا و امام شهدا را سفید کردید و عجب توفیقی خدا به شما عنایت کرد!! میگویم اوین عجب جایی است! نقظه الحاق ستارگان راستین همه جناحها!! و دوستم میگوید: «اوین قطعی است از بهشت خدا»!

  45. بانوی ایران زمین گفت:

    هر روزی که به تظاهرات می روم، پر از ترس و دلهره هستم. اما باز می روم، به این امید که روزی با خبر آزادیتان، شتابان به دست بوسی شما دلاورمردان ایران بیام .

  46. لیلی گفت:

    در پناه خدا باشی مرد ، خدا یاریگرت باشه.
    خدا لعنت و رسوا کنه ظلم کنندگان شما رو ، مرگشان باد بزودی ان شاالله

  47. حرر زمانه گفت:

    رد با خدا ، درود بر تو

    یک روز بیشتره این دوده‌ها را کنار خواهیم زد و نفسی از روی آزادی خواهیم کشید.

  48. غریب گفت:

    درود بر آزاد مرد کربلای 88 هر وقت نوری زاد قلم بدست میگیرد انگار که از خدا میشنود و مینویسد.

  49. شهروند سبز گفت:

    هر خامه نکرد ناکسان را توصیف هر نامه نکرد، خائنان را تعریف
    آن خامه ز پافشاری ظلم شکست آن نامه به دست ظالمان شد توقیف
    ***درود بر محمد نوری زاد عزیز***

  50. Rezvan گفت:

    روي سخنم با بچه هاي جنگ و جبهه است آناني كه قهرمانانه در كنار شهدايي چون همت و باكري و ديگر ياران شهيد خود جانانه از وطن دفاع كردند و اينك فرمانداران آن زمان غاصب و داعيه دار زحمات شما و همراهان شهيدتان هستند. چرا سكوت كرده ايد؟ با خون دل خوردن كه اوضاع بهبود نمي يابد. چرا شما منسجم با همراهان قديمتان از مردم دفاع نمي كنيد؟ اگر كوچكترين گزندي به همراهان در حصرمان برسد شما هم مقصريد. غيرت و شجاعتتان كجاست؟ آيا غيرت و شجاعت هم با شهدا دفن شد؟ اين باتون و اسلحه بدستان جوجه سال كه مردم مظلوم را به خون مي كشند همانانند كه پدرانشان زمان جنگ سوراخ موش مي خريدند كه مبادا مجبور شوند به جبهه بروند و اينك اين جنگ نديدگان پول پرست به همراهان مدال پرستان امروزي با حراج افتخارات بسيج و سپاه دوران دفاع مقدس مانند حيوانات وحشي به جان مردم افتاده اند و از هيچكس ابايي ندارند. مگر اعلام حضور عملي شما و همت و غيرتتان آنها را وادار به عقب نشيني كند. واقعا ارتش مصر چه داشت كه در ايراني يافت نمي شود؟

    و اكنون سخنم با همراهان استوار و مقاومم در جنبش سبز است. خسرو خوبان (روح ا… حسينيان) در خاطرات خود از 18 تير 1378 مي گويد كه براي خواباندن اعتراضات در جلسه اي كه با رهبر داشته اند عنوان مي كند كه بايد از زور و روش رضاخاني استفاده كرد چون تاريخ ثابت كرده است كه ملت ايران به خاطر سيطره استبداد طولاني در مقابل زور تسليم مي شوند و كنار مي كشند و بعد از اتمام قضايا همين روش رضاخاني آنان كه حتي محمدرضا شاه هم از آن استفاده نكرد مورد تقدير فراوان رهبري قرار مي گيرد. بنابراين تمام وحشيگريهايي كه حكومت از خود نشان مي دهد براي خارج كردن مردم و جنبش سبز از گردونه تحركات است در حالي كه تا كنون اين استراتژي رضاخاني حكومت با شكست مواجه شده است و اين نسل نشان داده كه زير بار زور نخواهد رفت. ياران همراه! در قضيه حصر رهبرانمان بايد با تمام قوا بايستيم و هر چه سريعتر واكنش خياباني نشان دهيم چرا كه از حكومتي كه وحشيانه مي كشد و شبانه و مخفيانه دفن مي كند هيچ چيزي دور از انتظار نيست. از كجا معلوم بلايي سر رهبران سبزمان نياورده اند و براي بازي با مردم نمايش نصب ميله آهني بر سر كوچه اختر و تسخير خانه شيخ شجاع را بازي مي كنند و وقتي بر اثر مرور زمان اين خبر به يك خبر عادي تبديل شود اين بساط جمع شود و بدنامي و ننگي كه كوفيان در قضيه عاشورا تا ابد دامنگيرشان شد اين بار در مورد ايراني جماعت و جنبش سبز صدق كند. ميرحسين و شيخ شجاع مردانه در كنار مردم ماندند و همواره نامشان در كنار آزاديخواهان ايران و دنيا جاويد خواهد ماند. آيا جنبش سبز هم همانطور كه تاكنون بوده است در اين قضيه شكستن حصر و آزادي عزيزانمان حسيني و زينبي خواهد ماند يا سرنوشت كوفيان را خواهد داشت؟