نامه نرگس محمدی به فرمانده نیروی انتظامی استان تهران: من و فرزندانم امنیت نداریم!
چکیده :این نامه را به خاطر مسئولیت قانونی شما برای تأمین امنیت ساکنان شهر و از باب تظلمخواهی مینویسم و اگر مشکلاتی که در ادامه توضیح میدهم باعث سلب آرامش و امنیت من و فرزندانم نمیشد، هیچ گاه این نامه را نمینوشتم تا از سوی برخی بهانهگیران قانونشکن به جوسازی متهم نشوم. اما تداوم بعضی حرکات مشکوک مجبورم کرد که این عریضه را خدمتتان تقدیم کنم و بدین وسیله تقاضای تحقیق و پیگیری...
نرگس محمدی در نامه ای خطاب به فرمانده نیروی انتظامی استان تهران ضمن اشاره به مشکلاتی که برای وی و فرزندانش ایجاد و موجب سلب آرامش آنها شده، استمداد و درخواست تحقیق و پیگیری کرد.
به گزارش جرس، دراین نامه آمده است:”از آن مقام محترم تقاضا دارم با توجه به اینکه همسرم در بازداشت میباشد و من با دو فرزند خردسال 4 سالهام در منزل خود احساس ترس و ناامنی مینمایم و متأسفانه دچار بیماریای میباشم که استرس و اضطراب چون سم مهلکی برای وجودم میباشد، برابر مقررات اقدام به تحقیق و پیگیری و برخورد با عاملان ایجاد عدم امنیت برای من و فرزندان کوچکم باشید و دستورات لازم را برای رفع نگرانی و تأمین امنیت جانی و روانی من و فرزندانم به عنوان ساکنان این شهر و شهروندان این مملکت مبذول فرمایید.”
متن کامل این نامه بشرح زیر است:
به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگانش
فرمانده محترم نیروی انتظامی استان تهران
با سلام و احترام
اینجانب نرگس محمدی، ساکن تهران، این نامه را به خاطر مسئولیت قانونی شما برای تأمین امنیت ساکنان شهر و از باب تظلمخواهی مینویسم و اگر مشکلاتی که در ادامه توضیح میدهم باعث سلب آرامش و امنیت من و فرزندانم نمیشد، هیچ گاه این نامه را نمینوشتم تا از سوی برخی بهانهگیران قانونشکن به جوسازی متهم نشوم. اما تداوم بعضی حرکات مشکوک مجبورم کرد که این عریضه را خدمتتان تقدیم کنم و بدین وسیله تقاضای تحقیق و پیگیری نمایم.
شرح ماجرا چنین است:
همان گونه که شاید خود مستحضر باشید، ساعت 9 شب مورخ 20/11/89 تعدادی لباس شخصی بدون حکم بازداشت همسرم و مجوز ورود به منزل و حریم خصوصی اینجانب و بدون ارائه حکم تفتیش اقدام به شکستن در منزل و ورود بدون مجوز به منزلم را نموده و موجب تشدید بیماری اینجانب و ایجاد هراس در کودکان خردسال 4 سالهام شدند. به دنبال این ماجرا، ساعت 5/7 شب 25/11/89 در حالی که همسایه طبقه پایین (که صاحب خانه ما هستند) قصد گذاشتن دو بسته آشغال را در کوچه داشتهاند با یک جوان ناشناس با لباس شخصی در خیابان و گوشه در منزل مواجه میشوند. این جوان در تاریکی کوچه و در کنار موتور خود ایستاده و گویا کشیک میکشیده است. همسایه محترم یک بسته آشغال را بیرون میگذارد و برمیگردد تا بسته دوم را هم ببرد که جوان ناشناس پایش را در میان در گذاشته و مانع بسته شدن آن میگردد و قصد ورود به حیاط مینماید. صاحب خانه محترم فریاد میزنند و در را دو دستی هل میدهند. جوان ناشناس پایش را بیرون میکشد و در محکم بسته میشود. این جوان پس از بسته شدن در، دستهایش را به بالای در قلاب میکند و خودش را به بالای در میکشد و داخل منزل را برانداز میکند. من که دو روز بود از بیمارستان مرخص شده بودم با آمدن صاحبخانه به طور هراسان به طبقه ما و بازگو کردن اتفاق، به شدت نگران و مضطرب شدم و ناچار با فرزندانم شبانه منزل را ترک کردم. هم چنین ساعت 5/10 صبح 26/11/89 زنگهای مکرر و حرفهای بیربط و نامربوط یک مرد ناشناس ظاهراً دیوانه، باز موجب نگرانی در بین ساکنان منزل می شود.
ضمنا به استحضار آن مقام محترم میرسانم که این گونه حرکات مشکوک در رابطه با منزل ما و تهدید آسایش و امنیت روانی ساکنان بیسابقه نیست. شاید ضروری باشد به دو نمونه از این دست که در ماههای گذشته اتفاق افتاده نیز به عنوان سابقه این اعمال اشاره کنم: ساعت حدود 5/11 روز 19 تیرماه افرادی ناشناس با زدن زنگ و کوبیدن مشت و لگد بر در حدود 15 الی 20 دقیقه به شدت و به طرز رعبانگیزی ایجاد سروصدا نموده و سپس دو نفر از آنها با گرفتن میلههای بالای در، خود را به بالای در رسانده و به داخل منزل نگاه کرده و لگدزنی کردند. این در حالی است که همسایه طبقه پایین منزل بیحال بر روی زمین افتاده و هراسان و شوکه شده بودند.
هم چنین حدود سه ماه پیش فردی که خود را محمدی نامیده، با معرفی نادرست خود و اغفال همسایه طبقه پایین (که خانمی مسن هستند) وارد منزل شده و در حالی که همسایه محترم به ایشان میگویند که شما چرا دروغ گفتید، طلب مقداری پول مینماید و سپس اقدام به بردن تلفن همراه و دزدی میکند.حال از آن مقام محترم تقاضا دارم با توجه به اینکه همسرم در بازداشت میباشد و من با دو فرزند خردسال 4 سالهام در منزل خود احساس ترس و ناامنی مینمایم و متأسفانه دچار بیماریای میباشم که استرس و اضطراب چون سم مهلکی برای وجودم میباشد، برابر مقررات اقدام به تحقیق و پیگیریو برخورد با عاملان ایجاد عدم امنیت برای من و فرزندان کوچکم باشید ودستورات لازم را برای رفع نگرانی و تأمین امنیت جانی و روانی من وفرزندانم به عنوان ساکنان این شهر و شهروندان این مملکت مبذول فرمایید.
با تشکر و احترام فراوان
نرگس محمدی
27 بهمن 1389














حضرت زينب (س) به يزيديان گفت ؛ اين بچه ها پدر بالاي سرشان نيست آنها را اذيت نكنيد ومن هم زني تنها……………
سلام. خواهر عزیزم.نامه شما را با نامه قبلی تان را که دیدم .از دیدهگانم اشک جاری شد .می دانم که بچههای خرد سال دارید. و تنها گناه شما دفاع از حقوق بشرییت است .دفاع از حقوق انسان هائی که در کشور ما گناهشان ،،انسان بودن ،،است.انسان بودن در این کشور ماتم زده از گناههای کبیره حساب میشود.در این کشور دفاع از حقوق خود و دیگران گناهش از همهٔ بیشتر.اما بدان که این شب سیاه و ظامانی هم به پایان نزدیک است .امیدوار باش .برادران و خواهرانت هرگز فراموشت نکرده اند.تو احساس تنهائی مکن.دل میلیونها ایرانی با شماست.و من دستان پر مهرت را میبوسم .و برای همیشه در قلبم هستی .وظیفه ما ملت ایران است .که شما عزیزان را تنها نگذاریم .و آگاه باش ،،بی حرمتی این نانجیبان را ،،به حریم والای شما را بی پاسخ نخوهیم گذشت.صبر داشته باشید .که خداوند با صابرین است.
قابل توجه كساني مثل آقاي علي مطهري كه هنوز دغدغه شان بيرون امدن موي خانمها عبور از خط قرمز!!! و
محاكمه معترضين به اين مظالم است
به اميد خدا آخر خط ظالم و حاميانشون نزديكه
این پرنده مردنی نیست …
مادرم چه بگویم از دلم که هر لحظه آشوب است .
جوابشان را به زودی خواهند گرفت . وای بر من اگر این بی حرمتی ها را تحمل کنم .
خواهرم ، با یاد خدا دل ها آرام می گیرد . نام خدا را در دل و بر زبان داشته باش و امیدوار باش و ما نیز دعا می کنیم تا هر جه زودتر از این موقعیت سخت و طاقت فرسا رهایی یابی
با سلام
خاک بر سر مقامات امنیتی کشور که همسر ایشان را با آن وضع دستگیر میکنند و این خانم میباید با دو فرزند اینچنین با ترس و لرز زندگی کند شرمتان باد دولت کودتا و منتظر انتقام مردم خوب و صبور کشورمان باشید.
یاحسین میرحسین
محمد.ت
من درکت می کنم اما معتقدم در درگاه ایزد منان شلوغ نیست چون اینگونه حرکات را به چشم دیده ام و عواقب آن هم که شامل حال ظلم کننده شده هم دیده ام.
بابا یکی بیاد این وحشیهای گمنام امام زمان رو بگیره.واقعا قانون جنگل در این مملکت حاکم شده خاک بر سر کسانی که با ادعای دین داری بر این ملت مظلوم حکومت میکنن و شب سر بر بالین می گذارند و به داد مظلوم نمیرسن.ننگ بر شما وحشیها
همه با لباس کفن به میدان بیاییم تا حماسه اى دیگر بیافرینیم
خانم نرگس محمدی چه میکشی خواهر چه در سینه داری چه غمی چه دردی.. در مخیله ام نمیگنجد چنین دردی چنین صبری.
من دو پایم را از دست دادم اما در برابر آزارهایی که به تو روا میدارند هیچ است. تو را باور دارم که صبرت از همه این دردها بزرگتر است.
در هر فرا خوانی شرکت کنندگان 25 خرداد سال 88 حضورهمیشه سبز خواهند داشت حتی در زمستان استبداد زده همیشه سبز خواهیم ماند