کلید گشایش رنج، امید است
چکیده :«امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم...
داریوش محمدپور
کليد گشايش همهی رنجهای ما در فتوح امید است و استقامتِ قامتِ ايمان. فردایی که اکنون در ايران دمیده است، فردايی است که «نه آغاز و نه انجامِ جهان است». غم و شادیهای بسياری پيش روی ما هست و خواهد بود. اما فردا، روزی است که خويشتن را میتوانیم تماشا کنيم. تمام هجوم همهجانبهی دستگاه کودتا و بساط فتنهی محمودیه همين بود که از ما اميد را بستاند و همين که شادی را از ما برباید. تنها در نومیدی و اندوه است که آنها پیروز و ظفرمند خواهد بود. اميد و شادی ما، آیهی هزیمتِ آنهاست. به گفتهی آن ميرِ دلاور: «مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود. آن چیزی که مردم را عصبانی میکند و به واکنش وا میدارد آن است که به صریحترین لهجه بزرگی آنان انکار میشود». این بزرگی فروختن، اين تکبر کردن، اين لاف خدايی زدنها که سخت با آن آشنا هستيم، همان است که غرور این ملت را زخمی کرده است اما رويش سبز جانهایشان را نستانده است.
فردا، روز محک است. روز آزمون است. فردا يک فرق بزرگ با ۲۲ بهمن دارد. روز ۲۲ بهمن روزی بود که در سايهی تبليغات حکومتی و در پرتو نمايشهای مهندسیشده میتوان به آسودگی و آرامش قدم زد. در راهپيماییهای حکومتی که نظامهای حاکم و دولتيانِ بر مسندِ قدرت به حمايت از آن بر میخیزند و حفاظت خود را از آن دریغ نمیکنند، بیمی نیست و هراسی هم نیست. رفتن به چنین جمعی کارِ آسودگان است. ۲۵ بهمن اما روزی است که – با آن همه تهدید و خط و نشان کشيدنهای قدرت – تنها دلاوران خطرش را به جان میخرند. یکی نمايش سرسپردگی به نظامی مستقر است که این روزها آلوده شده است به ننگ جنایت و بیفرهنگی دروغ و ريا. دیگری تجلی امید و ایمان و صبر ملتی است که تسليم تیغِ تبرزن نمیشود و همچون جنگلی سبز میروید و رسم شکفتن را از فرو نمیگذارد.
امروز را به بازخوانی بندهایی از بيانیههای موسوی مشغول بودم و تجربهی عجيبی است مرور تحولی که در ذهن و زبان این مرد رخ داده است. اين بخشهایاش را بخوانيد:
«امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله.»
«اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.»
«ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم.»
اینها همان چیزهايی است که مغز و اساس حرکت فرداست. فردا چیزی نيست جز جلوهی امید، ايمان، صبر و استقامت ما. فردا نه قرار است پايان این نظام باشد و نه قرار است کسی بميرد. فردا روز زندگی است. اما فردای ما که ۲۵ بهمن باشد چه تفاوتهای بزرگ و شگفتی دارد با فردای ۲۲ بهمنی که گذشت. یکی مردِ میدان میطلبد و «دريا دل و دلير و سرآمد» و ديگری جای هر آسودهی بیغم و بیدردی هم میتواند باشد. «نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شيوهی رندان بلاکش باشد».
اینها را که مینويسم حکايت دل است. برای خودم زمزمه میکنم. باکی است که آنها که تازيانهی ترس خوردهاند یا تير ستم در جانشان نشسته است و چراغ اميدشان کمفروغ شده است و صبرشان سر آمده است، گله یا ابراز خستگی کنند و گروهی طعنه بزنند در همراهان این مسیر سبز. اما «روزی که بجنبد نفس بادِ بهاری / بينی که گل و سبزه کران تا به کران است». آن روز، همهی ياران نومید و زخمديده و ترسخوردهی ما نيز میتوانند سر برآورند و به بانگ بلند بگويند آن حکايتها «که از نهفتن آن ديگِ سينه میزد جوش». هر چه با خود فکر میکنم، میبینم که برای فردای ما، برای فردای ۲۵ بهمن و برای فرداهای اميد، اين شعر درخشان و روشنیافزا و گرمابخش سايه، چه مايه ناز و نوازش در خود دارد. باور فردای روشن برای بسياری آسان نيست ولی این مضمون را همواره باید زمزمه کرد که: الا ای صبح آزادی به ياد آور در آن شادی / کزین شبهای ناباور منت آواز میدادم!
منبع: وبلاگ ملکوت














امروز سبز خواهیم شد…
الا ای صبح آزادی به یاد آور در آن شادی / کزین شبهای ناباور منت آواز میدادم!
به تمامی برگهای سبز این درخت سبز توصیه می کنم خود را اول با دعا به درگاه خداوند رسوا گر ظالمان و دوم با گوش دادن به سرودهای ملی میهنی ( ای ایران و برادر بیقراره و ای سرزمین من و … ) آماده و یکدل کنند با یاری رب العالمین نتیجه حاصل خواهد گردید
امروز روز آزادی است
یا حسین میر حسین
تنها با امید و همت مکرر صبح آزادی را خواهیم دید. آزادی از بند سیاست بازیها محدودیتهای اجتماعی ومحدودیتهای اقتصادی. انشاالله
امروز 25 بهمن همه در راه پيمايي شرکت ميکنيم با محبت و اتحاد و همدلي و ياري خداي مهربان
سه قدم مانده به صبح
1. امروز (25 بهمن) همه بیاییم.
2. بمانیم تا فردا شود.
3. بر خشونت حکومت فایق آییم.
دوستان عزیز دیگه دنیای مجازی بسه
راستشو بخواین همش فکر میکنم نکنه این همه کامنت و لایک و … تو کلمه و فیس بوک و اینها همش شعار باشه . یا برای ایرانی های مقیم خارج . الان ساعت 10:30 دقیقه صبح روز دوشنبه 25 بهمنه . ازتون عاجزانه خواهش میکنم یواش یواش خودتونو برای حضور واقعی و یکصدا بودن آماده کنید . از همین الان از پای سیستم بلند شید و به دوستان و آشانایاتون زنگ بزنید و محل قراراتون رو یکبار دیگه با هم چک کنید . دیگه دنیای مجازی بسه . فکر کنید این آخرین فرصته . موفق باشید
مرگ یک بار شیون هم یکبار یاحسین میر حسن
موفق باشید
زنده باد زندكي زنده بادآزادى
زنده بادشيخ شجاع ومهندس ازادى
امروز شرکت خواهیم کرد>یکی واسه همهدست بر دست هم میدهیم تا میهنمان را کنیم اباد
دستانمان را به سوی یکدیگر دراز می کنیم و امید را می خوانیم.
ما بیشماریم و به همین خاطر دولتی که ما را ناچیز می شمارد حتی Google را فیلتر می کند. دولت کودتا از آگاهی و حضور ما می ترسد.
به امید ایرانی آزاد و آباد
یا حسین میرحسین
وعده ما ساعت 3 امام حسین تا آزادی
چرا در مورد دختر جوانی که بر روی جرثقیل در خیابان عباس آباد نشسته چیزی نمینویسید؟!
شعاری برای امروز سبزها:
رئیس جمهور ترکیه این دولت کودتاچیه!
رئیس جمهور ایران موسویه موسویه!
درود بر تمامى ايرانيان سبزى خواهان ازادى .
در طول تاريخ ديكتاتورى نبوده كه بتونه درمقابل اراده مردم دوام بياره ….با همبستكى ملت ازاد يخواه ايران اين ديكتاتورم رفتنى است
زندة باد ايران ازاد