سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آموزه های انقلاب پنجاه و هفت برای ما...

آموزه های انقلاب پنجاه و هفت برای ما

چکیده :ما خيلي دير آموختيم كه صداقت و حسن نيت نيز به تنهايي مشكلات را حل نمي كند. ما از اين موضوع غافل بوديم ساختار سياسي كه در آن قدرت متمركز و مطلق به وجود آيد فساد مطلق را به دنبال خواهد داشت. سي سال گذشت تا ما فهميديم بايد ساختار قدرت در همه مراتب آن محدود باشد و هر كس به ميزان قدرتش موظف به پاسخگويي باشد و زمان تصدي و قدرت همگان بايد محدود باشد. بدون ساختار پاسخگو تمايلات دنياطلبانه و هوس‌بازي هاي حاكمان و مديران پاياني نخواهد داشت. بدون ساختار شفاف، تمايلات شخصي و دروني افراد كه كنترلي بر آن نيست در عرصه تصميم گيري هاي سياست جولان مي دهد و رياكارانه سكه رايج خواهد...


کلمه- محمد نصر اصفهانی: بپذيريم يا نه، انقلاب 57 يك انقلاب اسلامي، فراگير و مردمي بود كه از جانب اكثريت قاطع اقشار مردم ايران، با تفكرات و گرايش هاي مختلف به رهبري امام خميني پشتيباني شد. قضاوت انديشمندان و مردم عادي كه آن دوران را درك كردند و در آن حماسه شركت داشتند نسبت به عملكرد خود متفاوت است. گروهي حركت خود را مطلوب و گروهي آن را همراه با اشتباه و گروهي آن را گناه يا اشتباهي بزرگي دانسته كه از آن توبه كرده اند. اين سه نوع قضاوت در ميان جوانان امروز كه آن دوران را درك نكرده بودند هم وجود دارد. آنان كه فضاي استبداد، استعمار و استثمار عصر پهلوي را احساس نكرده و جسته و گريخته اموري مثبت يا منفي از آن را شنيده اند گاه پدران و اساتيد خود را براي چنين انقلابي بازخواست، محاكمه و محكوم مي كنند.

گذشته را نه مي توان تكرار كرد و نه مي توان دگرگون ساخت، اما مي توان به آن با ژرفكاوي نگريست و از آن درس گرفت. يكي از اين درس‌ها اين است كه نبايد به نظريه پردازان اجتماعي و سياسي كه در وعده هاي خود بيش از حد، وعده و وعيد مي دهند اعتماد كرد. در جريان انقلاب مردم مي شنيدند كه در صورت پيروزي انقلاب استبداد براي هميشه از كشور ما رخت خواهد بست. چيزي به نام زنداني سياسي نخواهيم داشت. زندان و شكنجه در اين جامعه نخواهد بود. گروههاي مخالف اسلام و ماركسيسم مي توانند در دانشگاهها تدريس كنند. روحانيت قصد حكومت ندارد. احزاب و افكار آزاد هستند. پدران حقي براي تعيين سرنوشت سياسي فرزندان خود ندارند. آزادي، امنيت، علم به همراه استقلال سياسي و اقصادي جامعه را به سرعت پيش خواهد برد. كارگزاران حكومتي اهل دنيا نيستند نه قدرت و نه ثروت و نه شهرت آنان را كه عادل و با تقوا هستند نمي فريبد. نظاميان مقدرات كشور را در دست نخواهند داشت. گروه گرايي، پارتي بازي، بد اخلاقي، بي ديني، فساد و فحشا معنا نخواهد داشت و…

در تصور آن روز ما، انسان ذاتا خوب بود، مشكلي كه عارض اين انسان خوب شده بود و وي را آلوده مي كرد و از نيستانش دور مي ساخت اين بود كه دچار نظام استبداد شاهنشاهي شده كه مشخصه بارز او اسلام ستيزي است. ما فكر مي كرديم اگر نظام شاهنشاهي سرنگون شود و جمهوري اسلامي برپا شود اين انسان به نيستان و بهشت موعود دنيوي خود باز خواهد گشت. ما در آن زمان مي پنداشيم اگر صدا و سيما روزي يك ساعت هم در دست ما قرار مي گرفت مي توانستيم اين عارضه را برطرف كنيم و همه مشكلات را حل كنيم. اما هر سال كه از انقلاب گذشت آن آرمان ها تحليل رفت و آن اتحاد و انسجام از هم گسست، آن انسان و جامعه خوب و آرماني هم جز در برخي از جوانان صادق و عاطفي به وجود نيامد و متاسفانه برخي از آنان اينك از گذشته خود اظهار پشيماني مي كنند! ما در انقلاب به خوبي آموختيم كه تغيير يا اصلاحات به عوامل مختلف بستگي دارد. روندي پيچيده، تدريجي و درازمدت لازم است تا در جامعه تحولي اساسي ايجاد شود و اين تحول جز با برنامه‌ريزي و مشاركت همگاني به ثمر نخواهد رسيد. با اين حال متاسفانه دقيقا همين اشتباه را امروز عده اي تكرار كرده و اظهار مي دارند که مشكل جامعه ما ديني و اسلامي بودن آن است و اگر اسلام برود همه چيز حل خواهد شد.

اين سخنان به معناي آن نيست كه نبايد در جامعه دگرگوني ايجاد كرد و آن را ايستا پسنديد بلكه به اين معناست كه مطلق نگري و ناكجا آباد خواهي را باور نكنيم، با وجود اين تجربيات آنان كه چنين شعارهايي سر مي دهند يا نادان هستند و يا فريبكار.

ما در انقلاب آموختيم كه در يك جامعه انساني با همه نقطه قوت ها و ضعف هايش زندگي مي كنيم. هيچ انساني مطلق نيست. انسان از كفر، شرك، جهل، ميل به ثروت، قدرت، شهرت و شهوت خالي نيست. چه كسي مي تواند ادعا كند از اين امور تهي است؟ در صورت وجود چنين افرادي، تعداد آنها در اين كشور پهناور چقدر است؟ در اين صورت آيا كشور متعلق به همين تعداد انگشت شمار است؟ آيا بقيه انسانها كه افرادي متوسط هستند، حق حيات، حق انديشيدن، حق بهره برداري از طبيعت، حق مالكيت و حق تعيين سرنوشت ندارند؟ ما فهميديم كه جامعه‌اي متوسط هستيم و شعار و آرمانها و برنامه ريزي و ساختار حكومت ما بايد بر قامت همين افراد متوسط دوخته شود و از آنان نيز به همين اندازه انتظار داشته باشيم.

در جريان انقلاب تصور اكثر مردم اين بود كه حاكمان و كارگزان نظام اسلامي انسانهاي خود ساخته، عادل و عاري از جمود، استبداد، قدرت طلبي، ثروت اندوزي و شهرت طلبي و… خواهند بود. در تصور ما آنان به محض اينكه به قدرت برسند علي‌وار خود به نان خشكي قناعت مي كنند و سخت كوشانه مزاياي جامعه را به‌طور مساوي بين همه اقشار مردم تقسيم خواهند كرد. دير فهميديم كه آنان نيز انسانهاي متوسط هستند و خلق الانسان حريصا و ان الانسان ليطغي ان راه استغني.

از ابتداي انقلاب از نظر ما مسئول و مديري ارزشمندتر مي نمود كه مطيع تر بود و در هر موقعيت ارادت خود را بهتر به رده هاي بالا نشان مي داد. آنچه شاخصه اصلي براي مديران بود غالبا ارادتمندي بي حد و حصر بود. اين موضوع باعث مي شد تا عملكرد چنين افرادي مورد ارزيابي و نقد قرار نگيرد و نقد عملكرد آنها نقد نظام، انقلاب و اسلام تلقي شود. به مرور تصميم گيري هاي كلان اجتماع در دست همين افراد معدود متمركز شد و توده هاي مردم به ويژه تحصيل كرده هايي كه تا اين حد ارادت نداشتند يا نمي خواستند به هر قيمتي اينگونه زندگي كنند كنار گذاشته شدند و ريزش بود كه پشت ريزش ايجاد مي شد و ما خوشحال بوديم كه كشور در حال تصفيه شدن است.

ما خيلي دير آموختيم كه صداقت و حسن نيت نيز به تنهايي مشكلات را حل نمي كند. ما از اين موضوع غافل بوديم ساختار سياسي كه در آن قدرت متمركز و مطلق به وجود آيد فساد مطلق را به دنبال خواهد داشت. سي سال گذشت تا ما فهميديم بايد ساختار قدرت در همه مراتب آن محدود باشد و هر كس به ميزان قدرتش موظف به پاسخگويي باشد و زمان تصدي و قدرت همگان بايد محدود باشد. بدون ساختار پاسخگو تمايلات دنياطلبانه و هوس‌بازي هاي حاكمان و مديران پاياني نخواهد داشت. بدون ساختار شفاف، تمايلات شخصي و دروني افراد كه كنترلي بر آن نيست در عرصه تصميم گيري هاي سياست جولان مي دهد و رياكارانه سكه رايج خواهد شد.

انقلاب به ما آموخت كه حسن نيت و آرمانهاي مطلق نگرانه چيزي را عوض نمي كند و غرق شدن در آرمانهاي جزمي و غير واقع گرايانه باعث مي شود تا حاكمان مجبور شوند آنها را با زور و خشونت محقق سازند و به همان شيوه هايي روي آورده شود كه براي نفي آن انقلاب برپاشد. شيوه هايي كه زماني ضد ارزش دانسته مي شد در اين روند نهادينه خواهد شد. لازمه چنين سيستمي اين است كه خط كش خود را بر تن جامعه بگذاريم و آنانكه بزرگند را سر بزنيم يا پا قلم كنيم و آنانكه كوتاهند را آنقدر به زور بركشيم، تا به اندازه خط كش خود ساخته ما شوند. به ريزش ها افتخار کنیم و به رويش هاي بي ريشه و رياكارانه بباليم.


34 پاسخ به “آموزه های انقلاب پنجاه و هفت برای ما”

  1. غیر سبز گفت:

    چه عجب یکی پیدا شده که بگه مشکل از اسلام نیست . مشکل از بی دانش بودن ما هاست. ما باید همیشه بین دو گروه مومن به عدالت قضاوت کنیم و نگذاریم مردم شقه شقه شوند که فرموده قران بسیار ضعیف خواهیم شد. ای کاش مردی پیدا می و شما دو گروه سبز و غیر سبز را آشتی می داد. ای کاش هر دو گروه برای ابادانی کشور متحد می شدند. ما نباید انتظار داشته باشیم همه اصلاح طلب باشند. گروهی باید متعصب باشند که به مرور زمان اسلام اصلاح شده و به امزوز غرب برسیم. در هیچ کجای قران اشاره نشده اگر عموم مردم اسلام را نخواستند ما هم در این امر به اسم دموکراسی به آنها مدد کنیم. بر عکس در صورتی که بخواهند به حریم اسلامی ما تجاوز کنند باید امر به معروف شوند و یا یا انان نه به شیوه حیوانی بلکه انسانی یرخورد شود. یکی از ایرادات جنبش سبر همین است که هدف نهایی را خواست مردم باشد حتی نظام سکولار . یعنی آقای موسوی شما باید مراقب باشید بخش کثیری از طرفدارن شما اسلام را فردی می دانند با این حساب تئوری شما در این مورد چیست. به فرض روزی نهایت آزادی و آزاد اندیشی را بوجود آورید آیا تضمیتی است که اسلامی هم هست . ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

  2. علی گفت:

    ای انقلابی عزیز ، حال با این تجربیات ذی قیمت امید داریم که ما جوانان را در برپایی نظام سبز دموکراتیک یاری کنید.

  3. ناشناس گفت:

    تكه آخر خيلي معني دار بود:به ريزشها افتخار كنيم و به رويشهاي بي ريشه بباليم

  4. ناشناس گفت:

    عالی بود

  5. سامان گفت:

    در کل جالب بود واقعا… اما در مورد این جمله
    .
    .
    “متاسفانه دقیقا همین اشتباه را امروز عده ای تکرار کرده و اظهار می دارند که مشکل جامعه ما دینی و اسلامی بودن آن است و اگر اسلام برود همه چیز حل خواهد شد”
    .
    .
    باید گفت مسیر گذار به دموکراسی، مسیری طولانی است و چه بهتر که این مسیر در جامعه ای حداقل با داشتن آزادی های اجتماعی طی شود! البته اسلام خاتمی با اسلام مصباح متفاوت است، ولی اگر منظور دومی باشد راه رسیدن به دموکراسی از روی آن میگذرد!

  6. پوستين وارونه گفت:

    داستان تهي شدن انقلاب از محتوا داستان نمك سود شدن تدريجي لاشه آهويي است در نمكزار. آنجا كه قالب چنان آهويي زيباست و اگر از دور و در ظاهر به آن نگاه كني آهويي زيبا مي ماند كه خفته است. ولي اگر با كمترين ابزار يعني حس چشايي آن را بيازمايي نمك مي باشد همان ظلم و ستم شاهنشاهي است كه قالب عدالت و عدالت خواهي گرفته است، قالب ظلم ستيز آن هنوز فرو نپاشيده است و به عبارتي ظاهر آن فريبنده است و زيبا . و چه غوغايي با كلام مي كند او حضرت علي علي السلام كه اينگونه ها را با پوستيني وارونه مقايسه مي كند و ختم كلام را برا ي طول عمر بشر به ارمغان مي آورد.

  7. mohsen گفت:

    احسنت ، تحلیل قوی و جذابی بود ، تشکر

  8. ناشناس گفت:

    آفرین

  9. احسان گفت:

    ممنونم از استادی که در بین همکارانش همیشه جایگاه ویژه ای در ذهن من داشت معدود بودند در بین اساتید معارفمان که می شد با ایشان بحث کرد.
    شاید شبیه حرف شما را اخوان المسلمین زد. به نظر من جامعه نه با حکومت اسلامی سعادتمند خواهد شد و نه با اسلام ستیزی، بهترین روز برای مردم و اسلام روزی است که شرایطی باشد که مسلمان و غیر مسلمان کنار یکدیگر زندگی کنند و اسلامگرایان بتوانند اسلام را شناسانده و دیگران را دعوت به اسلام کنند نه اجبار. اگر من نوعی با زمینه های فکری خاص در زمان نوجوانی در دو شرایط جامعه با حکومت دینی و غیر دینی آزاد قرار بگیرم و فرض کنیم در هر دو حالت مسلمان شوم شکی نیست که مرتبه ایمان ویقین بهتری در حالت دوم خواهم داشت. البته در یک جامعه ضد دین هم باز اسلام سطحی تر می شود چون اغلب با یک هیجان همراه است و اگر شرایط عوض شود ممکن است فروکش کند که تا حدی به شرایزی که مثال زدید شبیه است.

  10. ناشناس گفت:

    فوق العاده بود ….

  11. Ali گفت:

    Chetore az Enghelab France yad begireed. Asle masleh Rahbari, Shora negahban, Majles, veliat faghih, ya maslehat nezam neest. Harf aval va akhar mardomsalari vagheyi ke control mohreh dolat ra be daste mardom midahad. In aghyan ke sare karand aslan dar in masaleh matrah nistand. Ghanoon asai bar payeh hagheh elahi nezarate mardom tanha asl ast. Dar un nezam mishavad velyat faghih ya shora negahban ham dasht.

  12. ناشناس گفت:

    کشوربه چنین متفکرانی واقع بین ومنطقی (باهرایده ومسلک ولباسی) نیازدارد باآرزوی موفقیت برای نویسنده محترم به امید اینکه خدای توانا همه ماراب راه راست هدایت فرماید

  13. محمد گفت:

    کاش همه مسئولین فعلی و قبلی نظام این متن رو میخوندند و به اعمال خودشون فکر میکردند بخدا ما نسل جوون عاشق اسلام و قرآنیم یکم به فکر آخرت خودتون باشید

  14. بی پروا گفت:

    دوست عزیز
    بسیار و درست گفتی اما همه را نگفتی. هنوز باید بیاموزیم که آزادی تنها و تنها مقوله ایست که مقدس است. و لاغیر. باید بیاموزیم که اعتقادات انسانها فقط برای خود آنها تعهد آور است و نه برای جمعیتی که در محدوده های جغرلفیائی خاصی زندگی می کنند. بیاموزیم آزادی بیان که در اکثر قوانین مکتوب ملل منع گردیده برای ابد لازم الاجراست نه تا قبل از بیان .بیاموزیم سخن مخالف را نه تنها بشنویم که حتی اخم نیز نکنیم.و….و

  15. یک دوست گفت:

    آقای نصر عزیز
    بسیار دوست داشتنی و به نظر صادقانه صحبت کردید. تحول فکری ای که در مورد آن صحبت می کنید بسیار ارزشمند و قابل احترام است حتی و با وجود خون های بیگناهان بسیاری که در طی کسب آن ریخته شد.
    اما آقای نصر گفته اید “در انقلاب آموختیم که در یک جامعه انسانی با همه نقطه قوت ها و ضعف هایش زندگی می کنیم. هیچ انسانی مطلق نیست. انسان از کفر، شرک، جهل، میل به ثروت، قدرت، شهرت و شهوت خالی نیست. چه کسی می تواند ادعا کند از این امور تهی است؟” مشخص است که به باور شما خصوصیاتی که اشاره کرده اید “کفر، شرک، جهل، میل به ثروت، قدرت، شهرت و شهوت” همه نقاط ضعف انسان و از یک دسته اند. آقای نصر عزیز در این 30 سال چه بسیار مردان طالب قدرت و شهرتی دیدیم که نه تنها کافر نبودند بلکه بسیار نیز مسلمان بودند و چه بسیار بودند مردان و زنان فداکاری که کافر بودند اما نه جاهل بودند و نه میل به شهرت و شهوت داشتند.
    بیایید این را نیز بیاموزیم که عقاید دینی و غیر دینی انسان ها شخصی و محترم می باشد و اصولا ارتباطی بین عقاید دینی و یا غیر دینی افراد با میزان میل آن ها به شهوت و شهرت وجود ندارد.

  16. کاوه گفت:

    سلام بر همگی : ایکاش قدرتمداران این مقاله را خوانده وکمی به خود آیند.

  17. ل گفت:

    عالی بود

  18. كاوه گفت:

    بله اين دير آموختن شما و نسل شما (گرچه شك دارم كه هنوز هم بعضيها آموخته باشند) بهاي سنگيني داشت ولي با اين حال خوشحالم كه شما به اشتباهاتتان پي برده ايد و مثل عده اي با تعصب و اصرار بر درست بودن اعمال و رفتار انجام شده پافشاري نميكنيد.

  19. مهدی گفت:

    بنده با همه ارادتی که به عزیزان مذهبی دارم معتقدم باید دین از حکومت جدا باشد. البته این بدان معنی نیست که خدای نکرده باید با دین مبارزه کرد بلکه باید به دین احترام بگداریم و در جامعه بها دهیم اما وقتی سیاست را با دین آغشته کنیم این میشود که از دین استفاده ابزاری میشود.جدا اگر سرگذشت حکمت های دینی غیر از آنها که توسط امام معصوم صورت گرفته را بررسی کنیم میبینیم که هیچ کدام به موفقیت نرسیده اند. عزیزان دیندار فکر نکنند که با جدایی دین از حکومت دارند به دین ضربه میزننند بلکه با این کار جلوی استفاده ابزاری از دین گرفته میشود.

  20. ایرانی گفت:

    آفرین بر شما آقای نصر اصفهانی. اینم اضافه کنم که ما از سال 1376 که به محمد خاتمی رای دادیم دنبال همین چیزایی بودیم که شما میفرمایین ولی دیدین که کار به کجا رسید؟!!! ولی ما این راه رو صبورانه ادامه میدیم انشا الله.

  21. قربانعلی گفت:

    بنام خدا
    رای مردم نباید به حکومتی دینی باشد بلکه رای آنها باید به خاکمان دین دار باشد. اشکال خکومت ما لا مذهبی خکامش نیست بلکه بد مذهبی آنهاست و صد بار لا مذهبی بهتر از بد مذهبی است چرا که آن اول برای اداره امور مجبور به پیروی از عقل است و انعطاف پذیر و آن دوم پیرو تعصب و مضّر بر استبداد

  22. مردم گفت:

    وائل غنيم از مردم ایران بخاطر اعلام تظاهرات ۲۵ بهمن سپاسگزاری کرد
    وائل غنیم، فعال مصری که به عنوان یک قهرمان و یکی از رهبران قیام مردم مصر بر سر زبانها افتاده است، در مصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مردم ایران به خاطر سازماندهی تظاهرات روز ۲۵ بهمن در همبستگی با مردم مصر و تونس سپاسگزاری و از جنبش حقوق مدنی مردم ایران حمایت کرد.
    دوستان ۲۵ بهمن در صحنه اعتراضات آماده باشيد
    مسیر شهرستان ها و شهر های بزرگ میدان اصلی

  23. امیر گفت:

    با عرض معذرت از برادر غیر سبز و با تذکر اینکه به هیچوجه قصد توهین به ایشان را ندارم لازم دیدم نکته ای را یاد اور شوم که شاید این نکته
    مشکل بسیاری از برادران غیر سبزمان باشد که با خواندن یک مطلب متوجه منظور نویسنده نمی شوند و مطلب را درک نمی کنند.
    مطا لبی که شما در نوشته این نویسنده محترم خواندید هیچ ربطی به مشکلاتی که شما از ان یاد کردید ندارداز جمله مشکل با اسلام یا مشکل از خود ماست یا مشکل تفرقه یا در خواست نا بجای اینکه همه سبز باشند یا اصلاح طلب و بزرگترین برداشت غلط شما اینکه نباید به کسانی که خواستار اسلام نیستند به اسم دمکراسی مدد رساند و در این مواقع بر عکس باید ارشادشان کرد بوسیله امر بمعروف!
    من خوب میدانم که شما نیت خیر دارید اما اگر مسئله ای به وجود امده که موجب تفرقه شده که تفرقه را همه خوب می دانیم بزرگترین آفت
    انقلاب عزیز ماست ابتدا باید خوب شناسائی وسپس برای رفع ان دست بکار شویم.
    مطلبی که در این مقاله سعی شده به ان پرداخته شود به بیراهه کشانده شدن مسیر اولیه انقلاب بوسیله یک سیستم غلط است که در ان
    اجازه داده شده خواسته ها و غرائض شخصی با سوءاستفاده از دین موجب نتائجی شود که انقلاب مسخ شود و از محتوای اولیه اش خالی
    گردد. کسانی که سعی در حفظ این موجود ناقص الخلقه دارند کسانی هستند که هیچ نقشی در گذشته نداشته اند و امروز با تر دستی های
    محیر العقول و چشم بندی سعی دارند که این بی محتوائی را اسلام ناب جلوه دهند و تلاش سبزها و اصلاح طلبان بر این است که این بی حرمتی دامن اسلاممان را الوده نگرداند.
    اسلام فردی انسان متقی می سازد جمع انسانهای متقی جامعه ای اسلامی بوجود می اورد که در ان عبادتگاه های غیر شیعیان تخته
    نمی شود اهل حق به زندان نمی روند مسیحیان و یهودیان مومنین درجه دو به حساب نمی ایند و خلاصه اینکه مصلحت اسلام شرط می گردد
    نه اسلام مصلحتی! تضمین برای اسلام ان زمان محکمتر است.
    باید توجه داشته باشیم که اسلام برای بخشیدن کرامت به انسانها امده نه بهانه دست مشتی سود جو که برای بدست اوردن قدرت و ثروت
    یا اغنای حس خود خواهیشان حتی از کشتن ادمها شرم نمی کنند و در توجیه اعمال شنیع شان از نام اسلام به عنوان یک وسیله استفاده
    می کنند و برای بعضی نیز چون یک لغلغه زبانی شده!
    امید وارم از من نرنجیده باشی.

  24. سعید گفت:

    روزهایی که مرحوم مهندس بازرگان دغدغه دموکراسی و آزادی داشت دوستان پیرو خط امام شدیدترین موضع را علیه او میگرفتند و او را میکوبیدند حالا خود دریافته اند که او براساس تجربه گرانقدر و مطالعات عمیق خود و از سر دلسوزی و حسن نیت این مساله را مطرح و از آن دفاع میکرد میخواست کار به اینجا نرسد عزیزان پیرو خط امام که الان اکثر آنها در دو حزب مشارکت و مجاهدین که هر دو هم منحل شده اند شدید ترین حملات را در دهه 60 به بازرگان کردند اما من بازهم آنها را تحسین میکنم که به اشتباه استراتژیک خود در آن زمان پی بردند و البته بعضی از آنها الان در زندان در حال پرداخت هزینه هم هستند. به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و برپایی جشن پیروزی جنبش سبز در ایران عزیز

  25. مجید اصلانی(لندن) گفت:

    آقای نصر! نوشته روشنگری بود. ایکاش راه حل عملی هم ارائه میدادید که جکارمیشود کرد تا مردم ” به نظریه پردازن اجتماعی و سیاسی که در وعده های خود بیش از حد وعده و وعید می دهند” اعتماد نکنند. به نظر من از راهکا رهای مو ثر اولا اعتقاد عمیق به آزاذیهای عقیدتی و سیا سی است و در مراحل بعدی مبارزه جدی و پیگیر و شفاف در راه آزادی همه احزاب و گروههای سیاسی صرفنظر از خاستگاه عقیدتی آنها ست. و این نمی شود مگر از طریق باز کردن باب گفتگو و تعامل با یکدیگر و گسترش نهادهای مدنی ( مستقل از حکومت )و تشویش مردم بخصو ص جوانان در شرکت و سازماندهی آنها. این همانطور هم گه شما اشاره کرده اید یک روند تدریجی و طولانی خواهد بودکه همت و صبر و تعا مل میطلبد. من ایمان دارم که مردم ایران این استعداد را دارند که در این مسیر حرکت کنند.

  26. ناشناس گفت:

    درود بر خامنه ای

  27. علیرضا گفت:

    حقیقت اینه که برای من و شما و بسیاری دیگه واقعا 30 سال طول کشید تا بفهمیم اما کم هم نبودند کسانی که از همان ابتدا می فهمیدند و هشدار هم دادند و من و شما صدایشان را قطع کردیم.

  28. Irani گفت:

    ba salam
    besiar maghaleye khoobi bood
    mardome Iran 32 sale pish be vade vaeidha del bastand
    shah nemikhastand
    chon be in binesh reside boodand
    ke goosfand nistand ke yek fard biayado begooyad man choopanam pas harchi man migam hamoone
    vali afsoos
    kasi zede eslam nist
    dar vaghe
    kasi ke be AZADI iman dashte bashad
    mokhalefe hich dini ya eteghade shakhsie kasi nist
    chizi ke mardome IRAN emrooz mikhahad hokoomatist ke az din jodast
    dar zemn man az kalame dige entezare sansoor nadashtam
    shoma dige chera

  29. سبز گفت:

    گفته‌اید: “در هیچ کجای قران اشاره نشده اگر عموم مردم اسلام را نخواستند ما هم در این امر به اسم دموکراسی به آنها مدد کنیم.” سؤال من اینه که شما قرآن خوندید؟ “لا اکراه فی الدین” تو کدوم کتاب آسمانی اومده؟ کی گفته اگه مثلاً 30 میلیون ایرانی حکومت غیر دینی بخان به “حریم اسلامی شما” تجاوز کردن؟ “باید امر به معروف بشوند”؟ شما کی هستی که میخوای مردم رو امر به معروف کنه؟ کی گفته معروف اونیه که شما میگید؟ مگه دین زورکیه؟ پیامبر با اقتدار تمام به مکه وارد میشه و حتی به کفار امان میده ومیذاره زندگیشونو بکنن، حالا شما کاسه داغ‌تر از آش شدید میخواید همه رو بفرستید بهشت؟ بابا “لا اکراه فی الدین”؟ آقا متوجهید؟ اسلام یعنی نزن با باتوم تو سر زن و دختر مردم. اسلام یعنی 10 تا مرد نامحرمو نفرست تو خونه مردم. اسلام یعنی به زن و دختر مردم تجاوز نکن تو زندان. اسلام یعنی 4 تا جوونو نبر تو کهریزک انقدر بزن که بمیرن. اسلام یعنی پیرمرد 80 ساله رو نبر زندان شکنجه کن. اسلام یعنی بیت‌المالو نده صادق محصولی بزاره تو جیبش. اسلام یعنی سعید مرتضوی رو نزار قاضی بشه. اسلام یعنی رئیس جمهور مملکت نیاد هر روز دروغ بگه به مردمش. کو این حریم اسلامیتون؟ اگه قرآنو درست نمیخونید لااقل زندگی امام علی و امام حسینو دقیق بخونید. به زور روسری میکنید سر مردم که چی بشه؟ اینا که اسلام نیست، اینا مرگ اسلامه. آره خیلی راحت بگم، من ازونام که نظام سکولار میخوان. میدونی چرا؟ چون حتی اگه دنیای مردم خراب بشه، دینشون سالم میمونه. من نظام سکولارو ترجیح میدم چون اسلامو زنده نگه میداره. یکم دقیق نگاه کن ببین چی از اسلام گذاشتین؟ برید ببینید چی شده که روحانیت تشیع که همیشه افتخارش کنار مردم بودن و استقلال از حکومت بوده به چه روزی افتاده. حکومتی که اهل سنت نتونن مسجد داشته باشن اسلامیه؟ مگه اونا برادرای ما نیستن؟ مگه قرآنو قبول ندارن؟ مگه پیامبرو قبول ندارن؟ حالا شما جای خدا در مورد دینداری اونا نظر میدید؟ بهشون میگید اسلام اینطوریه که ما میگیم، نه اونطوری که شما میگید؟ وجود اسلام مگه بسته به وجود جمهوری اسلامیه؟ نخیر. 1400 ساله اسلام داره تو دنیا گسترش پیدا میکنه، فقط این 30 سال آخرش جمهوری اسلامی بوده. فقط این 30 ساله که تو این کشور اسلام این همه ضربه خورده، بخدا که اگه پهلوی‌ها ضربه‌ای به دین وارد کرده باشن 1 میلیونم این هم نبوده. او زمان کسی رفتار حکومتو به اسلام ربط نمیداده ولی امروز هر حرکت حکومت به اسلام مرتبط میشه. سکوت روحانیت شیعه در برابر ظلم به مردم سکوت اسلام طلقی میشه. نه هموطن عزیز این حکومت اسلامی نیست به خدا ضد اسلامیه.

  30. ناشناس گفت:

    اگر واقعا در این نظام دموکراسی حاکم هست باید مجلس خبرگان از وضعیت خنثی و بی تاثیرش در بیاد
    باید زمان کار رهبر محدود باشه و این رو مجلس خبرگان تصویب کنه.
    آیا مجلس خبرگان جز تعریف و تمجید قدرت واقعی برای انتقاد از رهبری رو دارد؟

  31. شهريار گفت:

    بسيار عالي بود. به نظر مياد شما هم روي بحث اسلام تا حدي تعصب داشته باشيد كه مقداري از زيبايي تحليلتون كم مي كنه …به هر حال اينكه الان گفته شود مشكل از اسلام است يا نيست مقصد اول ما نيست. مقصد اول آگاهي بخشي و ايجاد اجماع بر سر ناكارآمدي مدل حكومت تعصبي و بنياد گراست…

  32. محسن گفت:

    بر خلاف قربانعلی معتقدم اشکال در اصل دینی بودن حکومت نیست ( شاید در جزئیات مثل ضمانتهای اجرایی برای حفظ آزادیها اشکالاتی باشد) اما اشکال اساسی این است که حاکمان ما دیندار نیستند. آدم دیندار دروغ نمی گوید. شکنجه و قتل را روا نمی داند و …

  33. ناشناس گفت:

    دین اجباری و اسلام اجباری در ۳۰ ساله گذشته دلیل گریز از اسلام تعداد زیادی از ایرانیها در داخل و خارج از ایران و پیوستن به دینهای دیگه یا کلان بی دینی شده. اکثر کسانی که الان در ایران به اسم مسلمان زندگی میکنند وقت به اسم و به ظاهر مسلمانند. در خیابان و محل کار با ریش یا مقنعه ظاهر میشن والی به ان هیچ اعتقادی ندارند. ظاهر مصریها از اشتباهی که ایرانیها کردن درس گرفتن و ایلام کردن که به هیچ وجه یک حکومت دینی مثل ایران نمیخوان بلکه خواستار حکومتی هستند که در ان افراد با دینهای مختلف دارای حقوق مساوی باشند. امیدوارم روزی در ایران هم سیستمی داشته باشیم که افراد چه مسلمان چه مسیحی چه یهودی یا اصلان بدین دارای حقوق مساوی باشند و هدف هم ساختن ایرانی سربلند و آزاد باشه .

  34. پروانه گفت:

    خداوند را شاکریم که هنوز هستند بندگانی که ملبس به لباس دین هستند و داری بصیرت حقیقی( و نه بصیرتی که با ساندیس خوری به یک معنا است!! ) و شجاعت بیان حقایق گزنده هستند.