از قانون اساسی و آرمانهای انقلاب دور شدهایم
چکیده :وزیر کشور دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه در تعقيب آرمانهاي خود نمره خوبي نگرفتهايم، گفت: بايد در اجراي قانون اساسي دقيقتر ميبوديم و هرچقدر كه از اصول قانون اساسي دور شدهايم، آرمانهاي اصلي خود را بيشتر ناديده گرفتهايم. وي با اشاره به اينكه اگر ميخواهيم حق ملت رعايت شود، بايد اصول قانون اساسي را...
وزیر کشور دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه در تعقيب آرمانهاي خود نمره خوبي نگرفتهايم، گفت: بايد در اجراي قانون اساسي دقيقتر ميبوديم و هرچقدر كه از اصول قانون اساسي دور شدهايم، آرمانهاي اصلي خود را بيشتر ناديده گرفتهايم.
وي با اشاره به اينكه اگر ميخواهيم حق ملت رعايت شود، بايد اصول قانون اساسي را در نظر بگيريم و آنچه امروز در بخشي از عرصه عمومي جامعه شاهديم و رفتارهاي برخي دستگاهها در چارچوب قانون اساسي نيست، افزود: مثلا محدوديتهايي كه بعضا براي رسانهها وجود دارد، مخالف صريح قانون اساسي است و يا نوع برخي عزل و نصبها و نحوه استفاده از امكانات مالي، ناقض قانون اساسي است.
حجتالاسلام والمسلمين سيدعبدالواحد موسوي لاري در گفتوگو با ايسنا، برخي رفتارها و اظهارنظرها را مغاير با قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي دانست و تاكيد كرد كه بايد در يك فضاي سالم گفتوگو، برداشتها و قرائتهاي مختلف از انقلاب اسلامي مطرح شود تا مردم به داوري بنشينند.
وي همچنين معتقد است كه بايد هويت و اهداف انقلاب اسلامي به درستي فهم و كاركردهاي آن به روز شوند تا نسلهاي جديد انقلاب بر اساس آنها قضاوت كنند و رفتارهاي نادرست مجريان را به پاي اصل انقلاب اسلامي ننويسند.
انقلاب اسلامي اوج تكامل حركتي از دهها سال پيش از آن بود
موسوي لاري، پيروزي انقلاب اسلامي را نقطه پايان تحركات اعتراضي دهها ساله در كشور عنوان كرد و گفت: انقلاب اسلامي اوج تكامل حركتي است كه از دهها سال پيش شروع شده بود و پس از پشت سر گذاشتن مقاطعي، در سال 57 به نقطه حساس خود رسيد. حركتي كه از ماجراي تنباكو و مقابله با قرارداد رژي شروع شد، انقلاب مشروطه يكي از ايستگاههاي آن بود، ملي شدن صنعت نفت ايستگاه ديگر آن محسوب ميشود و پيروزي انقلاب در 22 بهمن 57 آخرين حلقه و ايستگاه آن بود.
آزادي، استقلال و رهايي از وابستگي، از مهمترين آرمانهاي انقلاب اسلامي بود
وزير كشور پيشين كشورمان با اشاره به آرمانهاي انقلاب اسلامي اظهار كرد: مهمترين آرماني كه مردم ما در يكصد سال اخير دنبال ميكردند، آزادي، استقلال، رهايي از قيد و بندهاي مستبدان و حكومتهاي جائرانه شاهان و نظام شاهنشاهي و نيز رهايي از وابستگيها به بيگانگان بود، چنانچه در لغو قرارداد تنباكو، نمونهاي از آن را ديديم و بعدها هم در مبارزات مردم خود را نشان داد.
وي با بيان اينكه مهمترين آرمان انقلاب اسلامي در شعارهاي مردم طي ماههاي منتهي به 22 بهمن 57 نشان داده شد، افزود: مردم ما آزادي و استقلال در قالب نظامي برآمده از انديشههاي اسلامي را ميخواستند. مردم ما مسلمان و پايبند به قوانين اسلامي بوده و هستند و قطعا هر آنچه ميخواهند و هر هدفي كه دارند، با نگاه به باورها و معتقدات دروني خود يعني ايمان به خدا و رسالت پيامبر(ص) و اعتقاد به احكام و دستورات الهي، دنبال ميكنند. آرمان استقلالخواهي و آزاديخواهي در قالب نظامي برآمده از فكر و انديشه اسلامي، مهمترين آرمان ملت ماست.
وي خاطرنشان كرد: ملت ما از ديكتاتوري، استبداد و تحقيري كه توسط زمامداران خودسر بر آنها تحميل شده بود، هميشه رنجيده بودند و از اينكه برخي از زمامداران گذشته با انعقاد قراردادهايي، كشور را به نوعي به بيگانگان وابسته كرده بودند و افتخار ميكردند كه ايران ژاندارم منطقه است و به نمايندگي از غرب در منطقه حضور دارد، ناراحت بودند. مردم ما، از اينكه كارشناسان بيگانه با نوعي تفرعن و بدون التزام به شخصيت ذاتي مردم ما حضور داشتند و از اينكه ميديدند صداي آزاديخواهان در گلو خفه ميشود و رسانهها محدود هستند، امكان ابراز نظر در مقابل دستگاه حاكم براي دلسوزان جامعه وجود ندارد و زندانهاي ما از زندانيان سياسي انباشته شده است، ناراحت بودند.
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينكه «آرمان اصلي مردم اين بود كه به اين وضعيت پايان دهند» تاكيد كرد: مردم ميخواستند كه آزاديهاي مشروع و قانوني آنها تامين شود و كشور ما مستقل و با هويت خود باشد و حركت انقلاب اسلامي براي تحقق اين دو خواسته يعني آزادي و استقلال در قالب نظامي برآمده از اسلام بود.
پايبندي به قانون اساسي، لازمه دستيابي به آرمانهاي انقلاب است
وي درباره ملزومات دستيابي و حفظ اين آرمانها اظهار كرد: به اعتقاد من آنچه ضامن حفظ دو آرمان استقلال و آزادي است و ميتواند تضمين كننده اين دو خواسته باشد، پايبندي به ميثاق ملي، يعني قانون اساسي است.
وي با بيان اينكه «اولين كسي كه اصل آزادي ملت و استقلالخواهي مردم را مورد تاكيد قرار داد، شخص امام(ره) بود» يادآور شد: امام(ره) يك رهبر بلامنازع بود كه مردم همه هويت خود در مقطع پيروزي انقلاب را از فكر و انديشه ايشان ميدانستند و هر نكتهاي كه ايشان مطرح ميكردند از سوي مردم در حد قانون تلقي ميشد، ولي با اين حال، هنوز كمتر از دو ماه از عمر انقلاب نگذشته بود كه امام(ره) از مردم خواستند كه نظام مطلوبشان را خودشان تعيين كنند، البته اينطور نبود كه امام(ره) نظام مطلوب از نظر خود را مطرح نكنند، ولي اين احترام را براي مردم قائل شدند كه اعلام كنند چنين نظامي را ميخواهند يا خير.
موسويلاري ادامه داد: كمتر از شش ماه بعد، تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي و تدوين قانون اساسي و نهايتا رجوع به مردم و رفراندوم تاييد آن از سوي مردم را شاهد بوديم. تلاش خبرگان تدوين كننده قانون اساسي و هدفي كه شخص امام(ره) دنبال ميكرد اين بود كه آنچه در قالب اظهارنظرها، ديدگاهها، منشها و روشهاي زعماي انقلاب مطرح شده است، در غالب ميثاقي بين آحاد مردم با يكديگر و عامه مردم با حكومت تحت عنوان قانون اساسي تدوين شود تا همه چيز بر اساس اين چارچوب صورت بگيرد.
قانون اساسي ميتواند تضمين كننده خواستههاي مردم باشد
وي تاكيد كرد: اگر استقلال و آزادي ميخواهيم، قانون اساسي به عنوان يك راهكار، چارچوب و ميثاق ميتواند اين مساله را تضمين كند. اصول متعدد قانون اساسي – حتي براي كساني كه معترض به پارهاي از اصول باشند ـ ميتواند تضمين كننده خواستههاي مردم باشد. اگر بخواهيم استقلال و آزادي حفظ شود، تنها راه، بازگشت به قانون اساسي است، يعني اگر قانون اساسي بدون تفسيرهاي غلط و تاويلهاي مندرآوردي اجرا شود، تا حدود زيادي تامين آرمانهاي اصلي مردم دستيافتني ميشود.
محدوديتهاي رسانهاي، مخالف صريح قانون اساسي است
وي با اشاره به اينكه «در اصول متعددي از قانون اساسي، راجع به حقوق ملت بحث شده است» افزود: اگر ميخواهيم حق ملت رعايت شود، بايد اصول قانون اساسي را در نظر بگيريم و آنجايي كه مثلا دستگاهي برخي از اصول مربوط به حقوق ملت را ناديده ميگيرد، تذكر دهيم. مثلا محدوديتهايي كه بعضا براي رسانهها وجود دارد، مخالف صريح قانون اساسي است و يا نوع برخي عزل و نصبها و نحوه استفاده از امكانات مالي، ناقض قانون اساسي است. اختيارات و مسووليتهاي هر بخش در قانون مشخص شده است و آنچه امروز در بخشي از عرصه عمومي جامعه شاهديم و رفتارهاي برخي دستگاهها در چارچوب قانون اساسي نيست.
نماينده مجلس شوراي اسلامي در دورههاي اول و سوم، افزود: عدول از قانون اساسي، تفسير به راي قانون اساسي يا سوءاستفاده از واژههاي مشترك و قابل تفسير در آن، عامل زير پا گذاشتن استقلال و آزادي ملت ميشود؛ بنابراين اگر به قانون اساسي برگرديم و اصول متعدد آن در زمينه حقوق ملت را مورد توجه قرار دهيم، قاعدتا بخش قابل توجهي از آرمانها محقق خواهد شد.
همه ملت حق دارند در اداره امور جامعه شريك باشند
وي همچنين به مساله عدالت به عنوان يكي از اهداف اصلي انقلاب اسلامي اشاره كرد و با بيان اينكه «دو شعار اصلي استقلال و آزادي، خميرمايه هسته اوليه تحقق آرمانهاي ملت است» گفت: تحقق عدالت در حوزههاي مختلف، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، قطعا يكي از هدفها و آرمانهاي ملي ما بوده و هست و ما حكومت را براي تحقق عدالت ميخواهيم و عدالت به معني “حق هر ذي حقي را به او رساندن” است.
وي با اشاره به مقوله عدالت در حوزههاي مختلف اظهار كرد: حق ممكن است در حوزه سياست باشد، مانند اينكه همه ملت حق دارند در اداره امور جامعه شريك باشند. عدالت ميگويد، نميتوان به عنوان حكومت مانع تحقق اين حق ملت شد پس اگر مثلا عدهاي بدون دليل رد صلاحيت شوند، ضمن زير پا گذاشتن آرمان آزاديخواهي يك ملت، به عدالت سياسي هم لطمه وارد ميشود يا اگر دادگاهي بدون رعايت چارچوبهاي قانوني عمل كند، چنين دادگاهي برآمده از قانون اساسي نيست و در نتيجه عدالت هم در آن رعايت نميشود.
واگذاري همه پروژهها به دستگاههاي رسمي، عكس عدالت اقتصادي است
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، به عدالت در حوزه اقتصاد اشاره كرد و گفت: در حوزه اقتصاد، مهمترين نقش دولت، بسترسازي براي فعاليت آزاد اقتصادي مردم است، البته بدين معنا نيست كه دولت نبايد اصلا وارد عرصه اقتصاد شود، بلكه در برخي عرصهها كه قانون اساسي مشخص كرده است، دولت بايد مستقيما متصدي شود و در اكثر عرصههاي اقتصادي دولت بايد بسترساز باشد و زمينه را فراهم كند. اگر دولت به جاي فراهم كردن زمينههاي حضور مردم در عرصه اقتصاد، همه جا خودش حضور پيدا كرد، به اين معني است كه عدالت را رعايت نكرده است.
وي افزود: واگذاري همه پروژهها به دستگاههاي رسمي نظامي و غيرنظامي در جهت عكس عدالت اقتصادي است؛ چراكه بدين ترتيب برخي كساني كه ميتوانند كاري انجام دهن،د ولي كاري در اختيار آنها قرار نميگيرد محروم ميمانند و اين عدالت اقتصادي نيست.
وي همچنين تخصيص نامتعال منابع به استانها و مناطق مختلف را به دور از عدالت دانست و اظهار كرد: اينكه به استانهايي با استعدادهاي برابر، به طور نابرابر رسيدگي شود، موجب ميشود كه توان مالي مردم يك استان كاهش پيدا كند و اشتغال و قدرت خريد آنها كمتر شود.
هر نوع انحصار در حوزههاي مختلف، ضد عدالت است
وزير كشور دولت هشتم تاكيد كرد: آرمان عدالت زماني محقق ميشود كه دولت خود را مكلف به تحقق عدالت با راهكارهاي اصولي و قانوني بداند. شعار دادن در زمينه عدالت بسيار راحت است، ولي عمل كردن به آن است كه ميتواند عدالت را محقق كند. هر نوع انحصار در حوزههاي مختلف اعم از سياسي، اجتماعي و اقتصادي، ضد عدالت است. اگر ميخواهيم عدالت برقرار شود نميتوانيم دست يك عده را از نظر سياسي ببنديم و از سوي ديگر، يك عده آزاد باشند كه هرچه ميخواهند بگويند و هرچه ميخواهند انجام دهند.
در تعقيب آرمانهاي خود نمره خوبي نگرفتهايم
وي با بيان اينكه «تشخيص ميزان پيشرفت كشور در زمينه آرمانهاي اصلي انقلاب اسلامي نياز به يك بررسي جامع دارد» اظهار كرد: بايد دوران پس از انقلاب را مقطعبندي كنيم؛ چراكه در طول اين سي و دو سال، يكنواخت حركت نكردهايم. ما هشت سال گرفتار جنگ تحميلي بوديم و دورهاي پس از آن به عنوان دوران سازندگي نامگذاري شده است و دوره پس از آن نيز دوره اصلاحات بود و دوره ديگر، دورهاي است كه امروز در آن قرار داريم.
وي افزود: با بررسي اين چند مقطع بايد ببينيم كه كي و چگونه به آرمانهاي مردم در انقلاب نزديكتر بودهايم و چه زماني دور شدهايم. اگر به اين شكل رسيدگي كنيم، ميتوانيم بگوييم كه در هر دوره چقدر به آرمانها نزديكتر شدهايم. در مجموع معتقدم كه متاسفانه در تعقيب آرمانهاي خود نمره خوبي نگرفتهايم. بايد در اجراي قانون اساسي دقيقتر ميبوديم و هرچقدر كه از اصول قانون اساسي دور شدهايم، آرمانهاي اصلي خودرا بيشتر ناديده گرفتهايم.
بار سنگين بازسازي كشور پس از جنگ بر دوش دولت و مردم بود
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با اشاره دوران دفاع مقدس اظهار كرد: در دوران دفاع مقدس، همه كشور براي حفظ استقلال، بسيج شده بود و تمام كشور بسيج شده بود كه بيگانه بر سرزمين ما مسلط نشود و وجبي از خاك كشور جدا نشود و در اين زمينه موفق بودهايم. در تاريخ دو سه قرن اخير، در درگيريهاي ما با كشورهاي مجاور همواره بخشي از كشور ما جدا شد، ولي در جنگ تحميلي مردم ما هشت سال مقاومت كردند و خوشبختانه در دوران دفاع مقدس در زمينه حفظ استقلال ملي نمره قبولي گرفتيم.
وي يادآور شد: دو اتفاق ميمون و مبارك درآن زمان بود؛ يكي اينكه همه در جهت ساختن و آباد كردن تلاش ميكردند و دوم اينكه نهادهاي برآمده از انقلاب، عدالت را تا سطوح پايين نظام كشيده بودند و به طور مثال جهاد سازندگي در بسياري از روستاهاي محروم كارهاي خوبي انجام داد. در دوران سازندگي، خيزهايي در زمينه توسعه اقتصادي برداشته شد و كارهاي بزرگي شروع شد و در آن دوران، بار سنگين بازسازي كشور پس از جنگ بر دوش دولت و مردم بود.
در دوران اصلاحات تقريبا در يك حالت متعادل و قابل قبول بوديم
وي با بيان اينكه «در دوران اصلاحات تقريبا در يك حالت متعادل و قابل قبول قرار داشتيم» تصريح كرد: كشور در دوران اصلاحات به سمت توسعه متوازن پيش رفت. يكي از مسايلي كه مخالفان دولت اصلاحات مطرح ميكنند اين است كه وجهه همت آن دولت، توسعه سياسي بوده و به مسايل اقتصادي نپرداخته است ولي به نظر من اين بزرگترين تهمت است؛ چراكه بيشترين كارهايي كه براي سامان دادن به وضعيت توسعه اقتصادي ضروري بوده است، در همان زمان يا به نتيجه رسيده و يا آغاز شده است، ولي بارزترين ويژگي آن دوران، توجه به حق حاكميت ملي در قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي و زيربناي توسعه است.
تاكيد بر لزوم توسعه همهجانبه
موسويلاري با اشاره به اينكه «قانون اساسي سازوكارهايي را براي توسعه سياسي و تحقق مردمسالاري مشخص كرده است» افزود: بر طبق اين سازوكارها بايد احزاب سياسي فعال شوند، NGO ها و تشكلهاي مردم نهاد به وجود بيايند و حضور مردم در عرصههاي مختلف تعريف قانوني پيدا كند، نه اينكه مبتني بر سليقه افراد باشد و براي اين كار، تكيه بر برنامههاي توسعه به عنوان يك اصل در دوران اصلاحات دنبال شد. همچنين برنامه سوم توسعه درآن زمان تهيه و عملياتي شد و برنامه چهارم توسعه به همراه چشمانداز بيستساله كشور نيز در همان زمان تهيه شد.
وي ادامه داد: بدين ترتيب همان دولتي كه آزادي احزاب و مطبوعات را به عنوان يك ركن و شرط اصلي مردمسالاري تلقي ميكرد، عسلويه را به عنوان يك نقطه اميد براي بازيافت حقوق از دست رفته ملت و توسعه اقتصادي طراحي و اجرا كرد. نكته مهم اين است كه دولت اصلاحات همه اين كارها را بدون اينكه نيازي به حذف يك ضلع از اضلاع توسعه داشته باشيم دنبال كرد. برخي فكر ميكنند اگر قرار است توسعه اقتصادي داشته باشيم، از نظر سياسي بايد تمركزگرا باشيم و رسانهها و احزاب آزاد وجود نداشته باشد در حالي كه ميتوانيم در اقتصاد فعال شويم و آزادي عمل داشته باشيم و احزاب نيز فعاليت آزادانه سياسي خود را داشته باشند.
توجه به اهميت برنامهريزي، لازمه رسيدن به شرايط متعادل
وي بر ضرورت اجراي صحيح قانون اساسي تاكيد كرد و گفت: با همه نوساناتي كه در ادوار گوناگون وجود داشته، متاسفانه نتوانستهايم به آنچه مطلوب است دست پيدا كنيم و البته اين مساله در طول دورههاي مختلف يكنواخت نبوده است. امروز هم اگر ميخواهيم به يك شرايط نرمال و متعادل برسيم بايد با توجه به قانون اساسي به فضايي برسيم كه در آن برنامه ارزش باشد نه ضد ارزش، طرحهاي توسعه و سند چشمانداز زير سوال نرود و نهادهاي برنامهريز تعطيل نشوند.
برداشت من از انقلاب و اهداف آن با برداشت مصباح يزدي متفاوت است
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون در ادامه گفتوگوي خود با ايسنا، گفت: قرائتهاي مختلفي از انقلاب اسلامي و اهداف و آرمانهاي آن در جامعه ما وجود دارد. اگر بخواهيم اين قرائتها و سليقهها را مطرح كنيم، بايد يك نقطه مشترك وجود داشته باشد تا قرائتهاي مختلف با آن محك زده شود و من معتقدم اين نقطه، قانون اساسي است.
وي افزود: براي مثال، برداشتي كه من از انقلاب اسلامي و اهداف آن دارم حتما با برداشت آقاي مصباح يزدي متفاوت است و من قطعا برداشت و سليقه آقاي مصباح يزدي از انقلاب، جمهوري اسلامي و حكومت ديني را قبول ندارم، همانطور كه ايشان هم حتما ديدگاه من را نميپسندد. من ميگويم ديدگاه ايشان و ديگران محترم است ولي آنچه بايد در عمل مورد توجه قرار بگيرد، قانون اساسي است. قانون اساسي است كه ميتواند فصل مشترك و نقطه حضور جمع باشد؛ چراكه به هر حال قانون اساسي است كه بايد مبناي عمل قرار بگيرد.
با تفسير دبير شوراي نگهبان از اصل 99 قانون اساسي مخالف بوده و هستم
وي با اعتقاد به اينكه «از قانون اساسي نيز قرائتهاي مختلفي وجود دارد» تصريح كرد: ممكن است آقاي جنتي از اصل 99 قانون اساسي يك برداشت و تفسير داشته باشد و من به شكل ديگري آن را تفسير كنم. من در زمان مسووليتم در وزارت كشور همواره با نظر آقاي جنتي در زمينه تفسيري كه از اصل 99 قانون اساسي داشتند مخالف بودم و الان هم مخالف هستم و معتقدم برداشت آقاي جنتي درست نيست.
تفسير خاص جناحي از انقلاب اسلامي نميتواند مورد حمايت همه باشد
موسويلاري با طرح اين پرسش كه «با توجه به وجود برداشتهاي مختلف از قانون اساسي، چه بايد كرد؟» گفت: قانون اساسي زماني در جامعه محترم ميشود كه سليقههاي مختلف بتوانند حرفشان را بزنند، يعني اگر مثلا آقاي جنتي و عبدالواحد موسوي لاري هر كدام ديدگاههايي دارند و در مورد يك اصل از اصول قانون اساسي دو نگاه متفاوت دارند، بايد هر دو بتوانند ديدگاههاي خود را بيان كنند تا جامعه به داوري برسد؛ چراكه بهترين داور مردم هستند؛ مردمي كه انقلاب، قانون اساسي و حكومت براي آنهاست و مديران جامعه بايد خدمتگزاران آنها باشند.
اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: معناي جمهوريت هم همين است كه جمهور مردم در اداره جامعه نقش داشته باشند و داور نهايي آنها باشند. درست است كه تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است ولي اگر برخي از اعضاي اين شورا به جاي داوري، خود يكي از طرفين دعوا شدند و قانون اساسي را آنگونه كه خود ميپسندند تفسير كردند، جز مراجعه به مردم راه ديگري نيست.
وي خاطرنشان كرد: اگر ديدگاههاي مختلف مطرح نشود، برخي با در اختيار داشتن انحصاري رسانهها هرچه دلشان ميخواهد بگويند و همه ابزارهاي ابراز عقيده را در اختيار داشته باشند و در مقابل، طرف ديگر رسانهاي نداشته باشد و به محض ابراز عقيده به خروج از دين، انقلاب و نظام متهم شود، قطعا هيچگاه نميتوانيم به يك نقطه وفاق برسيم؛ چراكه هيچگاه در يك فضاي يكطرفه تبليغاتي، جامعه به نقطه روشني از وفاق نميرسد و در چنين شرايطي انقلاب اسلامي دچار مشكل ميشود و جمعي از مردم دچار ياس و سرخوردگي خواهند شد.
وي تاكيد كرد: توجه به اصل انقلاب اسلامي با محور قرار دادن قانون اساسي است؛ آن هم در يك فضاي رسانهاي آزاد كه ديدگاههاي مختلفي كه ميخواهند زير چتر قانون اساسي قرار بگيرند، بتوانند بروز و ظهور پيدا كنند. در فضاي يكطرفه تبليغاتي، تفسير خاص جناحي از انقلاب اسلامي نميتواند مورد حمايت همه كساني باشد كه در پيدايش اين انقلاب سهم داشتهاند.
استقلال و آزادي، آرمان تنها يك نسل نيست
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، به نسلهاي مختلف انقلاب اسلامي و پيام انقلاب براي نسلهاي جديد جامعه اشاره كرد و افزود: پيام و حرف نسل اول و دوم انقلاب كه در پيدايش انقلاب اسلامي نقش داشتند براي نسلهاي بعدي اين است كه ما در جهت گرفتن حق مشروع و انساني خود تلاش كرديم و شما نيز به عنوان نسل امروز ميتوانيد تداوم بخش اين راه باشيد، آرمانهاي خود را تعريف و در جهت تحقق آنها تلاش كنيد.
وي تصريح كرد: البته آرمان انقلاب اسلامي يعني استقلال و آزادي، آرمان تنها يك نسل نيست بلكه آرمان نسلها در حداقل دو قرن اخير است و نسل سوم و چهارم انقلاب نيز نميتوانند اين آرمان را ناديده بگيرند. اگر امروز هم از نسلهاي جديد بپرسيم كه آرماشان چيست، حتما مهمترين آرمان آنها آزادي، استقلال و عزت و كرامت انساني خواهد بود و اين آرمان بين نسلهاي مختلف پيش و پس از انقلاب مشترك است.
انقلاب اسلامي فصل درخشاني از تاريخ اين كشور است
وي با تاكيد بر اينكه «انقلاب اسلامي فصل درخشاني از تاريخ اين كشور است» اظهار كرد: ملت، با شروع انقلاب اسلامي دنياي جديد و آينده روشنتري را جلوي چشم خود ديد و البته گردنهها و فراز و فرودهايي را هم تجربه كرده است، ولي به هر حال انقلاب اسلامي يعني احترام به انسانها و احترام به نسلي كه خود را باور داشته است. پيام انقلاب اسلامي اين است كه ما بايد تلاش كنيم كه واقعيت انقلاب را تشخيص دهيم و اگر توسط فرد يا افرادي در مقاطعي، اين انقلاب اسلامي زير سوال رفته يا گرد و غبار روي آن نشسته است، نبايد اصل انقلاب را مورد اتهام قرار دهيم.
لزوم تفكيك هويت انقلاب از عملكرد برخي مجريان
موسويلاري افزود: اصل آزاديخواهي و استقلالطلبي در قالب مباني ديني و معتقدات ايماني نبايد زير سوال برود. ممكن است مديران جامعه در مقطعي از مسير انقلاب فاصله بگيرند و نبايد نگاه نسل سوم و چهارم به مديران جامعه باشد، بلكه اين نگاه بايد به ماهيت انقلاب اسلامي باشد. ماهيت انقلاب اسلامي، ماهيت يك حركت اجتماعي انسان محور است و در آن انسان محترم قرار ميگيرد. بنابراين لازم است كه بين برخي مجريان انقلاب اسلامي و هويت اصلي اين انقلاب، رابطه اينهماني برقرار نكنيم تا مبادا اگر مديري برخلاف روش و منش انقلاب اسلامي عمل كرد، اصل انقلاب را ناديده بگيريم. اگر اين پيام را دريافت كنيم به بازسازي، اصلاح، بازخواني و نوسازي آرمانهاي انقلاب اسلامي ميرسيم نه به پشت پا زدن به اين آرمانها.
وي در ادامه بر لزوم بازخواني همهجانبه انقلاب اسلامي تاكيد كرد و گفت: منظور من از بازخواني، شناخت هويت، اهداف و كاركردهاي انقلاب اسلامي است و در دل اين قصه، روزآمد شدن منويات انقلاب اسلامي نيز نهفته شده است. طبيعي است كه شرايط جامعه در سال 57 با سال 87 يكي نيست و اگر نسل سوم و چهارم ميخواهد انقلاب اسلامي را بازخواني كند و هويت و كاركردهاي آن را خوب درك كند و ببيند، قاعدتا بايد در بستر زماني خود آنها را ببيند ولي كاركردها نياز به نوسازي و روزآمد شدن دارند.
بخشي از اظهارنظرهاي امروز در تعارض با مباني انقلاب اسلامي است
وي با تاكيد بر اينكه «بازخواني هويت و اهداف انقلاب اسلامي، شناخت لازم دارد» ابراز عقيده كرد: بخشي از اظهارنظرها و بيان ديدگاههايي كه امروز در عرصه برخي مطبوعات ميبينيم در تعارض با انقلاب اسلامي و مباني آن است؛ حرفهايي كه بعضا برخي از تريبونهاي رسمي نيز مطرح ميكنند. اينكه فردي به نمايندگي از انقلاب اسلامي بگويد هيچ نيازي به حضور اصلاحطلبان نيست، غلط است؛ چراكه انقلاب اسلامي آمده است كه همه بيايند و چنين حرفهايي ظلم به انقلاب است.
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز يادآور شد: اگر بخواهيم يك انتخابات مطلوب را مثال بزنيم، انتخابات مجلس اول است و تشخيص كاركرد انقلاب اسلامي بايد از منظر چنين انتخاباتي باشد، نه اظهارنظر برخي افراد. انتخابات مجلس اول، تركيب داوطلبان مبين جهتگيري انقلاب است به طوري كه از خط امام، حزب توده، حزب ملت ايران و … درآن شركت داشتند.
اينكه برخي بگويند نيازي به حضور فرزندان انقلاب نيست، انحراف است
وي با بيان اينكه «جهت و كاركرد اصيل انقلاب اسلامي همان است كه در ابتداي انقلاب بود» اظهار كرد: اگر اتفاقاتي افتاده و محدوديتهايي ايجاد شده است و ميبينيم برخي ميگويند نيازي به حضور فرزندان انقلاب نيست، اينها انحراف از انقلاب اسلامي است و مبين هويت انقلاب اسلامي نيست. انقلاب اسلامي همان است كه در سال 58 خود را نشان داد؛ بنابراين هم بازشناسي اهداف و آرمانها لازم است و هم كاركردهاي انقلاب بايد بازخواني شود.
وي يادآور شد: نسل امروز بايد بداند كه مثلا وقتي جمهوري اسلامي در قضيه مك فارلين صحبتهايي كرده است، اصل مساله چه بوده است يا در مورد تسخيرلانه جاسوسي نيز همينطور است. امروز پس از سي و يك سال از تسخير لانه جاسوسي، نسلهاي جديد بايد به درستي بدانند كه داستان چه بوده است و آيا كار آنها درست بوده است يا خير؛ البته اين سنجش بايد با در نظر گرفتن شرايط آن روز انجام شود.
موسويلاري افزود: امروز سي سال پس از آنكه امام(ره)، تسخيرلانه جاسوسي را انقلاب دوم معرفي كردند، متاسفانه از زبان يك فرمانده نظامي ميشنويم كه آن مساله توسط خود آمريكا سازماندهي شده بود. نسل جديد بايد بداند كه آيا حرف اين آقا درست است يا تيشهاي است كه به ريشه انقلاب اسلامي ميخورد؟ نسلهاي جديد بايد تكليف خود را بدانند و پايبندي خود به انقلاب اسلامي را روزآمد كنند و روشهاي متناسب با امروز را به كار بگيرند.
هر حركتي كه آزادي مردم را محدود كند متعارض با انقلاب اسلامي است
وي همچنين، بر مردمي بودن انقلاب اسلامي تاكيد كرد و يادآور شد: بايد به اين اصل توجه داشته باشيم كه انقلاب اسلامي يك انقلاب نظامي نبود و با كودتا صورت نگرفت، بلكه مردم در آن حرف اول و آخر را زدند. انقلاب اسلامي با ايمان دروني و مذهبي مردم به نتيجه رسيد و انقلابي است كه در جهت آزادي مردم بوده است، پس هر حركتي كه آزادي مردم را محدود و قيمومت بر مردم تحميل كند و نيز اظهارنظرهايي كه در اين جهتها باشد، متعارض با جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي است. اگر نسل سوم و چهارم از زاويه اين اظهارنظرها به انقلاب نگاه كنند، با پرسشهاي زيادي مواجه ميشوند ولي اگر هويت اصلي و كاركردهاي اوليه جمهوري اسلامي را در نظر بگيرند و روشهاي امام(ره) را مبنا قرار دهند، به شناخت ديگري ميرسند.
فضاي آزاد بحث و گفت و شنود جزو ماهيت انقلاب اسلامي است
وي با تاكيد بر اينكه «فضاي آزاد بحث و گفت و شنود جزو ماهيت انقلاب اسلامي است» تصريح كرد: اگر شرايطي به وجود بيايد كه فضا يكطرفه باشد و تنها يك سليقه ترويج شود و اجازه ندهند ديگران حرف خود را بزنند، همين مساله دليلي بر انحراف در مسير جمهوري اسلامي است؛ چراكه جمهوري اسلامي، انقلاب اسلامي و آنچه مردم به دنبال آن بودند و امام مديريت ميكردند، اينها نبوده است و چنين فضايي مغاير با انقلاب اسلامي خواهد بود.
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با اشاره به چگونگي جذب اقشار مختلف به انقلاب اسلامي در دوران پيش از پيروزي، در بيان خاطرهاي يادآور شد: سال 57 براي سخنراني به بندرلنگه و اطراف آن رفته بودم. در يكي از اين سخنرانيها جمعي از جوانان و دانشجويان جمع شده بودند تا به هر حال حرفهاي انقلابي بشنوند. نكته جالب براي من اين بود كه با وجود اينكه افراد شاخصي با ديدگاههاي انقلابي در مراسم حضور داشتند، كسي به آنها تعرض نكرد و كساني تحت عنوان زنده باد و مرده باد، از برگزاري مراسم جلوگيري نكردند.
بعضا شاهد رفتارهايي هستيم كه سخت است بپذيريم به اسم انقلاب انجام ميشود
موسوي لاري در پايان اظهار كرد: بعضا شاهد رفتارهايي هستيم كه بسيار سخت است بپذيريم كه به اسم انقلاب اسلامي انجام ميشود. تنها راه حل چنين مشكلي اين است كه اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي را از برخي كاركردهاي نادرستي كه امروزه به اسم انقلاب انجام ميشود تفكيك كنيم و همه اينها بايد با قانون اساسي محك زده شود.














آقای موسوی شما و آقای خاتمی و دیگر دوستانتان هشت سال اختیار دولت را در دست داشتید کدام یک از انحرافات انقلاب را توانستید اصلاح کنید ؟ چقدر توانستید…بزرگ ایران را بگیرید ؟ مردم ایران دلشان را به چه چیز خوش کنند ؟ به فرض که قدرت یک بار دیگر به دست اصلاح طلبان بیافتد قبل از این چه هنری کرده اند که از این به بعد بکنند؟
حرکتی که توسط بعضی از اصولگرایان و اطلاح طلبان افراطی در یکی دوسال اخیر در این کشور انجام پذیرفت . اگر امریکا و انگلیس و اسراییل و… با تما م ابزارهای اطلاعاتی خود در این نظام فعال میکردند نمتوانستند انچه میخواستند بدست بیاورند .براحتی خوراک تبلیغاتی بر علیه نظام و مسئولین برایشان فراهم شد .همه مسئولین نظام که در انقلاب نقش دارند با این حالت بوجود امده مقصرند .با ید تمام مراجع بزرگوار .علما . دلسوزان نظام … در راستای اتحاد و همبستگی گام بردارند . انهایی که میگویند حکمیت لازم نیست . والله اب به اسیاب دشمن میریزند .بگذارید دلسوزان نظام در هردو جناح دست بکار شوند . خدای نکرده انقلاب از دستان میرود . ان موقع دشمن به هردوی شما رحم نخواهد کرد . من یک سربازی از این سربازان نظام به شما گفتم حجت را بر شما تمام کردم . چون مطلب من فقط وفقط برای رضای خدااست .