جنبش آزادیخواهی در جهان عرب
چکیده :مهمترین مشکل حکومتهای دیکتاتور عرب، وجود دانشجویان، دانشگاهها و مراکز علمی است. آنها در حرف به آزاداندیشی خیلی بها میدهند تا جایی که از آن تثبیت موقعیت حاکمان به ثمر برسد. نهادهای امنیتی و انتظامی بیشترین قدرت را در جامعه دارند و تکیهی حکومت بر شیوه های پلیسی جهت کنترل مردم...
حسین علایی
سالیان درازی است که اکثر کشورهای عربی چه با اسم جمهوری و چه با اسم پادشاهی با حکومت های استبدادی و خشن اداره می شوند و بیشتر آنها وابسته و یا تأمین کنندهی منافع بیگانگان هستند.
سالیان درازی است که اکثر کشورهای عربی چه با اسم جمهوری و چه با اسم پادشاهی با حکومت های استبدادی و خشن اداره می شوند و بیشتر آنها وابسته و یا تأمین کنندهی منافع بیگانگان هستند. ویژگی مشترک این حکومت ها این است که وقتی فردی در رأس دولت قرار می گیرد دیگر حاضر به ترک قدرت و کنار رفتن از حاکمیت نیست و خود را بهترین تأمین کننده خواستههای مردم و منافع ملی کشور می داند.
در بعضی از این کشورها انتخابات نیز برگزار می شود ولی همیشه افراد در رأس قدرت، برندهی نتیجهی انتخابات هستند. با برپایی این گونه انتخابات، افرادی مانند صدام حسین، بن علی و حسنی مبارک با رأیی بالاتر از 80 درصد برندهی انتخابات می شوند و خود را روسای جمهور قانونی می دانند.
در این کشورها هر نوع مخالفت با رئیس حکومت و یا مخالفت با سیاست های حاکم بر کشور براندازی تلقی شده و اصولا حق مخالفت با دولت عملا به رسمیت شناخته نمی شود.
رادیو و تلویزیون در اختیار جریان حاکم است و آحاد مردم در آن سهمی ندارند. آزادی مطبوعات و احزاب یک رویاست و آزادی بیان در تعریف و تمجید از حکومت و سیاست های آن در حد اعلا به چشم می خورد. وجود زندانیان سیاسی و بی حرمتی به خانواده های آنها یک پدیدهی عادی در این کشورهاست.
آزادیهای مذهبی با قرائت دولت خواسته، وجود دارد و دین و مذهبی که مردم به مخالفت با ظلم و جور فرا بخواند ممنوع است. خطبا و مبلغین مذهبی چنانچه به آنچه بر مردم می رود کاری نداشته باشند و در هر منبر ومحراب به سلطان مسلمین و فخامه الرئیس دعا کنند می توانند به فعالیت بپردازند و الا باید به کنج خانه ها یا حوزه ها پناه ببرند.
مهمترین مشکل این حکومتها وجود دانشجویان، دانشگاهها و مراکز علمی است. آنها در حرف به آزاداندیشی خیلی بها میدهند تا جایی که از آن تثبیت موقعیت حاکمان به ثمر برسد. نهادهای امنیتی و انتظامی بیشترین قدرت را در جامعه دارند و تکیهی حکومت بر شیوه های پلیسی جهت کنترل مردم است.
هیچ سازوکاری برای کنار گذاشتن قانونی افراد در رأس حکومت وجود ندارد و تنها مرگ و یا کودتا و یا حرکت های گستردهی مردمی میتواند به عمر آنها پایان دهد. این روسا به حکومت های 20 ساله و 30 ساله هم قانع نیستند و تمایل دارند تا آخر عمر در رأس کشور خدمتگزار مردم باشند. آنها خود را بهتر از هرکس دیگر شایستهی حکومت می دانند و به قرآن که در آیه 106 سوره مبارکه بقره می فرماید: “ماننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر او مثلها” اعتقادی ندارند. اما خواستهی مشترک مردم در این کشورها از جمله مصر،تونس، یمن، اردن و…….چیست؟
اگر به شعارهای مردم چه آنان که با ندای الله اکبر به خیابانها آمدند و چه آنها که با مرگ بر دیکتاتور به تظاهرات پرداختند بنگریم چند خواسته بیشتر نیست که اهم آنها عبارتند از: کنار رفتن حکومت های فاسد مادام العمر، برگزاری انتخابات آزاد به گونهای که مردم بتوانند با خواست خود افرادی را به حکومت بنشانند و هرگاه که آنها را نپسندیدند از کار برکنار کنند، آزادی دین و انجام آزادانه مناسک مذهبی، آزادی بیان، مطبوعات و رسانه ها، حکومت قانون بجای حکومت افراد، وجود دولت کارآمد، اهتمام دولت به خدمتگزاری و از بین بردن بیکاری و گرانی، آزادی استفاده از فناوری های نوین مانند اینترنت و پایگاه های اطلاع رسانی، پاسخگو بودن دولت در برابر مردم و نمایندگان مجلس، عدم وابسته بودن حکومت به قدرت های بیگانه و…..آیا این ها چیز بدی است؟
در ایران نیز که نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید، انقلابیون با سرنگونی نظام شاهنشاهی به دنبال برپایی نظامی برخاسته از دل و آرای مردم بودند به گونهای که ساختار حکومتی کشور با دین و فرهنگ و خواسته های مردم هماهنگ باشد. مردم ایران در جریان نهضت اسلامی سال 1357 ، شعارهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را فریاد می زدند که به مفهوم استقلال در تصمیم گیریهای دولتی و استقلال از قدرت های بیگانه، آزادی از استبداد و دیکتاتوری و برپایی نظامی اسلامی متکی بر آرای مردم بود و این همان چیزی است که امروز جهان عرب و دنیای اسلام به دنبال آن است.
حضور مردم کشورهای مصر، تونس و یمن در خیابانهای این کشورها، تحول عظیمی است که اگر به خوبی دنبال شود و به ثمر برسد می تواند دنیای جدیدی را در خاورمیانه رقم بزند و در چنین شرایطی است که مردم فلسطین هم می توانند انتظار داشته باشند با انتفاضه جدیدی خود را از زیر سلطه اسرائیل نجات دهند.
منبع: وبلاگ نویسنده














انشا….ضمن قدردانی خواهشمندیم که نویسنده محترم- از همین زاویه -نیم نگاهی هم به شرایط بدتر و وخیم کشور خودمان بیندازد. هرچند پرواضح است که منظور نویسنده از “خاورمیانه” نیم توجهی به ایران عزیز-ولی دربند- خودمان است.
اقای نویسنده تلویحا مطالبات جنبش سبز را اما از زبان عربها بیان کرده
برادر پاسدار حسین علأیی! خوشحالم که وضعیت ایران خودمون رو تشریح میکنید!
مگر سبزها غیر از این میخواهند؟
شاید گوش شنوأیی در میان بقیه پاسدارها باشه!
salaam. khalil jaleb va ba mosma! vaziat iran khodomoon ra tashrih nemodand. mamnoon sardar.