تازه ترین اطلاعات یک پرونده: دو سال حبس برای عوامل مرگ دکتر زهرا بنی یعقوب
چکیده :در حالی که هر روز احکام سنگین حبس و تبعید و محرومیت های طولانی از شغل برای فعالان اجتماعی، سیاسی و روزنامه نگاران صادر می شود، عوامل مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی یعقوب در ستاد امر به معروف همدان به یک تا دوسال حبس محکوم شده اند، یکی از آنها نیز حکم شش ماه انفصال از خدمت را دریافت کرده است. دکتر زهرا دانش آموخته دبيرستان تيزهوشان تهران، نفر 23 آزمون سراسري دانشگاهها و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشكي تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود ....
کلمه_فرزانه علوی :بيش از سه سال از مرگ مشکوک دكتر زهرا بني يعقوب، پزشك جوان در ستاد امر به معروف همدان مي گذرد و عوامل این مرگ تنها به دليل بازداشت غير قانوني اين پزشك به تحمل مدت كوتاهي زندان محكوم شده اند.
زهرا بني يعقوب، 27 ساله، بيستم مهر ماه سال هشتاد و شش در پاركي در شهر همدان به همراه نامزدش دستگير و به اداره امر به معروف و نهي از منكر اين شهرستان منتقل شد .تنها بعد از گذشت48 ساعت از بازداشت غير قانوني اين پزشك جوان وقتي خانواده براي پي گيري كار او به همدان رفتند، مسوولان بازداشتگاه همدان به آنها اعلام كردند كه دخترشان در بازداشتگاه خودكشي كرده است و جسد او را به آنها تحويل دادند . موضوعي كه هرگز مورد پذيرش خانواده قرار نگرفت و آنها از همان روزها پي گيري خود را براي قتل مشكوك فرزندانشان دنبال كردند.
اين پرونده در سالهاي گذشته تبديل به يكي از پرونده هاي مهم حقوق بشري در ايران شد و بسياري از فعالان حقوق بشر و زنان درباره آن سخن گفتند. اينكه پزشك جواني به اتهام همراه بودن با مردي در يك پارك كه بعد از مدتي هم معلوم مي شود نامزدش بوده دستگير و سپس در يك بازداشتگاه غير قانوني به طرزي عجيب كشته مي شود و مسوولان بازداشتگاه نيز بدون هيچ مدرك مستندي اعلام مي كنند او خودكشي كرده است، براي همه سوال برانگيز و عجيب بود .
مردم و فعالان حقوق بشر مي خواستند بدانند كه چرا نيروهاي ستادامر به معروف همدان به اين بازداشت غيرقانوني دست زده و سپس نيز چنين پايان دردناكي را براي خانواده يك پزشك جوان ايراني و تيز هوش رقم زده اند .
بعدها با پي گيري هاي زياد خانواده زهرا بني يعقوب مسوولان قضايي از جمله كميته ستاد حقوق بشر قوه قضاييه نيز در تاريخ 15 ارديبهشت سال 88 قتل مشكوك وي را تاييد كرده وخواهان آن شدند كه تحقيقات گسترده تري در باره اين پرونده انجام شود .
نامه اين ستاد به امضاي سيد محمد مير زماني، معاون دبير ستاد حقوق بشر اسلامي دراين تاريخ به خانواده و دستگاه هاي ذي ربط ابلاغ شد .
ماجرای دو زهرا-زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب
همان روزها، محسن آرمین، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سخنانی با مقایسه عملکرد مجلس ششم با مجلس هفتم، ضمن افتخار آمیز خواندن کارنامه مجلس ششم، گفت:« ماجرای دو زهرا –زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب- در تاریخ مجالس ایران حالت سمبولیک پیدا خواهد کرد. مرگ زهرا کاظمی که با پیگیری مجلس ششم مواجه شد و مرگ زهرا بنی یعقوب معصوم که گویی در مجلس هفتم خاک مرده پاشیدهاند و حتی یک نفر هم بلند نمیشود تا بپرسد که چه سر این دختر آمده است؟»
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب افزوده بود:« آقا بلند میشود و هیات تشکیل میدهد تا ببیند در هولوکاست که مربوط به 70 سال پیش است، چه شده؛ اگر راست میگویی چرا در مورد مسالهای که در حوزه مدیریت خودت اتفاق افتاده، لام تا کام حرف نمیزنی و هیچ حساسیتی نشان نمیدهی؟ آن وقت میخواهی بدانی 70 سال پیش در اروپا چه اتفاقی افتاده است؟ به همین دلیل است که کسی حرفت را باور نمیکند.»
آن روزها خیلی از چهره ها و شخصیت ها، خواهان رسیدگی به پرونده دکتر زهرا بنی یعقوب شدند، حتی گروهی از فرماندهان سپاه در نامه ای از مرگ مشکوک فرزند یکی از همکاران خود اظهار نگرانی کرده و خواهان توجه جدی به این پرونده شدند.
مرگ مشکوک این پزشک جوان، مجمع نمایندگان ادوار مجلس را نیز بر آن داشت تا با ارسال نامه ای به رییس وقت قوه قضائیه، خواستار تشکیل هیئت ویژهای برای پیگیری این حادثه شوند.در بخشی از این نامه آمده بودکه« بر اساس اطلاعاتی که از سوی خانواده و افراد مطلع به وکیل متوفی و مراجع ذیربط گزارش شده مشارالیه فردی مذهبی و مقید به رعایت پوشش اسلامی بوده است و پدر ایشان نیز از زندانیان سیاسی قبل از پیروزی انقلاب بوده است .متوفی بر اساس مقررات قانونی میتوانسته از حق آزاده بودن پدرش طرح پزشکی خود را در تهران بگذراند اما به دلیل علاقمندی به خدمت در مناطق دور از پایتخت، همدان را انتخاب میکند.
مجمع نمایندگان ادوار كه از جمع چندصد نفری از نمایندگان این ملت در ادوار هفتگانه مجلس شورای اسلامی تشكیل شده است بنا به تكلیفی كه در هر زمان برای دفاع از حقوق شهروندی برای خود قائل انتظار داشت که این پرونده به طور کاملا عادلانه مورد بررسی قرار بگیرد و عوامل این حادثه مجازات شوند.»
حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته و كشته شدن و دستگيري تعداد زيادي از فعالان مدني و اجتماعي و شهروندان بي گناه اين حوادث، توجه به اين پرونده را تا حدودي كمرنگ كرد تا جایی که احکام صادره برای عوامل این حادثه بازتاب رسانه ای چندانی نداشت .
به گفته وکلای این پروند عبدالفتاح سلطانی و نسیم پراکند، اواخر سال گذشته در نهایت دادگاه فقط براي دو تن از مسوولان بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان به جرم بازداشت غير قانوني دكتر زهرا احكام يك و دو سال زندان صادر کرده است .
در حالي براي عوامل قتل دردناك يكي از جوانان تيزهوش اين كشور چنين حكمي صادر مي شود كه اين روزها هر روز شاهد صدور حكم های سنگین زندان ده تا پانزده سال براي فعالان اجتماعي، مدني و روزنامه نگاران كشور هستيم.
دكتر زهرا چگونه كشته شد ؟
دکتر زهرا بنی یعقوب دانش آموخته دبيرستان تيزهوشان، نفر 23 آزمون سراسري دانشگاهها و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشكي تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود . او به خاطر اينكه پدرش زندانی سیاسی رژیم شاه بود، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود.پدر وی بازنشسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
او به خاطر اينكه پدرش زندانی سیاسی رژیم شاه بود، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود.پدر وی بازنشسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
زهرا ي 27 ساله، روز جمعه 20 مهرماه 86 ساعت 10 صبح در پارکی در شهر همدان به همراه نامزدش توسط ماموران ستاد امر به معروف دستگیر مي شود . مسوولان اين ستاد بیش از 24 ساعت خانواده زهرا را از جريان اين بازداشت بي خبر نگه مي دارند تا اينكه ساعت 11 صبح روز شنبه سرهنگ محمد حسين قره باغي با لحنی توهین آمیز با خانواده زهرا تماس مي گيرد و ماجرا را به خانواده او اطلاع مي دهد . پدر زهرا در همان تماس از او مي خواهد كه به همدان مراجعه كنند اما قره باغي همچنان با همان لحن توهين آميز خود به پدر زهرا مي گويد كه تا فردا آنها را به بازداشتگاه راه نمي دهد و آنها بیهوده خود را به زحمت نياندازند و اين همه راه را از تهران به همدان نیایند . زهرا هم که از سويي ديگر از تماس ستاد امر به معروف همدان با خانواده اش بی خبر بوده درروز دوم بازداشت از آنها مي خواهد كه اجازه تماس با خانواده اش را بدهند .
سرانجام و حدود ساعت پنج بعد از ظهر با دستور قاضی پرونده اجازه تماس صادر مي شود اما در آن زمان پدر و مادر نگران زهرا راهي همدان شده اند و در راه هستند زهرا تصميم مي گيرد به تنها برادرش زنگ بزند اما با توجه به اشکال در خط موبایل، تماس تلفنی شان به بیش ازچند کلمه نمی رسد . زهرا با محل کار خود تماس می گیرد و تقاضای دو روز مرخصی می کند تا بیمارانش با درهای بسته درمانگاه مواجه نشوند. اين بار برادر زهراست كه براي تماس با خواهرش پافشاري مي كند و چند بار با ستاد امر به معروف تماس مي گيرد تا اينكه دوباره به زهرا اجازه مي دهند با برادرش تماس بگيرد . تلفن برادر زهرا ساعت هشت و نيم شب زنگ مي خورد.اين بار خواهر و برادر فرصت پيدا مي كنند چند دقيقه اي ا با يكديگر صحبت كنند .برادر در گفت و گو با خواهرش احساس می کند او وضعیت روحی خوبي دارد.او در جواب این سوال برادر که می پرسد تو را اذیت نکرده اند ، مي گويد نه و فوری اضافه مي كند :«کسی بالای سرم ایستاده است.»
از آن زمان هيچ كس به درستي نمي داند كه در بازداشتگاه همدان چه گذشته است اما همين قدر مشخص است كه در گواهي فوت دكتر زهرا زمان مرگش ساعت هشت همان شب ذکر شده است. درحالي كه زهرا در ساعت هشت و نيم با روحيه اي مناسب با برادرش صحبت كرده است و همين موضوع از همان ابتدا فرضيه خودكشي اين پزشك جوان را زير سوال مي برد .پرینت مکالمات تلفنی که پس از ماهها دوندگی پدر زهرا در اختیار دادگاه قرار می گیرد، تایید می کند که زمان مکالمه تلفنی زهرا با برادرش نیم ساعت پس از زمانی است که پزشکی قانونی همدان به عنوان زمان فوت وی ذکر کرده است.
بعدها پزشك قانوني همدان گواهي فوت را تغيير مي دهد و اين بار در تاريخ آورده مي شود كه زهرا در صبح آن روز خودكشي كرده است. اين در حالي است كه دوبار تماس زهرا بر گوشي تلفن برادر ثبت شده و پرينت مكالمه ها نيز موجود است . پدر و مادر زهرا ساعت 10 همان شب به همدان می رسند .اما در مقابل بازداشتگاه با عجیب ترین توهین ها مواجه می شوند . یکی از اعضای ستاد امر معروف به پدر زهرا می گوید از نظرما دختر تو صلاحیت پزشک بودن در این مملکت را ندارد . این فرد یک هفته پس از خاکسپاری زهرا، با خانواده عزادار تماس مي گيرد و با انواع تهدیدها از خانواده بني يعقوب مي خواهد پرونده را پیگیری نکنند .
پدر زهرا هنوز از ياد نبرده است كه سرهنگ قره باغي، رييس ستاد امر به معروف همدان چند ساعت پس از وقوع اين فاجعه با خنده با او روبرو مي شود و مي گويد :«براي پيگيري وضع دخترت به آگاهي برو ،نه !برو دادسرا ،نه !بهتر است بروي پزشك قانوني.»او از همان جا با خنده و شوخي و بدون نگراني از مرگ تلخي كه در حوزه تحت نظارتش اتفاق افتاده بود، پدر پير زهرا را به پزشك قانوني مي فرستد و حادثه اي ناگوار را براي خانواده اين گونه بازگو مي كند.
هر آنچه پس از اين براي اين خانواده مي گذرد تلخ است ، گريه و غم و رنجي كه با وجود گذشت سه سال ازاين حادثه هنوز كمرنگ نشده است .خانواده زهرا هرگز از ياد نمي برند كه موقع خاكسپاري پیکر فرزند عزیزشان، از بینی و گوشش خون جاری بوده است موضوعي که خانواده و هم حاضران در مجلس يادبود او را به شدت منقلب مي كند. خانواده زهرا همان موقع با چند پزشک متخصص تماس مي گيرند و همگی تاييد مي كنند كه کسی که حلق آویز شده باشد به هیچ وجه گوش و بینی اش خون ریزی نمی کند و این تنها از نشانه های ضربه مغزی است. خانواده زهرا پس از آن برای بررسی احتمالی ضربه مغزی تقاضاي نبش قبر مي دهند و با اينكه با اين كار موافقت مي شود با توجه به وضعیت روحی و جسمی مادر زهرا ا خانواده از این کارانصراف مي دهند .
آنچه در روزهاي بعد بر اين خانواده مي گذرد پي گيري اين پرونده است. پدر يك روز هم آرام نمي نشيند و بارها و بارها به دادگستري ،قوه قضاييه ، بيت رهبري ،نهاد رياست جمهوري مراجعه مي كند و مراجعه مي كند .
قاتلان دكتر زهرا چه مي كنند ؟
حكم نهايي دادگاه 46 تجديد نظر استان تهران به رياست قاضي غلامرضا موحديان در تاريخ 28 بهمن ماه سال 88 به خانواده زهرا بني يعقوب ابلاغ شد. بر اساس اين حكم محمد حسين قره باغي، رييس ستاد امر به معروف و نهي از منكر همدان به “اتهام جعل در اسناد “و “اتهام بازداشت غيرقانوني” و همچنين به اتهام استنكاف از انجام دستور قضايي به دوسال زندان و شش ماه انفصال از خدمات دولتي محكوم مي شود . حسن مستقيمي ديگر عضو ستاد امر به معروف و نهي از منكر همدان كه از نيروهاي بسيج اين منطقه هست و زهرا را در پارك دستگير كرده بود نيز به اتهام “توقيف اشخاص بر خلاف قانون در جرم غير مشهود” به يك سال حبس محكوم مي شود.
آنها هم اكنون در زندان همدان به سر مي برند اما پرونده اتهام قتل آنان و ديگر شركا با اعلام برائت قاتلان با وجود اين همه سند و مدرك براي هميشه مختومه اعلام شده است .
پيكر دكتر زهرا در قطعه 254 بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شده، جايي كه اين روزها به مقر دايمي مادر و پدر زهرا تبديل شده است وبيشتر روزهايشان را در كنار مزار عزيزشان مي گذرانند .














هرچی که ما مردم میکشیم از استبداد استبدادیون و استفاده بهینه ار شعارهای هزار من یک غاز و …. همه قدرتمندان تفنگ دار و چسبیده به قدرت خود یک رضا شاه کوچک هستند. محبت کرده با چهار هزار تومن جریمه خودی ها که در تاریخ ثبت گشته است زندان این قاتلین را خریداری نموده و بعد ان در هر کوی و برزن فریاد بر اورید که ما مردمی با فرهنگ و از نوادگان تیمورو چنگیز و از ماذری نشانی از هیتلر و هیملر و گوبلز را داریم . تفو بر این روزگار کجمدار گناه ما چیست که مردان قانون ما از قانون سر در نمی اورندو بنا بر خصلت خانی مجازات روا میدارندو ان وفت دم از اسلام و ان هم از نوع رحمانی ان میزنند و اگر اسلام غیر رحمانی باشد کجا را برای فرار انتخاب کنیم و احتمالا سوراخ موش را تا مدیریت اقایان و عدالتشان ترک نخورد .همین
ايا اينان فراموش كرده اند كه روز حسابي هم هست لعنت خدا بر قاتلان اين سرمايه مملكت
اگر پدر او پاسدار بازنشته و جانباز نبود و یک کارمند یا کارگر معمولی بود چه میشد؟ فکر میکنم بجرم شکایت کردن الان در زندان بود!
in asamy hast va melat in namha va afrad ra faramosh nakhahnd kard va be moghe anha ra be daste ghodratmande edalat khahand sepord.aghaynee ke be name eslam dast bar roye namahramm boland mikoand va mizanand kojay elsam goft.ey kasany ke daghdaghe din eslam va ensanyat ra darid byaeid bebinid dar omolghoraye slam che migzarad.che namayeshe kasify dar hale ejrast kasani ke salhaye nory ba eslam ensanyat va edalat fasele darand va kod ra ta nja bala mibarand ke baraye digaran ghezvat mikonand va khod ra tafakoe khod ra meyare sanjehe hagh.
افرین به انسانهای شریف و شجاعی چون / محسن آرمین / که با وجود اطلاع کامل از وضعیتی که ممکن است برایش بوجود آورند در مقابل ظلم و گناه سکوت نمی کنند و با صدای بلند اعلام می کنند :
« آقا بلند میشود و هیات تشکیل میدهد تا ببیند در هولوکاست که مربوط به ۷۰ سال پیش است، چه شده؛ اگر راست میگویی چرا در مورد مسالهای که در حوزه مدیریت خودت اتفاق افتاده، لام تا کام حرف نمیزنی و هیچ حساسیتی نشان نمیدهی؟ آن وقت میخواهی بدانی ۷۰ سال پیش در اروپا چه اتفاقی افتاده است؟ به همین دلیل است که کسی حرفت را باور نمیکند.»
نفرین بر جنایتکاران و دیکتاتورها از بن علی گرفته تا …
قول میدم این اسم یادم بمونه،(سرهنگ محمد حسین قره باغی).در رو یه پاشنه بند نمیشه.
تعجب میکنم از کسانی که با یزید زمان بیعت میکنند و یرای امام مظلومیت امام حسینی که قرنها پیش شهید شده عزاداری میکنند
نزدیک است تحقق وعده های الهی، چسبیده های به قدرت که به کار برد واژه انسان برای آنها انسانیت را شرمسار می کند، بدانند در دادگاههای فردای ایران آزاد محاکمه و بسزای اعمالشان می رسند!
به امید آزادی و آبادی ایران عزیز
،”رییس ستاد امر به معروف همدان چند ساعت پس از وقوع این فاجعه با خنده با او روبرو می شود و می گوید :«برای پیگیری وضع دخترت به آگاهی برو ،نه !برو دادسرا ،نه !بهتر است بروی پزشک قانونی.»او از همان جا با خنده و شوخی و بدون نگرانی از مرگ تلخی که در حوزه تحت نظارتش اتفاق افتاده بود، پدر پیر زهرا را به پزشک قانونی می فرستد و حادثه ای ناگوار را برای خانواده این گونه بازگو می کند.”
از همون اول مطمئن بوده این مملکت اینقدر بی صاحبه که هر جا هم بره کسی باهاش کار نداره
حكم ازين شديدتر و غليظ تر واسه يه كاري به اين بي ارزشي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خيليا با اطمينان از اينكه مملكت شده شهر بي صاحب دارن اسبشون و چارنعل ميتازونن اما اينجور نميمونه كه اگه قرار بود بمونه نوبت امثال اين رئيس ستاد و آدماي فاسد دفع مفسده كن!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نميرسيد.
اللهم اصلح فاسدا من امور المسلمين
عدالت اسلامی یعنی همین دیگر. یکی را برای تظاهرات خیابانی اعدام می کنند آن دیگری را به واسطه تجاوز به یک خانم دکتر و بعد قتل فجیع او به دوسال حبس. پس می خواستید حتی این دوسال هم نباشد که دارید اعتراض می کنید. در جمهوری اسلامی تبعیض مبعیض نداریم همه باید محاکمه شوند حتی خود آن بالا بالایی ها هم خطا کنند مصون از مجازات نیستند. ندیدید چه بلایی سر این کهریزکی آورند؟ مجرمین را میگویم دیدین چه زندانهایی جه جزای نقدی چه محرومیت های از خدمت در کهریزک. این را ببم جان می گویند عدالت و عطوفت اسلامی
وای به حالت ظالم اگر در این دتیا جزایت را نگیری و توبه نکنی فردای قیامتت سراسر مصیبت است.
خانم دکتر خوش شانس بودی که بابات سپاهی بوده و کلی آشنا و پارتی داشته که برایتان دادگاه تشکیل دادند و مثلا پیگیری کردند. وای به حال سایر دختران و پسران این مملکت که بابای دم کلفت ندارند!