شمارش معکوس برای خیابانخوابی خانواده جانباز شیمیایی
چکیده :محمد رفیعی نژاد از استان گلستان که هنوز با ارسال پیامکهایش از مردم و مسئولین درخواست کمک دارد، اظهار داشته است به زودی صاحبخانه اسباب و اثاثیه وی را در خیابان می ریزد. آقای رفیعی نژاد صاحب دو فرزند است و درسال 64 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو شیمیایی شده است....
آنها بهترین لباس هایشان را برای عکس پوشیدند. جانباز ماسکش را دراوردو بچه ها با گریه مقابل دوربین قرار گرفتند، انتشار تصویر یک خانواده جانباز فراموش شده ابرویشان را نمی بردچون قرارست مدتی دیگر در خیابان زندگی کنند.
شماره حساب ۰۳۰۰۲۱۱۶۳۶۰۰۹ نزد بانک ملی ایران. این تنها امید باقی ماندهی محمد رفیعی نژاد، جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق برای ادامه زندگی است. شماره حسابی که دیروز منتشر شد. وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران، منتشر کننده این مطلب دلیل آن را “بی توجهی مسئولان به گزارشها و مصاحبههای مربوط به مشکلات این جانباز” عنوان کرده است. نویسنده گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران در مطلبی با عنوان “شمارش معکوس برای خیابان خوابی خانواده جانباز شیمیایی” این مساله را “بزرگترین فاجعه سال پس از گذشت ۲۲ سال از جنگ تحمیلی” خوانده است.
بنا بر این گزارش محمد رفیعی نژاد از استان گلستان که هنوز با ارسال پیامکهایش از مردم و مسئولین درخواست کمک دارد، اظهار داشته است به زودی صاحبخانه اسباب و اثاثیه وی را در خیابان می ریزد. آقای رفیعی نژاد صاحب دو فرزند است و درسال 64 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو شیمیایی شده است. هر چند که سپاه پاسداران ایران او را مصدوم شیمیایی تشخیص داده ولی بنیاد شهید استان گلستان هنوز وی را جانباز محسوب نکرده است.
پنجم آبانماه سال جاری اعضای فراكسيون ايثارگران مجلس شوراي اسلامي پيش از آغاز جلسه علني براي بررسي وضعيت جانبازان شيميايي بدون مدرك پزشكي و یا درصد جانبازی گردهم آمدند. حضور رئيس سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران در جمع اعضای این کمیسیون میتوانست خبری امید بخش برای خیل جانبازان بدون مدرک پزشکی یا درصد جانبازی باشد. اما نتایج این نشست پشت درهای بسته اتاق جلسه ماند تا همچنان آینده عده زیادی از رزمندگان سالهای جنگ در هاله ابهام باشد.
بیش از دو دهه است که جمهوری اسلامی دفاع از “ارزشها و یادگاران” دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق را به یکی از اساسیترین راهبردهای سیاسی و فرهنگی خود در داخل ایران تبدیل کرده است. در هر گوشه وکناری اثری از یادآوری سالهای جنگ وجود دارد. از نامگذاری معابر و میدانها ودیوار نویسیهای شهری گرفته تا چاپ صدها عنوان کتاب و برگزاری متعدد یادواره و جشنواره در سراسر ایران به مدد کمکهای مالی ریز و درشت دولتی.
با این حال محمد رفیع نژاد در شرح حال خود که در وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران برای اطلاع مردم از وضعیتاش نوشته، مساله را جور دیگری روایت میکند. وی مینویسد: “چند سالی است که به سپاه و بنیاد شهید نامه می نویسم. از کارافتاده ام و خانه نشین شده ام. تمام دارایی ام را هزینه درمان جانبازی ام کرده ام. پس از سالها دوندگي توانستم در سال ۱۳۸۶ با تاييد دكتر قانعي به عنوان جانباز شيميايي شناخته شوم. پس از دو سال انتظار پشت درب كميسيون پزشكي بالاخره نوبت به تعيين درصد من رسيد ولي نتيجه تنها صفر درصد بود.”
آقای رفیع نژاد با خانواده چهار نفره خود هم اکنون در طبقه چهارم یک آپارتمان در گرگان زندگی می کند و سه سال است که نتوانسته اجاره بهای منزلاش را پرداخت کند. صاحبخانهاش تهدید کرده که اسباب و اثاثیهاش را به خیابان میریزد. او میگوید در تمام سالهای پس از جانبازیاش ازطریق قسمتي از مستمري مادرش و كمي از مستمري مادر همسرش كه مادر شهيد است روزي يك وعده غذاي خانواده اش را تامين ميكند.
وی در شرح بیماری خود میگوید: “نفس تنگی دارم اعصابم هم مشکل دارد. چشمانم هم تار می بیند. قرص زیاد مصرف می کنم. اي كاش ميدانستم شيميايي مرا از بين ميبرد تا ازدواج نميكردم و فرزندان و همسرم را با خود در اين فلاكت همراه نميكردم. شادابيام را از دست داده و افسرده شدهام.از زور شرمندگي و فقر خانه ام در گرگان را ترك كرده و به مشهد رفتم تا كارگري كنم. من حاضرم پاکستانی باشم فلسطینی باشم و لبنانی باشم فقط به من کمک کنید. نمی خواهم خانواده ام آواره شوند. من جانباز شیمیایی هستم ولی افرادی که در جنگ نبودندو پشت میز نشستند مرا جانباز قبول ندارند.”
وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران آنطور که توسط سید هادی کسایی زاده، گرداننده آن مطرح شده است، وبلاگی است که بدون وابستگی به کمکهای دولتی یا ارگانهای حکومتی اداره میشود. آقای کسایی زاده در شرح وضعیت محمد رفیع نژاد به انتقاد شدید از مدیران و مسوولان کنونی دولت پرداخته و آورده است: “من که در دوران جنگ ۱۱ سال بیشتر نداشتم امروز که می بینم جانبازی به من برای ادامه زندگی و معیشت خانواده اش التماس می کند شرمنده می شوم. چرا باید مامن یک جانباز، جوانی جنگ ندیده و غیرمسئول آن هم کیلومترها دور تر از محل زندگی اش باشد.آهای دولت خدمتگزار گوش کن… آهای نماینده مجلس گوش کن… آهای آقای زریبافان توپ فوتبال و استقلال تهران را رها کن و گوش کن… یک ایثارگر استغاثه دارد…من چند ماه قبل گفتم وضع این جانباز خراب است.”
بر اساس نوشته هادی کساییزاده آقای رفیع نژاد حتی تصمیم داشته به دلیل گرسنگی و بیکاری دست به خودکشی بزند که با صحبتهای او از این کار منصرف شده است.
مدیر این وبلاگ میگوید با تلاش بسیار توانسته مدارک و نامه این جانباز را به سایت های مسئولان عالی رتبه کشور، از رئیس بنیاد شهید و خبرگزاریها و حتی تا همسر رییس جمهور برساند. اما با گذشت چند ماه از این نامه نگاریها هیچ اتفاقی نیفتاده جز بدتر شدن اوضاع محمد رفیع نژاد و خانوادهاش. به همین دلیل گردانندگان وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران تنها یک راه را پیش روی خود دیدند. قرار دادن عکس ارسالی این جانباز همراه بخشی از زندگینامه و نامه او بر روی وبلاگ.
اوایل مردادماه سال جاری نیز روزنامه تهران امروز در ستون جانبازان خود از قول سایت فاش نیوز به وضعیت وخیم زندگی این جانباز شیمیایی اشاره کرده بود. در مطلب روزنامه تهران امروز آمده بود: “در نامه كميسيون پزشكي نامبرده به شماره ۱۵۲۱۶/۲۷۰/۵۵۰۱۲۷ مورخ ۸ تیر ۸۸ معاونت بهداشت و درمان بنياد شهيد كشور كه به امضاي دكتر علي اكبر بابايي رسيده نيز آمده است، نامبرده از ناحيه چشم، پوست و ريه داراي ضايعه شيميايي است.”
به درستی مشخص نیست چه تعدادی در ایران با شرایطی مشابه محمد رفیعی نژاد دست به گریبان هستند. چرا که نهادهای دولتی ذی ربط در مسایل جانبازان هیچگونه عزمی برای شفاف کردن وضعیت موجود ندارند. انجمنها و گروههای غیر دولتی فعال در این زمینه نیز با محدودیتهای فراوانی رو به رو هستند.
در یک نمونه از این موارد اخیرا معاونت اجتماعی استانداری فارس اعلام کرده است “انجمن حمایت و دفاع از جانبازان شیمیایی فارس تا اطلاع ثانوی ممنوع مصاحبه شده و نباید نامی از این انجمن جایی گفته شود.”
دیماه سال جاری خسروآبادی، مدیر جدید روابط عمومی بنیاد شهید در نشست هم اندیشی با خبرنگاران اعلام کرده بود که: “نباید مشکلات جانبازان را انعکاس داد. زیرا برخی از آنها درصد نداشته و یا زیر ۲۵ درصد هستند و دشمنان داخلی و خارجی از این گزارشات سوء استفاده می کنند.” وی گفته بود: “رئیس بنیاد شهید از اطلاع رسانی ارائه خدمات به ایثارگران مخالف است. سعی کنید به جای پرداختن به مشکلات جانبازان ترویج ایثار و شهادت کنید و از مادران شهید و معجزات جنگ قلم بزنید.”
هم اکنون بیش از ۱۰۰ هزار جانباز بدون درصد در سراسر ایران با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی “جانباز زیر ۲۵ درصد تسهیلات ندارد و تنها بیمه درمانی به او تعلق میگیرد.” هم اکنون بنیاد شهید متصدی تعیین درصد جانبازی است و چالشی که سالهاست جانبازان از آن مینالند این است که بنیاد شهید در این زمینه تمام تلاشش را برروی کم کردن درصد جانبازی افراد متمرکز میکند. در صورتی که جانبازان روز به روز از لحاظ توان جسمی تحلیل می روند. ایران دارای بالاترین میزان مصدومان شیمیایی در جهان است.
منبع: روز آنلاین














نمي دونم چي بگم. فقط اگه مي تونيد لطف كنيد شماره كارت ايشون رو برامون بگذاريد تا بشه از طريق خودپرداز بهشون كمك كرد. اونايي هم كه توي بالاترين و شبكه هاي اجتماعي عضو هستن لطف كنن اين خبر رو لايك كنند.
سلام، گفته می شود که رئیس بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گلستان، مدتی از مزایای جانبازی استفاده می کرده و بعد مشخص می شود ایشان جانباز نبوده اند یا درصد کمتری را به بالای پنجاه درصد رسانده بوده است، همین آقا در جلسه ای به یکی از جانبازان که خواهان تأمین, هزینه درمانش بوده گفته است که خرج درمان شما زیاد است و من اگر همچین پولی داشته باشم خرج جاهای واجب تر ! می کنم، از چنین مسئولی و همانطور که اشاره کردید از بنیادی که درصد های جانبازان را حتی خلاف تعرفه های خودش به عمد پایین نگه می دارد، چه انتظاری می توان داشت؟ جانبازانی را می شناسم که برای تأمین هزینهدرمان خود قصد شکایت دارند اما نمی دانند که آیا جایی برای شکایت هست یا نه و اینکه اگر شکایت بشود رسیدگی, عادلانه صورت می گیرد یا نه، یک نگاه به وضعیت بازماندگان جنگ در کشورهای دیگر، موجب شرمی دائمی و احساس مسئولیتی سنگین برای جبران بی توجهی ها خواهد شد.
یه سری به اصطلاح جانباز هستند که بنده شخصا میشناسم و لاکی روز به روز درصد جانبازیشون بالا میره!!!حقوق،وام خرید خونه،وام خرید ماشین،معاف از پردخت قبوض و …واین در حالی هستش که ایشون هیچ مشکلی ندارند!!!اما یه سری از افراد مثل همین جناب رفیعی نژاد با اینکه به واقع احتیاج به کمک دارند هیچ کمکی بهشون نمیشه!!!واقعا متاسفم واسه ی دولت خدمت گزار و رهبر مستضعفین جهان
سعی میکنم یه مقدار هر چند کم ولی کمک کنم.
یاحق
فرمان هشت ماده ای امام حلال همه مشکلات است منتظر بیانیه ای اعلامیه ای چیزی هستیم
ذاستانی که کمتر اشگ بر چشمان جاری میکند و باید بر این حکومت و بر این دولت خون گریست.اولین دلیل خون گریستن بر این مدعا میباشد که رییس دولت در خود نوشت زندگیش به طزیقی افاضه نموده اند که در جنگ بوده است . سند ان در سایت دکتر خرعلی ثبت است. دومین دلیل این است که اقایان دروغ را از حد واندازه و تا بی نهایت تاب میدهند و توقع دارند که این مردم دروغ ها و لاف های غیر انسانی و غیر مدبرانه این ها در خود هضم کند.دارند با گند زدت های مستمر از رستم و از کورش برای خود گلیمی میبافند که اب زمزم از گنداب متعفن و بد بوی این عجوزگان به عجز خود اقرار میکند. پول های کیسه ای که برای مدیر جناب کرزای میفرستند . حاشا میکنند. برای چندین و چند کشور از بیت المالی که در منابر اقایان حساب و کتابش سخت و جان فزاست از کیسه ملت میبخشند . و به ریش ایه های قران میخندند.و حال باید سوالی مطزح کرد برای این اقایانی که لقلقه زبانشان در تمام منابر و گفت و گویشان از علی میباشد و ذاستان خلخال زن یهودی و اهن گاخته ای که بر دست برادرش میگذارد.چه زود فدرت و مال دنیا به تمام گفته ها و ناگفته های منبری ها غلبه کرد و حرفشان چه بی ارزش بود.در غلبه بر مخالفین همیشه از امام و کفته گهر بار ایشان که فرمودند روزی نرسد که مردان جنگ در چنبره زندگی بمانند. که هزاران ضمن مانذن در زندگی به خود کشی رسیده اند و چه زود مزد زحمات این عزیزان را در کف بی کفایت خود گذاشتند واز پرونده مرده ها نیز گذشتند تا خود را به پست و مقامی که لایقشان نیستند برسانند.و از این خیانت ها به جایی رسیده اند که خدا را نیز بنده نیستند.و چه ارزان فروشی کردند برای مردان مرد جبهه هاو اکنون خود را به تجاهل میزنند و از عامی عادی طلب کار.
(کلمه:اگه واقعا این جریان درسته نظر من رو بگذار تا سبزها بخوانند اخه امروز پنجشنبه است وفردا جمعه و بانک ها بسته به خاطر همین این خبر رو تا شنبه نگه دار) برادرا و خواهرای سبزم از شما که از این خبر باز دید کردید می خوام راحت از کنار این خبر رد نشین بیاید با عمل به وظیفه و یاری یک خلق خدا باعث بشیم خدا هم مارو در رسیدن به هدف ایران پاک و سربلند یاری کنه فقط پول توجیبی یک هفته رو اگه بدیم کافیه اگه هزار نفر 10000 تومان بدن میشه 10 میلیون تومان اگه زیاده فقط 1000 تومن هم کافیه بیایید به وظیف عمل کنیم گفتم وظیفه برا اینکه کمک به کسی که برای خاکمون جنگیده دست گیری نیست بلکه انجام وظیفه است خدا مارو امتحان می کنه وگرنه اجر این برادرای رزمنده با خدا است
چرا هیچ کامنتی در این مقوله نمی بینم مگر این سایت مختص دوستان سبز نیست ایا این اقایان صحبتهای جریان تمامیت خواه را در قبال عدم دوستی شما با رزمندگان و کسانی که در روز های خون و اتش و سجاده از دین و کشور خود داوطلبانه دفاع نمودند (تا هنگامیکه جبهه را ندیده باشید نمی توان درک صحیحی از انان داشت ) را تائید میکنید . پس لطفا نامه مشابه اقای رفیعی که بیش از 40 ماه واوطلبانه در جبهه جنگید و حتی بنا بر اعتقادات خود از گوچکترین امتیازی نیز استفاده نگرد را جهت تنویر افکار اقایان سبز خدمتتان ایفاد میدارم لازم به ذکر است 90 درصد از زندانیان جریانات اخیر در زندان از ایثارگران جنگ تحمیلی میباشند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الذین آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿20﴾
كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند (20)
چرا پس از 25 سال به نبیاد مراجعه نمودم
برادر عزیزم : ثانیه ثانیه عمر ما عبادت است لحظه لحظه درد مان که ما را به یاد پیمانم با خدا می اندازد
اوج بندگی و عبودیت است . اما چه کنیم که حتی ایوب پیامبر نیز از انسان بودن و اندازه داشتن این توان به خدای خود شکایت میکرد .و جهت حفظ ایمانش به خدا پناه میبرد
زخمهای و رنج . تن و روان از یکسو .وزخم زبان مردم و بعضا تازه مومنین از سوی دیگر که میخواستی نروی . خود گرده را تدبیر نیست .غرغر و نا راضیتی فرزندان از دردهای شبانگاهیت و گفتن این جمله که مگر ما چه گناهی گرده ایم که باید مرتبا این حالتهای شما راتحمل کنیم
خدایا فرزندانی که ارزو داشتیم روزی داستان حماسه های ما را از بانه تا شلمچه برای نسلشان بیان کنند امروز دیگر خسته از بیماریهای گوناگون ما شاید ارزوی ….. ما را داشته باشند
تحمل همسران بزرگوار ما که با نیت خوشبختی و زندگی ارمانی زندگی خود را با ما شروع نموده و اگر نبود ایمان و صبرشان شاید ثانیه ای حالتهای متغیر روحی ما را تحمل نمی کردند . و بودند عده ای که نکردند .جایی که کلمه بیمار موج انفجار گرفته با دیوانه برابری میکند . و بعضا بسیاری از همسران جانبازان موج انفجار گرفته با مدراک پزشکی جانباز طلاق یکطرفه از این مسجود فرشتگان گرفته اند . تنهایی . درد . بیماری خستگی . اه که اگر نبود عنایت الهی و یاد خدا تحمل این روزها چه سخت و غیر قابل تحمل بود .
.
خدایا تو شاهد باش که اگر نبود . مسئولیتهای اجتماعی .ما را چه به بنیاد و کمیسیونهای رنگارنگ آن. ساعتها نشستن پشت درب کمیسون تا اقایان پزشگان معتمد بنیاد شما را معاینه نمایند .و اگر نبود اثبات دنیوی هویتمان هرگز حاضر نبودم که زیباترین ایام عمرم را را که افتخار همنشینی با مسجود ملائک را داشتم با ضرایب درد و بیماری ارزیابی نمایم . که خود عزیزان و پزشکان بدلیل برخورد با این عزیزان بهتر از هرکس میدانند . که حضور در جبهه و ان محیط الوده و دیدن بدنهای تکه تکه شده یاران و امواج انفجار چه با صورت سانحه و چه بودن ان تاثیراتی وحشتناکی در روح وروان و به تبع ان جسم انسانها میگذارد
ای کاش این بنیاد تشکیل نمیشد تا انسانهایی که با پول و امکانات این کشور و در سایه امنیت این بزرگواران امروز صاحب انواع تخصصها و مداراک عالیه شده اند و تشخیض انان معیار ایمان و تقوا و جانبازی این عزیزان است را نبینم ( هر چند که عده ای معدود اغراق کننده انهم بدلایل ….. ان عزیزان را بر این داشته که همه را به یک چوب یرانند )
من از زبان خود میگویم: خدایا گشایشی بر ما قرار بده تا مجبور نشویم حتی درب این بنیاد مقدس را ببینیم .اگر توان بدوش کشیدن این پیگر ضعیف و ناتوان و مجروح را داشتیم . اگر نبود مسئولیت اجتماعی در قبال خانواده . من کجا و درخواست عمری مجاهدت را در عیار پزشکان متختص بنیادگذاشتن کجا!؟
خدایا در برابر همه دردها و رنجها ناشی از مجاهدتم در هنگام مرگ ایمانم را سالم بدار .
لا اله الا الله . محمد رسول الله و علی ولی الله
بمن میگوئند که بله بیماری این بیماریها می تواند دقت کنید میتواند از مشخصه های و علائم جنگ باشد مدراک چه داری . صورت سانحه . بستری در بیمارستان و غیره . و هنگامی که به انان توصیح میدهی ان زمان جمع اوری این مدراک رسم نبود و حتی ما تصور زندگی بعد از جنگ را نداشتیم . با لبخندی که در ان هزار توهین نهفته شما را به بیرون راهنمایی میکنند . و شما با نسخه هایی که حتی به دلیل فقر مال نتوانستی داروهای ان را تهیه نمایی با افکاری پریشان از این نوع برخورد با سرفه های پیاپی در گوشه خیانان جهت بالا امدن نفس می نشینی ناگهان صدای افتادن سکه ای به زیر پایت . تو را بخود میاورد و پس از ان سکه اسکناسی سریع صورت خود را میگیری و از محیط دور میشوی .
و نیمه های شب در کنار سجاده ات از خدا میخواهی که لحظه ای فقط لحظه ای از مجاهدت را فبول نماید . چون انگاه سر با لا نموده و و به همه دنیا و مسئولین فخر می فروشی و میگوئی
من بخود غره ام که اکر ثانیه ای از دردم ثانیه ای از جهادم نزد خدا مقبول باشد در فردای قیامت همه انسانها نزد ما فقیر و بی چیزند . بیکسند حتی انان که ما از اطاقهای خود بیرون انداختند و حقی از جانب ما برخود ایجاد نمودند .
این نامه نه از سر استیصال و یا شعارهای متعارف قلمی شده بلکه این عقده ای 29 ساله است که امشب بی اختیار سرباز کرده و هرچه میخواهم جلوی انرا بگیرم اشگ مجالم را میبرد و نوشتن تخلیه ام می کند .
فقط شرمساريم و ….
قابل ذکر است بنیاد مستقیما زیر نظر رهبری بوده و فتاوی و نظرات ایشان در خصوص جانبازان اعمال میشود. پس انسانهای با بصیرت؟ اگر با شرایط حاضر مشکل دارند . به جرکه و وادی ضدیت با ولایت ملحق میشوند.
…
Kaash in khaanevaadeh haaye bozorg va aziz be mardom e baa gheyrat e Tunes ta’alogh daashtand.
یا علی بریم یک حماسه سبز دیگه برپا کنیم من فردا به وظیفم عمل میکنم ان شا الله
با سلام
من هم یک جانباز شیمیایی می شناسم که در صد ندارد به این علت که بعضی از این جانبازها بعد از سالها اثرات بیماری شان بروز می کند در سالهای اولیه جانبازی خودشان متوجه بیماری خود نیستند که برای درصد گرفتن اقدام کنند . مسولین باید برای آنها فکری بکنند .