بازگشت امیر ابوطالبی به زندان؛ اوین میزبان چه کسانی است؟
چکیده :براستی چرا امروز زندان اوین میزبان بهترین فرزندان این انقلاب است؟ جانباز پاکباز انقلاب اسلامی با جراحاتی از دژخیمان رژیم پهلوی، منافقین و صدامیان در زندان چه...
مهندس امیر ابوطالبی جانباز انقلاب و دفاع مقدس، از مدیران با سابقه صنعت کشور که پیشتر در تاریخ 7 دی ماه 1388 دستگیر شده بود، برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین بازگشت.
به گزارش خبرنگار کلمه، امیر ابوطالبی که مدت شش ماه را در بازداشت موقت سپری کرده و 77 روز از این دوران را در سلول انفرادی بوده، در دادگاه بدوی به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر عینا مورد تایید قرار گرفت.
یادآوری سوابق مهندس ابوطالبی در متنی با عنوان «به دستهای چه کسانی دستبند میزنیم؟»، برای معرفی چهره هایی که اینک بر سر پیمان خویش با انقلاب اسلامی همچنان ایستاده اند، ضروری به نظر می رسد. این متن در زمان دستگیری وی در سال گذشته و زمانی که خانواده اش مدت ها از وی بی خبر بودند، منتشر شد.
امیر ابوطالبی کیست؟
پانزده سال بیشتر نداشت که به صف مبارزین پیوست. سال های نخست دهه پنجاه، نوجوان دل سوختهای بود که خیلی زود خود را به جمع بزرگترها پیوند زد و بزرگترها چه خوب او را پذیرفتند. با همان سن کم در خانه مادری، بانی برگزاری جلسات هیئتی شد، به نام مکتب قرآن و در اوج سالهای هراس و زندان و خوف، جمعی را متشکل کرد که تا سال ها بعد رفتار و کردارشان، نوحه و نوحهخوانیهایشان و پاکیزگی و خلوص و ادبشان الگوی شایسته و متفاوتی از عشق ورزی آگاهانه به حسین (ع) را رقم زد.
در جنگ و گریز روزهای انقلاب 57 بینایی یک چشم خود را هدیه کرد. در هنگامه مسجد جامع کرمان برای نجات جان مجروحی بر زمین افتاده،خود هدف گلوله قرار گرفت و بر زمین افتاد. اما از این مهلکه نیز جان به در برد.
با طلوع خورشید پیروزی، به عشق سازندگی به هر گوشه ایران سر کشید و تا مدت ها در محرومترین نقاط این سرزمین به یاری انقلاب پرداخت.
در سال های نخست دهه شصت و روزهای ترور و خشونت هدف گلوله منافقین قرار گرفت و یکبار دیگر مجروح شد .اما اینبار نیز از بستر برخاست و مصممتر از پیش به خدمت انقلاب کمر بست.
بعدها به عنوان نمایندهای از بخش صنعت ایران در آلمان به کار مشغول شد.
در حالیکه در طی این سالها هرگز جانبازان ایرانی اعزام به آلمان را فراموش نکرد و در عین حال به تلاش و فعالیت گسترده در مرکز اسلامی هامبورگ و خدمت رسانی به مسلمانان اروپا همت گماشت.
در این میان گروهی از مهاجرین بوسنی و هرزگوین که به دعوت او بر سر سفره یک افطار به یاد ماندنی خانوادهها و دوستان و یاران خود را پس از مدتها دوری پیدا میکردند، خوشترین خاطره سال های دوری از وطن را برای او و خانوادهاش رقم زدند. سال ها مهاجرت، اما او را از حضور در جبهههای جنگ بازنداشت تا اینکه زخمی دیگر بر جراحت های پیشین افزود.
در بازگشت داوطلبانه به ایران سال ها به عنوان مدیری پر تلاش و کارآفرین عاشقانه به خدمت صنعت و بازرگانی شتافت.
براستی چرا امروز زندان اوین میزبان بهترین فرزندان این انقلاب است؟ جانباز پاکباز انقلاب اسلامی با جراحاتی از دژخیمان رژیم پهلوی، منافقین و صدامیان در زندان چه میکند؟
بی تردید امیر ابوطالبی خود دلیل و نمادی بر حقانیت جنبش سبز و پیوند آن با آرمان های بلند انقلاب اسلامی است.














مهندس ابوطالبی از سرمایه های این مملکت هستند
افسوس که مستی قدرت نمی گذارد تا آقایان راه را از چاه تشخیص دهند
باعث افتخاره که چنین کسانی عضوی از جنبش سبز هستند.با حضور یه هم چینین کسانی آیا به پیروزی شکی دارید؟!!!
امروز بعد از سالها بی خبری از امیر ، تصادفی این خیر را دیدم ، خیلی خیلی تاسف بار است که بهترین فرزندان ایران را باید در زندانها یافت، از یاد نمیبرم سالهای بعد از جنک را که امیر بچه های ایرانی را در آلمان جمع میکرد و به عیادت مجروحین جنگ در بیمارستان های هامبورگ می برد ، جانبازانی را به خانه خود میهمان می کرد که با وجود جراحیهای متعدد صورت هنوز شکل یک آدم معمولی نبودند و چهره های ترسناک داشتند بنحوی که بچه ها میترسیدند و حتی برای این حقیر که 7 سال از عمر خود را در جبهه ها گذرانده بودم دیدن آن چهره ها راحت نبود ، کسانی که امیر با حسرت آنان را در آغوش می فشرد و حقیقتا به آنان روحیه می داد…. روزهایی که زلزله رودبار آمده بود امیر آرام نداشت و شبانه روز در تلاش بود که کمکهای مالی و دارویی برای زلزله زدگان گردآوری و ارسال نماید… اکنون موارد متعددی از کارهای فداکارانه و متعدد امیر از سیستان و بلوچستان تا آلمان از جلو چشمانم رژه می روند و باران اشک و افسوس مجال بیشتر نوشتن نمیدهد