وقتی حرفهای آقای جنتی را می شنوم یاد حرف های شاه می افتم
چکیده :وقتی من حرف های ایشان را می شنوم یاد حرفهای شاه می افتم. مثلاً سال 54 که در کریدور زندان تلوزیون نگاه می کردم و دیدم شاه در رامسر در مورد حزب رستاخیز صحبت می کند که ما این وضع را داریم هر کسی که نمی خواهد به هر جهنم دره یا هر بهشت موعودی که می خواهد برود. من آنجا به این می اندیشیدم که خدایا چطور قدرت، یک انسان را وادار می کند تا با انسان های دیگر این طور صحبت کند؟ حالا می بینیم که آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعليحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد و از تریبون نماز جمعه سخن می گوید. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست! حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می...
کلمه: مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی ، در گفتوگویی با روزنامه اینترنتی اعتماد ملی به بیان برخی از حوادث دوران امام خمینی(ره) و پس از آن پرداخت. او همچنین وعده داد در آینده ناگفته های بیشتری را نیز با مردم در میان خواهد گذاشت.
دبیرکل حزب اعتماد ملی از «تغییرات خاص در قانون اساسی» پس از رهبری نام برد و گفت: «در اثناء بازنگری قانون اساسی به اختیارات رهبری اضافه شد و همچنین مسئول اجرایی نیز تغییر کرد و همه چیز در اختیار این دو بزرگوار بود. آیت الله خامنه ای در بسياري بخش ها و آقای هاشمی کابینه نسبتاً جدیدی را تشکیل داد و یک بخشی از نیروها را کنار گذاشت. پس از 8 سال دولت سازندگی به مدیریت آقای هاشمی با توجه به جایگاه خاص ایشان رهبری در انتخابات 76رياست جمهوري، در کنار صندوق رأی فرمود کسی برای من هاشمی نمی شود. سال 76 دولت اصلاحات با تعداد آراء زیاد که آقای خامنه ای آن را حماسه خواندند شکل گرفت. سال 84 دولت آقاي احمدي نژاد مستقر شد و رهبری نیز فرمود كه این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است. اما اينبار جریانی به روی کار آمد که با انحصارطلبی و تنگ نظری و اقتدارگرایی شروع کردند به حذف دیگران تا همه چیز در اختیار خودشان باشد.»
رییس سابق مجلس کشورمان که با روزنامه اینترنتی اعتماد ملی گفتوگو می کرد، افزود: «یک هفته به حرمت فوت امام بازنگری تعطیل شد و بعد که مجدداً شروع کردیم متوجه شدیم که یک مرتبه همه چیز عوض شده. بكباره ظرف يك هفته برخي افراد ولايتشان قوي شد و اصرار داشتند که بر اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی اضافه شود.»
مهدي كروبي در خصوص صحبت هاي اخير جنتي از تريبون نمازجمعه گفت: «وقتی من حرف های ایشان را می شنوم یاد حرفهای شاه می افتم. مثلاً سال 54 که در کریدور زندان تلوزیون نگاه می کردم و دیدم شاه در رامسر در مورد حزب رستاخیز صحبت می کند که ما این وضع را داریم هر کسی که نمی خواهد به هر جهنم دره یا هر بهشت موعودی که می خواهد برود. من آنجا به این می اندیشیدم که خدایا چطور قدرت، یک انسان را وادار می کند تا با انسان های دیگر این طور صحبت کند؟ حالا می بینیم که آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعليحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد و از تریبون نماز جمعه سخن می گوید. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست.»
به گفته کروبی “حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می دهند.”
وی افزود: آیا اینچنین با تغییر رژیم فاسد به جمهوری اسلامی می خواستند به مردم خدمت کنند؟ در صورتی که بنیانگذار انقلاب می فرمودند مردم ولی نعمت ما هستند و باید به آنها خدمت کرد حتی در واکنش به رهبر خطاب کردنشان نیز می گفتند بنده خدمتگزار مردم هستم.
در پايان اين مصاحبه مهدي كروبي با نتيجه گيري از بيان مسائل فوق افزود:«عملكرد و مديريت 20ساله است كه كار كشور را به اينجا رسانده است. متاسفانه آقايان فكر كردند با امنيتي كردن جامعه و بستن روزنامه ها و زندان كردن دانشجويان و خبرنگاران و بازنشستگي اجباري اساتيد و زنداني نمودن فعالين سياسي مدني و حقوق بشر و وارد كردن نظاميان به انتخابات و فضاي سياسي كشور مي توانند مملكت را اداره كنند. همه اين روش ها و سركوب ها و ايستادن در مقابل راي و نظر مردم و ناديده گرفتن حقوق بر حق آنان باعث شد كه در سال88 اين جنبش اعتراضي راه بيافتد و مردم براي مطالبه حقوق خود خون دادند ، به زندان رفتند و هزينه دادند تا نگذارند انقلابي را كه برايش مبارزه كردند، به آساني از مسير خود خارج گردد.اين مديريت شما بود كه اين اتفاق را رقم زد. شماها به دنبال امنيتي نمودن فضاي جامعه هستيد. گويا از اين فضا بهره اي خاص ميبريد. مشكل در انحصار طلبيست و در تنگ نظري. جرياني كه با عملكرد بد خود فشار شديدي را به مردم وارد مي كند و بار اين سوء مديريت بر روي دوش مردمي است كه از فشارهاي اقتصادي، بيكاري و تورم در تنگنا هستند. به اميد روزي كه با ديدي مثبت و بدور از انحصار طلبي و صرفا براي مردم و رفاه آنان در راه سياست و حكومت قدم برداريم. با امید خدا و پشتیبانی مردم از این مشکلات نیز عبور خواهیم کرد.»
متن مصاحبه تفصیلی مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی با روزنامه اینترنتی اعتماد ملی به این شرح است:
جناب آقای کروبی همان طور که مستحضرید مدتهاست چهره هایی از روحانیون، ائمه جمعه و اصولگرایان شروع حوادث سال گذشته یا به تعبیر آنها فتنه 88 را از 20 سال قبل می دانند، حال جای بسی سوال است که آنها با بیان این صحبت ها اگر می دانستند که مقدمات آن از 20 سال قبل بسترسازی شده چرا در طی این سالها حرفی از فتنه نبود و چرا جلوی پیشرفت آن را نگرفتند؟
بله سوال بسیار مهمی است و توضیح مفصلی هم لازم دارد ولو اینکه تاریخ 20 ساله نیز بررسی شود. هرچند برای بنده خوشایند نبود که وارد این بحث شوم ولی عملکرد بعضی از آقایان و صحبت های بعضی از ائمه جمعه، روحانیون و برخی از شخصیت های سیاسی و نظامی که مدعی هستند مقدمات حوادث سال گذشته از 20 سال قبل شروع و کارهای فکری و مادی آن دارای برنامه ریزی های دراز مدت بود و نتیجه 20 سال عقده گشایی علیه ارزش های انقلاب اسلامی بود. ما را وادار به بحث می کند.
می بینیم که مرتب می گویند این فتنه از 20 سال پیش شروع شده و دائم به موساد و سیا ارتباط می دهند، در سالهای گذشته ناکارآمدی و کوتاهی ها را به رژیم فاسد شاه استناد می کردند و حالا سرمایه ای همچون آمریکا و اسرائیل بدست آوردند تا تخلفات، اشتباه ها و کم کاریها را از توطئه های آنها بدانند و دائم از واژه های جنگ نرم، محارب، ستون پنجم ، بی بصیرت،فتنه گر، مردود، مفسد و وطن فروش در سخنرانی هایشان استفاده کنند. لذا توضیح بدهند چه موانعی بوده که آنها نمی توانستند جلوی ایجاد به تعبیر خود فتنه را بگیرند و تنها در صحبت هایشان می گویند از 20 سال قبل شروع شده اما ادله ای برای اثبات صحبت هایشان ندارند که این خطا از کجا نشئت گرفته؟ ازدولت، قوه قضائیه، مجلس و يا زیر مجموعه تشکیلات رهبری!؟ اگر استدلالی دارند بگویند تا برای اذهان ملت نیز روشن شود چرا که برای من و دیگران هم جای سوال است که در مدیریت 20ساله کشور چه غفلتی پيش آمده است؟ در صورتی که نیروهای مسلح، مقامات امنیتی، قضایی، ارشاد و تبلیغات همه در یک سمت و سو حرکت می کردند.
اما بنده با استدلالهایی که دارم می گویم انحصارطلبی، تنگ نظری و حذف مجموعه ای از نیروها و جریان های فکری موثر در 20 سال گذشته منجر به پیامدهایی شد که اولاً مردم در سال 76 با آراء خود حماسه ای را آفریدند تا سرنوشت خود را تغییر دهند ثانیاً مردم در سال 88 متوجه شدند که دیگر حکومت به رأی آنها توجهی نمی کند و چنین انفجاری رخ داد که به خیابانها آمدند و اعتراضاتشان به صورت جنبش عظیم و خودجوشی شکل گرفت. چه بسا طبیعی است که در جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب همواره توطئه و کارشکنی هایی مانند ترور شخصیت ها و بزرگان، انفجار نخست وزیری، قیام مسلحانه گروههای التقاطی و غیر التقاطی، کودتای نافرجام 59، جنگ تحمیلی 8 ساله، فشارها و تحریم های اقتصادی و حوادث دیگر وجود داشت که با خط مشی و مدیریت دوران 10 ساله بنیانگذار انقلاب با موفقیت از آن عبور کردیم ولی تقریباً زندگی مردم عادی بود و یک روز هم تعطیل نشد حتی مجلس.
20 سال پیش از اتفاقات 88 ،یعنی سال 68، امام رحلت کردند و جانشین او توسط خبرگان انتخاب شد . ما در اثناء بازنگری قانون اساسی بودیم و خوشبختانه توسط امام مواردی از بازنگری مشخص شده بود. اما بعداً با تغییری که در قانون اساسی بوجود آمد به اختیارات رهبری اضافه شد و همچنین مسئول اجرایی نیز تغییر کرد و همه چیز در اختیار این دو بزرگوار بود که دارای سوابق رفاقت و همکاری های طولانی نیز بودند. آیت الله خامنه ای در نیروهای مسلح، قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجمع تشخیص، شورای انقلاب فرهنگي و بنیاد مستضعفان همه گونه تغییر و تحولی که صلاح می دانست انجام داد و از آن طرف هم نخست وزیری و ریاست جمهوری ادغام شد و آقای هاشمی کابینه نسبتاً جدیدی را تشکیل داد و یک بخشی از نیروها را کنار گذاشت و وزارتخانه های مهمی مثل اطلاعات، کشور و غيره تغییر کرد، البته شاکله آن بهم نخورد و تلفیقی از نیروها وجود داشت که پس از 8 سال دولت سازندگی به مدیریت آقای هاشمی با توجه به جایگاه خاص ایشان رهبری در انتخابات 76رياست جمهوري، در کنار صندوق رأی فرمود کسی برای من هاشمی نمی شود.(نقل به مضمون)
سال 76 دولت اصلاحات با تعداد آراء زیاد که آقای خامنه ای آن را حماسه خواندند شکل گرفت. آقای خاتمی چهره ي ارزشمندي بود كه توده مردم ایشان را نمی شناختند، ایشان در وزارت فرهنگ و ارشاد بیشتر با هنرمندان و فرهنگیان و روزنامه نگاران ارتباط داشتند که بعد از پست وزارت، 5 سال نیز رئیس کتابخانه ملی بودند اما مردم آمدند و به ایشان رأی دادند با اینکه رقباي ايشان چهره هاي شناخته شده اي بودند؛لذا برخي دوستان می گفتند كه از اين آراء؛ 8 میلیون رأی برای جريان ما بوده و 12 میلیون برای نه گفتن به عملكرد 8سال گذشته! ما هم در 4 انتخابات پشت سر هم سال 76 و 80 ریاست جمهوری، سال 77 شوراها، سال 78 مجلس ششم پیروز شدیم.
سال 84 این دولت مستقر شد و رهبری نیز فرمود كه این دولت از نظر فکری به من نزدیکتر است. در آن سال با حذف یک پارچه و بي سابقه نیروها مواجه شدیم و کابینه یک دستی را برای خودشان ایجاد کردند، البته ناگفته نماند که انتخاب و حذف نیروها از اختیارات دولت مستقر بود و ما گله ای از این کار نداریم.
اما جریانی به روی کار آمد که با انحصارطلبی و تنگ نظری و اقتدارگرایی شروع کردند به حذف دیگران تا همه چیز در اختیار خودشان باشد، برای عده ای هم محدودیت هایی بوجود آوردند که طبیعی است آنها هم عکس العمل نشان دادند که زمینه برای اعتراض مردم در انتخابات این چنین ظهور کرد. انحصار طلبی و جاه طلبی آنها موجب شد تا عده ای فرصت طلب و ناخالص بر آنها نفوذ و سوار بر کار شوند و از نفوذشان بر علیه دیگران استفاده کنند.
جناب آقای کروبی شما در خلال صحبت هایتان به تغییرات مدیریتی بعد از رحلت امام اشاره داشتید و اینکه شخصیتهایی را حذف کردند و عده ای هم از نفوذشان بر علیه دیگران استفاده می کردند، خواهش می کنم راجع یه این موضوع و اینکه چه اشخاصی را حذف می کردند توضیحات کاملتری برای مردم عزیزمان داشته باشید؟
در ابتدا این نکته را بگویم که اتفاقات و تغییرات مدیریتی پس از رحلت امام نیاز به توضیح مفصلی دارد که انشاءالله در آینده باید به آن پرداخت، من در این فرصت به صورت فشرده و خلاصه 20 سال گذشته را بررسی می کنم.
یک هفته به حرمت فوت امام بازنگری تعطیل شد و بعد که مجدداً شروع کردیم متوجه شدیم که یک مرتبه همه چیز عوض شده، عده ای که بر اختيارات ولایت فقیه اشکال می گرفتند، نق می زدند؛فرمان ارشادی و مولوی را مطرح مي كردند. بيكباره ظرف يكهفته ولايتشان قوي شد و اصرار داشتند که بر اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی اضافه شود لذا متوجه شدیم که این فضای یک هفته قبل برای ولایت فقیهی که بنیانگذار و خالق نظام و رهبر انقلاب بوده دیگر نیست که البته فقط در بعضی موارد موفق شدند که این موضوع نکات بسیار مهمی در بر دارد که نمی خواهم وارد این بحث شوم.
دومین مسئله اینکه شروع کردند به آزار دادن و محدود کردن جریان خط امام، که می خواستند آن را حذف کنند. آقای هاشمی پس از اينكه برای ریاست جمهوری انتخاب شدند برخي از وزرا را كنار گذاشتند و حتی بعضی از آنها که 10 تا 12 روز به پایان کارشان مانده بود در مجلس استیضاح كردند. در واقع می خواستند با استیضاح و عدم راي اعتماد؛ به آنها از نظر حیثیتی آسیب بزنند تا در آینده، قدرت نفوذ در سیاست را نداشته باشند. در آن زمان تنها جایی که تغییر نکرد مجلس بود و حالا می خواستند مجلس را نيز زیر فشار بگذارند. لذا به صورت وحشتناک شروع کردند به فضا سازی بر علیه بعضی از افراد و بتدریج درگیری هایی هم در مجلس شروع شد. و چون بنده هم رئیس مجلس بودم از شرح آن در این فرصت خودداری می کنم که آن نیاز به توضیحات مبسوطی دارد.
یک سال پس از رحلت امام و آن تغییر و تحولات، انتخابات مجلس خبرگان دوم باید انجام می شد که همه چیز بر اساس اصل 108 قانون اساسی با خود خبرگان است و مقدمات انتخابات سال 69 با چند نکته عجیب همراه بود. نکته اول اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب همه جلسات مثل تدوین و بازنگري قانون اساسی، قرائت وصیت نامه امام (ره)، انتخاب رهبری و جلسات سالیانه خبرگان در محل مجلس شوراي اسلامي انجام می شد اما این بار که بنده رئیس مجلس بودم این جلسه آنجا تشکیل نشد حتی کارکنان مجلس هم تعجب کردند پس اولین کاری که کردند محل برگزاري جلسه را تغییر دادند لذا باعث تضعیف مجلس شدند. دومین کاری که کردند با شتاب یک طرح دو فوریتی در باب تاييد صلاحيت افراد را تصویب کردند. یعنی قبلاً بر این روال بود كه کسی که می خواست ثبت نام کند باید اساتيد حوزه آن را تائید می کردند.لذا خبرگان جلسه ای تشکیل دادند و تصویب كردند که تاييد صلاحيت افراد را بدهند به دست شورای نگهبان که این دو اشکال مهم داشت؛ اول اینکه اعضاي شورای نگهبان منصوبین خود رهبر هستند و از طرفي اعضاي خبرگان می خواهند رهبر را تعیین و نظارت بر عملكرد وي داشته باشند.
حالا منصوبین رهبر بخواهند اعضاي مجلس خبرگان را تائید کنند بسیار قابل دقت است. آنهم به دست شورای نگهبانی که دقیقاً دو سال قبل از آن با وزارت کشور در رابطه با انتخابات مجلس سوم کشمکش داشت. که حتي امام ناچار شد نماینده ای برای داوری تعیین کند! بعد عملاً دیدیم که شورای نگهبان برای حضور در انتخابات خبرگان امتحان گذاشت، و عده ای را که 8 سال در خبرگان بودند را نیز حذف کردند یعنی به آنها گفتند که باید در ابتدا امتحان بدهند. لذا آنها هم برای امتحان نرفتند مثل مرحوم آیت الله احسان بخش (گیلان) که می گفتند برایم شرم است که پیش شما اعضاي شوراي نگهبان امتحان بدهم و اگر راست می گویید باهم برویم به قم تا امتحان بدهیم! با همين ترفند دو برادر بزرگوار دیگر از شیراز آقایان سیدعلی اصغر و سیدعلی محمد دستغیب هم حذف شدند و همین طور آقای جمی که روحانی محترم و موجه و مبارزی بود که نقش بسیار مهمی در حفظ نیروهای رزمنده در حصر آبادان داشتند. لازم به توضیح است آیت الله العظمی صانعی نقل مي كردند که در آستانه انتخابات مجلس خبرگان 61 خدمت امام بودم که ایشان فرمودند که آقای جمی حتماً باید در انتخابات خبرگان باشد، ایشان آبادان را برای ما نگه داشتند. لذا آقاي صانعي مراتب علمي ايشان را تاييد كردند. و همچنین آیت الله خلخالی از خبرگان 61 را رد صلاحیت کردند. این اتفاق ساده ای نبود کما اینکه برخوردهایی هم شد و حوادثی پیش آمد و سردترین انتخابات را به دنبال داشت.
همچنین در سابق جلسات منظمی از سران سه قوه و نخست وزیر وقت جناب آقای مهندس موسوی و از طرف امام نیز حاج سید احمدآقا به عنوان نماینده حضور داشتند، تشکیل می شد ولی بعد از اینکه بنده رئیس مجلس شدم و نخست وزیری هم با ریاست جمهوری ادغام شد به مدت کوتاهی چند جلسه تشکیل شد ولی سپس تعطیل گرديد که به تعبیر مرحوم حاج احمدآقا “جلسات 2 نفره شد که به ظاهر ما نامحرم بودیم!”
از طرفی هم درگیری هایی در مجلس بود و فضای سنگینی از طرف صدا و سیما بوجود آمد بود. زمانی برای من آن قدر سخت شده بود که در اتمام جلسه به آقای هاشمی گفتم که نزدیک به هشت ماه به پایان مجلس مانده به حدی نمایندگان را زیر فشار می گذارند که من نگرانم روزی بیایم مطالبي را بگویم و بروم! (همان کاری که در مجلس ششم کردم). به انتخابات مجلس چهارم که نزدیک شدیم 41 نفر از یک جریان در مجلس سوم رد صلاحیت شدند عده ای بودند که 12 سال یعنی سه دوره در مجلس حضور داشتند و صلاحیت گرفته بودند مثل آیت الله بیات نائب رئیس مجلس، مرحوم آقای حائری زاده، آقای هادی غفاری و چهره هایی را رد صلاحیت کردند که بعد از آن شدند استاندار مثل آقای عابدی نماینده بهبهان، یا آقای عبدالعلی زاده بعدها به عنوان استاندار و وزیر معرفی شد. این را می خواهم بگویم که به همین سادگی افراد را رد می کردند. بخش دیگر فشار بر مجلس توسط قوه قضائيه بود كه دادگاه ویژه روحانیت به شدت فعال شد و نمایندگانی مثل حجج اسلام و آیات محترم خلخالی، بیات، حسین هاشمیان، هادی خامنه ای،محتشمی پور پشت سر هم احضار می شدند و روزگار سختي برای بنده حقیر که رئیس مجلس بودم می گذشت که خدا می داند در صورتی که بعضی از آنها در خارج از کشور عنوان داشتند كه رئیس کمیسیون يا عضو بین المجالس بوده و ممنوع الخروج شده بودند. حتی زمانی هم حجت الاسلام سید عباس موسویان را که از طرف بنده در بنیاد شهید مدیر مسئول روزنامه خراسان بود بازداشت کردند که عده ای از نمایندگان نامه نوشتند و من پيش رهبری بردم و ایشان دستور آزادیشان را داد. خلاصه چنان عدم صلاحیت و تبلیغات صدا و سیما اثر گذاشت و نیروهایی هم در این زمینه فعال بودند که یک نفر هم از جريان ما رأی نیاورد و حتی چهرۀ نام و نشان داری مثل مرحوم آقای فخرالدین حجازی که سه دوره از تهران رأی گرفته بود و در دوره اول از میان شخصیت های بزرگی همچون مرحوم بازرگان، مرحوم دکتر سحابی، آقایان معین فر ،هاشمی رفسنجانی،گلزاده غفوری، مرحوم آیت،شهید رجایی، شهید باهنر و شخص رهبری که امام جمعه تهران نیز بودند، نفر اول شد. حوادثی هم در شهرستان هایی مثل اسلامشهر، کرمانشاه، مشهد، اراک و قزوین رخ داد و نارضایتی هایی بوجود آمد و عده ای کشته شدند که حتماً آنزمان باید آسیب شناسی می شد.
در زمان دولت سازندگی به دليل اختلاف سليقه هايي كه ميان دولت و مجلس بود، روزی از رادیو، حين برگزاري نماز جمعه تهران شعار می دادند که “مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر است” که من از شنیدن این شعار تعجب کردم چرا که به هر حال در مدیریت و مسئولیت اجرایی کشور انتقادهایی وجود دارد و این درست نیست که رئیس قوه مجریه با پیغمبر مقایسه شود و روزی که با رهبری ديدار داشتم با ایشان این موضوع را مطرح کردم و آقای خامنه ای هم تائید کردند که گفتن این شعارها درست نیست؛ البته ما آن موقع این پیش بینی ها را نمی کردیم روزی را بینیم که دولت مستقر، مدیریت کشور و هدفمند کردن یارانه ها و غيره را به مدیریت مستقیم امام زمان (که از نظر فيزيكي از نظرها غائب هستند تا هم پاسخگو باشند و هم از خودشان دفاع كنند) ارتباط می دهد!
در مجلس پنجم کمی اوضاع بهتر شد ولی افرادی مثل عباس دوزدوزانی که سابقه وزارت داشت،آقای رشیدیان از تدوین کنندگان قانون اساسی، آقایان غریبانی و مختاری و … رد صلاحیت شدند اما کارگزاران وارد شدند و رأی آوردند. نفر اول برادر عزیز آقای ناطق نوری و نفر دوم خانم فائزه هاشمی انتخاب شدند و مجدداً در مرحله دوم غوغایی به پا شد که نیروهای سپاه و بسیج وارد شدند، البته من در آن دوره داوطلب نبودم اما مرتب ترویج و تبلیغ به شرکت در انتخابات می کردم و مصاحبه های زیادی با روزنامه سلام که در آن زمان فعال بود داشتم. در انتخابات مجلس پنجم فضا طوری شد که افراد را وزارت اطلاعات می خواست و آنها را تهدید می کرد که کنار بکشند. مثل برخی از کاندیداهای مشهد!
سال 75 بعد از شکل گیری مجلس متوجه شدم دیگر مردم متوجه خيلي قضايا شدند. به این نتیجه رسیدیم که باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنیم.
بنابراین من می گویم تنگ نظری، انحصارطلبی، قدرت طلبی، برای رأی مردم ارزش قائل نشدن و آنها را خس و خاشاک نامیدن باعث اعتراضات شد و فتنه ای در کار نبوده است!
و اما آنها بر صیانت از آراء که توسط اصلاح طلبان شکل گرفت تاکید دارند که آنها این کمیته را برای ادعای تقلب در انتخابات تشکیل دادند، نظر حضرتعالی از فعالیت کمیته صیانت از آراء و اظهارات آنها در این زمینه چیست؟
در انتخابات مجلس هفتم نزدیک به 70، 80 نفر حذف شدند از جمله آقایان امینی از ممسنی، کاظمی از ملایر، قوامی از قزوین،مهرپرور از درگز، عابدی از نهبندان، علي حسيني از نهاوند و خیلی از شخصیت های دیگر! بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم که تقلب به صورت آشکار بود و نيز در انتخابات مجلس هشتم كه طوری مهندسی شده بود که چهره هایی مثل آقایان نوروززاده با 20 سال سابقه در مجلس، عباسی فرد باسابقه عضویت در شورای نگهبان، همچنین الویری شهردار تهران و بسياري افراد نام و نشاندار دیگری که حذف شدند! حتي كساني كه در مجلس هفتم تاييد شدند در مجلس هشتم رد صلاحيت شده بودند! در آن شرایط بود که من از برادر عزیزمان آقای امام جمارانی خواستم تا جلسه ای را با حضور اعضاي مجمع روحانيون مبارز و برخي دوستان هم فكر ديگر تشكيل گردد و من در آن جلسه گزارش مبسوطی را به آنها ارائه دادم؛ گفتم اگر این روال ادامه پیدا کند ما دیگر به صورت جدی مجلس نخواهیم داشت. شاید اینجا سوالی به ذهنتان برسد که چرا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم؟! پس از آن من واقعاً احساس کردم باید در انتخابات شرکت کرد و اگر طیفی از ما انتخاب شد بتوانیم این شرایط را تغییر بدهیم نه اینکه بخواهیم نظام را تغییر بدهیم ما که علاقمند به این انقلاب هستیم و همه عمرمان صرف این انقلاب شده! بنده از بانیان صیانت از آراء بودم و آقای گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی را مسئول این کار کردم. ما آمدیم كميته صیانت از آراء تشکیل دادیم تا از آراء حفاظت کنیم ولی این بار دیدیم که اینقدر مهندسی شده بود که اصلاً رأی اثر ندارد .
ديدگاه شما در مورد موضع گيري اخير آقاي جنتي درمورد اينكه “اصلا نيازي به حضور اين اصلاح طلبان در انتخابات نيست” چيست و آيا با اين موضع گيري ها آنهم از طرف رئيس شوراي نگهبان، ديگر در ايران انتخابات معنايي خواهد داشت؟
بله! در شورای نگهبان به جزء یک نفر، بقیه کاره ای نیستند و در جاهای حساس فقط شخص ایشان تصمیم گیری می کند. ايشان براي قوه قضائيه تعيين تكليف مي كنند و درخواست اعدام بيشتر معترضان به نتایج انتخابات رياست جمهوري را داشته و با دادن مرخصی به زندانیان سیاسی نیز مخالفت می کنند. آقاي جنتي حتي حقوق بخش زيادي از مردم ايران را ناديده مي گيرد و به جاي مردم تصميم مي گيرد و با گستاخي مي گويد: ” اصلا نیازی به حضور اين اصلاح طلبان در انتخابات نیست”، ” مردم به شما رأي نمي دهند”!
آقاي جنتي حتي در امور مجلس نيز دخالت مي كند و به نمایندگان می گوید که از وزرا سوال نکنید تا وقتشان گرفته نشود. مجلسی که حق تحقیق و تفحص و سوال و استيضاح دارد و کارش قانون گذاری و نظارت است. آیا این همان مجلسی است که امام فرمود در رأس امور است و مرکز همه قدرتهاست و همه باید از مصوبات آن تبعیت کنیم ؟! در مجلس هفتم نماینده ای بود که ضمن حفظ چارچوب نظام منتقد دولت بود که ایشان در جلسه ای گفت این را هم که تائید کرده ایم این طور صحبت می کند”! آقاي جنتي فکر می کند فقط تائید او ملاك است و بقیه حق انتخاب ندارند و نمایندگان مردم را تهدید به سکوت می کند. چرا که در آینده سرنوشت تائید آنها به دست اوست!
وقتی من حرف های ایشان را می شنوم یاد حرفهای شاه می افتم. مثلاً سال 54 که در کریدور زندان تلوزیون نگاه می کردم و دیدم شاه در رامسر در مورد حزب رستاخیز صحبت می کند که ما این وضع را داریم هر کسی که نمی خواهد به هر جهنم دره یا هر بهشت موعودی که می خواهد برود. من آنجا به این می اندیشیدم که خدایا چطور قدرت، یک انسان را وادار می کند تا با انسان های دیگر این طور صحبت کند؟ حالا می بینیم که آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعليحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد و از تریبون نماز جمعه سخن می گوید. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست! حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می دهند. ایشان از طرف رهبری برای امامت جمعه منصوب شدند یا آقای احمدی نژاد؟ و به جای این که برای دیگران تعیین تکلیف کنند بايد از دولت بپرسد که:
– چرا دیوان عدالت اداری از تخلفات زیاد دولت شکایت می کند؟
– چرا مجلسیان می گویند که مصوبات انجام نمی شود؟
– چرا دولت نسبت به مجمع تشخیص آن طور صحبت می کند که حتی رئیس مجلس و اصولگرایان هم از این صحبت ها انتقاد می کنند؟
– چرا به هشدارهای نمایندگان از عدم ارسال بودجه سالانه که از 15 آذر تا کنون هنوز انجام نشده توجهی نمی کند؟
– چرا گوش به فریاد سرپرست دادسرای زمین خواران از رشد نفوذ حکومتیان و وابستگانشان نمی سپارد؟
آیا اینچنین با تغییر رژیم فاسد به جمهوری اسلامی، می خواستيم به مردم خدمت کنيم؟ در صورتی که بنیانگذار انقلاب می فرمودند “مردم ولی نعمت ما هستند و باید به آنها خدمت کرد” حتی در واکنش به “رهبر” خطاب کردنشان نیز می گفتند “بنده خدمتگزار مردم هستم”.
بنابراين عملكرد و مديريت 20ساله است كه كار كشور را به اينجا رسانده است. متاسفانه آقايان فكر كردند با امنيتي كردن جامعه و بستن روزنامه ها و زندان كردن دانشجويان و خبرنگاران و بازنشستگي اجباري اساتيد و زنداني نمودن فعالين سياسي مدني و حقوق بشر و وارد كردن نظاميان به انتخابات و فضاي سياسي كشور مي توانند مملكت را اداره كنند. همه اين روش ها و سركوب ها و ايستادن در مقابل راي و نظر مردم و ناديده گرفتن حقوق بر حق آنان باعث شد كه در سال88 اين جنبش اعتراضي راه بيافتد و مردم براي مطالبه حقوق خود خون دادند ، به زندان رفتند و هزينه دادند تا نگذارند انقلابي را كه برايش مبارزه كردند، به آساني از مسير خود خارج گردد.اين مديريت شما بود كه اين اتفاق را رقم زد. شماها به دنبال امنيتي نمودن فضاي جامعه هستيد. گويا از اين فضا بهره اي خاص ميبريد. مشكل در انحصار طلبيست و در تنگ نظري. جرياني كه با عملكرد بد خود فشار شديدي را به مردم وارد مي كند و بار اين سوء مديريت بر روي دوش مردمي است كه از فشارهاي اقتصادي، بيكاري و تورم در تنگنا هستند. به اميد روزي كه با ديدي مثبت و بدور از انحصار طلبي و صرفا براي مردم و رفاه آنان در راه سياست و حكومت قدم برداريم. با امید خدا و پشتیبانی مردم از این مشکلات نیز عبور خواهیم کرد.














حالا می بینیم که آقای جنتی با بیان این صحبت ها ادعای اعلیحضرتی شاه را دارد که به جای تاج، عمامه بر سر دارد و از تریبون نماز جمعه سخن می گوید. عملکرد انسانها مهم است و الّا عمامه با تاج، کت و شلوار با قبا و لبّاده که ملاک نیست! حداقل شاه دین مردم را ابزار صحبت های خود نمی کرد ولی متاسفانه ایشان با لباس روحانیت و از جایگاه نماز جمعه دستور می دهند.
دقيقاً حاج آقا اين حرف همه ي مردم است .چرا كه آنموقع يه شاه بود ولي الان تكثر شاه وصد البته پاچه خواران دورو برشان پيدا كرده…
حاج مهدي كروبي بدان كه تاريخ از جناب عالي ومهندس موسوي عزيز به نيكي كه الحق خود را فداي مردم مي كنيد ياد خواهدكرد
از اقای موسوی وکروبی میخواستم نظرشون درباره اعدام سال 67 بپرسم؟
ای شیخ : دندان بفشار ، دل مردم با توست
یک تذکر به آقای کروبی: حرفای آقای جنتی شبیه حرفای شاه نیست، شبیه حرفای باباشاه است! (عطف به قهوه تلخ)
واقعا جالب بود. واقعا باید از یک سری مسائل برای مردم پرده برداری شود. و برخی اشخاص در گفتارها باید مصونیتشان را از دست بدهند و راحت تر از آن ها انتقاد کرد.
درود بر کروبی دلیر که به زیبایی حقایق را بیان کردند ،الهی که خدا پشت و پناهتان باشد که در کنار مردم هستید،درود بر کروبی دلیر،یا حسین میرحسین
دروووووووووووووود بر شیخ اصلاحات،بی صبرانه منتظر صحبت های فاش نشده هستیم.
ترفند فرافکنی :
1- شعار نه غزه نه لبنان : خودشان در این “20” سال چشم بر جنایات علیه مسلمانان بستند بعد برای فریب عوام با علم کردن این شعار کذایی ( نه غزه……..) توپ را در زمین سبزها انداختند.
2- توهم توطئه 20 ساله : خودشان در این “20” ساله تمام تلاششان برای یکدست کردن حاکمیت داشتند (آن را که عیان است چه حاجت به بیان است) بعد برای فریب عوام با تهمت توطئه بیست ساله (که مثلا قراربود با ریاست میرحسین فاز نهایی اش اجرا شود) باز توپ توطئه را در زمین سبزها انداختند.
و مثالهایی از این دست که الان حضور ذهن ندارم
امام خمینی : منافقین (داخلی) از کفار (خارجی) بدترند
اظهار عجز بر در ظالم روا مدار اشک کباب مایهٔ طغیان آتش است
جناب کروبی کماکان مطالب خود راسانسور میکنندومتاسفانه غیر شفاف سخن میگویند البته هرکس که مصلحت اندیشی رابر حقیقت گوئی ترجیح دهد اینگونه سخن خواهد گفت وسرانجام هم بیشترین زیان راخواهد برد .فرموده اند در سال 68 مشغول باز نگری در قانون اساسی بودند که امام رحلت کردند ویک هفته بعد بازنگری ادامه داده شد واختیارات رهبری افزایش یافت ودرهمین یک هفته توقف کار انتخاب رهبری جدید انجام شد چرابصراحت نمی گویند انتخاب رهبری جدید براساس قانون اساسی قدیم انجام شده است وبراساس قانون اساسی قبلی برای انتخاب رهبری شرط مرجعیت مطرح بوده درحالیکه اقای خامنه ای تاانزمان مرجع نبودند پس انتخاب ایشان برخلاف قانون اساسی بوده .لذا باتوجه باین مسئله همه اقدامات انجام شده دراین بیست سال غیر قانونی است اقای کروبی باید بدانند اطلاع از حقایق حق مردم است شماکه ازبسیاری ازاین حقایق مطلع هستیدباید شفاف.سخن بگوئیدومصلحت اندیشی نکنید که بزیان خود شماومردم است امیدوارم سایت کلمه ذکر این مطالب راسانسور نکنند.
درود بر شیخ شجاع و اگاه این تحصیلکرده دانشکده حقوق تهران که بدلیل صداقت حرفهای دل مردم را میزند و همه را دراین شرایط خفقان خوشحال میکند .
کروبی همه ی حرفهای نگفته را بگو . ما منتظریم
می دانم که در اینجا فقط بایستی به به و چه چه کرد ولی سوالی دارم که سوال بسیاری از مردم ستم دیده ایران است.
آقای کروبی از طرف مقابل ایراد می گیرد که اگر این جریان به اصطلاح فتنه بیست سال وجود داشت، چرا قبل از این جلویش را نگرفته بودند.
حالیه بایستی از آقای کروبی همین سال را پرسید: اگر آقای کروبی بیست سال در این حاکمیت حضور داشته و شاهد این همه بد اخلاقی بوده، چرا قبل از این صدایش در نیامده بود. چه شد که به قول آقای موسوی “کارد را به استخوان رسانید؟”
اینهمه حقوق مردم را ضایع کردند و این آقایان و مخصوصاً آقای موسوی به خیابان ها نیامدند، جامه ندریدند و فریاد برنیاوردند. چه شد که حالا از خواب بیدار شدند؟ ملت ایران می خواهند این را بداند.
درود بر شما دلیر مردان اینده ایران در دست شما ست .مملکتمان از هر چیزی با لاتر است
Hadj Agha tunes ro bebin o yad begir, age shoma o aghaye Mousavi je ghadri seft gerfete budid. hala ma az share inha khalas shode budim.,
حسین ثارالله با شماست ادامه دهید مردم هوشیار هستن
لطفا در صورت لزوم در مورد قتل های زنجیره ای و حمله به کوی دانشگاه هم صراحتا برای مردم بگویید که داستان چی بوده…
اولین انحراف از خط امام و وصیت نامه امام ظرف چند ساعت بعد از رحلت امام توسط هاشمی-خامنه ای و دیگر اقتدارگرایان صورت گرفت. آنجایی که امام همیشه عزیز در وصیت نامه بر گرفته از نفس مسیحاحیش و کلام پیامبرگونه اش می فرمایند به این مضمون که هرگونه نقل قول از من باطل است- بغیر از اینکه دستخط و یا تصویر گفتاری اینجاب باشد. از امام نقل قول شد که ایشان نسبت به فلان کس نظر مساعد برای رهبری داشتند- باعث تعجب عموم مردم از جمله این حقیر که جوانی 18 ساله بودم شد. آقای کروبی مردم شاید عین واقعیت را نمی دانستند ولی بسیاری از مردم که امام شناس بودند بعد از او عملکرده حاکمیت را درک می کردند و فقط بخاطر حفظ نظام و انقلاب سکوت اختبار کردند. همه آقایانی که در آن زمان در اریکه قدرت نشسته بودند و هم اکنون بی بهره شدند در ابتدا سکوت پیشه کردند تا به اینجا کشیده شود در پاسخ گویی به خونهای ریخته شده و صدمات روحی و معنوی جبران ناپذیر که برای این مردم عزیز و شریف شهید پرور- خط امامی رخ داد شریک هستند.
دروود بر شیخ اصلاحات
اما من بر این عقیده ام که آقای کروبی نباید فعلاً برخی مسائل را فاش کند. هر چیزی زمانی دارد… البته ایشان خودشان بر این مورد واقف هستند
خدمت جناب دادار. اون موقع مرجعیت شرط رهبری نبود. آقایان اول رهبر رو انتخاب کردن و بعد شرط مرجعیت رو به قانون اضافه کردن.و همون طور که دیدیم آقای خامنه ای چندسال بعد مرجع شدن!
خطاب به تمام دوستان سبز ناديده خودم عرض کنم که
با افشاي اسنادي که اين روزها از نحوه مقابله حکومت با اعتراضات مردمي منتشر شده من فکر نميکنم که کسي اعتقادي به سنگين کردن هزينه اعتراضات داشته باشد.اين اسناد تازه منتشر شده نشان ميدهد که ستاد کودتا کمين بالاگرفتن خشونتها از سمت مردم است تا با واردکردن تمام توان نظامي به عنوان دفاع از ولي فقيه به عنوان جانشين معصوم و دفاع از کيان اسلام ( نامه منتشر شده در سايت جرس و شش مرحله براي حذف مخالفان را مطالعه بفرماييد)يک کودتاي نظامي تمام عيار، با حذف تمام مخالفان موثر و تضمين آينده کودتا، را به نتيجه برسانند
اما و اما و اما
آنچه در اين معادلات به ظاهر دقيق ستاد کودتا غفلت شده ( در واقع کاري نميتوانستند بکنند)
1- ميزان درک بالاي سياسي رهبران جنبش سبز در مواضع حساب شده و ايستادگي ايشان و همراهي مردم
2- فداکاريهاي اسراي سبز در افشاي جزييات شکنجه ها
3- راهنمايي هاي ارزشمند افرادي چون تاج زاده از درون زندان در مورد شناخت و مقابله با ستاد کودتا
4- مقيد بودن سبزهاي تاثيرگذار به مبارزه بدون خشونت
5- توان بالقوه جنبش در تاثير گذاري در جامعه ( که شايد تا اکنون 40 درصد بالفعل شده است )
اما آنچه مهم است موضع کنوني رهبران سبز (مطمئنا تمام مردم از ماهيت سياه ستاد کودتا و برنمه ريزي آنها آگاه نيستند) براي مقابله است.
از امروز براي يک طرح گسترده در مقابه با ستاد کودتا بايد آماده شويم. جزييات اين طرح توسط رهبران سبز تکميل شود و آماده سازي مردم توسط همه ما که خود را فعال سبز ميناميم.
**** آگاهي بخشي و مبارزه بدون خشونت يعني کابوس کانون استبداد ****
**** پيروزي اين جنبش تولد آزادي پايدار در ايران است. خواهش دارم محکم، استوار و با نشاط و پراميد فعاليت کنيد *****
واقعا جای تشکر داره حاجی ما به داشتن آدم دلیری مثل شما افتخار میکنیم.
دورود بر شرف هر چی آدم شجاع و نترس.
من از حسین(ع) این یاد گرفتم…زیر حرف زور نرم ابروی ظالم ببرم.
آقای کروبی لطفا صراحت داشته باشید در مورد رهبری نظام شفاف تر سخن بگویید احساس می کنم دارید از مردم فاصله می گیرید خون سهراب ها فراموشتان نشود که در نماز جمعه معروفی به شما وآقایان موسوی و خاتمی ارجاع داده شده
کروبی کاش اسم خلخالی را نمی آوردی تا همین تعداد آدمی که اطرافت را گرفتند هم فرار نکنند.مطمئن باشید اگر همین الان انتخاباتی آزاد و با نظارت هرکس که شما قبول دارید صورت بگیرد احمدی نژاد خیلی بیشتر از خرداد 88رای می آورد چون احمدی نژاد مثل شما فقط حرف نمیزند بلکه کار میکند.درود بر احمدی نژاد
میدانم که نظرم را نمیگذارید.
درود بر کروبي دلاور!
تا خون دربدن دارم برای جاویدانی ایران با شماهمراه خواهم بود .پاینده وجاویدان
آقای کروبی ممنون که من جوان را با وقایع پس از فوت امام بیشتر آشنا می کنید.
راز نگفته ای باقی تمانده از تقلب در انتخابات و مردم را به گلوله بستن و نخبگان را زندانی کردن و خفقان شدید در جامعه حاکم کردن و چپاول اموال ملت ، مگر بالاتر از اینها داریم که کسی همچون شیخ شجاع نیاز به بازگوئیش داشته باشد
خدا پشت و پناهتون
شیخ سبز در دل جوانان ایران جا داری …. درود بر تو…
I am proud of his braveness.
His words meand their thretan didn’t affect him
Please keep going.
احسنت بر شیخ شجاع!!!!!!!!خیلی دوست داریم حاجی.
درود بر کروبی
مرگ بر سران دروغ و کودتا
شیخ شجاع درود بر تو
دمت گرم کاکو واقعا که شیخ شجاعی
خدا نگهدار شما و جنابان میر حسین و خاتمی عزیز و تمامی مراجع تقلید “عادل و عامل” در شیراز و غیر شیراز.
یا حسین
دمت گرم آ شيخ
تن ادمي شريف است بجان ادميت/نه همين لباس زيباست نشان ادميت
تن ادمي شريف است بجان ادميت / نه لباس زيباست نشان ادميت
زنده باد اصلاحات/ زنده باد كساني كه در راه اصلاحات هستند /درود بر شهيدان خصوصا شهداي مظلوم جنبش سبز ايران
مرگ بر استبداد
آقای کروبی من دوس دارم شما با مردم روراست باشید ..هم شما و هم آقای موسوی بخاطر گذشتتون از ملت ایران عذر خواهی کنید.در مورد بعضی مسایل باید خیلی واضح حرف بزنید
آقاي كروبي هر انسان آگاه وحتي نيمه آگاهي مي فهمد كه شما و انصارتان هيچ اعتقادي به ولايت فقيه نداريد شما كه اينقدر شجاع هستيد جواب من و امثال من را بدهيد اين پيام را بخوان واگر صلاح ديدي در كنار اينهمه بهبه وچه چه ها يك صداي مخالف بگذار برادر دمكرات من.ومكرو ومكرواله واله خيرالماكرين
به نام آزادي
كه خداوند راضي نيست كه نامش قبل از راحتي بندگانش بيايد
اولا دوست عزيزي كه نظر آقاي كروبي را براي اعدام هاي سال 67 ميخواهد بگويم كه ::
عزيزم هر كشوري صاحابي دارد
و كشور ما هم صاحب و قانون
لطفا بريد
يقه قوه قضايي دولت سال 67 را بگيريد تا موسوي و كروبي كه هيچ كاره بودن
مگر ميشود كه الان قوه قضاييه كشو حكم بر اعدامه 12000 نفر بدهد ولي بتواند رييس جمهور يا دولت جلوي آنرا بگيرد
لطفا برو قانون اساسي را بخون
درود بر موسوي و كروبي كه آنجنان روشنفكرانه سخن ميگويند كه نميتوان به رهبري جنبش بودن آنها ترديد كزد…
دل تمام ایرانیان با شماست
اما دست بجنبانید
وقتی می بینی که در این مملکت هنوز کسانی هستند که با شهامت جلوی استبداد می ایستند؛ آدمی به آبنده امیدوار می ماند. زنده باشی مرد
اگر الان همین آقا در حاکمیت نقش داشت از این حرفا نمیزد.اگه مرد بودی اینا رو موقعی که همتون همه کاره بودین میگفتین نه الان.تازه خودشم باید به خاطر این سالا جواب بده.
جمع کنید این بساتو . حالا که قدرت از دستتون رفته داری این حرفا رو میزنی زمان خودتون هم این حرفا رو میزدی آقای کروبی .
درود بر شیخ اصلاحات زنده باد
اقا مهران اگه الان حرق نزنن دلت خونک میشه
omidi baghi moondeh?