اگر شرایط فراهم نشود در انتخابات شرکت نمیکنیم، اوضاع هم از امروز بدتر نخواهد شد
چکیده :ایران آنطور که رئیس دولت ادعا می کند کشور آزادی است؛ ولی این آزادی برای همه نیست! جریان اصولگرا برای هرنوع اظهارنظری آزاد است و در فضایی که دوستان اصلاح طلب ما حداقل امکانات و آزادی را برای بیان نظراتشان و دفاع از اتهامات وارده ندارند. / اگر شرایط فراهم نباشد، در انتخابات شرکت نمی کنیم، مسلما شرایط برای اصلاح طلبان بدتر از اینکه امروز هست نخواهد شد. ولی برای کشور، هزینه های بسیار سنگینی دارد که بخشی از مردم حق مشارکت در تعیین سرنوشت خودشان را نداشته باشند. این هم مغایر نص صریح قانون اساسی است و هم خلاف خردمندی و...
کلمه: در حالی که اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس از سوی سید محمد خاتمی، واکنش توأم با نگرانی برخی چهرههای شاخص حامی دولت از جمله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان را برانگیخته است، رئیس کمیته سیاسی فراکسیون اصلاح طلب مجلس تاکید میکند که اگر شرایط لازم برای حضور اصلاح طلبان فراهم نشود، آنها در انتخابات شرکت نخواهند کرد و وضعیت نیز برایشان بدتر از شرایط امروز نخواهد شد.
«فراهم بودن زمینه حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی، پیش شرط آغاز تلاشهای انتخاباتی آنهاست.» این را جمشید انصاری نماینده زنجان و عضو شاخص فراکسیون اقلیت مجلس میگوید که روزگاری استاندار آذربايجان، معاون سازمان مديريت و برنامه ريزي و مشاور رئیس دولت اصلاحات نیز بوده است.
این نماینده اصلاح طلب، همچنین از اظهارات عسگراولادی درباره اصلاح طلبان به شدت انتقاد میکند و او را به سکوت توصیه میکند. وی تاکید می کند: هیچ ابهامی در اصلاح طلبی و الزامات آن نمی بینم و اتفاقا فکر می کنم این دوستان اصولگرا هستند که باید اصولگرایی را تعریف کنند.
وی همچنین معتقد است: بخشی از قوانین ما در عرصه انتخابات خالی از اشکال نیست و همین اشکالات موجود در قوانین است که زمینه برگزاری ناسالم انتخابات را فراهم میکند.
مشروح گفتوگوی این نماینده با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید:
اگرچه تا انتخابات مجلس نهم نزدیک یک سال زمان باقی است، اما برخی فعالیتهای انتخاباتی از هم اکنون کلید خورده است. این فعالیتها عموما با دو پیش فرض همراه است. یکی دال بر حضور دوباره اصلاح طلبان در عرصه انتخابات و دیگری مبنی بر حذف آنها از عرصه رقابت است. با توجه به تمام انتقاداتی که به عملکرد اصلاح طلبان در انتخابات گذشته وارد می شود، برخی بر این باورند که این طیف، حیات سیاسی خود را از دست داده و نمودی در انتخابات آینده نخواهد داشت. نظر شما در این باره چیست؟
همانطور که دیگر دوستان و بزرگان اصلاح طلب نیز گفته اند، این نوع اظهارنظرها از سوی کسانی است که جایگاه خودشان بین مردم مشخص نیست. از این رو این اظهارنظرها، قابل اعتنا نیستند. آنچه مسلم است، اینکه این مردم هستند که می توانند نظرشان را راجع به یک گرایش سیاسی و اهداف و برنامه های آن بیان کنند. برای اینکه ببینیم مردم دیدگاهی را قبول دارند یا نه، منطقی ترین راه این است که بگذاریم خود مردم اظهارنظر کنند. وگرنه اینکه برخی به مردم اجازه اظهارنظر و اعمال رای ندهند و به جای آنها اظهارنظر و نتیجه گیری کنند که چندان معتبر نیست. اگر فرصتی برای مردم فراهم شود که با دیدگاههای همه جریانات آشنا شوند، مطمئنا با توجه به پایگاهی که اصلاح طلبان در میان مردم دارند، میتوانند در یک رقابت سیاسی سالم، جایگاه خوبی را در عرصه های مختلف به خودشان اختصاص دهند.
شما از پایگاه مردمی ای سخن می گویید که به زعم منتقدانتان دیگر چیزی از آن نمانده و به سبب مسائلی که پس از انتخابات رخ داد، دچار ریزش شدید شده است. چطور روی چنین پایگاه مردمی ای حساب میکنید؟
همانطور که گفتم، این اظهارنظرها راجع به پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، منتسب به تعداد معدودی از جریانات افراطی است. در حالی که این افراد اجازه ندارند که به جای مردم، اظهارنظر هستند. اگر این افراد خیلی به گفته خودشان مطمئن هستند، این فضا را فراهم کنند تا مردم خودشان در میان کاندیداهای دو طیف قضاوت کنند. چرا که مردم نیاز به قیم ندارند و می توانند با رای خود نظراتشان را ابراز کنند و اینگونه معلوم می شود که حرف آنها تا چه میزان صحیح است.
چطور چنین فضایی شکل خواهد گرفت، آن هم در شرایطی که اغلب چهره های اصلاح طلب به دلیل مسائل پس از انتخابات در مظان اتهام هستند، یا محکوم شده اند و به این ترتیب دیگر شانسی برای عبور از کانال شورای نگهبان را ندارند؟
مجددا تکرار می کنم اگر آقایان معتقدند که مردم به این جریان اعتماد ندارند، خب، پس بگذارند که مردم خودشان این را اعلام کنند و به نامزدهای اصلاح طلب رای ندهند. اما اگر بخواهند بگویند که این افراد صلاحیت ندارند و اصرار کنند که صلاحیت آنان با استفاده از ابزارهایی که در اختیار جریان رقیب است رد شود، دیگر مجالی برای اظهارنظر مردم باقی نخواهد ماند و قضاوت عمومی از طرف مردم شکل نخواهد گرفت تا این ادعا راستی آزمائی شود . این در حالی است که تمام شواهد و قرائن خلاف این ادعاها را نشان می دهد و بدنه جامعه و نخبگان به دیدگاهها و برنامه های موجود اعتماد چندانی ندارند و دنبال آلترناتیوهائی برای خروج از شرایط بحرانی و دشوار کنونی هستند. این آقایان می توانند بگویند که ما دوست نداریم یا به صلاح نمی دانیم که برخی افراد در رقابتها حضور داشته باشند و به همین دلیل تمهیداتی می اندیشیم که امکان حضور در عرصه رقابت را پیدا نکنند. مثلا تلاش کنند تا صلاحیت انان تایید نگردد، یا فضایی برای طرح و ارائه برنامه هایشان به جامعه فراهم نشود و یا فضای تبلیغات انتخاباتی را محدود کنند تا به این ترتیب یا اصلا اصلاح طلبان در عرصه رقابت حضور نیابند و یا با فرض حضور اندک آنها، امکان شنیدن برنامه هایشان از سوی مردم فراهم نشود. در چنین شرایطی نمی توان گفت که این مردم بودند که اصلاح طلبان را کنار گذاشتند بلکه باید گفت که این بخشی از جریان حاکم بود که با تمهیدات مختلف مانع از حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت آزاد انتخاباتی شد. اینجا دیگر نباید از مردم مایه گذاشت و تمایلات و اقدامات یک جریان افراطی و موقعیت طلب را به عنوان خواست و گرایش مردم به حساب آورد.
در اینجا ما با دو قرائت از قانون اساسی مواجهیم. نخست قرائتی که با اتکا به جایگاه شورای نگهبان در قانون اساسی، عدم تایید صلاحیت برخی نامزها را حق قانونی شورای نگهبان می داند و در نهایت نظر شورای نگهبان است که فصل الخطاب قرار می گیرد. قرائت دوم به برگزاری انتخابات سالم و رقابتی در قانون اساسی تاکید دارد که عموما از سوی صاحبان قرائت اول به ساختار شکنی متهم می شود. به نظر شما مرز بین پایبندی به قانون اساسی و ساختارشکنی چیست؟
من فکر نمیکنم گروهی که انتخابات آزاد را مطالبه می کنند، ساختار شکنی می کنند. چون انتخابات آزاد در قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است. قانون اساسی برای همه مردم حق انتخاب شدن قائل شده است و چارچوب و شرایط کاندیداها را هم قانون مشخص کرده است. اگر شورای نگهبان طبق قانون عمل کند، کسی به آن معترض نمی شود. معمولا اعتراضات و اختلاف نظرها زمانی بروز می کند که برخی از تصمیمات سلیقه ای جایگزین شرایط و معیارهای قانونی می شود.
بحث انتخابات آزاد یک مقوله جداست و صرفا به نحوه بررسی تایید صلاحیتها محدود نمی شود هرچند مقوله بررسی و اعلام نظر در مورد صلاحیت کاندیداها مسئله مهمی است. ولی علاوه بر آن، شرایطی که باید در فرایند برگزاری انتخابات محقق شود از جمله: تشکیل هیات های اجرایی و نظارتی بیطرف و انتخاب عوامل اجرائی و نظارتی متشکل از همه گرایشات موجود در جامعه، تضمین عدم مداخله افراد و سازمان ها و نهادهای غیر مسئول در فرایند برگزاری انتخابات، برخورداری طرفین رقابت از امکانات برابر تبلیغاتی و در مجموع کل فرایند برگزاری انتخابات است که میزان آزاد بودن انتخابات را تعیین می کند.
با وضعیت موجود و فاصله ای که تا انتخابات مجلس نهم داریم، چه چشم اندازی از رویکرد شورای نگهبان در نظارت بر این انتخابات دارید؟ به نظرتان اگر شرایط به همین منوال ادامه یابد اصلا اصلاح طلبان امکان عبور از فیلترهای نظارتی شورای نگهبان را دارند؟
باید منتظر شد و دید که روند کلی انتخابات در کشور، چگونه شکل می گیرد. طبعا اقدامات و رفتارهای شورای نگهبان، بخشی از این روند کلی است. فکر می کنم قبل از اینکه به نقش تعیین کننده شورای نگهبان در انتخابات آتی برسیم باید اول رویکرد نظام به این انتخابات مشخص شود. اگر آنطور که برخی جریانات افراطی داخل حاکمیت از هم اکنون فشار می اورند که رقبای آنها ولو در میان خود اصولگرایان، امکان رقابت در انتخابات آتی را نداشته باشند، با فرآیند معیوبی مواجه خواهیم بود و نباید مساله را منحصر به نوع تصمیمات شورای نگهبان کرد. این یک رویکرد انحرافی است که بخشهایی از حاکمیت به دنبال برگزاری انتخابات مطابق سلیقه خود باشد و اصرار کند که همه هزینه سیاسی آن را بر دوش شورای نگهبان بگذارند. شورای نگهبان بخشی از کل این کار را عهده دار است و اگر ارادهای در حاکمیت دال بر عدم حضور اصلاح طلبان وجود داشته باشد، آن زمان دیگر شورای نگهبان یک عامل در این روند است.
فارغ از اینکه چنین تصمیم و اراده ای که می فرمایید وجود داشته باشد یا نه، باز هم مرجع انتقادات اصلاح طلبان، شورای نگهبان خواهد بود. به این ترتیب ما شاهد برگزاری چندین انتخابات پیاپی هستیم که اصلاح طلبان در آنها شکست خورده و هربار هم به رویکرد شورای نگهبان گلایه کردهاند. فکر نمی کنید به این ترتیب تصویری از اصلاح طلبان در فضای عمومی کشور نمایانده می شود که یک گروه همیشه شکست خورده و غرغرو هستد؟
فکر نمی کنم اصلاح طلبان در مقاطعی که به واقع شکست خورده اند، اعتراض کرده باشند، همانند انتخابات دور دوم شوراها که اصلاح طلبان در شهرهای بزرگ موفق نشدند و شکست خود را هم پذیرفتند. ولی در مواقعی که به دلیل نوع رویکرد و اقدام شورای نگهبان و یا دیگر عوامل اجرائی انتخابات امکان رقابت را نیافته اند و یا در حدی که صلاحیت کاندیداهای آنها تایید شده است با تمهیدات و یا اقدامات خلاف قانون برخی عوامل اجرائی و یا نظارتی امکان رقابت برابر را از دست داده اند به این روندها معترض بوده اند. روشن تر بگویم اعتراض اصلاح طلبان هیچ گاه به شکست در انتخابات نبوده است، بلکه اعتراضشان به این بوده که چرا اجازه داده نشده که با تمام توانشان در رقابتهای انتخاباتی شرکت کنند و یا چرا مجریان و ناظران انتخابات اصل بی طرفی را در جریان انتخابات رعایت نکرده اند.
اما از منظر شورای نگهبان و جناح مقابل اصلاح طلبان، رویکرد این شورا کاملا قانونی بوده و حق رد صلاحیت برخی نامزدها را با هر گرایش سیاسی ای داشته است و اصلاح طلبان هم همیشه چون بازنده بوده اند، اعتراض می کنند.
اولا اینکه می فرمائید «از هر گرایش سیاسی» تعبیر درست و مبتنی بر واقعیت عملکرد شورای نگهبان نیست، چرا که تعداد رد صلاحیت شدگان از بین اصلاح طلبان اصلا قابل مقایسه با دیگر گرایشات سیاسی نیست. ثانیا قانون را از منظر یک گروه تفسیر نمی کنند. قوانین روشن هستند و اگر هم نیازمند تفسیر باشند باید قانون گذار و مجلس شورای اسلامی آنها را تفسیر کند. اما متاسفانه خیلی ها خودشان را در جایگاه تفسیر قانون می گذارند. ضمن اینکه بخشی از قوانین ما در عرصه انتخابات خالی از اشکال نیست و همین اشکالات موجود در قوانین است که زمینه برگزاری ناسالم انتخابات را فراهم می کند، اما این یک بحث ثانویه است و این وظیفه مجلس است که در خصوص رفع ابهامات و اشکالات قانون انتخابات اقدام کند. ولی اگر فرصتی فراهم شود که اصلاح طلبان نیز همانند اصولگرایان، با تمام نیروی خودشان در انتخابات شرکت کنند، چنانچه منجر به شکست اصلاح طلبان شود، آنها باید شکست را بپذیرند و به بازسازی درونی خود و تجدید نظر در برنامه هایشان بپردازند. ولی اگر این امکان فراهم نشود، انتخابات به مثابه برگزاری مسابقه فوتبالی خواهد بود که علی رغم اینکه به یک تیم اجازه حضور در مسابقات را داده اند ولی از صدور ویزا برای ترکیب اصلی تیم خودداری کنند و این تیم با نفرات ذخیره در مسابقه حضور یابد تا تیم مقابل به راحتی پیروز شود و بعد هم مدعی شوند که تیم شکست خورده است. اگر بناست رقابت عادلانه و سالمی باشد باید اجازه حضور هر دو گروه سیاسی و حتی چهره های مستقل داده شود و قانون تفسیر به رای نشود و با برداشتهای سلیقه ای افراد و گرایش های سیاسی از حقوق اساسی و قانونی خود محروم نشوند. من بر این باورم که برگزاری انتخابات با این شرایط و رعایت کامل موازین قانونی، به هر نتیجهای که منتج شود برای کشور مبارک خواهد بود. ما مدعی نیستیم که در صورت حضور در رقابتها پیروز خواهیم بود فقط می گوییم که اجازه داده شود تا مردم در انتخابات تصمیم گیرنده باشند.
برخی حضور دوباره اصلاح طلبان در عرصه انتخابات آتی را مشروط به نقد رفتارهای گذشته شان، توبه آنها و مرزبندی با چهره های تندرو این جریان می دانند. خود شما به این تندروی ها اذعان دارید؟
در یک جبهه سیاسی، همیشه گرایشات مختلفی حضور دارند که در کلیاتی با هم تفاهم می کنند اما در جزئیات با یکدیگر اختلاف نظر دارند. این موضوع در جبهه اصولگرایان هم صادق است که طیف وسیعی از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی تا اصولگرایان منتقد دولت را در مجلس شامل می شود. مسلما اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی با آنها که به عنوان اصولگرایان منتقد شناخته می شوند، در جزئیات با یکدیگر هم نظر نیستند و نقدهای جدی به یکدیگر دارند و اصولگرایان منتقد هم از تندروی های بخشی از این نیروها راضی نیستند. همین روند در میان اصلاح طلبان هم وجود دارد و اختلاف نظرهایی در جزئیات میان آنها هست. اما اینکه عدهای خودشان را پدرخوانده جریانات سیاسی بدانند و مدعی شوند و متقاضی باشند که اصلاح طلبان در عرصه رقابت سیاسی چه بکنند یا نکنند و چه کسی را به جمع خودشان راه بدهند یا از جمع خود طرد کنند، خیلی عجیب است و این افراد قطعا در چارچوب قانون حرف نمی زنند. در قوانین کشور مراجع ذیصلاح برای اعلام اینکه چه کسان یا تشکل هایی نمی توانند در عرصه فعالیت های سیاسی حضور یابند مشخص شده اند و کسانی که مسئولیتی در این موارد ندارند نباید در این زمینه ها تعیین تکلیف کنند. در نهایت هم این مردم هستند که می توانند اصلاح طلبان را به دلیل آنکه برخی افراد را درون جبهه خودشان راه داده اند یا نداده اند، تایید یا تکذیب کنند و به آنها رای بدهند یا ندهند. اینکه عده ای خودشان را در جایگاه پدرخواندگی جامعه بدانند و برای جریانهای سیاسی تعیین تکلیف کنند، با معیارهای دموکراسی سازگار نیست.
فارغ از این نسخه هایی که برای اصلاح طلبان پیچیده می شود، خود شما به عنوان یک عضو جبهه اصلاح طلبی، قائل به بازسازی دوباره این جریان، نقد رفتارهای گذشته و کنار گذاشتن چهره های تندرو هستید یا نه؟
اینکه هر جریان سیاسی باید عملکرد و گذشته اش را نقد کند تا قدمهای صحیحتری را برای آینده بردارد، یک امر الزامی است. اما این نمی تواند شرط کار دیگری باشد. اگر این کار شود، به تصحیح برنامه ها و جلب و جذب رای بیشتر مردم منجر خواهد شد. اگر جریانی این ضرورت را درک نکرده و خودش را بازسازی نکند و برنامه جذاب و به روزی برای جامعه نداشته باشد با اقبال عمومی در رقابت های سیاسی مواجه نمی شود و هزینه عدم بازسازی خود را خواهدداد. ولی اینکه عده ای شرط تعیین کنند که یک جریان چه باید بکند یا نکند، همانطور که گفتم این از موضع پدرخواندگی جامعه است و یک رویکرد قانون مدارانه نیست.
در حال حاضر اصلاح طلبان با یکسری اتهامات مشخص روبرو هستند. از جمله اینکه در حادثه 18 تیر، تحصن نمایندگان مجلس ششم و حوادث پس از انتخابات 88، تا مرز محاربه با نظام پیش رفته اند. چه دفاعی در این زمینه دارید؟
البته من چندان ربطی بین این موارد نمی بینم! در 18 تیر یک خطایی را نیروی انتظامی کشور در نوع برخورد با تعدادی از دانشجویان مرتکب شد. کسانی از این فضا استفاده کردند و اعتراضاتی شکل گرفت. همانطور که طبیعت اینگونه حوادث است برخی کسانی که ممکن است اصلا نظام را قبول نداشتند به این بهانه تحرکاتی داشتند که توسط دولت وقت که اصلاح طلبان در راس آن بودند مدیریت شد. این چه ربطی به اصلاح طلبان و محاربه و این قبیل موارد دارد؟ اینکه عدهای فکر کنند که می شود آسمان و زمین را به هم بافت و هر نتیجه ای را گرفت و همه را هم به پای رقیب گذاشت که خیلی خنده دار است! در آن زمان مسئولیت دولت با اصلاح طلبان بود. وزیر کشور و رئیس جمهور اصلاح طلب بودند و مسئولیت تامین امنیت نیز با اصلاح طلبان بود. اگر آن زمان با تندروی هایی برخورد شده و امنیت در کشور برقرار شد هم کار اصلاح طلبان بود. حالا اگر کسانی بخواهند هرچه در دوره اصلاح طلبان ولو از سوی هر جریانی رخ داده را به پای آن دولت بنویسند، مثل این است که هرچه در حال حاضر رخ می دهد را هم به پای اصولگرایان بنویسیم! مسلما این درست نیست.
اینکه تعدادی از نمایندگان مجلس ششم تصمیم گرفتند در اعتراض به رفتاری از شورای نگهبان، تحصن کنند، به آن نماینده های اصلاح طلب برمی گردد که اگر استدلالی برای این کارشان دارند باید در کنار نقدی که به آنها وارد می شود، شنیده شود. من نمی دانم اینها چه ربطی به آینده حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت های سیاسی دارد.
این موارد را آقای عسگراولادی اخیرا به عنوان پیشنهاداتی برای بازگشت اصلاح طلبان به عرصه سیاست کشور مطرح کرده اند.
آقای عسگراولادی خیلی از شرایط سیاسی جامعه عقب است و شاید بهتر باشد که راجع به خیلی مسائل اظهارنظر نکند. ولی اگر این دوستان ادعاهایی از این دست دارند که نوعی جرم تلقی می شود بهتر است آنها را با مدارک و مستندات به مراجع قضایی ارائه دهند و یا اگر بر این باورند که این موارد از جنس جرائم نیستند و صرفا رفتارهای سیاسی هستند که باید نقد شوند فضای پاسخگوئی متهمان و استماع دلایل و مدارک آنان را نیز فراهم کنند وگرنه این یک طرفه به قاضی رفتن است و جامعه هیچ گاه با ادعاهای یکسویه اقناع نمی شود.
نگفتید که قائل به ساختارشکنی اصلاح طلبان تا مرز محاربه با نظام هستید یا نه؟
آقایان اظهارنظرهای شخصی خودشان را می گویند. اصلاح طلبان بارها بر این نکته تاکید کرده اند که در چارچوب نظام و قانون اساسی فعالیت می کنند و اصلاحات در روش های اداره کشور را در چارچوب نظام دنبال می کنند. ولی به نظر می رسد ایران آنطور که رئیس دولت ادعا می کند کشور آزادی است؛ ولی بنظر میرسد این آزادی برای همه نیست! جریان اصولگرا برای هرنوع اظهارنظری آزاد است و در فضایی که دوستان اصلاح طلب ما حداقل امکانات و آزادی را برای بیان نظراتشان و دفاع از اتهامات وارده ندارند، آقایان اصولگرا آزادند و متاسفانه از این آزادی به درستی و منصفانه استفاده نمی کنند. من بر این باورم که دوستان اصولگرای ما دچار یک اشتباه استراتژیک هستند که فکر می کنند اگر این نوع اظهارنظرها باب شود، فقط رقیب است که مورد هجمه این اظهارنظرها قرار می گیرد. اگر این اظهارنظرها باب شود، یک روزی همین مطالب به خود این افراد از سوی مخالفانشان نسبت داده میشود. به نظر من این نوع اظهار نظرها درست نیست و اگر کسی کاری کرده است، به استناد مدارک آن را بیان کنند و اگر کسی هم مرتکب جرمی شده است، در محاکم قانونی باید به آن پرداخته شود.
در مورد اتهاماتی که به اصلاح طلبان در رابطه با ارتباطشان با کسانی در خارج از نظام مطرح است، چه پاسخی دارید؟ از ارتباط با تئوریسین های انقلابهای مخملی و سوروس گرفته تا ارتباط با ایادی اپوزیسیون خارج از کشور از منافقین گرفته تا سلطنت طلب ها و غیره.
یکی از اشکالاتی که با آن مواجهیم آن است که بر خلاف آنچه که گفته می شد سیاست ما عین دیانت ماست، بخشی از سیاست ما با بی دینی و بی اخلاقی آمیخته شده و خیلی از این اظهار نظرها هیچ نوع مبنای قانونی، شرعی و حتی اخلاقی ندارد. اگر کسی ادعایی دارد، بیاید ثابت کند. وظیفه یک جریان سیاسی این نیست که مدام به اتهاماتی که دیگران بدون هیچ احساس مسئولیتی مطرح می کنند، پاسخگو باشد و خلاف آن را ثابت کند. هرکسی که حرفی میزند، او باید مستنداتش را در مراجع قانونی و ذی صلاح ثابت کند. متاسفانه باب شده که هرکس هر اتهامی را خواست در این کشور می زند و تازه متهم که معمولا دستش از هرنوع امکان رسانه ای هم کوتاه است باید بدود و خلافش را ثابت کند. روزنامه ها جای طرح اتهامات است نه جای اثبات آن و به صرف درج در روزنامه، اتهامی به دیگران قابل انتساب نیست، مخصوصا وقتی که اتهام زنندگان هیچ سابقه روشنی از صداقت و راستگوئی ندارند و بلکه به دروغ گوئی اشتهار دارند.
راجع به لزوم بازتعریف هویت اصلاح طلبی و انتخاب رهبران جدید در میان این طیف چه نظری دارید؟
اصلاح طلبی یعنی اینکه ما معتقد هستیم، نظام توانایی اداره کشور را در چارچوب های خودش که همان قانون اساسی است را دارد ولی برای پاسخگویی به نیازهای روز کشور باید دائما در مشی اداره کشور و روشها، اصلاحاتی صورت دهد. ممکن است امری 10 سال قبل اصلاحی تلقی می شده اما الان دیگر چنین معنایی نداشته باشد. جریان اصلاح طلبی اصولا هر روز باید با نوآوری همراه بوده و خودش را به روز کند تا متناسب با خواست و نیازهای مردم، در چارچوب قانون اساسی، اداره کشور را اصلاح کند. طبیعی که این اصلاح مداوم و مستمر هم در برنامه ها و افکار مطرح هستند و هم در اشخاص و آنچه که شما به عنوان رهبران تلقی می کنید. من هیچ ابهامی در اصلاح طلبی و الزامات آن نمی بینم و اتفاقا فکر می کنم این دوستان اصولگرا هستند که باید اصولگرایی را تعریف کنند و تعریف روشنی از آن به جامعه ارائه دهند.
اتفاقا اصولگراها مشغول تدوین منشور اصولگرایی هستند و در قالب جامعتین به دنبال اتحاد داخلی در آستانه انتخابات آتی مجلس هستند. ما به ازای این تلاشها در میان اصلاح طلبان چیست؟ اصلاح طلب ها چه تلاشی را برای انتخابات آتی خواهند داشت؟
این را باید از سران اصلاح طلب پرسید. من یکی از اعضای این جریان هستم. اما دوستان اصولگرا چون خیلی از دغدغه های ما را ندارند، به اقداماتی روی آورده اند که در سطح توقعات آنهاست. آنها انتخابات را با شکلی که تا کنون برگزار شده، قبول دارند و دغدغه ای برای اینکه با آنها رفتار خلاف قانونی صورت بگیرد، ندارند. در نتیجه فکر می کنند تنها مشکلشان، سامان دهی اختلافات داخلی و دستیابی به حداکثر وفاق بین گرایشات مختلف خودشان است تا برای دستیابی به قدرت، با کمترین تشتت رو به رو باشد و این کار را با محوریت گروههای با تجربه و قدیمی شان انجام می دهند. دغدغه ما متفاوت با آنهاست و به جای تدوین منشوری برای ایجاد اجماع در میان خودمان باید ببینیم که اصلا در این آوردگاه امکان حضور می یابیم یا نه و بعد اگر این مساله قطعی شد برای کاهش اختلافات داخلی، می توانیم برنامه ریزی کنیم.
اگر شرایط به سمتی پیش رود که اصلاح طلبان امکان حضور در رقابت های انتخاباتی را نیابند، برای آینده این جریان چه اتفاقی خواهد افتاد؟
خب در انتخابات شرکت نمی کنند. اتفاق خاصی هم نمی افتد. فعالیت سیاسی و اجتماعی، عرصه ای برای عمل به یک تکلیف اجتماعی است که همانا خدمت به مردم و ارائه توانمندی هاست. اگر نتوانیم این تکلیف را انجام دهیم، در عرصه های دیگر برای تحقق اهداف و پیشبرد برنامه هایمان ورود پیدا می کنیم. مسلما شرایط برای اصلاح طلبان بدتر از اینکه امروز هست نخواهد شد. ولی برای کشور، هزینه های بسیار سنگینی دارد که علی رغم وجود سلایق گوناگون، به بخشی از این سلیقه ها مجال ورود در عرصه را ندهند و بگویند که بخشی از مردم حق مشارکت در تعیین سرنوشت خودشان را نداشته باشند. این هم مغایر نص صریح قانون اساسی است و هم خلاف خردمندی و عقلانیت و ما آرزو می کنیم که این حق قانونی و میراث گرانقدر انقلاب و امام خمینی (ره) برای همه مردم پاس داشته شود و در پای مطامع طالبان قدرت ذبح نشود.














2میلیون تهرانی های غربی گرارای ندن .آب ازآب تکان نمیخوره.خواهیددید
من فقط و فقط اگر موسوی لیست بده شرکت می کنم.
به نظر من مهم نیست که اصلاحات شرکت بکنه یا نه .مهم این هست که هر تصمیمی را با اجماع انجام دهد .مثلا اینگونه نباشد که افرادی مانند کواکبیان شرکت کنند در صورتی که آقای خاتمی لیستی ارائه نداده است.(البته در این صورت عرض خود می برد)
سال 88 شگستن سد استبداد ديني بود كه شگسته شد اقاي عسگر اولادي يكي از رعبران ضد انقلاب ميباشد
بعيد نيست كه دوباره از مشاركت حد اكثري حرف بزنند
كي به كيه.
ba slm be hameye afkare sabz. be nazare man bazam mesle dafehaye ghabl, be eslah talaba vadevo vaid midan jahate eslahe omor, vali bad az inke az ona estefadeye abzari kardano be entekhabateshon mashroiyat dadan,2bare mese ye …….. parteshon mikonan
سنجیده،متهورانه،دقیق .ممنون اقای انصاری!
اگر اصلاح طلبان نيايند حق مشاركت بخش عظيمي از مردم را اصول گرايان در واقع ناديده خواهند گرفت/ پس مردم هم نمي ايند/ نتيجه….
اصول گرايان براي انتصابات 10 -20 -30 -40 مياورند بعد هم در ميدان وليعصر جشن پيروزي ميگيرند
زنده باد صداقت / زنده باد مير حسين / زنده باد اصلاحات/ زنده باد انكه گفت : زنده باد مخالف من
شایسته است که تا دیر نشده است کلیه گروه ها و تشکل ها و احزاب و همچنین مراجع با بصیرت از نوع عظام و غیر آن و ارگان های مردمی و اصناف و بازاریان با صدور اطلاعیه هائی سخنان جناب آقای خاتمی اعلی اله مقامه شریف را مورد عنایت و تایید قرار دهند آنچنانکه اعلامیه های آن در و دیوار تمام شهر ها را بپوشاند و تو دهانی محکمی شود به فتنه ضد اصلاحات . این خود یک رفراندم بزرگ ملی خواهد بود که تکلیف ملت را روشن خواهد نمود . والسلام علی سید محمد الخاتمی و علی اعوانه و انصاره و احبائه .
به فرموده امام شرکت در انتخابات واجب است اگر شرایط انتخابات با معیار های امام نباشد بنده شرکت نمی کنم گناه شرعی هم به عهده کسانی که حقی را دیگر گروهای سیاسی قائل نیستند .
اكر شرايط فراهم نشود در انتخابات شركت نمي كنيم يعني جه ؟
بايد شرايط را ايجاد كنيم !
كس نخارد بشت من جز ناخن انكشت من !
شماکه اسمت موسوی دوستدارمه….
یه سوال یعنی اگه این بار آقای موسوی لیست بده یا اصلا خودش بیاد فکر میکنی رای میاره؟
به نظر من اصلاح طلبا باید فکر اساسی کنند.از راه انتخابات یا بهتر بگم انتصابات به جایی نمیرسیم.اگه میشد سری قبل نتیجه میداد…
به امید سبز ترین بهار….
نكته مهم اتخاذ يك تصميم واحد است و همانطور كه آقاي خاتمي طرح بحث كردهاند، ادامه كار هم بايد با وحدت نظر باشد اگر شرايط فارهم نشد هيچ گروهي از اصلاحطلبان شركت نككند و انتخابات بايد تحريم شود.
دوستان! در این کشور اتفاقی افتاد که باعث میشه موسوی هر چه قدر هم از مردم بخواد، دیگه مردم در هیچ انتخاباتی شرکت نکنند. حکومت دیگه برای انتخابات(!) بعدیش احتیاجی به دستکاری آرا نداره. چون شرکت کنندگان فقط طرفداران خودشون خواهند بود. چه کنیم؟ چه برنامه ای دارید آقای موسوی؟
من که به هیچ عنوان به انتخاباتی جز رفراندوم آزاد برای نوع حکومت شرکت نمیکنم.
این کودتاچی ها با رای من در انتخابات قبلی این افتخار رو کسب کردن که شرکت در انتخابات بینظیر بود. وای اگه من میدونستم قراره چه کلاهی سرم بره….
مرگ بر دیکتاتور
اگرآقایان دغدغه قانون اساسی ومشکلات مملکت را داشتند که به این وضع اسفبار نمی رسیدیم.مملکت به کفر می ماندوباظلم نه.
یاحسین میر حسین. درود بر کروبی شجاع