سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بن علی فرصت‌های بسیاری را از دست داد …...
» سرنوشت حکومتی که به موقع به اصلاحات تن نداد

بن علی فرصت‌های بسیاری را از دست داد …

چکیده :نااميدى از بن على کار را به جايى کشاند که مردم تنها برکنارى او را فرياد زدند و هيچ ترميم و اصلاحى را نپذيرفتند. پاى خون و گلوله در ميان بود. خون از مردم و گلوله از حکومت. اين تبادل زمانى رخ مى دهد که تغييرات دلخواه جامعه از طريق صندوق راى حاصل نمى شود و انتخابات ها مصداق دور باطل و بازگشت به خانه اول لقب مى گيرند. بن على فرصت هاى بسيارى را براى شنيدن صداى معترضان و اصلاح نظام اقتصادى و سياسى اش از دست داد...


سال 1988 اعتراضات خيابانى گسترده اى که به “شورش هاى مواد غذايى” شهرت يافت، کشورهاى عربى – آفريقايى چون تونس و الجزاير را فرا گرفت و تاثيرات عمده اى بر کشورهاى همسايه گذاشت. دليل اصلى اين اعتراض ها سقوط فاجعه بار استانداردهاى زندگى بود. بالا بودن نرخ بيکارى، گرانى، کمبود مواد غذايى، فساد حکومت، دروغ گويى و مهمل بافى دولتمردان، انسداد سياسى، ناکارآمدى هاى پياپى دولت ها و… که مردم را به ستوه آورد و به شورش هاى خيابانى انجاميد.

عمدتا چنين شورش هاى دامنه دار و مداومى، منشائى طولانى مدت دارد ولى سرانجام يکجا سر باز مى کند و به انفجار اجتماعى و سياسى منجر مى شود. يک لايحه، يک تصميم، يک دستور، يک طرح رياضتى، بسته شدن يک حزب يا روزنامه، دستگيرى يک رهبر مخالف، تقلب در انتخابات و نظير اينها کافى است تا حجم انبوه و انباشته فروخوردگى ها فوران کند و به آتشفشانى ويرانگر بدل شود.

حکومت زين العابدين بن على رييس جمهور يا حاکم تونس بعد از مواجه شدن با اعتراضات شديد خيابانى در قدم اول وزير کشور را به بهانه اعمال خشونت عليه مردم برکنار کرد تا هم خود را کنار ملت جا بدهد و هم مسير افکار عمومى را منحرف کند. ولى زمانى که انحلال کابينه و مجلس هم سطح مطالبات را کاهش نداد و آتش اعتراضات فروکش نکرد، توسل به خشونت به عنوان يگانه راه مقابله با ناآرامى ها ناگزير به نظر مى رسيد. وضع فوق العاده اعلام شد، ارتش در فرودگاه مستقر شد، راديو و تلويزيون و دستگاه هاى مهم به شدت تحت محافظت قرار گرفتند اما هيچ کدام مانع از گسترش آتش نشد و وقتى شعله ها به کاخ رياست جمهورى رسيد چاره اى جز ترک خانه براى بن على باقى نماند. درواقع تونس ديگر خانه او نبود. او بعد از حدود ربع قرن حکومت به سرنوشت بسيارى از ديکتاتورهاى پيش از خود گرفتار شد تا خود نيز بدل به عبرتى تاريخى براى ديکتاتورهاى ديگر شود.

همه تمهيدات رييس جمهور زمانى بکار بسته شد که ديگر دير شده بود. بن على براى بازگرداندن مشروعيت از دست رفته اش دست به هر کارى زد ولى نتيجه اى نگرفت. نه انحلال دولت، نه وعده برگزارى انتخابات زودهنگام، نه فرمان تشکيل کابينه به نخست وزير و نه حتى وعده برکنارى اش پس از پايان دوره رياست جمهورى در سه سال آينده.

زمانى که مشروعيت و اعتبار بن على از دست رفت، هيچ مانع اخلاقى و سياسى براى اعمال خشونت وجود نداشت. سرکوب مردم و برجا نشاندن آنها به هر طريق ممکن مجاز شمرده شد ولى خود نيروهاى نظامى و امنيتى هم اميدى به ترفندهاى رعب انگيز و خشونت بار نداشتند. شايد زين العابدين بن على در ساعات پايانى حکومتش به اين مى انديشيد که به هر قيمتى آتش را فروبخواباند و فرداى آن روز به پوپوليسمى اقتدارگرا رو بياورد و باز به حکومت ادامه دهد. شايد به واقع درنظر داشت وعده هايش را عملى سازد و تنها انتظار بازگشت نظم و آرامش را مى کشيد. هرچه بود و هرچه در ذهن مى پروراند، بى اعتمادى و بى اعتبارى مجالش نداد.

حکومت ها در اين مرحله از شورش هاى مردمى، فرصتى براى چانه زنى با مردم ندارند. فرصت ها پيش از آن از دست رفته است. زمانى که چانه زنى و گفتگوى مردم و مخالفان با حاکمان به بن بست مى خورد و به شکست مى انجامد، ديگر سخن از انتخابات و وعده آزادى و رفاه، سخنى گزافه است و جامعه، صندوق راى را براى تغييرات ساختار و رسيدن به مطالباتشان کافى نمى بيند و چه بسا آن را توهين آميز و فريبکارانه مى خواند و بر خشمش از دولت افزوده مى شود و جز به مرگ خود يا حاکم قانع نيست.

نااميدى از بن على کار را به جايى کشاند که مردم تنها برکنارى او را فرياد زدند و هيچ ترميم و اصلاحى را نپذيرفتند. پاى خون و گلوله در ميان بود. خون از مردم و گلوله از حکومت. اين تبادل زمانى رخ مى دهد که تغييرات دلخواه جامعه از طريق صندوق راى حاصل نمى شود و انتخابات ها مصداق دور باطل و بازگشت به خانه اول لقب مى گيرند. گفته مى شود جايى که بتوان بدون خونريزى و منازعه و از طريق انتخابات، ساختار سياسى و حاکمان را تغيير داد آنجا دموکراسى حاکم است.

اواخر دهه 1980 نيز که حکومت هاى مصر، اردن، تونس و الجزاير شاهد آشوب هاى گسترده در اعتراض به کمبود مواد غذايى و گرانى و… بودند، حاکمان وقت وعده اعطاى آزادى هاى مدنى، برگزارى انتخابات و باز کردن فضاى سياسى را دادند. اين وعده ريشه در خوى دموکراتيک و عبرت گيرى حاکمان از عاقبت نافرجام اقتدارگرايى نداشت بلکه براى حفظ ديکتاتورى و تثبيت رژيم هاى فاسد و رو به سقوطشان داده شده بود.

بار ديگر و اين بار پس از دو دهه، شورش هاى نسبتا مشاهبى اتفاق افتاد و تقريبا حکومتى نظير همان حکومت به دليل اعتراضات و زمينه هاى انتقادى مشابه، دستخوش بحران شد و بعد از پريدن از مرحله اصلاحگرى و رسيدن به مرحله انقلاب، به دنبال راه حل هاى اصلاحى گشت. مردم با مشاهده عقب نشينى بن على دريافتند که کار تمام است و او نه به فکر جامعه که در جستجوى نجات خويش و از سر گذراندن فاجعه سقوط است.

بدون ترديد اگر از همان اواخر دهه 80 به اين سو اصلاحات تدريجى در حکومت آغاز مى شد، تاريخ اين چنين تکرار نمى شد و گريبان بن على را نمى گرفت و اين بار در باتلاق مشابه شورش هاى 1988 غرق نمى شد. اين دست حکومت ها از ترس سقوط و جايگزين شدن با دولت هاى گردشى مردمى، نه وقعى به دموکراسى و صندوق راى مى نهند و نه از بى اعتبارى و نامشروعى هراس به دل راه مى دهند. حاکمان تصور مى کنند نفت و منابع زيرزمينى و توريسم، ثروتى دائمى در دست آنهاست و مى توانند با کنترلى که بر بازار و طبقات خودساخته اجتماعى دارند، هربار به دفع بحران بپردازند و معترضان را سرکوب و زندانى کنند و روش هايى را براى به تاخير انداختن بحران هاى بعدى بکار بگيرند. در اين ميان آنچه هيچ چاره اى برايش نمى انديشند، اعتبار از کف رفته و مشروعيت زايل شده است که پس از آن هيچ ظاهرسازى دموکراتيکى قادر به فريب افکار عمومى نخواهد بود و راه حلى نيز براى ترميم پايه هاى فرسوده و رو به سقوط حکومت وجود نخواهد داشت.

زين العابدين بن على فرصت هاى بسيارى را براى شنيدن صداى معترضان و اصلاح نظام اقتصادى و سياسى اش از دست داد و هربار بحران هاى مقطعى را با درمان هاى موضعى پشت سر گذاشت، غافل از اينکه درد آرام و بى صدا پيش مى رود و عميق تر مى شود و روزى به قلب مى رسد که ديگر جلوگيرى از آن ممکن نيست.

منبع: دیپلماسی ایرانی


6 پاسخ به “بن علی فرصت‌های بسیاری را از دست داد …”

  1. میرمحمد گفت:

    قابل توجه بعضی ها

  2. یک برگ سبز گفت:

    خداوندا تو به ما گوش دادی تا بشنویم. عقل دادی تا شنیده ها را تحلیل کنیم. و راست را از دروغ و کج بشناسیم..خداوندا این توفیق را به کسانی که در دنیا حلاوت حکومتشان زده توی دین و دیانتسان عطا فرما.که خود گفتی( فبشر عبادی الذین ستمعون القول و یتبعون احسنه)

  3. 123 گفت:

    تونسی ها تونسن ولی ما نه چرا؟

  4. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    خدمت تمامی دوستانی که ایران و تونس را مقایسه میکنند یکی به خودمون بد میگه یکی به اونها آفرین میگه یکی تجزیه تحلیل میکنه. یکی به مهندس موسوی و آقای کروبی کنایه میزنه ! وضعیت مردم تونس کمی بدتر از وضعیت ایران سال 57 شده ؟ تبریک داره ؟ ما سال 57 یک رهبریت متمرکز داشتیم که اونها همین را هم ندارن.به هر حال مهندس موسوی روز 25 خرداد میتونست کل این حاکمیت را در دست بگیره و اینقدر هوش سیاسی داشت که بدونه میتونه و اینقدر شهامت داشت که انجامش بده. چرا نکرد ؟ من نمیدونم. به هر جهت این را میونم که جنبش سبز الان یک هدف بسیار والا داره و اون تبدیل شدن ارزشهایی که به خاطرشون انقلاب کردیم به عادات فکری و ذهنیمون هست. آزادی ،استقلال ،عدالت ، حق طلبی و بالاتر و مهمتر از همه راستگویی و درست کرداری. ارزش صبر کردن نداره ؟ اگر همین 22 بهمن به قصد انقلاب در شهر 900 هزار نفرمون پراکنده بجنگیم ( گروههای 9 نفره) دولت 48 ساعته سرنگون میشه ولی ما با همون فکرهای سابق دوباره حکومت میکنیم و بازنده میشیم. 28 سال بعد من آقای … شدم در سازمان میراث فرهنگی و دارم در گوش یک مجمود بی ادب و … مرید سازی میکنم !!! بخوان تو این مجمل .

  5. سانديس گفت:

    قابل توجه دوستان لباس شخصي و سركوبگر
    آخرين خبر
    مردم به دنبال دستگيري و محاكمه لباس شخصي ها در تونس هستند

  6. یک جوان گفت:

    اینها 30 سال دیگه تازه به جایی می رسند که الان ما هستیم. غصه نخورید عزیزان ما از اونا جلوتریم.