ابتکار: لطفا یکبار هم از جعبه سیاه مدیریت بگویید
چکیده :اما در واکنش به اين سوالات بي جواب، بهبهاني وزير راه و ترابري ساده ترين موضع ممکن را اتخاذ ميکند. او با بيان اينکه «چيزي كه در اين حادثه مطرح نبوده، بحث مديريتي است» تلويحا مردم را مقصر اصلي حادثه اروميه قلمداد کرده و تاکيد ميکند که «در شرايط نامساعد جوي مردم فشار ميآورند كه پرواز انجام شود» و ظاهرا مسئولين هم ناچار به گوش دادن به درخواست مردم براي رفتن به قربانگاه...
روزنامه ابتکاردر سر مقاله امروز خود با اشاره به حادثه غمبار سقوط هواپیما نوشت: از مدتها انتظار و آلودگي هوا و خشک شدن زمين و سوختن جنگل ها، بالاخره با تاخيري طولاني زمستان واقعي همراه با سوز سرما و برف و باران همه جاي ايران را فراگرفت. مردم کشورمان که ديگر چشم اميد خود به جبهههاي هواي کم فشار و پرفشار و تودههاي ابر را از دست داده بودند، به يکباره پذيراي قدم نورسيده برف و باران شدند، تا در نيمه راه دي ماه دلشان خوش شود که خداي آسمان و زمين آنها را فراموش نکرده است. چرا که به بيان قاآني شيرازي:«ابر با آن تيرهرخساري که پوشد روي روز/ مردم چشم است دهقان را ز باران داشتن».
اما اين فقط روي خوش ماجرا بود و در گوشه اي از کشور همه چيز دست به دست هم داده بود تا از يک اشتباه مديريتي ديگر، قربانگاهي ساخته شود براي پيشکش کردن جان 77 نفر از شهروندان پيش پاي باران رحمتي که از آسمان نازل ميشود. روز 19 دي ماه هواپيماي بوئينگ 727 با بيش از 100 نفر سرنشين عليرغم بارش شديد برف و باران و نامساعد بودن اوضاع جوي، پس از دو ساعت اما و اگر، با چراغ سبز مسئولين هواپيمايي کشوري، مهرآباد را به مقصد فرودگاه اروميه ترک ميکند اما ساعتي بعد سراز قربانگاه کليسا کندي در 7 کيلومتري اروميه در ميآورد و فاجعه اي رقم ميخورد.
بله به همين راحتي 77 خانواده داغدار ميشوند وبيش از 30 قرباني ديگر در بيمارستانهاي شهر در دوراهي مرگ و زندگي، دست و پنجه نرم ميکنند و بار ديگر سفيد پوش شدن زمين به قيمت سياه پوش شدن مردمان کشورمان تمام ميشود.
تلخي ماجراي اروميه وقتي تشديد ميشود که يادمان بيايد 5 سال پيش درست در همين روز و در همين مکان و در همين اوضاع جوي، يک هواپيماي ديگر نيز سقوط ميکند و 11 تن ازمقامات ارشد نظامي کشور از جمله شهيد احمد کاظمي به شهادت ميرسند. اما حتي تجربههاي گذشته نيز حريف سوء مديريتها نميشود.
برف و باران اگرچه برترين نعمات الهي و مهم ترين فرصتها براي زندگاني و حيات آدمي است و در لطافت طبعشان خلاف نيست، اما هر گاه که دست مداخله گر انسان ناشيانه به اين چرخه وارد شد، اين رحمت بي پايان، به سادگي و ازسرندانم کاري به نقمت و مرارت و تهديد براي زندگي بدل ميشود. باران متحول کننده و روينده، روزي به مدد سوء مديريت بحران آلودگي به باران اسيدي مبدل شده و سر و روي شهروندان را تا يک قدمي انواع سرطان ميکشاند و روزي ديگر به سبب سوء استفاده ازخاک و جنگل و طبيعت به سيل خروشان مبدل ميگردد و همه چيز را ميشويد و ميبرد و خرابي را جايگزين ميکند. برف سفيد و بي آزار روزي جان صدها انسان را در راهبندان ناشي از سوء تدبير در راهداريها به خطر مياندازد و روزي ديگر حريف هواپيماي بوئينگ پير و از کار افتاده پرواز 727 ميشود.
همين چند هفته پيش در موعد تعطيلات آغازسال جديد، به دليل برف شديد در کشورهاي اروپايي و آمريکاي شمالي، صدها و شايد هزاران پرواز طي يک هفته لغو و برنامه ريزيهاي هزاران نفر در اين کشورها به هم ميريزد. اما مسئولين فرودگاهها و متوليان پرواز،عليرغم داشتن مدرن ترين هواپيماها و فشار طبيعي مردم، زير بار درخواستها براي ازسر گرفتن فعاليت هواپيماها و متوسل شدن به شگرد نخ نماي سعي و خطا در پروازها نميشوند و طبيعتا عليرغم اينکه صدها هزار نفر براي هفتهها در مبدا ماندند و به مقصد نرسيدند و سردرگمي بي سابقه اي بر مردم اين کشورها حاکم شد اما همه آن مردمان زنده و سالمند و خوني از بيني کسي نريخت. وچنين است در جريان حادثه آتشفشان ايسلند و … . مثالهايي از اين دست زياد است.
بر اساس گزارش رسانه ها، خانوادههاي قربانيان حادثه و مسافراني که از اين سانحه جان سالم به در برده اند، همگي يک سوال واضح از مسئولين دارند: چرا مسوولان هواپيمايي با وجودي که اوضاع جوي بسيار نامساعد بود اجازه پرواز ميدهند تا جان هموطنان اين گونه به خطر بيفتد؟
اما در واکنش به اين سوالات بي جواب، بهبهاني وزير راه و ترابري ساده ترين موضع ممکن را اتخاذ ميکند. او با بيان اينکه «چيزي كه در اين حادثه مطرح نبوده، بحث مديريتي است» تلويحا مردم را مقصر اصلي حادثه اروميه قلمداد کرده و تاکيد ميکند که «در شرايط نامساعد جوي مردم فشار ميآورند كه پرواز انجام شود» و ظاهرا مسئولين هم ناچار به گوش دادن به درخواست مردم براي رفتن به قربانگاه هستند.
آيا پراندن بوئينگ پير 37 ساله و از کار فتاده در چنين آب و هوايي چيزي به جز سوء مديريت است؟ آيا عدم تجهيز فرودگاههايي مانند اروميه و.. به امکانات لازم براي فرود در شرايط دشوار آب و هوايي چيزي غير از سهل انگاري مديران است؟ دادن اجازه پرواز با وجود اطلاع کامل از شرايط جوي و مجهز نبودن فرودگاه مقصد اگر قضيه و تصميمي مديريتي نيست، پس چيست؟ و به راستي چند سانحه هوايي ديگر بايد اتفاق بيفتد تا مديران ارشد کشور مجاب شوند سازمانهاي متولي تردد هوايي مردم نيازمند تغيير و تحول هستند؟
اما متاسفانه و بر حسب عادت مالوف مديران ارشد کشورمان، بجاي سخن گفتن از جعبه سياه مديريت خود از انتظار براي بررسي محتويات جعبههاي سياه هواپيمايهاي ساقط شده سخن ميگويند. جناب آقاي وزير، رئيس محترم سازمان هواپيمايي و ….. لطفا دست نگهداريد و براي يکبار هم که شده مردم را به جعبه سياه هواپيما و تشکيل ستادهاي بررسي سانحه حواله ندهيد و بياييد صاف و پوست کنده حکم به سو ء مديريت خود و زير مجموعه هايتان بدهيد تا لااقل براي فرداهاي ديگر اين حادثه تلخ تجربه اي و عبرتي باشد.














یادم هست مجلس اصولگرا ششم اگر در جاده دوتا خودرو با هم برخورد میکرد اقای خرم وزیر محترموقت را زیر سوال یا اینکه استیضا میکرد چه شده که مجلس در مقابل این همه حوادث هوایی .ریلی . جاده ای سکوت می کند . مدرس های زمان کجایند که به خورشند. یا با گفتن اینکه شما در راس نیستی همه غلاف کردید.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.خانم ابتکار موافقم اول از 16 سال مدیریت طیف شما شروع کنیم لطفا سریعتر جعبه سیاه را باز کنید تا ما بدانیم شما چه کردید.یا حق.
کلمه: البته دوست عزیز روزنامه ابتکار است نه خانم ابتکار!
چیزی که در این کشور ارزشی نداره جون و زندگی مردمه.چه جوریه این آقایون زیر باره هیچ فشاری نمیرند حالا تو این یه موضوع به حرف مردم گوش میدند؟!
جنایت کردند هیچ نگفتیم ,ستم می کنند هیچ نمی گوییم, حقمان را از ما ستاندند باز اعتراضی نکردیم.
پس خودمان هستیم که می خواهیم این ذلت را بپدیریم ما می توانیم اما نمیخواهیم.
پس با چنین ملتی اعتراضی بر دولت وارد نیست .