امام عصر نه کشور را مدیریت می کند نه یارانه ها را
چکیده :اگر مراد از مدیریت امام عصر بر کشور امدادهای غیبی است، این معنا غیر متبادر به ذهن است و ثانیاً چه نیازی است این سخن اینگونه گفته شود تا معنای دیگری از آن فهمیده شود. ثالثاً آیا اشتباهات مدیریتی که در هر دولتی عادی است نیز جزء مدیریت ایشان است؟این که کشور را و فلان برنامه را امام زمان مدیریت نمیکند به این معنا نیست که نظام ما مورد تأیید ایشان هست یا نیست و نیز به این معنا نیست که ما منکر امدادهای الهی شویم. کشور را انسانهای مختار و دارای اراده و تصمیم که امکان اشتباه دارند اداره میکنند و مدیریت کشور به دست آنان است....
به گزارش پارسینه، پایگاه خبری «روات حدیث» که پایگاه اطلاع رسانی حوزه های علمیه کشور است نوشت:
ائمه اطهار علیهم السلام وسائط فیض پرورگار هستند. ممکنات چه در وجود و چه در بقاء محتاج به مبدأ و علت خود هستند. اینگونه نیست که همهی مخلوقات آفریدهی بدون واسطه حضرت حق باشند، بلکه مخلوقاتی با واسطه هستند که فیض الهی را از مجاری آن دریافت میکنند. این سخن دربارهی چیستی فیض و وسائط و مجاری آن نیست، پاسخ به دریافتی نادرست از این معناست.
برخی ادعا میکنند که امور کشور را و حتی هدفمندی یارانهها را امام عصر مدیریت میکند. این سخن نادرستی است که اگرچه به کام دولتمردان است و در ذائقهی عوام خوشآیند، اما پیآمدهای ناگواری دارد که سکوت قلم را باید شکست و کژی این برداشت را فریاد کشید. لازم است این نکته تأکید شود که نفی مدیریت هدفمندی و امثال آن مساوی نفی واسطهی فیض بودن و هدایت باطنی و دیگر اوصاف ائمه که در کتب کلامی شیعی ذکر آن رفته است، نیست، بلکه هیچ ربط و سنخیتی با آن ندارد و صرفاً برداشتی عوامانه و نادرست از آن است.
ادعای مدیریت حضرت حجت بر کشور و مسائل خاص مانند اصلاح قیمت بنزین و نان و گاز و آب و برق و … با اشکالات مهمی روبه روست. این ایرادات ما را به نادرستی این سخن میکشانند.
اشکال نخست: بیدلیلی. هیچ دلیل عقلی و نقلی بر این ادعا نیست و ما پیروان دلیل هستیم. اگر چه در این چند سال این ادعا جسته و گریخته در جایگاههای مختلف تکرار شد، اما هیچ گاه دلیلی بر آن ارائه نشد. اگرچه بیدلیلی مساوی نادرستی نیست، اما آنچه را که بیدلیل است نباید فریاد کرد و دوم اینکه انتساب امری به خدا و معصومین بدون دلیل جایز نیست.
اشکال دوم: روایاتی که تأکید دارند که خداوند اراده کرده است که چرخ گردون بر محور اسباب عادی بچرخد نه اسباب ماورائی. ابی الله ان یجری الأشیاء الا باسبابها فجعل لکل شی سبباً – کافی، باب معرفة الامام و الرد الیه، روایت هفتم-. اسباب عادی ادارهی یک کشور انتخاب رئیس و گروهی برای ادارهی آن و شور و مشورت و تصمیمگیری آنان برای تأمین معیشت و امنیت و حل مشکلات و پیشرفت و … است. مدیر این کشور چه مؤمن باشد و چه کافر باید بر اساس قوانین حکومتداری فرمانروائی کند و تصمیمات وی سبب پیشرفت یا پسرفت و تعالی یا نابودی کشور است. این اشکال در توضیح اشکالات دیگر بیشتر روشن میشود.
اشکال سوم: این اشکال در پی اشکال بالا به ذهن میآید و از توابع آن است. این پرسش که چرا ائمهی اطهار در زمان حکومت خویش مانند زمان امیرالمؤمنین و چند ماه حکومت امام مجتبی علیهما السلام و در زمان خانهنشینی از اسباب عادی فراتر نرفتند و به اسباب ماورائی دست نزدند، پاسخ همان گزارهی بالاست که در روایات آمده است. وقتی ایشان از این امور در زمان خود بهره نبردند چگونه میتوان ادعا کرد حکومت دیگر را –اگر چه به ایشان انتساب دارد- ادارهی ماورائی کنند.
گفته نشود که این سخن نافی امدادهای غیبی است؛ زیرا اولاً امدادهای غیبی در امور جزئیه با مدیریت متفاوت است. مدیریت به دست گرفتن تکتک اجزاء یک سامانه و نظارت بالادستی به آن است، اما امدادهای جزئی چنین نیست. ثانیاً امدادهای غیبی از اسباب و مسببات عادی این جهان خارج نیست، اگرچه شاید خرد ما آن را نیابد.
سنتهای الهی جزئی از اسباب این جهان است. اینکه قرآن میگوید اگر همهی اهل زمین ایمان آورند و پرهیز پیشه کنند خوان گستردهی نعمات را بر آنان میگشائیم، گوشهای از همین نظام اسباب و مسببات است. ثالثاً اینکه بگوئیم فلان عمل از امدادهای غیبی است خود اول کلام است. به طور کلی نفی ادعای طرح شده منافاتی با امدادهای غیبی ندارد. میتوان از امدادهای غیبی بهره برد درحالیکه مدیریت عمل با خود ما باشد نه امام عصر علیه السلام.
اشکال چهارم: این اشکال و اشکال بعد نیاز به مقدمه و بیش از آن نیاز به دقت دارد. این دو اشکال به این بازمیگردد که مدیریت یک کشور را ارادههای مدیران آن انجام میدهند و نمیتوان غیر – امام و غیر امام- بر اراده دیگری استیلا داشته باشد.
ارادهها گاهی فردی است مانند اینکه من اراده کردهام کلیدهایی را فشار دهم و کلماتی را بنویسم و شما اراده کردهاید این کلمات را بخوانید. گاهی اراده جمعی است. ارادههای جمعی مانند اینکه فلان طرح یا لایحه در مجلس تصویب شد یا نشد. تصویب یک طرح نیازمند آراء مثبت نمایندگان است. هر نماینده به تنهایی اختیار دارد که موافق باشد یا مخالف. ارادههای نمایندگان در کنار هم تصویب یا عدم تصویب یک طرح و لایحه را در پی دارد.
جمع آرائ چیزی غیر از جمع شدن فردفرد ارادههای نمایندگان نیست. اما این تصمیم یک تصمیم جمعی است. گاهی این تصمیم در یک مجلس خاص نیست، شاید در چند جا و شهر و کشور افراد مختلفی اراده میکنند تا یک عمل خاص انجام گیرد. مدیریت کشور از این سنخ است. مثلاً همین اجرای طرح هدفمندی یارانه. گروهی کار کارشناسی کردهاند و سپس لایحهای آماده و در مجلس تصویب شده و به سازمانهای مختلف ابلاغ و برای آن برنامهریزی شده است و… . هر نقطهای را که دقت کنیم جای تلاش افراد مختلفی را می بینیم. اما همین طرح چیزی جز ارادههای جمعی این هزاران نفر نیست. البته در کارهای خیر خدا کمککار است و یدالله مع الجماعة. اما این با مدیریت و انتساب کار خود به خدا تفاوت دارد.
اما اشکال چهارم: گفته شد مدیریت یک مجموعه تابع ارادههای گوناگونی است که حول محور واحدی میچرخند و معمولاً کسی به عنوان رئیس بالای آن است که گاه رأی رئیس مساوی افراد است مانند مجلس شورا و گاه رأی رئیس فراتر از رأی دیگران است. مدیریت چیزی جز این ارادهها نیست. اینک میپرسیم مدیریت امام عصر یعنی چه؟ معنایی که به ذهن میآید این است که ارادههای افراد دخیل را ایشان مدیریت میکنند. این ادعا با دو اشکال اساسی روبه روست. اگر امام عصر یا حتی خدا در ارادههای انسانی تصرف کنند، مستلزم این است که ما قائل به جبر شویم و انسان را مختار ندانیم. طبق عقاید شیعی انسان دارای اراده و مختار است. البته این اراده در طول ارادهی الهی است و نه تفویض صرف. اگر ما بگوئیم ما اراده نمیکنیم، بلکه خدا یا امام عصر اراده میکنند به جبر رو آوردهایم و این مخالف اصول کلامی شیعی است.
اشکال پنجم: اشکال دومی که بر مدیریت ارادهها وارد می شود این است که امکان چنین امری نیست. بیان این ادعا این است که ارادهی انسانی معلول مستقیم نفس انسانی است و تنها علت مستقیم و مباشر میتواند در معلول خود تصرف کند و غیر علت مباشر چه علت بالاتر و غیرمستقیم و چه غیر علت نمیتواند در معلول تصرف کند. اگر بگوئیم انسان میتواند مجرای ارادهی الهی باشد دیگر ارادهی انسانی و اختیار در میان نیست و نفس انسانی دیگر علت نیست.
اگر مراد از مدیریت امام عصر بر کشور امدادهای غیبی است، این معنا غیر متبادر به ذهن است و ثانیاً چه نیازی است این سخن اینگونه گفته شود تا معنای دیگری از آن فهمیده شود. ثالثاً آیا اشتباهات مدیریتی که در هر دولتی عادی است نیز جزء مدیریت ایشان است؟
این که کشور را و فلان برنامه را امام زمان مدیریت نمیکند به این معنا نیست که نظام ما مورد تأیید ایشان هست یا نیست و نیز به این معنا نیست که ما منکر امدادهای الهی شویم. کشور را انسانهای مختار و دارای اراده و تصمیم که امکان اشتباه دارند اداره میکنند و مدیریت کشور به دست آنان است. حتی خدا هم کشور را مدیریت نمیکند. این سخنی نیست که اینک گفته شود، به کسانی که ادعا داشتند حوزه ی علمیه را امام زمان میچرخاند نیز این سخن گفته شده است. حوزه ی علمیه را مراجع و مسئولین آن اداره میکنند و اشتباهاتی هم دارند.
خدا به انسان عقل داده است، اراده داده است و راه و چاه را نیز نشان داده است. انسان است که با استفاده از خرد خویش و راهنمائیهای پیشوایان دین زندگی شخصی خود را مدیریت میکند و موفقیت یا عدم موفقیت وی به ارادهی وی مربوط است. و همین انسان با یاری دیگر انسانها مدیریت جامعه میکند. اینکه بگوئیم خدا و امام عصر کشور را اداره نمیکنند نقصی برای آنان نیست، ارادهی الهی بر این است که انسان خود سرنوشت خود را رقم بزند.
اینکه بگوئیم با یاری خدا و حضرت حجت ما کاری را انجام دادیم سخنی درست است، اما اینکه تمام آن را به خدا و امام عصر نسبت دهیم نسبتی بیدلیل و خلاف است. این انتسابات نادرست راه را بر انتقادات دل سوزانه می بندد و راه پیشگیری از خطاهای احتمالی را سد میکند؛ زیرا هر نقدی به مثابهی نقد امام عصر است. نمیتوان نیت گویندگان این سخن را با حکام جور که برای توجیه خود نظریه ی جبر را تبلیغ میکردند یکی دانست، اگر انگیزهی متفاوتی بوده است، اما نتیجه یکی است و آن توجیه رفتارهای خود با انتساب آن به مقدسات است. این سخن راه پاسخگوئی را میبندد و حتی پرسش را از دور خارج میکند.نباید فراموش کرد که عنایات ویژهی الهی مخصوص دوره ی خاصی نیست و نسبت به همهی مؤمنین در همهی اعصار است.
حاصل سخن اینکه اگر منظور از مدیریت این است که ایشان جای مسئولین ما تصمیم میگیرند و تصمیمهای مسئولین تابع تصمیم ایشان است، سخنی نادرست است، اگر منظور چیز دیگری است آن چیز دیگر را بگویند و به گونهای سخن گفته نشود که معانی نادرست به ذهن متبادر شود.














بسیار مستند و مستدل. شاد و تندرست و پیروز باشید. کاش این نکات پیشاز اینکه در کشور بُت شود برای برخی و رویهی جاری گردد، ارائه میشد. هر چند که امروز نیز شایستهاست و از فرداهای بدتر رهایمان خواهد نمود. اندیشمندان، عهدی با جهان آفرینش دارند و باری فراتر از عوام؛ بر دوش. پس بایسته اینکه خموش ننشینند و ما را نیز به هشیاری و بیداری، تدبر و تعقل دعوت نمایند.
ای بابا- مردم بدون هیچ دلیلی هم اینقدر دیگه فهم و درک دارن که ببینن اینها شیّاد و درغگو هستند که کمر به نابودی اسلام و مردم انقلابی ایران بسته اند- …
با احترام فراوان به حوزه علمیه و نظر ایشان .سوال این است که چگونه طرحی که صندوق بین المللی پول و بر اساس نظریات فوکویاما به ایران پیشنهاد داده و سپس به کمک “صدها اقتصاددان داخلی و خارجی “(نقل قول از طرف ریس -جمهور منتخب شورای نگهبان) طراحی و به صورت نیمه نظامی پیاده میشود ،میتواند مورد نظر امام زمان باشد و یا پولهای ان مال امام زمان باشد .
دمت گرم!
اون امام عصر ، با امام عصر مدنظر شما فرق داره . اگه کمی دقت کنید می فهمید !
در طول تاريخ حاكمان هميشه با مطرح كردن مسائلي سر مردم شيره ماليده واز انها براي تداوم حكومتشان استفاده كرده اندمثلا كشور شوروي به اسم كار وكارگر هفتاد سال بر مردم حكومت كرد الان هم حاكمان ما جون ميدانند مردم ما اعتقاد شديدي به اعمه دارند از اين مطلب براي بقاي خود استفاده ميكنند
با تشکر از همه کسانیکه زحمت این جوابیه رو کشیدن:به نظر من هیچ احتیاج به اوردن دلیل برای جواب دادن به ایشان نیست.کدام حرف ایشان بز اساس منطق هست که انسان با منطق جوابش بده.هدف این بابا خدمت بیشتر به اسراییل و نابود کردن اعتقادات دینی مردم هست.وگرنه طرحیکه اکثر کارشناسان خبره نسبت به موفقیت ان اعلام تردید کردن به باورهای دینی واعتقادی مردم وصل کردن چه چیزی غیر از این می تواند توجیه کننده ان باشد.خدایا تو را به امام عصر قسمت می دهیم خودت حافظ اعتقادات این مردم در مقابل خدعه جدید این از خدا بی خبران باش.
مواظب سرتون باشید
این همه اشکال عقلی و شرعی … البته وقتی عقل ضایع شود انتظاری از صاحب آن نیست … یک جور خرافه گویی باب شده .. همه پیشرفت می کنند ما پسرفت می کنیم با سرعت نور
امام زمان منجی عالم بشریت است نه منجی هدفمندی یارانه ها .. اینجا همه چی ملکی شده .. امام زمان ، تلویزیون …
من به عنوان یک ایرانی مسلمان این سخن و با این جمله تمام می کنم ..
در ایران امروز اسلام ظاهری وجود دارد و نه اسلام واقعی … ما مسلمان واقعی نیستیم ولی ادعای مسلمانی می کنیم .. شک دارم به نام مسلمان در روز حساب از من یاد بشه .. وای به حال دولتی های دنیاپرست که دم از اسلام می زندد . وای به تک تک ما ایرانی ها
اتفاقا امام عصر علیه السلام این کشور رو مدیریت کرده و نگه داشته است .مخالفید ؟ این آقایون مسئولین رو اجازه بدید یک کشور دیگه رو مدیریت کنند اگه ظرف 48 ساعت اون کشور منفجر نشد و همه چیزش به هم نریخت هر چی خواستید بگید !!!!!!!!!!!!!!!
منظور شون اون امام عصریه که مشایی باهاش ارتباط داره! شما سخت نگیرید.
اینها اصل دین را نشانه رفته اند و با عنوان مطالب خیالی قصد دارند قبل از ظهور دشمن تراشی کنند تا امام غایب دشمنان ظاهر داشته باشد و پناه میبریم از شر خناس به خدای ملک الناس
اولا این حرف بی سر و ته رو خود آآآآآآآآآآآآآآآآآققققققققققققققققققققققااااااااااااااااااااااا فرموده بودن !!!در ضمن اینا این حرفا رو میزنن تا اگر هم وضعیت خراب شد بگن مدیریت امام زمان !!!!!! مشکل داشته،نه ما.
تفکرات مشائی و ادعای پیش ظهور اقا و نیابت یکی از اقایان در جمکران وارتباط تشکیلاتی باایشان و مرید بودن شخص دوم (با تقلب ) به ایشان خطرناکتر از فتنه دجال است
اما اینکه ایشان دارای باوری خاص میباشند که با توجه به امکانات در دست وارادت خاص شخص دوم مملکت که بعضا معروف به مرید اخلاقی ایشان میباشند را بسیار خطرناک و شاید خطرناکترین فتنه ای که در اینده در گیر ان میشویم میدانم . زیرا تا امروز جریاناتی که در مقابل نظام صف ارایی نموده بودند . یا دارای ائدئولوزی مطرود از طرف مردم بوده و یا التقاطی . و حتی و شخصتهای بزرگی انقلابی نیز که بنا بر دلایلی راه خود را از نظام جدا نمودند در مقابل کاریزمای امام و مقام معظم رهبری محلی از اعراب نداشتند .
اما جریان رهبری
نوابین جدید اقا امام زمان عج العیاذ بالله و سازمان دهی انان با اتکا به قدرت سیاسی و اعتقاد و ارادت شدید ملت ایران به ان لنگر اسمان و زمین و منجی عالم بشریت و نشر این مطلب که العیاذ بالله ارتباطاتی با اقا از طرف نواب ایشان و انتقال ان بصورت سلسله مراتب به اقای مشایی و حلقه های متصل به ایشان . میتواند قدرت عیر قایل توصیفی برای ایشان و حلقه های ارتباطیشان بوجود اورده . و اعمالی همچون قرار دادن صندلی خالی در جلسات و …. تحلیهای ناصواب و استفاده ابزاری از سخنان یزرگان در اثبات ظهور عنقریب اقا امام زمان براحتی برای عاشقان اقا امام زمان قائم ال محمد نه تنها قابل پذیرش بلکه ارزوی شیعیان جهت تحقق عدالت در جهان است و یار گیری در این خصوص .( بزبان ساده استفاده ابزاری از ارزوهای نهفته انسانهای مومن در قرون متمادی )
و با توجه به اینکه اقا ادعای مریبطین با خود در غیبت خود را کذاب دانسته و علم ظهور را جزء از طرف خداوند بزرگ برای کسی متصور
نیستند . لذا این اندیشه که مغایر با فلسفه انتظار برای تحقق عدالت است را مسیری منحرف دانسته که سعی در ابقا این دیگاه
بعنوان دیگاه غالب در کشور نموده و چندی پس از جا انداختن این دیگاه در بین عوام الناس مدعی میشوند که اقا فلان کس را بعنوان جانشین خود در زمین قرار داده انوقت اگر مخالفی با دیگاه غالب ابراز عقیده نماید نام انرا مخالف با اقا امام زمان گذشته و با تکیه بر این سخنان
و انان براحتی میتوانند پشت سنگری که پناه گرفته وبه حق اخرین هدف انهاست فعلا دست بهر کاری بزنند