چگونه با اسناد ویکی لیکس برخورد کنیم؟
چکیده :بنابراين در قوانين آمريکا پيش بينى نشده است که اگر کسى سندى را که جعلى نيست منتشر کند مجرم شناخته شود. ايالات متحده آمريکا افسر آمريکايى که درز دهنده اين اسناد بوده است را به اين دليل زندانى کرده است که از موقعيت خود سوءاستفاده و اين اسناد را به بيرون منتقل کرده است وگرنه در صحت اين اسناد تشکيکى نکرده...
حسن بهشتی پور
موضوعى که به نظر من درباره انتشار اسناد ويکى ليکس مهم است اين است که چگونه با محتواى اين اسناد برخورد کنيم. آيا مواد منتشره را سند بدانيم يا گزارش؟ واقعيت اين است که سايت ويکى ليکس مسئول محتواى اطلاعات منتشر شده نيست.
ويکى ليکس فقط اين اطلاعات را – چه سند باشند و چه گزارش- منتشر کرده است؛ اما مسئوليت محتواى آن با اين سايت نيست و مسئوليت آن با آمريکايىهايى است که اين اسناد به آنها مربوط مىشود.
محتواى اين اسناد هم سرى و به کلى سرى نيست، محرمانه و در برخى موارد هم خيلى محرمانه است. بنابر قوانين ايالات متحده آمريکا انتشار اين اسناد جرم محسوب نمىشود، اما آمريکايىها معتقدند که چون انتشار اين اسناد مىتواند جان شهروندان اين کشور را به خطر اندازد و موجب تهديد منافع ايالات متحده آمريکا مىشود جرم محسوب مىشود.
بنابراين در قوانين آمريکا پيش بينى نشده است که اگر کسى سندى را که جعلى نيست منتشر کند مجرم شناخته شود. ايالات متحده آمريکا افسر آمريکايى که درز دهنده اين اسناد بوده است را به اين دليل زندانى کرده است که از موقعيت خود سوءاستفاده و اين اسناد را به بيرون منتقل کرده است وگرنه در صحت اين اسناد تشکيکى نکرده است.
آنچه ما مىتوانيم درباره آن بحث کنيم اين است که ويکى ليکس اين اسناد را چگونه به دست آورده، چگونه منتشر مىکند و انگيزه و اهداف اين سايت از انتشار چنين اسنادى چيست؟ و پشت صحنه چه کسانى حامىانتشار اين اسناد هستند؟ درباره محتواى اين اسناد بايد توجه داشته باشيم که محتواى اين اسناد اگر دروغ است، دروغش به گزارش نويس آمريکايى بر مىگردد.
نکته بعدى که حائز اهميت است، اين است که زمانى که ما مىخواهيم درباره اين اسناد قضاوت کنيم، در يک طرف منافع ملى کشور خود را مىبينيم. يعنى من به عنوان يک فرد ايرانى قضاوتى دارم که ممکن است با قضاوت کارشناس فرانسوى و کارشناس انگليسى متفاوت باشد. من معتقدم که ما از اين اسناد وقتى که عليه منافع ملى ايران صحبت مىکند، بايد از انگيزه و اهداف طرف مقابل تحليل درستى داشته باشيم. چون آمريکايىها يا به دروغ اين گزارشها را به مسئولين خود داده اند يا راست گفته اند، اگر دروغ گفته باشند که تکليف معلوم است، اما اگر راست هم گفته باشند ممکن است که تحليل و قضاوت آنها درست نبوده باشد.
يعنى يک رفتار ايران يا يک کشور عربى را عليه ما تحليل کرده اند و به نتيجهاى رسيدند، ممکن است در قضاوت خود اشتباه کرده باشند. اما ما به عنوان يک ايرانى زمانى که دست به تحليل اين اسناد مىزنيم، اگر بگوييم کشورهاى عربى دشمن درجه يک ما هستند و تهديد امنيتى ايران هستند، خطا کرده ايم؛ چون هدف دشمن اين است که کشورهاى منطقه را به جان هم بيندازد و منطقه را بى ثبات کند. يعنى درگير شدن ايران با کشورهاى عربى در حال حاضر به نفع آمريکا و اسرائيل است و آنها از اين مسئله بهره بردارى مىکنند. بايد به اين نکته توجه داشت که وقتى در افکار عمومى موضوع اختلافات بين ايران و کشورهاى عربى و آن هم دولتهاى عربى را برجسته کنيم، اين به نفع ما نيست.
اگر امروز عربستان سعودى يک قرارداد 60 ميليارد دلارى با آمريکا منعقد مىکند، و مردم خود را از 60 ميليارد دلار رفاه و امکانات محروم مىکند، براى شرکتهاى اسلحه سازى آمريکايى کار ايجاد مىکند و در مقابل رفاه مردم عربستان از بين مىرود چون اين اسلحهها يا نابود مىشود يا اينکه در انبارها مىپوسند و وارد گردش اقتصادى نمىشود، در اين شرايط چرا عربستان تن به چنين قراردادى مىدهد؟ بنابراين بايد توجه داشته باشيم که در اين نوع مناسبات، نبايد وارد اين بازى شد که روز به روز تضاد بين ايران و کشورهاى عربى بيشتر شود. اين به نفع مردم دو کشور نيست. ولو اينکه عربها نا مهربانى کنند و در خفا کار خلافى انجام دهند.
ما بايد در ديپلماسى اعمالى خود، اين مسائل را حل و فصل کنيم و اين مسائل را به ديپلماسى اعلانى تسرى ندهيم. در هر حال ويکى ليکس نقطه عطفى در تاريخ روابط بين الملل است. از اين جهت که بخشهاى ديپلماسى پنهان را آشکار کرده است و از اين به بعد هر کس با طرفهاى آمريکايى وارد مذاکره و گفت و گو مىشود، مواظب است که ممکن است حرفهايش به بيرون درز کند.
منبع: دیپلماسی ایرانی














به نام خدا
سلام
بر فرض سند ویکی لیکس در مورد اینکه ملک عبدال.. خواستار حمله به ایران بوده است درست باشد. بیایید از دید او به این قضیه نگاه کنیم. ایران در دست حاکمیتی است که به شهروندان خود که شیعیان هستند_با عقاید حاکمیت عربستان مخالفند_ رحم نمیکند پس چه دلیلی دارد که در صورت دستیابی به بمب هسته ای به وهابیون عربستان رحم کند؟ فارغ از بخش قدرت طلبی هر حاکمیتی در جهان، این سئوال نیاز به جوابی منطقی دارد.
بسیار زیبا بود من کاملا با حرف های شما موافقم. اینکه ویکی لیکس مطلبی منتشر کرده که تحلیل منابع اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران و روابط ایران با کشور های همسایه هست درست است اما همانطور که در مطلب بالا اشاره شد . امکان دارد این تحلیل ها مغرزانه یا غلط باشند ( بالاخره آنها هم آدم هستند و اشتباه می کنند) . اما خوبی انتشار این اسناد این هست که ما هم به صورت رایگان به یک سری از تحلیل های آنها درباره ی خودمان آگاه میشیم. و می تونیم از آنها استفاده کنیم
ما چه بخواهیم ، یا نخواهیم سران مرتجع عربی ایران را دشمن درجه یک خود بحساب می آورند. دلیلش هم روشن است.از یک سو مقهور تمدن ایرانند، از طرفی هم عجم را برده و خراج گذار خود می خواهند.کینه ورزی و دشمنی دیرینه ای که اعراب بی تمدن نسبت به ایران عزیز و سرافراز دارند. از یک سو و خوی وحشی گری از سوی دیگر آنها را وادار میکند از هر فرصتی برای ضربه زدن به کشورمان استفاده کنند.من دو نمونه بیان میکنم ، اینکه ما هی بگوییم آنها برادر ما هستند. مشکلی را حل نخواهد کرد. زیرا آنان کینه عمیقی از ما دارند.(بی پرده بگویم اعراب ما را به برادری قبول نمی کنند،و دوست دارند ما ایرانیان برده و خراج گذاز آنان باشیم.) همه شاهدید که در میادین ورزشی بیشترین سرمایه گذاری را برای شکست تیم ایران متحمل می شوند اما در مقابل ضعیف ترین تیمها براحتی از پای در می آیند.
یا در جریان انتخابات سال گذشته،همانگونه که دیدید. چون همه میدانستند :هیچ دشمنی به اندازه (احمدی نژاد) نمیتواند تیشه به ریشه تمام دستاوردهای گرانبهای این سرزمین بزند، ودنیا را علیه ایران متحد کند، ومایه ذلت مردم در دادن امتیاز خزر و خلیج فارس شود، با اکثریت از او حمایت کردند. بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد برایش پیغام تبریک فرستادند.
در عین حال این هم درست نیست که با بی اهمیت جلو دادن این اسناد به رهبران عرب زحمت یک عذر خواهی رسمی هم ندهیم. وقتی رئیس جمهور میگوید مهم نیست که در این اسناد چه وجود دارد و خللی در روند سیاست ایران وارد نمیشود طبیعی است که رهبران عرب زحمت یک انکار و یا یک عذر خواهی را هم به خودشان نمیدهند و باز به رفتار منافقانه خود ادامه میدهند – یعنی در حالی که در ظاهر خود را دوست و همسایه ایران میخوانند در پنهان خواهان ” بریدن سر مار ” و حمله نظامی به ایران میشوند. آیا نباید به نادرست بودن اینکار پی ببرند و تبعات ادامه آن در آینده را بپذیرند؟ آیا نباید دوباره به آنان گوشزد کرد که در جنگ صدام علیه ایران آنها طرف صدام بودند؟ کی رسما از ایران عذر خواهی کردند؟ اینطور میشود که فکر میکنند میتوانند اسم تاریخی ” فارس ” را از خلیج همیشه فارس جدا بکنند! به جای سفر به دبی به کیش سفر کنیم و تا “کل ملت ایران” متمتع نشده اند به حج نرویم و هشت میلیارد دلار سرمایه سالانه آنرا صرف رسیدگی به محرومین کشورمان بکنیم.