اسناد و هدایای موزه ریاست جمهوری خاتمی در معرض نابودی است
چکیده :موزه یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی با دو هزار هدیه ای که سران کشورها و شخصیت های جهانی و مردم ایران و جهان در دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش به وی اهدا کرده اند، از آبان 84 تا کنون پلمب شده ودستیابی به اسناد و مدارک مرتبط به آن امکانپذیر نیست....
پارلمان نیوز در گزارشی با اشاره به پلمب پنج ساله موزه هدایای ریاست جمهوری سید محمد خاتمی نوشت:
موزه یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی با دو هزار هدیه ای که سران کشورها و شخصیت های جهانی و مردم ایران و جهان در دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش به وی اهدا کرده اند، از آبان 84 تا کنون پلمب شده ودستیابی به اسناد و مدارک مرتبط به آن امکانپذیر نیست. پلمب و بسته شدن موزه به دستور رحیم مشایی و در دوره ریاستش بر سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته و با رفتن وی از این سازمان نیز موزه همچنان بسته مانده است. با این وضع، نه مردم اجازه بازدید از موزه را دارند و نه هدایا به سازمان اسناد ملی (متولی موزه) تحویل داده می شود که حداقل در آن سازمان در امان بماند .
موزه هدایای ریاست جموری محمد خاتمی که در ۳ خرداد ۱۳۸۴ گشایش یافت، برای جمعآوری هدیههای رسمی و غیررسمی که در دوره ریاست ایشان تقدیم شدهاست در نظر گرفته شدهاست و سابقه ایجاد آن به دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای برمی گردد. موزه هدایای ریاست جموری آیت الله خامنه ای در موزه آستان قدس رضوی و هدایای دوران ریاست جموری آقای هاشمی رفسنجانی نیز در موزه هدایای رفسنجان نگهداری می شود. این هدایاشامل اسناد روابط سیاسی ایران است که اسناد ملی محسوب میشوند و زیر نظر سازمان اسناد و کتابخانه ملی مدیریت و حفاظت می شوند.
مکان موزه یادمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات و بنا به مصوبه هیات وزیران، مجموعه تاریخی سعدآباد تصویب شده بود اما با تغییر دولت و تغییر رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، برای اداره موزه مشکلاتی پیش آمد و موزه در آبان 84 تعطیل شد .
با تعطیلی موزه و عدم دسترسی به اسناد و هدایای موجود در موزه، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در راستای وظایف سازمانی خود ، پی گیری های مکرری برای تحویل هدایا انجام داده که به نتیجه ای منجر نشده است. در حال حاضر بنا به دستور و دخالت مستقیم رییس دفتر رییس جمهور از تحویل هدایای داخل این ساختما ن درمجموعه سعدآباد ، به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به عنوان متولی اصلی یادمان وموزه هدایا جلوگیری می شود و به نظر می رسد با خروج کارکنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی از سعدآباد این هدایای با ارزش در همان مکان و بدون نظارت سازمان متولی ، در معرض آسیب دیدگی یا مفقود شدن قرارگیرد .
32 سال از تاسیس نظام جمهوری اسلامی می گذرد ، طی این مدت، جامعه ایران با چهار رییس جمهور که هر یک بیش از یک دوره رییس جمهور بوده و بنابراین دوره ای طولانی و با ثبات داشته، روبرو بوده است. آیا نباید مجموعه ای تخصصی و فارغ از جنبه های سیاسی این هدایا و اسناد ومدارک رویدادهای تاریخی در دولت های پس از انقلاب را حفاظت و تدوین کند ؟ اگر چنین نشود مسلما این میراث مهم تاریخی دستخوش سلیقه مدیرانی خواهد شد که با همه چیز از جمله میراث انقلاب اسلامی ، سیاسی و در چارچوب مواضع جناحی و حزبی خود برخورد می کنند. کاش در مجلس، قانونی جامع در مورد حفظ مجموعه اسناد دولتی پس از انقلاب (با محوریت اسناد و هدایای روسای جمهورو روسای مجلس) تصویب می شد تا با در نظر گرفتن منافع ملی فرصتی پدید آید تا بهترین امکان را برای ارتقاء سطح بینش و دانش و خود آگاهی برای سیاستمداران ، پژوهشگران، کارشناسان و اهالی رسانه فراهم کند و از دیگر سو سلیقه ی افراد مانع از انهدام این اسناد دولتی و ملی بشود .














محمودخان مغول: آنها را میدهم در هاون بکوبند، اصل تاریخ انقلاب، با محمودخان شروع میشه!!! و تاریخ محمودی، به زودی مبنای مکاتبات خواهد شد. موزه هم فقط با هدایای خودمان، به رییس جمهور کمور و … میگیم هر کدامشون شونصدتا هدیه برامون بفرستن، دو برابر ؛ نه صد برابر باهاشون حساب میکنیم تا چشِ سنگال درآد.
کاش فقط همین اسناد بودند که در معرض نابودی بودند. کل میراث فرهنگی ما نابود شده و در دوران حکومت … به باد رفته. حتی موزه جواهرات سلطنتی بانک مرکزی که در جریان انقلاب با تمام قوا حفظ شده بود به تاراج رفته و بسیاری از جواهرات آن که سرمایه همه ملت است ناپدید شده و بسیاری از جواهراتی کنونی موجود در آن هم، بدل جواهر اصلی است.
محمودخان مغول: آنها را میدهم در هاون بکوبند، اصل تاریخ انقلاب، با محمودخان شروع میشه!!! و تاریخ محمودی، به زودی مبنای مکاتبات خواهد شد. موزه هم فقط با هدایای خودمان، به رییس جمهور کمور و … میگیم هر کدامشون شونصدتا هدیه برامون بفرستن، دو برابر ؛ نه صد برابر باهاشون حساب میکنیم تا چشِ سنگال درآد.
مـحـمـود نــامــه
سه محمود بر خاک ما تاختند
به تخریب این ملک پرداختند
یکی بود از غزنه ترکی عجیب
که داد او خدای سخن را فریب
دگر بود محود افغان تبار
که سرها برید و بکردش منار
در آخر آمد محمودی از گرمسار
که از حرف و کارش شدیم شرمسار
اگر بار دیگر در آید ز صندوقها
و فاطی کند نام او در بوقها
دگر کس در ایران نیابد قرار
نخواهد ماند چاره ای جز فرار
این همه خورده بذار یه گوشه از ثروتش هم نابود شه مگه چی میشه!