برادر شهید هاشمینژاد: علما و مراجع درباره مسائل جامعه، صریحتر موضع بگیرند
چکیده :برادر شهيد هاشمينژاد خواستار آن شد که علما و مراجع، صريحتر، قاطعتر و جديتر وارد صحنه شوند و نظر خود را درباره مسائل جامعه بیان کنند....
برادر شهيد هاشمينژاد خواستار آن شد که علما و مراجع، صريحتر، قاطعتر و جديتر وارد صحنه شوند و نظر خود را درباره مسائل جامعه بیان کنند.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام سيداحمدهاشمينژاد تصريح كرد: در بين علما و مراجع، آن دسته كه با مردم و همراه مردم هستند، طبعا نقش سازنده خود را در زندگي مردم ايفا ميكنند.
وي با اشاره به گفتاري از شهيد مطهري افزود: مرحوم مطهري فرمودند كه برخي علماي اهل تسنن چون از نظر اقتصادي وابسته به حكومتها هستند، به همين جهت با نظامهاي حاكم درگير نميشوند و مبارزه نميكنند، ولي به راحتي ميتوانند با خرافات رايج بين مردم مبارزه كنند، ولي در بين علماي شيعه، اين مساله برعكس است يعني چون از نظر اقتصادي وابسته به حكومتها نيستند؛ لذا در طول تاريخ با حكومتهايي كه در راستاي منافع مردم و جامعه نبودند به راحتي مبارزه ميكردند، ولي ميبينيم كه با خرافاتي كه در بين مردم است، بعضا به سختي مبارزه ميكنند؛ چراكه از نظر اقتصادي وابسته به توده مردم هستند.
برادر شهيد هاشمينژاد افزود: امام علي (ع) در نهجالبلاغه ميفرمايند كه خداوند از علما تعهد گرفته است كه در مقابل سيري سرمايهداران جامعه و گرسنگي گرسنگان بيتفاوت نباشند، يعني مراجع و علما در هر جامعهاي به ويژه در جامعه شيعي در مقابل جامعه و مردم مسوولند و بايد در هر مسالهاي بتوانند اظهارنظر كنند و حرف خود را بزنند و ملاحظه كاري در ابراز عقيده و گفتن حق نبايد در بين آنها وجود داشته باشد.
وي در ادامه بر لزوم اظهارنظر مراجع در مورد مسايل مختلف جامعه و بيان كلام حق از سوي آنها تاكيد كرد و گفت: اگر علما و مراجع تشخيص ميدهند كه مطلبي، به حق است، بايد نظر خود را بيان كنند؛ چراكه سكوت در برابر اين مسايل جايز نيست؛ البته بحث مصالح عمومي جامعه و نظام نيز مطرح است، ولي نبايد حق، فداي اين مسايل شود. نميشود به بهانههاي مختلف، حقيقت را بيان نكرد و اينكه مثلا گفته شود كه گفتن فلان حرف حق به مصلحت نيست، قابل توجيه نيست.
اين فعال سياسي با اشاره به روابط ميان نخبگان و روحانيت جامعه خاطرنشان كرد: مثلا در مورد مسالهاي نظير موسيقي، افراد مختلف اعم از روحاني و غيرروحاني اظهار نظر ميكنند. در اينجا نظر آقايان اين است كه هركس بايد به فتواي مرجع تقليد خود عمل كند، ولي برخي ديگر معتقدند كه در اينگونه مسايل، حكم حكومتي مطرح است و مثلا وقتي صداوسيما ميخواهد نسبت به پخش موسيقي اقدام كند، نظر حكومتي لازم است؛ چراكه مراجع مختلف نظرات متفاوتي دارند؛ بنابراين ضمن محترم شمردن نظر مراجع، اجراي اينگونه مسايل را منوط به نظر حاكم شرع ميدانند.
هاشمي نژاد تاكيد كرد: بايد تعاملي بين روحانيون، روشنفكران، نخبگان و كساني كه در مورد مسايل مختلف اظهار نظر ميكنند وجود داشته باشد. طبق قانون اساسي هر كسي حق دارد و در چارچوب قانون ميتواند حرف خود را مطرح و اظهار نظر كند و اگر باب طبع عدهاي نبود، فضا سازي، جوسازي و تخريب را نبايد پيش بگيرند، بلكه بايد مستدل و منطقي پاسخ دهند و نقد كنند تا جامعه بتواند تصميم بگيرد و تشخيص دهد چه كسي حق و چه كسي ناحق ميگويد.
وي با بيان اينكه “هيچ چيز نبايد مانع بيان حق و حقيقت شود”، تصريح كرد: اگر علما و مراجع در مورد مسايل مختلف جامعه، تشخيص حق و ناحق ميدهند، بايد حتما اظهارنظر كنند و هيچگاه نبايد حقيقت را فداي مصلحت كرد؛ چراكه اين كار در گام اول به جايگاه خود روحانيت ضربه ميزند؛ بنابراين اميدوارم هيچ موضوعي مانع از بيان حقيقت توسط علما و روحانيون متعهد و انقلابي و بخصوص مراجع تقليد نشود؛ چراكه اين وظيفهاي است كه خداوند بر دوش آنها گذاشته است و بايد به تكليف خود عمل كنند.
اين فعال سياسي در پايان اظهار كرد: من معتقدم كه علما و مراجع، نظرات خود را ابراز ميكنند، ولي لازم است كه صريحتر، قاطعتر و جديتر وارد صحنه شوند و به وظايف ديني خود عمل كنند. به صرف اينكه چون برخي مسايل در جامعه مطرح است، پس به وظيفه خود عمل نكنيم، توجيه درستي نيست و اين مسايل ارتباطي با يكديگر ندارند و بايد به وظيفه خود عمل كنند.














ایشون نمیدونند نهجالبلاغه توی کشور ما که مثلا اسلامی جایی نداره؟ حضرت علی اگه میخواست مثل این شکم پرستان باشه اسمش تو تاریخ ثبت نمیشد کجای این حکومت اسلامی؟ حکومت فساد جور ظلم حتی با حکومت یزید هم قابل مقایسه نیست زنان از فقر دست به تن فروشی میزنن بچه ها به کارهای فساد سوق داده میشن. مسئولین …. از قدرت دنیوی نیم نگاهی به زندگی پس از مرگشان ندارند.
…
اما بعد!خداوند،براى من،بر شما،به واسطه سر پرستى امورتان حقى قرار داده، و در مقابل، براى شما همانند آن حقى بر گردن من گذاشته استبنابراين دائره حق در توصيف ودر مرحله سخن از هر چيز وسيعتر است ولى به هنگام عمل كم وسعتترين دائرههاست.حق به نفع كسى جريان نمىيابد جزاينكه در مقابل برايش«مسئوليتى»به وجود مىآورد.و حق بر زيان كسى جارى نمىشود جزاينكه به همان اندازه به سود او جريان مىيابد.و اگر قرار بود حق به سود كسى جريان يابدو مسئوليتبرايش ايجاد نكند اين مخصوص خداوند بود،نه مخلوقش،و اين بواسطه قدرتشبر بندگان و عدالتش در تمام چيزهائى كه فرمانش بر آنها جريان دارد،خواهد بود،اما(درعين حال)خداوند حق خود را بر بندگان اين قرار داده كه اطاعتش كنند و در برابر،پاداشآنان را حقى بر خود بطور تفضل چندين برابر قرار داده،و حتى،بيشتر از آن،براى كسانىكه اهلش باشند مقرر فرموده است.
حقوق زمامداران بر رعيت و به عكسسپس خداوند از حقوقى كه قرار داده حق بعضى از مردم را بر بعضى ديگر است و آن را از هرنظر براى افراد مساوى قرار داده است.بعضى از اين حقوق بعضى ديگر را به دنبال دارد،و بعضىاز اين حقوق حتما در پى حق ديگرى است. (چنانكه اگر زمامدار مثلا عدالت نكند حق اطاعتندارد)از ميان حقوق خداوند بزرگترين حقى را كه فرض شمرده استحق والى و زمامداربر رعيت،و حق رعيتبر والى و حاكم است. اين فريضهاى است كه خداوند براى هر يك اززمامداران و رعايا بر ديگرى قرار داده است و آن را نظام الفت و پيوستگى آنان با يكديگرو عزت و نيرومندى دينشان گردانيده.بنابراين رعيت هرگز اصلاح نمىشود جز با اصلاحشدن واليان و زمامداران.و زمامداران اصلاح نمىگردند جز با رو براه بودن رعايا،پسآنگاه كه رعيتحق حكومت را اداء كند و حكومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد،حقدر ميانشان قوى و نيرومند خواهد شد،و جادههاى دين صاف و بى دست انداز مىگردد، نشانه و علامتهاى عدالت اعتدال مىپذيرد و راه و رسمها درست در مجراى خويش بهكار مىافتد،بدين ترتيب زمان صالح مىشود،به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنانمايوس خواهند شد.اما آنگاه كه رعيتبر والى خويش چيره گردد و يا رئيس كومتبررعايا اجحاف نمايد نظام بر هم مىخورد نشانههاى ستم و جور اشكار خواهد گرديد، دستبرد در برنامههاى دينى بسيار مىشود،وجادههاى وسيع سنن و آداب مذهبى متروك خواهد ماند،بر طبق ميل و هوا عمل مىكنند واحكام خداوند تعطيل مىگردد،و بيماريهاى اخلاقى بسيار خواهد شد(مردم)از حقوق بزرگىكه تعطيل مىشود و باطلهاى عظيمى كه رواج مىيابد وحشتى نمىكنند در چنين وضعىنيكان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند،و مجازاتهاى الهى بر بندگانبزرك مىنمايد(در حالى كه اين كيفرها را با اعمال خود به وجود آوردهاند) در اين هنگام بر شما لازم است كه يكديگر را بر اداء اين حقوق نصيحت كنيد و به خوبىدر انجام آن همكارى نمائيد!(اما در عين حال بدانيد) هيچكس-گرچه سخت در بدستآوردن خشنودى خداوند حريص باشد و در اين راه آنچه مىتواند تلاش كند-نمىتوانداطاعتى كه شايسته مقام خداوند است انجام دهد.بلى از حقوق واجب خداوند بر بندگان ايناست كه به اندازه توانائى خود در خير خواهى و صيحتبندگانش كوشش كنند،و در راهبرقرارى حق در ميان خود،همكارى نمايند(و نيز توجه داشته باشيد)هيچگاه نمىتوانكسى را يافت-هر چند در مقام و منزلت،بزرك باشد و سابقهدار در دين-در انجام حقى كهبه عهده دارد نياز به كمك نداشته باشد.و همچنين هرگز كسى را نتوان پيدا نمود-هر چند مردماو را كوچك شمارند و با چشم حقارت وى را بنگرند-كه در كمك كردن به حق يا كمك بهاو در انجام حق از او بى نياز بود.
اينجا يكى از ياران امام(به پا خاست)و با سخنى طولانى كه در آن فراوان آنحضرترا ستود،به امام پاسخ مثبت داد و اطاعت و شنوائى خويش را در همه حال از دستوراتآنحضرت اعلام كرد.امام(ع)در اينجا فرمود:
سزاوار است آن كس كه جلال خداوند در نظرش بزرك،و مقام او در قلبش پر عظمتاست همه چيز جز خداوند در نظرش كوچك جلوه كند،و سزاوارترين كسى كه چنين است، آن كس است كه نعمتخداوند بر او بزرگ و مشمول لطف و احسان خاص او گرديده،زيرا هر قدر نعمتخدا بر كسى افزونتر گردد حق او(به همان نسبت)بيشتر ميشود.
و(بدانيد)از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنها فريفتهتفاخر گشته و كارشان شكل برترى جوئى به خود گرفته،من از اين ناراحتم كه حتى در ذهنشما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم،و از شنيدن آن لذت مىبرم. من-بهحمد الله-چنين نيستم و اگر(فرضا)دوست هم مىداشتم،بخاطر خضوع در برابر ذات پرعظمت و كبريائى خدا-كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتر است-،آن را ترك گفتم.
گاهى هست كه مردم ستودن افراد را بخاطر مجاهدهها و تلاشهايشان لازم مىشمرند(واين براى مردم بىعيب است اما من از شما مىخواهم)مرا با سخنان جالب خود نستائيد(و اينكهمىبينيد در راه اجراى فرمان خداوند تلاش مىكنم)براى اين است كه:مىخواهم خود رااز مسئوليتحقوقى كه بر گردنم هستخارج سازم:حقوقى كه خداوند و شما بر گردنم داريدو هنوز كاملا از انجام آنها فراغت نيافتهام،و واجباتى كه به جاى نياورده،و بايد به مرحله اجراء گذارم بنابراين آنگونه كه با زمامداران ستمگر سخن مىگوئيد با من سخن مگوئيد،و آنچنانكه درپيشگاه حكام خشمگين و جبار خود را جمع و جور مىكنيد،در حضور من نباشيد و به طور تصنعى(و منافقانه)با من رفتار منمائيد،و هرگز گمان مبريد در مورد حقى كه به من پيشنهاد كردهايدكندى ورزم(يا ناراحتشوم)و نه اينكه خيال كنيد مى در پى بزرك ساختن خويشتنم،زيراكسى كه شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالتبه او برايش مشكل باشد عمل به آن براى وىمشكلتر است!با توجه به اين،از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز،خوددارى مكنيدزيرا من(شخصا به عنوان يك انسان)خويشتن را مافوق آنكه اشتباه كنم نمىدانم[2]و از آندر كارهايم ايمن نيستم،مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند.من و شما بندگان و مملوك خداوندىهستيم كه جز او خدائى نيست،او آنچنان در وجود ما تصرف دارد كه ما بدانگونه قدرتتصرف در خويش را نداريم خداوند ما را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگارىآورد،به جاى ضلالت هدايتبخشيد و پس از نابينائى و كوردلى بصيرت و بينائى عطا كرد.