درسهای «رساله حقوق» امام سجاد برای روزگار ما
چکیده :ای کاش مدعیان دین داری و کسانی که امروز رفتارها و سیاست های خود را منبعث از دین و شریعت می دانند، در این غوغاهای سیاسی نیم نگاهی به رساله حقوق امام سجاد می انداختند تا شان و منزلتی که آن امام برای حقوق انسان ها با هر فکر و اعتقادی، قائل است را ببینند ......
معصومه ابتکار
امروز (جمعه 10 دی ماه) مصادف با رحلت امام سجاد، روزی است که زیباترین روح پرستنده از میان دوستدارانش رفت. اما به نظر می رسد در میان میراث گرانقدر علی بن الحسين(ع) و شهرتی که دعاهای زیبای ایشان دارد، رساله حقوق امام چهارم شیعیان با جایگاهی برجسته، مغفول مانده است.
امام سجاد در رساله حقوق، حدود 50 مورد حق انسانی، اجتماعی و سیاسی از ابعاد مختلف را بیان کرده است.
در بحث حقوق اجتماعی به موارد متعددی مانند حق همنشین، حق همسایه، حق شریک و … اشاره کرده اند. مثلا: حق معاشر اين است كه او را فريب ندهى، با او نيرنگ نكنى، به او دروغ نگويى، او را اغفال نكنى و با او از در مكر و خدعه وارد نشوى و همانند دشمنى كه حد نگه نمى دارد، عليه او كارشكنى ننمايى و اگر به تو اعتماد كرد، به نفع او بكوشى و بدانى كه مغبون كردن او و سوءاستفاده از اعتماد او مانند ريا است.
امام سجاد از حقوق مردم در نظام سیاسی اینگونه یاد می کنند: حقوق مردم كه تحت مديريت و حكومت تو به سر مى برند اين است كه بدانى تو در پرتو برخى ويژگي ها و توانمندي ها بر آنان فرمانروايى يافته اى، پس سزاوار است كه از موقعيت فرمانپذيرى آنان سوء استفاده نكرده، بر ايشان رحم آورى و آنان را مورد حمايت و شكيبايى قرار دهى .قدرت خويش را با لطف و رحمت به بندگان خدا بياميزى و از اين طريق خداوند را سپاسگزارى…
در مبحث قضاوت در مورد دیگری، امام می گویند: كسى كه واسطه شر شده و به وسيله او امرى ناگوار به تو رسيده است، حقش اين است كه اگر به عمد بوده، از او بگذرى تا با عفو تو، ريشه بدى و بدخواهى كنده شود و هم نشان ادب و اخلاق والاى تو باشد. خداوند مى فرمايد: آنان كه پس از ستم ديدن درصدد انتقام برآيند مورد تعرض قرار نمى گيرند و … البته آن كس كه از انتقام چشم بپوشد و صبر كند نشان اراده محكم اوست، و نيز خداوند مى فرمايد: اگر انتقام مى گيريد به قدر ستمى كه ديده ايد انتقام بگيريد و اگر صبر كنيد البته بهتر است. اما اگر عمدى در كار نبوده و آن شخص ندانسته و ناخواسته به تو جفا كرده است، نبايد در فكر انتقام باشى و نبايد خطا را با عمد مكافات دهى بلكه با شيوه اى شايسته او را از كردارش بازگردان.
رساله حقوق امام سجاد(ع) به جزییات و دقایق حقوق اقشار مختلف اجتماعی پرداخته و در جای خود منشور تمام عیاری از حقوق بشر است. حق در این رساله اختصاص به مومنین و دین داران ندارد، بلکه برای همه آحاد جامعه حتی صاحبان دیدگاههای متفاوت و سایر ادیان تدوین شده است.
این رساله نشانگر اعتقاد امام به مشی برادری و همدلی و عدالت و عطوفت و رحمت است و هیچ نشانی از خشونت و حس انتقامجویی و اقتدار و جبر در کلام ایشان دیده نمی شود. این در حالیست که همه توقع دارند علی بن الحسین انتقام گیرنده خون پدر، عمو و عموزاده هایش باشد. اما ایشان اگر چه از علویان پشتیبانی می کند ولی با مشی مختار ثقفی مبتنی بر انتقام جویی همراهی ندارد. در مقابل به خاطر احساس خطر نسبت به وجود شکاف های عمیق اجتماعی، مبنای کار خود را بازگشت به فضای اخلاقی و فضایل انسانی – که حکام وقت از آن بی خبر بودند – قرار می دهد.
ای کاش مدعیان دین داری و کسانی که امروز رفتارها و سیاست های خود را منبعث از دین و شریعت می دانند، در این غوغاهای سیاسی نیم نگاهی به رساله حقوق امام سجاد می انداختند تا شان و منزلتی که آن امام برای حقوق انسان ها با هر فکر و اعتقادی، قائل است را ببینند … بلکه پند گیرند …














پرسش: اجازه بدهید ببینیم که امام سجاد(ع) چرا بعد از برادر در جنگ شرکت نکرد؟ آیا پیام عاشورا را درک نکرد؟ چرا ….؟ و چرا پس از حسینبن علی(ع) و واقعهی عاشورا، زنده ماند!!! نکند جزء خواصی بوده که بصیرتش کافی نبوده!!! بگذارید تا پیش شیخ ما بیاید و گزینش شود، شاید …!؟
اما بعد!خداوند،براى من،بر شما،به واسطه سر پرستى امورتان حقى قرار داده، و در مقابل، براى شما همانند آن حقى بر گردن من گذاشته استبنابراين دائره حق در توصيف ودر مرحله سخن از هر چيز وسيعتر است ولى به هنگام عمل كم وسعتترين دائرههاست.حق به نفع كسى جريان نمىيابد جزاينكه در مقابل برايش«مسئوليتى»به وجود مىآورد.و حق بر زيان كسى جارى نمىشود جزاينكه به همان اندازه به سود او جريان مىيابد.و اگر قرار بود حق به سود كسى جريان يابدو مسئوليتبرايش ايجاد نكند اين مخصوص خداوند بود،نه مخلوقش،و اين بواسطه قدرتشبر بندگان و عدالتش در تمام چيزهائى كه فرمانش بر آنها جريان دارد،خواهد بود،اما(درعين حال)خداوند حق خود را بر بندگان اين قرار داده كه اطاعتش كنند و در برابر،پاداشآنان را حقى بر خود بطور تفضل چندين برابر قرار داده،و حتى،بيشتر از آن،براى كسانىكه اهلش باشند مقرر فرموده است.
حقوق زمامداران بر رعيت و به عكسسپس خداوند از حقوقى كه قرار داده حق بعضى از مردم را بر بعضى ديگر است و آن را از هرنظر براى افراد مساوى قرار داده است.بعضى از اين حقوق بعضى ديگر را به دنبال دارد،و بعضىاز اين حقوق حتما در پى حق ديگرى است. (چنانكه اگر زمامدار مثلا عدالت نكند حق اطاعتندارد)از ميان حقوق خداوند بزرگترين حقى را كه فرض شمرده استحق والى و زمامداربر رعيت،و حق رعيتبر والى و حاكم است. اين فريضهاى است كه خداوند براى هر يك اززمامداران و رعايا بر ديگرى قرار داده است و آن را نظام الفت و پيوستگى آنان با يكديگرو عزت و نيرومندى دينشان گردانيده.بنابراين رعيت هرگز اصلاح نمىشود جز با اصلاحشدن واليان و زمامداران.و زمامداران اصلاح نمىگردند جز با رو براه بودن رعايا،پسآنگاه كه رعيتحق حكومت را اداء كند و حكومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد،حقدر ميانشان قوى و نيرومند خواهد شد،و جادههاى دين صاف و بى دست انداز مىگردد، نشانه و علامتهاى عدالت اعتدال مىپذيرد و راه و رسمها درست در مجراى خويش بهكار مىافتد،بدين ترتيب زمان صالح مىشود،به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنانمايوس خواهند شد.اما آنگاه كه رعيتبر والى خويش چيره گردد و يا رئيس كومتبررعايا اجحاف نمايد نظام بر هم مىخورد نشانههاى ستم و جور اشكار خواهد گرديد، دستبرد در برنامههاى دينى بسيار مىشود،وجادههاى وسيع سنن و آداب مذهبى متروك خواهد ماند،بر طبق ميل و هوا عمل مىكنند واحكام خداوند تعطيل مىگردد،و بيماريهاى اخلاقى بسيار خواهد شد(مردم)از حقوق بزرگىكه تعطيل مىشود و باطلهاى عظيمى كه رواج مىيابد وحشتى نمىكنند در چنين وضعىنيكان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند،و مجازاتهاى الهى بر بندگانبزرك مىنمايد(در حالى كه اين كيفرها را با اعمال خود به وجود آوردهاند) در اين هنگام بر شما لازم است كه يكديگر را بر اداء اين حقوق نصيحت كنيد و به خوبىدر انجام آن همكارى نمائيد!(اما در عين حال بدانيد) هيچكس-گرچه سخت در بدستآوردن خشنودى خداوند حريص باشد و در اين راه آنچه مىتواند تلاش كند-نمىتوانداطاعتى كه شايسته مقام خداوند است انجام دهد.بلى از حقوق واجب خداوند بر بندگان ايناست كه به اندازه توانائى خود در خير خواهى و صيحتبندگانش كوشش كنند،و در راهبرقرارى حق در ميان خود،همكارى نمايند(و نيز توجه داشته باشيد)هيچگاه نمىتوانكسى را يافت-هر چند در مقام و منزلت،بزرك باشد و سابقهدار در دين-در انجام حقى كهبه عهده دارد نياز به كمك نداشته باشد.و همچنين هرگز كسى را نتوان پيدا نمود-هر چند مردماو را كوچك شمارند و با چشم حقارت وى را بنگرند-كه در كمك كردن به حق يا كمك بهاو در انجام حق از او بى نياز بود.
اينجا يكى از ياران امام(به پا خاست)و با سخنى طولانى كه در آن فراوان آنحضرترا ستود،به امام پاسخ مثبت داد و اطاعت و شنوائى خويش را در همه حال از دستوراتآنحضرت اعلام كرد.امام(ع)در اينجا فرمود:
سزاوار است آن كس كه جلال خداوند در نظرش بزرك،و مقام او در قلبش پر عظمتاست همه چيز جز خداوند در نظرش كوچك جلوه كند،و سزاوارترين كسى كه چنين است، آن كس است كه نعمتخداوند بر او بزرگ و مشمول لطف و احسان خاص او گرديده،زيرا هر قدر نعمتخدا بر كسى افزونتر گردد حق او(به همان نسبت)بيشتر ميشود.
و(بدانيد)از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنها فريفتهتفاخر گشته و كارشان شكل برترى جوئى به خود گرفته،من از اين ناراحتم كه حتى در ذهنشما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم،و از شنيدن آن لذت مىبرم. من-بهحمد الله-چنين نيستم و اگر(فرضا)دوست هم مىداشتم،بخاطر خضوع در برابر ذات پرعظمت و كبريائى خدا-كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتر است-،آن را ترك گفتم.
گاهى هست كه مردم ستودن افراد را بخاطر مجاهدهها و تلاشهايشان لازم مىشمرند(واين براى مردم بىعيب است اما من از شما مىخواهم)مرا با سخنان جالب خود نستائيد(و اينكهمىبينيد در راه اجراى فرمان خداوند تلاش مىكنم)براى اين است كه:مىخواهم خود رااز مسئوليتحقوقى كه بر گردنم هستخارج سازم:حقوقى كه خداوند و شما بر گردنم داريدو هنوز كاملا از انجام آنها فراغت نيافتهام،و واجباتى كه به جاى نياورده،و بايد به مرحله اجراء گذارم بنابراين آنگونه كه با زمامداران ستمگر سخن مىگوئيد با من سخن مگوئيد،و آنچنانكه درپيشگاه حكام خشمگين و جبار خود را جمع و جور مىكنيد،در حضور من نباشيد و به طور تصنعى(و منافقانه)با من رفتار منمائيد،و هرگز گمان مبريد در مورد حقى كه به من پيشنهاد كردهايدكندى ورزم(يا ناراحتشوم)و نه اينكه خيال كنيد مى در پى بزرك ساختن خويشتنم،زيراكسى كه شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالتبه او برايش مشكل باشد عمل به آن براى وىمشكلتر است!با توجه به اين،از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت آميز،خوددارى مكنيدزيرا من(شخصا به عنوان يك انسان)خويشتن را مافوق آنكه اشتباه كنم نمىدانم[2]و از آندر كارهايم ايمن نيستم،مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند.من و شما بندگان و مملوك خداوندىهستيم كه جز او خدائى نيست،او آنچنان در وجود ما تصرف دارد كه ما بدانگونه قدرتتصرف در خويش را نداريم خداوند ما را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگارىآورد،به جاى ضلالت هدايتبخشيد و پس از نابينائى و كوردلى بصيرت و بينائى عطا كرد.
خانم ابتکار حرمت مردم زمانی محقق و لازم است که آنان اهل توطئه نباشند شما که اهداف خاصی را از نوشتن این مطلب داری می فهمی که منظورت از بکار بردن مردم چه کسانی هستند البته ما نیز می فهمیم. در هیچ کشوری به خائن و توطئه گر شکلات نمی دن.
به نام خدا
سلام
نظریه حقوق امامن ما در کتاب تحف العقول آمده است. اسلام اینها به قول یک بنده خدایی کمونیست است :” به هیچ کس رحم نمیکنند.”
به نام خدا
سلام
هشدار !!! دوستان سبز من یک هشدار جدی : ترجمه آقای احمد جنتی را نخرید. بسیار تغییر معنایی را به صورت داخل پرانتز دارد و حتی برخی از بخشهای سخنان امامان را در متن ترجمه نیاورده اند !!! جل الخالق گیر چه …. افتاده ایم. با همه بی شرف گری دست از ائمه هم بر نمیدارد.
کسانی که با پایداریشان از حقوق مظلومان دفاع می کنند، علاوه بر اینکه علم و آگاهی خویش را که پروردگار بی همتا در اختیارشان قرار داده با دیگران به اشتراک می گذارند، بر گردن آنها حق خواهند داشت. آزادگان پیشکسوت پیروز باشید.